عدالت شهری

1-1-1- عدالت اجتماعي

يکي از اصول بنيادين که در اغلب ایدئولوژی‌ها از جمله دين اسلام مبناي برنامه‌ریزی محسوب می‌شود، اصل عدالت اجتماعي است که تفکر نهادها و برنامه‌ریزان بر مبناي آن شکل می‌گیرد و از اصولي است که به دلگرمي، انسجام روابط و توزيع عادلانه (و نه مساوي) دستاوردها و عوايد بين شهر و روستا منجر خواهد شد.

اصولاً در برنامه‌ریزی‌هایی که مبتني بر نظریه‌های غير الهي هستند، عدالت اجتماعي در اولويت دوم و به عنوان يک موضوع فرعي قلمداد می‌شود. در اسلام و اديان الهي مسئله عدالت اجتماعي يک اصل است.

در کتاب نظريه عدالت، جان رالز در تعيين قاعده براي عدالت بعد از تأکيد بر اصل اوليه برخورداري يکسان افراد از آزادی‌های سياسي، معتقد است نابرابری‌های اجتماعي تنها در صورتي توجیه‌پذیر است که اول آنکه، بیش‌ترین مزيت را به نفع محروم‌ترین قشرهاي جامعه حاصل کند؛ دوم آنکه، پيوستن به مناصب و موقعیت هاي قابل‌دسترسی براي همه افراد، تحت شرايط برابري منصفانه فراهم آيد. وي به اين ترتيب معيار حداکثرسازي رفاه براي پایین‌ترین قشر مردم را معيار عدالت معرفي می‌کند (پاپلي يزدي و ديگران، 1386: 19- 21).

1-1-2- فضا

فضا حجم مكاني و زماني مجموعه‌ای از تمام فعالیت‌هایی است كه انسان در راه تسلط بر طبيعت و براي بقاي خود انجام می‌دهد و به عبارتي ديگر منظور، فضايي اقتصادي-  اجتماعي است كه منعکس‌کننده تمام هستي جوامع انساني است (معصومي اشكوري،1387: 20). فضا مجموعه‌ای از كالبد و محتواست، هنگامي كه صفتي به فضا نسبت داده می‌شود بنابرآن كه كالبد يا محتوي را در نظر داشته باشد، حوزه يا قلمرو فضا را مشخص می‌سازد (معصومي اشكوري،1387: 21).

1-1-3- توزيع فضايي

چگونگي قرارگيري عناصر،‌ پدیده‌ها و مکان‌ها بر روي كره زمين، پراكندگي يا توزيع فضايي ناميده می‌شود (پوراحمد، 1385: 101). توزيع فضايي داراي 3 ويژگي به صورت زيراست:

الف) تراكم نسبي: شامل تعداد پدیده‌ها و تعداد عناصر مورد مطالعه،‌ تقسيم بر مساحت منطقه مورد مطالعه است.

ب) تفرق:‌ برخلاف تمركز شاخصي است كه مقدار پخش يك پديده و ميزان پراكندگي با تمركز آن را در منطقه يا مكان نشان می‌دهد.

ج) بافت:‌ طرز قرارگيري هندسي عناصر و پدیده‌ها را در فضا بافت گويند كه از جمله آن‌ها می‌توان بافت خطي، بافت متمركز و بافت متفرق را نام برد ( پوراحمد، 1385: 103).

1-1-4- توزيع خدمات شهری

از جمله عواملي که بايد در جهت اجراي عدالت اجتماعي و همراه با عدالت فضايي در برنامه‌ریزی شهري رعايت کرد توزيع مناسب خدمات شهري و استفاده صحيح از فضاها است. در اين خصوص کاربری‌ها و خدمات شهري عوامل مؤثري هستند که با ارضاي نيازهاي جمعيتي، افزايش منافع عمومي و توجه به استحقاق و لياقت افراد می‌توانند با برقراري عادلانه‌تر، عدالت اجتماعي و اقتصادي و فضايي را در نواحي شهر برقرار نمايند. لذا عدم توزيع خدمات شهري نه تنها می‌تواند در بر هم زدن جمعيت و عدم توازن آن در شهر بينجامد بلکه فضاهاي شهر را متناقض با عدالت از ابعاد اجتماعي و اقتصادي شکل دهد (وارثي و ديگران، 1387: 144).

1-1-5- خدمات اجتماعي

خدمات اجتماعي که طيف نسبتاً گسترده‌ای از خدمات عمومي را در برمی‌گیرد، از جمله شاخص‌های رفاه اجتماعي است که از تحولات شهرنشيني متأثر می‌شود و اثرات ناشي از رشد جمعيت شهري را به خوبي در خود منعکس می‌کند (علی‌اکبری، 1383: 58).

1-1-6- نابرابري

نابرابري، عدم شرايط برابر بين دو متغير است، به طوري که نبود شرايط مساوي باعث به وجود آمدن اختلاف سطح بين متغيرها می‌شود. آثار نابرابری‌های اقتصادي و اجتماعي در شکل استفاده از فضا بازتاب پيدا می‌کند (پوراحمد، 1385: 220).

وجود نابرابري بين مناطق شهري و روستايي، عموماً به وجود دوگانگي اقتصادي و در نتیجه آن نوعي دوگانگي اجتماعي نسبت داده مي‌شود. اين دو گانگي در مجموعة كلي تري قرار مي‌گيرد كه عبارت است از “شرايط ممالك جهان سوم و اقتصادي‌هاي بيروني”، يا به عبارت ديگر، ميان اقتصادهاي “مركزي” يعني اقتصادهاي مسلط و اقتصادهاي “پيراموني يا محيطي”. شهرهاي بزرگ محل استقرار “آنتن”هاي گيرندة اقتصادهاي خارجي به حساب مي‌آيند و در نظام‌هاي مناسباتي، نقش ارتباط دهنده و تقويت كننده اي بر عهده دارند. چنين نقشي موجبات تمركز درآمدها و منافع حاصل از فرآيند “ترانزيت” کالاها را فراهم مي آورد و حضور نمايندگان اقتصادهاي مرکزي را در خودشان ايجاب مي کند. حاصل اين تمرکز، استقرار جمعيت بهره ور از امكانات معاش مناسب با درآمدهاي فردي بالا مي باشد (زنجاني، 1371: 78) در مقابل، توده‌هاي محروم با حداقل امكانات زيستي پديد مي‌آيند و در فرآيند شكل گيري طبقات اجتماعي، نوعي بي عدالتي را به نمايش مي‌گذارند. بنابراين توزيع عادلانه درآمد، موثرترين راه براي رسيدن به توسعه انساني است (آسايش، 1371: 19).