توسعه منطقه، جهان خارج، نفت وگاز

متمرکز نموده بود که از سوي آذربايجان ،ترکيه وحتي گرجستاندر محاصره وبن بست جغرافيائي قرار داشت.از سوي ديگر به دليل شرايط ناشي از استقلال در وضعيت بد اقتصادي ووضعيت نامشخص سياسي قرار داشت.طبيعي است که در اين فضا ودر اين شرايط وجود يک کشور قدرتمند با حداقل فاصله سرزميني وبا مسافت نزديک براي مبادلات تجاري،که حاضر به کمک وتلاش براي رهائي کشور همسايه از وضعيت ياد شده مي باشد براي ارمنستان فوق تصور وحکم يک معجزه را داشت.از همين رو قابل درک است که ارمنستان به صورت کاملا باز در خصوص مسايل سياسي با ايران وارد عمل شود چون به شدت نيازمند حمايت سياسي واقتصادي آن مي باشد.ايران پس از قدري تاخير واتخاذ تصميم به برقراري روابط در بهمن1370سفر وزير امور خارجه به ايران را پذيرفت
2-مرحله تثبيت ونهادينه شدن برخي از ساختارهاي سياسي واقتصادي ارمنستان(از1373تا1376) : پس از برقراري آتش بس در جنگ قره باغ در 11ماه مه 1994(اول ارديبهشت1373)ميان دو کشور درگير,ارمنستان دوراني از تلاش براي بهبود وضعيت سياسيوبازسازي ساختارهاي اقتصادي خود را آغاز نمود.لئون تر پطروسيان ,رئيس جمهوروقت ارمنستان با توجه به توفيقي که از طريق دخالت سازمان امنيت وهمکاري اروپا باحفظ وضع موجود در قره باغ وبرقراري آتش بس به دست آورده بودنسبت به درخواست مساعدت از کشورهاي غربي براي بازسازي سيستم اقتصادي اقدام نمودوهمزمان اقداماتي را نيز براي برقراري ارتباط با مقامات آذربايجان ومشارکت در طرح هاي انتقال منابع نفت وراه هاي مواصلاتي قفقاز به عمل آورد.در ايران نيز با خاتمه عملي درگيري در قره باغ زمينه توجه جدي به ارمنستان فراهم شد.روابط دوکشور از سال 1373به سفارت ارتقاءيافت وملاقات سران دو کشور نيز ادامه يافت 3-مرحله خروج تدريجي ارمنستان از انزوا واتخاذ رويکرد غربي (1376تا1378) :
طي اين سالها ارمنستان در جهت جلب نظر غرب نسبت به گسترش روابط باآمريکا وبرقراري روابط با رژيم صهيونيستي اقدام نمودوسرديهايي نيز در پيگيري روابط با ايران از خود نشان داد.در ايران نيز ضعف هاي ساختاري در برخي وزارتخانه ها وعدم تصميم جدي براي ورود به صحنه ارمنستان باعث مضاعف شدن اثرات منفي در روابط فيمابين شد.در محيط داخلي ارمنستان نيز در زمستان 1376رئيس جمهوري قبلي با فشارنيروهاي تندرو استعفا نمود وکوچاريان انتدا به کفالت رياست جمهوري وسپس با پيروزي در انتخابات به مقام رياست جمهوري ارمنستان رسيد.درطي اين دوره مشکلات داخلي ورويکردهاي ارمنستان از يک سو وعدم فعاليت جدي بخش هاي مختلف ايران از سوي ديگر باعث شده بود تا ارامنه با وجود تمام علائق تاريخي وفرهنگي وخواست عموم مردم ،تا حد زيادي نسبت به روابط فيمابين دلسرد شده ودر اين ميان جناح هاي مخالف ارتباط با ايران ومجالفين خارجي اين روابط ,فعال تر شده عملا فضاي ميان دو کشور در اختيار رقيبان سياسي واقتصادي قرار بگيرد
4-مرحله فعال شدن ارتباطات دوجانبه (از اواسط سال1378تاکنون ) :
دراين مرحله مولفه هاي جديد وارد عرصه روابط شده وباعث ارتقاءکمي وکيفي آن گرديده است.تغيير نگرش نهادهاي مسئول در ايران نسبت به ارمنستان وتصميم به برنامه ريزي واقدام جدي در صحنه با توجه به برنامه ها واهداف بازيگران مختلف در آن کشور.افزايش نياز امنيتي واقتصادي ارمنستان به همکاريهاي اقتصادي در منطقه با تجديد نظر در ارتباطات خارجي وتوجه به محور ايران -ارمنستان -اروپا از طريق پروژه هاي اقتصادي ومحور ايران -ارمنستان-روسيه در امور امنيتي .در بخش اول از جمله تغيير وبهبود مديريت کاردار نمايندگي ايران در ايروان ،تلاش براي انتقال سريع اطلاعات صحنه به کشور واتصال به ساختارهاي سياسي وتصميم گيري وفعال سازي آنها در کشور ،فعال سازي تمامي بخش هاي اقتصادي مرتبط با صحنه وتبادل هيئت هاي کاري مورد توجه واقدام قرار گرفته است.در بخش دوم نيز رشد بيکاري ومهاجرت ,عدم رونق اقتصادي ،تداوم مشکلات ناشي از بحران قره باغ ،عدم سهيم شدن ارمنستان در طرح هاي انرژي وتوسعه منطقه باعث توجه ارمنستان به محور روسيه -ايران واروپا-ايران گرديده تابا فعال سازي وعضويت درآنها نتلايج مثبتي را دريافت دارد(صديق،1383:147-142) .

3-2-2-عوامل گسترش روابط ايران با ارمنستان :
3-2-2-1عوامل منطقه اي درگسترش روابط ايران با ارمنستان :
1-محصور بودن ارمنستان در خشکي :
قسمت اعظم مرزهاي ارمنستان با مرزهاي آذربايجان وترکيه يعني کشورهائي که در بسياري از جهات ارمنستان را از تماس با ساير کشورها محروم مي ساختند مشترک بود هم مرزي با گرجستان هم به عنوان روزنه اميدي نمي توانست باشد.بنابراين ,اين جمهوري پس از به دست آوردن استقلال به مسير اختلافات طولاني کشوري وبين ملتي کشيده شد.بدين ترتيب تنها اميد ارتباط با جهان خارج مرز خشکي با ايران در منطقه شهر مگري بود.کشور ارمنستان کشوري محصور در خشکي است که براي ارتباط به آبهاي آزاد نياز به عبور از کشورهاي ساحلي دارد.ارمنستان با وجود محاصره از سوي آذربايجان ارتباط سياسي نامساعد با ترکيه ومعضلات در گرجستان تقريبا بطور کامل متکي به مسير ايران است.
2-بحران قره باغ کوهستاني:
استان خودمختارقره باغ از شمال دره ارساز طرف جن
وب به ايران تسلط دارد وچون دژي استوار مي تواند سدي در مقابل نفوذ نظامي وايدئولوژيکي جنوب باشد از طرف شرق اين توده کوهستاني ورفيع با تسلط بردشت قره باغ ودشت مغان مي تواند به عنوان مرکز ديده باني ودفاعي در مقابل آذربايجان ,درياي خزر وآسياي مرکزي باشد .از سمت غرب از طريق دالان لاچين با ارمنستان ودر نتيجه با گرجستان ودرياي سياه ارتباط پيدا مي کند . اين توده کوهستاني محل تلاقي دو جهان بيني (اسلام ومسيحيت )است وهمچنين محل تلاقي دو جهان ديگر قومي ,زباني است .جهان ترک وجهان غيرترک .در اين منطقه از جهان ايدئولوژيکي که با آن تلاقي پيدا مي کند,در صورت عدم وجود ارمنستان که به عنوان منطقه اي حايل در اين ميان به ايفاي نقش مي پردازد ,جهان ترک از غرب چين تا شمال غرب ترکيه ادامه مي يافت .
3-تقابل منافع ترکيه با ايران در منطقه :
با توجه به تاريخچه منطقه قفقاز وعملکرد هاي اين کشورها در منطقه قفقاز ونزديکي ودوري از قدرت هاي بزرگ که باعث بوجود آمدن عوامل متعددي مي شود مي توانيم نتيجه بگيريم ودريابيم که ترکيه از ديرباز هم پبيمان امريکا بوده واهداف امريکادر منطقه توسط اين کشور پياده مي شود وبا نزديکي آذربايجان به ترکيه واز آن طرف به سمت وسوي غرب وآمريکا وباز شدن پاي اسرائيل به منطقه وپيمانهاي نظامي ومانورهاي مشترک اين کشور با آذربايجان وترکيه براي ارمنستان که سابقه دشمني تاريخي با ترکيه داشته ودارد وبحران وجنگ برسر منطقه قره باغ که با آذربايجان داردغير از ايران کشوري نمي تواند براي حفظ تعادل وجودداشته باشد .ارمنستان با نزديکي به ايران سعي خواهد کرد تا هم از دست اندازي ترکيه وآذربايجان رهائي يابد وهم در مواقع ايجاد بحران شديد بتواند براي حفظ حيات خود که تنها راه باقي مانده مي باشد استفاده نمايد.يکي ديگر از دلايل گسترش روابط ايران وارمنستان مي تواند تقابل اهداف اين دو کشور يعني ترکيه وايران در منطقه قفقاز باشد.
4-رژيم حقوقي درياي خزر :
با توجه به مشکلات موجود در تعيين رژيم حقوقي درياي خزر متوجه مي شويم که ايران براي برقراري تعادل در منطقه چه سياستي را بايد در پيش بگيرد.آذربايجان يکي از سه جمهوري قفقاز با در پيش گرفتن روشهاي متفاوت از ديگر کشورهاي منطقه ووارد کردن نيروهاي فرا منطقه اي به درياي خزر موجب نگراني وناراحتي ديگر کشورهاي حاشيه درياي خزر را باعث شده است .از جمله باز نمودن پاي ايالت متحده امريکا,روي خوش نشان دادن به اسرائيل وداشتن مانورهاي مشترک نظامي وبستن قراردادهاي اقتصادي با اين کشورها واستفاده از منابع نفت وگاز درياي خزر در حالي که هنوز رژيم حقوقي درياي خزر مشخص نشده است ,مي تواند از عوامل واگرائي ايان با آذربايجان باشد وما متوجه گرديديم که هرموقع بين دو کشورچالش پيش آمد ومنجر به واگرائي گرديده است ايران وارمنستان به سياست همگرائي روي آورده اند وروابط گسترده تري بوجود آمده است.
5-جنگهاي داخلي گرجستان :
باتوجه به بحرانها ودر گيريهاي قومي وجنگ هاي داخلي گرجستان از جمله در جمهوري خودمختار آبخازيا ودرگيري در اوستياي جنوبي متوجه مي شويم که گرجستان با موانع ومشکلات زيادي براي توسعه مواجه است ودر اين ميان براي کشوري مثل ارمنستان که خود درگير در مسائل داخلي وجنگ بين آذربايجان در ناحيه قره باغ مي باشد وداشتن دو سياست خارجي جدا از هم که ارمنستان نزديکي به روسيه دارد وحال گرجستان خيلي مايل به نزديکي به روسيه نمي باشد.ارمنستان نمي تواند از گرجستان به عنوان تکيه گاه مهمي استفاده کرده وبهره ببرد.پس مي توان مسائل داخلي ومشکلات گرجستان ودرگيري هاي داخلي اين جمهوري را در بهبود روابط ارمنستان با ايران دخيل دانست وبه عنوان يک عامل منطقه اي از عوامل متعدد برشمرد.
3-2- 2-2-عوامل فرامنطقه اي درگسترش روابط ايران با ارمنستان :
1-تاسيس پايگاه نظامي امريکادرجمهوري آذربايجان:
آمريکا ,ناتو واسرائيل سعي در ايجاد منابع تهديد منطقه اي ايران دارند.يکي از اين منابع استفاده از آذربايجان مي باشد که از طريق گسترش ناتو وايجاد پيوندهاي سه گانه امريکا-ترکيه -اسرائيل,سعي در کشاندن دامنه ناتو به پشت مرزهاي ايران را دارد وآذربايجان به لحاظ شرايط انزواي ژئوپليتيکي از آن استقبال خواهد کرد.امريکاواسرائيل در نظر دارند قرينه لبنان براي ايران در کنار اسرائيل را در آذربايجان بوجود آورند .يهني آذربايجان براي اسرائيل در کنار ايران.با اين همه احتمال حضور همه جانبه امريکا در اين منطقه بعيد به نظر مي رسد.هيچ تهديد جديدي در برابر منافع امريکا در منطقه وجود ندارد.روسها نيز آذربايجان را حياط خلوت خود مي دانند واهميت آذربايجان براي روسها همچون کوبا براي امريکاست.پس بهتر از مقايسه دقيق منافع وخطرات دخالت گسترده ناتو در منطقه ،مولفان پيشنهاد مي کنند که ناتو بهتر است اين منطقه را به جاي اين که يک خلا استراتژيک قابل پرشدن قلمداد کند آن را يک باتلاق بالقوه بداند. (صديق،1385: 139-137 ( .
2-نقش فعال اسرائيل در جمهوري آذربايجان :
پيرامون روابط اسرائيل وآذربايجان اين مطلب رئيس جمهور سابق آذربايجان مبني براين که آذرب
ايجان سه دشمن استراتژيک (روسيه ،ايرا ن وارمنستان)وسه دوست استراتژيک (اسرائيل ,امريکا وترکيه )دارد،درخور توجه است.(ارس،72:1378).
واين که با وجود کناررفتن وي هنوز سياست کلي آذربايجان در اين راستا قراردارد.لوول بزانيس با اين نکته موافقت کرده ومي افزايد که علاقه آذربايجان به اسرائيل وبالعکس ،از ترس متقابل آنها از ايران ريشه مي گيرد .آذربايجان آرزومند است که با برقراري روابط با اسرائيل ,از سوي امريکا مورد تحسين وتشويق قرار بگيرد.اين همکاري مي تواند تلاش براي خنثي کردن فشار روسيه ومقابله با روابط رو به رشد ايران با ارمنستان وگرجستان تلقي شود.اهميت روابط تهران -ايروان در عصر توسعه سريع همکاري منطقه اي براي دو طرف آشکار است .اين مسئله براي اسرائيل بويژه مهم است که شراکت خود در محور ترکيه وآذربايجان را از طريق پاداش دادن به باکو استحکام بخشد (معظمي گودرزي،175:1378).
3-کنسرسيوم نفتي جمهوري آذربايجان با شرکت هاي غربي:
جمهوري آذربايجان برخلاف ايران وروسيه از همان آغاز سياست روشني در پيش گرفت .که با اتکاي به قدرت واعتبار کنسرسيوم بويژه ايالات متحده امريکا بود.آذربايجان بدون توجه به اعتراضات ايران بکار خود ادامه داد وپاي امريکارا به منطقه گشود ودر اين راه گرجستان را که با بحران اقتصادي وسياسي روبه رو بودبا تشويق ودلگرمي غرب وبا وعده بهبود اوضاع در همراهي با غرب وموافقت باپيوستن به ناتو با خود همراه کرد .بنا به اعتقاد دلت مردان آذربايجان ادامه سرمايه گذاري غرب در اين کشور سبب نياز بيشتر غرب به برقراري امنيت براي محافظت از سرمايه آنها خواهد شد.درآن صورتغرب ارمنستان را وادار به خروج از مناطق اشغالي وپايان دادن به مناقشه قره باغ خواهدکرد 4-اتحاد وائتلاف قدرت ها در منطقه:
بي شک محور اصلي تنش ها وتعارض ها روياروئي امريکا وروسيه در منطقه است.روسها براي پس راندن امريکائيها در اين مناطق فقط روي ايران حساب مي کنند در حالي که امريکائيها از مساعدت اقتصادي يا نظامي وحتي فرهنگي انکارا,اسرائيل يا رياض بهره مي گيرنددر اين اوضاع واحوال هر تنش قومي در حوزه درياي خزر يا پيرامون آن مانند ناآرامي هاي آبخازيا,آجارستان مورد استفاده اين دو رقيب قرار مي گيرند.ايران سعي کرد در برابر مثلث اسرائل ,ترکيه ,آذربايجان ,مثلث ايران,ارمنستان ,يونان را بوجود آورد ودر اين راه از حمايت روسيه برخوردار بود.براي بقاءودوام در چنين منطقه اي نياز به نزديک شدن کشورها به همديگر احساس مي شود که در بين کشورهاي منطقه ايران با