مطالعات اکولوژيکي شهر و منطقه -تحلیل فضایی استان فارس

3-1تحلیل فضایی استان فارس

استان فارس با وسعت 122661 كيلومتر مربع بين 27 و10دقيقه تا 31 درجه و 42 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و50 درجه و  34دقيقه تا 55 درجه و44 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين استان پس از استان هاي سيستان و بلوچستان و كرمان،‌ سومين استان كشور از نظر وسعت است و در مجموع 6/7 درصد از كل مساحت كشور را به خود اختصاص داده است (عظيمي و ديگران،1385: 2).

3-2   موقعیت جغرافيايي شهرستان فیروزآباد

شهرستان فیروزآباد با مركزيت شهر فیروزآباد در غرب ناحیه مرکزی استان فارس قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستانهای کوار، شیراز و کازرون، از شرق به شهرستان جهرم، از جنوب شرقی و جنوب به شهرستان قیروکارزین و از غرب و جنوب غربی به شهرستان فراشبند متصل می‌باشد. این شهرستان با مرکزیت شهر فیروزآباد در فاصله 109 کیلومتری شهر شیراز و در  محدوده جغرافیایی 51 درجه و 47 دقیقه تا 53 درجه طول شرقی و 28درجه و 15دقيقه عرض شمالي واقع شده است. شهرستان فیروزآباد با وسعت 6/11270 كيلومتر مربع 1/9درصد از كل مساحت استان فارس را به خود اختصاص داده است. ارتفاع متوسط دشت فیروزآباد در حدود 1600متر از سطح آزاد دريا مي باشد و بلندترين قله آن در رشته کوههای پاداناه(پودنو) و با ارتفاع 2891 متردر  14 کیلومتری جنوب شرقی فیروزآباد قرارگرفته است.

3-3 مطالعات طبيعي و جغرافيايي

در این بخش به موقعیت جغرافیایی، زمین شناسی، هیدرولوژی و غیره منطقه پرداخته می‌شود.

شهر فيروزآباد در منطقة غرب فارس (52 درجه و 28 درجه(52ْ و 28َ) عرض شمالي و 52 درجه و 30 دقيقه (52ْ و 30َ) طول شرقي) در مرکزيت شهرستان فيروزآباد قرار دارد. از شرق و شمال شرقي به کوه ميمند، از غرب به شهر فراشبند، از جنوب به کوهستان‌هاي جنوبي شهر فيروزآباد و جايدشت و بخش دهرم محدود مي شود. ارتفاع شهر از سطح دريا 1330 متر است و فاصله آن از مرکز استان يعني شهر شيراز 109 کيلومتر است ( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 76)(شکل ‏4‑1).

شکل ‏4‑1- نقشة موقعيت جغرافيايي شهرستان فيروزآباد در استان

. ماخذ: اداره کل راه و شهرسازی استان فارس

3-3-1زمين شناسي

ریخت شناسی، چینه شناسی، تشکيلات زمين شناسي، گسلش و غیره، از جمله مطالعات زمین شناسی است که در این قسمت به انها پرداخته می شود.

3-3-2ريخت شناسي

شهر فيروزآباد در منطقة اصلي زاگرس چين خورده از واحدهاي ساختماني- رسوبي جنوب غربي ايران به شکل متوازي الاضلاع محصور درارتفاعات و بر روي دشت آبرفتي تنگاب با شيب ملايمي قرار گرفته است. ضلع شمالي دشت به طول تقريبي 16 کيلومتر در دامنه کوه پودنو- دادنجان قرار دارد و ضلع جنوبي و غربي آن به طول 27 کيلومتر، در دامنه کوه ده‌بين واقع شده است. ضلع شرقي به طول 20 کيلومتر در دامنة کوه نااورا و پودنو و بخش جنوبي دشت بين ارتفاعات ده بين و ارتفاعات مياني به نام جبال‌النارويه واقع شده است. در شمال شرقي کوه جبل‌النارويه ناوديس ديگري شکل گرفته که مواد فرسايشي کوههاي نااورا و جبل‌النارويه آن را انباشته‌اند. با توجه به دو ناوديس ياد شده، دشت فيروزآباد از نوع ناوديس باريک و کشيده است ( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 77).

3-3-3تشکيلات زمين شناسي منطقه

از نظر سني قديمي‌ترين واحدهاي سنگي منطقه متعلق به دورة کرتاسه و جديدترين آنها مربوط به دورة پليوس و پلئيوستوسن مي باشد. اين واحدهاي سنگي و تشکيلات زمين شناسي منطقه عبارتند از:

  • سري آهکي تنگستان: از دورة کرتاسه سري آهکي تنگستان که در بيشتر نقاط استان نيز بستر سفرة آبدار زيرزميني را تشکيل مي دهد، داراي گسترش بيشتري در جنوب منطقه مي باشد( متشکل از آهک و دولوميت و آهک دولوميتي).
  • سازند ايلام – سروک: درکوه ده بين، آهک ايلام- سروک از بالا به پايين با دو لايه آهک توده اي با لاية بينابيني مارن سبز خاکستري هوازده قرار دارد که ضخامت تقريبي آن 65 متر است.
  • سازند پابده – گورپي: از تشکيلات ديگر زمين شناسي دوران سوم سازند پابده – گورپي با سن نسبي پابده- گوربي کرتاسة بالايي تا پالئوسن مي باشد. در تماس گوربي با سروک با لايه هاي سبز رنگ گلوکونيت همراه با لکه هاي قرمز رنگ و گره هاي فسفات قابل تشخيص است.
  • سازندهاي آسماري- جهرم: جنس اين سازندها کربناتي بوده و مقاوم در برابر فرسايش مي باشند. سري آسماري بيشتر متشکل از آهک هاي دولوميتي دوره اليگوميوسن در زير تشکيلات گچساران به ضخامت حدود 500 متر مي باشد. بيشتر بيرون زدگي هاي اطراف دشت فيروزآباد را سازند آسماري تشکيل مي دهد. سازند جهرم با ضخامت تقريبي 400 متر از دولوميت هاي قهوه اي رنگ تشکيل شده است. به طور کلي اين سازند فاقد حفره بوده و به سبب وجود شکاف هايي در سطح لايه بندي داراي نماي قهوه اي است.
  • سازند رازک: که متعلق به دورة ميوسن زيرين تا مياني مي باشد. اين سازند دور تا دور منطقه را پوشانيده و شامل سيليت و مارن­هاي رنگين(خاکستري و قرمز) متعلق به دوره ميوسن پاييني است و در مسير جاده فيروزآباد به قير و کارزين در بخش شمال شرقي مي باشد.
  • سازند ميشان: اين سازند داراي دو بخش بالايي زيرين که آهک کوري به رنگ زرد بلوطي خاکستري روشن و با بافت ريزي بر روي آهک کوري تناوبي از مارن هاي خاکستري همراه با نوارهاي نازک آهک که اکثراً ماسه اي است قرار دارد. اين سازند در مقابل فرسايش مقاومتي نداشته و در نقاط پست گسترش دارد و زمان تشکيل آن به دورة ميوسن زيرين تا مياني مي رسد.
  • سازند آغاجاري: ماسه سنگ ها و کنگلومراهاي قرمز رنگي روي سازند ميشان قرار دارد که سازند آغاجاري ناميده مي شود. اين سازند بيشتر در اطراف دشت قير و کارزين بوده و متعلق به دورة ميوسن بالايي تا پليوسن زيرين مي باشد.
  • سازند بختياري: اين سازند که بازماندة دورة پليوسن تا پلئيوستوسن مي باشد در اطراف دشت قير و کارزين بوده که پادگانه هاي آبرفتي قديمي بر روي آن قرار دارد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 80).

    4-3-3-چينه شناسي

سازندهاي شهرستان به ترتيب قدمت شامل هرمز، گروه تنگستان، پابده، گوربي، آسماري، جهرم، رازک، ميشان و آغاجاري مي باشد که سازند هرمز در دورة پرکامبرين و سازند تنگستان در دوران دوم و بقيه سازندها در طي دوران سوم در شهرستان قابل مطالعه است. عهد حاضر نيز تغييراتي در چهرة شهرستان ايجاد نموده است که در زير اشاره کوتاهي به آنها مي شود:

1- دوران اول( دوران کهن زيست يا پالئوزوئيک)

قديمي ترين تشکيلات منطقه گنبدهاي نمکي است که مربوط به دوران پرکامبرين مي باشد که در قسمت جنوب غربي دشت فيروزآباد و منطقة کنار سياه مشاهده مي گردد. اين گنبدهاي نمكي در شور كردن آب و زمين هاي اطراف و دشت هاي حاصلخيز منطقه بسيار مؤثر بوده و آب قابل شرب و كشاورزي را تخريب مي نمايد.

2- دوران دوم( ميان زيست يا مزوزوئيك)

سلينگر و گريشتون آهك هاي بنگستان را به عنوان يك واحد چينه شناسي نامگذاري كرده اند. اين گروه شامل تشكيلات كژدمي، سروك، سورگاه و بالاخره تشكيلات ايلام است. اين تشكيلات را در كوههاي ده بين و نااورا در فيروزآباد مي توان يافت. از نظر ليتولوژي و مورفولوژي گروه بنگستان در بيرون زدگي هاي نامنظم قرمز رنگ، داراي گروه هاي كلوكونيت و هماتيت مي باشد. در كوه ده بين آهك ايلام – سروك از بالا به پايين با دو لايه آهك ماسيو(Massive) كه بين آنها يك لايه مارن سبز خاكستري هوازده قرار دارد، مشخص مي شود. گروه بنگستان به صورت ارتفاعات، ‌همراه برجستگي هاي مشخص و پيشاني مانند هوازده مانند لايه هاي هوازده در لايه هاي ماسيو با شكاف هاي بزرگ و غارهاي كوچك و بزرگ مي باشد كه در آهك ايلام – سروك كوه ده بين كيفيت انحلال در داخل لايه ها مشهود است.آهك هاي گروه بنگستان از تخلخل و نفوذ پذيري خوب برخوردار بوده و مساعد براي ذخيره و هدايت جريان آب مي باشد و به دليل داشتن درز و شكاف و حفرات و غارهاي ثانويه، مخازن آب مناسبي را تشكيل داده و يكي از مهمترين سازندهاي آبدار استان فارس و به ويژه شهرستان فيروزآباد است.

3- دوران سوم( دوران نو زيست يا نئوزوئيك)

سازندهاي اين دوران عبارتند از: سازندهاي پابده – گوربي، پالئوسن – ائوسن،‌سازندهاي آسماري، ‌اليگوسن – ميوسن تا زون انتقالي آن در اليگوسن و ميوسن زيرين و سازند رازك ميوسن و سازند ميشان در ميوسن بالايي و مياني كه درزير مي­آيد:

سازند پابده- گوربي: اين سازند در جنوب فيروزآباد گسترش يافته كه به صورت رنگ خاكستري فرسايش يافته و لايه بندي آن نازك است. اين تشكيلات از نظر موفولوژيكي به صورت ارتفاعات كوتاه فرسايش يافته و عموماً مسطح هوازده و بدون لايه بندي مي باشد. از نظر خواص هيدروديناميكي هر دو سازند غير قابل نفوذ و فاقد ارزش هدايت الكتريكي مي باشند. سن نسبي پابده- گوربي كرتاسه بالايي تا پالئوسن مي باشد.

سازند آسماري( اليگوسن- ميوسن): در شهرستان فيروزآباد اكثر برون زدگي هاي را سازند آسماري تشكيل مي دهد. ضخامت آسماري در كوه پودنو و نااورا از بقيه مناطق بيشتر است. آهك هاي آسماري داراي انواع تخلخل سوزني- بين دامنه اي و دانه اي هستند و يكي ازمهمترين سازندهاي آبدار منطقه بوده و در تغذيه دشت هاي حاصلخيز شهرستان نقش عمده­اي دارد.

زون انتقالي آسماري(اليگوسن- ميوسن زيرين): در فيروزآباد تغييرات رخساره­اي گچساران به رازک سبب گرديده در بالاي آسماري رسوباتي ته نشين گردد که از نظر فرم ساختماني و لايه­بندي متعلق به آسماري ولي از نقطه نظر ليتولوژي بين رازک و آسماري بوده و به همين ترتيب به عنوان سازند تدريجي اطلاق گرديده و با علامت t-z از آن نام برده مي­شود. اين تشکيلات در دامنه­هاي جنوبي شهر فيروزآباد گسترش خيلي زيادي دارد.

سازند رازک(ميوسن زيرين): بيشترين رخنمون رازک در نواحي غربي و شرقي و شمال کوه جبل النارويه است و به طور پراکنده در حاشية باريکي در شمال شرقي کوه پودنو، جاده فيروزآباد – قير و در دامنه هاي کوه نااورا ديده مي شود.در بخش شمال شرقي فيروزآباد جنس سازند رازک به ترتيب از بالا به پايين شامل مارن هاي قرمز، آهک و لايه هاي ژيپس مي باشد.

سازند ميشان: کوههاي جنوب فيروزآباد و کوه شمالي و شمال شرقي دشت فيروزآباد داراي چنين رسوباتي هستند( قانعي خو، 1380: 16).

4- رسوبات آبرفتي کواترنر

ستون چينه شناسي همه جا در سراسر کرة زمين با سيستم کواترنر پايان مي گيرد. حدود يک دوم از نهشته­هاي کشور از نهشته­هاي کواترنر پوشيده شده است که از جمله آنها آبرفت ها و واريزه هاست. دشت فيروزآباد از جمله دشت هايي است که از خرد شدن و ريز شدن ارتفاعات به وجود آمده است که امروزه مي تواند محل مناسبي براي سکونت و ذخيره آب هاي زير زميني به حساب آيد( قانعي خو، 1380: 18).

3-3-5گسل‌هاي موجود در منطقه

گسل عارضه اي است که از يک نيروي شکننده ناشي مي شود و ممکن است در هر نوع سنگي به وجود آيد( روژه کک، 1373: 23). هنگامي که بر اثر دخالت نيرو سنگ ها شکسته شده و قطعات مجاور آنها جابجا مي شوند، گسل به وجود مي آيد( محمودي، 1383: 35).

منطقة فيروزآباد از نظر تکتونيکي(زمين ساختي) داراي گسل هاي متعدد و ممتد شمال غربي – جنوب شرقي است( مهندسان مشاور فرنهاد، 1376: 127). گسل ها در ساختمان زمين شناسي منطقه نقش اساسي دارند. لذا همين امر سبب شده است که اين منطقه يکي از مناطق زلزله خيز به حساب آيد. اين گسل ها در جهات مختلف فعاليت داشته و اکثر گسل ها محور تاقديس­ها را قطع نموده اند. گسستگي­هاي حاصله در طبقات سخت شده فيروزآباد به صورت درزه­هاي مختلف ظاهر شده اند که خود نقش اساسي در نفوذپذيري طبقات آهکي داشته و تشکيل حفره هاي انحلالي به صورت غارهاي کوچک و بزرگ را داده اند. به تبعيت از گسل­هاي ايران، گسل هاي منطقه نيز در دورة کواترنري فعال بوده و در بعضي از آنها هنوز گاهگاهي حرکاتي رخ مي دهد که زمين لرزه هاي مهم را سبب مي شود( قانعي خو، 1380: 22).

به نظر مي رسد کانون اين زلزله ها در قاعدة پوسته زمين بوده و وقوع آنها ناشي از تغيير شکل فشار صفحات قاره اي از شمال شرق و فشارهاي وارده از سوي فلات عربستان( پليت عربستان) و مقاومت ايران مرکزي دائماً در حال حرکت و فرسايش( ريزش) مي باشد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 80).

مهمترين گسل هاي و درزه هاي شناخته شده منطقه عبارتند از:

1- گسل بزرگ و نسبتاً طويل غرب خواجه اي که کاملاً شناخته نشده ولي جهت آن شمال غربي – جنوب شرقي مي باشد.

2- گسل معروف کوه سفيدار که جهت آن غربي- شرقي است.

3- گسل بالا دست چشمة تنگاب

4- گسل معروف روزبدان در شمال شرقي فيروزآباد که ادامه آن تا چشمه جايدشت مي باشد( از غرب تنگ مهرک شروع و تا چشمه جايدشت کشيده شده است.

5- گسل معروف ده بين( قانعي خو، 1380: 22).

3-3-6زلزله

رشته کوه زاگرس که با جهت شمال غربي- جنوب شرقي در جنوب غربي کشور ما واقع شده از لحاظ ساختماني به سه زون زاگرس پست، زاگرس چين خورده و زاگرس مرتفع تقسيم مي شود. آمار و ارقام ناشي از وقوع زلزله ها نشان مي دهد که زاگرس چين خورده از لحاظ لرزه­خيزي فعال تر از بقية زون ها است. تقريباً اکثر زمين لرزه هاي واقع در کمربند غربي و جنوب غربي ايران در جنوب روراندگي زاگرس و در زاگرس چين خورده تمرکز يافته و گوياي رابطه ميان مناطق چين خورده و گسل خورده با نقاط فعال زلزله است. از مهمترين نقاط اصلي زلزله خيز اين کمربند مي توان به شمال شرقي بندر عباس، غرب کهنوج، شرق لار، منطقه فيروزآباد، منطقه قير و کارزين، کازرون تا بوشهر، گچساران، شمال دزفول، غرب همدان، کرمانشاه، مسجد سليمان و … اشاره نمود( نگارش، 1384: 99).

منطقة فيروزآباد در کمربند چين خوردگي ملايم تاقديس و ناوديس ها قرار دارد که تاقديس هاي جنوب شرقي دشت از سازندهاي ميشان و رازک تشکيل شده اند. در قسمت جنوبي – شمالي حرکات کوهزايي ميوسن عمان شديدتر اثر کرده و چين خوردگي بعدي زاگرس در پليوسن اتفاق افتاده که به جز کمي جابجايي تغيير عمده اي در جهت پيشين نداده است. فشارهايي که موجب چين خوردگي شده اند از نوع فشارهاي عادي در جهت افقي بوده است. حرکات گنبدهاي نمکي و کوهزايي مناطق جنوبي در عمان توأماً بر شکل تاقديس ها اثر گذاشته و آنها را به شکل امروزي( در روند شمال غربي – جنوب شرقي) در آورده است.

در تنگاب محور تاقديس پودنو پيچ خورده و امتداد شرقي- غربي در شمال دشت و در شمال غربي مجدداً به امتداد تاقديس دادنجان که همان جهت شمال غربي – جنوب شرقي مي باشد وصل مي شود. در محل ارتباط نااورا و پودنو، يک سري سيستم گسلي در جهات مختلف محور تاقديس ها را قطع کرده اند. سيستم گسلي ديگري در تنگاب، با فعاليت هاي شديدتري سبب شکستگي کامل و قطعه قطعه شدن طبقات آهکي در مسير کوار به فيروزآباد شده است. در شرق فيروزآباد سومين ناحية گسلي در کوه پودنو بوده و اکثراً گسل هاي امتداد شمال غربي – جنوب شرقي دارند که تعدادي گسل هاي فرعي کوچکتر نيز بر آنها عمود مي باشد. در جنوب غربي و غرب منطقة فيروزآباد امتداد محور تاقديس کوه با جهت شمال غربي – جنوب شرقي ده بين به صورت نيمه متقارن در ناحيه شمال غرب به ارتفاعات تاقديس نيمه متقارن دادنجان که درادامة تاقديس کوه پودنو قرار دارد، مي رسد.

به طور کلي مي توان گفت دراستان فارس، خط هرمز، جويم، لار، جهرم، قير، فيروزآباد و کازرون از زلزله خيزترين نقاط هستند که از بين اينها فيروزآباد – قير از زلزله خيزترين نقاط استان فارس مي باشد. شهر فيروزآباد در منطقة زاگرس چين خورده قرار گرفته است و فاصلة آن از گسل، 12 کيلومتر مي باشد. به عنوان مثال مي توان به زلزله ها و پس لرزه هاي سال هاي 1372 و 1373 و زلزلة شديد 21 فروردين ماه 1351 اشاره کرد که مساحت بيش از 150 هزار کيلومتر مربع را لرزاند و حدود 5000 نفر کشته شدند. در مجموع در طي 60 سال اخير نزديک به 200 زلزله با بزرگي بيش از 5/4 ( در مقياس ريشتر) به وقوع پيوسته که معياري بر زلزله خيزي منطقه مي تواند باشد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 84).

3-3-7هيدرولوژي

ميانگين بارش در سطح شهرستان فيروزآباد 450 ميليمتر مي باشد که به علت تابش شديد خورشيد قسمت اعظم آن تبخير شده و از دسترس خارج مي گردد و مقدار کمي از آن نفوذ نموده و بقيه آب هاي سطحي را تشکيل مي دهد اما با توجه به وضعيت آب و هوايي منطقة فيروزآباد و عواملي چون بارش مناسب، پوشش گياهي نسبتاً متراکم، عدم تبخير زياد به دليل درجه حرارت نسبتاً پايين و روي هم رفته حاکميت نوعي آب و هواي معتدل مديترانه اي باعث گرديده تا در اين قسمت منابع آب هاي سطحي و زير زميني وضعيتي به مراتب بهتر از ديگر نقاط شهرستان داشته باشند( دشتي، 1374: 97).

عمده منابع آب‌هاي سطحي و زيرزميني شهرستان را رودخانه تنگاب( فيروزآباد) و قره آغاج و چشمه‌ها و قنات‌ها تشکيل مي‌دهند که منابع کشاورزي منطقه را تشکيل مي‌دهد. بعد از آن استفاده از چاه‌هاي عميق و نيمه عميق در شهرستان بيشترين تأمين کنندة آب کشاورزي شهرستان مي‌باشد که در شهرستان قريب به 6683 حلقه چاه عميق و نيمه عميق وجود دارد( قانعي خو، 1380: 126). استفاده از آب رودهاي تنگاب و قره آغاج منحصراً محدود به مناطقي مي‌شود که رودخانه وارد دشت و زمين‌هاي هموارتر مي‌گردد و در قسمت اعظم مسير رودها که درنواحي کوهستاني است استفاده از آب رودها غير ممکن است.

مهمترين منبع جهت تأمين آب، آب هاي زيرزميني مي باشد که با برداشت سالانه در حدود 950 ميليون متر مکعب از طريق چاه، قنات و چشمه سهم مهمي در تأمين آب براي بخش هاي مختلف کشاورزي بر عهده دارد. به عبارتي منابع آب هاي زيرزميني بيش از 50 درصد نياز آبي بخش هاي مختلف شهرستان را تشکيل مي دهد. دراين مقوله سعي مي شود آب هاي سطحي و زيرزميني منطقه فيروزآباد مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد.

3-3-8آب هاي سطحي

همانگونه که گفته شد مهمترين منابع آب هاي سطحي منطقه، رودهاي تنگاب( فيروزآباد) و قره آغاج مي باشد که در اينجا مختصراً مشخصات اين دو رود بيان مي شود.

3-3-8-1رودخانة تنگاب( فيروزآباد)

اين رودخانه از چشمه‌هاي منطقة شورآب سرچشمه مي‌گيرد و در جهت شمال- جنوبي به طرف دشت جوکان جريان يافته و تا ابتداي دشت جوکان همانند يک سيل فصلي عمل مي­کند. به طوري که 65 درصد آب آن مربوط به فصل هاي زمستان و بهار مي‌باشد. در ابتداي دشت جوکان چشمه هاي حنيفقان (سرچشمه) با آبدهي زياد به آن مي پيوندد( علي‌برزي، 1375: 56).

بستر رودخانه در دشت جوکان زاينده است به طوري که آب رود در فصل تابستان به کشتزارهاي برنج در دشت به وسيله نهرهاي سنتي وارد مي شود ولي آب رود کاهش نمي يابد. در ميانة دشت، رود فصلي تنگ زنجيران وارد آن مي شود. اين رود از چشمه دائمي تنگ زنجيران تغذيه مي شود ولي به دليل استفاده مداوم شهرک زنجيران جهت کشاورزي و باغداري و شرب، يک رود فصلي قلمداد مي شود. رود کوچک مهکويه نيز شاخة فرعي ديگري است که در انتهاي دشت جوکان درتنگ هلالو از سمت راست وارد آن مي شود. در همين نقطه نيز رودخانه هاي فصلي ميمند و مرادآباد که بيشتر در فصل زمستان داراي آب است از سمت شرق وارد رودخانه مي شود. اين رودخانه پس از عبور از تنگ هلالو و سپس تنگ فيروزآباد( تنگاب) در قسمت خروجي تنگاب از سمت چپ چشمه اي با دبي متوسط 200 ليتر در ثانيه که به نام چشمة کتايون معروف است، وارد آن مي شود( قانعي خو، 1380: 127).

در ابتداي ورود به دشت فيروزآباد، چشمه هاي برم‌پير آتشکده، قمپ آتشکده و چشمة موردستان به آن مي پيوندد. در انتهاي دشت در جنوب روستاي دولت آباد( اسلام آباد) از سمت غرب آب قره‌له ( درة سياه) که در فصل زمستان پر آب مي شود وارد آن مي گردد. کمي پايين تر از اين نقطه زهکش شرقي و جنوبي دشت وارد آن مي شود. از اين نقطه به بعد به علت برخورد با کوه هاي ده بين جهت رودخانه غربي – شرقي مي گردد و پس از آبياري روستاهاي جنوب کوه هاي ده بين يعني سرتل، سرگر حسين آباد، رودبال، عرب و فتح آباد وارد تنگ هايقر مي شود و پس پيوستن رود هايقر به آن طرف دهرود جريان مي يابد و پس از مشروب کردن اراضي اين قسمت به دشت کنارسياه مي رسد. از اين نقطه به بعد به شدت شور مي شود. در شمال دژگاه رودخانه دشت پلنگ و چند رود فصلي ديگر وارد آن مي شود. درنزديکي هاي دژگاه به رودخانة قره آغاج پيوسته و رودخانة مند را تشکيل مي دهد که پس از آن از محدودة  شهرستان فيروزآباد خارج مي شود( قانعي خو، 1380: 128) (شکل ‏4‑2)، در شکل ‏4‑3 سد تنگاب که بر روی رودخانه تنگاب احداث شده، نشان داده شده است.

رودخانه تنگاب
شهر فیروزآباد

شکل ‏4‑2- رودخانه تنگاب در دشت فیروزاباد و موقعیت آن نسبت به شهر (برگرفته از گوگل ارث).

شکل ‏4‑3- سد و رودخانه تنگاب

3-3-8-2رودخانة قره آغاج

اين رودخانه از کوههاي انار ارتفاعات چهل چشمه در 40 کيلومتري غرب شيراز و 28 کيلومتري شمال شرقي کازرون سرچشمه مي گيرد. اين رودخانه در محدودة حوضة خليج فارس و به درازاي 685 کيلومتر و از حوضة آبخيز تا آبريز به اسامي محلي مختلفي مثل رودخانة قره آغاج، کازرين، باز، شيرين، دژگاه، کوار، سيمکان، خفر و در آثار قديمي به نام هاي زکان، ژگان يا سکان خوانده مي شود و در انتهاي حوضه آبريز پس از تلاقي با رودخانة فيروزآباد به نام مند خوانده مي شود( جعفري، 1369: 45).

اين رود با جذب چند رود و چشمه­هاي متعدد، پرآب تر شده و در طول مسير، اراضي و باغات زيادي را مشروب مي سازد و هر چه به خليج فارس نزديک تر مي شود به علت گذشتن از گنبدهاي نمکي و حل کردن نمک هاي در طول مسير، شورتر شده و کمتر براي آبياري مزارع و باغات استفاده مي شود. رودخانة قره آغاج با جهت شمالي – جنوبي از دشت کازرين و همچنين از دشت افزر مي گذرد و پس از گذشتن از چند روستا و نواحي حاصلخيز از نزديکي روستاي کالي گذشته و در نزديکي کردوان پايين به نام رود مند به خليج فارس وارد مي شود.

عرض رود در نواحي کوهستاني 20 متر و در نواحي جلگه اي حتي به 400 متر هم مي رسد. حجم کل آب اين رودخانه در تنگ کازرين در حدود 400 ميليون متر مکعب در سال بوده و متوسط دبي لحظه اي 70/12 متر مکعب در ثانيه مي باشد. در بعضي از منابع کل آب آن را 714/886 ميليون متر مکعب در سال نيز نوشته اند( محيط، 1375: 16). مساحت حوضه اي اين رودخانه 12360 کيلومتر مربع است که نقش مهمي در جريان آب هاي زيرزميني و تغذيه سفره هاي آبرفتي ايفا مي نمايد.کيفيت آب رودخانه قره آغاج بر اساس نتايج بدست آمده جهت آبياري مناسب است.

3-3-9آب‌هاي زيرزميني

3-3-9-1چاه

درحال حاضر نزديک به 810 حلقه چاه با تخلية سالانه 100 ميليون متر مکعب در دشت فيروزآباد وجود دارد.کيفيت آب چاه ها خوب است که EC (هدايت الکتريکي) آن بين 431 تا 2468 ميکرومهوس بر سانتي متر و ميزان کلر بين 6/10 تا 5/134 ميلي گرم در ليتر بوده است.

3-3-9-2قنات

تعداد 12 رشته قنات در دشت جريان دارد که آبدهي آن بين 20 تا 220 ليتر درثانيه و مجموع تخلية ساليانه از قنوات در حدود 2/31 ميليون متر مکعب است. کيفيت آب قنوات خوب و EC بين 413 تا 1030 ميکروموس بر سانتي متر مي باشد و ميزان کلر آن بين 6/10 تا 9/31 ميلي گرم در ليتر است( قانعي خو، 1380: 137).

3-3-9-3چشمه‌سارها

تعداد ده دهنه چشمه در منطقه وجود دارد که از تشکيلات آهکي تغذيه و عموماً پر آب بوده و به مصرف کشاورزي دشت مي‌رسد( پرآب‌ترين آنها برم‌پير با حداقل آبدهي 550 و حداکثر 3000 ليتر در ثانيه است). مجموع تخلية ساليانه چشمه ها 38 ميليون متر مکعب مي­باشد. کيفيت آب چشمه­ها خوب و EC 509 الي 883 ميکرومهوس بر سانتي متر و کلر به ميزان 7/17 تا 4/22 ميلي گرم در ليتر مي­باشد. بيلان آب زيرزميني دشت فيروزآباد طبق مطالعات انجام شده مثبت و تا 16 ميليون متر مکعب قابل توسعه بوده است ( سازمان آب شهرستان فيروزآباد).

3-3-10آب وهوا

امروزه نقش آب و هوا به عنوان يک عنصر اساسي در زندگي بشر بيش از پيش روشن مي باشد و در اين راستا مطالعات اقليمي به طور روزافزوني اهميت يافته است( دشتي، 1374: 40). از اين رو جغرافيدانان همواره به عنوان يک اجزاء اصلي چشم انداز جغرافيايي بدان نگريسته و مطالعه ويژگي هاي آن را به صورت يک علم دقيق، وجهة همت خويش قرار داده‌‎اند ( کاوياني، 1382: 1).

تاکنون تقسيم بندي‌هاي مختلفي در مورد وضعيت اقليمي ايران صورت گرفته است. مهندس عدل در کتاب آب و هواي ايران نقاطي مانند فيروزآباد را جزء نواحي کوهستاني معتدل قرار داده است. در اين نقاط با اينکه از لحاظ جغرافيايي در منطقه کوهستاني واقع شده­اند ولي نظر به کمي عرض جغرافيايي، با ارتفاع هوا ملايمتر مي شود. در اين نقاط گرما بيشتر از نواحي کوهستاني مرتفع و متوسط مي‌باشد و درجه سرما به شدت آنها نيست، برف خيلي کم باريده و چندان دوامي ندارد. اين نقاط آب و هواي معتدلي دارند که در آن مرکبات، زيتون، مورد و سرو يعني نباتات اقليم مديترانه نمو مي کنند( عدل، 1349: 66). بين مناطق مختلف اين ناحيه يک وجه مشترک وجود دارد و آن خشکي تابستان است ولي وضع بارندگي و تقسيم آن بين فصول مختلف نسبت به نواحي مختلف فرق مي­کند. شديدترين بارش­ها در دورة سرد سال اتفاق مي افتد و بارش هاي دوره گرم سال به مراتب کمتر از دورة سرد سال است( عليجاني، 1383: 183).

کوپن قسمت وسيعي از کشور ما را داراي اقليم C (مديترانه اي) تشخيص داده، در صورتي که با مطالعه و تطبيق آب وهواي مديترانه اي با وضع اقليمي نواحي مختلف ايران معلوم مي شود که فقط بعضي از مناطق محدود در کشور ما از جمله قسمتي از فارس شيراز، فسا، فيروزآباد و ميمند و امثال آن در اين اقليم قرار مي گيرند.

آب وهواي مديترانه اي داراي مشخصات زير است:

1ـ زمستان ملايم و بارندگي نسبتاً زياد در اين فصل؛

2ـ تابستان گرم يا خيلي گرم که جريان نسيم آن را تعديل مي کند؛

3ـ استراحت رستني ها به هنگام تابستان که بارندگي صورت نمي گيرد و هوا خشک است؛

4ـ وجود رستني هاي طبيعي معيني از جمله سرو و مورد و نباتات مزروعي مخصوصاً مرکبات و زيتون؛

5ـ حد متوسط درجه گرماي سردترين ماه بيش ار 6 درجه و در حدود 10 درجه بالاي صفر مي باشد( دشتي، 1374: 44).

با توجه به تقسيم بندي آب و هوايي کوپن، فيروزآباد در ناحية مرکزي و شمال از سمت غرب و شمال غرب تا شرق، داراي اقليم نيمه خشک(مديترانه‌اي بري) و درنواحي شمال غربي در ارتفاعات، اقليم نيمه خشک و مرطوب(مديترانه‌اي بحري) مشاهده مي‌گردد که جزء پرباران­ترين بخش­هاي استان محسوب مي­شود.

به منظور بررسي پارامترهاي اقليمي منطقه از ايستگاه­هاي کليماتولوژي و سينوپتيک فيروزآباد در دورة آماري(2009- 1995) استفاده شده است. در زير به بررسي اين پارامترها مي‌پردازيم:

3-3-10-1دماي هوا

دماي هوا، از مهمترين متغييرهاي جوي مي‌باشد، که بر تمامي  فعاليت‌هاي اقتصادي – اجتماعي جوامع، به طور مستقيم و غير مستقيم تأثير مي گذارد.

با توجه به آمار و اطلاعات موجود ، متوسط دماي هواي شهر فيروزآباد در طول ماه­هاي مختلف سال بيانگر آن است؛ که بهمن ماه به رقم 3/7 و مرداد ماه با رقم 96/25 درجه سانتي گراد به ترتيب کمترين و بيشترين ارقام ميانگين ماهيانه متوسط دماي را در طول سال­هاي مختلف سال در شهر فيروزآباد نشان مي­دهند. به عبارتي مي­توان گفت که متوسط دما در ايستگاه فيروزآباد در همة ماه­هاي سال بالاتر از صفر درجه سانتيگراد است. ميانگين حداکثرهاي دماي هوا در ماه هاي مختلف بين 94/12 در بهمن ماه و 62/33 در مرداد ماه در نوسان مي­باشد و روند تغييرات آن از دي بهمن ماه تا مرداد ماه افزايشي و از مرداد تا دي ماه از روند کاهشي تبعيت مي­کند. همچنين ميانگين حداقل دما در طول ماه­هاي مختلف نيز بيانگر آن است که بهمن ماه با 72/1 و مرداد ماه با 51/16 درجه سانتيگراد به ترتيب کمترين و بيشترين ميانگين حداقل­هاي دما را به خود اختصاص داده­اند.

بيشترين ميزان دماي هوا يا حداکثر مطلق دما که در ايستگاه فيروزآباد به ثبت رسيده است، دماي 14/33 و 03/33 درجه بوده است که به ترتيب مربوط به ماه­هاي مرداد و تير است و کمترين ميزان دماي هوا يا حداقل مطلق دما مربوط به ماه بهمن با دماي 4/2- درجه سانتيگراد است.

3-3-10-2بارندگي

جدول ‏4‑1، ميانگين ماهانة بارندگي و حداكثر بارندگي روزانه ايستگاه فيروزآباد را نشان مي دهد. همانطور كه ارقام بارندگي در اين ايستگاه نشان مي دهد، ميزان بارندگي ماهيانة فصول سرد آن به مراتب بيشتر از فصول گرم است. ميانگين ماهانة بارندگي در اين ايستگاه در طول دورة آماري 2009- 1995 برابر با 46/331 ميليمتر بوده است. طي اين دوره پربارانترين ماه سال دي ماه و كم باران ترين ماه سال شهريور ماه مي باشد كه به طور ميانگين در دي ماه 12/104 و در شهريور ماه 26/0 ميليمتر بارندگي صورت گرفته است. همچنين ارقام حداكثر بارندگي روزانه در ايستگاه فيروزآباد نشان مي دهد كه بيشترين بارندگي روزانه در فيروزآباد به دي ماه اختصاص دارد كه رقم حداكثر بارندگي روزانه در اين ماه 8/33 ميليمتر بوده است.

جدول ‏4‑1- ميانگين ماهيانه و حداکثر بارندگي روزانه ( ايستگاه فيروزآباد)(2009- 1995)

پارامترها دي بهمن اسفند فروردين اردیبهشت خرداد تير مرداد شهريور مهر آبان آذر ميانگين
ميانگين ماهانه بارندگي 1/104 3/60 3/59 5/27 4/4 6/0 4/2 6/3 3/0 1/4 5/23 4/63 5/331
حداکثر بارندگي روزانه 8/33 25 6/23 2/10 8/1 6/0 8/1 3/3 3/0 7/2 7/8 2/20 8/33

(مأخذ: سازمان هواشناسي کشور)

3-3-10-3رطوبت هوا

بررسي آمار مربوط به جدول ‏4‑2، نشان مي­دهد كه ميانگين ماهيانة نم نسبي فيروزآباد از دي ماه تا خرداد ماه داراي روند رو به كاهش بوده و از 8/64 درصد در دي ماه به 9/26 درصد در خرداد ماه مي رسد و از تير ماه تا دي ماه يك روند افزايشي به خود مي گيرد. به عبارت ديگر نم نسبي از 4/31 درصد در تير ماه به 8/64 درصد در دي ماه مي رسد. ميانگين سالانة نم نسبي در فيروزآباد 52/54 درصد بوده كه در حد اعتدال مي باشد. همچنين ميانگين سالانة بيشترين رطوبت در ايستگاه فيروزآباد برابر با 5/64 درصد است كه در طول سال بيشترين رطوبت مربوط به دي ماه با 7/83 درصد رطوبت است. ميانگين سالانه كمترين نم نسبي در فيروزآباد 4/29 درصد محاسبه شده است كه در طول ماه­هاي سال خرداد ماه با 3/14 درصد،‌كمترين نم نسبي رابه خود اختصاص داده است.

جدول ‏4‑2- ميانگين ماهانة پارامترهاي نم نسبي هوا بر حسب درصد(ايستگاه فيروزآباد)(2009- 1995)

پارامترها دي بهمن اسفند فروردين ارديبهشت خرداد تير مرداد شهريور مهر آبان آذر ميانگين
متوسط رطوبت 8/64 8/60 1/58 6/51 3/35 9/26 4/31 3/34 33 9/36 9/48 7/61 5/54
بيشترين رطوبت 7/83 4/80 6/75 3/72 8/53 9/43 3/50 2/53 8/53 7/55 6/67 2/82 5/64
کمترين رطوبت 4/48 4/43 3/42 33 8/19 3/14 8/14 7/18 6/17 3/20 8/31 1/44 4/29

(مأخذ: سازمان هواشناسي کشور)

3-3-10-4باد

همانطور که در جدول ‏4‑3، مشاهده مي شود بادهاي غالب شهر فيروزآباد در فصل زمستان، بادهاي غربي هستند. در فصل بهار جهت بادهاي غالب، شمال غربي و جنوب شرقي است اما در دو ماه از اين فصل يعني ماههاي ارديبهشت و خرداد، جهت بادهاي غالب جنوب شرقي است. در فصل تابستان جهت بادهاي غالب در شهر فيروزآباد عمدتاً شمال غربي است اما در تيره ماه، اين بادها از سمت شمال مي وزند. جهت بادهاي غالب در فصل پاييز عمدتاً جنوب غربي است و در دو ماه از اين فصل يعني ماههاي مهر و آبان بادها در جهت جنوب غربي مي وزند اما در آذر ماه جهت باد تغيير کرده و غربي مي شود.

جدول ‏4‑3- جهات وزش باد در شهر فيروزآباد

ماهها دي بهمن اسفند فروردين ارديبهشت خرداد تير مرداد شهريور مهر آبان آذر
بادهای غالب غربي غربي غربي شمال غربي جنوب شرقي جنوب شرقي شمالي شمال غربي شمال غربي جنوب غربي جنوب غربي غربي
بادهاي درجه دوم جنوب شرقي جنوب شرقي جنوب شرقي غربي شمال غربي غربي جنوب غربي شرقي جنوب شرقي جنوب شرقي جنوب شرقي شمال غربي

مأخذ: مهندسان مشاور فرنهاد

 

به طور کلي بادهاي غالب فيروزآباد از نظر تعداد فراواني وقوع، غربي و از نظر سرعت جنوب غربي است ولي در مجموع و بر اساس ميانگين سرعت، سريع ترين بادها از سمت جنوب غربي و شمال غربي گزارش شده­اند. همچنانکه جدول ‏4‑3، نشان مي­دهد بادهاي غالب فيروزآباد از سمت شرق اصلاً در منطقه نمي­وزند و به طور کلي مي­توان گفت که بادهاي جنوب غربي، غربي و شمال غربي داراي فراواني و همچنين سرعت بيشتري نيز هستند.

جدول ‏4‑4، ميانگين ماهيانة حداكثر سرعت وزش باد در ايستگاه فيروزآباد را نشان مي­دهد. در ايستگاه فيروزآباد، ميانگين ماهيانة حداكثر سرعت وزش باد 63/8 متر بر ثانيه گزارش شده است كه در طول سال حداكثر سرعت وزش باد مربوط به دي ماه بوده است كه حداكثر سرعت وزش باد در اين ماه 11 متر بر ثانيه بوده است. به طور كلي حداكثر سرعت وزش باد در فيروزآباد به ترتيب در ماه­هاي دي، مرداد، فروردين و خرداد بوده است.

جدول ‏4‑4- ميانگين ماهانة حداكثر سرعت وزش باد بر حسب متر بر ثانيه( ايستگاه فيروزآباد)

ماهها دي بهمن اسفند فروردين ارديبهشت خرداد تير مرداد شهريور مهر آبان آذر ميانگين
حداکثر سرعت وزش باد

(متر بر ثانيه)

11 7/6 3/8 9 3/9 9 10 3/10 3/8 7/6 7 8 6/8

مأخذ: سالنامة آماري استان فارس، 1388

3-3-5-10ساعات آفتابي و تعداد روزهاي يخبندان

در شهر فيروزآباد كل ساعات آفتابي در طول سال، 52/2446 ساعت مي باشد كه بيشترين ساعات آفتابي در شهريور ماه با 53/264 ساعت ‌و كمترين ساعات آفتابي در بهمن و اسفند ماه با 26/119 و 08/119 ساعت است. همچنين با توجه به آمار و اطلاعات و وي‍ژگي هاي شهر فيروزآباد،‌ مي توان گفت كه در شهر فيروزآباد و اطراف آن در طول هفت ماه از سال يخبندان مشاهده مي­گردد. به عبارت ديگر مي توان گفت كه در طول دوره آماري 2009- 1995 در ماه­هاي دي، بهمن، اسفند، فروردين، ارديبهشت، خرداد،‌آبان و آذر يخبندان مشاهده شده است و تعداد 22/25 روز از سال به صورت يخبندان بوده است. بيشترين تعداد روزهاي يخبندان نيز در بهمن ماه( 55/7 روز) بوده است (جدول ‏4‑5).

جدول ‏4‑5- ميانگين ماهانة ساعات آفتابي و تعداد روزهاي يخبندان(ايستگاه فيروزآباد)(2009- 1995)

پارامترها دي بهمن اسفند فروردين ارديبهشت خرداد تير مرداد شهريور مهر آبان آذر مجموع
ساعات آفتابي 1/150 3/119 1/119 7/159 4/176 5/260 252 260 5/264 252 229 204 2446
تعداد روزهاي يخبندان 9/6 5/7 1/2 5/3 8/1 2/0 0 0 0 0 5/0 3/2 2/25

مأخذ: سازمان هواشناسي کشور

3-3-11توپوگرافي( ناهمواري­ها)

در این بخش ارتفاعات، دشت ها و ناهمواری های منطقه بررسی شده است.

3-3-11-1ارتفاعات

رشته کوههاي گسترش يافته در اطراف شهر بيشتر مربوط به گنبدهاي نمکي قديمي( احتمالاً سري هرمز) مي باشد که زاگرس چين خورده در امتداد گسل هاي شمال غربي- جنوب شرقي( کوه ميمند در شرق و جنوب) فيروزآباد است که شامل دو گنبد ديگر به نام کانساز کوه سرمه( مادة اولية نوعي از انواع متعدد سرمه، سولفور، سرب يا گالن است) و آثار فراوان معدنکاري و ذوب فلزات در ناحيه کانساز از فعاليت هاي گسترده و درازمدت معدنکاري باستاني در اين بخش از کشور حکايت از سازندهاي زيرين منطقة معدني در چين خوردگي زاگرس دارد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 80).

اين سازندهاي گچي نمکي با لايه­بندي­هاي ميليمتري و سانتيمتري به رنگ­هاي سبز، آجري و خاکستري تيره در بين و زير لايه­هاي گچي نمکي موجودند که ساختمان واروي(Varve) را از خود نشان مي­دهند.

3-3-11-2تپه­ها

قسمت­هاي شمالي و شمال شرقي فيروزآباد از تپه­هايي پوشيده شده که از نظر ريخت­شناسي تپه ماهورهاي کم ارتفاع مدور در شمال شرقي و در قسمت شمالي به شکل بيضي مي­باشد که داراي آبراهه­هايي است که بر اثر هوازدگي به صورت فرسايش بر روي تپه­ها و دامنه آنها نقش آفريني کرده­اند.

3-3-11-3دشت

– رسوبات آبرفتي واريزه­اي: دشت آبرفتي دامنه­اي منطقة مورد مطالعه، در قسمت پاييني رسوبات آبرفتي واريزه‌اي بادبزني شکل قرار گرفته که داراي بافت ريزتر بدون سنگريزه و تقريباً مسطح است. در دشت هاي آبرفتي رودخانه اي که قسمت اعظم دشت مورد مطالعه را در بر مي گيرد، نتيجة عمل رسوب گذاري رودخانة تنگاب است که داراي شيب ملايم و جهت آن مطابق جهت رودخانه و شمالي – جنوبي است.

– رسوبات آبرفتي واريزه­اي بادبزني شکل: اين رسوبات نتيجة عمل مشترک نهرهاي کوچک و بزرگ جاري از کوههاي اطراف منطقه و واريزه کرن کوهها پس از متلاشي شدن و تخريب مي باشد که بسته به دور و نزديک بودن به کوه داراي مقداري سنگريزة گوشه دار در سطح و همين طور در طول پروفيل خاک مي باشد.

– دشت آبرفتي رودخانه­اي: که قسمت اعظم دشت فيروزآباد را تشکيل مي دهد و نتيجة عمل رسوب گذاري رودخانة تنگاب مي باشد. اين دشت داراي شيب ملايم و جهت آن مطابق رودخانه يعني شمالي – جنوبي است.

3-3-11-4شيب

از نظر شيب مي­توان گفت به طور کلي شيب منطقه از شمال و شمال غربي به سمت جنوب و جنوب غربي کم مي­شود. در دشت فيروزآباد شيب از اطراف به مرکز دشت مي باشد. اراضي کوهها داراي شيبي بسيار تند حتي به 50 تا 90 درصد مي رسد و به دليل عدم پوشش گياهي و يا با پوشش گياهي کم با خطر فرسايش بسيار روبرو است. شيب اراضي کوهپايه­اي بين 3 تا 10 درصد مي باشد و به دليل خطر فرسايش، کشاورزي بر روي اين اراضي مقرون به صرفه نيست( دامنه­هاي کوههاي سفيدار، پودنو و ده بين) چون موجب تخريب و فرسايش خاک مي گردد. شيب دشت­هاي دامنه­اي، رسوبي و رودخانه اي معمولاً کم و به صفر تا نيم درصد مي رسد و به دليل ته­نشين شدن رسوبات دانه ريز براي کشورزي مساعد است( قانعي خو، 1380: 30).

3-3-12خاک شناسي و قابليت اراضي

منطقة فيروزآباد به شش واحد فيزيوگرافي يا تيپ(دسته) اراضي تقسيم مي گردد:

–  گروه اراضي طبقه يک و دو منطقة فيروزآباد با اشغال 4/62 درصد از کل مساحت منطقه که داراي شيب کمتر از 2 درصد بوده و در ارتفاع تا 1350 متري از سطح دريا واقع شده­اند. بر اساس اطلاعات خاک شناسي در دشت فيروزآباد( شهر)، بعد از مناطق و اراضي مسکوني که مرکز شهر را تشکيل مي دهد، در ناحية جنوبي و غربي و قسمتي از شمال غرب شهر، خاک هاي سري فيروزآباد قرار دارد که خاک خيلي عميق به رنگ قهوه اي متمايل به خاکستري تيره با بافت رسي و شني است و جزء دشت آبرفتي رودخانه­اي مي باشد. اين اراضي از نظر طبقه بندي، جزو اراضي درجة يک يا کلاس يک مي باشد که شامل زمين هاي کشاورزي و اراضي مرغوب و بدون محدوديت براي زراعت هاي آبي است و مساحت آن 3350 هکتار يا 60/46 درصد کل اراضي فيروزآباد مي باشد. همچنين قسمت شمالي شهر فيروزآباد در قطعة مجزا شده سري سرميدان يا سري اصلي که از دشت هاي آبرفتي دامنه اي تشکيل شده و به رنگ قهوه­اي است نيز جزو اراضي درجة يک( طبقه يک) مي باشد.

اراضي درجة دو يا کلاس دو شامل زمين هاي مناسب براي آبياري که داراي کمي محدوديت براي زراعت هاي آبي است و بازده زراعي آن در شرايط مساوي کمتر از اراضي درجة يک مي باشد. مساحت اين دسته از اراضي 1140 هکتار يا 80/15 درصد از کل اراضي مورد مطالعه است. در غرب شهر فيروزآباد در ساحل شرقي رودخانه تنگاب تا حد دامنه هاي کوه ميمند، اراضي درجة 2، اراضي شيب دار(5-2 درصد) با کمي پستي و بلندي است که درقسمت شمال شرقي اين رودخانه داراي مقدار کمي سنگريزه(15- 3 درصد) در سطح خاک و قابليت نفوذ آهسته مي باشد.

– گروه اراضي طبقة سه و چهار که با اشغال 3/36 درصد از کل مساحت اراضي منطقه داراي شيب 2 تا 5 درصد و شيب جانبي يک تا دو درصد با کمي پستي و بلندي و فرسايش آبي است. اراضي طبقة سه، اراضي نسبتاً قابل کشت بوده که در آن اشکالات و محدوديت هاي آب براي زراعت آبي نسبتاً زياد است. مساحت اين نوع از اراضي 930 هکتار يا 9/12 درصد کل اراضي است. همچنين اراضي طبقة چهار شامل زمين هايي است که قابليت کشت آنها محدود و اشکالات زيادي براي آبياري دارند. مساحت اين اراضي 1690 هکتار است که 4/23 درصد کل اراضي است( قانعي­خو، 1380: 159).

در قسمت شمال شرقي و جنوب شرقي فيروزآباد قطعة مجزا شده سري جايدشت از دسته رسوبات آبرفتي واريزه اي بادبزني شکل به رنگ زرد تيره ديده مي شود. در اين ناحيه خاک نسبتاً عميقي به رنگ قهوه اي متمايل به رنگ زرد تيره با بافت رسي و شني سيلتدار قرار گرفته است. اين قسمت داراي اراضي درجة سه( کلاس سه) مي باشد که شامل زمين هاي نسبتاً قابل کشت، اراضي با محدوديت و اشکالات متوسط براي زراعت هاي آبي که فقط در شرايط به خصوص قابل آبياري مي باشد و اراضي کم عمق( Cm 50- 25) و کمي سنگريزه دار است.

در اراضي شمال شرقي به طرف شرق، قطعة مجزا شده سري جايدشت با مشخصات سري اصلي ولي کم عمق(50 تا 25 سانتيمتر) از رسوبات آبرفتي واريزه اي بادبزني شکل در دامنه هاي کوه ميمند قرار دارد. اين قسمت داراي اراضي درجة 4 يا طبقة چهار است، يعني زمين هايي که قابليت کشت آنها محدود و داراي محدوديت و اشکال خيلي زياد براي زراعت هاي آبي است. آبياري اين اراضي در شرايط به خصوص و براي کشت گياهان معدودي مناسب مي باشد. مساحت اين نوع از اراضي 1690 هکتار يا 40/23 درصد اراضي مورد مطالعه مي باشد و داراي شيب عمومي نسبتاً ملايم و شيب جانبي ملايم با کمي پستي و بلندي و فرسايش آبي است.

– گروه اراضي طبقة پنج و شش که مناطق مسکوني و ساخت و ساز شهري را تشکيل مي­دهد.  قابليت کشاورزي اين تيپ از اراضي بسيار محدود بوده و مراکز مسکوني شهري و مراکز مسکوني روستايي را در منطقه در بر مي گيرد. اين اراضي باقيماندة دهات مخروبه، اراضي مسکوني در دست ساختمان و بيرون زدگي هاي صخره­اي و بستر سنگلاخي رودخانه­اي و مسيل ها مي­باشد. مساحت اين نوع از اراضي 90 هکتار بوده که 3/1 درصد کل اراضي است( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 91).

به طور کلي 5420 هکتار از اراضي منطقه شامل اراضي درجة I و II و III و يا به عبارت ديگر 30/75 درصد کل اراضي، جزء اراضي قابل آبياري است و 1780 هکتار از اراضي، جزو اراضي درجة 4 و 5 است(70/24 درصد) که اين اراضي جزء اراضي غير قابل آبياري و يا در شرايط مخصوص قابل آبياري است. اراضي مذکور که به طور کلي در سراسر دامنه کوه ميمند در شمال شرقي، شرق و جنوب شرقي شهر فيروزآباد قرار دارد و جاده شيراز – فيروزآباد – قير آن را از دشت جدا نموده، تنها اراضي مناسب و مجاز جهت توسعة شهري است.

3-3-13پوشش گياهي

شهرنشيني و توسعة شهري از مهمترين پديده­هاي دوران اخير به شمار مي آيد. با افزايش جمعيت و توسعه و گسترش شهرنشيني، انسان­ها به تدريج از طبيعت دور شده­اند و تراکم بيش از حد جمعيت و دخالت در محيط طبيعي و ايجاد محيط­هاي انسان­ساخت، نيازهاي زيست محيطي، جسمي و روحي انسان را بيشتر بروز داده است( پوراحمد، 1388: 29). گياهان در اجتماع زيستي خود، يکي از مهمترين سيستم هاي حيات بخش انسان به شمار مي آيند. با توجه به اقليم و گياهان بومي و همچنين بررسي پوشش گياهي محدوده هاي شهري، مي توان جايگاه مناسبي براي به کارگيري انواع گياهان در فضاي سبز شهري پديد آورد. از اين رو بررسي پوشش گياهي و محيط آن، به منظور برقراري رابطه­اي معقول ميان شهروندان و طبيعت امري ضروري است.

در بررسي پوشش گياهي منطقة فيروزآباد، به جوامع گياهي کُنار، شوره، آترپيلکس، بادام کوهي، بَنه، ارژن و کيکم بر مي­خوريم. همچنين بايد به اين نکته توجه کرد که فيروزآباد با توجه به شرايط آب و هوايي داراي جامعة گياهي متنوعي بوده به طوري که پذيراي گونه هاي بسياري از گياهان چون چنار، بيد، کاج، سرو، زبان گنجشک، مرکبات، توت، اکاليپتوس، ابريشم، ختمي، ارغوان، انواع جوني پروس، پيراکانتا، زرشک، انواع رز و … مي باشد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 97).

در اراضي پايين دشت فيروزآباد گياه شيرين بيان که تا اندازه اي نشان دهندة اراضي شيرين با سطح آب زيرزميني نسبتاً بالاست، در سطح نسبتاً زيادي مشهود است. خارشتر از ديگر گياهاني است که در سطح وسيع خصوصاً در اراضي باير يا آيش ديده مي شود. در امتداد شمال شرقي تا جنوب شرقي اراضي واقع در رسوبات آبرفتي واريزه اي بادبزني شکل، گياهان طبيعي ديگري نظير مريم گلي و گون ديده مي شود.

به طور کلي بيشترين تيپ پوشش گياهي منطقه به تيپ گياهي کُنار، شوره، آترپيلکس اختصاص دارد که 57 درصد از کل مساحت مراتع منطقه را تشکيل مي دهد و کمترين گستردگي مربوط به تيپ گياهي بادام کوهي، بَنه، تنگسن، ارژن و کيکم است.

3-14مطالعات انساني

3-14-1خلاصه­­اي از وضعيت عمومي شهرستان فيروزآباد

شهرستان فيروزآباد به مرکزيت شهر فيروزآباد است؛ در حالي که بخش‌هاي قيروکارزين و فراشبند در سال 81 و 82 به شهرستان ارتقاء يافته و از مجموع اين شهرستان انتزاع گرديده است با مساحت معادل 3800 کيلومتر در فاصله 95 کيلومتري جنوب غربي مرکز استان و در طول جغرافيايي 52ْ و 36َ و عرض جغرافيايي 28ْ و 52َ از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين شهرستان با ارتفاعي معادل 1327 متر از سطح دريا، از شمال به شهرستان شيراز، از جنوب به شهرستان هاي قير و کارزين و لارستان، از شرق به شهرستان جهرم، از غرب به شهرستان فراشبند و استان بوشهر محدود مي شود. بر اساس آخرين تقسيمات کشوري، شهرستان فيروزآباد داراي دو مرکز شهري( فيروزآباد و ميمند)، پنج دهستان( جايدشت، احمدآباد، پرزيتون، خواجه­اي، دادنجان) و بالغ بر 114 روستا و آبادي مي باشد. از لحاظ بافت اجتماعي از سه قشر شهري، روستايي و عشايري تشکيل شده است.

اين شهرستان از طبيعي منطقه اي است کوهستاني که بلندترين نقطة آن کوه سفيدار با 3050 متر ارتفاع و پست ترين نقطة آن کنارسياه با 800 متر ارتفاع مي باشد و از نظر تنوع آب و هوايي به ناحية بياباني جنوب غربي آسيا تعلق دارد که با توجه به عوامل جغرافيايي از جمله ناهمواري ها، پوشش گياهي و بادهاي باران آور غربي داراي سه ناحية آب و هوايي( سرد کوهستاني، گرم و خشک، معتدل) با ميانگين بارندگي 450 ميليمتر در ده سال اخير مي باشد. جمعيت اين شهرستان در آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسکن در سال 1385 برابر با 116622 نفر بوده  است( فرمانداري شهرستان فيروزآباد).

3-14-2پيشينة تاريخي شهر

در فارس ميانه به واسطة شرايط اقليمي( اقليم مديترانه اي – بحري و بري)، ارتفاع مناسب دشت ها از سطح دريا( 1300 الي 1600 متر)، کيفيت مناسب خاک دشت ها، نزديکي به ساحل درياي آزاد، آنجا که آب رود بر دشت مسلط بوده است، پيدايش جماعت انساني به قبل از پيدايش خط باز مي گردد و دشت فيروزآياد نيز از اين نهاد مستثني نيست. تشکيل اولين حاکميت‌ها در استان فارس و تجلي کالبدي آن به شکل شهر در حوزة آبريز رودها و در دشت هاي مشرف به رود شکل گرفته است (شکل ‏4‑4).

شکل ‏4‑4- نقشه تاریخی منطقه پارس و فیروزاباد

به روايت کتاب­­هاي تاريخ ساسانيان و پژوهش­هاي باستان­شناسان، اردشير بابکان(والي دارابگرد)، بر حکمران فارس(گوزهر) مي­شورد و او را مي کشد و بتدريج تمامي نواحي فارس را تسخير مي کند. مکاني را که اردشير جهت استقرار حاکميت خويش به عنوان حکمران فارس بر مي گزيند، ارتفاعي است از رشته کوه ميمند مشرف به دشت فيروزآباد و مشرف بر مدخل آن( تنگاب)، که اردشير کاخ قلعه اي بر فراز کوه( قلعه دختر امروزي) بنا مي کند. سرانجام اردشير، اردوان پنجم را شکست داد و با انقراض حکومت اشکانيان، اردشير شاه ياغي، به شاه حاکم تبديل شد. تبلور کالبدي آن نيز درانتقال مقر حاکميت از فراز کوه به دشت در کنار چشمه و رود تنگاب تجلي يافت( کاخ اردشير و آتشکده) (شکل ‏4‑5)(شکل ‏4‑6). سپس اردشير تصميم به احداث شهري در دشت فيروزآباد مي گيرد.

شکل ‏4‑5- کاخ اردشیر بابکان در کنار قمپ آتشکده

شکل ‏4‑6- عکس هوایی از کاخ و آتشکده اردشیر بابکان و قمپ آتشکده

اردشير طرح شهر مورد نظر را به صورت دايره در نظر مي گيردکه نمادي از جهان و نشانگر فرمانروايي مطلق جهان باشد. قطر دايرة اين شهر حدود 450 متر است. اردشير بابکان نام اين شهر را اردشير کوره يعني( شکوه اردشير) مي گذارد سپس شهر را گسترش مي دهد و قطر آن را به دو کيلو متر مي رساند و 4 دروازه به نام هاي دروازه مهر( در مشرق)، دروازه بهرام( در خاور)، دروازه هرمز( در شمال) و دروازه اردشير( در جنوب) براي آنها مي سازد. اردشير با کشيدن دو قطر عمود بر هم از مرکز دايره، شهر را به 20 قسمت تقسيم و خيابان کشي مي کند، بعدها شهر گسترش مي يابد و قطر دايرة آن به 5/7 کيلومتر مي رسد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 4) (شکل ‏4‑7).

شکل ‏4‑7- عکس هوایی (گوگل ارث) از شهر گور و محوطه دایره‌ای شکل

در تحليل علل پيدايش شهر فيروزآباد، به جز انتخاب اردشير به عنوان يک انتخاب سياسي- نظامي، در مکانگزيني شهر بايد به يک عامل پايه که درطول تاريخ اين شهر همواره تعيين کننده بوده است، اشاره کرد و آن بازاري جهت تبادل محصول بين کشاورزان و دامدارن است. بازاري که بتواند از امنيت مناسب در دشت برخودار باشد و به طور طبيعي بتواند دشت و محيط دشت را تحت پوشش تبادل کالايي خود قرار دهد. لذ از اين زاويه انتخاب اردشير، تأمين امنيت اين بازار نيز محسوب مي شد. در دورة حکومت سلجوقيان و در ابتداي سلطنت ملکشاه سلجوقي، اين شهر توسط بهاءالدين اسماعيلي که يکي از سران طايفه شبانکاره بود به آتش کشيده شد و تمام آثار مدنيت و ابنيه و عمارات آن با خاک يکسان گرديد. مردم پس از اين حمله خرابه ها را ترک نموده و در محل فعلي، شهر فيروزآباد جديد را ساختند. نام کنوني اين شهر بر اساس گفته مقدسي مورخ قرن چهارم هجري، چون خوشايند امير عضدالدوله نبود که بگويند «مَلک به گور رفت» يعني به شهر گور رفت، به فيروزآباد تغيير نام يافت که ظاهراً اين نام از اسم جد انوشيروان يعني فيروز گرفته شده است.

3-14-3جمعيت

آگاهي از چند و چون جمعيت و شناخت ساختار جنسي و سني و ابعاد و گستردگي آن، از ابزارهاي کارساز در تصميم­گيري و برنامه­ريزي به شمار مي­آيد. چرا که هيچ گونه برنامه­ريزي آگاهانه، فارغ از شناخت کمي و کيفي جمعيت نه تنها در محدودة شهر، حتي در بُعد محله­اي نيز نمي­تواند انجام گيرد( فريد، 1372: 35). ليکن چون ماهيت سياست­ها و برنامه­ريزي ها عمدتاً مربوط به تعيين خط مشي آينده شهرها بر مي­گردد، لذا بايد به نحوي اين متغير و اجزاي آن را براي آينده پيش بيني نمود( زياري، 1384: 101). پيشنهاد طرح توسعة آتي شهر بر مبناي پيش بيني هاي جمعيت و اقتصاد و پس از آن نحوه کاربري زمين پيشنهادي قرار دارد( شيعه، 1384: 155). از اين رو لازم است که وضع موجود شهر فيروزآباد از لحاظ جمعيتي بررسي شده و بر مبناي آمار و اطلاعات جمعيتي موجود به پيش بيني­هاي جمعيتي آيندة شهر پرداخت.

3-14-3-1جمعيت شهر فيروزآباد

شهر فيروزآباد به عنوان مرکز شهرستان فيروزآباد، يکي از شهرهاي استان فارس مي باشد. استان فارس براساس نتايج آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسکن در سال 1385 داراي 24 شهرستان و تعداد 73 شهر بوده است ( مرکز آمار ايران). در زير به بررسي جمعيت شهر فيروزآباد مي پردازيم:

جمعيت شهر فيروزآباد در طي سرشماري­هاي جمعيتي ازسال 1335 تا 1385، فراز و فرودهاي زيادي را داشته است. بر اساس داده­هاي ارائه شده از سوي سازمان مرکز آمار ايران جمعيت شهر فيروزآباد در سال 1335 برابر با 5747 نفر بوده است که با 1222 خانوار، بعد خانوار آن برابر با 70/4 نفر بوده است. جمعيت شهر در دهة 1345- 1335 بالغ بر 8718 نفر شده است که با 1699 خانوار، بعد خانوار آن 13/5 نفر بوده است. نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد در اين دهه برابر با 25/4 درصد بوده است. افزايش جمعيت شهر فيروزآباد تا سال 1355 ادامه داشته و جمعيت شهر به 14164 نفر رسيده است. نرخ رشد جمعيت در دهة 1355- 1345 برابر با 97/4 درصد بوده است. جمعيت شهر فيروزآباد در سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1365 معادل 34312 نفر با 6318 خانوار برآورد گرديده است که بعد خانوار آن 43/5 نفر بوده است. دهة 1365- 1355 را مي توان دهه اي ناميد که رشد جمعيت شهر فيروزآباد به بالاترين درجه خود مي رسد، چرا که نرخ رشد اين دوره به 25/9 درصد رسيده و افزايشي در حدود 28/4 درصد را نشان مي دهد (جدول ‏4‑6). مهمترين عوامل مؤثر در اين نرخ رشد شديد جمعيتي را مي توان در هجوم بي روية جمعيت روستايي و افزايش نرخ رشد طبيعي جمعيت به سبب عواملي چون افزايش شديد درآمدهاي نفتي، افزايش اعتبارات عمران شهري، افزايش جاذبه­هاي شهر، بهبود وضعيت اقتصادي جامعه، پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357، جنگ تحميلي و آثار و عوارض ناشي از آن و غیره،  دانست.

در دهة 1375- 1365 شهر فيروزآباد به افزايش جمعيت خود ادامه داده و تعداد جمعيت اين شهر به 49457 نفر مي رسد که نرخ رشدي بالغ بر 72/3 درصد را نشان مي دهد. اين نرخ رشد نشان از تثبيت و کاهش بالنسبه روند مهاجرپذيري شهر فيروزآباد دارد. جمعيت شهر فيروزآباد در سال 1385 و در آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسکن معادل 62387 نفر با 12888خانوار برآورد گرديده است که بعد خانوار آن 84/4 نفر بوده است. نرخ رشد جمعيت برابر با 34/2 درصد بوده است که نسبت به دورة قبل حدود 38/1 درصد کاهش را نشان مي دهد. تقسيم شهرستان فيروزآباد به سه شهرستان( فيروزآباد، قير و کارزين، فراشبند) در سال 81 و 82  و ساير سياست­هاي جمعيتي دراين امر دخيل بوده است و باعث کاهش جمعيت شهر و شهرستان و نرخ رشد آن شده است(جدول ‏4‑6).

جدول ‏4‑6- بررسي جمعيت کشور، استان، شهرستان و شهر، طي دوره‌هاي سرشماري 1385- 1335

سال جمعيت کل

کشور

جمعيت شهري

کشور

جمعيت کل

استان فارس

جمعيت کل

شهرستان فيروزآباد

جمعيت

شهر فيروزآباد

تعداد خانوار

شهر فيروزآباد

بعد خانوار

شهر فيروزآباد

1335 18954704 6002621 884415 77403 5747 1222 70/4
1345 25788722 9795810 1462708 67325 8718 1699 13/5
1355 33708744 15854680 2035582 121548 14164 2727 19/5
1365 49445010 26844561 3193769 168339 34312 6318 43/5
1375 60055488 36817789 3817036 209007 49457 9435 24/5
1385 70495782 48259964 4336878 116622 62387 12888 84/4

مأخذ: سرشماري‌هاي عمومي نفوس و مسکن سالهاي 1335 تا 1385

3-14-3-2نسبت جنسي

نسبت جنسي عبارت است از نسبت تعداد مردان به زنان( زياري، 1385: 155). نسبت جنسي جمعيت که بر پاية مقايسه تعداد مردان در مقابل هر 100 نفر زن سنجيده مي شود، به لحاظ نقش­هاي متفاوت هر کدام از اين دو جنس بر ساختار اقتصادي و اجتماعي حائز اهميت است( مهدوي، 1374: 181).

بر اساس سرشماري سال 1335 از جمعيت 5747 نفري شهر فيروزآباد، 2867 نفر مرد و 2880 نفر زن بوده اند که در نتيجه نسبت جنسي در اين شهر برابر با 99 بدست مي آيد. به عبارت ديگر در اين شهر در مقابل هر 100 نفر زن، 99 مرد وجود داشته است. در سال 1345 از جمعيت 8718 نفري شهر فيروزآباد، 4439 نفر مرد و 4279 نفر زن بوده اند که در نتيجه نسبت جنسي در اين دوره افزايش يافته و به 103 رسيده است؛ يعني به ازاي هر 100 نفر زن، 103 نفر مرد وجود داشته است. بالاترين نسبت جنسي در شهر فيروزآباد در دهة 1355 بوده است. دراين دوره از جمعيت 14164 نفري اين شهر، 7433 نفر مرد و 6731 نفر زن بوده اند که درنتيجة آن نسبت جنسي اين شهر به 110 رسيده است. به عبارتي در اين دوره به ازاي هر 100 نفر زن، 110 نفر مرد وجود داشته است.

در سرشماري 1365 جمعيت شهر فيروزآباد به 34312 نفر مي رسد که از اين تعداد، 17650 نفر مرد و 16662 نفر زن بوده اند. به عبارتي نسبت جنسي در اين دوره 105 بوده است. در سرشماري 1375 نسبت جنسي در اين شهر کاهش يافته و به يک حالت تعادل مي رسد. جمعيت شهر دراين دوره 49457 نفر مي باشد که از اين تعداد، 24762 نفر مرد و 24695 نفر زن بوده اند که در نتيجه نسبت جنسي در اين شهر به 100 مي رسد. در آخرين سرشماري عمومي جمعيت در سال 1385، جمعيت شهر فيروزآباد به 62387 نفر مي رسد که از اين تعداد 31545 نفر مرد و 30842 نفر زن بوده اند که نسبت جنسي آنها برابر با 102 بوده است؛ يعني به ازاي هر 100 نفر زن، 102 نفر مرد وجود داشته است.

3-14-3 -3نرخ رشد جمعيت

يکي از اجزاي برنامه­ريزي شهري و به ويژه برنامه­ريزي توسعة فيزيکي شهرها، جمعيت و شاخص­هاي رشد و ترکيب آن است. از آنجا که برآورد نيازمندي­هاي آيندة يک شهر بستگي به پيش بيني صحيح جمعيت آن دارد، لذا بايد براي آن برنامه‌ريزي مفيد و مؤثري انجام گيرد تا بتوان عدالت اجتماعي را در آن پياده کرده و به توسعة پايدار منتهي شود. روش هاي گوناگوني براي تعيين نرخ رشد جمعيت وجود دارد. يکي از اين روش­ها مدل رشد نمايي است که به شرح زير مي­باشد( زنجاني، 1376: 259):

(فرمول ‏4‑1)

r- نرخ رشد جمعيت

P1- جمعيت در سال مورد نظر

Po- جمعيت در سال پايه

t- تعداد سال­هاي بين سال پايه و سال مورد نظر

جدول ‏4‑7، جمعيت و نرخ رشد آن را در کشور، استان فارس، شهرستان و شهر فيروزآباد از سال 1335 تا 1385 را نشان مي دهد. ارقام بدست آمده نشان مي­دهد که در دوره 45- 1335 نرخ رشد جمعيت شهري شهر فيروزآباد برابر با 25/4 درصد بوده است که بر خلاف نرخ رشد جمعيت شهرستان، نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد مثبت بوده است. نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد در دورة 55- 1345 به 97/4 درصد مي­رسد که نسبت به دوره قبل در حدود 72/0 درصد افزايش داشته است. اين نرخ رشد ادامه داشته و در دهة 65- 1355 به بيشترين مقدار خود رسيده است. در اين دوره نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد به 25/9 درصد رسيده است که افزايشي در حدود 28/4 درصد داشته است. اين نرخ رشد جمعيت زياد معلول عوامل متعددي از جمله افزايش طبيعي جمعيت، سياست هاي جمعيتي، مهاجرت هاي بي رويه روستايي وغیره، بوده است.

جدول ‏4‑7- نرخ رشد جمعيت در کشور، استان فارس، شهرستان و شهر فيروزآباد

سال 1335 1345 1355 1365 1375 1385
جمعيت کل کشور 18954704 25788722 33708744 49445010 60055488 70495782
نرخ رشد جمعيت کل کشور 12/3 71/2 90/3 96/1 61/1
جمعيت کل استان فارس 884415 1462708 2035582 3193769 3817036 4336878
نرخ رشد جمعيت استان فارس 15/5 36/3 60/4 79/1 28/1
جمعيت شهرستان فيروزآباد 77403 67325 121548 168339 209007 116622
نرخ رشد جمعيت شهرستان فيروزآباد 38/1- 08/6 31/3 18/2 66/5-
جمعيت شهر فيروزآباد 5747 8718 14164 34312 49457 62387
نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد 25/4 97/4 28/9 68/3 34/2

ماخذ:  سرشماري‌هاي عمومي نفوس و مسکن سالهاي 1335 تا 1385

نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد در دورة 75- 1365 کاهش چشم گيري داشته و به رقم 72/3 درصد رسيده است؛ يعني نرخ رشد جمعيت در اين دوره در حدود 53/5 درصد کاهش داشته است. اين کاهش نرخ رشد جمعيت در دورة 85- 1375 نيز ادامه داشته و نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد در اين دوره به 34/2 درصد رسيده است که اين کاهش نرخ رشد به دلايل گوناگون از جمله سياست هاي جمعيتي دولت، افزايش آگاهي مردم از پيامدهاي افزايش جمعيت و غیره، بوده است.