منابع مقاله با موضوع نظام بین الملل، واقع گرایی، سیاست خارجی

دانلود پایان نامه

پژوهش، روش تبیینی است و مهمترین هدف نظریات تبیینی هم توضیح وتبیین مسائل وواقعیت هاست. در تبیین حاضر ما دنبال ضمن توضیح دادن رفتار و تعامل روس ها درپروژه هسته ای وهمچنین به دنبال عواقب ونتایج این رابطه ودر صدد ارائه راهکار علمی وتبیین آن می باشیم. لذا روش تجزیه وتحلیل اطلاعات را بر مبنای نوع علی پیگیری می کنیم ودر این راستا تحقیقات پیشین انجام شده وداده های مرتبط با موضوع بررسی خواهیم نمود.
روش تحقیق
روش تحقیق در این پژوهش تبييني است. كه بر اساس آن به دنبال ايجاد ارتباط بين متغيير مستقل ومتغيير وابسته مي باشد.از اين رو، در اين پ‍‍ژوهش سعي مي شود تا براين اساس بين منافع اقتصادي روسيه،و جايگاه روسيه در نظام بين الملل به عنوان متغير مستقل با پرونده هسته اي به عنوان متغير وابسته ارتباط برقرار شود.

سازماندهی تحقیق
تحقیق حاضر درپنج فصل ویک نتیجه گیری تنظیم شده است، ارائه می شود. فصل اول: به طرح کلیات موضوع در چهارچوب علمی مبادرت کرده وبا ارائه سؤال وفرضیه به مفاهیم، تعاریف، وپیشینه پژوهش می پردازد. فصل دوم: چهارچوب نظری برای تحلیل ماهیت این تعامل در نظر گرفته شده است. فصل سوم: رويكرد روسيه در خصوص برنامه هسته اي مي پردازيم ومطلوبيت ايران را براي روسيه وسودي كه از اين رابطه بدست مي آورد مورد بررسي قرار مي دهيم. در فصل چهارم: جایگاه روسیه در نظام بین الملل ونگاه روسيه به قدرت وجايگاه پرداخته مي شود. در فصل پنجم: پرونده هسته اي را مورد بحث وبررسي قرار مي دهيم و نهایتاّ این که در فصل آخر: به نتیجه گیری این مبحث وملاحظات وپیشنهادات اختصاص داده می شود.

مقدمه
نظریه های روابط بین الملل همواره سعی در یافتن علل و شرایطی دارند که کشورها را، گاه به ستیز وگاه نیز به همکاری با یکدیگر رهنمود می سازند. اصولاٌ نظریه ها برای پاسخ گفتن به پرسش های از این دست پیشنهاد می شوندکه: چرا دولت ها با یکدیگر در هماهنگی به سر نمی برند؟ چرا برخی دولت ها به جنگ با یکدیگر مبادرت می ورزند؟ و چرا درنظام بین الملل این همه درگیری وجود دارد؟ (چونوف،132:1388). بنابراین در چهارچوب اين نظریه هاست که می توان فهمی نسبتاٌ علمی از پدیده های سیاسی به دست آورد و ابعاد گوناگون واقعیت را شناخت و بر اساس آن بتوان تا حدودی چشم انداز آینده آن پدیده را تخمین زد.
از طرفی دیگر نظریه ها به این خاطر مهم هستند که، به تحلیل گر کمک می کنند تا جای که امکان دارد ایستارهای ذهنی ومعنویات درونی را در پژوهش کمتر دخالت دهند. در واقع نظریه ها ابزاری برای ساده سازی است که به تحلیل گر کمک می کند تا تصمیم بگیرد از میان میلیون ها واقعیت به دنبال کدام یک از آن ها باشند، تا آن ها را، بر اساس اهمیت شان آن ها را دست چین کند (بابلیس اسمیت ،1383:86). در فرایند بررسی نظریه های روابط بین الملل به تعاریف متنوع تری نیز، برخورد می کنیم. به عنوان مثال والتز به عنوان یکی از بنیان گذاران نظریه واقع گرایی ساختاری، اعتقاد دارد که: نظریه ها قوانینی را که مشخص کننده ارتباطات احتمالی میان پدیده هاست را توضیح می دهد. طبق این دیدگاه، نظریه ساختمان ذهنی است که طی آن ما واقعیت را انتخاب ودست چین وسپس به تفسیر آن مبادرت می ورزیم (قوام،130:1384). بنابراین مهم ترین کارکرد نظریه های روابط بین الملل تبیین وتوضیح رویدادهای جهانی وپیش بینی آینده آن می باشد. نظریه های مختلف همواره در حال منطبق کردن خود با شرایط، حذف یا افزودن فرض های کمکی جدید برای تبیین حوادث جهان می باشد. در این میان گاه رویدادی بر اساس چندین نظریه قابل تبیین باشد. از همین روست که، عدم استفاده از نظریه ها باعث می شود که رفتارها به صورت پراکنده مطرح شود و اطلاعات اندکی در مورد واقعیت در اختیار ما گذاشته شود. براین اساس در این نوشتار قصد داریم که عوامل مؤثر در رویکرد روسیه در خصوص موضوع هسته ای، با توجه به سؤال وفرضیه در این تحقیق در چهارچوب تئوری واقع گرایی ساختاری بپردازیم. واز آن جا که واقع گرایی ساختاری بر منافع محوری بازیگران، تأکید دارد. از این رو، در این تحقیق به این مسئله پی می بریم که، منافع روسیه وسود سرشاری که از این همکاری بدست می آورد، و همچنین تلاش برای احیاء وبازسازی موقعیت از دست رفته باعث گرايش روسيه،به ایران شده و از طرفی دیگرعلت استفاد از این نظریه، به دلیل قابلیت برتر این نظریه نسبت به سایر نظریه ها در تبیین بهتر این عوامل مؤثر می باشد.
از این رو در این فصل به بررسی تئوری واقع گرایی ساختاری وهمچنین تحلیل واقع گرای ساختاری در مورد سلاح های هسته ای وهمکاری های بین المللی را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

واقع گرایی ساختاری
سیاستگذاری وپی گیری اهداف از سوی کشور ها در عرصه خارجی همواره متأثر از فرصت ها ومحدویت های محیط خارجی است. و تعیین مصالح، اهداف، سمت گیری ها، راهبرد های کلی، نقش معین برای یک دولت وادراک خطر ویا تهدید همواره در ارتباط ومتأثر از ملزومات محیط خارجی انجام می گیرد(فرانکل،103:1373). محیط خارجی از طریق متغیر های سیستمی4 مختلف، نهاد هایی را برسیاست خارجی کشورها تحمیل می کند. بنابراین ساختار نظام بین الملل مهمترین متغییر سیستمی است که مرتبت بر قوانین وهنجارهای نظام بین الملل، چگونگی توزیع قدرت، ونحوه تعامل کنش گران مختلف فعال در آن است(سیف زاده ،112:1378).
واقع گرایی ساختاری، دی
دگاه سیتمی یا نگاه از برون به درون5 (keohane,1984:25).از نوع تصویر سوم6 (waltz,1959:76) است که، پدیده های سیاسی و رفتار واحدهای تشکیل دهنده را براساس ویژگی های ساختاری نظام بین الملل توضیح می دهد. در این دیدگاه به جای تأکید بر ویژگی های واحدها باید خصوصیا ت نظام بین الملل را مورد توجه قرار داد (waltz,1979:98).
از دید والتز تصاویر اول ودوم که شامل سطح فردی وکشوری می باشد نیروهای جهان سیاست را تشریح می کنند. اما بدون تصویر سوم، ارزیابی اهمیت آن ها وپیش بینی نتایج آن ها غیر ممکن می گردد. «گرچه واقع گرایی ساختاری والتز تأکید عمده را بر متغیرهای سیستمی می گذارد اما می توان گذار های متناسب با تحلیل سیاست خارجی را نیز از آن استنتاج نمود. در این جا به دو حوزه مرتبط به هم در بحث واقع گرایی ساختاری، در مورد رفتار دولت ها می پردازیم. حوزه اول حوزه فرصت ها7ودیگری حوزه ارجحیت ها8 است.
واقع گرایی ساختاری، بیشتر در مورد فرصت ها در چهارچوب ساختار نظام، بحث می کند وکمتر به ارجحیت ها می پردازد. از این رو، اولین فرض صریحی که واقع گرایان ساختاری در مورد ارجحیت های دولت ها مطرح می سازد این است، که آن ها در وهله اول در پی حفظ خویشتن در برابر دیگران هستند. ودر واقع این حدقلی ترین ارجحیت دولت ها محسوب می شود.
دومین فرض دولت ها، این است دولت ها در پی افزایش فرصت هایی برای اعمال کردن ارجحیت هاشان هستند. از دیدگاه والتز، توزیع توانمندی ها، یکی از مهم ترین مؤلفه های ساختار نظام است وقدرت مادی مهم ترین ابزار نفوذ9 می باشد که، هم برای حفظ خویش اهمیت دارد. وهم برای درجه ای از فرصت ها که دولت ها در اعمال ارجحیت ها ی خود بدان محتاج اند. بنابراین افزایش یا کاهش در فرصت های کشورها، کسب ارجحیت ها را برای آن ها بیشتر یا کمتر امکان پذیر می سازد. و همان گونه که رابرت جرویس10 ذکر می کند: توزیع متفاوت توانمند ی های مادی، هم ارجحیت هارا تغییر می دهد وهم مسئله ای هست که به عنوان اثرات سیستم می توان توصیف کرد
(Telhami,2007:159-161) . علاوه بر متغیرهای موجود در تصویر اول ودوم که همان گونه که در قسمت های پیشین ذکر شد، عامل سوم یعنی ساختار نظام بین الملل در شکل بندی سیاست خارجی روسیه وگرایش وعدم حمایت آن ها به همکاری در پرونده هسته ای مهم می باشد. به طوری روسیه كه قبلاٌ حمایت از کشورهای که باساختار سیستم بین الملل مشکل داشتند را، دردستور کار خود قرار داد. ولی الآن ارجحیت های روسیه در نظام بين الملل تغییر کرده، به طوری که روسیه تلاش می کند به تعريفي جديد در مناسبات خود با امريكا وقدرت های بزرگ برسد. وحمايت نيم بند از اين كشورها را زماني در دستور كار خود قرار مي دهدكه با مسئوليت هاي بين الملليش مغاير نداشته باشد.
از نظر واقع گرایی ساختاری، نظام بین الملل میدان مبارزه ای است در آن کشورها به صورت بی رحمانه به دنبال فرصت های می باشند تا بتوانند از یکدیگر بهر برداري وامتیاز بگیرند. در این میدان کشورها درگیر مبارزه ای برای قدرت می باشند و هر کدام از کشورها نه تنها تلاش می کنند که قوی ترین بازیگر سیستم باشند بلکه سعی دارند مطمئن شوند که هیچ قدرت دیگر به آن موقعیت رفیع دست نیابد. روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ،به عنوان بخشی از سیستم بین المللی محسوب مي شود. طبیعتاٌ قواعد حاکم بر سیستم بین المللی بر رفتار وعملكرد روس ها تأثیر می گذارد. واین که در بسیاری از مواقع از مواضع ایران دفاع می کنند و در مواقع دیگر نه تنها از مواضع ایران حمایت نمی کنند بلکه پای قطعنامه های صادر علیه ایران امضاءمی کنند. وعلي رغم تعهداتي كه با ايران به دليل انعقاد قرارداد دارد، ایران را تهدید به عدم همکاری می کنند ودر سطح بین المللی بر علیه برنامه هسته ای ایران جوسازی می کنند اين رفتار را در این چهارچوب قابل درک است.
بدین نحو، روس ها با این موضع جدیدشان به گونه ای دارند جایگاه خودشان را در نظم جدید بین المللی باز می کنند. آن ها در إزای عدم حمایت از ایران توانسته اند امتياز زيادي از امريكا از جمله، نصب سیستم دفاع موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چک را ملغی کنند، امتیازات اقتصادی بگيرند .
1-1قدرت و ساختار نظام بین الملل
واقع گرایی ساختاری، عمدتاٌ توجهات خود را به مختصات ساختاری11نظام بین المللی دولت ها معطوف می کند، نه به واحد های متشکل آن. ساختار در مرحله اول با تعامل واحد ها شکل می گیرد اما بعد از شکل گرفتن، رفتار دولت ها را تعیین می کند. ساختار براساس ترتیب اجزا ء تعریف می شود. وتغییرات در این ترتیبات است که می تواند به تغییر ساختاری منجر شود. و نه تغییر در سطح واحدها. واقع گرایی ساختاری، مفهوم ساختار سیستمی را توسعه می دهد . که طی آن مي توان فهمید که، چگونه ساختار نظام و تنوعات درآن، واحدهای تعاملی و نتایجی را که به بار می آورد تحت تأثیر قرار می دهدwaltz,1979:80)).
به عبارت دیگر، ساختار بین المللی از تعاملات دولت ها سر بیرون می آورد. و سپس آن ها را برای انجام اقدامات خاص مادامی که به سوی دیگران می کشاند، تحت تأثیر قرار می دهد. این ساختار است که در یک محیط آشوب زده و فاقد اقتدار مرکزی، روابط سیاسی واحدهای متشکله را تشکل بخشیده، تحت فشار قرار می دهد .
به این ترتیب، واقع گرایی ساختاری، سطح تحلیل را ساختار نظام بین الملل قرار می دهد. و معتقد است که; ساختار نظام بین الملل نوع و قواعد بازی را مشخص می کند. و سیاست خارجی دولت ها تحت تاثیر ساختار نظام بین الملل
قرار می گیرد. با این تفاسیراست، که ما می توانیم درک کنیم چرا دولت ها، علی رغم تفاوت در نظام های سیاسی وایدئولوژیک رفتارهای مشابهی در سیاست خارجی دارند؟
واقع گرایان ساختاری معتقدند که; بخاطر آنارشیک بودن (غیر سلسله مراتبی بودن و…….) ساختار سیستم بین المللی، دولت ها به عنوان بازیگر خردمند و یکپارچه، یک وظیفه وکارکرد اساسی دارند وآن امنیت(بقا)به عنوان مهمترین بخش منافع ملی به وسیله قدرت خود یعنی اصل خود یاری است. اما از آن جا که قدرت همه دولت ها یکسان نیست، لذا توزیع ناهمسان قدرت به جایگاه های متفاوت قدرت می انجامد. وکسب جایگاهی مهم در درون نظام بین المللی، امری اساسی است. ودولت ها نسبت به این امر حساسیت ویژه ای دارند. و این جایگاه می تواند براساس منابع داخلی(اقتصاد،تکنولوژی،نیروی نظامی وتسلیحات) و یا منابع خارجی (کنترل منابع ونقاط ژئوپلیتیک، متحدا