منابع مقاله با موضوع نظام بین الملل، واقع گرایی، نوواقع گرایی

دانلود پایان نامه

زاده،165:1384). دولت ها همواره از چگونگی توزیع عواید ناشی از همکاری نگرانند واز آن می ترسند که دیگران بیشتر از آن ها از همکاری سود ببرد. بنابراین آن چه اهمیت دارد دستاورد های نسبی20 است نه دستاورد های مطلق21 چون اگر به زیان آن ها باشد مانع از همکاری یا تداوم آن خواهد شد .پس آنارشی در میزان همکاری وحوزهای آن محدودیت ایجاد می کند.
مسلماٌ با وجود این که، هدف همه بازیگران در نظام بین الملل ، امنیت هستی شناسی یا بقاء می باشد. این هدف محقق نمی شود مگر این که دولت ها بهره مند از توانایی های گوناگون باشند. بنابراین نوواقع گرایان با مشاهده تغییرات حادث شده در نظام بین الملل مانند رشد روز افزون اهمیت تجارت واقتصاد در نظام بین الملل ومنافع اقتصادی وتکنولوژی سعی نمودند ضمن حفظ مفاهیم اصلی وبنیادین نوواقع گرایی ، با تغییرات حادث شده در نظام بین الملل نرمش وسازش بیشتری نشان دهند .
به اعتقاد نو واقع گرایان، این که واقع گرایی به نهاد توجه ندارند یک باور غلط می باشد. زیرا مسأله اصلی برای نوواقع گراها مطرح است، تاثیر نهاد به شکل مستقل می باشد. بنابراین نو واقع گرایان نهاد برای پیشبرد اهداف و ایجاد همکاری وتعامل میان دولت ها قبول دارند ولی نقش مستقلی برای آن قائل نیستند. چون به باور این نظریه پردازان از آن جا که قدرت های بزرگ عامل وموتور تحولات در عرصه بین الملل محسوب می شوند، نقش آفرینی قدرت ها بدون داشتن ابزارها از جمله نهاد محقق نمی شود .
به عنوان مثال گیلپین که، به عنوان نو واقع گرایان بررسی های اقتصادی را مد نظر قرار داده است با این وجود دولت ها را مهمترین وتعیین کننده ترین بازیگران در زمینه های همکاری وگسترش مبادلات تلقی می کند. او با توجه به این که به نقش ایده ها وعوامل فرهنگی وهمچنین اراده انسانی در متحول کردن عرصه جهانی واقف است. اما اذعان می کند که دولت ها اصلی ترین ومهم ترین بازیگر در صحنه جهانی می باشد. از نظر وی، علی رغم نقش تعیین کننده سیاست وتصمیمات سیاسی ای که در درون ساختار دولت ها، شکل می گیرد. مهم ترین عرصه بروز و ظهور این تصمیمات عرصه اقتصاد بین الملل است. به همین دلیل کانون توجه او چگونگی ادامه حیات نظام لیبرال اقتصاد بین الملل وتعاملات رایج در آن است. اما این نظام را حاصل دولت –ملت ها وقدرت های برتر می داند (سلیمی ،133:1386).
واقع گرایان ساختاری براین اعتقاد هستندکه، درست است دولت ها تنها کنش گران نظام بین الملل نیستند. اما مهمترین محسوب می شوند. وتعامل میان منافع ملی آن هاست که نقش آفرینی سایر بازیگران را تعیین می کند و به مانند فراملی گرایان به شکل گرفتن روابط فراملی میان کنش گران جدید توجه دارند و از این منظر، نقش کنش گران غیر دولتی در این چهارچوب مهم می باشد.طبق این دیدگاه، بازیگران غیر دولتی نمی توانند تأثیر تعیین کننده و مستقیم بر نظام بین الملل داشته باشد. بلکه تأثیرگذاری آن ها غیر مستقیم می باشد. شواهدی دال براین که، این کنش گران بتوانند در جایگزینی دولت- ملت به عنوان کنش گراصلی در سیاست بین الملل بسیار موفق می باشد وجود ندارد. اما رژیم ها باعث ایجاد منافع گوناگون برای دولت ها می شوند و در این راستا، قدرت را یکی از ویژگی ها و مختصات عمده شکل گیری و بقای رژیم ها تلقی می کنند. بنابراین کارکرد مهم کنش گران غیر دولتی به عنوان یک اهرم در دست دولت ها برای گسترش در حوزه های اقتصاد می باشد.
تحولات جدید در روابط بین الملل مبانی جهان شناختی واقع گرایی وروابط بین الملل را دگرگون کرده و نویسندگان نوواقع گرایی سعی می کنند ، ضمن حفظ مفروضه های نوواقع گرایی یعنی تاکید بر ساختار نظام بین الملل، تحولات عظیمی که واقع گرایی سنتی نسبت به آن بی توجه بود را مورد بررسی قرار دهند. و برای نهاد ها و بازیگران غیر دولتی و همچنین همکاری های اقتصادی نقش واهمیت قائل هستند.
از آن جا نقش آفرینی بازیگران در صحنه بین الملل و تعامل با دیگر واحد های سیاسی تابع قدرت ونفوذ آن ها می باشد. یعنی این که هیچ بازیگری قادر به تأمین خواسته های خود در محیط بین الملل نیست، مگر این که از درجه قدرت ونفوذ برخوردار باشد. از این رو یکی از مؤلفه های تشکیل دهنده قدرت ونفوذ دولت ها ظرفیت اقتصادی می باشد. چون ظرفیت اقتصادی از این رو مطرح است که، تنها کشورهای از این امکان برخوردار هستندکه در صحنه جهانی در راه تحقق منافع ملی به موفقیت دست یابند. که قادر به استفاد از ابزار های اقتصادی به عنوان اهرمی برای تنبیه وتشویق دیگر بازیگران باشند. با این اوصاف این گونه می توان نتیجه گیری کرد که، تحقق منافع ملی ودست یابی به قدرت اقتصادی نیز دولت ها را برآن وامی دارد که با یک دیگر همکاری داشته باشند و سود سرشار این همکاری را در راستای افزایش قدرت ونفوذ خود به کار گیرند

جمع بندی
در چهارچوب نظريه واقع گرايي ساختاری، اگرانگیزه روس ها را دربحث همکاری درخصوص پرونده هسته اي را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهيم، متوجه خواهيم شدكه، با فروپاشي شوروي وتغيير ساختار نظام بين الملل از دوقطبي به يك قطبي، آرايش قدرت هاي سياسي در جهان تغيير يافت .و روسيه آن جايگاه خود كه به عنوان يك كشور تاثير گذار در مسائل بين الملل از دست داد. بنابراين احساس بيشتري به همكاري وتعامل با ديگر كشور ها مخصوصا كشورهاي كه با آمريكا خصومت داشتند (مثل كوبا، كره شمالي ،ايرا
ن، عراق دوره صدام) را در دستور كار خود قرار داد. از طرفی روس ها بعد از فروپاشي ابرقدرت شوروي به شدت دچار يك” تحقير در سطح بين المللي “شدند. بنابراين با تعامل با دولت هاي مسئله دار تلاش براي احياء جايگاه خود در دوره جديد يكي از مؤلفه هاي اصلي سياست خارجي روسيه در هزاره سوم به شمار مي رود. به عبارت ديگر بعد از 1990جايگاه خود را درهرم قدرت از دست داد و به تبع آن قادر نبود به ايفاي نقش بازيگر درجه اول بپردازد. از اين رونقش آفريني روس ها در پرونده هسته اي هم منافع اقتصادي فوق العاده اي براي روس ها دارد وهم تلاشي است براي احياي نقش روسيه در مناسبات جهاني .
روسیه در برخورد با پرونده هسته ای ایران، بیشتر از آموزهای واقع گرایی بهره می گیرد. به عبارت دیگر تاکید روسیه بر نقش نهاد ها وسازمان ها بیشتر از آن که همانند اتحادیه اروپا، ناشی از رویکرد سیاست خارجی این کشور با شد، ناشی از منافع آن ها می باشد.

مقدمه
در شرايط عدم همكاري شركت هاي غربي ومخالفت امريكا واروپا با ادامه كار نيروگاه هسته اي بوشهر و در پرتو” دگرگوني در سياست خارجي روسيه”، قرارداد اتمام پروژه نيروگاه هسته اي بوشهر ميان دوكشور ایرن وروسیه به امضاءرسيد.مبلغ این قرارداد، 700ميليون دلاري كه در سال 1995/1374بود، که در نتیجه آن شرايط مناسبي را براي فعاليت هاي اقتصادي در روسيه به همراه آورد.
اين اقدام، در روسيه با مخالفت هاي جدي مواجه شد. مخالفين داخلی در روسیه، اين همكاري را با منافع روسيه در مغايرت مي دانستند. وكمك به ايران را در اين زمينه تهديدي براي روسيه از جانب امریکا قلمداد مي كردند. ولي موافقان بر كنترل بودن برنامه هسته اي ايران از سوي آژانس بين المللي انر‍ژي هسته اي تاكيد مي كردند (كولايي،218:1386).
بنابراين همكاري هاي روسيه در اين زمينه نه تنها مزاياي اقتصادي بلكه سياسي –امنيتي نيز در بر داشته كه اوراسياگرايان برآن تمركز داشته اند. بلکه براي روسيه اين همكاري فرصتي بود تا از همكاري باآژانس در زمينه ارتقاي كنترل ايمني در اين فعاليت ها بهره گيرد.از طرفی ، انفجار نيروگاه هسته اي چرنوبيل در 1375/1986وضربه شديد آن به فعاليت هاي هسته اي روسيه (شوروي )، عقب ماندگي هاي را در اين زمينه آشكار ساخته بود. از این رو، همکاری با ایران می توانست این خلاءرا جبران کند.بنابراین، پس از فروپاشی، صنایع روسیه به دلیل شرایط بین المللی با رکود ویران کننده ای روبه روشدند. واغلب بازارهای بالقوه آن ها از حیطه نفوذ این کشور خارج گردیدند. از سوی دیگر، کشورهای که احتمالاٌهمچنان می توانستند بازاری برای صنایع روسیه باشند نیز به دلیل مشکلات اقتصادی یا زیر بنایی قادر به تأمین هزینه های سیاسی واقتصادی انعقاد قراردادهای سنگین هسته ای نبودند.به همین دلیل، انعقاد قراردادساخت نیروگاه هسته ای بوشهر برای روسیه از اهمیت مضاعفی برخوردار بود.از آن جا که یکی از متغیرهای این پژوهش منافع اقتصادی می باشد در این جا به بررسی مطلوبیت اقتصادی ایران برای روسیه می پردازیم

مطلوبیت اقتصادی ایران برای روسیه
از نظر رهبران روسیه، ایران در تأمین اهداف این کشور در مذاکره وچانه زنی با امریکا ظرفیت زیادی داشته که باید از آن بهره برداری می شد. بنابراين در طول ساليان پس از فروپاشي شوروي همواره مسئله ايران، در دستور كار سران امريكا وروسيه قرار داشته است. واين مسئله براي رهبران كرملين به عنوان ابزاري قابل استفاده در سياست خارجي اوراسياگرايي آن ها تبديل شده است. روس ها از طریق مقاومت در برابر تقاضای قطع همکاری هسته ای با ایران از سوی امریکا، تلاش می کنند خود را از گردونه معادلات جهانی حفظ کنند ودر وهله بعد، در شرایط مقتضی امتیازاتی ار امریکا اخذ کنند.
بنابراین ، برای روسیه همکاری با ایران به نمادی از نقش موثرآن در روابط این منطقه تبدیل شده است. ولی بدون شک رهبران روسیه در این مسیر نیز تأمین منافع خود را جستجو می کنند. و با رسیدن شرایط لازم آن را انتخاب خواهند کرد. از طرفی موضع روسیه در قبال برنامه هسته ای ایران از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. به نحوی که علی رغم نگرانی های مسکو در مورد برنامه هسته ای ایران ، به نظرمی رسد کرملین مجبور به انتخاب استراتژیک در جهت تقویت روابط اقتصادی ونظامی- سیاسی با ایران می شود.
در اکتبر 2006یک مقام ارشد وزارت خارجه روسیه چنین استدلال می کند که، ایران تنها کشور در خاورمیانه بزرگ است که در حال افزایش ظرفیت های نظامی، فنی، علمی واقتصادی خود می باشد ایران با داشتن 11درصد منابع نفت جهان همین طور 18درصد منابع گاز جهانی ویک موقعیت ژئواستراتژیک با دسترسی به مسیرهای زمینی ودریای که آسیا واروپا را به هم متصل می کند، در سرزمین های وسیعی که از خاورمیانه به قفقاز وآسیای مرکزی امتداد دارد به رهبری منطقه ویک بازیگر مهم تبدیل خواهد شد در نتیجه” شراکت با ایران یکی از وظایف اساسی سیاست خارجی روسیه می شود” (Orlov and Vinnikov.2006:226-229).
از منظر روس ها ایران همسایه ای پراهمیت ودارای قدرت منطقه ای است که نفوذ فوق العاده ای در اسیای مرکزی، جهان اسلام وخاورمیانه دارد. ودر صورتی همکاری های امریکا –روسیه در قبال فعالیت های هسته ای ایران، تغییر شگرفی در «سیاست ایران»پدید آورد .پیامدهای کوتاه مدت ودراز مدت آن بر منافع ملی روسیه بسیار مملوس خواهد بود. برای مثال با توجه به بحران گازی اخیر میان روسیه واکراین وتنش ه
ای روسیه –ارمنستان در زمینه صادرات گاز، منابع گاز ایران می تواند به عنوان جایگزین گاز روسیه مورد استفاده اوکراین وارمنستان وحتی کشورهای اروپایی قرار گیرد (Sazhin,2005:24-26).
از سوی دیگر موضوع رقابت چین مطرح است و این احتمال وجود دارد که درصورت عقب نشینی روسیه (به عنوان بزرگ ترین شریک هسته ای ایران )،چین جایگزین روسیه شود. این کشور آسیایی هم اکنون بزرگ ترین شریک ایران در زمینه انرژی است. وقراردادهای هنگفتی در زمینه خرید گاز ونفت از ایران به امضاءرسانده است. به لحاظ ژئوپلیتیک با توجه به حمایت روسیه از نقش ایران به عنوان نیروی تعدیل کننده نفوذ امریکا در منطقه، روی برگرداندن از تهران به نفع مسکو نخواهد بود، زیرا روسیه همچنان از تهدید منافع ملی خود از طریق توسعه نظامی آمریکا در منطقه نگران است . استقرار نظامیان امریکایی در منطقه خزر نه تنها زمینه را برای نفوذ هر چه بیشتر آن ها در منابع انرژی این منطقه فراهم می کند، بلکه از اهمیت نقش