<span class="vcard">mitra1--javid</span>

دد لوئیس در اعداد گراشف مختلف 91
شکل 7-34: تغییرات عدد شروود با عدد سورت در اعداد دوفور مختلف 91

فهرست علائم

شدت میدان مغناطیسی
B_0
ظرفیت گرمایی ویژه در فشار ثابت(j⁄(kg.k))
c_p
قطر بی بعد نانوذرات
d_p
قطر بی بعد سیال پایه
d_f
میدان الکتریکی
E
تابع جریان بیبعد
f
شار جرمی
f_w
عدد گراشف
Gr
شتاب گرانش (m/s^2 )
g
عدد هارتمن
Ha
ضریب انتقال حرارت (W⁄(m^2 K))
h
چگالی جریان
J
ضریب نفوذ‌پذیری
K
ثابت بولتزمن
K_b
ضریب هدایت حرارتی بی‌بعد
k
طول مشخصه
l
عدد ناسلت
Nu
فشار
P
عدد پکلت
Pe
بار الکتریکی
q
عدد رایلی
Ra
رینولدز
Re
شعاع ظاهری
r_c
دما
T
مولفه سرعت در راستای افقی
u
سرعت حرکت براونی
u_s
مولفه سرعت در راستای عمودی
v
محور مختصات افقی
x
محور مختصات عمودی
y

نمادهای یونانی
متغیر تشابهی
η
ویسکوزیته دینامیکی
μ
ضریب نفوذناپذیری
μ
چگالی
ρ
ویسکوزیته دینامیکی
υ
کسر حجمی نانوذرات
φ
تابع جریان
ψ
ثابت بولتزمان، نسبت ضریب انتقال حرارت جامد به مایع
κ
ضریب هدایت الکتریکی
σ
ثابت زمانی
τ
زیرنویسها
سیال پایه
f
بحرانی
c
موثر
eff
سیال
f
مغناطیسی
m
نانوسیال
nf
ذره
p
معادل
pe
دیواره
w

فصل اول:
کلیات تحقیق

1-1 مقدمه
محیط متخلخل و پدیده انتقال حرارت و جرم در آن، موضوعی است که توجه بسیاری از محققین شاخه‌های مختلف علوم را به خود معطوف نموده است. روش‌های تجربی، بررسی‌های تئوری و شبیه‌سازی‌های عددی بسیاری که در این زمینه در مهندسی مکانیک، مهندسی شیمی، مهندسی عمران، زمین شناسی و. . . صورت گرفته است مهر تصدیقی بر ادعای فوق می‌باشد.
به علت کاربرد وسیع و روزافزون محیط متخلخل در زمینه‌های مختلف مهندسی همواره نیاز به مطالعات اساسی درباره‌ی چگونگی انتقال جرم و حرارت در محیط متخلخل وجود داشته است، چرا که بررسی‌های دقیق، ابزاری برای بهبود بخشیدن به سیستم‌های مهندسی حاوی مواد متخلخل و بالا بردن کیفیت و کارایی آنها می‌باشد. از موارد کاربرد فوق می‌توان به عایق‌سازی حرارتی ساختمان‌ها، عملیات حرارتی در زمین، راکتور‌های کاتالیزوری شیمیایی، آلودگی آب‌های زیرزمینی، صنعت سرامیک، تکنولوژی زیست‌شناختی، واحدهای ذخیره انرژی، مبدل‌های حرارتی، خنک‌سازی، وسایل الکترونیکی، مخازن نفتی و نمونه‌های دیگر از این دست اشاره نمود. از طرفی در بسیاری از موارد، کوچک‌سازی سیستم‌های انتقال حرارت از یک‌سو و افزایش شار حرارتی از سوی دیگر، نیاز به انتقال حرارت در زمان کوتاه و شدت بالا را ضروری می‌سازد. در مواردی که نیاز به انتقال شار حرارتی زیاد از محیط جامد به سیال است، روش‌‌های موجود نظیر تغییر در دینامیک سیال، هندسه جریان، شرایط مرزی و. . . به تنهایی نمی‌توانند از عهده‌ی تقاضای روز افزون کنترل انتقال حرارت در فرآیندهای موجود برآیند. لذا نیاز فوری به مفاهیم جدید و بدیع جهت کنترل انتقال حرارت احساس می‌شود. تکنولوژی نانوسیال پتانسیل بالایی را برای کنترل سیستم‌های مشمول انتقال حرارت در حجم کوچک ارائه می‌دهد. به این معنا که با اضافه نمودن مواد افزودنی به سیال پایه می‌توان در جهت بهبود خواص ترموفیزیکی آن عمل نمود. در این میان میدان‌های مغناطیسی خارجی در بسیاری از جریان‌های طبیعی و صنایع تاثیرگذار هستند. به شاخه‌ای از مطالعات که به اثر متقابل بین میدان مغناطیسی و سیال هادی در حال حرکت می‌پردازد، هیدرودینامیک مغناطیسی2 MHD می‌گویند. بررسی این شاخه منوط به دانستن معادلات حاکم بر مغناطیس و سیالات و تاثیر هر کدام از پارامترهای این دو دانش بر یکدیگر می‌باشد. در مطالعه حاضر اثر پدیده MHD بر میدان‌های سرعت، دما و غلظت و هم‌چنین انتقال جرم و حرارت نیز منظور گردیده است.

1-2 مروری بر کارهای گذشته
در سال 1988 ناکایاما3 و همکاران حل انتگرالی را برای جریان جابه‌جایی آزاد غیردارسی روی صفحه مسطح عمودی و یک مخروط عمودی در محیطی متخلخل اشباع ارائه دادند[1]. آنها نشان دادند که با افزایش عدد گراشف نرخ انتقال حرارت کاهش می‌یابد. این در حالی اتفاق می‌افتد که ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد با عدد گراشف رابطه مستقیم دارد و با افزایش آن افزایش می‌یابد.
در سال 1999 مورثی4 و سنق5 انتقال جرم و حرارت را روی یک صفحه مسطح عمودی واقع در محیطی متخلخل و تحت جابه‌جایی طبیعی بررسی کردند[2]. آنها مشاهده کردند که ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد شده با کاهش پارامتر شار جرمی یعنی با تغییر حالت مکش به حالت دمش افزایش می‌یابد. با افزایش عدد گراشف ضخامت لایه مرزی سرعت بی‌بعد کاهش و ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد و غلظت بی‌بعد افزایش می‌یابد. همچنین آنها نتیجه گرفتند که با افزایش شار جرمی سطح، کاهش عدد گراشف و همچنین با افزایش پارامتر نرخ شناوری، نرخ انتقال حرارت و انتقال جرم بی‌بعد نیز افزایش خواهد یافت.
در سال 2003 وانگ6 و همکاران با روش تحلیلی هموتوپی7 انتقال جرم و حرارت را در مجاورت دیوار عمودی واقع در محیطی متخلخل و تحت جابه‌جایی طبیعی و با فرض جریان غیر‌دارسی مطالعه کردند[3]. آنها نشان دادند که پروفیل دمای بی‌بعد،
سرعت بی‌بعد و غلظت بی‌‌بعد با ثابت در نظر گرفتن اعداد گراشف، عدد لوئیس و نسبت شناوری با کاهش شار جرمی یعنی انتقال از حالت مکش به حالت تزریق افزایش می‌یابد. آنها همچنین نشان دادند که انتقال حرارت بی‌بعد در حالت دمش بیشتر از موارد دیگر است.
در سال 2004 ال-امین8 اثر پراکندگی را بر انتقال جرم و حرارت جابه‌جایی طبیعی در محیطی متخلخل و برای جریان دارسی و غیر‌دارسی بررسی کرد[4]. وی نتیجه گرفت که انتقال حرارت بی‌بعد در جریان دارسی بیشتر از جریان غیر‌دارسی است و با افزایش پارامتر جریان غیر‌دارسی انتقال حرارت بی‌بعد کاهش می‌یابد و پروفیل سرعت بی‌بعد در نزدیکی دیوار کاهش می‌یابد و هرچه از ابتدای دیوار دورتر می‌شویم با افزایش پارامتر جریان غیر‌دارسی افزایش می‌یابد. او همچنین نتیجه گرفت که با افزایش ضریب پراکندگی، ضخامت لایه مرزی سرعت کاهش و ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد افزایش می‌یابد.
در سال 2006 پال اثر میدان مغناطیسی را بر انتقال حرارت جابه‌جایی ترکیبی روی یک صفحه عمودی گرم شده در محیطی متخلخل و با ضریب تخلخل متغییر بررسی کرد[5]. با فرض دمای دیوار ثابت و بالاتر از دمای محیط، وی گزارش داد که ضخامت لایه مرزی سرعت بی‌بعد با افزایش پارامتر میدان مغناطیسی و افزایش اینرسی محلی افزایش خواهد یافت. در حالی که ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد با کاهش پارامتر میدان مغناطیسی و کاهش اینرسی محلی افزایش می‌یابد.
در سال 2009 مهدی9 و محمد10 اثر مگنتوهیدرودینامیک را بر جریان جابه‌جایی طبیعی روی صفحه عمودی موج‌دار در محیطی متخلخل و تحت جریان غیر‌دارسی بررسی کردند[6]. آنها با ثابت فرض کردن دامنه موج نشان دادند که با افزایش عدد گراشف و پارامتر مگنتوهیدرودینامیک ضخامت لایه مرزی سرعت بی‌بعد کاهش و ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد افزایش می‌یابد. همچنین آنها نشان دادند که با کاهش دامنه موج، کاهش پارامتر مگنتوهیدرودینامیک و کاهش عدد گراشف عدد ناسلت افزایش می‌یابد.
در سال 2009 رشیدی11 از روش تبدیل دیفرانسیلی برای حل معادلات لایه مرزی تحت مگنتوهیدرودینامیک استفاده کرد[7]. او نشان داد که سرعت بی‌بعد با افزایش پارامتر مگنتوهیدرودینامیک کاهش می‌یابد. او همچنین گزارش داد که روش تبدیل دیفرانسیلی برای معادلات لایه مرزی و شرط بی‌نهایت از تقریب خوبی برخوردار نیست و برای ترفیع ناکارامدی این روش از روش دی-تی-ام پده12 استفاده کرد و نشان داد که نتایج بدست آمده از این روش با نتایج عددی کاملا مطابقت دارد.
در سال 2010 پال13 به مطالعه انتقال حرارت جابه‌جایی در جریان جا‌به‌جایی ترکیبی روی یک صفحه عمودی گرم شده در محیط متخلخل پرداخت. وی برای حل معادلات از روش رانگ کوتا14 استفاده نمود[8]. وی با بررسی تاثیر عدد پرانتل و پارامتر اینرسی محلی روی پروفیل دمای بی‌بعد و سرعت بی‌بعد نشان داد که با افزایش عدد پرانتل و افزایش پارامتر اینرسی محلی پروفیل‌های دمای بی‌بعد و سرعت بی‌بعد کاهش می‌یابند.
در سال 2010 رشیدی و همکاران از روش دی-تی-ام پده برای حل معادلات جابه‌جایی ترکیبی حاکم بر صفحه مسطح مورب و در محیطی متخلخل بهره گرفتند[9]. آنها نتیجه گرفتند که با افزایش شار جرمی ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد و سرعت بی‌بعد کاهش می‌یابد. همچنین نشان دادند که برای حل معادلات لایه مرزی به روش دی-تی-ام پده، انتخاب یک مرتبه مناسب برای این روش بسیار مهم و تاثیرگذار است.
در سال 2011 گیانگ سان15 و پاپ16 جابه‌جایی آزاد در یک کانال مثلثی، در محیطی متخلخل و پر شده از نانوسیال که روی دیوار آن یک فلشر گرما ساز نصب شده است را مطالعه نمودند[10]. آنها از قانون جریان دارسی در محیط متخلخل و از مدل ماکسول برای ضریب هدایت گرمایی نانوسیال‌های مس، اکسید‌آلومینیم و اکسید‌تیتانیوم استفاده کردند و گزارش دادند که برای عدد رایلی پایین با افزایش کسر حجمی نانوذرات، عدد ناسلت کاهش می‌یابد. از میان نانوذرات مختلف، نانوذره مس نسبت به اکسید‌تیتانیوم و اکسید‌آلومینیم به دلیل داشتن ضریب هدایت گرمایی بالاتر، عدد ناسلت بالاتری هم داراست. اکسید تیتانیوم نیز به دلیل داشتن ضریب هدایت گرمایی کمتر، عدد ناسلت کمتری دارد.
در سال 2011 کیشن17 و همکاران انتقال جرم و حرارت جابه‌جایی طبیعی روی یک سطح عمودی که از هر دو طرف در محیطی متخلخل قرار گرفته است را تحت تاثیر میدان مغناطیسی بررسی کردند. آنها نشان دادند که با افزایش شدت میدان مغناطیسی پروفیل سرعت بی‌بعد کاهش می‌یابد در حالیکه پروفیل دمای بی‌بعد در نزدیکی‌های دیوار افزایش می‌یابد ولی در نقاط دورتر از دیوار کاهش می‌یابد[11].
در سال 2011 حمد18 به مطالعه‌ی اثر نانوذرات بر جابه‌جایی طبیعی اطراف یک صفحه افقی مسطح و تحت تاثیر میدان مغناطیس پرداخت. وی از نانوذراتی مانند مس، جیوه، اکسید‌تیتانیوم و اکسید‌آلومینیم استفاده کرد[12]. برای نانوسیال آب- مس، با استفاده از مدل ماکسول19 نشان داد که با افزایش پارامتر مگنتوهیدرودینامیک، ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد افزایش و ضخامت لایه مرزی سرعت بی‌بعد کاهش می‌یابد. او همچنین نشان داد که انتقال حرارت بی‌بعد با کسر حجمی نانوذرات و پارامتر مگنتوهیدرودینامیک رابطه عکس دارد و با افزایش این پارامترها کاهش می‌یابد.

در سال 2012 محمودی20 و همکاران اثر مگنتوهیدرودینامیک را بر جابه‌جایی طبیعی نانوسیال آب- مس در یک کانال مثلثی مطالعه کردند. آنها برای تاثیر ذرات نانو د
ر هدایت حرارتی سیال پایه از مدل پتل استفاده نمودند[13]. آنها نتیجه گرفتند که عدد ناسلت متوسط با افزایش کسر حجمی و کاهش پارامتر مگنتوهیدرودینامیک کاهش می‌یابد. آنها همچنین نشان دادند که پروفیل سرعت بی‌بعد با افزایش کسر حجمی در نزدیکی دیوار افزایش می‌یابد ولی در فواصل دورتر از ابتدای دیوار کاهش می‌یابد. در سال 2012 جشیم یودین21 و همکاران انتقال جرم و حرارت را بر جریان لغزشی لایه مرزی تحت مگنتوهیدرودینامیک، روی هندسه‌ی صفحه افقی و تحت تولید حرارت مطالعه نمودند[14]. آنها نشان دادند در حالت مکش با افزایش پارامتر شار جرمی ضخامت لایه مرزی سرعت بی‌بعد و ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد کاهش می‌یابد. اما در حالت دمش رفتار متفاوتی مشاهده می‌شود بطوری که با کاهش پارامتر شار جرمی ضخامت لایه مرزی سرعت و دمای بی‌بعد افزایش می‌یابد.
در سال 2012 نعمتی22 و همکاران اثر مگنتوهیدرودینامیک را بر جریان جابه‌جایی طبیعی نانوسیال در یک محفظه مستطیلی با استفاده از مدل شبکه بولتزمن 23 مطالعه کردند[15]. آنها برای نانوسیال آب- اکسید‌مس نشان دادند که عدد ناسلت متوسط با کاهش عدد هارتمن24 و افزایش کسر حجمی افزایش می‌یابد و همچنین گزارش دادند با افزایش عدد رایلی، عدد ناسلت افزایش خواهد یافت. در نهایت هم با افزودن نانوذرات و هم با افزایش کسر حجمی عدد ناسلت متوسط افزایش می‌یابد.
در سال 2012 جشیم اودین و همکاران جریان لایه مرزی جابه‌جایی آزاد بر صفحه تخت افقی گرم شده در محیطی متخلخل و احاطه شده با نانوسیال را بررسی کردند. مدل استفاده شده برای نانوسیال شامل حرکت براونی است[16]. آنها نشان دادند با افزایش نرخ اینرسی، افزایش پارامتر شار جرمی و افزایش پارامتر حرکت براونی ضخامت لایه مرزی سرعت بی‌بعد افزایش می‌یابد ولی ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد با کاهش پارامتر حرکت براونی، افزایش شار جرمی و کاهش عدد لوئیس افزایش می‌یابد. نرخ انتقال حرارت بی‌بعد نیز با افزایش پارامتر شارجرمی و کاهش عدد لوئیس افزایش می‌یابد.
در سال 2012 رسکا25 و همکاران جابه‌جایی ترکیبی غیر‌دارسی را بر صفحه افقی در محیطی متخلخل اشباع شده مطالعه کردند. آنها دمای صفحه را در راستای افقی متغیر در نظر گرفتند و از نانوذرات مس، اکسید‌آلومینیم و اکسید‌تیتانیوم با استفاده از مدل ماکسول برای مسئله خود بهره گرفتند[17]. آن‌ها نشان دادند که ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد با کاهش پارامتر جابه‌جایی مرکب، افزایش پارامتر اینرسی و همچنین افزایش کسر حجمی افزایش می‌یابد و ضخامت لایه مرزی سرعت بی‌بعد با افزایش پارامتر جابه‌جایی مرکب نه تنها افزایش می‌یابد بلکه مقدار سرعت در نواحی مجاورت دیواره نیز افزایش می‌یابد. آنها همچنان نتیجه گرفتند که پروفیل سرعت بی‌بعد در نزدیکی دیوار با افزایش کسر حجمی کاهش می‌یابد ولی در انتهای دیوار تاثیرپذیری کمتر دارد و انتقال حرارت بی‌بعد با افزایش کسر حجمی، کاهش پارامتر اینرسی و افزایش پارامتر جابه‌جایی مرکب افزایش می‌یابد.
در سال 2012 واسو26 و همکاران اثر مگنتوهیدرودینامیک را بر انتقال جرم و حرارت جابه‌جایی آزاد اطراف کره‌ای واقع شده در محیطی متخلخل و تحت جریان غیر‌دارسی مطالعه کردند[18]. آنها نشان دادند که با افزایش پارامتر مگنتوهیدرودینامیک از عدد صفر تا ده ضخامت لایه مرزی دمای بی‌بعد افزایش جزئی می‌یابد ولی ضخامت لایه مرزی سرعت بی‌بعد با نسبت بیشتری کاهش می‌یابد. همچنین با افزایش عدد پرانتل هم پروفیل دمای بی‌بعد و هم سرعت بی‌بعد کاهش می‌یابد. برای نرخ شار جرمی نیز نشان دادند که با افزایش آن ضخامت لایه‌های مرزی مشابه عدد پرانتل کاهش می‌یابند.

1-3 هدف و موضوع تحقیق
شرح مسئله: شماتیک مسئله مورد بررسی در شکل(1-1)

ي متعارف به غير از پرداختن به مسائل مربوط به اداره شرکت ملي نفت، به نوعي نظام حقوقي جديد صنعت نفت ايران را شکل داد.
ماده 4 اين اساسنامه مقرر ميدارد:
“موضوع شرکت عبارت است از اعمال حق مالکيت ملت ايران نسبت به منافع نفتي و گازي سرتاسر کشور و فلات قاره و اشتغال به عمليات صنعت نفت، گاز و پتروشيمي و صنايع وابسته در داخل و خارج کشور به شرح زير:
الف- تفحص و نقشه برداري و اکتشاف و حمل و نقل و تصفيه نفت خام و گاز طبيعي و هيدروکربورهاي طبيعي ديگرو…
ب – ساختن فرآوردههاي فرعي و مشتقات نفت از قبيل روغن موتور و گريس و پارافين و وازلين و حمل و نقل و پخش و صدور و فروش آنها در داخل و خارج کشور……..

لازم به توضيح است که اين اساسنامه که جزء قوانين خاص محسوب ميشود، تا اين تاريخ اعتبار خود را حفظ کرده است و اگرچه طبق تبصره ماده 4 قانون نفت، وزارت نفت به تهيه و ارائه اساسنامه جديد براي تصويب در مجلس شوراي اسلامي ظرف يک سال (يعني تا سال 1367) مکلف گرديده، ليکن تا کنون مراحل قانوني تصويب اساسنامه جديد طي نشده است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، تحولات زيادي در قوانين حاکم بر صنعت نفت خصوصاً در بخش بالادستي به وقوع پيوست. اصل 45 قانون اساسي، صنايع مادر و معادن را انحصاراً در مالکيت دولتي قرار داد. در سال 1358 نيز لايحه قانوني تأسيس وزارت نفت به تصويب شوراي انقلاب رسيد. اين لايحه قانوني ضمن ترسيم ساختار تشکيلاتي همچنين وضع مقرراتي راجع به صنعت نفت، هيچ گونه اشاره اي به قانون اساسنامه شرکت ملي نفت ندارد، لذا نوعي تداخل وظايف و تعارض قوانين بين اين دو تشکيلات دولتي (يعني وزارت نفت و شرکت ملي نفت ايران) وجود دارد.
در سال 1366 نيز قانون نفت به تصويب رسيد که روابط حقوقي وزارت نفت با شرکتهاي پيمانکار پروژههاي نفتي را مشخص ميکرد، اگر چه نقائصي در اين قانون ديده ميشود، از جمله اينکه در اين قانون، وزارت نفت طرف قرارداد با ساير شرکتها براي اجراي عمليات نفتي تعيين شده است، و نه شرکت ملي نفت.29وجود وضعيت جنگي در مناطق نفت خيز کشور و عدم رغبت سرمايه گذاران خارجي براي مشارکت در پروژههاي بالادستي، نقائص قانون نفت را در عمل آشکار نکرد، ولي بعد از مهيا شدن فضا براي سرمايه گذاري خارجي، قانونگذار در قالب قوانين بودجه سالانه کل کشور از جمله قوانين بودجه سال 1378 و 1379 و سپس در قالب قوانين برنامههاي پنج ساله توسعه، تلاش در بهبود نظام حقوقي حاکم بر صنعت نفت به منظور جذب سرمايههاي خارجي در پروژههاي بالادستي صنعت نفت داشت.
به نظر نگارنده اين رويکرد کلي در رابطه با وضع مقررات براي اصلاح قوانين ومقررات دائمي در حوزههاي مختلف در قالب قوانين بودجه سالانه و برنامههاي پنج ساله توسعه که ماهيت اعتبار کوتاه مدت دارند، داراي ايراد اساسي بوده و نظام حقوقي را غير شفاف و بي ثبات کرده است. مهمترين تحول در حقوق نفت ايران طي دهه گذشته، تصويب ماده 14 قانون برنامه چهارم توسعه بود. براي اولين بار اين ماده به شرکت ملي نفت اجازه داد تا سقف توليد اضافي روزانه يک ميليون بشکه نفت خام و دويست و پنجاه ميليون متر مکعب گاز طبيعي و با تأمين مالي با شرکتهاي خارجي يا داخلي (صاحب صلاحيت) قراردادهاي اکتشافي و توسعه منعقد کند.
چارچوبهاي اصلي اين نوع قراردادها طبق اين ماده عبارتند از:

1- حفظ حاکميت و اعمال تصرفات مالکانه دولت بر منابع
2- عدم تضمين بازگشت تعهدات منوط کردن بازپرداخت هزينههاي سرمايهاي و غيرسرمايهاي از طريق تخصيص بخشي از محصولات ميدان و يا عوايد آن بر پايه قيمت روز فروش محصول
3- پذيرش ريسک اقتصادي و فني توسط پيمانکار
4- تعيين نرخ بازگشت سرمايه گذاري براي طرف قرارداد، متناسب با شرايط هر طرح و با رعايت ايجاد انگيزه براي به کارگيري روشهاي بهينه در اکتشاف توسعه و بهره برداري تضمين برداشت صيانتي از مخازن در طول دوره قرارداد
5- رعايت قانون حداکثر استفاده از توان فني و مهندسي کشور
6- رعايت مقررات زيست محيطي

آئين نامه اجرائي ماده 14 قانون برنامه چهارم توسعه نيز معيارهايي براي انعقاد قراردادهاي بيع متقابل تعيين کرده است.در مورد محل بازپرداخت تعهدات ايجاد شده به پيمانکار، ماده 4 اين آئين نامه مقرر ميدارد که بايد صرفاً از توليدات اضافي همان طرح باشد.30 متعاقباً تحول مهم ديگري در حقوق نفت با تصويب و ابلاغ “سياستهاي کلي نظام در بخش نفت و گاز” در قالب سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404 هجري شمسي در سال1385 صورت گرفت.
طبق اين سند، سياستهاي کلي نفت و گاز داراي8 محور است. از جمله:

1- اتخاذ تدابير و راهكارهاي مناسب براي گسترش اكتشاف نفت و گاز و شناخت كامل منابع كشور.
2- افزايش ظرفيت توليد صيانت شدهي نفت متناسب با ذخاير موجود و برخورداري كشور از افزايش قدرت اقتصادي و امنيتي و سياسي.
3- افزايش ظرفيت توليد گاز، متناسب با حجم ذخاير كشور به‌منظور تأمين مصرف داخلي و حداكثر جايگزيني با فرآورده‌هاي نفتي.
4- گسترش تحقيقات بنيادي و توسعه‌اي و تربيت نيروي انساني و تلاش براي ايجاد مركز جذب و صدور دانش و خدمات فني- مهندسي انرژي در سطح بين‌الملل و ارتقاء فناوري درزمينه‌هاي منابع و صنايع نفت و گاز و پتروشيمي.
5- تلاش لازم و ايجاد سازماندهي قانونمند براي جذب منابع مالي موردنياز(داخلي و خارجي) در امر نفت و گاز در بخشهاي مجاز قانوني.
6- بهره‌برداري از موقعيت منطقه‌اي و جغرافيايي كشور براي
خريد و فروش و فرآوري و پالايش و معاوضه و انتقال نفت و گاز منطقه‌ به بازارهاي داخلي و جهاني.
7- بهينه‌سازي مصرف و كاهش شدت انرژي.
8- جايگزيني صادرات فرآورده‌هاي نفت و گاز و پتروشيمي به‌جاي صدور نفت خام و گاز طبيعي.31

انتظار ميرفت بعد از تصويب اين قانون بنيادي در جهت شتاب بخشيدن به پروژههاي نفتي در همان سال، تکاليف قانون مزبور در اولويت کار قرار گرفته و حداقل از جنبه حقوقي، با برگزاري سمينارها و جلسات توجيهي توسط وزارت نفت و مراکزي همچون مرکز پژوهشهاي مجلس با حضور مديران و کارشناسان عالي رتبه اي که در طيف گسترده شرکتهاي صنعت نفت حضور دارند، ضمن هماهنگ سازي” ديدگاهها با سياستهاي مصوب نظام” در اين بخش، موانع عملياتي شدن اين سياستها به دقت شناسائي و مرتفع گردد.32
در پايان ميتوان گفت سير تاريخي قوانين و قراردادهاي نفتي کشورمان نشان‌دهند? اين موضوع است که به مرور زمان، عنصر حاکميت و مالکيت بر منافع نفتي نقش بارزي در تدوين مواد قانوني و همچنين قراردادهاي نفتي منعقد شده، داشته است. مطالع? تاريخ نه چندان طولاني قراردادهاي نفتي در کشور در قرن اخير مويد آن است که قراردادهاي نفتي به زعم بسياري از سياست‌مداران و حقوق‌دانان، در واقع چهره‌اي از معارضه منافع شرکت‌هاي نفتي خارجي با منافع دولت ميزبان است.
از اين نظر، اين که چه نوع قراردادي، در چه شرايطي بتواند منافع طرفين قراردادي را تأمين نمايد و ظرف قرارداد با چه مظروفي پر شود، به عوامل متعدد بستگي دارد. شرکت‌هاي نفتي و کشورهاي ميزبان با توجه به شرايط متفاوت، به انواع قرارداد علاقه نشان مي‌دهند اما اين گرايش عمومي به اين معنا نيست که نوع انتخاب ‌شده، بهترين قالب قراردادي است و مي‌تواند منافع طرفين را تضمين کند بلکه به مرور زمان قالب‌هاي اين قراردادها در حال تغيير بوده و سعي شده است که منافع کشور ميزبان از منابع نفتي هر چه بيشتر لحاظ شود.33

گفتار سوم:در خصوص آب

قوانين کشور ما که برگرفته از شريعت انور اسلام است، آب را مباح و قابل تملک دانسته و در ماده 149 قانون مدني34 و قوانين پس از آن، راههاي حيازت و تملک آب را قيد نموده است. بر اين اساس رعايت حريم چاهها و قنوات و وظايف مالکان در سال 1309 به تصويب رسيد. تصويب قانون آب و نحوه ملي شدن آن در سال 1347 به منظور بهره برداري از آبها تدوين و تصويب شد. با تصويب قانون اخير، آب از ثروتهاي ملي محسوب و مالکيت آن در اختيار عموم و در ماده 2 همان قانون بستر انهار و آبهاي سطحي را متعلق به دولت دانست.35
اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نظام اقتصادي کشور را بر پايه سه بخش دولتي، تعاوني، خصوصي، تقسيم مي کند که بخش دولتي آن شامل کليه صنايع بزرگ، صنايع مادر، بازرگاني، تامين نيروي سدها و شبکههاي آبرساني و مانند آنها را به صورت مالکيت عمومي در اختيار دولت قرار داده36 و در اصل چهل و پنجم قانون مذکور نيز انفال و ثروتهاي عمومي از قبيل موات يا درياها، درياچهها، رودخانهها و ساير آبهاي عمومي و…… در اختيار حکومت اسلامي دانسته است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نمايد.37
سال 1361 قانون توزيع عادلانه آب به تصويب رسيد. به موجب ماده ?? اين قانون، تخصيص و اجازه بهره برداري از منابع عمومي آب براي مصارف شرب، کشاورزي، صنعت و ساير موارد را منحصرا به وزارت نيرو قرار داده ولي طبق تبصره ? قانون مرقوم سياست قبلي مبني بر اداره آب شهرها بوسيله مقامات محلي مورد تائيد واقع و براي آن سازمان جديدي پيش بيني شد. در اين تبصره آمده است که تقسيم و توزيع آب شهري و اداره تأسيسات و جمع آوري و دفع فاضلاب در داخل محدوده شهرها به عهده شرکتهاي مستقلي به نام شرکت آب و فاضلاب شهرها و يا دستگاه مناسب ديگري خواهد بود که در اين صورت تحت نظارت شوراي وابسته به شهرداريها مي باشد.38
واضح است شماري قصد اخلال و يا سوء استفاده و تجاوز به تاسيسات آبي را خواهند داشت و زمينه بروز جرائم متعدد را به وجود خواهند آورد. همچنين سرمايه گذاري کلان دولت براي مديريت منابع آبي و تاسيسات مرتبط با آن و لزوم جلوگيري از بروز هرگونه خلل در تاسيسات آبي قوانين و مقررات جزائي براي برخورد با متجاوزان تدوين و تنظيم شد. سال 1347 همزمان با تصويب قانون نحوه ملي شدن آب، اداره آب و برق شاکي خصوصي تلقي شد و در سال 1357 با تصويب قانون مجازات اسلامي، علاوه بر جنبه خصوصي، ادارات آب و برق نيز به عنوان مدعي عمومي تصريح شد. بديهي است مقنن در وهله اول با تدوين و تنظيم مقررات نحوه استفاده و بهره برداري صحيح از آبها، مالکيت آنها را به وضوح مشخص نموده و در وضع قوانين مرتبط با آب به تدوين قوانين و مقررات جزايي نيز پرداخته است.
براي مقابله با اخلالگران در تاسيسات آب و برق وگاز و مخابرات کشور قوانين مدوني از جمله قانون مجازات اخلال کنندگان در تاسيسات آب و برق کشور، لايحه قانوني رفع تجاوز از تاسيسات آب و برق کشور، لايحه قانوني راجع به اشخاصي که بدون مجوز از تاسيسات آب و برق کشور استفاده مي نمايند، قانون حفاظت درياها، رودخانهها از آلودگي و قوانين و مقررات مرتبط ديگر وضع شد. پس از تنظيم و تصويب قوانين در خصوص آب و نحوه مالکيت آن به نحوه استفاده صحيح و اخذ مجوز بهره برداري و تعيين انواع مصارف آب مد نظر قرار گرفت که تصويب قانون ملي شدن آب در سال 47 اين مساله را نيز تحقق بخشيد.

تشکيل شرکتهاي آب و فاضلاب

در سال 1353 وزارت نيرو به منظور استفاده
حداکثري از منابع انرژي و آب کشور و تهيه و تامين آن براي مصارف مختلف کشاورزي، خانگي، صنعتي و… تاسيس و جايگزين وزارت آب و برق سابق شد. براي نظارت صحيح بر مديريت منابع آبي ايران و به استناد ماده 4 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور و به منظور تحقق ماده 17 قانون تشکيل شرکتهاي آب و فاضلاب، شرکت مهندسي آب و فاضلاب کشور با هدف ساماندهي فعاليتهاي امور آب وزارت نيرو، هدايت و راهبري، افزايش بهره وري و بازدهي، مديريت صحيح منابع آبي، نظارت و ارزيابي عملکرد و کارگزاري وزارت نيرو تصويب و تشکيل شد.
در سال 1369 با استناد به اصول 44 و 45 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و به منظور حفظ کرامت و حرمت اين مايه حياتي و ساماندهي مديريت صحيح بر منابع آب موجود، اصلاح الگوي مصرف، نحوهي صحيح بهره برداري از آب و منابع آبي، تامين آب، تجهيز و راه اندازي شبکههاي آبرساني، ساخت سدها، تصفيه فاضلابها و جلوگيري از آلودگي آبها، شرکتهاي آب و فاضلاب تاسيس و تشکيل شد. امکان سرمايه گذاري شهرداريها، بانکها و اشخاص در اين شرکتها پيش بيني و نيز تشکيل شرکتهاي مذکور به صورت دولتي براي مناطق خاص نيز ذکر شد.
به تبع تشکيل شرکتهاي آب و فاضلاب استان به منظور اجراي سياست تمرکز زدايي، شرکت آب و فاضلاب شهر تهران و مناطق شش گانه تشکيل و درسال 1390 ساختار سازماني آن تغيير و به منظور بهره برداري از تاسيسات، تصفيه خانهها و خطوط انتقال آب، توزيع آب شرب شهري، دفع و تصفيه فاضلابها، شرکت تامين و تصفيه آب و فاضلاب تهران و مناطق شش گانه آن به صورت مستقل از استان تشکيل شد.
بديهي است امر تامين آب و انتقال آنها به مشترکان و دفع و تصفيه فاضلابها نيازمند تدوين قوانين جامعي است که بتواند رابطه صحيح و منطقي بين آنها و مشترکان و متقاضيان استفاده از شبکههاي آب و فاضلاب را ايجاد کند. قوانين مجازات اسلامي، لايحه قانوني رفع تجاوز از تاسيسات آب و برق کشور، قانون مجازات اخلال کنندگان در تاسيسات آب و برق کشور، قانون توزيع عادلانه آب، آيين نامه جلوگيري از آلودگي آب، آيين نامه حريم تاسيسات، مخازن، بستر رودخانهها و… از جمله قوانين و مقررات مدون است. براي نظارت صحيح بر مديريت منابع آبي ايران و به استناد ماده 4 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور و به منظور تحقق ماده 17 قانون تشکيل شرکتهاي آب و فاضلاب، شرکت مهندسي آب و فاضلاب کشور با هدف ساماندهي فعاليتهاي امور آب وزارت نيرو، هدايت و راهبري، افزايش بهره وري و بازدهي، مديريت صحيح منابع آبي، نظارت و ارزيابي عملکرد و کارگزاري وزارت نيرو تصويب و تشکيل شد.39

مبحث سوم: نقش و اهميت انرژي در زندگي

گفتار اول: روند مصرف حاملهاي انرژي در ايران

معمولا سرانه مصرف انرژي در جوامع پيشرفته و توسعه يافته، به دليل درآمد سرانه بالا و امکان برخورداري از دستگاهها و تجهيزات متنوع انرژي بر، بيشتر ميباشد. در عين حال افزايش بهره وري در اين کشورها طي چند دههي اخير منجر به تعديل مصرف انرژي شده است. سرانه مصرف نهايي انرژي ايران در بخشهاي کشاورزي، خانگي، عمومي و تجاري، صنعت وحمل ونقل به ترتيب 3/3،9/1، 5/1 و 5/1 برابر متوسط جهاني است.
مقايسه سرانه مصرف نهايي انرژي ايران به تفکيک حاملهاي انرژي با مقياس جهاني نشان ميدهد که سرانه مصرف گاز طبيعي ونفت خام و فرآوردههاي

ليل پيران جمع آوري شده است.
– بررسي مقررات کيفري ناطر بر نيروي برق که در همان سال توسط محمد جواد حيدري قاديکلايي نگاشته شده است.
– بررسي ماده 660 قانون مجازات اسلامي است در سال 1382 توسط مجيد ناظمي تدوين گشته است.

هرچند پايان نامه يا مقالاتي مرتبط با اين ماده قانوني گردآوري شده است ولي مدرکي تحت عنوان جرايم مربوط به انرژي و تاسيسات آن مورد بررسي قرار نگرفته است که انگيزه اي شد تا اين پايان نامه طرح گردد.

1. بيان مسئله

يكي از عمده ترين شيوههاي حفاظت از انرژي توسط هر دولت يا سازمان حكومتي تبيين، ارائه و اتخاذ شيوههاي مناسب براي برخورد کيفري با متخلفين و متجاوزين به منابع وتأسيسات آن است. زيرا دوام و بقاي حکومتها در قرن حاضر منوط به استمرار ارائه خدمات زيربنايي نوين اقتصادي و اجتماعي به مردم ميباشد و کارکرد دولتها امروزه علاوه بر حفظ انتظام عمومي، افزايش رفاه ملي وآسايش همگاني است. دولتها به واسطه آنكه بعضي از اموال عمومي را به خاطر اعمال حاكميت و برخي ديگر را به واسطه لزوم كسب منافع مادي به عنوان تصدي تحت سيطره خود دارند، مستقيماً در جريان حفاظت از انرژي دخيل و ذينفع هستند. پاره اي از منابع عمومي علاوه بر آنكه برخي نيازمنديهاي اجتماع را مرتفع مي سازند، غالباً با ديدگاههاي امنيت ملي، سياسي و دفاعي هر كشور مرتبط و درگير هستند. بدين لحاظ لزوم داشتن استراتژي کيفري براي هر كشور پيرامون حفاظت از اين منابع ضروري مي نمايد.
در سال 1359با شروع انقلاب اسلامي و تحولاتي كه انقلاب به دنبال خود داشت، شوراي انقلاب در سال 59، لايحه قانوني رفع تجاوز از تأسيسات آب و برق كشور را در 10 ماده به تصويب رساند. در ماده يك اين قانون “استفاده غيرمجاز و دخالت غيرقانوني” در تأسيسات صنعت آب و برق را جرم انگاري كرده است. در ادامه مقرر داشت كه چنانچه عمل مرتكب بر طبق قوانين ديگر مشمول مجازات بيشتري باشد، به مجازات اشد محكوم مي شود. در واقع چتر حمايت كيفري مقنن ما در اوايل انقلاب به صورت نسبتاً‌ محدودي نه به صورت سركوبگر و كاملاً كيفري از تأسيسات و انرژي آب و برق بوده است. اين در حالي است كه سالهاي سال اين موضوع در محافل علمي ما مطرح بود كه آيا استفاده از برق غيرمجاز سرقت است يا نه. اين چالش نه تنها در كشور ما بلكه در كشورهاي ديگر نيز وجود داشته و هنوز هم اين بحث وجود دارد.
در قانون مجازات اسلامي در ماده 660 به شرح ذيل سعي در حل مسأله كرده بود: ” هركس بدون پرداخت انشعاب و اخذ انشعاب آب و برق و گاز و تلفن مبادرت به استفاده غيرمجاز از آب و برق و تلفن و گاز نمايد، علاوه بر جبران خسارات وارده به تحمل تا سه سال حبس محكوم خواهد شد.” که ماده به اين شكل اصلاح شد: “هركس بدون پرداخت حق انشعاب آب، برق، فاضلاب و گاز مبادرت به استفاده غيرمجاز از آ‌ب، برق، گاز و شبكه فاضلاب نمايد، علاوه بر خسارات وارده به پرداخت جزاي نقدي از يك تا دو برابر خسارت وارده محكوم مي شود. ضمن اضافه شدن “استفاده غيرمجاز از سيستم فاضلاب” در قانون جديد، تغيير اصلي در كيفر ماده 660 است.
خوشبختانه در قانون اصلاحي جديد اساساً از اين جرم حبس زدايي صورت گرفت و جزاي نقدي نسبت به خسارت وارده اعمال خواهد شد، که به عنوان مجازات و در حقيقت نوعي سيستم خسارت در نظر گرفته شده است. ماده اصلاحي جديد، اخذ انشعاب را نيز حذف كرده است و تنها استفاده بدون حق انشعاب را جرم دانسته بدين معنا كه اگر كسي حق انشعاب را پرداخت، اما اخذ انشعاب غير قانوني بود مشمول ماده 660 جديد نخواهد شد. معالوصف مشكلات قبلي استفاده غيرمجاز به اشكال ديگر در اين ماده اصلاحي نيز برطرف نگرديد.
از طرف ديگر بايد گفت صنعت نفت و گاز به عنوان بخشي از مهمترين انرژيهاي زيرساختي، بيشترين نقش را در حمايت از توليدات داخلي ايفا مينمايد. تکيه بر توليد ملي و حمايت از کار و سرمايه ايراني موجب شکوفايي و توسعه جامعه در بخشهاي مختلف ميگردد و در اين ميان صنعت گاز به جهت تامين زيرساختهاي انرژي به عنوان موتور محرکه حوزه صنعت و توليدات محسوب گرديده و نقشي اساسي در حمايت از سرمايه ايراني ايفا مينمايد که تا حدودي قانونگذار به اين مقوله پرداخته است. پژوهش حاضر سعي دارد به جنبههاي گوناگون تدابير دولت ايران به مقوله صيانت از تاسيسات انرژي در مرحله بهره برداري و نگهداري بپردازد و اقدامات بازدارنده و اساسي را از منظر حقوق جزاي اختصاصي مورد بررسي قرار دهد و به نقد و توجيه اين تدابير بپردازد.

2. سئوالات تحقيق

مساله 1- آيا استفاده غير مجاز يا بهره برداري غير قانوني از انرژي نيازمند عنصر معنوي مي باشد يا صرف عمل مادي، جرم محسوب مي شود؟
مساله 2- سياست كيفري ايران در قبال صيانت از انتقال انرژي چگونه سازماندهي شده است؟

3. فرضيههاي تحقيق

فرضيه 1- بديهي است كه قانون گذار صرفاً به تحقق خارجي بزه توجه ندارند، بلكه در هر شرايطي يكي از اصولي ترين اركان وجود بزه را، وجود عنصر ” قصد و نيت يا عنصر معنوي ” مي داند، لذا در ابتداي هر ماده قانوني كه به بيان مجازات و عقوبت مي پردازند به ذكر كلماتي كه حكايت از نيت مرتكب باشد از قبيل ” هركس عمداً، عالماً، هر كس به عمد و بدون ضرورت ” اشاره مي نمايند كه بيانگر توجه قانون گذار به اين ركن مهم است.
با اين وجود عنصر معنوي كه يك امر ذهني و دروني است، به قاضي واگذار شده و سه حالت بر آن مترتب است تا چنانچه قاضي رسيدگي كننده به هر يك
از اين حالات علم و يقين حاصل نمايد به تناسب امر، نوع برخورد وي متفاوت گردد.
– فقدان قصد اضرار به منابع
– تجاوز به منابع بدون قصد اخلال و مقابله
– تجاوز به منابع به منظور اخلال، مقابله و محاربه با نظام
اثبات سوء نيت و عنصر معنوي جرم در حد عمومي بودن جرم و صرفاً قصد ورود خسارت به اموال دولتي است نه قصد براندازي.

فرضيه 2: علاوه بر ماده 660 قانون مجازات اسلامي و مواد 675 و 677، قانون تعزيرات در فصل بيست و يكم در مبحث سرقت داراي قواعد جديدي است و با تصريح به برخي جرائم مرتبط با سرقت، به طور خاص نيز به جرم سرقت تأسيسات آب و برق وغيره اشاره نموده است. ماده 659 اشعار مي دارد: “هر كس وسايل و متعلقات مربوط به تأسيسات مورد استفاده عمومي را كه به هزينه دولت يا سرمايه دولت يا سرمايه مشترك دولت با بخش غيردولتي يا به وسيله نهادها و سازمانهاي عمومي غير دولتي يا مؤسسات خيريه ايجاد شده مانند تأسيسات بهره برداري آب، برق و گاز و غيره سرقت نمايد، به حبس از يك تا پنج سال محكوم مي شود و چنانچه مرتكب از كاركنان سازمانهاي مربوطه باشد، به حداكثر مجازات مقرر محكوم خواهد شد.”
در هر حال با بررسي و تطبيق موارد مندرج در مواد قوانين جزايي عمومي كه شامل (قانون مجازات عمومي، تعزيرات) مي باشند، درمي يابيم كه قانون گذار با ديدگاهي فراگير سعي در اصلاح و تكميل قوانين جزايي سابق الصدور داشته و توسعه حيطهي جرائم فوق تا حدي كه بخش وسيعي از اعمال خرابكارانه نسبت به تأسيسات و منابع را در برگيرد، مدنظر قرار داده است.

4. روش تحقيق

روش تحقيق توصيفي- تحليلي است. در اين تحقيق سعي شده است تا به تعريف جرايم عليه انرژي و شناخت ارکان تشکيل دهنده اين جرايم و علل ارتکاب اين پديده نا هنجار و تاثيرات مخرب آن پرداخته شود. در اين راستا به کتب و مقالات مختلف به ويژه مقالات علمي و پژوهشي در زمينه انرژي، علوم اقتصادي و حقوقي مربوط به موضوع رجوع شده و در نهايت با استفاده از اين نظريات و دادههاي جمع آوري شده به شناخت ابعاد مسئله پرداخته شده است.

5. هدف تحقيق

هدف از انجام اين تحقيق آن است که راهکارهايي براي پيشگيري از اخلال در تاسيسات عمومي و صنايع مرتبط ايجاد شود که پيش شرط آن فرهنگ سازي اين موضوع به عنوان يک پديده ناهنجار و ضد ارزش در جامعه از طريق رسانههاي گروهي ميباشد. همچنين ابزار کيفري بايد به عنوان آخرين اهرم در نظر گرفته شود. قانون بدون ضمانت اجرا نميتواند اهداف قانون گذار را اعمال کند و عدالت اجرايي بايد مد نظر نظام کيفري قرار گيرد.

6. پيشينه تحقيق

امروزه انرژي يک عنصر کليدي در اقتصاد مدرن به حساب ميآيد. هر روز مسايل حقوقي گوناگوني در رابطه با قراردادها و معاملات راجع به آب، برق، نفت وگاز در ايران مطرح مي شود و حقوق نفت و گاز يکي از پيچيده ترين بخشهاي حقوق ايران است که سرمايه گذاران داخلي و خارجي از طريق آن مشارکت و فعاليت اقتصادي خود را در ايران بنا مي نهند. ايران با ذخايري غني از سوختهاي فسيلي، درصد بالايي از انرژي مورد نياز خود را از اين ذخاير تامين ميکند، اما محدود و تجديد ناپذير بودن اين ذخاير، به کارگيري و پرداختن به انرژيهاي نو مانند انرژي اتمي، الکترسيته و انرژي بادي را منطقا توجيه ميکند. به نکتهي فوق بايد سهولت بکارگيري و پاک بودن غالب انرژيهاي نو را هم افزود. با افزايش چشمگير و روز افزون نياز به انرژي در سطوح داخلي و بين المللي، گسترش روابط تجاري و حقوقي دراين رابطه، افزايش نقش انرژيهاي نو در پاسخ به قسمتي از تقاضاي رو به گسترش انرژي، حقوق انرژي از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار ميگردد.
قبل از انقلاب قانون گذار مواد پراكندهاي را به حمايت از برق و آب اختصاص داده بود. قانون مجازات اخلال گران در تأسيسات آب و برق و گاز و مخابرات كشور مصوب 12/10/51 مجازات حبس از سه تا ده سال را براي مرتكب جرائم تخريب يا ايجاد حريق يا از كار انداختن يا هر نوع خرابكاري ديگر، در نظر گرفته بود و حتي در مواردي كه اين جرائم منجر به مرگ شخصي شود، مجازات اعدام پيش بيني شده بود.
شوراي انقلاب در سال 59 لايحه قانوني رفع تجاوز از تأسيسات آب و برق كشور را در 10 ماده به تصويب رساند كه مطابق اين قانون چنانچه كسي بدون حق انشعاب از برق استفاده ميكرد و يا اينكه حق انشعاب را پرداخت كرده ولي بدون اخذ انشعاب مبادرت به استفاده از برق کند، مصداق استفاده غيرمجاز شده و يا چنانچه در تأسيسات آب و برق مداخله كند، به پرداخت مبلغ بيست تا پنجاه هزار ريال جزاي نقدي و رفع تجاوز و اعاده وضع سابق محكوم مي شود و در صورت تكرار اين عمل علاوه بر رفع تجاوز و اعاده وضع سابق به حبس جنحه اي از 61 روز تا 6 ماه و در هر حال به جبران خسارات وارده محكوم خواهد شد.
در ادامه مقرر داشته است كه چنانچه عمل مرتكب بر طبق قوانين ديگر مشمول مجازات بيشتري باشد، به مجازات اشد محكوم مي شود. در قانون مجازات اسلامي نيز، موادي پراکنده در مورد سرقت تاسيسات مورد استفاده عمومي و استفاده غير مجاز از انرژي و همچنين تخريب و از کار انداختن آنها مد نظر قرار گرفته است که قانون گذار مجازات شديدتري را براي اخلالگران در امنيت جامعه و حکومت اسلامي پيش بيني نموده است.

7. ساماندهي تحقيق

تحقيق حاضر شامل سه فصل است.
– فصل اول که شامل کليات تحقيق است که در برگيرنده چند مبحث ميباشد: که به ترتيب واژه شناسي، سير تقنيني موضوع و نقش و اهميت انرژي در ز
ندگي مورد بررسي قرار ميگيرد.
– فصل دوم به تحليل حقوقي جرايم مرتبط با انرژي و عناصر تشکيل دهنده آن ميپردازد.
– فصل سوم علل و عوامل اين بزه و تاثيرات مخرب آن متذکر ميشود.

فصل اول
کليات

در اين فصل ابتدا جهت تبيين و شناخت بيشتر و دقيق موضوع به واژه شناسي پرداخته، سپس سير تاريخي اين موضوع در قوانين مختلف و نقش انرژي در زندگي بشر مورد بررسي قرار ميگيرد.

مبحث اول: واژه شناسي
جهت شناخت موضوع ضروري ست، واژگاني از نظر لغوي و اصطلاحي مورد بررسي قرار گيرد.

گفتار اول: انرژي
بند 1: لغوي
در لغت نامه دهخدا ذيل کلمه انرژي معاني زير آمده است: نيرو، قوه، قدرت.(فرهنگ فارسي معين) کارمايه. (يادداشت مولف). مفهوم انرژي يکي از اساسيترين مفاهيم فيزيکي است ولي تعريف ساده و در عين حال دقيق آن دشوار است، معمولاً انرژي را توانايي يا قابليت انجام دادن کار تعريف ميکنند.
– باانرژي: باقوت، نيرومند. (از يادداشتهاي لغت نامه).
– بي انرژي: بي قوت، ناتوان. (از يادداشتهاي لغت نامه).1

در فرهنگي ديگر انرژي در معناي نيرو، قوه، قدرت، توانايي، پرکاري و استعداد کار و کوشش بيان شده است.2 در فرهنگ معين نيز اين گونه تعريف شده است: نيرو، قدرت، توانايي انجام کار، کارمايه (فره)3.

بند 2: اصطلاحي
انرژي در اصطلاح نيروي محرکهي لازم براي به گردش در آوردن چرخ توليد و خدمات که حاصل از سوخت يا فرآورش منابع مختلف نظير نفت، گاز، زغال سنگ، انرژيهاي هسته اي، خورشيدي و امثال آن است. 4

گفتار دوم: آب
بند1: لغوي
آب، مايع شفاف بي مزه و بويي که حيوان از آن ميآشامد و نبات بدان تازگي و تري ميگيرد و آن يکي از عناصر قدماست.5 در فرهنگي ديگر آمده است، آب جسمي است مايع و بي طعم و بو، مرکب از اکسيژن و هيدروژن که در صد درجه به جوش ميآيد و در صفر درجه منجمد ميشود. همچنين به معني رونق، درخشندگي، آبرو، جاه،…. به کار برده شده است.6

بند2: اصطلاحي
در اينجا منظور از آب، آبي است که توسط سازمانهاي مربوطه جهت شرب يا مصارف ديگر اعم از شهري يا روستايي لوله کشي شده و استفاده از آن منوط به کسب مجوز است. 7

گفتار سوم: برق
بند1: لغوي
برق روشني است که آن را به فارسي درخشش گويند. رخش، درخشش، آتشک، صاعقه قوه کهربايي، الکتريک، الکتريسيته. صورتي از انرژي که قابل تبديل به انرژيهاي حرارتي مکانيکي- شيميايي است و علمي که از خواص اين انرژي بحث ميکند، علم برق، برق شناخت گويند.8

بند 2: اصطلاحي
در اينجا منظور از برق، نيرويي است که توسط سازمان برق در شهرها و روستاها توزيع شده و استفاده از آن نيز منوط به کسب مجوز لازم از سازمان مذکور است.9

گفتار چهارم: مواد نفتي
بند1: لغوي
نفت مايعي است قابل احتراق که در اعماق زمين تا 1800 متر يافت ميشود و گاهي در اثر فشار و حرارت دروني زمين به طرف بالا صعود ميکند. 10
بند 2: اصطلاحي
نفت عبارت است از کليه هيدروکربورها به استثناي زغال‌سنگ که به صورت نفت ‌خام، گاز طبيعي، قير، پلمه، سنگ‌هاي نفتي و ماسه‌هاي آغشته به نفت‌ اعم از آنکه به حالت طبيعي يافت شود يا به وسيله عمليات مختلف از نفت‌خام و گاز

هاي دو محور(روسي-ايراني )و(آذربايجان-ترکيه اي واسرائيلي)براي ارمنستان اشاره وبلاخره تاثيرات آن برمنافع ملي ايران مورد بررسي قرارگرفته است .
4-1-وضعيت فعلي روابط بين ايران -ارمنستان -روسيه :
4-1-1-روابط ايران وروسيه:
روابط ايران وروسيه بعد از فروپاشي شوروي ،ايران به نزديکترين متحد روسيه در خاورميانه تبديل شد وبرخلاف تلاش هاي امريکا براي منزوي کردن ايران ،روسيه از ايران حمايت ديپلماتيک نمود.روابط بين ايران وروسيه در ژوئن 1989با ديدار آقاي هاشمي رفسنجاني از مسکو وامضاي توافقنامه هاي عمده در زمينه همکاري هاي اقتصادي ونظامي گسترش يافت.
سطوح سه گانه روابط ايران وروسيه پس از فروپاشي : مناسبات ايران وروسيه پس از فروپاشي شوروي در سطوح مختلف داخلي ،منطقه اي وبين المللي قابل بررسي است .
سطح داخلي :در سطح داخلي نيازهاي تکنولوژيک ايران ،بويژه فناوري هسته اي ومنافع اقتصادي روسيه ،عامل اصلي گسترش همکاري ها بوده است .بطور کلي همکاري هاي نظامي وفروش تسليحات به ايران از جمله محورهاي مهم مورد توجه روسيه در گسترش مبادلات دو کشور بوده است . سطح منطقه اي :همکاري هاي منطقه اي ايران وروسيه در راستاي برقراري امنيت وثبات وجلوگيري از مسابقه قدرت کشورهاي بيگانه در منطقه آسياي مرکزي وقفقاز شکل گرفته است .آسياي مرکزي وقفقاز محدوده اي امنيتي براي هردو کشور ايران وروسيه محسوب مي شود .که ژئو پليتيک هردو کشور را تحت تاثير قرار مي دهد واز نظرتامين صلح وثبات در منطقه براي هردو کشور بسيار حياتي است .ايران وروسيه درموردبهره برداري از منابع نفت وگاز درياي خزر وانتقال انرژي از حوزه خزر نيز داراي اهداف ومنافع مشترکي هستند وبه همين دليل براي متوقف کردن اجراي خط لوله باکو-جيهان وخط ترانس خزر با يکديگر همکاري مي کنند.هرچند که منافع بلندمدت آن ها درباره مسيرهاي انتقال انرژي متفاوت است. سطح بين المللي :ايران وروسيه در عرصه بين المللي موقعيتي نسبتا مشابه ومواضع مشترکي دارند که باغث شده است همکاري هاي خود را در اين زمينه بطور فزاينده اي گسترش دهند.از مشترکات مي توان به تلاش براي تغيير منزلت منطقه اي خود،مخالفت با نظام تک قطبي وسلسله مراتبي ،مقابله با نفوذ قدرت هاي منطقه اي وفرامنطقه اي درآسياي مرکزي وقفقاز ،مخالفت با گسترش ناتو به شرق ونيز جلوگيري از تسلط شرکت هاي بزرگ فرامليتي بر انرژي حوزه خزر اشاره کرد.( رضازاده ،سال12شماره 48مجلس وپژوهش،ص255) .

4-1-1-1موانع موجود برسر راه همکاري ها ميان روسيه وايران:
در يک نگاه کلي ايران وروسيه براي توسعه همکاري ها ميان خود با دونوع مانع متفاوت ،اما در ارتباط با هم روبرو هستند.موانعي که ريشه در ديدگاههاي مسئولين وصاحبنظران در هر دو کشور داردومشکلاتي که ناشي از تحريکات ومنافع ساير کشورهاي تاثير گذار برمناسبات دو کشور است.
1-موانع ناشي از ديدگاه هاي داخلي :
در روسيه وجمهوري اسلامي ايران گروه هايي از روشنفکران ،روزنامه نگاران ،اساتيد دانشگاهي وحتي مردم عادي که براساس باورهاي غلط برجاي مانده از دوران جنگ سرد،نگاه مثبتي به گسترش مناسبات ميان دو کشور ندارند.اين ديدگاه ها در بين بعضي از مسئولين رده بالا در هردو کشور نيز بوجود آمده است .درواقع ،اعتماد ايران به روسيه از سوي اکثر مسئولين وتحليلگران ايران بيشتر تحت تاثير رفتار اين کشور در برابر غرب بويژه امريکاسنجيده مي شود.براين اساس ،ايران نه مي تواند ونبايد روي دوستي با روسيه حساب باز کند.آنها براين باور هستند که ايران از طريق عادي سازي مناسبات خود با امريکا واتحاديه اروپا مي تواند تعامل بهتري با روسيه داشته باشددرآن صورت روسيه نگاه يک طرفه اي به مناسبات با ايران نخواهد داشت . 2 -موانع ناشي از تحريکان خارجي :
امريکا واسرائيل در دو دهه گذشته همه امکانات خود را براي منزوي کردن ايران در مناسبات با ساير کشورها بکارگرفته اند تا به گمان خود بتوانند با ايجاد محدوديت براي ايران اين کشور را وادار به تسليم در برابر خواسته هاي خودکنند.درمقابل ،ايران با اتخاذ سياستي چندجانبه با محور قراردادن استقلال خواهي تلاش کرده است،ضمن خنثي کردن تلاش هاي تل آويو وواشنگتن ،مسيرخود را پيش ببرد.در اين ميان روسيه با در نظر گرفتن منافع کوتاه مدت خود در دو سال اخير همراهي بيشتري را با واشنگتن وتل آويو از خود نشان داده است.براين اساس بايد گفت تازماني که تحرکات تل آويو وواشنگتن براي تخريب مناسبات تهران ومسکو ادامه دارد وروسيه به اين تحريک ها پاسخ مثبت مي دهد،نمي توان انتظار تحول اساسي در مناسبات ايران وروسيه را داشت . (بهشتي پور،1390:-7372)
4-1-1-2فرصت هاي موجود درمناسبات جمهوري اسلامي ايران وروسيه :
اين يک واقعيت است که روسيه و جمهوري اسلامي ايران مي توانند نقش مکمل را براي يکديگر ايفا کنند. ودر صورتي که بر مشکلات وموانع موجود فايق شوند در سايه همکاري با يکديگر بهتر وبيشتر خواهند توانست به اهداف مثبت خود دست پيدا کنند.مهم ترين فرصت هايي که در حال حاضر بين دو کشور موجود است عبارتند از
:
الف)تعلقات مشترک سياسي-اقتصادي درمناطقي چون آسياي مرکزي وقفقاز،خاورميانه وبويژه خليج فارس ايران مايل است در آسياي مرک

ارمنستان به دليل داشتن نقاط اشتراک ,سعي در گسترش روابط دارندتا بتوانند هرکدام به اهداف خاص خود برسند عامل اتحاد وائتلاف بين کشورهاي منطقه را مي توان از عوامل موثر در بهبود روابط بين دو کشور فرض کرد.

3-3-تاريخچه روابط ارمنستان وترکيه :
نخستين بار هزار سال پيش بود که پيش قراولان ترک به فلات ارمنستان پا گذاشتند,از آن تاريخ جنگ هاي متعدد ميان اين دو قوم در گرفته است .ارمنستان در آغاز قرن 19بين دو حکومت ترکيه ي عثماني وايران تقسيم شده بودکه ارمنستان شرقي تحت سلطه ي ايران بود وبه صورت فئودالي اداره مي شد.قسمت غربي نيز که در دست ترکيه بود به پاشا نشينها تقسيم مي شد.درمارس 1921در قراردادي که به امضاي ترکيه وروسيه مي رسدعلاوه برتقسيمات مناطق ,مرزارمنستان وترکيه رودخانه آخوريان تعيين مي شود .بعد از جنگ جهاني دوم وآغاز جنگ سرد وعضويت ترکيه در پيمان ناتو مرز آخوريان بصورت يکي از حساس ترين نقاط تلاقي نيروهاي شرق وغرب درآمد.از آن تاريخ در روابط ميان دو کشور ترکيه وارمنستان فراز ونشيب هاي چندي وجود داشته است که غالبا در مورد عضويت در پيمان ها ,سازمان هاي بين المللي مختلف وروابط دو کشور با کشورهاي ديگر بوده است.هر دو طرف به علت مشکلات ومنافع موجود سعي در عادي سازي روابط في مابين داشته اند,هرچند اين رابطه هيچ گاه دوستانه نبوده است .در اين ميان کشورهاي ديگر همچون روسيه ،فرانسه ،آمريکا در تعيين سطح روابط آنها تاثير بسزائي داشته اند.(www.anthropology.ir) .
با فرپاشي اتحا د جماهير شوروي در سال 1991 چشم انداز سياسي وژئو پليتيک اوراسيا دچار تغيير شگرفي شد.در منطقه قفقاز جنوبي به عنوان قلب اين پهنه جغرافيائي ،سه جمهوري ارمنستان ،آذربايجان وگرجستان متولد شدند. ترکيه به عنوان همسايه پرنفوذ اين جمهوري ها در9 نوامبر 1991 جمهوري آذربايجان را به رسميت شناخت ودو جمهوري ديگر را نيز يک ماه بعد يعني در 16دسامبر بدون هيچ تبعيضي ,مورد سناسائي قرارداد.همان سال اول ،اولين ارتباط سياسي وديپلماتيک دو کشور برقرار گرديد.بعد از اين ديدار هياتي بلندپايه از ارمنستان روانه ترکيه شد تا
راه هاي همکاري بيشتر در منطقه وبهره گيري ازظرفيت هاي موجود در بخش تجاري را بررسي کنند.بعد از ديدار سفير ترکيه از ارمنستان ،وي براي عضويت ارمنستان در سازمان همکاري اقتصادي درياي سياه از لئون ترپتروسيان ،رئيس جمهور ارمنستان دعوت به عمل آورد.حضور ترپتروسيان در نشست سازمان همکاري هاي اقتصادي منطقه درياي سياه در سال1992 نشان از عزم راسخ ارمنستان براي برقراري ارتباط سازنده با همسايه ترک خود داشت .زماني که ترپتروسيان ,وزير خارجه خود را به دليل سخن ضد ترکي برکنار کرد.فضاي مطلوبي ميان دو کشور ايجاد کرد وبه نظر مي رسيد روابط دو کشور همسايه به سطح بالائي از همکاري نزديک مي شود.اما با توجه به مناقشه قره باغ که طي آن نيروهاي ارمني ،منطقه قره باغ را اشغال کردند.اين وضعيت به يک باره روابط دو کشور را به بدترين شکل ممکن تغيير داد.سردي روابط دو کشور به حدي رسيد که ترک ها مرزهاي خود را با ارمنستان بستند وروابط ميان دو کشور بطور کامل قطع گرديد.
شروع مناسبات سياسي ودر واقع سنگ بناي عادي سازي روابط به 9 جولاي 2002باز مي گردد،زماني که کميسيون آشتي ترکيه وارمنستان متشکل از سياستمداراني از ارمنستان ،ترکيه ،روسيه،وامريکا درژنو سوئيس گرد هم آمدند تا به اختلافات ديرينه اين دوکشور همسايه پايان دهند.هرچند اين کميسيون به دلايلي مثل چالش زا بودن موضوعات اختلاف ,مراضع همسايگان ذي نفع مانند جمهوري آذربايجان ,افکار عمومي هردو کشور مخصوصا ارمنستان ,نتوانست انتظارات شرکت کنندگان را فراهم کند اما شروع خوبي براي رفت وآمدهاي ديپلماتيک به شمار مي آيدبه نحوي که بعد از اين کميسيون ،مراودات ديپلماتيک دلتمردان دو کشور بسيار افزايش يافت وسرانجام در سال2009به توافقنامه زوريخ انجاميد.سفر عبداله گل رئيس جمهور ترکيه به ايروان در سال 2008 که در چارچوب ديدارهاي مقدماتي جام جهاني 2010برگزار شد وبه ديپلماسي فوتبال معروف گرديد اين سفر به عنوان اولين سفر يک مسئول ارشد ترکيه به اين کشور,فصل جديدي را در مناسبات ترکيه وارمنستان گشوداوج روند عادي سازي روابط ،اقدام وزيران خارجه ترکيه وارمنستان در امضاي موافقتنامه پنج ماده اي با ميانجيگري سوئيس در سال2008بود که در آن بر عادي سازي مناسبات ،بازگشائي مرز،شناسائي قراردادقارص وبررسي مشترک مساله کشتار1915ارامنه تاکيد شده بود.موافقتنامه هاي امضا شده توسط ترکيه وارمنستان بايد توسط پارلمان هاي اين دو کشور مورد تائيد قرار گيرد که تاکنون به دليل اختلاف ديدگاه هاي دو طرف در مسائلي چون نسل کشي ومناقشه قره باغ مورد تصويب پارلمان هاي دو کشور قرار نگرفته است. ( کبريائي زاد، 1390: 56-53)
3-3-1مهمترين اختلافات دو کشور ترکيه وارمنستان :
1-مسئله قتل عام ارامنه :
قطعا طولاني ترين وجنجالي ترين اختلاف ميان ترکيه وارمنستان مسئله قتل عام ارامنه در سالهاي پاياني حکومت عثماني وسال هاي ابتدائي استقرار ترکان جوان در ترکيه است .اگرچه ترکيه در سال 1991به عنوان يکي از اولين کشورها استقلال ارمنستان را به رسميت شناخت ولي همواره تلاش ارمنستان براي شناسائي بين الملل
ي اين کشتار واقدامات ترکيه براي واداشتن ارمنستان ازاين تلاش ها چون بختکي برروي روابط دو کشور سايه افکنده است. (کاکائي ،50:1387).
در اين بين،تلاش لابي قدرتمند ارامنه در اروپا وامريکا براي تحت فشار قراردادن آنکاراوتلاش برخي از محافل غربي واروپائي براي ناکام گذاردن عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا واحتمالا امتياز گيري بيشتر از سران آنکارا بر شدت ودامنه ي اختلافات دو کشور افزوده است.درداخل دو کشور (بويژه جمهوري ارمنستان )نيز افکار عمومي وحزبي با باورهاي سنتي وملي گرايانه يکي از موانع اصلي در کاهش تنش ودرگيري ها محسوب مي گردند.(طباطبائي،105:1382-103). 2-مناقشه برسر منطقه ي قره باغ:
قفقاز جنوبي هم از بعد استراتژيک وهم از بعد قومي -سياسي وهمچنين از بعد فرهنگي به بي ثباتي معروف شده است .مسائل امنيتي متداخل موجود نه تنها سه دولت مهم در قفقاز جنوبي -آذربايجان ،گرجستان وارمنستان بلکه به منافع کشورهاي همسايه نيز مربوط مي شود.از جمله اين کشورها روسيه درشمال ايران در جنوب،ترکيه ،اکراين ،بلغارستان ويونان در غرب ،ترکمنستان ،ازبکستان،تاجيکستان وقزاقستان در شرق هستند.به اين آميختگي بايد منافع ايالات متحده ,اتحاديه اروپاوبدون شکمنافع چين را نيز افزود.در نتيجه قفقاز جنوبي بواسطه ي عوامل بي ثبات کننده که از خارج مرزها هدايت مي شود ،آسيب پذيرشده است.اختلاف قومي ،نژادي ،تنوع سنن فرهنگي وهويت متفاوت مردم ,مشخصه بارز کل منطقه است که ممکن است در هر زمان آغازگر اختلافات ومنازعاتي باشدکه پتانسيل تبديل شدن به مشکلات بزرگتر را دارا مي باشند(استريان،64:1383-63).
در ميان بحران هاي متعدد در اين منطقه ,منطقه تاريخي قره باغ که در قفقاز جنوبي ودر سرزمين جمهوري آذربايجان ودر شرق جمهوري ارمنستان واقع شده است يکي از بحراني ترين نقاط منطقه به شمار مي رود. ادامه ي اين بحران که خود ميراث زمان اتحاد جماهير شوروي ودوره ي پايان جنگ سرد است برعمق تنش ها در اين منطقه به شدت افزوده است.ادعاي ارضي ارمنستان نسبت به قره باغ کوهستاني مسئله اي است که طي دهه هاي متمادي دوران حکومت سوسياليستي اتحاد جماهير شوروي ،پنهاننگاه داشته شده بود.در اين دوران منطقه ي کوهستاني قره باغ که در شکل کنوني 2400کيلومتر مربع وسعت دارد،همواره موضوع کشمکش دائمي بين ارامنه وآذري هابوده است.(هاشمي،69:1384)
رخداد چنگ قره باغ وتصرف 20درصد از خاک جمهوري آذربايجان توسط ارمنستان که بدنبال فروپاشي شوروي در سال 1991م وپايان تسلط مسکو بر قفقاز صورت گرفت وتاکنون نيز ادامه دارد ,انگيزه وعامل ديگري شد تا رهبران آنکارا در حمايت از به اصطلاح هم زبانان وهم نژادان .آذربايجان خود يک گام به جلو برداشته وروابط رسمي وديپلماتيک خود را با ايروان قطع نمايد. از سال 1993م ودر روزهاي اوج جنگ قره باغ ترکيه در اعتراض به اشغال اراضي جمهوري آذربايجان مرزهاي خود با ارمنستان را بست وروابط سياسي خود را با ايروان قطع کرد بطوري که اين وضعيت تا حال پابرجاست (ميرمحمدي،29:1388).
3-3-2-موانع اصلي عادي سازي مناسبات بين ترکيه وارمنستان :
عواملي که کاملا رويکردهاي طرفين را تحت تاثير قرار مي دهد ودر حقيقت نوعي بن بست سياسي بين دوکشور بوجود آورده است به گونه اي که حتي به راحتي نمي توان در مورد آينده مناسبات دو جانبه طرفين با قطعيت نظر داد.اين بن بست سياسي وگرايش هاي سياسي موثر در آن را مي توان به شرح زير خلاصه کرد:
1-باتوجه به پيچيدگي واقعيت هاي ژئو پليتيکي قفقاز,شايد بتوان گفت که هيچ عاملي به اندازه موضوع قره باغ در مناسبات ژئوپليتيکي ارمنستان با ترکيه -آذربايجان مهم وتاثيرگذار نيست.موضوع قره باغ چنان با منافع ژئو پليتيکي هر سه دولت گره خورده است که نمي توان نقش آن را در بن بست سياسي بين آذربايجان -ترکيه با ارمنستان انکار کرد.به گونه اي که کيفيت مناسبات هريک از دو دولت آذربايجان وترکيه با ارمنستان مي تواند در کيفيت مناسبات دوجانبه آذربايجان -ترکيه نقش آفرين باشد
2-حکومت ارمنستان بصورت بي اساس رويدادهاي سال 1915 توسط عثماني رانسل کشي معرفي مي کند وهمواره در عرصه بين المللي براين موضوع تاکيد کرده است.اين تلاش ها که با استقبال برخي قدرت هاي اروپائي ومحافل آمريکائي همراه بوده ,هم پرستيژبين المللي ترکيه را در سطح جهاني خدشه دار کرده وهم روابط سياسي واقتصادي ترکيه را با هرکشوري که به شناسائي رسمي دعاوي ارانمنه اقدام کرده ،مختل نموده است.هدف اصلي شناسائي وپذيرش اين موضوع از جانب ترکيه است تا بدين وسيله ارمنستان با بهره گيري از تعهداتي قانوني که در قبال اين مسئله براي ترکيه قابل تصور است ،امتيازات مختلف اقتصادي وسياسي از اين کشور بگيرد.
3-ارمنستان,مرز خود با ترکيه را کاملا به رسميت نمي شناسد.علاوه براين،ظاهرا در اعلاميه استقلال وقانون اساسي ارمنستان ادعاهاي نسل کشي ومطالبات مربوط به سرزمين هاي شرق آناتولي ترکيه بيان شده است .در اين اسناد اصطلاح ارمنستان غربي نيز به چشم مي خوردواز همه مهمتر بيانيه اي درباره حقوق برون مرزي وروابط حسن همجواري وجود دارد که هنوز از جانب دولت ارمنستان به امضا نرسيده است.همچنين ارمنستان در تحقيقات رسمي دولتي از کوه آرارات (آغري داغي )که در داخل مرزهاي ترکيه قرار دارد به عنوان سمبل خود استفاده مي کند.حتي استفاده از اسم آرارات درزمينه هاي مختلفي چون عرصه سينماونام گذ
اري شهرها به وفور ديده مي شود.به عبارتي اين گرايش با نيت خالص همخواني ندارد.
4-اين عمل ورفتارهاي سياسي مشابه به نوعي باعث مي شود روابط ترکيه وارمنستان شکل نگيرد.نفوذ دياسپورا وگروههاي فشار در ارمنستان موجوديت خود را در اينجا نشان مي دهد.اين گروه هاي فشار در هر شرايطي از تلاش هاي دولت ارمنستان در راستاي نزديکي به ترکيه انتقاد کرده ودولت را مجبور به عقب نشيني کرده اندبه عمين نحو افزايش حساسيت اجتماعي نسبت به اين موضوع در ترکيه نيز مي تواند شرايط را براي تلاش هاي جديد دولت دشوارتر نمايد.اين شرايط دشوار اگرچه شايد به مانند شرايط موجود در ارمنستان نباشد ,اما ترکيه با مانع ديگري نيز روبرو است وآن دولت آذربايجان مي باشد.(وليقلي زاده ،ذوقي باراني : 99:1391-98)
درجمع بندي اين فصل بايد اشاره کرد که مناسبات ايران وارمنستان که از پيشينه دراز تاريخي برخوردار است ،بي ترديد کم حاشيه ترين رابطه ارمنستان با همسايگان خود است.براين اساس دوکشور به لحاظ منافع متقابل ،از کمترين تنش ونشيب وفراز در مناسبات دو جانبه برخوردار بوده به خصوص در شرايطي که ارمنستان در ميان مرزهاي بسته ي ترکيه ،مناقشه با آذربايجان وبي ثباتي هاي گرجستان محصور مانده است.ايران وارمنستان نه تنها هيچ مشکل تاريخي با يکديگر ندارند،بلکه اشتراکات فراوان فرهنگي نيز آنان را به هم پيوند داده است.در واقع برخلاف برخي از موارد که کشورهاي همسايه از مشکلات به ارث مانده از گذشته رنج مي برند ،مرز دو کشور در دوران سالهاي پس از فروپاشي شوروي عملا به ممر حيات ايروان مبدل شده است.بنابراين ارمنستان به ملاحظات جغرافيائي وتاريخي ،چاره اي جز برقراري روابط مستحکم با ايران وروسيه ندارد. روابط ايران وترکيه به جزءدر دوران امپراتوري عثماني در بقيه سالها روابط خوبي با هم داشته که اين نشان از ريشه هاي عميق ومشترکات فرهنگي بين دو کشور در طول تاريخ نشات گرفته است که تاکنون نيز اين روابط برقراربوده است .درمورد روابط ارمنستان وترکيه در اواخر دوران عثماني به علت نسل کشي ارامنه ودر حال حاضر در مناقشه قره باغ بدترين روابط را در طول تاريخ دارا بوده اند وفقط در يک مقطع نسبتا کوتاه هيچ گاه امکان برقراري روابط عادي بين دو کشور به علت مسائل تاريخي بسوي بهبودي پيش نرفته است.واين خود يکي از عوامل بلوک بندي بين کشور هاي منطقه در مقابل همديگر بوده است.

فصل چهارم
تجزيه وتحليل داده هاويافته هاي تحقيق

مقدمه:
در اين فصل در ابتدا به بررسي روابط سه کشور ايران -ارمنستان وروسيه با يکديگر پرداخته وعلل نزديکي اين کشورها اشاره گرديده وسپس در طرف مقابل نيز به بررسي عوامل وروابط استراتژيک سه کشور جمهوري آذربايجان -ترکيه واسرائيل وتاثير شکل گيري اين مثلت برروابط وهمکاري هاي استراتژيک ايران وروسيه در منطقه واز همه مهمتر نقش انرژي در توسعه هرچه بيشتر اين سه کشور ونيز به جذابيت

متمرکز نموده بود که از سوي آذربايجان ،ترکيه وحتي گرجستاندر محاصره وبن بست جغرافيائي قرار داشت.از سوي ديگر به دليل شرايط ناشي از استقلال در وضعيت بد اقتصادي ووضعيت نامشخص سياسي قرار داشت.طبيعي است که در اين فضا ودر اين شرايط وجود يک کشور قدرتمند با حداقل فاصله سرزميني وبا مسافت نزديک براي مبادلات تجاري،که حاضر به کمک وتلاش براي رهائي کشور همسايه از وضعيت ياد شده مي باشد براي ارمنستان فوق تصور وحکم يک معجزه را داشت.از همين رو قابل درک است که ارمنستان به صورت کاملا باز در خصوص مسايل سياسي با ايران وارد عمل شود چون به شدت نيازمند حمايت سياسي واقتصادي آن مي باشد.ايران پس از قدري تاخير واتخاذ تصميم به برقراري روابط در بهمن1370سفر وزير امور خارجه به ايران را پذيرفت
2-مرحله تثبيت ونهادينه شدن برخي از ساختارهاي سياسي واقتصادي ارمنستان(از1373تا1376) : پس از برقراري آتش بس در جنگ قره باغ در 11ماه مه 1994(اول ارديبهشت1373)ميان دو کشور درگير,ارمنستان دوراني از تلاش براي بهبود وضعيت سياسيوبازسازي ساختارهاي اقتصادي خود را آغاز نمود.لئون تر پطروسيان ,رئيس جمهوروقت ارمنستان با توجه به توفيقي که از طريق دخالت سازمان امنيت وهمکاري اروپا باحفظ وضع موجود در قره باغ وبرقراري آتش بس به دست آورده بودنسبت به درخواست مساعدت از کشورهاي غربي براي بازسازي سيستم اقتصادي اقدام نمودوهمزمان اقداماتي را نيز براي برقراري ارتباط با مقامات آذربايجان ومشارکت در طرح هاي انتقال منابع نفت وراه هاي مواصلاتي قفقاز به عمل آورد.در ايران نيز با خاتمه عملي درگيري در قره باغ زمينه توجه جدي به ارمنستان فراهم شد.روابط دوکشور از سال 1373به سفارت ارتقاءيافت وملاقات سران دو کشور نيز ادامه يافت 3-مرحله خروج تدريجي ارمنستان از انزوا واتخاذ رويکرد غربي (1376تا1378) :
طي اين سالها ارمنستان در جهت جلب نظر غرب نسبت به گسترش روابط باآمريکا وبرقراري روابط با رژيم صهيونيستي اقدام نمودوسرديهايي نيز در پيگيري روابط با ايران از خود نشان داد.در ايران نيز ضعف هاي ساختاري در برخي وزارتخانه ها وعدم تصميم جدي براي ورود به صحنه ارمنستان باعث مضاعف شدن اثرات منفي در روابط فيمابين شد.در محيط داخلي ارمنستان نيز در زمستان 1376رئيس جمهوري قبلي با فشارنيروهاي تندرو استعفا نمود وکوچاريان انتدا به کفالت رياست جمهوري وسپس با پيروزي در انتخابات به مقام رياست جمهوري ارمنستان رسيد.درطي اين دوره مشکلات داخلي ورويکردهاي ارمنستان از يک سو وعدم فعاليت جدي بخش هاي مختلف ايران از سوي ديگر باعث شده بود تا ارامنه با وجود تمام علائق تاريخي وفرهنگي وخواست عموم مردم ،تا حد زيادي نسبت به روابط فيمابين دلسرد شده ودر اين ميان جناح هاي مخالف ارتباط با ايران ومجالفين خارجي اين روابط ,فعال تر شده عملا فضاي ميان دو کشور در اختيار رقيبان سياسي واقتصادي قرار بگيرد
4-مرحله فعال شدن ارتباطات دوجانبه (از اواسط سال1378تاکنون ) :
دراين مرحله مولفه هاي جديد وارد عرصه روابط شده وباعث ارتقاءکمي وکيفي آن گرديده است.تغيير نگرش نهادهاي مسئول در ايران نسبت به ارمنستان وتصميم به برنامه ريزي واقدام جدي در صحنه با توجه به برنامه ها واهداف بازيگران مختلف در آن کشور.افزايش نياز امنيتي واقتصادي ارمنستان به همکاريهاي اقتصادي در منطقه با تجديد نظر در ارتباطات خارجي وتوجه به محور ايران -ارمنستان -اروپا از طريق پروژه هاي اقتصادي ومحور ايران -ارمنستان-روسيه در امور امنيتي .در بخش اول از جمله تغيير وبهبود مديريت کاردار نمايندگي ايران در ايروان ،تلاش براي انتقال سريع اطلاعات صحنه به کشور واتصال به ساختارهاي سياسي وتصميم گيري وفعال سازي آنها در کشور ،فعال سازي تمامي بخش هاي اقتصادي مرتبط با صحنه وتبادل هيئت هاي کاري مورد توجه واقدام قرار گرفته است.در بخش دوم نيز رشد بيکاري ومهاجرت ,عدم رونق اقتصادي ،تداوم مشکلات ناشي از بحران قره باغ ،عدم سهيم شدن ارمنستان در طرح هاي انرژي وتوسعه منطقه باعث توجه ارمنستان به محور روسيه -ايران واروپا-ايران گرديده تابا فعال سازي وعضويت درآنها نتلايج مثبتي را دريافت دارد(صديق،1383:147-142) .

3-2-2-عوامل گسترش روابط ايران با ارمنستان :
3-2-2-1عوامل منطقه اي درگسترش روابط ايران با ارمنستان :
1-محصور بودن ارمنستان در خشکي :
قسمت اعظم مرزهاي ارمنستان با مرزهاي آذربايجان وترکيه يعني کشورهائي که در بسياري از جهات ارمنستان را از تماس با ساير کشورها محروم مي ساختند مشترک بود هم مرزي با گرجستان هم به عنوان روزنه اميدي نمي توانست باشد.بنابراين ,اين جمهوري پس از به دست آوردن استقلال به مسير اختلافات طولاني کشوري وبين ملتي کشيده شد.بدين ترتيب تنها اميد ارتباط با جهان خارج مرز خشکي با ايران در منطقه شهر مگري بود.کشور ارمنستان کشوري محصور در خشکي است که براي ارتباط به آبهاي آزاد نياز به عبور از کشورهاي ساحلي دارد.ارمنستان با وجود محاصره از سوي آذربايجان ارتباط سياسي نامساعد با ترکيه ومعضلات در گرجستان تقريبا بطور کامل متکي به مسير ايران است.
2-بحران قره باغ کوهستاني:
استان خودمختارقره باغ از شمال دره ارساز طرف جن
وب به ايران تسلط دارد وچون دژي استوار مي تواند سدي در مقابل نفوذ نظامي وايدئولوژيکي جنوب باشد از طرف شرق اين توده کوهستاني ورفيع با تسلط بردشت قره باغ ودشت مغان مي تواند به عنوان مرکز ديده باني ودفاعي در مقابل آذربايجان ,درياي خزر وآسياي مرکزي باشد .از سمت غرب از طريق دالان لاچين با ارمنستان ودر نتيجه با گرجستان ودرياي سياه ارتباط پيدا مي کند . اين توده کوهستاني محل تلاقي دو جهان بيني (اسلام ومسيحيت )است وهمچنين محل تلاقي دو جهان ديگر قومي ,زباني است .جهان ترک وجهان غيرترک .در اين منطقه از جهان ايدئولوژيکي که با آن تلاقي پيدا مي کند,در صورت عدم وجود ارمنستان که به عنوان منطقه اي حايل در اين ميان به ايفاي نقش مي پردازد ,جهان ترک از غرب چين تا شمال غرب ترکيه ادامه مي يافت .
3-تقابل منافع ترکيه با ايران در منطقه :
با توجه به تاريخچه منطقه قفقاز وعملکرد هاي اين کشورها در منطقه قفقاز ونزديکي ودوري از قدرت هاي بزرگ که باعث بوجود آمدن عوامل متعددي مي شود مي توانيم نتيجه بگيريم ودريابيم که ترکيه از ديرباز هم پبيمان امريکا بوده واهداف امريکادر منطقه توسط اين کشور پياده مي شود وبا نزديکي آذربايجان به ترکيه واز آن طرف به سمت وسوي غرب وآمريکا وباز شدن پاي اسرائيل به منطقه وپيمانهاي نظامي ومانورهاي مشترک اين کشور با آذربايجان وترکيه براي ارمنستان که سابقه دشمني تاريخي با ترکيه داشته ودارد وبحران وجنگ برسر منطقه قره باغ که با آذربايجان داردغير از ايران کشوري نمي تواند براي حفظ تعادل وجودداشته باشد .ارمنستان با نزديکي به ايران سعي خواهد کرد تا هم از دست اندازي ترکيه وآذربايجان رهائي يابد وهم در مواقع ايجاد بحران شديد بتواند براي حفظ حيات خود که تنها راه باقي مانده مي باشد استفاده نمايد.يکي ديگر از دلايل گسترش روابط ايران وارمنستان مي تواند تقابل اهداف اين دو کشور يعني ترکيه وايران در منطقه قفقاز باشد.
4-رژيم حقوقي درياي خزر :
با توجه به مشکلات موجود در تعيين رژيم حقوقي درياي خزر متوجه مي شويم که ايران براي برقراري تعادل در منطقه چه سياستي را بايد در پيش بگيرد.آذربايجان يکي از سه جمهوري قفقاز با در پيش گرفتن روشهاي متفاوت از ديگر کشورهاي منطقه ووارد کردن نيروهاي فرا منطقه اي به درياي خزر موجب نگراني وناراحتي ديگر کشورهاي حاشيه درياي خزر را باعث شده است .از جمله باز نمودن پاي ايالت متحده امريکا,روي خوش نشان دادن به اسرائيل وداشتن مانورهاي مشترک نظامي وبستن قراردادهاي اقتصادي با اين کشورها واستفاده از منابع نفت وگاز درياي خزر در حالي که هنوز رژيم حقوقي درياي خزر مشخص نشده است ,مي تواند از عوامل واگرائي ايان با آذربايجان باشد وما متوجه گرديديم که هرموقع بين دو کشورچالش پيش آمد ومنجر به واگرائي گرديده است ايران وارمنستان به سياست همگرائي روي آورده اند وروابط گسترده تري بوجود آمده است.
5-جنگهاي داخلي گرجستان :
باتوجه به بحرانها ودر گيريهاي قومي وجنگ هاي داخلي گرجستان از جمله در جمهوري خودمختار آبخازيا ودرگيري در اوستياي جنوبي متوجه مي شويم که گرجستان با موانع ومشکلات زيادي براي توسعه مواجه است ودر اين ميان براي کشوري مثل ارمنستان که خود درگير در مسائل داخلي وجنگ بين آذربايجان در ناحيه قره باغ مي باشد وداشتن دو سياست خارجي جدا از هم که ارمنستان نزديکي به روسيه دارد وحال گرجستان خيلي مايل به نزديکي به روسيه نمي باشد.ارمنستان نمي تواند از گرجستان به عنوان تکيه گاه مهمي استفاده کرده وبهره ببرد.پس مي توان مسائل داخلي ومشکلات گرجستان ودرگيري هاي داخلي اين جمهوري را در بهبود روابط ارمنستان با ايران دخيل دانست وبه عنوان يک عامل منطقه اي از عوامل متعدد برشمرد.
3-2- 2-2-عوامل فرامنطقه اي درگسترش روابط ايران با ارمنستان :
1-تاسيس پايگاه نظامي امريکادرجمهوري آذربايجان:
آمريکا ,ناتو واسرائيل سعي در ايجاد منابع تهديد منطقه اي ايران دارند.يکي از اين منابع استفاده از آذربايجان مي باشد که از طريق گسترش ناتو وايجاد پيوندهاي سه گانه امريکا-ترکيه -اسرائيل,سعي در کشاندن دامنه ناتو به پشت مرزهاي ايران را دارد وآذربايجان به لحاظ شرايط انزواي ژئوپليتيکي از آن استقبال خواهد کرد.امريکاواسرائيل در نظر دارند قرينه لبنان براي ايران در کنار اسرائيل را در آذربايجان بوجود آورند .يهني آذربايجان براي اسرائيل در کنار ايران.با اين همه احتمال حضور همه جانبه امريکا در اين منطقه بعيد به نظر مي رسد.هيچ تهديد جديدي در برابر منافع امريکا در منطقه وجود ندارد.روسها نيز آذربايجان را حياط خلوت خود مي دانند واهميت آذربايجان براي روسها همچون کوبا براي امريکاست.پس بهتر از مقايسه دقيق منافع وخطرات دخالت گسترده ناتو در منطقه ،مولفان پيشنهاد مي کنند که ناتو بهتر است اين منطقه را به جاي اين که يک خلا استراتژيک قابل پرشدن قلمداد کند آن را يک باتلاق بالقوه بداند. (صديق،1385: 139-137 ( .
2-نقش فعال اسرائيل در جمهوري آذربايجان :
پيرامون روابط اسرائيل وآذربايجان اين مطلب رئيس جمهور سابق آذربايجان مبني براين که آذرب
ايجان سه دشمن استراتژيک (روسيه ،ايرا ن وارمنستان)وسه دوست استراتژيک (اسرائيل ,امريکا وترکيه )دارد،درخور توجه است.(ارس،72:1378).
واين که با وجود کناررفتن وي هنوز سياست کلي آذربايجان در اين راستا قراردارد.لوول بزانيس با اين نکته موافقت کرده ومي افزايد که علاقه آذربايجان به اسرائيل وبالعکس ،از ترس متقابل آنها از ايران ريشه مي گيرد .آذربايجان آرزومند است که با برقراري روابط با اسرائيل ,از سوي امريکا مورد تحسين وتشويق قرار بگيرد.اين همکاري مي تواند تلاش براي خنثي کردن فشار روسيه ومقابله با روابط رو به رشد ايران با ارمنستان وگرجستان تلقي شود.اهميت روابط تهران -ايروان در عصر توسعه سريع همکاري منطقه اي براي دو طرف آشکار است .اين مسئله براي اسرائيل بويژه مهم است که شراکت خود در محور ترکيه وآذربايجان را از طريق پاداش دادن به باکو استحکام بخشد (معظمي گودرزي،175:1378).
3-کنسرسيوم نفتي جمهوري آذربايجان با شرکت هاي غربي:
جمهوري آذربايجان برخلاف ايران وروسيه از همان آغاز سياست روشني در پيش گرفت .که با اتکاي به قدرت واعتبار کنسرسيوم بويژه ايالات متحده امريکا بود.آذربايجان بدون توجه به اعتراضات ايران بکار خود ادامه داد وپاي امريکارا به منطقه گشود ودر اين راه گرجستان را که با بحران اقتصادي وسياسي روبه رو بودبا تشويق ودلگرمي غرب وبا وعده بهبود اوضاع در همراهي با غرب وموافقت باپيوستن به ناتو با خود همراه کرد .بنا به اعتقاد دلت مردان آذربايجان ادامه سرمايه گذاري غرب در اين کشور سبب نياز بيشتر غرب به برقراري امنيت براي محافظت از سرمايه آنها خواهد شد.درآن صورتغرب ارمنستان را وادار به خروج از مناطق اشغالي وپايان دادن به مناقشه قره باغ خواهدکرد 4-اتحاد وائتلاف قدرت ها در منطقه:
بي شک محور اصلي تنش ها وتعارض ها روياروئي امريکا وروسيه در منطقه است.روسها براي پس راندن امريکائيها در اين مناطق فقط روي ايران حساب مي کنند در حالي که امريکائيها از مساعدت اقتصادي يا نظامي وحتي فرهنگي انکارا,اسرائيل يا رياض بهره مي گيرنددر اين اوضاع واحوال هر تنش قومي در حوزه درياي خزر يا پيرامون آن مانند ناآرامي هاي آبخازيا,آجارستان مورد استفاده اين دو رقيب قرار مي گيرند.ايران سعي کرد در برابر مثلث اسرائل ,ترکيه ,آذربايجان ,مثلث ايران,ارمنستان ,يونان را بوجود آورد ودر اين راه از حمايت روسيه برخوردار بود.براي بقاءودوام در چنين منطقه اي نياز به نزديک شدن کشورها به همديگر احساس مي شود که در بين کشورهاي منطقه ايران با

مکيندرقاره هاي اروپا,.اسياوافريقا را به عنوان جزيره جهاني مي شناخت وآن رابه همين نام معرفي کرد.(عزتي،12:1382). .به عقيده مکيندر اطراف هارتلند را دو ناحيه فرا گرفته اند :
1-هلال داخلي يا حاشيه اي که شامل سرزمين هائي است که پشت خشکي اروسياوکناراب قراردارند وقابل دسترسي قدرت دريائي هستند(موقعيت دريائي).
2-هلال خارجي يا جزيره اي که شامل جزاير بريتانيا ژاپن واستراليا است.
مکيندربراين باور بود که هارتلند اهميت اساسي دراوراسيا به عهده دارد.وي در1919چنين عنوان کرد کسي که برشرق اروپا تسلط يابد برهارتلندحاکم خواهد بود وکسي که برجزيره جهاني حاکم باشد بردنيا مسلط است.(عزتي،13:1382)
2-9-2- نظريه تئوري ريملنداسپايکمن :
نظريه ديگري که در مباحث ژئوپليتيک از اهميت ويژه اي برخوردار است، نظريه تئوري سرزمين حاشيه اي”ريميلند” از نيکلاس اسپايکمن مي باشد.
اين تئوري به سرزمين هاي حاشيه اي اروپا، خاورميانه، آسياي جنوبي و خاور دور اهميت بسيار مي دهد. و انها را همچون کليدهاي امنيت ايالات متحده آمريکا تلقي مي کند. به نظر اين دانشمند تسلط بر هر يک از اين مناطق، احاطه بر جهان جديد را به صورت يک امکان در مي اورد. (نورائي، شفائي، 1385: 117).اسپايکمن به ريملند که با تغيراتي همان هلال داخلي مکيندراسپايکمن به ريملند که با تغيراتي همان هلال داخلي مکيندر است اشاره مي کند و مي گويد سلطه بر هر يک از مناطق، امنيت امريکا را تهديد مي کند، زيرا از چنين موقعيتي محاصره دنياي جديد ممکن مي شود و مي گويد هرکه ريميلند را کنترل کند بر اوراسيا حکومت مي کند و هر کس اوراسيا را کنترل کند سرنوشت جهان را در اختيار دارد. (الهي، 1384: 22) . اسپايکمن با ارائه اين تئوري، نظرش اين بود که ايلالات متحده آمريکا نکات زير بپذيرد و به رسميت بشناسد.
1)مسوليت نهائي هر دولت در حفظ امنيت خودش
2) اهميت يک قدرت توازن جهاني
3)ضرورت استفاده از نيروي ايلات متحده آمريکابراي برقراري و تثبيت چنين توازني. (نورائي، شفائي، 1385: 117)
2-9-3- نظريه قدرت دريائي ماهان :
نظريه ديگري که در مباحث ژئوپليتيک حائز اهميت است، نظريه آدميرال آلفرد تاير ماهان آمريکايي مي باشد. اين افسر نيروي دريايي آمريکا نيروي دريايي را به عنوان کليد قدرت جهاني” مورد تاکيد قرار داده است. به نظر آلفرد ماهان “درياهاي جهان بيش از ان که سرزمين هاي جهان را از هم جدا کنند آنها را به پيوند مي دهند بنابراين تشکيل امپراتوري هاي ماوراي بحار ودفاع از آنها به قدرت تسلط بر دريا بستگي دارد. (نورائي، شفائي، 117: 1385)
ماهان براي تبديل شدن يک کشور به قدرت دريائي شرايط شش گانه زير را پيشنهاد کرد:
1-موقيعت جغرافيائي کشور:مجاورت يک کشور با يک يا چند دريا که بردسترسي براي حمل ونقل،کنترل راه هاي استراتژيک وپايگاه ها وغيره موثراست.
2-وضع طبيعي ساحل:ساحل داراي پناهگاه ،برتجارت دريائي ،ايجاد بندرگاه ،نيروي دريائي وغيره موثر است .
3-گسترش ساحل :باعث تماس بيشتر کشور با آب ها شده ودسترسي را افزايش مي دهدولي سواحل قابل دفاع وقابل بهره برداري اهميت دارند.
4-اندازه جمعيت:افرادکشور هرچه بيشتر باشند در تامين قدرت دريائي ونيروي سرباز موثراست.
5-شخصيت ملي:وجود روحيه دريانوردي ،علاقه به توسعه روابط با ساير ملل وتجارت گسترده وصلح آميز براي توسعه قدرت دريائي گام اساسي است.
6-وضع سياسي دولت:کيفيت نظام سياسي ودولت درتوجه به قدرت دريائي ،بهره برداري از جمعيت ،منابع وفرصت هاي موجود تاثير داشته ومي تواند به افزايش قدرت دريائي کمک کند.(حافظ نيا،28:1389).
2-9-4-نظريه فضاي حياتي : کارل هاووس هوفروپيروانش در موسسه جغرافيائي ضمن مطالعه علل شکست آلمان در جنگ جهاني اول به دنبال يافتن راههاي موفقيت ارتش آلمان درآينده بود يافته هاي اين گروه که تبلورآن راميتوان در توجيه فضاي حياتي مشاهده نمود(الهي ،21:1384).
وي براي ژئوپليتيک آلمان قائل به استراتژي خاصي بودوچنانچه استراتژي وي جامه عمل مي پوشاند شايد امروز دنيا وضع ديگري غير از وضع موجود داشت زيرا اساس استراتژِ ي براين اصل قرارداشت که دشمن اصلي قدرت بري درآينده انگلستان است پس بايد کشورهاي که صورت زنجيره اي وضعيت قدرت بري دراوراسيا دارند متحد شوند وبراي اين منظور اتحادبين آلمان وروسيه وژاپن ضروري است ودر نهايت ژاپن بوسيله اتحاد با ايالات متحده وکشورهاي جنوب وجنوب شرق آسياميتواند امنيت آسيا را تامين کند چنين پيوستگي ژئوپليتيکي ميتواند بزرگترين ضربه را برپيکر استعماري انگلستان باشد. (عزتي،27:1382).
اما به طور کلي اصول اساسي استراتژي هاووس هوفر عبارتند از:
1) اهداف نظامي دولت نياز به سياست اقتصاد خود کفا دارد.
2) نژاد برتر آلماني صلح جهاني را با تسلط بر جهان به ارمغان مي آورد و بنابراين بايد فضاي حياتي مورد نياز آلمان به وي داده شود.
3) فرمانروايي (حکومت) آلمان بايد ابتدا به همه سرزمين هايي که زبان، نژاد يا علايق اقتصادي آن آلمان است و سپس بر همه جهان گسترش يابد.
4) سلطه آلمان بر جزيره آفريقا – اورآسيا را مي توان با قائق آمدن بر قدرت دريايي از طريق گسترش در خشکي کامل کرد.
5) همه مرزهاي سرزميني براي نقطه شروع جنگ مهم هستند و بر اساس منافع آلمان مي توانند تغيير کنند.
مطالعات ژئوپليتيک به علت نژاد پرستانه شدن آن توسط هوفر و ساير نظريه پردازان اين دوره صدمه فراوان ديد. (الهي، 1
384: 21)
2-9-5-نظريه ارگانيکي فريدريک راتزل :
راتزل به دو عامل وسعت وموقعيت جغرافيائي اشاره کرده, معتقد بودکه وسعت خاک يک کشور نشان دهنده قدرت سياسي ونفوذ فرهنگي حکومت آن است .هرقدر خاک کشوري وسيعتر باشد قدرت سياسي وتمدن آن کشورگسترده تر خواهد بود.بنابراين مردم يک کشور بايداز نيازهاي فضايي خود آگاه باشندودر تامين آن بکوشند.به نظر او، باتوجه به نظريه رشد حکومتها (نظريه ارگانيسم)مرزهاي بين المللي نمي تواننددائمي باشند. بلکه فقط بطور موقت تعيين کننده اوضاع در نزاع قضائي حکومت ها محسوب مي شوند.وي مي گفت اگر کشورهاي کوچک به اندازه جمعيت خود فضاي کافي نداشته باشند ودر صدد توسعه ارضي برنيايند، نابودي آن حتمي است.راتزل پس از عامل وسعت به عامل موقعيت جغرافيائي وتاثيرآن در سياست حکومت ها اهميت ميداد,يعني موقعيت يک کشور در مجاورت يک حکومت قوي يا ضعيف ,اهميت راهبردي دارد.اواز اين بحث نتيجه ميگرفت که درکشمکش برسرقدرت حکومت هاي بزرگ پيروز شده ،کشورهاي کوچک راضميمه خاک خود ميکنند(www.bashgah.net).
2-10-علائق ژئوپليتيکي بازيگران مختلف در منطقه قفقاز :
کشورهاي روسيه ،ايران وترکيه از قدرت مانور بيشتري در منطقه برخوردار هستند ايران ،روسيه وترکيه سطح ادعاي ژئوپليتيک خود را در منطقه گسترش مي دهند .در حال حاضر مهمترين مشکلات امنيتي منطقه ،منازعات قومي،نفوذ روسيه برکشورهاي جديدالتاسيس ،تعارض منافع قدرت هاي منطقه وفرامنطقه اي ورقابت وکشمکش هاي سياسي ناشي از آن مي باشد لذا کشورهاي جديدالتاسيس که خواستار حفظ حاکميت خود بودند به لحاظ تهديدات امنيتي ،منازعات قومي ،نگراني از مداخلات کشورهاي همسايه ومشکلات اقتصادي به سمت کشورهاي فرامنطقه رفته وبه برقراري روابط با آنها پرداختند.
2-10-1- بازيگران داخلي :
-جمهوري آذربايجان:
-تقويت وتعقيق استقلال از سلطه روسيه
-استخراج وصدور منابع انرژي وحل معضلات اقتصادي
-حل وفصل مطلوب قره باغ ودستيابي به تماميت ارضي
-کاهش بحران در روابط با روسيه
-تلاش براي پيوستن به ناتو واتحاديه اروپا-کاهش بحران در روابط با ارمنستان
– نزديکي به ترکيه
– جمهوري ارمنستان:
– حرکت به سمت برقراري کامل صلح در بحران قره باغ با حفظ وضعيت موجود سرزميني والحاق قره باغ به ارمنستان
-کاهش خطرات وتهديدات از جانب ترکيه وآذربايجان
– خروج از انزوا وايجاد توازن در سياست خارجي
-رشد اقتصادر وجذب سرمايه خارجي
-تسريع در حرکت به سمت ساختارهاي اروپائي
-جمهوري گرجستان :
-کاهش فشار روسيه وتقويت وتعقيق استقلا ل کشور
-حل مشکلات امنيتي
-کاهش ورفع منازعات قومي ونژادي ودستيابي به تماميت ارضي
-بهره برداري از ترانزيت انرژي منطقه براي رشد اقتصادي وثبات کشور
-رشد اقتصادي وجذب سرمايه خارجي

2-10-2-بازيگران منطقه اي:
روسيه :
کنترل برحوزه نفوذ سنتي خود-در اختيار داشتن وکنترل خيزش هاي قومي -مذهبي
-کنترل وسهيم شدن درمنابع انرژي وخط انتقال آن به بازارهاي جهاني
-کنترل بازيکران منطقه اي (ايران وترکيه)وفرامنطقه اي (آمريکاواروپا)
-تاثيرگذاري بررفتار ديگران
-ترکيه :
گسترش حوزه نفوذ در قفقاز تقويت راه ارتباط زميني بلاواسطه به منطقه وشرکت فعال در سيستم دفاعي وامنيتي آذربايجان وگرجستان
_در اختيارگرفتن سهم بالا دربازارهاي منطقه
-کشاندن خطوط انتقال منابع انرژي از ترکيه
-کنترل وتهديد ايران
-محدود کردن نفوذ روسيه وکاهش فشار آن بر آذربايجان وارمنستان
-ايرا ن :
– احياي روابط سنتي با قفقاز با هدف جلوگيري از تهديدزائي منطقه برعليه امنيت ملي ايران وبهره اقتصادي وفرهنگي
-تحل منافع ايران در درياي خزر ومنابع نفت منطقه
-بهره گيري از موقعيت ارتباطي قفقاز به عنوان جايگزيني مسير ترکيه براي ارتباط با اروپا
-برگرداندن مسيرهاي انتقال انرژي به مسير طبيعي واقتصادي ايران با هدف تقويت ثبات وسود اقتصادي
-جلوگيري از شکل گيري روند هاي تعديد زا توسط امريکا -ناتو واسرائيل در قفقاز 2-10-3-بازيگران فرامنطقه اي :
آمريکا:
-تقسيم وتجزيه روسيه
-کنترل انرژي خزر وجلوگيري از شکل گيري هرگونه رقيب در حاکميت امريکا بر انرژي جهان
-کنترل ايران وجلوگيري از نفوذ ايران در منطقه
-کنترل اقتصاد وبازار منطقه
-تغيير وکنترل نخبگان حاکم برقدرت در منطقه
-بهره گيري از قفقاز براي ارتباط با آسياي مرکزي
-اسرائيل:
حضور در منطقه نزديک مرزهاي ايران وايجاد توانائي براي تهديد امنيتي ايران
-بهره گيري از ارتباط با کشورهاي منطقه براي تغييرانزواي بين المللي خود
-تقويت جايگاه يهوديان منطقه
-جلوگيري از حضور ونفوذ ايران در منطقه (حيدري(239-241:1390 .

درجمع بندي اين فصل مي توان گفت به علت موقعيت ژئوپليتيکي وژئواکونومي منطقه قفقاز ،سبب گرديده که توجه بازيگران منطقه اي وفرامنطقه اي به اين قسمت از جهان معطوف گردد وهريک از بازيگران به دنبال منافع خود در اين منطقه مي گردند وبه علت منافع مشترکي که در بعضي از بازيگران داخلي ؛منطقه اي وفرامنطقه اي وجود دارد باعث تشکيل دو بلوک شامل کشورهاي (روسيه -ايران وارمنستان )و(جمهوري آذربايجان -ترکيه واسرائيل )در منطقه قفقاز جنوبي براي رسيدن به اهداف خود گردند .

فصل سوم
روش شناسي وتکنيک تحقيق ،ويژگيهاي عرصه تحقيق

.

مقدمه:
دراين فصل در ابتدا تاريخچه روابط بين سه کشور جمهوري اسلامي ايران ،ارمنستان وترکيه در حوزه هاي مختلف سياسي ،امنيتي ،فرهنگي پرداخته شده وسپس به عوامل منطقه اي وفرامنطقه اي گسترش روابط بين دو کشور جمهوري اسلامي ايران وارمنستان که در بالاترين سطح از ديرباز تاکنون وجود داشته اشاره گرديده .نيز به اختلافات ديرينه دو کشور ارمنستان وترکيه در طول تاريخ وموانع اصلي عادي سازي دو کشور پرداخته شده است 3-1-تاريخچه روابط ايران وترکيه:
-دوران امپراتوري عثماني:
براي بررسي روابط ايران وترکيه به يک چشم انداز تاريخي نياز است .سيري کوتاه در گذشته دوکشور گوياي سابقه اي طولاني درمناسبات دو کشور است.تاريخ روابط ايران وامپراتوري عثماني همواره پرتنش بوده است.امپراتوري عثماني وايران در طي دوران طولاني به جنگ هاي فرقه اي وايدئولوژيک پرداختند.رقابت هاي دو کشور در دوران صفوي (1722-1486)شديدترين دوره رقابت بود.با از بين رفتن صفويان ,پس از يک دوره فراز وفرود در ساختارسياسي ايران,سلسله قاجار با امپراتوري عثماني سعي در دستيابي به ايجاد ثبات در مرزهاي بين دوکشور شدند.در اين دوران نيز اصطکاک هاي کوچکي بين طرفين شکل گرفت .با درگيري هاي بيشتر امپراتوري عثماني با روسيه ,زمينه بيشتر براي بهبود روابط با ايران مهيا شد
-دوران پهلوي :
.پس از فروپاشي امپراتوري وظهور رضا شاه وآتاتورک,بسياري از تنشهاي مرزي ومذهبي تقليل يافت وروابط دو کشور سروسامان جديدي پيدا کرد.سفر رضاشاه به ترکيه وتاثيرپذيري ازآتاتورک,وي را براصلاحات در درون

1800متر از سطح درياهاي آزاد در فلات ارمنستان واقع شده وکوهستاني ترين جمهوري ماوراء قفقاز است متوسط بلندي ارمنستان 2برابر متوسط بلندي قاره آسياست پست ترين نقطه ارمنستان 400متر از سطح درياي آزاد ارتفاع دارد).اميراحمديان،95:1376).
2-5-1-ساختار طبيعي :
ازنظر اوضاع طبيعي ,ارمنستان به علت قرار گرفتن بين سه درياي بزرگ ,از طرف غرب درياي سياه ومديترانه واز طرف شرق در ياي خزر,دارادي آب وهوائي سرد ومرطوب ودر زمستان تابستاني کوتاه وخشک وگرم وفصل پاييز وبهاري کوتاه است ارمنستان خود مرز دريائي ندارد.سرزمين ارمنستان از جنوب تا شمال دارادي جنگل هائي است ولي به علت عدم وجود خاک عميق در نقاط کوهستاني وخشک بودن تابستان ها درخت هاي جنگلي ارمنستان فاقد ارزش صنعتي است.ده درصد وسعت خاک ارمنستان را درياچه آب شيرين سوان در ارتفاع 2000متري اشغال نموده است .ارمنستان کلا 483000زمين زراعي دارد که زير کشت گندم وجو ،سيب زميني ،سبزيجات مختلف وعلوفه قرار دارد.ارمنستان از اولين جمهوري هاي جدا از اتحاد جماهير شوروي است که تقسيم ارضي شده ودر حال حاضر کشاورزي ودامداري در ارمنستان به دست خود مالکان اداره مي شود.( .(اميراحمديان،71:1380 ) 2-5-2-ساختار سياسي :
نظام حکومتي ارمنستان در طي يک دهه داراي سه سيستم سياسي متفاوت از يکديگر بوده است ،تا سال 1370ساختار حکومت تک حزبي وبراساس شکل بندي قدرت متمرکز در اتحاد شوروي هدايت مي شد.بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ،ساختاردوران انتقال پديدار گرديد.مرحله سوم از سال1374هجري شمسي آغاز شد که در اين مرحله ساختار ديوان سالار(بوروکراتيک)قدرت شکل گرفت .قانون اساسي ارمنستان در 1995ميلادي تصويب شد.با تصويب آن وظايف واختيارات مردم وحکومت ,نحوه رابطه ميان نهادهاي قدرت با يکديگر وميزان حقوق وآزادي هاي مردم مشخص شدوارمنستان براي اولين بار داراي قانون اساسي مستقلي شد.براساس قانون اساسي تصويب شده ,نام کشور ,جمهوري ارمنستان وساختار حکومتي آن رياستي مي باشد.ارمنستان داراي حکومت جمهوري ومجلس نمايندگان منتخب از طرف مردم با تعداد 260نماينده است .اين کشور داراي 22وزارتخانه مي باشد.انتخاب رياست جمهوري با راي مردم به تائيد مردم مي باشد وبراي يک دوره 5ساله انتخاب مي شوند.ونخست وزير توسط رئيس جمهور انتخاب مي شود که بايد به تائيد مجلس هم برسدوکشور ارمنستان به 37 منطقه تقسيم شده است که هرمنطقه داراي فرماندار است که از طرف دولت تعيين مي شود که براي اداره کردن جاري دولتي وکارهاي روزمره مردم انجام وظيفه مي کنند ولي حق تعيين وتدوين هيچگونه قانوني ندارند.
قوه مقننه براساس قانون شامل يک پارلمان است که تحت عنوان وشوراي ملي خوانده مي شود وبه مدت 5سال از طريق راي مستقيم مردم انتخاب مي شوند وشامل 131کرسي است .نمايندگان مجلس در چارچوب سيستم حزبي انتخاب مي شوند .75کرسي در مرحله اول وبراساس اکثريت آراءتوزيع مي گردد .56کرسي باقي مانده نيز بر اساس ميزان آراءکسب شده توسط احزاب تقسيم مي شود.مهمترين احزاب ارمنستان عبارتند از -جنبش ملي ارامنه ,فدراسيون انقلابي ارمني (داشناکسيون)،حزب کمونيسم ،اتحاديه دموکراتيک ملي ،اداره شهروندي وچند حزب ديگر.
قوه قضائيه ارمنستان مطابق قانون ،شامل دادگاه ،قانون اساسي ديوان عالي کشور ودادگاه هاي عادي مي باشد .در اين قانون شورائي نيز تحت عنوان شوراي عدالت در نظر گرفته شده که متشکل از رئيس جمهور ،وزير دادگستري ودو عضو منتخب از سوي رئيس جمهور وچهار عضو منتخب از سوي شوراي ملي است. ( صديق،77:1383 -75 ) 2 -5-3- ساختار اقتصادي :
قبل از استقلال ارمنستان در سال 1991،اين کشور يکي از مناطق صنعتي شوروي به حساب مي آمدوداراي صنايع توسعه يافته اي در بخش هاي مهندسي ,شيميائي ,متالوژي ,راديو الکترونيک وغيره …بوده استحدود 60درصد توليدات اين جمهوري را توليدات مربوط به بخش صنايع تشکيل مي دادوواردات وصادرات کالا بيش از 50درصد توليد ناخالص داخلي را در دهه 80شامل مي گرديد ارمنستان نخستين جمهوري عضو جامعه کشورهاي مشترک المنافع مي باشد که در سال 1994 ميلادي به نرخ رشد اقتصادي مثبت دست يافت .زمين هاي قابل کشت در ارمنستان به دلايل کوهستاني بودن اين کشور بسيار محدود است .اين جمهوري وارد کننده عمده مواد غذائي بشمار مي رود .تقريبا 60درصد از نان و65درصد از محصولات لبني اين کشور وارداتي مي باشد.زمين زير کشت بالغ بر697000هکتار ومعادل 16درصد از مساحت اين کشور مي باشد که منطقه حاصلخيز آن در دره آرارات قرار دارد.بين کشورهاي مشترک المنافع ,ارمنستان اولين جمهوري مي باشد که خصوصي سازي زمين هاي کشاورزي را در سال 1991 ميلادي شروع نمود و80درصد زمين هاي کشائرزي وتعداد 561مزرعه از 713مزرعه کشت دسته جمعي نمود /اين عامل توليد محصولات کشاورزي را 15درصد افزايش داد.اقتصاد ارمنستان با سرعت کم وبطور تدريجي رو به رشد است.برخي سرمايه گذاري ها بطور محدود آغاز شده که مي تواند در احياي اقتصاد نقش داشته باشد .ضعف اقتصادي مفرط ارمنستان در پذيرش طرح هاي تبادل سرزميني وانعطاف ارامنه نيز تاثير خواهد داشت.تذکر اين نکته نيز ضروري است که قره باغ به نسبت ارمنستان کمک خارجي بيشتري دريافت کرده ووضع نسبتا بهتري دارد .اين کمک ها از جانب دولت
هاي غربي وهم از جانب ارامنه ساکن در ساير کشورهاي جهان بوده است .با سرمايه هاي خارجي که حدود 3ميليارد دلار تضمين زده مي شود کارخانجاتي توسط سوئيسي ها ,آلماني ها وانگليسي ها در قره باغ احداث شده است. صديق،80:1383 -79 ).
2-6-جمهوريهاي خودمختار قفقاز جنوبي:
2-6-1-جمهوري خودمختارآبخازستان:
اين جمهوري خودمختار در شمال غربي گرجستان ودر ترکيب اداري آن قرار دارد.مساحت آن 02/866کيلومترمربع است وبيش از نيم ميليون نفرجمعيت دارددر1936به عنوان يک جمهوري خودمختار ضميمه گرجستان شد ودر اوت 1990شوراي عالي آبخازي اين جمهوري را مستقل اعلام کرد که موجب درگيري وجنگ تا1994گرديد وبا ميانجي گري روسيه سرانجام در اين سال به آتش بس انجاميددرحال حاضر نيز آبخازستان عملا از کشور جدا شده وحکومت گرجستان در آن قدرتي نداردودولت روسيه به همراه اوسيتياي جنوبي استقلال آن را به رسميت شناخته است وازآن حمايت مي نمايد. (اميراحمديان،165:1381)
2-6-2-جمهوري آجارستان:
جمهوري خودمختار آجارستان در جنوب غربي گرجستان وجنوب شرقي درياي سياه واقع شده واز جنوب با ترکيه هم مرز است آجارستان يک جمهوري خودمختار در ترکيب دولت گرجستان است که اکثريت ساکنان آن راگرجي ها تشکيل مي دهند مساحت آن 2900کيلومترمربع است آجارها داراي همان زبان وفرهنگ گرجي هستند واز نظر شکل ظاهري تفاوتي با گرجي ها ,ايمرتي ها يا گوري ندارند .(اميراحمديان:166:1381) .

2-6-3-اوستياي جنوبي :
استان خودمختاراوسيتياي جنوبي در دامنه هاي جنوبي رشته کوه هاي قفقاز مرکزي قرار داردوقسمتي از دشت کارتلي داخلي را تشکيل مي دهد.تاقبل از استقلالذ گرجستان در سال1991,اين ناحيه در دوران حکومت شوروي به عنوان استان خودمختار اوستياي جنوبي در ترکيب گرجستان شوروي قرارداشت.پس از استقلال وبروز نا آرامي هاي قومي ودر گيري نظامي با دولت مرکزي ,خودمختاري آن لغو وبه نام ناحيه تسخين والي ناميده مي شد.مساحت اوستياي جنوبي 3900کيلومتر مربع است که 4/5درصد از کل قلمرو گرجستان را شامل مي شود. (اميراحمديان،289:1381) 2-6-4-جمهوري خودمختار نخجوان:
در ترکيب دولت جمهوري آذربايجان قراردارد وبه علت فاصله وجدائي آن با خاک اصلي آذربايجان بصورت خودمختار اداره مي شود .جمهوري خودمختار نخجوان درتاريخ 9فوريه 1924تشکيل شده است مساحت آن 5500کيلومترمربع است واز نظر اداري به 5ناحيه تقسيم مي شودپس از شروع واوج گيري مناقشه قره باغ بين آذربايجان وارمنستان ودرگيري ها ارتباط زميني اين جمهوري با خاک اصلي آذربايجان قطع شده است . (اميراحمديان،234:1381)

2-7-استان خودمختار قره باغ کوهستاني:
2-7-1موقعيت جغرافيائي وطبيعي قره باغ: نقشه 2-3-نقشه سياسي قره باغ

دانشگاه آزاد اسلامي واحد رشت
عنوان
جايگاه ارمنستان در روابط ژئوپليتيک ايران وترکيه
نقشه
موقعيت جغرافيائي قره باغ
استاد راهنما
دکتر رضا سيمبر
نام دانشجو
حسين جهان طلب

www.rasanews.ir))
قره باغ (به زبان آذري به معناي باغ سياه )ولايتي تاريخي در جمهوري آذربايجان است .که قلمرو آن از کوه هاي قفقاز صغير آغاز مي شود وتا اراضي واقع در بين رودهاي کوراوارس امتداد مي يابد مرکز اين ولايت شهر اسپانکرت است که آذربايجاني ها آن را خان کندي مي نامند(راه ورزارع،1:1387).
اين منطقه که با مساحتي حدود 4400کيلومترمربع ،5/1درصداز کل مساحت آذربايجان را به خود اختصاص داده است در 7کيلومتري مرز ارمنستان و25کيلومتري شمال مرز ايران ودر غرب جمهوري آذربايجان قراردارد(افشردي،147:1381).
قره باغ براساس سرشماري سال 68ش(1989م)189هزار نفر جمعيت داشته است که 77درصد آن ها ارمني و5/21درصد آذري وبقيه از سايراقوام بوده اند.بعداز آغاز جنگ قره باغ در سال 1991تعداد زيادي از آذري زبان ها از اين منطقه وشهرهاي اطراف قره باغ آواره شده اند وهزاران نفر از آنها کشته شده اند وارامنه وتا حدودي کردها اکثريت مطلق قره باغ را تشکيل مي دهند.(کاظمي،411:1384)
2-7-2-تقسيمات اداري استان قره باغ :
از نظر تقسيمات اداري ,قره باغ استان خودمختاري است که در ترکيب جمهوري آذربايجان قراردارد.نام اداري آن استان خودمختار قره باغ کوهستاني است که هفتم ژوئن سال1923تشکيل شده است .از نظر تقسيمات داخلي اين استان به 5ناحيه (رايون)به نامهاي زير تقسيم مي شود عسگران-مارتوني -هادروت -شوشا ومارداکرت اين استان داراي دو شهر به نام هاي خان کندي وشوشا -5شهرک يک قصبه و220روستااست مرکز آن شهر خان کندي است. (اميراحمديان،151:1381)
2-8-موقعيت ژئوپليتيکي قفقاز:
قبل از فروپاشي اتحاد شوروي مهمترين اهميت ژئوپليتيکي وژئواکونوميکي اين منطقه نفش آفريني آن به عنوان بزرگترين معبر ارتباطي شوروي از طريق ايران وحوزه درياي سياه با دنياي خارج وهمچنين نقش آفريني استراتژيکي آن به عنوان سپر دفاعي جهان کمونيستي در مقابل کاپيتاليستي به شمار مي رفت.
پس از فروپاشي با توجه به واقعيت هاي ژئو پليتيکي منطقه وفضاهاي پيراموني از جمله رژيم حق
وقي درياي خزر ,نقش قفقاز در ارسال منابع انرژي درياي خزر وآسياي مرکزي به بازارهاي بين المللي ,موقعيت مواصلاتي وارتباطي در بين حوزه هاي ژئو پليتيکي آسياي مرکزي -خاورميانه -درياي سياه وآناتولي وبه تبع آن پيوستگي وتعلقات ژئوپليتيکي پيراموني ،تعلقات قدرت هاي منطقه اي وفرا منطقه اي در قفقاز ،جغرافياي سياسي پيچيده ودر هم آميخته قومي -زباني منطقه ونيز پيوستيگهاي فرهنگي آن با مناطق پيراموني ،مناقشات ژئو پليتيکي موجود در منطقه قدرتمندي نيروهاي واگراونوع رفتاري دولت هاي منطقه در مناسبات سياسي واقتصادي با يکديگر ونيز با دولت هاي منطقه اي وفرا منطقه اي وبه تبع همه اين ها نوع الگوي ژئوپليتيکي حاکم برمنطقه قفقاز نقش آفريني ويژه هاي در معادلات ژئو پليتيکي وژئواکونوميکي منطقه اي وجهاني بازي مي کند.( وليقلي زاده،456:1388) . يکي ازويژگيهاي ژئوپليتيکي کشورهاي قفقاز به جز گرجستان محصور بودن در خشکي وبه اصطلاح بري بودن آنها است.که براي جبران اين تنگناي جغرافيائي مي بايست از خاک کشورهاي همسايه به عنوان گذرگاه ومسير دسترسي به آبهاي آزاد استفاده کنندکه اين نياز ,مسائل بعدي از قبيل حق عبور ,مسائل حقوقي وغيره را مطرح مي کند.البته وضعيت سه کشور منطقه قفقازاز اين جهت يکسان نيست. گرجستان با دارا بودن سواحل طولاني در کنار درياي سياه نسبت به دو همسايه ديگر قفقازي وضعيت مناسب تري را دارا است .راه آذربايجان براي دستيابي به آبهاي آزاد عبور از گرجستان ورسيدن به درياي سياه يا عبور از گرجستان وترکيه واتصال به درياي مديترانه است .ارمنستان در ميان سه کشور منطقه قفقاز از اين جهت نامناسب ترين وضع را داراست وبطر کلي در خشکي محصور است .اين محاصره با رويکرد ناهماهنگ سياسي سه عمسايه عمده شرقي (آذربايجان)شمالي (گرجستان)وغربي (ترکيه )تشديد شده است ومسير ايران را تنها گزينه قابل بهره برداري ارمنستان تبديل نموده است (صديق،45:1383)

2-9-جايگاه قفقاز درنظريه هاي ژئوپليتيکي :
2-9-1-نظريه قدرت بري مکيندر :
مکيندر نظريه خود را براي اولين بار در سال 1904م طي مقاله اي تحت عنوان محور جغرافيائي تاريخ در محل انجمن سلطنتي جغرافيا در انگليس ارائه داد.او اصالت را به خشکي در توليد قدرت مي داد ودر تفسير اين امر چهارچوب نظري -فضائي از اوراسيا را ارائه کرد.براساس اين نظريه خشکي بزرگ اوراسيا داراي ناحيه غيرقابل دسترسي از سوي قدرت دريائي بود که نقش دژرا بازي مي کرد وبين رود ولگا در غرب ،سيبري در شرق،ارتفاعات البرز وهندوکش در جنوب واقيانوس منجمد شمالي در شمال قرارگرفته بود.(حافظ نيا،28-29:1389)

آن بود كه:
* معمولاً افراد كليدي و رابط‌ها در ساختار ارتباطي، كساني بودند كه در مراكز قدرت قرار داشتند مانند رئيس، معاونان دپارتمان‌ها و بخش‌ها.
* از ميان متغيرهاي مستقل ياد شده، جنسيت، عضويت در دپارتمان و موقعيت قرارگيري دپارتمان‌ها تأثير زيادي بر شكل‌گيري كانال‌هاي ارتباطي داشته است.
* نتايج حاصل از بررسي صفات شخصيت نشانگر آن بوده است كه بين صفات شخصيت ميان افراد منزوي و رابط‌ها در ارتباطات سازماني تفاوت معني‌داري (05/0 =?) وجود دارد. افرادي كه داراي نقش كليدي و رابط بودند داراي صفات اجتماعي مصر، وظيفه‌شناس، پوست كلفت و… شناخته مي‌شدند.
* به عبارتي نتايج اين پژوهش نشان داد كه شكل شبكه ارتباطي تابعي از چند عامل اصلي و اساسي است، نخست موقعيت قرارگيري فرد در ساختار سازمان و كانون‌هاي قدرت و دوم خصوصيات شخصيتي.
* همچنين همجواري فيزيكي و تنوع تكرار در ارتباطات به واسطه قلمرو جغرافيايي مشترك، مي‌تواند شكل شبكه ارتباطي را تحت تأثير خود قرار دهد.

فصل سوم
روش تحقيق

3-1. روش تحقيق
تحقيق مورد نظر از لحاظ هدف، کاربردي است و از نظر روش، توصيفي از نوع همبستگي است؛ از آنجا که در اين پژوهش مداخله يا دستکاري آزمايشي صورت نگرفته، طرح پژوهش در زمره طرحهاي توصيفي است.

3-2. جامعه، نمونه و روش نمونه گيري
جامعه آماري تحقيق حاضر عبارتست از کليه کارکنان اداري آموزش و پرورش شهرستان پيرانشهر که در سال 1393 مشغول به خدمت و فعاليت هستند که تعداد آنها بر اساس استعلام از اداره مذکور برابر 55 نفر مي باشد.
با توجه به محدود بودن حجم جامعه آماري، کل جامعه آماري به عنوان نمونه مورد بررسي در نظر گرفته مي شود. پس بر اين اساس، حجم نمونه در مطالعه حاضر برابر 55 نفر مي باشد که به اين حالت نمونه در دسترس مي گويند.

3-3. ابزار جمع آوري اطلاعات
براي جمع آوري اطلاعات از نمونه آماري و به منظور آزمون فرضيه هاي تنظيم شده اين تحقيق، از پرسشنامه ايي كه با توجه به متغيرهاي تحقيق و عملياتي نمودن آنها تنظيم شده، استفاده گرديده است.
پرسشنامه تحقيق متشكل از دو دسته سؤال است. دسته اول كه با حروف الفبا كدگذاري شده است به منظور تعيين و مشخص شدن مشخصات نمونه آماري از لحاظ جنسيت، سن، سطح تحصيلات و سابقه خدمت و دسته دوم به منظور آزمون فرضيه هاي تحقيق حاضر در دو بخش تنظيم گريده است. بخش اول شامل سؤالات ارتباطات سازماني است که در قالب مقياس پنج گزينه اي ليکرت مورد استفاده قرار گرفته است. اين بخش از پرسشنامه داراي 27 سؤال مي باشد. که به صورت جدول شماره 3-1 براي هر يک از مولفه ها در نظر گرفته شده است.
بخش دوم، پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندي سازماني پودساكف و همكاران (1990) در قالب 21 سؤال و در قالب مقياس پنج گزينه اي ليکرت تنظيم گرديده است.
پودساكف و همكاران (1990) مقياسي را براساس ابعاد پنجگانه اورگان (1988) يعني؛ نوع دوستي، وجدان كاري، جوانمردي، نزاكت و آداب اجتماعي ساخته اند. اين ابزار شامل 21 سوال است. نوع دوستي چهار سئوال، وجدان كاري چهار سئوال، جوانمردي چهار سئوال، نزاكت پنج سئوال، وآداب اجتماعي چهار سئوال را به خود اختصاص داده اند.
اين پرسشنامه توسط پژوهشگران معروف مانند پودساکف، مکنزي ومورمن(1990) ساخته شده و بارها توسط اين پژوهشگران و ساير پژوهشگران ديگر مورد استفاده قرارگرفته است. ضريب الفاي كرونباخ محاسبه شده براي نوع دوستي85/0، وجدانكاري82/0، جوانمردي 85/0، نزاكت 85/0، وآداب اجتماعي 70/0 گزارش شده است (نام،2003). در ايران نيز پايايي اين پرسشنامه توسط شكركن و همكاران (1383) 88/0 ؛ نعامي و شکرکن (1385) 92/0 و در تحقيق هويدا و همكاران ؛(1388) 89/0گزارش شده است. در پژوهش حاضر نيز پايايي پرسشنامه براساس ضريب آلفاي كرونباخ مورد محاسبه قرارگرفت كه 79/0 بدست آمد. جدول 3-2 ابعاد رفتار شهروندي سازماني را به تفکيک نشان مي دهد.
جدول شماره 3-1: ابعاد پرسشنامه ارتباطات سازماني و تعداد سؤالات مربوط به هر بعد در پرسشنامه
ابعاد ارتباطات سازماني
سوالات
مجموع سؤالات
کانال ارتباطات
1-8
8
مسير ارتباطات
9-12
4
محتواي ارتباطات
13-19
7
سبک ارتباطات
20-27
8
مجموع کل سؤالات ارتباطات سازماني
27

جدول شماره 3-2: پرسشنامه رفتار شهروندي سازماني و تعداد سؤالات مربوط به هر بعد آن
ابعاد پرسشنامه رفتار شهروندي سازماني
سوالات
مجموع سؤالات
نوع دوستي
1-2-3-4
4
وجدان كاري
5-6-7-8
4
جوانمردي
9-10-11-12
4
نزاكت
13-14-15-16-17
5
آداب اجتماعي
18-19-20-21
4
مجموع سؤالات رفتار شهروندي سازماني
21 سؤال

3-4. روايي86 و پايايي87 پرسشنامه
در اين تحقيق براي مشخص کردن روايي ابزار جمع آوري اطلاعات از روايي نمادي يا صوري استفاده گرديد، بدين ترتيب که پرسشنامه اوليه تنظيم شده در اختيار اساتيد و صاحبنظران دانشگاهي رشته مديريت قرار گرفت تا در رابطه با اينکه سئوالات مطرح شده، آنچه را که مد نظر است، اندازه گيري مي کند يا خير؟ اظهار نظر نمايند. سپس نظرات اساتيد و کارشناسان در پرسشنامه لحاظ و تغييرات لازم در سؤالات بوجود آمد.
براي آزمون پايايي پرسشنامه، از روش آلفاي کرونباخ استفاده گرديد. بر اساس اين روش با يک مطالعه مقدماتي روي 30 نفر از جامعه آماري(به روش تصادفي) و با
استفاده از نرم افزار آماري SPSS 22 ميزان پايايي سؤالات ارتباطات سازماني و رفتار شهروندي سازماني به ترتيب 821/0 و 794/0 بدست آمد(جدول شماره 3- 3 ).
مقدار اين آماره ها نشان مي دهدکه اولاً سؤالات پرسشنامه همبستگي بالايي با يکديگر دارند و ثانياً پرسشنامه تحقيق،‌ از پايايي بالايي برخوردار مي باشد.
جدول شماره 3-3: آزمون پايايي پرسشنامه ارتباطات سازماني و رفتار شهروندي سازماني
تعداد نمونه مورد بررسي
تعداد سؤالات پرسشنامه
آلفا گرونباخ برآورد شده
نام پرسشنامه
30
27
821/0
ارتباطات سازماني
30
21
794/0
رفتار شهروندي سازماني

3-5. روش تجزيه و تحليل داده هاي آماري
به منظور تجزيه و تحليل داده هاي بدست آمده از پرسشنامه هاي جمع آوري شده از روشهاي آماري توصيفي و استنباطي استفاده شده است. بدين ترتيب براي توصيف پاسخهاي داده شده به سؤالات پرسشنامه هاي تحقيق حاضر از جدول هاي توزيع فراواني و درصد پاسخهاي مربوط به هر يک از سؤالات استفاده شده است و براي نشان دادن داده هاي آماري سؤالات عمومي بصورت مجسم، از نمودارهاي ستوني استفاده گرديده است. و در سطح استنباطي براي آزمون فرضيه ها از آزمون کولموگروف اسميرنف و تحليل رگرسيون ساده و چندگانه استفاده شده است. لازم به ذکر است کليه عمليات آماري در تحقيق حاضـر از طـريق نرم افزار آماريSPSS. 22 انجام شده است.

فصل چهارم
تجزيه و تحليل داده هاي آماري
(يافته هاي تحقيق)

4-1. مقدمه
در اين فصل داده هايي که از طريق پرسشنامه هاي جمع آوري شده به دست آمده اند، با استفاده از آمار توصيفي و آمار استنباطي در دو بخش مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است. بدين ترتيب که ابتدا در بخش اول فصل حاضر براي توصيف سؤالات دموگرافيک نمونه آماري از جدول هاي توزيع فراواني و درصد پاسخ هاي مربوط استفاده گرديد. سپس در بخش دوم فرضيه هاي تحقيق براساس نتايج به دست آمده از بررسي سؤالات، با استفاده از آمار استنباطي(آزمون کولموگروف اسميرنف و تحليل رگرسيون ساده و چندگانه) مورد آزمون قرار گرفتند.

4-2. بخش اول: يافته هاي توصيفي
4-2-1. جنسيت پاسخگويان:
مرد ( زن (
پاسخ هاي بدست آمده از پرسشنامه هاي جمع آوري شده، براي سؤال فوق به صورت جدول شماره 4- 1 مي باشد:
جدول شماره 4-1: توزيع فراواني و درصد پاسخ هاي نمونه آماري به جنسيت پاسخگويان
نوع پاسخ ها
کميت پاسخ ها
مرد
زن
جمع
فراواني
49
6
55
درصد
89
11
100

نمودار ميله اي شماره 4-1:درصد پاسخ هاي نمونه آماري به جنسيت پاسخگويان

بر اساس جدول و نمودار شماره 4-1، مشاهده مي شود که، 49 نفراز پاسخگويان (89 درصد نمونه آماري) را کارکنان مرد و 6 نفر از پاسخگويان (11 درصد نمونه آماري) را کارکنان زن تشکيل داده است.

4-2-2. سن
زير 30 سال 40-30 سال 50- 41 سال بالاتراز 51 سال
پاسخ هاي به دست آمده از پرسشنامه هاي جمع آوري شده براي سؤال فوق به صورت جدول شماره4-2 مي باشد:
جدول شماره 4-2: توزيع فراواني و درصد پاسخ هاي نمونه آماري به ميزان سن
نوع پاسخ
کميت پاسخ
کمتر از 30 سال
30 تا 40 سال
41 تا 50 سال
بيشتر از 51 سال
جمع
فراواني
1
22
22
10
55
درصد
8/1
40
40
2/18
100

بر اساس جدول شماره4-2، 1 نفر از پاسخگويان(8/1 درصد نمونه آماري) کمتر از 30 سال، 22 نفر از پاسخگويان (40 درصد نمونه آماري) بين 30 تا 40 سال، 22 نفر از پاسخگويان (40 درصد نمونه آماري) 41 تا 50 سال و 10 نفر از پاسخگويان (2/18 درصد نمونه آماري ) بالاي 51 سال سن دارند.
نمودار ميله اي در صفحه بعدي نيز اين نتايج را به وضوح نشان مي دهد.

نمودار شماره 4-2: درصد پاسخ هاي نمونه آماري به ميزان سن

4-2-3. ميزان تحصيلات
ديپلم فوق ديپلم ليسانس فوق ليسانس دکتري
پاسخ هاي به دست آمده از پرسشنامه هاي جمع آوري شده، براي سؤال فوق به صورت جدول شماره 4-3 مي باشد:

جدول شماره 4-3 : توزيع فراواني و درصد پاسخ هاي نمونه آماري به ميزان تحصيلات
نوع پاسخ
کميت پاسخ
ديپلم
فوق ديپلم
ليسانس
فوق ليسانس
دکتري
جمع
فراواني
11
9
29
6
0
55
درصد
20
4/16
7/52
9/10
0
100
بر اساس جدول شماره 4-3، 11 نفر از پاسخگويان (20 درصد نمونه آماري) را ديپلم، 9 نفر از پاسخگويان (4/16 درصد نمونه آماري) را فوق ديپلم، 29 نفر از پاسخگويان (7/52 درصد نمونه آماري) را ليسانس و 6 نفر از پاسخگويان (9/10 درصد نمونه آماري) را فوق ليسانس تشکيل داده اند. در مجموع مي توان گفت که تعداد قابل توجهي از پاسخگويان(53 %) در تحقيق حاضر داراي مدرک تحصيلي ليسانس هستند.
نمودار ميله اي در صفحه بعدي نيز نتيجه به دست آمده را تأييد مي نمايد.

نمودار شماره 4-3: درصد پاسخ هاي نمونه آماري به ميزان تحصيلات پاسخگويان

4-2-4. سابقه خدمت
کمتر 5 سال ( 5 تا 10 سال ( 11 تا 15 سال ( 16 تا 20 سال (
21 تا 25 سال ( بيشتر از 26 سال (

پاسخ هاي به دست آمده از پرسشنامه هاي جمع آوري شده براي سؤال فوق به صورت جدول شماره 4-4 مي باشد:
جدول شماره 4-4 : توزيع فراواني و درصد پاسخ هاي نمونه
آماري به سؤال سابقه خدمت
نوع پاسخ
کميت پاسخ
کمتر از 5 سال
5-10 سال
11-15 سال
16-20 سال
21 تا 25 سال
بيش از 20 سال
جمع
فراواني
1
14
17
11
12
0
55
درصد
8/1
5/25
9/30
20
8/21
0
100
بر اساس جدول شماره 4-4، 1 نفر از پاسخگويان( 8/1 درصد نمونه مورد بررسي) داراي سابقه ي خدمتي کمتر از 5 سال، 14 نفر از پاسخگويان(5/25 درصد نمونه مورد بررسي) بين 5-10 سال، 17 نفر از پاسخگويان(9/30 درصد نمونه مورد بررسي) بين 11-15 سال، 11 نفر از پاسخگويان(20 درصد نمونه مورد بررسي) بين 16 تا 20 سال و 12 نفر از آنان( 8/21 درصد نمونه آماري) بالاي 20 سال سابقه ي خدمت دارند.
نمودار ميله اي در صفحه بعدي نيز اين نتايج را به وضوح نشان مي دهد.

نمودار شماره 4-4: درصد پاسخ هاي نمونه آماري به سؤال سابقه خدمت

4-3. بخش دوم:
تجزيه و تحليل استنباطي داده هاي آماري(آزمون آماري فرضيه هاي تحقيق)
4-3-1. بررسي نرمال بودن دادهها
با استفاده از آزمون کولموگروف اسميرنف نرمال بودن دادهها را ميتوان بررسي کرد که ما در اينجا اين آزمون را براي کل دادهها و نيز تک تک متغيرها انجام دادهايم که نتايج آن به صورت جداول نشان داده شده است. اين آزمون در سطح اطمينان 95% انجام ميگيرد به عبارتي سطح معناداري ما 05/0= ? ميباشد. در اين آزمون ما دو فرض زير را داريم:
دادهها از توزيع نرمال پيروي ميکنند. :H0
دادهها از توزيع نرمال پيروي نميکنند. :H1
اگر p- مقدار بدست آمده (همان sig جدول) بزرگتر از 05/0= ? باشد نرمال بودن دادهها را نتيجه ميگيريم و درغير اينصورت به نرمال بودن دادهها شک ميکنيم.
جدول شماره 4-5 : نتايج آزمون نرمال بودن مربوط به متغير هاي تحقيق
متغيرها
تعداد دادهها
آماره کولموگروف اسميرنف
p- مقدار
ارتباطات سازماني
55
034/1
235/0
کانال ارتباطي
55
721/0
677/0
مسير ارتباطي
55
932/0
350/0
محتواي ارتباطي
55
814/0
521/0
سبک ارتباطي
55
560/0
912/0
رفتار شهروندي سازماني
55
466/0
982/0
با توجه به نتايج بدستآمده در جدول 4-5 و از آنجائيکه p- مقدار بدست آمده براي آزمونها بزرگتر از سطح معناداري ما يعني 05/0= ? ميباشد، فرض نرمالبودن دادهها را پذيرفته و ميتوان براي بررسي فرضيهها از روشهاي پارامتري استفاده کرد که ما در اينجا از روش تحليل رگرسيون خطي استفاده خواهيم کرد.

4-3-2. آزمون فرضيه اصلي :
ارتباطات سازماني بر رفتار شهروندي سازماني کارکنان آموزش و پرورش شهرستان پيرانشهر تأثير دارد.
براي بررسي تأثير مؤلفه هاي ارتباطات سازماني (کانال، مسير، محتوا و سبک ارتباطي) بر رفتار شهروندي سازماني کارکنان از تحليل رگرسيون چندگانه استفاده شده است.
جدول شماره 4- 6: نتايج آزمون همبستگي بين متغيرهاي مستقل و وابسته

متغير مستقل
متغير وابسته(رفتار شهروندي سازماني)

سطح معني داري
ضريب همبستگي
کانال ارتباطات
002/0
374/0
مسير ارتباطات
006/0
339/0
محتواي ارتباطات
000/0
505/0
سبک ارتباطات
000/0
581/0

جدول شماره 4- 7: نتايج ضريب همبستگي، ضريب تعيين و آماره دوربين واتسون
R
(ضريب همبستگي)
R2
(ضريب تعيين)
ضريب تعيين تعديل شده
مقدار خطا
دوربين واتسون
670/0
449/0
405/0
27/0
560/1

ي فراهم شده ناشي از جريانات ارتباطي، بدواً اعمال شده سپس گسترش يافته و نهايتا به متن سازمان اضافه و حفظ مي‌شود . (فخيمي 1379).
ارتباط موثر به دو دليل براي مديران اهميت دارد. اول، ارتباط فرآيندي است که به وسيله آن مديران به ساختار برنامه‌ريزي، رهبري و کنترل دست مي‌يابند. دوم، ارتباط فعاليتي است که مديران بخش اعظمي از وقتشان را صرف آن مي‌کنند.
بندرت مديران در ميز کارشان به تنهايي فکر يا برنامه‌ريزي مي‌کنند. در حقيقت زمان مديريت به طور عمده زماني براي ارتباط رو در رو، الکترونيکي يا تلفني با افراد، همتايان، ناظرين، تهيه کنندگان يا مشتريان است. به هنگام برخورد نداشتن با ديگران به صورت حضوري يا تلفني، مديران ممکن است يادداشت، گزارش يا نامه‌اي را بنويسند يا بخوانند.
در تحقيقي، بررسي مديران رده بالا و مياني سازمان نشان داد که آنها در هر دو روز تنها نيم ساعت با آرامش کامل، بدون داشتن هيچ نوعي ارتباط يا بر هم خوردن سکوت، به سر مي‌برند. (استونر و فري من، 1992، ص 530)
ارتباطات به اعضاء سازمان براي دستيابي به اهداف فردي و سازماني و نيز استفاده و پاسخ به تغيير سازماني، ايجاد فعاليتهاي سازماني هماهنگ و براي وارد شدن در تمامي رفتارهاي مرتبط سازماني کمک مي‌کند. (ايوانويچ 6 و ماتسون 7،‌2002، ص 492).
چندين نشريه به عنوان آثاري مي‌باشند که اهميت ارتباط در فرآيند سازماني را مورد توجه قرار مي‌دهند. هربرت سيمون 8 (1945) در نشريه‌اي با نام نوبل 9 راجع به سيستمهاي ارتباطات سازماني بحث مي‌کند و عنوان مي‌کند که در سازمانها ارتباط کاملا الزامي است. باولاس و بارت 10 (1951) در کتابشان آورده‌اند که ارتباط ماهيت فعاليتهاي سازماندهي شده است. در سال 1954، جواني به نام کريس آرگريس11، کتابي تحت عنوان “شخصيت و سازمان” را منتشر کرد. اين کتاب که حاوي مطالب دقيق و تحقيق شده است، ارتباطات سازماني را بخاطر اهميت ويژه و بخصوصش مجزا نموده است. آرگريس زماني به اين موضوع پرداخت که در ارتباطات سازماني شرايط ناعادلانه‌اي حکمفرما بود، مثلا اينکه “مدير همه چيز را خوب مي‌داند و کارگردان به طور ذاتي احمق و نادان هستند.”. وي اين وضعيت را که مبتني بر تحميل خواسته‌هاي مدير بر کارکنان بود بشدت متهم کرد. 12
ارتباطات، براي مديران سازمان و کاري که انجام مي‌دهند نقش حياتي دارد. کانتر (1977) به اين نتيجه رسيد که مديران درصد بالايي از وقت خود را‌ صرف ارتباطات مي‌کنند. معمولا اين ارتباطات به صورت تماس‌ها به صورت برگزاري شوراها برقرار مي‌گردد. مديران بايد به پيام‌هاي تلفني و نامه‌هاي ارسالي پاسخ دهند. کوتاه سخن اينکه، کار مدير در ارتباط خلاصه مي‌شود. (پارسائيان و اعرابي، 1376)
گوئل کهن (1376) در زمينه نقش و جايگاه ارتباط در سازمان‌ها اظهار مي‌دارد که سازمان‌ها به منظور رسيدن به اهدافي مشخص طرح ريزي شده‌اند. در اين ساختار مديران، کارکنان، ‌کارفرمايان، متخصصان و محيط بروني سازمان،‌لزوما به وسيله‌ي فرآيندهاي ارتباطات سازماني به يکديگر وابسته‌اند. افزون بر اين براي رسيدن به اهداف، ‌سازمان مي‌طلبد که رهبراني کوشا و پرتلاش داشته باشد، مردم انگيزش يابند، تلاش‌ها هماهنگ شود، تصميم‌گيري‌ها انجام پذيرد و عمليات کنترل و هدايت شوند. هر يک از اين وظايف،‌مستلزم کنش و واکنش متقابل بين افراد و در نتيجه مستلزم وجود ارتباط است.

ارتباطات در پيشبرد اهداف سازمان و همچنين در ايجاد احساس هويت و وابستگي کارکنان به سازمان و همکاران و نهايتا نهادينه کردن وفاداري آنان به سازمان بسيار مهم و مورد توجه فراوان مديران با تجربه و تحصيل کرده مي‌باشد. به عقيده ونريل 13 ارتباطات مي‌تواند وسيله‌اي براي احساس هويت و احراز شخصيت فرد در سازمان تلقي گردد.
امروزه به قول وايت و مازور 14 يکي از مسائل مهم و مبتلا به سازمان‌ها، مديريت ارتباطات عمومي است که کليه سازمانها به گونه‌اي در راه‌اندازي، کنترل و بهره‌گيري از آن دخالت دارند. براي اين کار مديران و کارشناسان به زعم ويندهال و سيگنيتزر 15 بايد با آگاهي از بکارگيري تئوري‌هاي ارتباطات اقدام و برنامه‌ريزي در هرچه مؤثرتر نمودن اين عنصر مهم مديريت در جهان امروز که به گونه غيرقابل پيش‌بيني در حال گستردگي و کم کردن فاصله‌ها و خارج نمودن انسان از مرزهاي انزوا و پرتاب او به اقصي نقاط جهان است، بنمايند. (فخيمي، 1379).

2-2-5. تعاريف ارتباطات
محققين غربي که پايه‌گذاران ديدگاه‌هاي جديد ور وش‌ها و فنون ارتباطي موجود مي‌باشند، بر اين عقيده‌اند که کلمه ارتباطات 16 از لغت لاتين (Communication) مشتق شده است که اين لغت خود در زبان لاتين به معناي(To Make Common) يا عمومي کردن و يا به عبارت ديگر در معرض عموم قرار دادن است. اين بدين معني است که مفهومي از درون فردي برخاسته است، به ميان ديگران راه يافته و به ديگران انتقال يافته است. پس در اصل اعتقاد بر اين است که ارتباطات، برخي ازمفاهيم و تفکرات و معاني و يا به عبارت بهتر پيام‌ها 17 را به ديگران و يا ميان عموم گسترش مي‌دهد. تعاريف جديد‌تر آن را “انتقال مفاهيم” و يا “انتقال معاني”18 و نيز “انتقال و يا تبادل پيام‌ها” 19 مي‌دانند.
ارتباط به گونه‌اي وسيع و گسترده “تسهيم تجارب”20 نيز تعريف شده است. در اين معني هر موجود زنده‌اي تجارب و آنچه در درون خود دارد با ديگران چه همنوعان خودو چه با انواع ديگر در ميان مي‌گذارد (فرهنگي، 1373).
بنا به تع
ريف ارائه شده در فرهنگستان جامع انگليسي آکسفورد، ارتباطات عبارت مي‌باشد از: “فرستادن، انتقال دادن و تبادل عقايد، دانش و غيره ….” (فخيمي، 1379، 408).
فرهنگ وبستر 21 در تعريف لغت ارتباط آورده است: “ارتباط عبارتست از عمل انتقال، اظهار، بيان و گفتگو، بين يک فرد با فرد ديگر” (مشبکي، 1377، 211). در مديريت، ارتباط را انتقال اطلاعات 22، مفاهيم و معاني بين افراد سازمان تعريف مي‌کنيم و منظور از اطلاعات تنها وقايع و نظرات نبوده بلکه احساسات و عواطف را نيز شامل مي‌شود. بنابراين زماني که اطلاع يا خبري را به فردي مي‌دهيم. يا نظرمان را برايش بازگو مي‌کنيم، با او ارتباط برقرار کرده‌ايم. همين طور زماني که در نگاه، حالات چهره، طرز رفتار يا لحن گفتارمان نکته‌اي هست که بازگو کننده احساسات و عواطف مناسب مي‌باشد، بدون اينکه صريحا خواسته باشيم نشان دهيم، باز ارتباط برقرار کرده‌ايم. بدين ترتيب ارتباطات عبارتست از “انتقال و تبادل اطلاعات، معاني و مفاهيم و احساسات بين افراد در سازمان با واسطه يا بلاواسطه (ميرآبي، 1380، 230).
به زعم ولنس و مک ويليام23:
“…. ارتباطات پايه کليه روابط مراوده‌اي مي‌باشد. از طريق ارتباطات با يکديگر به تفاهيم مي‌رسيم و دوست داشتن همديگر را مي‌آموزيم، در يکديگر نفوذ مي‌نمائيم، به هم اعتماد مي‌کنيم، راجع به خودمان چيزي آموخته و به ديگران که چگونه ما را مي‌بينند توجه مي‌نمائيم ….” (فخيمي، 1379، 408).

به عقيده مورفي و هيندبرانت 24 :
“…. ارتباطات فرآيندي است براي انتقال و دريافت پيام‌هاي کتبي و شفاهي که منتج به جواب و پاسخ مي‌شود…” (همان منبع، 408).
از طرفي باگلي 25 نظر ديگري اظهار مي‌دارد. او مي‌گويد:
“… ارتباطات فرآيندي است که به هنگام انتقال فکر، عقيده، اطلاعات، احساس بين افراد و يا گروه و افراد براي مقاصد سنجيده شده‌اي واقع مي‌شود….”.
نظر ليتل 26 مشابه نظر فوق است. به زعم او : “… ارتباطات فرايندي است که به وسيله آن اطلاعات بين افرادو يا سازمان‌ها از طريق نمادهادي مورد توافق قبلي برقرار مي‌شود….” (همان منبع،408).
ارتباط عبارتست از فرايند انتقال پيام و برقراري تفاهم بين دو نفر يا بيشتر مشروط بر آنکه معناي مورد نظر فرستنده پيام را، گيرنده نيز دريافت کند (صائميان، 1377، 76).
دنسل لانگلي و ميشل شين اظهار مي‌دارند که: ارتباط عبارتست از “فرايند انتقال اطلاعات با وسايل ارتباطي گوناگون از يک نقطه، يک شخص يا يک دستگاه به ديگري” (رئوفي، 1381، 167).
ارتباطات يک فرايند شخصي است که درگير تبادل رفتار مي‌باشد (حقيقي و همکاران، 1380، 224).
ارتباطات – تبادل اطلاعات و انتقال معني- بخشي از هر کاري است که مديران انجام مي‌دهند(دسلر، 2001).27
ارتباطات مبين نحوه و چگونگي توزيع و تبادل عقايد، افکار و اطلاعات از طريق کتبي، شفاهي، علامات و حرکات به منظور راهنمايي و هدايت رفتار کارکنان سازمان در مبادله پيام مي‌باشد(فخيمي، 1379، 407).
تبادل کلام، پيام و يا مبادله افکار و عقايد يا “فراگرد تفهيم و تفاهم و تسهيم معني” را اصطلاحاً‌ برقراري ارتباط ناميده‌اند و يا فرآيند انتقال اطلاعات و مفاهيم فکري انسان. بنابراين هر واقعه‌اي که روي دهد يا اصواتي که به گوش رسد و يا ايماء و اشاراتي که به عمل آيد، مي‌تواند نوعي ارتباط بين افراد باشد(مسعودي ندوشن، 1376، 483).
هارودلويت در کتاب روانشناسي مديريتي چنين بيان داشته است که “ارتباطات عبارت است از ارسال و شليک اطلاعات و اصابت آن به هدف که براي اطلاع از اثربخشي آن بايد بازخورد اطلاعات از گيرنده (هدف) گرفته شود”(کوکلان، 1378، 84).
کليت28 در کتاب مديريت منابع انساني، ارتباطات را به معني توزيع اطلاعات در سطوح مختلف سازماني به منظور هدايت رفتار افراددر تصميم‌گيري‌هاي سازماني، حل مشکلات و نوآوري، ايجاد هماهنگي، ارزيابي عملکرد و رهبري تعريف کرده است(مسعودي ندوشن، 1376،‌ 484).
فيليپ کوميز، ارتباطات را “جابه‌جا شدن اطلاعات از سوي فرستنده (اطلاعات) به گيرنده (اطلاعات) به اين شرط که هر دو، هم فرستنده و هم گيرنده، اطلاعات جابجا شده را درک نموده و بفهمند” تعريف کرده است(طوسي و همکاران، 1378، 330).
ارتباطات فرايندي است پويا که زيربناي بقا و رشد و تحولات تمام سيستمهاي زنده در سازمان است(عباس زادگان، 1379، 43).
ارتباطات عبارتست از “مبادله اطلاعات بين دو يا چند نفر از طريق علائم مشترک.” (مقيمي، 1376، 42).
از نظر ويليام گيوليک، ارتباط سازماني فرآيندي است که مديران به وسيله آن سيستمي براي گرفتن اطلاعات و تبادل معاني از او به افراد و ارگان‌هاي فراوان داخل و خارج سازمان برقرار مي‌سازند(مسعودي ندوشن، 1376، 484).

2-2-6. ارکان اصلي فرايند ارتباطات
جان کاتر29 ارتباطات را به صورت زير تعريف کرده است: يک فرستنده پيام، پيامي را از طريق وسيله يا ابزاري به گيرنده پيام مي فرستد که او به آن پاسخ مي دهد. در اين شکل ساده مي توان الگويي به طريق زير ارائه کرد.
فرستنده پيام ? پيام ? گيرنده پيام. الگوي مزبور نشان مي دهد که در يک ارتباط سه رکن اصلي وجود دارد. بديهي است که اگر يکي از آنها حذف شود، ارتباط برقرار نمي گردد. در يک فرآيند ارتباط هفت بخش وجود دارد:
– فرستنده پيام يا منبع پيام:30 آغازگر ارتباط است. در يک سازمان، فرستنده پيام کسي است که داراي اطلاعات است و هدف وي اين است که آن را به يک يا چند نفر اطلاع دهد.
– به رمز درآوردن پيام31: زماني انج
ام مي شود که فرستنده پيام، اطلاعات را به صورت يک رشته علامت يا نماد درآورد. به رمز درآوردن پيام از آن جهت لازم است که اطلاعات تنها بايد بين يک نفر و نفر ديگر از طريق علامت و نشانه مبادله شود.
– پيام32: اطلاعاتي است که فرستنده پيام آن را از نظر فيزيکي به صورت رمز درآورده است. پيام ممکن است به هر شکل و صورتي باشد و فرد ديگري آن را دريافت و درك کند.
– کانال يا مجراي ارتباطي33: وسيله اي است براي ايجاد ارتباط بين فرستنده و گيرنده پيام( مثل هوا براي انتقال صوت) غالبا نمي توان کانال ارتباطي را از پيام جدا کرد.
– دريافت کننده يا گيرنده پيام:34 شخصي است که اندام هاي حسي او احساس مي کنند که پيام را دريافت کرده اند. امکان دارد گيرنده پيام، يک يا چند نفر باشند.
از رمز خارج کردن پيام35: فرايندي است که به وسيله آن گيرنده پيام، پيام را تفسير مي کند. گيرنده بايد ابتدا پيام را دريافت کند سپس آن را تفسير کند.
بازخورد نمودن نتيجه36: مسيري دارد که در جهت عکس فرايند ارتباط است که در آن واکنش گيرنده پيام به فرستنده پيام داده مي شود. بازخورد ممکن است مستقيم و يا به صورت غير مستقيم باشد.
پارازيت: پارازيت را مي توان عاملي تعريف کرد که پيام را تحريف مي کند. وجود پارازيت ممکن است از فرستنده، وسيله ارتباط و يا گيرنده باشد.

2-2-7. ارتباطات سازماني
از ترکيب دو واژه ارتباط و سازمان م يتوان به مفهوم جديدي دست يافت که ارتباط يا ارتباطات سازماني نام دارد. در ارتباط سازماني که يکي از انواع ارتباطات انساني است، چهار ويژگي هدفمندي، ساختارمندي، وظيفه مداري و محاط بودن در يک سازمان، در مقايسه با انواع ديگر ارتباط بيشتر مورد توجه است. در رويکردهاي گوناگون علم مديريت در مفهوم ارتباطات سازماني با توجه به تعريف هر يک از سازمان، تفاوتهاي محسوسي ديده مي شود. براي مثال در مکتب کلاسيک که سازمان به عنوان ماشين در نظر گرفته مي شود، عناصر ارتباط به اين صورت است: ارتباط يک وظيفه است، مسير ارتباطي به صورت عمودي است، کانال ارتباطي همواره به صورت کتبي و سبک ارتباط به صورت رسمي است. در دو رويکرد ديگر يعني روابط انساني و منابع انساني که به نيازهاي کارکنان و تاثير رضايتمندي بر ميزان بهره وري توجه مي شود؛ ارتباط علاوه بر وظيفه، وضعيتي اجتماعي و ابتکاري دارد. مسير ارتباط به صورت عمودي، افقي و يا گروهي مي باشد. در اين جا کانال ارتباط نيز اغلب حالت رودررو و بدون محدوديت را دارد و سبک ارتباط شکل غير رسمي را دارا مي باشد. در مقابل اين مکتب مي توان به رويکردهاي سيستمي، فرهنگي و انتقادي اشاره کرد.
براي مثال در رويکرد سيستمي، سازمان به عنوان يک موجود زنده ديده مي شود که هم بر محيط اثر مي گذارد و هم از آن تاثير مي پذيرد و اين ديدگاه که متاثر از نظريه عمومي سيستم هاست، هر مجموعه را داراي اجزايي مي داند که وجه اشتراك آنها نظم سلسله مراتبي، وابستگي به يکديگر و مرزهاي نفوذپذيري است. به علاوه، نظام داراي فرايند داده و ستاده و بازخورد است.
نوربرت ونيرا(1969) در کتاب سايبرنتيک يا کنترل، ويژگي هاي هر نظام را به چهار دسته کلي مجموعه، هم پاياني، آنتروپي منفي و تنوع الزامي، تقسيم بندي مي کند. در اين رويکرد، سازمان عبارت از يک کل با اجزاي پيوسته و متشکل از افراد انساني، سازمانهاي رسمي و غير رسمي، روشهاي