منابع مقاله با موضوع نظام بین الملل، واقع گرایی، توزیع قدرت

ن قوی، حوزه های نفوذ ونقش دولت در نهاد های بین المللی)تعریف شود.
از نگاه واقع گرایی ساختاری، آن چه که سیاست رقابتی پیگیری “منافع ملی در چهارچوب قدرت”را ایجاد می کند، خود از ساختار هرج ومرج گونه نظام بین الملل بر می خیزد. و از این رو، منظور از متغیر ساختار نه به عنوان رقیبی برای آن، بلکه ژرف تر از آن برای تکمیل آن است.
در مورد سیاست خارجی روسیه ، می توان اشاره کرد که الزامات ساختار آنارشیک نظام بین المللی، عرصه رقابتی ایجاد کرده که مقامات کرملین را ناگزیر به تحول سیاست خارجی در راستای بقای روسیه، حفظ منافع ملی روسیه در حوزه های نفوذ (خارج نزدیک،بالکان وخاورمیانه )، ومقابله با یکجانبه گرایی امریکا(با طرح شعار اتحاد استراتژیک با چین وهند و نزدیک شدن به دولت های مستقل ومخالف سیاست های امریکا)نموده است.
واقع گرایی ساختاری، تعريفي فرد گرايانه از ساختار نظام بين الملل ارائه مي دهد كه ويژگي ها وخصوصيات كشورها يا به عبارت ديگر، توزيع توانايي ها وقابليت آن ها را تقليل مي دهد. اين تلقي وتصور از ساختار موجب مي گردد تا واقع گرایی ساختاری، نقش وكاركرد ساختار را به صورت محدود كننده انتخاب ها وگزينه هاي كارگزاران يا كشورهاي از پيش موجود ، قلمداد مي كنند. يعني ساختار تنها براي ايفاي كارگزاري كشورها محدوديت ساز مي باشد. و نقشي در تدوين و تكوين آن ها ايفا نمي كند. براين اساس واقع گرایی ساختاری، يك رويكرد نظامند كشور يا كارگزار محسوب مي شود (لينگليتر،23:1386).
با اين وجود، واقع گرايي ساختاري كنت والتز يك رويكرد نظام مند از نوع تصوير سوم است كه طبق اين ديدگاه علت و منبع رفتار كشورها و نتايج بين المللي نظام بين الملل مي داند. در واقع همساني و الگوهاي رفتاري در سطح واحدها و سياست بين الملل را به بهترين نحو مي توان از طريق فهم وشناخت ماهيت ساختار و ويژگي هاي بين الملل توضيح داد. به عبارت ديگر الگوها و قواعد رفتاري حاكم برسطوح ملي و بين المللي را با شناخت وكشف ماهيت آنارشيك نظام بين المللي مي توان توضيح داد.(لينگليتر ،25:1386).
از دیدگاه واقع گرایان ساختاری، توزیع قدرت در سطح نظام بین الملل نه تنها تعیین کننده نتایج بین المللی است. بلکه توزیع قدرت عامل تمایز میان واحد های سیاسی می باشد (waltz,1979:5-12). در این جا منظور از قدرت، قابلیت های است که صاحبان قدرت می توانند از آن ها برای تأثیر گذاری بر رفتارها وایستارها تمایلات عمل بازیگران استفاده کنند (Baldwin,1993). از این دیدگاه، قدرت در روابط بین الملل به صورت حاصل جمع جبری صفر می باشد. یعنی قدرت بیشتر برای یک کشور به معنی قدرت کمتر برای کشور دیگر می باشد. فراتر از این، واقع گرایان فرض می کنند هر سیستم بین المللی دارای یک ساختار قدرت واحد است به دنبال این فرض واقع گرایان، خاطر نشان می کنند که قدرت وقابلیت های آن ، قابل تعویض می باشد. بنابراین از قدرت وقابلیت های آن می توان به نحو مؤثری برای دست یابی به موضوعات مختلف استفاده کرد. نقش قدرت در سیاست مانند نقش پول در اقتصاد می باشدkeohane,1989):) .
نقش آفرینی بازیگران در عرصه مناسبات بین الملل تابع قدرت ونفوذ آن ها می باشد. یعنی این که هیچ بازیگری قادر به تأمین خواسته های خود در محیط بین الملل نیست ،مگر این که از درجه قدرت ونفوذ برخوردار باشد. رفتار کنش گران در نظام بین الملل به توزیع قدرت موجود بستگی دارد. اما ساختار نظام بین الملل در رفتار دولت ها محدودیت به وجود می آورد. یعنی ساختار از طریق فرایند های غیر مستقیم که دو وجهی می باشد یعنی، از طریق جامعه پذیری12 کنش گران و رقابت13 میان آن ها عمل می کند. منظور از جامعه پذیری این است که، دولت ها به تدریج با توجه به پاداش ها و مجازات های که در برابر رفتارهای خود دریافت می کنند رفتار مناسب را درمی یابند. وهمین باعث شباهت در رفتارهای آن ها می شود. رقابت نیز چنین تأثیری دارد به این نحو، دولت ها خود را ناگزیر می بینند که، برای این که قدرت رقابت با سایرین را داشته باشند خود را حفظ کنند، رفتارهای مناسبی اتخاذ کنند که نتیجه این امر شباهت رفتاری خواهد بود (Waltz,1979:76).
ازاین منظر، آن چه که طی دهه اخیر در روسیه اتفاق افتاده، حرکت از آرمان گرایی اولیه نسبت به روابط بین الملل به طور کلی و روابط باغرب به طور خاص به سمت واقع گرایی تلقی شده است. در واقع به تعبیر والتز ، ساختار بین المللی به تدریج روسیه را جامعه پذیر ساخت. در این مفهوم جامعه پذیری واجتماعی شدن یعنی انطباق با وضعیت واقعی نظام بین المللی و تحمیل واقعیت های بین المللی بر دولت ها می باشد. روس ها پذیرفته اند که نقش واقعی خود را که از روابط قابلیت های اقتصادی وفنی با دیگر دولت ها ناشی می شود، بازی می کنند((lynch,2002.
2-1تحلیل واقع گرایی ساختاری درمورد سلاح های هسته ای
همان گونه كه بيان شد، واقع گرایی ساختاری در تحليل مسائل بين المللي واز جمله موضوع هسته اي، اولویت را به ساختار مي دهد. اين نظريه ادعا مي كند كه ماهيت آنارشيك نظام بين المللی یک عامل ثابت در تشویق دولت ها به سلاح وتوانایی های هسته ای می باشد. چون ماهیت نظام بین المللی از نظر ساختاری ثابت است، لذا انگیزه دولت ها برای هسته ای شدن هم تا حد زیادی ثابت می باشد. هرچند متغیر توزیع قدرت درنظام بین الملل (دویا چند قطبی بودن نظام بین الملل ) می تواند انگیزه فوق را تشدید یا تضعیف کند. والتز در کتاب مشترک خود با ساگان با عنوان
بحثی در باب گسترش سلاح های هسته ای برای تبیین رفتار هسته ای دولت ها، نظریه نو واقع گرایی را با نظریه بازدارندگی ترکیب می کند waltz and sagan.1995:50)).
تا زمان انتشار این کتاب، کنت والتز برجسته ترین نظریه پرداز واقع گرایی ساختاری، در مورد تأثیر قطب در نظام بین الملل بر اشاعه بحث نکرده بود. به این دلیل که روند اشاعه یا گسترش در دوران دوقطبی جنگ سرد اتفاق افتاده بود. تنها ادعای وی آن بود که نظام بین الملل هسته ای دوقطبی با ثبات تر از نظام بین الملل چند قطبی متعارف است.
به نظر والتز، گذر از نظام دوقطبی می تواند سرعت اشاعه را افزایش دهد. چون فروپاشی شوروی برخی اختلاف ها را تضعیف و امکان ایجاد چتر هسته ای را کاهش داده و این امر انگيزه برخی دولت ها را برای هسته ای شدن افزایش می دهد. مثال مورد، شمال شرق آسیا در دوران جنگ سرد که از بین رفتن چتر هسته ای آمریکا در آن منطقه می توانست منجر به ظهور زنجیره ای از فعالیت های هسته ای جهت داشتن سلاح هسته ای شود(waltz and sagan.1995:55 ). وفعالیت های هسته ای کره شمالی تا حدی در این چهارچوب قابل درک است.
واقع گرایان ساختاری، در مورد پیامدهای مثبت سلا ح های هسته ای بر ثبات بین المللی با واقع گرایان کلاسیک، اتفاق نظر دارند. و دست یابی دولت ها را به سلاح های هسته ای را عاملی در راستای افزایش ثبات در نظام بین المللی می داند. دلیل این امر کابرد سلا ح های هسته ای در ایجاد بازدارندگی است. چون در جنگ هسته ای چشم اندازی برای پیروزی کامل هیچ یک از طرفین وجود ندارد، لذا بمب اتمی بیشتر از آن که، بی ثبات کننده باشد با ثبات کننده است. و احتمال جنگ به خصوص جنگ هسته ای را کاهش می دهد.
ازطرفی، فرض اصلی نظریه بازدارندگی، اصل عقلانیت در رفتار دولت هاست. یعنی رفتار دولت ها در نظام بین الملل عقلایی ومبتنی بر محاسبه سود وزیان فرض می شود. وچون زیان ناشی از به کارگیری سلاح های هسته ای بیش از سود آن هاست، لذا دولت ها تمایلی برای استفاده عملی از این سلاح ها ندارند. هرچند واقع گرایی کلاسیک ریشه ناامنی را، دررفتار دولت ها، و واقع گرایی ساختاری در ساختار نظام بین الملل جستجو می کنند.اما با این حال در هر دو رویکرد، انگیزه بقاء و امنیت اصلی ترین انگیزه دولت ها برای دست یابی به توانایی هسته ای تعریف می شود. یعنی دلیل اصلی هسته ای شدن کشورها همچنان خارجی است.
نکته کلیدی دیگر در بحث واقع گرایی ساختاری این است که، صرف داشتن سلا ح های هسته ای یک کشور، آن را به یک قدرت بزرگ تبدیل نمی کند. و از این رو نباید بیش از حد نگران دست یابی برخی کشورها ی کوچک به سلاح های هسته ای بود. و این به معنای نفی افزایش قابلیت بازدارندگی یک دولت در مقابل دولت های دیگر در صورت داشتن سلاح هسته ای نیست. نکته اصلی آن است که دست یابی دولت ضعیف(مثل پاکستان ) به قدرت هسته ای الزاماٌ و به صورت خودکار آن را وارد طیف قدرت های بزرگ نمی کند، زیرا برای تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ عناصرمتعددی از قدرت لازم است. که سلا ح هسته ای یکی از آن ها والبته یکی از مهمترین آن ها می باشد. اما با این حال، جان وینر14، یکی از نخستین استراتژیست های هسته ای معتقد است که، «فتح کشورهای کوچک دارای سلاح هسته ای بدون هزینه نیست. واگر دولت های کوچک نظام بین الملل به اندازه کافی بمب تولید کنند. دیگر در سیاست قدرت (نظام بین الملل )پیاده نظام وصفر نخواهد بودViner,1946)).
والتز در مقاله صلح، ثبات وسلا ح های هسته ای، در تلاش برای تبیین روی آوردن دولت ها به سلاح هسته ای به هفت مورد اشاره می کند. وی معتعقد است که به دلیل پیچیدگی موضوع اشاعه نمی توان این موضوع را صرفا با یک نظریه تبیین کرد .دلایل هفت گانه عبارتند از:
1-تقلید قدرت های بزرگ از یکدیگر، وقتی یک قدرت بزرگ، سلاح هسته ای می سازد، قدرت های بزرگ دیگر تلاش می کنند از این قافله عقب نمانند;
2-ترس از مورد حمله قرار گرفتن از سوی یک قدرت بزرگ و ناتوانی متحد هسته ای یک دولت در حمایت از وی مثل ترس قدرت های اروپایی از ناکافی بودن چتر هسته ای آمریکا بر فراز اروپا در دوران جنگ سرد در صورت حمله هسته ای شوروی;
3-یک دولت بدون متحد هسته ای در صورتی که دشمنان هسته ای داشته باشد، انگیزه زیادی برای کسب سلاح هسته ای دارد ; مثال بارز این مورد، هسته ای شدن پاکستان در پی هسته ای شدن هند می باشد;
4-زندگی یک دولت در یک محیط خصمانه با دشمنانی که سلاح هسته ای متعارف دارند.در این مورد می توان به هسته ای شدن اسرائیل وموقعیت آن در میان اعراب اشاره کرد;
5- برای تعدادی از دولت ها، سلاح هسته ای جایگزینی امن تر و ارزان تر از تسلیحات متعارف یا شرکت در مسابقه تسلیحاتی هزینه بر و ویران گر از نظر اقتصادی است. سلاح های هسته ای با هزینه کمتر استقلال وامنیت را به همراه می آورند;
6-ممکن است برخی از کشورها، سلا ح هسته ای را به دلایل تهاجمی طلب کنند که به خاطر ماهیت ویژه این سلا ح ها احتمال این امر اندک است;
7-یک دولت با ساختن سلاح های هسته ای، به تقویت جایگاه خود در نظام بین الملل امیدوار می شود. به عبارت دیگر در این جا مسئله پرستیژ وغرور ملی مطرح می شود (والتز ،154:1386).
نگاهی به دلایل هفت گانه والتز نشان می دهد، كه تمرکز اصلی او همچنان بر عوامل خارجی بین المللی است. افزودن موضوع پرستیز نیز برگرفته از مباحث جدید در مورد اهمیت قدرت نرم و ازجمله پرستیژدر نظام بین الملل است. بنابراین واقع گرایی ساختاری، بر متغیر احساس نامنی در روی آو
ردن دولت ها به سلاح هسته ای تاکید می کند. از منظر واقع گرایان ساختاری سلاح هسته ای قدرت نسبی دولت ها را در نظام بین الملل به یک باره افزایش می دهد و تغییر معادلات قدرت به تغییر معادلات میان قدرت های بزرگ با یکدیگر وقدرت های کوچک تر می انجامد. در نتیجه تداوم چنین امری می تواند توزیع قدرت را در نظام بین الملل نیز متحول کند.
به دلایل آثار وپیامدهای تخریب گسترده سلاح های هسته ای، بسیاری از استراتژیک ها بخصوص استراتژیک های واقع گرا، این سلاح ها را ابزاری موثر برای بازدارندگی ونه استفاده کردن می دانند. به تعبیر دیگر، تنها کاربرد سلاح های هسته ای در نظام بین الملل به کار نگرفتن ن ها در عمل آآآآآآآاننهسهعسعیععسخ0999887آن ها در عمل و استفاده از آن ها برای جلوگیری از حمله دشمن می باشد. برودی