منبع پایان نامه درمورد فعالیت جسمانی، سبک زندگی، مسئولیت پذیری

ی واحد های مورد پژوهش 30/2 ± 44/20 با دامنه 27 – 18 سال بود. 5/95 درصد و 4/94 درصد از دانشجویان هیچگونه سابقه استعمال دخانیات و مصرف مواد مخدر را گزارش نکرده بودند. همچنین 9/65 درصد از شرکت کنندگان در پاسخ به سؤال “آیا شما در موضوعات مرتبط با سلامتی الگوی مناسب برای دیگران هستید؟” گزینه بله را انتخاب کردند. میانگین شاخص توده بدنی افراد 18/3 ± 17/21 بود. نمره میانگین ابزارHPLP 2 ، 36/0 ± 41/2 بود. برای تعیین بیشترین و کمترین خرده مقیاس ها از آزمون آنووا استفاده شد. نتایج این آزمون نشان داد که میانگین اختلاف خرده مقیاس ها از نظر آماری معنا دار بود ((p 0/001. سپس از آزمون کمترین اختلاف معنی دار برای مقایسه جفت52 استفاده شد که اختلاف معنی داری را بین همه خرده مقیاس ها (001/0p) به غیر از حیطه های رشد معنوی (54/0±80/2) و روابط بین فردی(46/0±79/2)، ( 75/0p=) بود. نتایج نشان داد که بیشترین نمره به حیطه های رشد معنوی و روابط بین فردی و کمترین نمره به حیطه فعالیت جسمانی مربوط می شد. در این مطالعه، پژوهشگران معتقدند که دانشجویان بدون شک نیروهای کار هر کشوری محسوب شده و بنابراین وضعیت سلامتی فعلی آن ها می تواند وضعیت بهداشتی آتی آنان و در نتیجه سلامت آینده کشور را تحت تاثیر قرار دهد. نتایج این مطالعه نشان داد که دانشجویان سبک زندگی نامطلوبی داشتند. این موضوع نشان می دهد که واحدهای مورد پژوهش و شاید سایر دانشجویان ایرانی نیاز به توجه ویژه به رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت داشته باشند. یکی از حیطه های نگران کننده سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان، فعالیت جسمانی بود که کمترین نمره را در این مطالعه به خود اختصاص داد. بنابراین توجه ویژه به این مقوله حیاتی به نظر می رسد. از این رو، امکانات ورزشی بیشتر بایستی برای این قشر فراهم شود و برنامه های آموزشی ویژه ای در خصوص ورزش و فعالیت های جسمانی بایستی طراحی شود تا دانش و نگرش دانشجویان در این حیطه مهم از رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت افزایش یابد(49).
از این رو عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت از اهمیت فراوانی برخوردار است که در مطالعه پکر و برمک53 با عنوان عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان جدیدالورود رشته دندانپزشکی در دانشگاه استانبول به آن توجه شده است. این پژوهش، یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بود که بر روی 111 نفر انجام شد. داده ها به وسیله نمونه گیری آسان جمع آوری شد. قبل از تکمیل پرسشنامه، اهداف پژوهش، مشارکت اختیاری در انجام پژوهش و محرمانه بودن اطلاعات بازگو و رضایت آگاهانه از افراد کسب شد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای استفاده شد که مشتمل بر دو بخش: بخش اول مشخصات فردی و اجتماعی(جنس، سن، محل سکونت، درآمد ماهیانه خانواده) و بخش دوم شامل پرسشنامه های؛ نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، مقیاس ارزش سلامتی، مقیاس خودکارآمدی عمومی ، مقیاس استرس درک شده و مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی درک شده بود.
ابزار نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت(HPLP2)، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی دانشجویان را می سنجید. این ابزار شامل 52 عبارت که شش زیر مقیاس: مسئولیت پذیری سلامتی، رشد معنوی، فعالیت جسمانی، روابط بین فردی، عادات تغذیه ای و مدیریت استرس را شامل می شد. پاسخگویی با مقیاس چهار گزینه ای لیکرت با دامنه 1 (هرگز) تا 4 (همیشه) انجام شد. امتیاز ابزار از طریق محاسبه میانگین پاسخ افراد به 52 سوال تعیین گردید. همچنین نمره زیرمقیاس ها با محاسبه میانگین پاسخ افراد انجام شد. ضریب آلفای این ابزار در این پژوهش، 89/0 بود. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 15 انجام شد. از آزمون های آماری توصیفی(درصد، میانگین، انحراف معیار، کمینه و بیشینه) برای محاسبه مشخصات فردی و اجتماعی و ابزار HPLP2 استفاده شد. نمرات بر شش زیرمقیاس و نمره کلی بر ابزار HPLP2، متغیر های پیوسته بودند. آزمون اسمیرنوف کولموگروف54 مشخص کرد که همه نمرات ابزارHPLP2، توزیع نرمالی داشتند. از آزمون تی مستقل برای تعیین هر نوع اختلاف بین جنس و محل سکونت انجام شد. ارتباط بین ابزارHPLP2 و عوامل تعدیل کننده(سن، محل سکونت، درآمد ماهیانه خانواده، حمایت اجتماعی درک شده و استرس درک شده) و عوامل شناختی ادراکی(ارزش سلامتی و خودکارآمدی درک شده) با آزمون همبستگی پیرسون انجام گردید.
از مجموع 165 دانشجو، 129 نفر(78 درصد)، پرسشنامه تحقیق را تکمیل کردند که 18 نفر به علت عدم تکمیل مشخصات فردی اجتماعی از ادامه تحقیق کنار گذاشته شدند. در آخر، 111 نفر وارد مطالعه شدند. از این تعداد، 56 نفر(5/50 درصد) مذکر و 55 نفر(5/49 درصد) مونث بودند. میانگین سنی افراد 89/0±43/19 و دامنه سنی آنها 18 تا 22 سال بود. صد درصد دانشجویان مجرد، میانگین درآمد خانواده ماهیانه 1523 دلار، 59 درصد(65 نفر) همراه با خانواده و 41 درصد (46 نفر) در خوابگاه ها و آپارتمان ها با دوستان شان زندگی می کردند.
میانگین نمره کلی ابزار HPLP2 برابر با 49/2 (دامنه=27/3-60/1 ، انحراف معیار=32/0) نشان دهنده سطح متوسط سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی در این دانشجویان بود. بالاترین نمره مربوط به زیر مقیاس رشد معنوی(میانگین=03/3، انحراف معیار 41/0 )، کمترین نمره را زیر مقیاس مسئولیت پذیری سلامتی(میانگین=12/2، انحراف معیار 48/0 )به خود اختصاص داد. نتایج این پژوهش، اختلاف آماری معنی داری را بین نمره کلی ابزار و جنس شرکت کنندگان نشان نداد. بین زیر مقیاس های رشد معنوی( P˂0/05) و فعالیت جسمانی(P˂0/05) اختلاف معنی داری وج
ود داشت. مردان در مقایسه با زنان، فعالیت جسمانی بیشتری را انجام می دادند. زنان نسبت به مردان در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی، بیشترین نمره را کسب کردند. بین نمره کلی ابزار و نمره های زیر مقیاس ها بر حسب محل سکونت و سن، اختلاف معنی داری یافت نشد. بین متغیر درآمد ماهیانه خانواده و زیر مقیاس فعالیت جسمانی ارتباط معنی داری وجود داشت(r=0/23, P˂0/05).
نتایج این پژوهش نشان داد که دانشجویان سال اول دندانپزشکی، کمترین نمره را در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی کسب کردند. این قضیه بازگو کننده کم توجهی برنامه های ارتقاء سلامت مدارس برای توسعه مهارت های حفظ و ارتقای سلامت دانشجویان و همچنین برای کاهش رفتارهای مخاطره آمیز بهداشتی در سطوح آموزشی بالاتر می باشد. دختران نسبت به پسران مسئولیت پذیری سلامتی بیشتری داشتند. پسران فعالیت جسمانی بیشتری در مقایسه با دختران داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد که خودکارآمدی درک شده، قوی ترین پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان می باشد. که حاکی از آن است دانشجویانی که سطح خودکارآمدی بیشتری داشتند تمایل بیشتری برای انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی دارند(10).
سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در کاهش اضطراب دانشجویان موثر می باشد لذا توجه به این امر و فراهم نمودن تمهیداتی برای ارتقاء آن در مطالعه نوروزی نیا و همکاران با هدف تعیین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و همبستگی آن با میزان اضطراب و برخی مشخصات جمعیت شناسی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی البرز توصیف شده است. این مطالعه توصیفی-همبستگی، 160 دانشجو با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند که از این تعداد، 151 نفر پرسشنامه ها را تکمیل و عودت دادند. معیار ورود به مطالعه، اشتغال دانشجو در زمان تحقیق و تمایل دانشجو به شرکت در مطالعه بود. ابزار این پژوهش شامل سه بخش بود، بخش اول، مشخصات جمعیت شناسی(جنس، بومی بودن، مطالعه کتب غیر درسی، وضعیت اقتصادی اجتماعی، محل زندگی دانشجو، وضعیت تأهل و میزان اضطراب)، بخش دوم، سیاهه اضطراب اشپیل برگر و بخش سوم، پرسشنامه 52 سؤالی نیمرخ سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بود که رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت را در شش حیطه مسئولیت پذیری سلامتی، فعالیت جسمانی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، مدیریت استرس و روابط بین فردی میسنجید که به صورت مقیاس چهار گزینه ای لیکرت (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) نمره دهی شد. محدوده نمره کل ابزار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بین 208-52 بود و برای هر بعد نمره جداگانه قابل محاسبه بود. ضریب آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه 92/0 بدست آمد که میزان پایایی این پرسشنامه را در حد بسیار مطلوب نشان داد. پژوهشگران جهت جمع آوری داده ها، به صورت حضوری به دانشجویان مراجعه و پس از بیان هدف از انجام پژوهش و اطمینان از محرمانه ماندن اطلاعات و با رضایت کامل دانشجو، پرسشنامه جهت تکمیل در اختیار آن ها قرار داده شد. داده ها وارد نرم افزار spss نسخه 18 شد و با استفاده از آزمون های آنالیز واریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان پاسخ دهی به سؤالات 4/94 درصد بود. 8/74 درصد (113 نفر) مؤنث، 7/88 درصد (133 نفر) مجرد بودند. 3/56 درصد (85 نفر) در مقطع کاردانی و 7/43 درصد (66 نفر) در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند. 68 درصد(102 نفر) با خانواده، 3/29 درصد (44 نفر) در خوابگاه و 6/2 درصد (4 نفر) با دوستان خود زندگی میکردند. 51 درصد (77 نفر) مطالعه غیر درسی داشتند. 54 درصد (79 نفر) وضعیت اقتصادی اجتماعی متوسط تا خوب داشتند. 4/91 درصد (128 نفر) بیکار و 3/48 درصد (73 نفر) بومی بودند. هیچکدام از واحد های پژوهش کشیدن سیگار را گزارش نکردند. میانگین و انحراف معیار شاخص کلی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت (41/0 ± 56/2) بود. بالاترین نمره کسب شده در حیطه رشد معنوی (99/2) و کمترین آن در حیطه فعالیت جسمانی(16/2) بود. نتایج مطالعه بر اساس آنالیز واریانس چند متغیره نشان داد که بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و متغیر های جنس، بومی بودن، مطالعه غیر درسی، محل سکونت فعلی دانشجو و میزان اضطراب همبستگی معنی داری وجود داشت و با وضعیت اقتصادی اجتماعی و وضعیت تأهل ارتباط معنی داری یافت نشد. در حیطه عادات تغذیه ای میانگین نمره دختران بیشتر از پسران بود و اختلاف آماری معنی داری بین دو جنس مشاهده شد (p0/001). در حیطه فعالیت جسمانی نمره دختران کمتر از پسران بود و تفاوت آماری بین دو جنس معنی دار بود (p=0/001). میانگین نمره دختران در مقایسه با پسران در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی بیشتر بود و از نظر آماری معنی دار نبود(p=0/021). در حیطه مدیریت استرس دانشجویانی که مطالعه غیر درسی داشتند، میانگین نمره بیشتری کسب کردند و اختلاف بین دو گروه هم، معنی دار بود(p=0/002). در حیطه روابط بین فردی میانگین نمره دختران بالاتر از پسران بود و اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد. در حیطه رشد معنوی میانگین نمره پسران بیشتر از دختران بود، اما اختلاف معنی داری وجود نداشت. یافته های این مطالعه نشان داد که دانشجویان در حیطه های رشد معنوی و روابط بین فردی وضعیت مطلوب داشتند و در حیطه های فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی و عادات تغذیه ای دارای وضعیت نامناسب بودند. پژوهشگران در پایان پیشنهاد کردند که مسئولین دانشگاه تلاش بیشتری در جهت فراهم ساختن امکانات ورزشی، توجه بیشتر به برنامه تغذیه ای خوابگاه های دانشجویی، ایجاد مراکز مشاوره بهداشتی و برپایی همایش هایی در خصوص رفتارهای سالم و بهداشتی داشته
باشند. همچنین، انجام مطالعه به صورت کشوری در سایر دانشگاه ها پیشنهاد میشود(7).
بسیاری از دانشجویان در ایران در خوابگاه های دانشجویی سکونت داشته و زندگی در خوابگاه و شرایط حاکم بر آن در سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت بی تاثیر نخواهد بود ماهری و همکاران تحقیقی را با هدف وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان ساکن در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام دادند. این مطالعه به صورت مقطعی، توصیفی و تحلیلی بود که با نمونه گیری طبقه ای تصادفی بر روی 250 نفر(140 دختر، 110 پسر) که در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری عمومی انجام شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل دو بخش: بخش اول، مشخصات فردی و اجتماعی(سن، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال، مقطع تحصیلی و وضعی