پایان نامه ها

ه تکمیل شده در طی همان روز از واحد های مورد پژوهش جمع آوری شد. مدت زمان تقریبی تکمیل پرسشنامه توسط هر کدام از واحد های مورد پژوهش 5 دقیقه بود. جمع آوری داده ها به مدت یک ماه از 28 فروردین ماه تا 28 اردیبهشت ماه 1393 انجام گرفت.
روش تجزیه و تحلیل داده ها:
یافته های پژوهش بر حسب نوع متغیر ها، کمی و کیفی می باشند. بدین ترتیب که متغیر های سن و شاخص توده بدنی (وزن و قد) به صورت متغیر “کمی-پیوسته” و متغیر سال تحصیلی به صورت متغیر “کمی-گسسته” در نظر گرفته شدند. متغیر های جنس، وضعیت تأهل، رشته تحصیلی، شغل پدر، شغل مادر، محل سکونت از نوع “کیفی اسمی” و متوسط درآمد ماهیانه خانواده تحصیلات پدر و مادر از نوع “کیفی رتبه ای” می‌باشند. متغیر اصلی این پژوهش، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت می‌باشد که جزء متغیرهای “کمی پیوسته” می‌باشد.
در ابزار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، پاسخ به سؤالات بر اساس مقیاس لیکرت چهارگزینه ای (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) می‌باشد که به ترتیب از 1 تا 4 نمره داده شد. بنابراین دامنه نمرات بین 208-52 بود.
جهت تجزیه و تحلیل، داده های جمع آوری شده پس از کد گذاری وارد نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 شده و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور دسته بندی و خلاصه نمودن داده ها از آمار توصیفی مانند جدول توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار استفاده شد. جهت انجام آزمون های استنباطی ابتدا با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف مشخص شد که داده ها از توزیع نرمال پیروی می‌کنند یا نه. سپس جداول توافقی تنظیم گردید و برای میانگین و انحراف معیار متغیر های اصلی و عوامل فردی – اجتماعی در صورت نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون های آماری t test و ANOVA و در صورت غیر نرمال بودن داده ها از آزمون های نان پارامتریک کروسکال والیس و من ویتنی یو استفاده شد. همچنین بین متغیر های اصلی و دموگرافیک با استفاده از رگرسیون چندگانه بررسی گردید. متغیر اصلی این پژوهش، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت به عنوان متغیر وابسته و عوامل فردی – اجتماعی به عنوان متغیر های مستقل مطرح بودند. سطح معنی داری در همه‌ی آزمون ها 05/0 در نظر گرفته شد.

ملاحظات اخلاقی:
کسب اجازه از معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی گیلان و کمیته اخلاق جهت اجرای پژوهش
کسب اجازه از رؤسای محترم دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه گیلان
ارائه توضیحات لازم به دانشجویان جهت اختیاری بودن شرکت در مطالعه
معرفی پژوهشگر به صورت رسمی و کتبی به مسئولین محیط های پژوهش و توضیح اهداف پژوهش
اختیاری بودن نمونه های پژوهش جهت شرکت در پژوهش
بیان این نکته که در صورت تمایل و درخواست مسئولین محیط های پژوهش و یا نمونه های مورد پژوهش، خلاصه ی نتایج این تحقیق در اختیارشان قرار خواهد گرفت.
دادن اطیمنان به واحد های مورد پژوهش جهت محرمانه ماندن اطلاعات شخصی و عدم ذکر نام و نام خانوادگی در پرسشنامه
تشکر و قدردانی از تمامی افراد شرکت کننده در پژوهش

یافته های پژوهش:
در این فصل یافته های پژوهش و تجزیه و تحلیل آماری در قالب جداول با توجه به اهداف پژوهش تنظیم شده است.
جداول شماره 1 تا 3 مربوط به توزیع فراوانی عوامل فردی اجتماعی واحد های مورد پژوهش شامل دانشکده های محل تحصیل، جنس، سال تحصیلی، وضعیت تأهل، شغل پدر، شغل مادر، تحصیلات پدر، تحصیلات مادر، محل سکونت، میزان درآمد ماهیانه خانواده، سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی می باشد.
جدول شماره 4 در ارتباط با هدف اول و دوم پژوهش” تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های علوم پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی و تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های غیر پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی ” تنظیم شده است و نشان دهنده مجموع میانگین نمره و انحراف معیار رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت واحدهای مورد پژوهش برحسب مشخصات فردی و اجتماعی می باشد.
جدول شماره 5 در ارتباط با هدف اول و دوم پژوهش” تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های علوم پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی و تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های غیر پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی ” تنظیم شده است و نشان دهنده وضعیت ابعاد رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در واحد های مورد پژوهش می باشد.
جداول 6 تا 11 در ارتباط با اهداف 6-1 هدف ویژه 1 ” تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های علوم پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی در حیطه های فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس” و نیز در ارتباط با اهداف 6-2 هدف ویژه 2 “تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های غیر علوم پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی در حیطه های فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس” تنظیم شده است و نشان دهنده میانگین و انحراف معیار واحدهای مورد پژوهش بر حسب وضعیت فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس
می باشد.
جدول شماره 12 در ارتباط با هدف سوم پژوهش” مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان رشته های علوم پزشکی و غیر پزشکی گیلان با کنترل مشخصات فردی و اجتماعی ” تنظیم شده است و نشان دهنده توزیع نرمال سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت می باشد.
جداول شماره 13 تا 18 در ارتباط با هدف سوم پژوهش ” مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان رشته های علوم پزشکی و غیر پزشکی گیلان با کنترل مشخصات فردی و اجتماعی” تنظیم شده است و نشان دهنده مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در حیطه های وضعیت فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس در دانشگاه های علوم پزشکی و دانشگاه گیلان می باشد.
جدول شماره 19 در ارتباط با هدف سوم پژوهش ” مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان رشته های علوم پزشکی و غیر پزشکی گیلان با کنترل مشخصات فردی و اجتماعی ” تنظیم شده است و نشان دهنده میانگین و انحراف معیار بعد کلی سبک زندگی سلامت در دو جامعه مورد مطالعه می باشد.
جدول شماره 20 به ارتباط ابعاد سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت با عوامل فردی و اجتماعی بر اساس مدل لوجستیک رگرسیون چندگانه می پردازد.

جدول شماره 1: توزیع فراوانی واحدهای مورد پژوهش بر حسب دانشکده های محل تحصیل
فراوانی
دانشگاه(دانشکده)

تعداد
درصد
پزشکی

دانشگاه علوم پزشکی گیلان
122
2/9
دندانپزشکی

23
7/1
بهداشت

37
8/2
پرستاری و مامایی رشت

66
5
پرستاری و مامایی لنگرود

23
7/1
پیراپزشکی لنگرود

63
8/4
جمع

334
3/25
ادبیات وعلوم انسانی

دانشگاه گیلان

290
22
علوم پایه

153
6/11
منابع طبیعی

51
9/3
علوم کشاورزی

89
7/6
تربیت بدنی و علوم ورزشی

49
7/3
فنی و مهندسی

254
3/19
معماری و هنر

53
4
علوم ریاضی

46
5/3
جمع
985
7/74
جمع کل
1319
100

جدول فوق نشان می دهد که اکثر واحدهای مورد پژوهش دانشگاه علوم پزشکی گیلان در دانشکده پزشکی (2/9 درصد) و دانشگاه گیلان در دانشکده ادبیات و علوم انسانی (22 درصد)مشغول به تحصیل بودند.

جدول شماره 2: توزیع فراوانی واحدهای مورد پژوهش بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی

درصد
تعداد
فراوانی
مشخصات فردی و اجتماعی
5/57
758
مونث
جنسیت

5/42
561
مذکر

100
1319

جمع
3/67
888
سوم
سال تحصیلی
7/32
431
چهارم

100
1319

جمع
6/91
1208
مجرد
وضعیت تأهل

4/8
111
متاهل

100
1319

جمع
2/38
504
کارمند

شغل پدر
8/5
76
کارگر

6/40
536
آزاد

3/3
43
بیکار

1/12
160
سایر

100
1319

جمع
5/14
191
کارمند

شغل مادر
4/0
5
کارگر

8/2
37
آزاد

4/80
1060
خانه دار

100
1319

جمع

3/4
57
بیسواد

تحصیلات پدر
3/22
294
زیر دیپلم

43
567
دیپلم

3/30
400
دانشگاهی

100
1319

جمع
2/9
122
بیسواد

تحصیلات مادر
9/29
395
زیر دیپلم

9/44
592
دیپلم

9/15
210
دانشگاهی

100
1319

جمع
7/50
669
با خانواده

محل سکونت

1/1
14
منزل اقوام و دوستان

5/42
560
خوابگاه

8/5
76
خانه مجردی

100
1319

جمع
7/12
167
زیر 500 هزار تومان

میزان درآمد ماهیانه خانواده
2/41
543
بین پانصد هزارتومان تا یک میلیون

2/46
609
بالاتر از یک میلیون

100
1319

جمع
ادامه جدول شماره 2 …

جدول فوق (شماره 2)نشان می دهد که اکثر واحدهای مورد پژوهش مؤنث( 5/57 درصد)، مجرد (6/91 درصد) و در سال سوم تحصیلی(3/67 درصد) مشغول به تحصیل بودند. شغل پدرشان آزاد ( 6/40 درصد) و مادران شان خانه دار (4/80 درصد) بود،تحصیلات پدر(43 درصد) و مادر (9/44 درصد) دیپلم و اکثراً همراه با خانواده شان (7/50 درصد) زندگی می کردند و میزان در آمد ماهیانه خانواده (2/46 درصد) نیز بالاتر از یک میلیون بود.
جدول شماره 3: میانگین و انحراف معیار متغیر های کمی واحدهای مورد پژوهش
بیشترین مقدار
کمترین مقدار
میانگین و انحراف معیار
مشخصات فردی و اجتماعی
33
20
61/1± 75/21
سن(سال)
210
148
35/9± 89/170
قد(سانتی متر)
115
40
94/11± 41/65
وزن(کیلوگرم)
09/38
34/11
10/3± 30/22
شاخص توده بدنی(BMI)
فراوانی

درصد
تعداد

3/8
109

زیر 5/18: لاغر

2/72
952

9/24-5/ 18: طبیعی

4/16
216

9/29-25: اضافه وزن

7/1
22

30 و بالاتر: چاق

5/1
20

عدم پاسخگویی
100
1319

جمع

جدول فوق نشان می دهد که واحدهای های مورد پژوهش در محدوده سنی 61/1± 75/21 قرار گرفته بودند. میانگین شاخص توده بدنی 10/3±30/22 بود که بر اساس تقسیم بندی وضعیت BMI، اکثریت (2/72 درصد) دارای شاخص توده بدنی طبیعی بودند.

جدول شماره 4: مقایسه میانگین و انحراف معیار نمره رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی

آزمون آنالیز
واریانس یکطرفه
نمره رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت
مشخصات فردی اج
تماعی

انحراف معیار
میانگین

df=1
F=5/347
P0/021
47/18
44/129
مؤنث

جنسیت

91/18
04/127
مذکر

df=1
F=2/569
P0/109
30/18
85/127
سوم

سال تحصیلی

43/19
60/129
چهارم

df=1
F=2/248
P0/134
60/18
19/128
مجرد

تأهل

57/19
96/130
متأهل

df=3
F=5/887
P0/001
06/17
12/123
بیسواد

تحصیلات پدر

90/17
41/125
زیر دیپلم

53/18
08/129
دیپلم

35/19
42/132
دانشگاهی

df=3
F=5/898
P0/001
07/16
80/121
بیسواد

تحصیلات مادر

94/18
78/128
زیر دیپلم

41/18
97/128
دیپلم

74/19
02/130
دانشگاهی

df=3
F=3/073
P0/027
09/19
87/129
خانواده

محل سکونت

87/12
29/129
منزل اقوام و دوستان

11/18
10/127
خوابگاه

43/19

16/125
خانه مجردی

df=2
F=19/129
P0/000
12/17
49/120
زیر 500 هزار تومان
میزان درآمد خانواده

16/18
59/128
500 هزار تا یک میلیون

02/19
44/130
بالاتر از یک میلیون

df=1
F=1/830
P0/176
74/19
02/130
خانه دار
شغل مادر

48/18
12/128
غیر خانه دار

df=3
F=2/701
P0/044
52/19
75/129
کارمند
شغل پدر

48/19
82/123
کارگر

72/17
28/128
آزاد

54/18
20/127
سایر

ادامه جدول شماره 4

ی واحد های مورد پژوهش 30/2 ± 44/20 با دامنه 27 – 18 سال بود. 5/95 درصد و 4/94 درصد از دانشجویان هیچگونه سابقه استعمال دخانیات و مصرف مواد مخدر را گزارش نکرده بودند. همچنین 9/65 درصد از شرکت کنندگان در پاسخ به سؤال “آیا شما در موضوعات مرتبط با سلامتی الگوی مناسب برای دیگران هستید؟” گزینه بله را انتخاب کردند. میانگین شاخص توده بدنی افراد 18/3 ± 17/21 بود. نمره میانگین ابزارHPLP 2 ، 36/0 ± 41/2 بود. برای تعیین بیشترین و کمترین خرده مقیاس ها از آزمون آنووا استفاده شد. نتایج این آزمون نشان داد که میانگین اختلاف خرده مقیاس ها از نظر آماری معنا دار بود ((p 0/001. سپس از آزمون کمترین اختلاف معنی دار برای مقایسه جفت52 استفاده شد که اختلاف معنی داری را بین همه خرده مقیاس ها (001/0p) به غیر از حیطه های رشد معنوی (54/0±80/2) و روابط بین فردی(46/0±79/2)، ( 75/0p=) بود. نتایج نشان داد که بیشترین نمره به حیطه های رشد معنوی و روابط بین فردی و کمترین نمره به حیطه فعالیت جسمانی مربوط می شد. در این مطالعه، پژوهشگران معتقدند که دانشجویان بدون شک نیروهای کار هر کشوری محسوب شده و بنابراین وضعیت سلامتی فعلی آن ها می تواند وضعیت بهداشتی آتی آنان و در نتیجه سلامت آینده کشور را تحت تاثیر قرار دهد. نتایج این مطالعه نشان داد که دانشجویان سبک زندگی نامطلوبی داشتند. این موضوع نشان می دهد که واحدهای مورد پژوهش و شاید سایر دانشجویان ایرانی نیاز به توجه ویژه به رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت داشته باشند. یکی از حیطه های نگران کننده سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان، فعالیت جسمانی بود که کمترین نمره را در این مطالعه به خود اختصاص داد. بنابراین توجه ویژه به این مقوله حیاتی به نظر می رسد. از این رو، امکانات ورزشی بیشتر بایستی برای این قشر فراهم شود و برنامه های آموزشی ویژه ای در خصوص ورزش و فعالیت های جسمانی بایستی طراحی شود تا دانش و نگرش دانشجویان در این حیطه مهم از رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت افزایش یابد(49).
از این رو عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت از اهمیت فراوانی برخوردار است که در مطالعه پکر و برمک53 با عنوان عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان جدیدالورود رشته دندانپزشکی در دانشگاه استانبول به آن توجه شده است. این پژوهش، یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بود که بر روی 111 نفر انجام شد. داده ها به وسیله نمونه گیری آسان جمع آوری شد. قبل از تکمیل پرسشنامه، اهداف پژوهش، مشارکت اختیاری در انجام پژوهش و محرمانه بودن اطلاعات بازگو و رضایت آگاهانه از افراد کسب شد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای استفاده شد که مشتمل بر دو بخش: بخش اول مشخصات فردی و اجتماعی(جنس، سن، محل سکونت، درآمد ماهیانه خانواده) و بخش دوم شامل پرسشنامه های؛ نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، مقیاس ارزش سلامتی، مقیاس خودکارآمدی عمومی ، مقیاس استرس درک شده و مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی درک شده بود.
ابزار نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت(HPLP2)، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی دانشجویان را می سنجید. این ابزار شامل 52 عبارت که شش زیر مقیاس: مسئولیت پذیری سلامتی، رشد معنوی، فعالیت جسمانی، روابط بین فردی، عادات تغذیه ای و مدیریت استرس را شامل می شد. پاسخگویی با مقیاس چهار گزینه ای لیکرت با دامنه 1 (هرگز) تا 4 (همیشه) انجام شد. امتیاز ابزار از طریق محاسبه میانگین پاسخ افراد به 52 سوال تعیین گردید. همچنین نمره زیرمقیاس ها با محاسبه میانگین پاسخ افراد انجام شد. ضریب آلفای این ابزار در این پژوهش، 89/0 بود. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 15 انجام شد. از آزمون های آماری توصیفی(درصد، میانگین، انحراف معیار، کمینه و بیشینه) برای محاسبه مشخصات فردی و اجتماعی و ابزار HPLP2 استفاده شد. نمرات بر شش زیرمقیاس و نمره کلی بر ابزار HPLP2، متغیر های پیوسته بودند. آزمون اسمیرنوف کولموگروف54 مشخص کرد که همه نمرات ابزارHPLP2، توزیع نرمالی داشتند. از آزمون تی مستقل برای تعیین هر نوع اختلاف بین جنس و محل سکونت انجام شد. ارتباط بین ابزارHPLP2 و عوامل تعدیل کننده(سن، محل سکونت، درآمد ماهیانه خانواده، حمایت اجتماعی درک شده و استرس درک شده) و عوامل شناختی ادراکی(ارزش سلامتی و خودکارآمدی درک شده) با آزمون همبستگی پیرسون انجام گردید.
از مجموع 165 دانشجو، 129 نفر(78 درصد)، پرسشنامه تحقیق را تکمیل کردند که 18 نفر به علت عدم تکمیل مشخصات فردی اجتماعی از ادامه تحقیق کنار گذاشته شدند. در آخر، 111 نفر وارد مطالعه شدند. از این تعداد، 56 نفر(5/50 درصد) مذکر و 55 نفر(5/49 درصد) مونث بودند. میانگین سنی افراد 89/0±43/19 و دامنه سنی آنها 18 تا 22 سال بود. صد درصد دانشجویان مجرد، میانگین درآمد خانواده ماهیانه 1523 دلار، 59 درصد(65 نفر) همراه با خانواده و 41 درصد (46 نفر) در خوابگاه ها و آپارتمان ها با دوستان شان زندگی می کردند.
میانگین نمره کلی ابزار HPLP2 برابر با 49/2 (دامنه=27/3-60/1 ، انحراف معیار=32/0) نشان دهنده سطح متوسط سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی در این دانشجویان بود. بالاترین نمره مربوط به زیر مقیاس رشد معنوی(میانگین=03/3، انحراف معیار 41/0 )، کمترین نمره را زیر مقیاس مسئولیت پذیری سلامتی(میانگین=12/2، انحراف معیار 48/0 )به خود اختصاص داد. نتایج این پژوهش، اختلاف آماری معنی داری را بین نمره کلی ابزار و جنس شرکت کنندگان نشان نداد. بین زیر مقیاس های رشد معنوی( P˂0/05) و فعالیت جسمانی(P˂0/05) اختلاف معنی داری وج
ود داشت. مردان در مقایسه با زنان، فعالیت جسمانی بیشتری را انجام می دادند. زنان نسبت به مردان در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی، بیشترین نمره را کسب کردند. بین نمره کلی ابزار و نمره های زیر مقیاس ها بر حسب محل سکونت و سن، اختلاف معنی داری یافت نشد. بین متغیر درآمد ماهیانه خانواده و زیر مقیاس فعالیت جسمانی ارتباط معنی داری وجود داشت(r=0/23, P˂0/05).
نتایج این پژوهش نشان داد که دانشجویان سال اول دندانپزشکی، کمترین نمره را در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی کسب کردند. این قضیه بازگو کننده کم توجهی برنامه های ارتقاء سلامت مدارس برای توسعه مهارت های حفظ و ارتقای سلامت دانشجویان و همچنین برای کاهش رفتارهای مخاطره آمیز بهداشتی در سطوح آموزشی بالاتر می باشد. دختران نسبت به پسران مسئولیت پذیری سلامتی بیشتری داشتند. پسران فعالیت جسمانی بیشتری در مقایسه با دختران داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد که خودکارآمدی درک شده، قوی ترین پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان می باشد. که حاکی از آن است دانشجویانی که سطح خودکارآمدی بیشتری داشتند تمایل بیشتری برای انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی دارند(10).
سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در کاهش اضطراب دانشجویان موثر می باشد لذا توجه به این امر و فراهم نمودن تمهیداتی برای ارتقاء آن در مطالعه نوروزی نیا و همکاران با هدف تعیین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و همبستگی آن با میزان اضطراب و برخی مشخصات جمعیت شناسی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی البرز توصیف شده است. این مطالعه توصیفی-همبستگی، 160 دانشجو با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند که از این تعداد، 151 نفر پرسشنامه ها را تکمیل و عودت دادند. معیار ورود به مطالعه، اشتغال دانشجو در زمان تحقیق و تمایل دانشجو به شرکت در مطالعه بود. ابزار این پژوهش شامل سه بخش بود، بخش اول، مشخصات جمعیت شناسی(جنس، بومی بودن، مطالعه کتب غیر درسی، وضعیت اقتصادی اجتماعی، محل زندگی دانشجو، وضعیت تأهل و میزان اضطراب)، بخش دوم، سیاهه اضطراب اشپیل برگر و بخش سوم، پرسشنامه 52 سؤالی نیمرخ سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بود که رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت را در شش حیطه مسئولیت پذیری سلامتی، فعالیت جسمانی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، مدیریت استرس و روابط بین فردی میسنجید که به صورت مقیاس چهار گزینه ای لیکرت (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) نمره دهی شد. محدوده نمره کل ابزار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بین 208-52 بود و برای هر بعد نمره جداگانه قابل محاسبه بود. ضریب آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه 92/0 بدست آمد که میزان پایایی این پرسشنامه را در حد بسیار مطلوب نشان داد. پژوهشگران جهت جمع آوری داده ها، به صورت حضوری به دانشجویان مراجعه و پس از بیان هدف از انجام پژوهش و اطمینان از محرمانه ماندن اطلاعات و با رضایت کامل دانشجو، پرسشنامه جهت تکمیل در اختیار آن ها قرار داده شد. داده ها وارد نرم افزار spss نسخه 18 شد و با استفاده از آزمون های آنالیز واریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان پاسخ دهی به سؤالات 4/94 درصد بود. 8/74 درصد (113 نفر) مؤنث، 7/88 درصد (133 نفر) مجرد بودند. 3/56 درصد (85 نفر) در مقطع کاردانی و 7/43 درصد (66 نفر) در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند. 68 درصد(102 نفر) با خانواده، 3/29 درصد (44 نفر) در خوابگاه و 6/2 درصد (4 نفر) با دوستان خود زندگی میکردند. 51 درصد (77 نفر) مطالعه غیر درسی داشتند. 54 درصد (79 نفر) وضعیت اقتصادی اجتماعی متوسط تا خوب داشتند. 4/91 درصد (128 نفر) بیکار و 3/48 درصد (73 نفر) بومی بودند. هیچکدام از واحد های پژوهش کشیدن سیگار را گزارش نکردند. میانگین و انحراف معیار شاخص کلی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت (41/0 ± 56/2) بود. بالاترین نمره کسب شده در حیطه رشد معنوی (99/2) و کمترین آن در حیطه فعالیت جسمانی(16/2) بود. نتایج مطالعه بر اساس آنالیز واریانس چند متغیره نشان داد که بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و متغیر های جنس، بومی بودن، مطالعه غیر درسی، محل سکونت فعلی دانشجو و میزان اضطراب همبستگی معنی داری وجود داشت و با وضعیت اقتصادی اجتماعی و وضعیت تأهل ارتباط معنی داری یافت نشد. در حیطه عادات تغذیه ای میانگین نمره دختران بیشتر از پسران بود و اختلاف آماری معنی داری بین دو جنس مشاهده شد (p0/001). در حیطه فعالیت جسمانی نمره دختران کمتر از پسران بود و تفاوت آماری بین دو جنس معنی دار بود (p=0/001). میانگین نمره دختران در مقایسه با پسران در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی بیشتر بود و از نظر آماری معنی دار نبود(p=0/021). در حیطه مدیریت استرس دانشجویانی که مطالعه غیر درسی داشتند، میانگین نمره بیشتری کسب کردند و اختلاف بین دو گروه هم، معنی دار بود(p=0/002). در حیطه روابط بین فردی میانگین نمره دختران بالاتر از پسران بود و اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد. در حیطه رشد معنوی میانگین نمره پسران بیشتر از دختران بود، اما اختلاف معنی داری وجود نداشت. یافته های این مطالعه نشان داد که دانشجویان در حیطه های رشد معنوی و روابط بین فردی وضعیت مطلوب داشتند و در حیطه های فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی و عادات تغذیه ای دارای وضعیت نامناسب بودند. پژوهشگران در پایان پیشنهاد کردند که مسئولین دانشگاه تلاش بیشتری در جهت فراهم ساختن امکانات ورزشی، توجه بیشتر به برنامه تغذیه ای خوابگاه های دانشجویی، ایجاد مراکز مشاوره بهداشتی و برپایی همایش هایی در خصوص رفتارهای سالم و بهداشتی داشته
باشند. همچنین، انجام مطالعه به صورت کشوری در سایر دانشگاه ها پیشنهاد میشود(7).
بسیاری از دانشجویان در ایران در خوابگاه های دانشجویی سکونت داشته و زندگی در خوابگاه و شرایط حاکم بر آن در سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت بی تاثیر نخواهد بود ماهری و همکاران تحقیقی را با هدف وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان ساکن در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام دادند. این مطالعه به صورت مقطعی، توصیفی و تحلیلی بود که با نمونه گیری طبقه ای تصادفی بر روی 250 نفر(140 دختر، 110 پسر) که در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری عمومی انجام شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل دو بخش: بخش اول، مشخصات فردی و اجتماعی(سن، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال، مقطع تحصیلی و وضعی

گي ارتقاء دهنده سلامت و رابطه آن با كيفيت زندگي در دانشجويان مقطع كارشناسي دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي اصفهان انجام دادند. اين پژوهش یک مطالعه توصيفي تحليلي از نوع مقطعي بود. جمعيت مورد بررسي، كليه دانشجويان مقطع كارشناسي رشته هاي مرتبط بهداشتي (بهداشت عمومي، بهداشت محيط، بهداشت حرفه اي و تغذيه) در دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي اصفهان بودند.معيار خروج از مطالعه، داشتن سن بالاي 25 سال، ابتلاء به بيماري هاي مزمن، صعب العلاج و معلوليت و عدم تمايل دانشجو براي ادامه شركت در مطالعه بود. پرسشنامه این پژوهش شامل سه بخش: بخش اول شامل مشخصات فردی و اجتماعی حاوي شش سؤال (سن، جنس، رشته تحصيلي، ابتلاء به بيماري و وضعيت اقتصادي)، بخش دوم، مربوط به پرسشنامه استاندارد كيفيت زندگي سازمان جهانی بهداشت و بخش سوم، سؤالات مربوط به پرسشنامه نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت كه حاوي 46 سؤال كه در شش بعد و به صورت چهار گزينه اي (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) طراحي شده بود. ضریب آلفای کرونباخ برای این ابزار 78/0 بود.
پس از انجام هماهنگي با معاونت پژوهشي دانشكده، محقق با مراجعه به دانشجويان گروه هدف و معرفي خود و توجيه نمودن آن ها در مورد اهداف پژوهش، در صورت تمايل براي شركت در پژوهش، نسبت به تكميل پرسش نامه همراه با رعايت موازين اخلاقي و تحميلي نبودن تكميل پرسش نامه به دانشجويان و محرمانه بودن اطلاعات اقدام نمود.پس از تكميل پرسش نامه ها، داده ها وارد نرم افزار spss نسخه 16 شد و با كاربرد آزمون هاي آماري فیشر45 و کای اسکوئر46 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. مقدارp کمتراز 05/0 به عنوان سطح معني دار در نظر گرفته شد.
ميانگين سني شركت كنندگان 12/21 سال ، 3/54 درصد از آن ها خانم و 100 درصد آنان مجرد بودند. کیفیت زندگی عمومی7/40 درصد از دانشجویان خوب بود و تنها 8/19 درصد از آن ها کیفیت زندگی عمومی متوسط داشتند. از میان شش بعد رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت، حیطه های رشد معنوی و مسئولیت پذیری سلامتی به ترتیب با میانگین های 24/2±01/22 و 31/2±20 بیشترین و حیطه ی فعالیت جسمانی با میانگین 9/2±58/17 کمترین امتیاز را به خود اختصاص دادند. نتایج مطالعه نشان داد که بین مدیریت استرس و جنس دانشجویان ارتباط آماری معنا داری وجود دارد. دختران با احتمال بیشتری روش های آرام سازی و رفتارهای خود مراقبتی را نسبت به پسران انجام می دهند. بین حیطه های عادات تغذیه ای، روابط بین فردی و سن دانشجویان ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. بین روابط بین فردی و رشته تحصیلی دانشجویان و همچنین بین کیفیت زندگی عمومی و رشد معنوی دانشجویان ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. به علاوه بين كيفيت زندگي مرتبط با سلامت و مديريت استرس در دانشجويان ارتباط آماري معني دار وجود داشت. همچنين بين كيفيت زندگي كلي، وضعيت استرس و رشد روحي دانشجويان ارتباط آماري معني دار بود. این مقاله در پایان ابراز داشت که با توجه به هزينه بر بودن بيماري ها، بخش قابل ملاحظه اي از درآمد خانواده و در نهايت سرمايه كشور در مورد مشكلات سلامتي صرف مي شود. ضروري است كه توجه جدي به رويكردهاي استراتژيك مقابله با شرايط و عوامل خطر بيماري ها آغاز شود كه در اين رابطه توجه كافي به سبك زندگي ارتقاء دهنده سلامت و تعيين كننده ها، يك ضرورت به حساب مي آيد.(2)
لزوم توجه به رفتارهای ارتقا دهنده سلامت در دانشجویان حهت تعیین تاثیر تغییر در محیط و شرایط زندگی بر رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در مطالعه وی و همکاران47 با عنوان بررسی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت با هدف تعیین ارتباط بین سن و جنس دانشجویان، زندگی کردن با خانواده، شاخص توده بدنی48 و سال تحصیلی آنها با نمره کلی شان در ابزار نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بر روی دانشجویان ژاپنی انجام دادند. این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بود که بر روی 336 (161 نفر مرد، 175 نفر زن) دانشجوی دانشکده های پزشکی، داروسازی، آموزش، علوم، مهندسی، فرهنگ و حقوق ژاپن انجام شد. که از این تعداد 314 نفر، پرسشنامه را تکمیل کردند. میزان پاسخگویی به سؤالات 5/93 درصد بود. میانگین سنی افراد 5/1±1/20 و دامنه سنی آنها 34-18 سال بود.
جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای استفاده گردید که مشتمل بر دو بخش بود: بخش اول، ویژگی های فردی و اجتماعی شامل سن، جنس، سال تحصیلی، زندگی با خانواده، درآمد، قد و وزن و بخش دوم به تعیین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت با استفاده از ابزار نیمرخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت که توسط واکر و همکاران49 ساخته شده بود می پرداخت. روایی و پایایی نسخه ژاپنی ابزار HPLP 2 قبلاً مورد تایید قرار گرفته بود. این ابزار شامل 52 عبارت بود که 6 خرده مقیاس: مسئولیت پذیری سلامتی، رشد معنوی، فعالیت جسمانی، روابط بین فردی، عادات تغذیه ای و مدیریت استرس را اندازه گیری می کرد. پاسخگویی با مقیاس چهارگزینه ای لیکرت (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) انجام می شد. دانشجویان پس از آگاهی از اهداف پژوهش و با تکمیل فرم رضایت آگاهانه به روش خود ایفا به تکمیل پرسشنامه پرداختند.
این مطالعه پس از انجام ملاحظات اخلاقی انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار spssنسخه 17 تجزیه و تحلیل شد. روش های آنووا یک طرفه و همسانی چندگانه برای آزمون شفه50 انجام شد تا اختلاف معنی داری در سال های تحصیلی را تعیین نماید. از آزمون تی مستقل برای مقایسه نمرات حاصل از ابزار بر حسب جنس و زندگی با خانواده استفاده شد. آنالی
ز رگرسیون چندگانه برای بررسی تاثیرات شش متغیر مستقل(سن، جنس، زندگی با خانواده، درآمد، سال تحصیلی و شاخص توده بدنی) بر هفت متغیر وابسته (نمره کلی ابزار و شش خرده مقیاس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت) به کار گرفته شد. در تجزیه و تحلیل ابزار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، افرادی که گزینه های اغلب یا همیشه و گزینه های هرگز یا گاهی اوقات را برای هر سؤال انتخاب می کردند به ترتیب به منزله انجام دهنده رفتار بهداشتی و عدم پایبندی به آن رفتار در نظر گرفته می شدند. آزمونکای اسکوئر برای مقایسه درصد دانشجویان پسر و دختری که گزینه های اغلب یا همیشه را انتخاب می کردند، استفاده شد. ضریب همبستگی پیرسون برای تعیین ارتباط سطح سال تحصیلی با نمره کلی ابزار و شاخص توده بدنی به کار گمارده شد. تفاوت معنی داری بین سال تحصیلی و سن وجود داشت(F=45.77,p0/001). میانگین نمره کلی ابزار نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت ، 2/50±0/29بود. در بین شش خرده مقیاس این ابزار، بالاترین نمره و پایین ترین نمره به ترتیب به ابعاد روابط بین فردی و مسئولیت پذیری سلامتی مربوط می شد. دانشجویان سال اول نسبت به سایر سال های تحصیلی بیشترین نمره را از این ابزار کسب کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که دانشجویان در سال اول تحصیلی در مقایسه با سایر سال های تحصیلی، رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی را بیشتر انجام می دادند. بین نمره کلی ابزار و سال تحصیلی همبستگی منفی معنی داری وجود داشت. بین نمره کلی ابزار و سن رابطه معنی داری یافت نشد. یافته های این تحقیق پیشنهاد می کند که دانشجویان بایستی در ادامه دوران تحصیل، رفتارهای خودمراقبتی و آگاهی در مورد سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت را به طور مداوم داشته باشند.در این تحقیق، علاوه بر سن، سال تحصیلی هم ارتباط معنی داری با این ابزار نداشتند. نتایج این تحقیق پیشنهاد می کند که آموزش فعالیت ورزشی مداوم در دانشگاه می تواند تاثیر مثبتی بر ارتقاء سلامت و پیشگیری از بیماری ها داشته باشد. پژوهشگر خواستار تحقیقات بیشتری در زمینه رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و شیوه مطالعه، محیط اجتماعی و فعالیت های تفریحی در طول دوران تحصیل می باشد. همچنین پیشنهاد می شود که از سایر مراحل زندگی از جمله در مقاطع تحصیلی راهنمایی، دبیرستان، دانشجویان تحصیلات تکمیلی، جوانان و بزرگسالان مطالعاتی انجام گردد تا به طور واضح علل ایجاد تغییر در محیط یا شرایط زندگی بر رفتارهای ارتقاء دهنده و تأثیر برآن را نشان دهد(4).
توجه به اصل پیشگیری و برنامه ریزی های سیاست گزاران بهداشتی در افزایش ارتقاء رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، همواره باید مورد توجه قرار گیرد، در این رابطه یولا داییز و پرز-فورتیس51 نیز مطالعه ای با عنوان پیش بینی کننده های فردی و اجتماعی رفتارهای سلامتی در دانشجویان مکزیک انجام دادند. در این مطالعه توصیفی از نوع مقطعی، 307 نفر از دانشجویان سال اول دانشکده روانشناسی وارد مطالعه شدند. ابزار این پژوهش از دو بخش تشکیل شده بود. بخش اول، اطلاعات فردی و اجتماعی دانشجویان از قبیل جنس، سن، وضعیت تأهل، وضعیت استخدام، سطح اقتصادی اجتماعی، درآمد ماهیانه خانواده و سطح تحصیلات والدین را می سنجید. بخش دوم پرسشنامه، نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بود. که شش حیطه (مسئولیت پذیری سلامتی، رشد معنوی، فعالیت جسمانی، روابط بین فردی، عادات تغذیه ای و مدیریت استرس)، را می سنجید و با استفاده از مقیاس چهارگزینه ای لیکرت به صورت هرگز(1)، گاهی اوقات (2)، اغلب (3) و همیشه (4) نمره دهی شد. جهت تعیین پایایی این ابزار، آلفای کرونباخ 94/0 محاسبه شد. رضایت آگاهانه از دانشجویان کسب شد. داده ها وارد نرم افزار Spss شد و با استفاده از آزمون تی و آنووا یک طرفه و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این تحقیق نشان داد که میانگین سنی افراد، 91/19 سال با انحراف معیار 14/4 ، 5/93 درصد دانشجویان مجرد،3/67 درصد با سطح اقتصادی اجتماعی متوسط، 4/36 درصد از مادران و 27 درصد از پدران دانشجویان، سطح تحصیلات متوسطی داشتند. نمره کلی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت به طور معنا داری با جنس، سن، سطح اقتصادی اجتماعی، درآمد ماهیانه خانواده و سطح تحصیلات والدین مرتبط بود. در آنالیز تک متغیری، حیطه عادات تغذیه ای ارتباط معنا داری با سطح تحصیلات مادر داشت. حیطه فعالیت جسمانی دانشجویان نیز با جنس، وضعیت تأهل و سطح تحصیلات مادر مرتبط بود. در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی هیچ گونه ارتباطی یافت نشد. حیطه مدیریت استرس با همه عوامل فردی اجتماعی ارتباط داشت. حیطه روابط بین فردی به طور معنا داری با سن، سطح اقتصادی اجتماعی، درآمد ماهیانه خانواده و سطح تحصیلات والدین مرتبط بود. حیطه رشد معنوی با جنس و سطح تحصیلات پدر ارتباط معناداری وجود داشت. یافته های این پژوهش نشان داد که درصد بالایی از دانشجویان رفتارهای بهداشتی مناسبی نداشتند و سیاست مداران و برنامه ریزان بخش سلامت بایستی با درنظر گرفتن عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی در طراحی برنامه های ارتقای سلامت تأثیر بسزایی در کاهش بیماری های مزمن و ارتقاء سلامت جوامع داشته باشند(107).
دنیای ماشینی امروز منجر به افزایش بی حرکتی در بین دانشجویان شده است، فعالیت جسمانی مناسب یکی از ابعاد مهم در سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت است که نبود آن منجر به افزایش بیماری ها و هزینه خواهد شد رضایی آدریانی در مطالعه مقطعی از نوع
توصیفی تحلیلی با عنوان سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در گروهی از دانشجویان پزشکی، پرستاری و پیراپزشکی در یکی از دانشگاه های علوم پزشکی ایران انجام دادند. این مطالعه با نمونه گیری آسان بر روی 300 نفر انجام شد. در این پژوهش از پرسشنامه ای استفاده شد که شامل دو بخش بود. بخش اول، مشخصات فردی و اجتماعی و بخش دوم، پرسشنامه نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بود که شش حیطه ی مسئولیت پذیری سلامتی و عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی (9سوال)، فعالیت جسمانی و مدیریت استرس، 8 سوال را می سنجید. پاسخگویی با مقیاس چهار گزینه ای لیکرت با دامنه هرگز (1)، گاهی اوقات (2)، اغلب (3) و همیشه (4) انجام شد. ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های ابزار HPLP 2، 90/0 – 75/0 بود. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 5/11 انجام شد. از 300 دانشجوی مورد مطالعه، 267 نفر پرسشنامه را تکمیل کردند. میانگین سن

آمریکا محسوب می شود(91).
به منظور کاهش عواملی که موجب اضافه وزن می شوند، افراد بایستی میزان متعادلی از فعالیت جسمانی و عادات تغذیه ای داشته باشند. در طی سال اول دانشجویی، رژیم غذایی دانشجویان دستخوش تغییرات می شود. صرف صبحانه به عنوان یکی از مهمترین وعده های غذایی محسوب می شود و افرادی که صبحانه شان را میل می کنند به احتمال کمتری دچار اضافه وزن می شوند. طبق مطالعه ای، تنها 21 درصد دانشجویان مصرف صبحانه منظمی داشتند. همچنین مطالعه دیگری بیان کرد که حدود 31 درصد از 208 دانشجویان پسر و دختر مورد پژوهش بیشتر از 5 مرتبه میوه و سبزیجات در روز مصرف نموده و بیش از نیمی از دانشجویان غذاهای آماده41 با میزان چربی بالا حداقل سه بار در هفته مصرف می کردند. دختران عادات تغذیه ای بهتری از جمله مطالعه برچسب های غذایی نسبت به پسران داشتند. برخورداری از ارتباطات قوی در بهبود عادات تغذیه ای مؤثر است.(90). امروزه نقش عوامل تغذیه ای به عنوان عوامل خطر بیماری های غیر واگیر شناخته شده است(87). بررسی رژیم غذایی دانشجویان و عادات تغذیه ای آنان برای سلامتی زمان تحصیل و پس از آن اهمیت فراوانی دارد. بنابراین ضروری است که کلیه گروه های سنی به ویژه دانشجویان برای پیشگیری از بیماری های مزمن در سال های بعد، از نظر برنامه غذایی مورد توجه قرار گیرند.

استرس امروزه چنان همگانی و همه گیر شده است که آن را جزء لاینفک و مشخصه اصلی زندگی انسان ها دانسته اند، به طوری که همه انسان ها در زندگی روزمره خود و در تمام ابعاد و حوزه های حیات خود در معرض استرس های زیادی قرار دارند. استرس ذاتاً خوب یا بد نیست، بلکه ممکن است اثرات مثبت و منفی داشته باشد. استرس زمانی مفید تلقی می شود که سبب تسهیل هوشیاری شده و به رشد و تکامل شخصی فرد کمک نماید یا فرد را در برآوردن نیازهایش کمک کند و زمانی نامطلوب به شمار می آید که احساس بیچارگی را سبب شده و فرد را مستعد بیماری نماید(92). میزان استرس درک شده نه تنها با وخامت و مدت مواجهه، بلکه به شرطی شدن قبلی فرد نیز بستگی دارد. مثلاً افراد پرورش یافته در محیط های خانوادگی که تنش در آن ها سال ها ادامه یافته است، معمولاً در برابر موقعیت های استرس زا واکنش قوی تری نشان می دهند. استرس شدید و بلند مدت نظیر تغییرات زندگی می تواند توانایی سازگاری فرد را تحت تأثیر قرار دهد، موجب افسردگی شود و ضمن آسیب بدن، لذت زندگی را از بین ببرد(29). از نظر وایت42، زمانی که افراد تحت استرس هستند، باید مهارت های مقابله ای لازم را داشته باشند تا بتوانند اثر استرس را کاهش دهند. چنانچه استرس، مدیریت شود و مهارت های مقابله ای مؤثر واقع شود، فرد قادر خواهد بود تا با نیازها و چالش های زندگی خود به شیوه بهتری کنار آید(93). مدیریت استرس، توانایی افراد برای کاهش استرس و سازگاری مناسب با موقعیت های استرس زا تلقی می شود(57). مدیریت استرس، به مجموعه تکنیک ها و روش هایی اطلاق می شود که برای کاهش استرس تجربه شده توسط افراد یا افزایش توانایی آنان در مقابله با استرس های زندگی به کار گرفته می شوند(94). از آنجایی که گستره ی وسیعی از رفتارها می تواند بر استرس تأثیر بگذارد، می توان با یادگیری های لازم، اختلالات مرتبط با استرس را کنترل کرد(29). ورود به دانشگاه، تغییر عمده ای در زندگی اجتماعی، خانوادگی و فردی به وجود می آورد. در این دوره، فرد با تغییرات زیادی در روابط اجتماعی و انسانی روبرو می شود و با انتظارات و نقش های جدیدی مواجه می شود. قرار گرفتن در چنین شرایطی، غالباً با فشار و نگرانی توام بوده، عملکرد و بازده افراد را تحت تأثیر قرار می دهد(95). دانشجویان استرس زیادی را متحمل می شوند که جهت مقابله با آن نیازمند راهبردهای مقابله موفقیت آمیز با آن هستند. مطالعات نشان دادند که پاسخ های ناکافی در سازگاری با استرس در دانشجویان با مشکلات روانشناختی زیادی از قبیل کاهش عملکرد تحصیلی، اضطراب، افسردگی، اختلالات ذهنی و مشکلات تغذیه ای همراه است. فرآیند سازگاری در دوران دانشجویی به خاطر مواجهه با انواع مختلفی از استرسور ها از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. استرس در دانشجویان رشته های پزشکی می تواند تأثیر نا مطلوبی بر سلامت، عملکرد تحصیلی، حافظه و یادگیری، توانایی حل مسئله، تشخیص های پزشکی دانشجویان و مراقبت از بیماران داشته باشد(96). شیوع و شدت استرس در میان دانشجویان در مرز هشدار قرار دارد و سطح بالای استرس با پیامدهای منفی فراوانی مرتبط بوده که موجب کاهش عملکرد تحصیل، مشکلات سلامت جسمانی و سلامت روان می گردد(96).
در دوران دانشجویی، مشکلات مربوط به مرحله انتقال از نوجوانی به جوانی، آشنا نبودن با محیط دانشگاه، دوري و جدایی از خانواده، عدم علاقه به رشته تحصیلی، نا سازگاري با سایر افراد در محیط زندگی، کافی نبودن امکانات رفاهی و اقتصادي و مشکلاتی نظیر این ها از جمله شرایطی هستند که می توانند سبب ایجاد استرس و به خطر افتادن سلامت روانی دانشجویان گردند. لذا توجه به آن و پيامد هايش و نيز اتخاذ راهكارهاي مناسب براي رهايي از آن از اهميت خاصی برخوردار است(34).
امروزه پیشرفت سریع و مداوم تکنولوژی و تغییرات ابعاد اقتصادی و اجتماعی جوامع، منجر به ایجاد تغییرات شگرفی در شرایط محیطی و روابط بین فردی و در مجموع تغییرات اساسی در سبک زندگی انسان ها گردیده است. به گونه ای که انسان ها ناگزیر هستند برای داشتن زندگی مطلوب بر مجموعه ای از مهارت ها تسلط یابند تا توا
نایی انطباق و حل مسئله و مشکلات احتمالی پیش روی خود را داشته باشند(97). مهارت های اجتماعی از مهارت های ضروری زندگی روزمره انسان ها است. روزانه 70 درصد از وقت آدمی صرف ارتباطات می شود. اجتماعی شدن هر فرد، دستاورد مهارت های ارتباطی است که قبلاً آموخته است(98). مهارت های اجتماعی به رفتارهای آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق می شود، رفتارهایی که شخص می تواند با دیگران به نحوی ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی بیانجامد(99).
حمایت اجتماعی نقش مهمی در حفظ سلامتی افراد بازی می کند. همچنین حمایت اجتماعی موجب کاهش آثار منفی استرس های فراوان که از محیط و جامعه کسب می شود، می گردد و تبع آن بر کیفیت زندگی اثر مستقیم و مثبت خواهد داشت. حمایت اجتماعی، میزان برخورداری از محبت، توجه و مساعدت اعضاء خانواده و دوستان و سایر افرادی می باشد که فرد از آن ها برخوردار است. وجود حمایت اجتماعی در افراد باعث کاهش بیماری های قلبی، فشار خون، سردرد های عصبی، ناراحتی های گوارشی شده و منجر به افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس در افراد شود. افرادی که از حمایت اجتماعی بالایی برخوردار هستند، بهتر قادر خواهند بودند با رخداد های استرس زای زندگی سازگاری داشته باشند. حمایت اجتماعی، اثرات رویداد های استرس زا را تعدیل می کند و به تجربه عواطف مثبت می انجامد(100). حمایت اجتماعی با شادکامی و سلامت روانی رابطه مثبت دارد. ارتباطات نزدیک و حمایت اجتماعی که توسط خانواده، دوستان، همکاران و جامعه فراهم می شود، ارتباط مثبتی با بهبود عملکرد در محیط کار، مقابله بهتر با مشکلات زندگی، سازگاری عمومی و بهزیستی جسمانی و روان شناختی دارد. خانواده و دوستان، نقش مهمی در دلگرم کردن فرد برای رسیدن به اهداف بهداشتی ایفا می کنند. کمک آن ها، مهمترین جزء حمایت اجتماعی است(101). کسب و به کارگیری مهارت های اجتماعی و چگونگی برقراری ارتباط و تعامل با دیگران، یکی از مؤلفه های اصلی رشد اجتماعی به خصوص در جوانان محسوب می شود(97). دوره دانشجویی یکی از مراحل مهم رشد و تکامل انسان است که با رشد اجتماعی وی ارتباط تنگاتنگی دارد(98).

سازمان جهاني بهداشت در تعريف ابعاد وجودي انسان، به ابعاد جسماني، رواني، اجتماعي و معنوي اشاره مي كند و بعد چهارم، يعني بعد معنوی را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می سازد. معنویت بخش مهمی از زندگی مردم را تشکیل می دهد و تأثیر مهمی بر سلامتی و بهزیستی آنان دارد. افراد داراي زندگي معنوي فعال، بدون شك از نظر روان شناختي افراد سالمی هستند(102).
معنا و هدف در زندگی، خود آگاهی، اتصال به خود، دیگران و یک واقعیت برتر از اجزاء سلامت معنوی نیز شمرده شده اند(103). مطالعات نشان دادند که رشد معنوی می تواند در مواجهه با ضربه های روحی زندگی و پیشامد های استرس زا پرورش یابد. رشد معنوی از فرآیند درگیر شدن با تردید های مذهبی نمایان می شود. در مقابل، مطالعات نشان دادند که رشد معنوی می تواند در دامنه وسیعی از زمینه های اجتماعی رخ دهد. افرادی که تجربه رشد معنوی را دارند به احتمال زیاد از سلامتی بهتری برخوردار هستند چرا که رشد معنوی به آن ها در احساس معنی دار بودن زندگی کمک می کند. مطالعات نشان دادند، افرادی که احساس معنا داری نسبت به زندگی شان دارند در مقایسه با افرادی که چنین احساسی از زندگی ندارند از سلامت جسم و روان بهتری برخوردارند. مطالعه ای حاکی از آن است، داشتن احساس معنا داری در زندگی با خطر مرگ و میر پایین تری ارتباط دارد. مطالعه ای دیگر نشان داد که برخورداری از احساس معناداری عمیق در زندگی با دامنه وسیعی از رفتارهای بهداشتی مفیدی از قبیل انجام ورزش، تغذیه بهتر و اجتناب از دخانیات همراه می باشد(104).
امروزه جوانان و دانشجويان به دليل نقش مهمي كه در اداره آينده كشور به عهده دارند، يكي از قشرهاي مهم جامعه به حساب مي آيند. اهميت اين نقش در اين است كه دانشجويان نه تنها بخش اصلی متخصصان زمينه هاي گوناگون علمي، فني و هنري هر كشوري را تشكيل مي دهند، بلكه اين گروه، مديران اصلي در اداره آينده كشور و رهبر ساير اقشار جامعه در هدايت به سمت كمال و اهداف كشور مي باشند. از سوي ديگر بخشي از دانشجويان در آينده، عهده دار آموزش و پرورش نسل هاي بعد از خود خواهند بود و از اين طريق به طور غير مستقيم در كمال نسل هاي بعدي جامعه نيز دخالت دارند(30).
از آنجایی که ورود به دانشگاه، مقطع بسیار حساسی در زندگی نیروهای جوان، کارآمد و فعال هر کشوری محسوب می شود و غالباً با تغییرات زیادی در روابط اجتماعی و انسانی همراه است، باید به دقت مورد مراقبت قرار گیرند تا بتوانند نقش خود را به عنوان یک نیروی تحصیل کرده و متخصص به خوبی ایفا نمایند. لذا دانشجویان باید از سبک زندگی صحیح آگاه باشند تا بتوانند در جهت بهبود سلامتی و بهبود کیفیت زندگی خود اقدام کنند(105).
بنا به گفته معاون ساماندهی امور جوانان کشور، جمعیت جوان کشور بر اساس سرشماری سال 1390، بالغ بر 23 میلیون نفر (35 درصد) عنوان شد(50). دانشجويان بخش بزرگی از جمعيت جوان كشور را تشكيل مي دهند. و بر اساس گفته ی مشاور وزیر علوم، جمعیت دانشجویی کشور، 5/4 میلیون نفر است(51). شرايط سني و موقعيت اجتماعي دانشجویان به عنوان قشر تحصيل كرده جامعه ميتواند آن ها را به عنوان الگو براي سايرين قرار دهد. چراکه انتخاب هر نوع سبك زندگي به وسيله آن ها، نه تنها در زندگي شخصي خود آن ها اثرگذار است، بلكه بر رفتارها و سبك زندگي
ساير اقشار نيز تأثير مي گذارد. و با توجه به این که دانشجویان در موقعیت های مختلف در تماس با خانواده، جامعه و مردم هستند، میتوانند بیاموزند و آموخته های خود را به دیگران منتقل کنند. بدون شک دانشجویان علوم پزشکی با همان میزان اطلاعات، آگاهی ها و مهارت هایی که در دوران دانشجویی و تحصیل کسب می کنند به عنوان پرسنل گروه های مختلف بهداشت و درمان در این محیط حضور خواهند یافت و انتظار می رود این آموخته ها در رفتار و عملکرد آن ها تجلی پیدا کند. در حالی که دانشجویان غیر علوم پزشکی، واحد های بهداشتی را در برنامه آموزشی خود نداشته و معمولاً مسایل مرتبط با سلامتی را از طریق مطالعات شخصی، رسانه های ارتباط جمعی یا غیره بدست می آورند، بنابراین ممکن است اشراف چندانی به مسایل بهداشتی و سبک صحیح زندگی پیدا نکنند. هر چند که تحقیقات نشان داده است که با وجود برخورداری دانشجویان از مبانی علمی و نظری کافی در عمل از کارایی لازم برخوردار

نموده است که سلامتی، منبعی برای زندگی روزمره و نه هدف زندگی به حساب می آید. به بیان دیگر، سلامتی خوب، نباید به عنوان هدف زندگی مطرح گردد، بلکه به بیشتر وسیله ای است که فرد بواسطه آن به اهدافش در زندگی دست می یابد(60).
در مورد سلامتی تعاریف مختلفی ارائه شده است که به شرح آن می پردازیم:
مفهوم زیست پزشکی: سلامت به طور سنتی به عنوان فقدان بیماری در نظر گرفته شده است. این مفهوم زیست پزشکی، اساس نظریه میکروبی بیماری ها بود.
مفهوم بوم شناختی: این مفهوم سلامت را به عنوان تعادل بین انسان و محیط در نظر می گیرد.
مفهوم روانشناختی: سلامت نه تنها پدیده زیست پزشکی است بلکه تحت تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی، روانشناختی، اقتصادی و سیاسی هم می باشد.
مفهوم جامع: ترکیبی از همه مفاهیم نام برده است. این نظریه با نظریه باستانی که بیان می کند سلامت، نشانه ای از فکر سالم و عالی در بدن انسان، خانواده سالم و محیط سالم است، مرتبط است(65).
در اغلب تعاریفی که از سلامتی گردیده، بر چند بعدی بودن آن تأکید شده است. ابعاد مختلف سلامتی شامل بعد جسمانی، روانی، اجتماعی، احساسی ، عقلانی، روحی می باشد.
در بعد جسمانی، اندام های مختلف فرد از قبیل دستگاه گوارش، تنفس و قلب و عروق سالم بوده، فرد توان انجام فعالیت های روزانه را داشته و در مجموع عادات مثبت بهداشتی داشته باشد.
در بعد روانی، سلامت روانی تنها نداشتن بیماری روانی نیست بلکه توان واکنش در برابر انواع گوناگون تجربه های زندگی به صورت قابل انعطاف است(61).
در بعد اجتماعی، انسان قادر باشد به نحو مؤثر با جامعه ای که خود نیز عضو آن است ارتباط برقرار نموده روابط خود را با نزدیکان توسعه داده و توان تحمل نظرات دیگران را داشته و به آن ها احترام بگذارد(66).
در بعد احساسی، فرد توان مقابله با فشار و تنش های وارده را داشته و احساسات خود را به شیوه های درست و منطقی بروز دهد. علاوه بر آن فرد باید توانایی شناخت و پذیرش احساسات خود را دارا بوده و محدودیت های خود را بپذیرد(66).
در بعد عقلانی، شخص قادر به یادگیری بوده و از اطلاعاتی که دارد به نحو مؤثر در جهت تکامل فردی، خانوادگی و مراقبت از خود استفاده نماید و در عین حال آموخته های خود را به منظور مقابله با مشکلات جدید بکار گیرد(66).
و در بعد روحی، فرد دارای اعتقاداتی (در زمینه های مادی، علمی، مذهبی،…) باشد و این اعتقادات تمامیت وی را به عنوان یک موجود زنده واحد حفظ کرده و به زندگی وی معنا و مفهوم دهد. این جنبه از سلامتی، اخلاقیات و ارزش های مورد پذیرش فرد را در بر می گیرد(66).
برای سلامتی، ابعاد دیگری از جمله بعد فلسفی، فرهنگی، اقتصادی اجتماعی، زیست محیطی، تغذیه ای، درمانی و بعد پیشگیری نیز پیشنهاد شده است(61).
هر یک از ابعاد ذکر شده تا اندازه ای با سایر جوانب سلامتی همپوشانی داشته و اجزاء هر کدام از آن ها مستقیماً سایر ابعاد سلامتی را نیز تحت تأثیر قرار می دهند(66).
بر اساس دیدگاه های مختلف، در ارتباط با سلامتی و بهداشت، چهار الگو را می توان بیان کرد:
الگوی ایده آل21: در این الگو سلامتی به وضع ایده آلی اطلاق می شود که در آن فرد به خودیابی و حد کمال رسیده و توانایی خود را از قوه به فعل در می آورد و رفتارهای بهداشتی مناسبی دارد(66).
الگوی سازگاری22: به وضعیتی اتلاق می شود که انسان بطور مؤثر قادر به کنش با محیط فیزیکی و اجتماعی خود است و می تواند با محیط در حال تغییر خود، تطبیق یافته و از لحاظ بهداشتی در حد سازگاری با محیط باشد(66).
الگوی ایفای نقش23: سلامتی عبارت است از میزان توانایی فرد در ایفای نقش خود بطور مؤثر، توانایی فرد در انجام وظایف خود و در واقع رعایت رفتارهای بهداشتی است(66).
الگوی بالینی24: سلامتی را مترادف با فقدان علایم و نشانه های بیماری می داند(66).
الگوهای سلامتی، طیفی از دیدگاه های مختلف را درباره سلامتی تشکیل می دهد که سطحی ترین آن، الگوی بالینی و جامع ترین آن الگوی ایده آل است(66).
با توجه به دامنه گسترده تعاریف مربوط به سلامتی، تعیین کننده های سلامتی نیز بسیار وسیع و متنوع خواهد بود که در اینجا به مهمترین آن ها اشاره خواهد شد.
وراثت و عوامل فردی(بیولوژی انسانی): بسیاری از بیماری ها تحت تأثیر خصوصیات ژنتیکی هستند. اگر چه در مورد بیماری هایی که ظاهراً جنبه ژنتیکی ندارند نیز ممکن است خصوصیات ژنتیکی فرد، زمینه مساعد کننده ای برای بیماری فراهم کند. عوامل فردی نظیر سن و جنس نیز نقش مهمی در سلامت افراد جامعه خواهند داشت. به طوریکه بیشتر حالات مربوط به سلامتی و بیماری با سن مرتبط است. نوع بیماری ها، شدت بیماری و مرگ و میر ناشی از آن در سنین مختلف متفاوت است. از طرف دیگر به دلیل تفاوت های آناتومیک، فیزیولوژیک و اجتماعی زن و مرد، نوع و شدت فراوانی بیماری در دو جنس متفاوت است(67).
محیط: محیط شامل محیط فیزیکی، زیست شناختی، روانی اجتماعی و اقتصادی است. محیط نقش بسیار مهمی در وضعیت سلامتی و بیماری خواهد داشت. زیرا از یک طرف به عنوان یک عامل جداگانه بر سلامت افراد اثر میگذارد و از طرف دیگر روی خصوصیات فردی نظیر خصوصیات رفتاری و وضعیت ایمنی تأثیر دارد(67).
سبک زندگی: ترکیبی است از الگوهای رفتاری و عادات فردی در سراسر زندگی که در طی فرآیند اجتماعی شدن بوجود آمده است. نظیر عادات غذایی، تحرک و عدم تحرک، نوع تفریحات و سرگرمی ها، نحوه ارتباط با سایر افراد جامعه و … که میتواند در سلامت افراد مؤثر باشد
. برخی از شیوه های زندگی در ارتباط با محیط زندگی انسان شکل میگیرد(67).
وسعت و کیفیت ارائه خدمات: سیاست های بهداشتی جامعه و نحوه ارائه خدمات نیز در سلامت افراد جامعه نقش اساسی دارد. اقدامات پیشگیری از طریق افزایش پوشش واکسیناسیون، بهسازی محیط، تأمین آب آشامیدنی سالم، مراقبت از گروه های آسیب پذیر جامعه مثل مادران و کودکان و نظایر آن و نیز توزیع عادلانه خدمات، نقش عمده ای در سلامت کلی جامعه خواهد داشت. توانمند ساختن مردم برای ارتقای سلامت، یکی از وظایف عمده مسئولین بهداشتی کشور است(67).
عوامل متعدد دیگری نظیر سطح سواد، وضعیت کشاورزی و تغذیه، سیستم ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، وضعیت جاده ها و شرایط اقتصادی و اجتماعی در سلامت افراد جامعه نقش دارند. وضعیت سلامت به عوامل اثر گذار بر آن شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیط فیزیکی و عوامل ژنتیکی بستگی دارد(67).
در سال های اخیر، فلسفه ی تازه ای از سلامتی شکل گرفته که آن را می توان به این شرح بیان کرد:
سلامتی، حق اساسی انسان ها است.
سلامتی، یک موضوع بین بخشی است.
سلامتی، بخش تلفیق یافته ی توسعه و پیشرفت است.
سلامتی، در مرکز مفهوم کیفیت زندگی قرار دارد.
سلامتی، جزء مسئولیت های فردی، کشوری و بین المللی است.
سلامتی و حفظ سلامت، یک سرمایه گذاری عمده اجتماعی است.
سلامتی، یک هدف اجتماعی جهانی است(68).

در طی سال ها ثابت شده است که بهره گیری از مفهوم سلامت، بسیار سودمند بوده و بیشترین تأثیر را در توجه به مفهوم ارتقاء سلامت و پیشگیری از بیماری ها دارد. واژه رویکرد ارتقاء سلامت اولین بار در سال 1986 در کنفرانس اوتاوا25 کانادا مطرح گردید. ارتقاء سلامت عرصه ای نسبتاً جدید به شمار میرود، بنابراین تعاریف آن نیز متنوع است. اُدانل26 ، ارتقاء سلامت را به صورت ” علم و هنر کمک به افراد در جهت تغییر سبک زندگی شان به سمت حالتی از سلامت مطلوب ” تعریف کرده است. کروتر و دیور27، ارتقاء سلامت را فرآیند حمایت از سلامت به منظور افزایش این احتمال که حمایت شخصی، خصوصی و همگانی از کارهای مثبت در جهت سلامتی، به یک هنجار اجتماعی تبدیل گردد، تعریف نموده اند(60).
گرین و کروتر28، ارتقاء سلامت را بدین صورت تعریف مینماید: هرگونه ترکیب برنامه ریزی شده ای از حمایت های آموزشی، سیاسی، قانونگذاری و سازمانی برای اعمال و شرایط زندگی که منجر به سلامت افراد، گروه ها یا جوامع گردد. کمیتهی الحاقی واژه شناسی آموزش و ارتقاء سلامت در سال 2000، ارتقاء سلامت را به عنوان هرگونه ترکیب برنامه ریزی شده ای از ساز و کار های آموزشی، سیاسی، محیطی، قانونگذاری(نظارتی) یا سازمانی که از اعمال و شرایط زندگی منجر به سلامت افراد، گروه ها و جوامع حمایت میکند، تعریف نموده است(69).
سازمان جهانی بهداشت، ارتقاء سلامت را فرآیند توانمند سازی افراد برای افزایش کنترل بر سلامتی خود و بهبود آن تعریف کرده است. ارتقاء سلامت، فعالیت هایی هستند که منابع را در جهت سلامتی افزایش میدهند. در عوض پیشگیری از بیماری ها، فعالیت هایی هستند که افراد را از بیماری و اثرات ناشی از آن حفاظت می کند(70). ارتقاء سلامت بسیار پیچیده است و در واقع ترویج و اشاعه فعالیتی است که باید به صورت دقیق طراحی شده باشد و به ارزش های مختلفی که زیر ساز رویکردهای مختلفی هستند، توجه میکند. (71).
منشور اتاوا29 پنج موضوع کلیدی را برای کمک به تعریف ارتقاء سلامت به شرح زیر بیان میکند: ایجاد سیاست عمومی بهداشت، خلق محیط های فیزیکی و اجتماعی حمایت کننده از تغییر فرد، تقویت کنش اجتماعی، توسعه مهارت های شخصی و تقویت خدمات بهداشتی برای افراد
تعاریف ذکر شده در مورد ارتقاء سلامت دارای نکات مشترکی هستند. اول اینکه، ارتقاء سلامت یک رویکرد کاربردی منظم و برنامه ریزی شده است که صلاحیت علمی دارد. دوم اینکه، روش های فراتر از آموزش صرف را شامل میشود. چنین روش هایی میتواند مشتمل بر بسیج اجتماعی، سازماندهی جامعه، مشارکت اجتماعی، توسعه اجتماعی، توانمندسازی جامعه، ائتلاف سازی، حمایت، توسعه سیاسی، توسعه هنجارهای اجتماعی و نظایر آن باشد. سوم اینکه، برخلاف آموزش بهداشت، ارتقاء سلامت تغییر داوطلبانه در رفتار را تأیید نکرده و از اقداماتی بهره میبرد که شخص را وادار به تغییر رفتار مینماید. این اقدامات، به صورت یکپارچه و اجباری هستند. غالباً، تغییر رفتار در ارتقاء سلامت از اقداماتی ناشی می گردد که ممکن است شخص مایل به انجام آن ها نباشد و در نهایت اینکه، ارتقاء سلامت در سطح گروهی یا اجتماعی انجام می شود(69).
ارتقاء سلامت، موضوعی فراتر از فراهم نمودن اطلاعات است و پیش ساز تصمیم گیری فعال در تمام سطوح جامعه به حساب می آید. ارتقاء سلامت، بهترین تضمین را برای روش های کم هزینه تر جهت محدود نمودن افزایش یکنواخت هزینه های مراقبت از سلامت و توانمند ساختن افراد برای قبول مسئولیت جنبه هایی از زندگی شان که موجب ارتقاء رفاه می گردد، فراهم می آورد. با توجه به اهمیت فعالیت های ارتقاء سلامت در قالب سیستم مراقبت بهداشتی می بایست اقداماتی جهت شناسایی عوامل تعیین کننده سلامت، تعریف راهکارهای مربوط به ارتقاء سلامت و تشریح مسائل مرتبط با عدالت اجتماعی و دسترسی به مراقبت صورت پذیرد. افراد، خانواده ها و جوامع می بایست شرکت کنندگان فعال در این فرآیند باشند، به گونه ای که کارهای انجام گرفته در این زمینه از نظر اجتماعی مناسب و از نظر اقتصادی امکانپذیر باشد. ا
قدامات ارتقاء سلامت، بر خلاف اقدامات ویژه ای که در جهت حفاظت در برابر بیماری های خاص صورت می گیرند، بر حفظ و بهبود سلامت عمومی افراد، خانواده ها و جوامع تأکید دارند. راهبردهای ارتقاء سلامت فردی می توانند به صورت فعال یا غیر فعال (انفعالی) باشند. در راهبردهای فعال، فرد، شخصاً درگیر اتخاذ برنامه ارتقاء سلامت می گردد. تغییر در سبک زندگی از راهبردهای فعال به شمار می آید. در راهبردهای انفعالی، شخص، شرکت کننده غیرفعال یا گیرنده می باشد. نمونه هایی از راهبردهای غیر فعال شامل اقدامات بهداشت عمومی جهت تأمین آب پاکیزه و سیستم های فاضلاب بهداشتی به منظور کاهش میزان بیماری های عفونی و بهبود سلامت، اقداماتی جهت افزودن ویتامین D به شیر به منظور پیشگیری از ابتلا به راشیتیسم در کودکانی که در معرض ناکافی نور خورشید باشند. این راهبردها می بایست جهت ارتقاء سلامت همگانی در زمانی که پذیرش و تعهد شخصی پایین است به کار گرفته شوند. ترکیبی از راهبردهای فعال و غیر فعال، بهترین روش برا

مدعی بودند که تأسیسات غنی سازی اورانیوم نطنز وکارخانه تولید آب سنگین اراک بخشی از برنامه سری سلاح هسته ای است. در فوریه 2003دولت ایران وجود این دو کارخانه را رسماٌ پذیرفت اما تأکید کرد که آن ها فقط برای مقاصد صلح آمیز است.(kem,2003).در سال 2003در یک گزارش به کنگره شارون اسکواسونی، یک کارشناس دفاع ملی در بخش پژوهشی کنگره، اذعان کردکه مدارک سازمان منافقین برای تهیه اطلاعات دقیق مغشوش است اما او استدلال کرد که این اطلاعات با ارزش است زیرا این قدرت رابه آژانس می دهد تا فشار بیشتری به ایران وارد کند. بر طبق این گزارش اسکواسونی این گروه مخالف ایرانی در فوریه 1992هم ادعای مشابهی را مطرح

کرده بود.متعاقب آن با دعوت علنی ایران،آژانس بین سال های 1992تا 2000(1371تا1379)چهار بازدید ویژه انجام داد اما هیچ مدرکی مبنی بر تأیید ادعای این گروه مخالف به دست نیامد(Zak,2002).
بازرسان آژانس در نمونه برداری محیطی از تأسیسات نطنز ویک مرکز هسته ای دیگر شواهدی از اورانیوم غنی شده بالا را یافتند که تا 36درصد و54درصد غنی شده بود.ایران اظهار می کرد که علت آلودگی فعالیت های هسته ای هسته ای در ایران نیست بلکه منشاء آلودگی قطعات سانتریفیوژدست دوم وارداتی است.
گزارش های بعدی آژانس مشخص کرد که اظهارات ایران قابل قبول است. در گزارش مدیر کا آژانس محمد البرادی در یک سپتامبر 2004 بیان شد که«بررسی های فعلی آژانس نشان می دهدکه آلودگی ناشی از اورانیوم غنی شده بالا HEUمتحملاٌ ناشی از غنی سازی اورانیوم ایران در کارگاه شرکت کلایه ویا نطنز نبوده است.گزارش ادامه می دهد ایران تصریح می کند که با استفاده از تکنولوژی سانتریفیوژ، غنی سازی اورانیوم را به بیش از 1/2 درصد رسانیده است. واین غنی سازی را در یک برنامه تحقیق وتوسعه سانتریفیوژ در تهران به انجام رسانیده است . نه در نطنز .این یافته ها با اهمیت اند زیرا آن هابه این معنی اند که اعلام تأسیسات نطنز لازم نبوده است چرا که هیچ مواد هسته ای در آن جا نگهداری ویا فرآوری نمی شده است International Crisis Group,2003:1).

3-نحوه تشكيل پرونده هسته اي ايران وروند آن
در اوت 2000 سازمان مجاهدین خلق(منافقین) ایران که از سال 1997/1376 ش در فهرست سازمان های تروریستی وزارت خارجه (ایلات متحده)قرار داشته است، شواهدی را رائه کردکه دو کارخانه هسته ای بی آنکه به سازمان بین المللی انرژی هسته ای اعلام شوند، تأسیس شده اند. این گروه مدعی بودند که تأسیسات غنی سازی اورانیوم نطنز وکارخانه تولید آب سنگین اراک بخشی از برنامه سری سلاح هسته ای است. در فوریه 2003دولت ایران وجود این دو کارخانه را رسماٌ پذیرفت اما تأکید کرد که آن ها فقط برای مقاصد صلح آمیز است.(kem,2003).
در اين گزارش اعلام شده بود كه ايراني ها با استفاده از پوشش يك شركت تجاري به نام«كالا الكتريك» تلاش فزاينده اي را براي ساخت تجهيزاتي كه توان توليد مواد لازم براي سلاح هاي هسته اي دارند، انجام مي دهند ودر اين رابطه دانشمندان روسي به آن ها كمك كرده ومواد لازم را از چين وهند تهيه مي كنند.در واكنش به گزارش اين گروه مخالف، رسانه هاي بين المللي به طور گسترده اي برتأسيسات به تازگي كشف شده، پيچيده گي تأثيرگذار ووضعيت پيشرفته آن متمركز شدند International Crisis Group,2003)).
به دنبال اين گزارش، شبكه C.N.Nامريكا با پخش عكس هاي ماهواره اي از نطنز

نسبت به غرب خاتمه یافت:
1-تداوم بحران اقتصادی به ویژه بحران مالی سال 1988;
2-مسئله گسترش ناتو به شرق;
3-بحران کوزوو;
بحران مالی سال 1998 که به دنبال وقوع بحران در شرق آسیا در روسیه شکل گرفت ، روس ها را متقاعد کرد که نباید برای همگرا شدن در اقتصاد غرب سرعت وعلاقه بیش از حدی نشان دهند. بحران کوزوو برای روس ها این درس را به همراه داشت که غرب به رغم تمام خوشامد گویی ها ، به روسیه اجازه نخواهد دادکه نقش مستقل یا متفاوتی را در مسائل بین المللی ایفا نماید. در این میان موضوع گسترش ناتو به شرق به این دلیل که، با امنیت روسیه ارتباط پیدا می کرد، از وضعیت متفاوتی برخوردار بود.
از هنگامی که پیمان ورشو منحل شد، یکی ازمهم ترین دغدغه های امنیتی روسیه وضعیت آینده ناتوبود. ازنظر روس ها، به طور طبیعی وبراساس منطق واقع گرایانه حاکم بر شکل گیری پیمان های نظامی –که تهدید مشترک را شرط اساسی ایجاد پیمان وفقدان آن را عامل خاتمه آن می دانند- پیمان ناتو نیز می بایست منحل می شد، یا این که با تغییر ماموریت، به عنوان نهادی سیاسی وفراگیر، سایر دولت های اروپایی ـ وازجمله
روسیه را در برمی گرفت. در مواردی نیز روس ها اعلام کردند که حاضرند به عنوان یک عضو دارای حق وتو وارد پیمان مذکور شوند(Sakwa,2002:358).
نگرانی روس ها در مراحل اولیه پس از فروپاشی شوروی نسبت به ناتوکمتر بود وحتی در ساختارهای جدید وفرعی ناتو مانند شورای همکاری آتلانتیک شمالی(1992) و برنامه مشارکت برای صلح ناتو عضو شدند، و در جریان بحران بوسنی (95-1992) مخالفت جدی با اقدامات این سازمان نکردند. اما در مجموعه ای از این مسائل به نگرانی روس ها دامن زد و روابط ناتو روسیه را تا سرحد در گیری پیش برد. عملی شدن مسئله گسترش ناتو در نتیجه موافقت سران ناتو با عضویت کشورهای چک، مجارستان، لهستان(1997) یکی از عوامل اصلی این تنش بود( Sakwa,2002:358)..
بنابراین سال 1999 را باید اوج رقابت روسیه ـ ناتو دانست. زیرا که باعضویت رسمی سه کشور مذکور ودرخواست عضویت رسمی 9 کشور دیگر در قالب «طرح اقدام برای عضویت»، عملیات نظامی ناتو در یوگسلاوی، تصویب سند«مفهوم استراتژیک جدید ناتو» که به این سازمان اجازه می دادتا فراتر از یک اتحادیه دفاعی در قلمرو اعضای خود عمل کند ، روس ها به شدت نگران شدند وهرگونه امیدی به پذیرش در نهادهای غربی برای آن ها به یأس مبدل گشت. سرانجام پس از یک دهه تعامل میان روسیه وغرب، مجموعه اسناد استراتژیک روسیه در سال 2000 مورد بازبینی قرار گرفت. در سند جدید مفهوم امنیت ملی، به وضعیت جدید بین المللی وتلاش قدرت های خارجی برای تضعیف نقش مسکو و نادیده گرفتن منافع آن ها اشاره شده وبر بقای این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ تأکید گشته است.
2-3دوران همکاری با غرب
با انتخاب پوتین به مقام ریاست جمهوری در سال 2000، روسیه وارد مرحله جدید ی از حیات خود شد که بسیاری جنبه ها، حاکی از تثبیت اوضاع بود. به لحاظ اقتصادی، تا اوایل سال 2001روند رشد لرزان مجدداٌ در روسیه آغاز شد،وتا پایان 2001بانک جهانی ،روسیه را از فهرست کشورهای بحرانی خارج کرد. در
عرصه سیاسی فقط به دلیل ساده که همانند دوران یلتسین به طور مکرر از روسیه اخباری مبنی برعزل ونصب های جدید در مقام های عالی کشور، درگیری های پارلمانی، اعتراضات شدید احزاب ویااخبار مشابهی دریافت نمی شد، ناظران بیرونی اوضاع روسیه را دارای ثبات تفسیر می کردند. در عرصه سیاست خارجی موفقیت پوتین حتی در دو عرصه دیگر بیشتر بود. رسیدن به یک نقطه تعادل در روابط باغرب، اگرچه تاحدود زیادی مرهون واقع 11سپتامبر و غلبه گفتمان«جنگ علیه تروریسم » در سطح جهانی بود، اما عملگرایی پوتین وپرهیز از تفسیرهای آرمان گرایانه از منافع روسیه نیز در شکل وضعیت نقش موثری داشت.
برای پوتین اولویت نخست، بهبود وضعیت اقتصادی روسیه بود و سیاست خارجی نیز باید در این راستا تعریف می شد. پوتین در سخنرانی ای در ژانویه 2001در وزارت امورخارجه روسیه انجام می داد براین مسئله تأکید می کردکه دیپلماسی روسیه باید بر ارتقای منافع اقتصادی روسیه در خارج تمرکز وهمزمان در جهت بهبود تصویر روسیه در جهان تلاش کند.
کلید درک سیاست خارجی پوتین نه تمرکز برمفاهیم یا فلسفه سیاست خارجی بلکه به برنامه اقتصادی وسیاست داخلی اوست. در تفکر پوتین ارتباط مستقیمی میان نظم داخلی وتقویت دولت روسیه با افزایش اعتبار روسیه در سطح بین المللی وجود دارد. پوتین درحالی در ژانویه 2000به ریاست جمهوری رسید که روسیه در وضعیت بی ثباتی به سر می برد. از این رو وی اولین هدف خود را تأمین ثبات ونظم در کشور قرار داد. این در حالی بود که روند گرایش به سوی اقتصاد بازار آزاد و دموکراسی که در روسیه آغاز شده بود با موانع جدی مواجه بود.
پوتین در نخستین سال های ریاست جمهوری خود در زمینه اقتصادی موفقیت های قابل قبولی کسب کرد. تولید ناخالص ملی در سال 2000به حدود 9درصد رسید ودر سال 2001به5درصد رسید. روسیه برای اولین بار بعد از دوران شوروی دارای بودجه متوازنی شد وموفق گردید که بدهی های خارجی خود را به موقع بپردازد و نیازی به کمک های مالی خارجی نداشته باشد. این موفقیت از دوعامل ناشی می شود که :
1-بحران مالی سال 1998قبل از روی کار آمدن پوتین باز می گردد. این امر موجب شد تا ارزش روبل کاهش یافته وصادرات روسیه افزایش یابد;
2-افزایش قیمت نفت بودکه از حدود 10دلار در هربشکه در سال 1998به حدود23دلار در سپ
تامبر2000رسیدوهردلار افزایش معادل 5/1میلیارد دلار به درآمدهای دولت افزود(ايراس،13:1386).
واز سوی دیگر افزایش قابل ملاحظه ظرفیت تولید نفت در روسیه به این روند کمک کرد به طوری که روسیه در فوریه 2002عربستان را از لحاظ تولید نفت پشت سر گذاشت;
پوتین در راستای تعهدی که در ابتدای ریاست جمهوری خود برای اعاده«عظمت روسیه» اعلام کرده بود، اهدافی را در دوره میان مدت مشخص نمود که ازآن جمله می توان از برقراری وحدت در جامعه، ایجاد ثبات اقتصادی واقتدار دولت نام برد. برای تحقق این اهداف چنین تشخیص داده شد که روسیه برای بازسازی خود نیاز به یک دوره آرامش دارد. از این جا بود که نیاز به «ثبات راهبردی »روسیه را وادار به یک سلسله تعاملات با امریکا نمود تا بتواند دراین فرصت «دوران انتقال»را سپری نماید.
حادثه 11سپتامبر فارغ از تمامی پیامدهای دیگری که داشت، برای امریکا وهم برای روسیه دلیل وبهانه قانع کننده ای را برای آغاز یک مرحله تازه در روابط دوکشور فراهم ساخت. در نتیجه این رویداد، روسیه بدون احساس نگرانی از حضور امریکا در منطقه، کشورهای آسیای مرکزی را درواگذاری پایگاه به نیروهای امریکایی آزاد گذاشت. در آن زمان بسیاری از تحلیل گران این اقدام روسیه را معامله ای درجهت حل وفصل بحران چچن تفسیر کردند، اگر چه این موضوع که هم امریکا وهم روسیه پس از پایان جنگ سرد، دلایل وانگیزهای خود را برای رویارویی وتقابل به سرعت از دست می دادند، تاحدود زیادی نادیده گرفته می شد.
در این شرایط همراه شدن روسیه با ائتلاف ضد تروریستی از دوجهت برای امریکا حائز اهمیت بود: نخست، برای اولین بار روسیه برنقش پیشرو ورهبری آمریکا در این اقدام مهم وتعیین کننده صحه می گذاشت; و دوم روسیه با چراغ سبز به کشورهای آسیای مرکزی، این فرصت را برای امریکا فراهم نمود که از طریق کشورهای هم مرز با افغانستان در آسیای مرکزی، از شمال افغانستان نیز راهی برای ورو به این کشور به دست
بیاورند. بهایی که روسیه انتظار داشت برای این مسئله دریافت کند، در وهله اول عدم مخالفت غرب با اقدام روسیه در چچن بود طی سال ها پس از فروپاشی مانع مهمی برای توسعه وتقویت روابط روسیه با غرب بود. پیوند های موجود بین نیروهای چچنی وطالبان این مشروعیت را به غرب می بخشید که در تصمیمات آینده خود اقدامات روسیه در چچن را مد نظر قرار ندهند.
اما روسیه فراتر از این خواهان عضویت این کشور دزر سازمان تجارت جهانی وهمچنین پذیرفته شدن کامل در گروه هفت کشور صنعتی بود. مسئله مهمی که در فرایند ادغام این کشور در اقتصاد جهانی موضوع بسیار مهمی تلقی می شد. روسیه تأکید کرد حاضر نیست یکبار دیگر سربازان خود را به افغانستان اعزام کند، اما متاع گرانقدر روسیه در این معامله نه سربازان روسی ، بلکه اطلاعات وتجربیات ذی قیمتی بود که روسیه طی سال های جنگ در افغانستان در زمان اتحاد جماهیر شوروی وسال های پس از آن در جریان همکاری با برخی گروه های افغانی در جریان جنگ داخلی این کشور به دست آورده بود. روس ها به لحاظ عملیاتی با تمام سرزمین های افغانستان آشنا بودند وشاید بهتر از هرکشور دیگری می توانستند تجربیات نظامی خود را در اختیار ائتلاف ضد تروریسم قرار دهند.
بنابراین برای این دوره مبازه با تروریسم فصل مشترکی بودکه دوکشور امریکا وروسیه رابیش از پیش متعهد به همکاری با یکدیگر می ساخت. در این میان، روس ها حتی بیش از امریکایی ها بر ارتقای موضوع تروریسم به عنوان یک موضوع راهبردی در روابط دوکشور تأکید داشتند. روس ها طی چند سال گذشته حوادث تروریستی متعددی را تجربه کرده بودند که، مهم ترین آن ها حادثه گروگانگیری در تئاتر مسکو و نیز گروگانگیری در بسلان بود. احتمالاٌ هیچ موضوع دیگری در دوران ریاست جمهوری پوتین به اندازه اقدامات چچنی هیبت واقتدار وی را در عرصه داخلی زیر سؤال نبرده بود. به همین دلیل تلاش پوتین این بود تا:
1- از طریق پیوند زدن تروریسم چچنی به تروریسم القاعده، ناتوانی خود رادر مقابله با این پدیده را به عنوان ناتوانی جهانی در مقابله با پدیده القاعده پیوند بزند ;
2- با تشدید گفتمان جهانی مبازه با تروریسم فشارهای بین المللی علیه اقدامات این کشور در برابر نیروهای چچنی را کاهش دهد;
همکاری مؤثر ومثبت پوتین در جریان تهاجم امریکا به افغانستان ومبازه با تروریسم وهمچنین بهبود وضعیت اقتصادی این کشور موجب شد که در جریان اجلاس گروه هفت کشور صنعتی در کانادا در ژوئن 2002،روسیه به عضویت دائم این گروه درآید.
اجلاس سران هشت کشور صنعتی که اوایل تیرماه سال1381(2002) در کانادا برگزار گردید برای روسیه دودستاورد مهم به همراه داشت:
1- سران هشت کشور صنعتی با میزبانی روسیه در سال2006موافقت کردند;
2- براساس مصوبه این اجلاس،روسیه از یک کمک20 میلیارد دلاری برای غیر قابل استفاده کردن واز رده خارج ساختن سلاح های کشتار جمعی در جمهوری های سابق در یک فرایند ده ساله بهرمند گردید
(G8 Leader,2002). تأکید برمیزبانی روسیه در اجلاس 2006 به اعتقاد دیپلمات های شرکت کننده در اجلاس، به معنای تأیید ضمنی عضویت کامل روسیه در این پاشگاه انحصاری بود.( تا پیش از این رئیس جمهوری روسیه تنها در بحث های سیاسی اجلاس مشارکت می کرد واز حضور در بحث های مالی واقتصادی این اجلاس که مهم ترین بخش اجلاس به شمار می رفت محروم بود).
کشورهای بزرگ صنعتی غرب و به ویژه امریکا پس از حوادث 11سپتامبر به این نتیجه رسیده بودند که وجود
یک روسیه قدرتمند اما شریک وهمکار غرب در حوزه ه جهت گیری های راهبردی، از میزان خطر پذیری کمتری نسبت به وجود یک روسیه ضعیف شده اما وابسته به غررب برخوردار است. روسیه تضعیف شده وتحقیر شده در هرزمانی ممکن است مسیر خود را از غرب جدا کند، در حالی که مشارکت دادن روسیه در تصمیم گیری های عمده جهانی میزان مسئولیت پذیری این کشور را در قبال مسائل ومشکلات بین المللی افزایش خواهد داد. به این ترتیب غرب نیز استراتژی مهار نامحسوس روسیه را دنبال می کردو یکی از مهم ترین منابع احتمالی کمک های فنی به گروه های معارض با غرب وکشورهای مسئله دار را در برابر غرب را از میان می برد.
بهبود وضعیت اقتصادی روسیه طی سال های بعد ومهم تر از آن همکاری موثر ومثبت این کشور در جریان مبارزه با تروریسم پس از حوادث11سپتامبر، از دلایل اصلی ارتقای جایگاه روسیه در سطح نهادهای تعیین کنند جهانی مانند گروه

مهمترین عامل ملاحظات بین الملل همان سیستم بین الملل ومهمترین عامل داخلی، همان تصویر منابع داخلی می باشد که، دراین جا به بررسی این دومؤلفه تاثیر گذار در شکل دهی به جایگاه کشورها می پردازیم:
1-1-سیستم بین الملل
در تعریف سیستم بین الملل، تعاریف و دیدگاه های متفاوتی به این مقوله شده است. در این جا به تعریف سیستم از نگاه صاحب نظران در این حیطه می پردازیم. ایستون28یکی از مهم ترین نظریه پردازان مهم در این زمینه، سیستم را این گونه تعریف کرده است که، مجموعه ای از متغیرها بدون توجه به میزان وابستگی آن ها را، سیستم نامیده است (Easton,1956:68-90). از طرفی پوجالا سیستم بین الملل را سیستم سیاسی می داند که، در آن بازیگران دولتی وفراملی به خاطر تحصیل وتعقیب هدف های خود با هم روابط متقابل دارند . از نگاه پوجالا، سیستم بین الملل دارای چند خصوصیت است که اولین ومهمترین خصوصیت سیستم بین المللی، دولت ها می باشد و دومین خصوصیت سیستم بین الملل که مرکز ثقل سیستم وسیاست بین الملل به شمار می رود. وجود یک یا چند قدرت بزرگ می باشد. وسومین خصوصیت سیستم بین المللی «ثبات یا عدم ثبات »یا به تعبیری دیگر تغییر پذیری وتحول در آن است. بنابراین روابط متقابل کشورها در درون سیستم، شامل همکاری متقابل، رقابت متقابل و روابط آمیخته با همکاری ورقابت می باشد)کاظمی ،78:1378).
کاپلان نیز در کتاب موازنه قدرت و مدل های سیستم بین المللی به این مسئله اشاره نموده که سیستم های بین المللی دارای ویژگی های خاص به شرح ذیل می باشد:
1-رفتار بازیگران در درون سیستم به مؤلفه های نظامی ،اقتصادی ،تکنولوژی، جمعیت ودیگر عناصر بستگی دارد;
2-الگوی قابل تکرار یا رفتار منحصر به فرد بازیگران دردرون سیستم روی می دهد;
3-رفتار تجلی گر الگو می باشد زیرا عناصر آن با هم سازگار هستند واین عناصر نیازهای ملی وبین المللی آن ها را برآورده می کنند ( Kaplan,1957:68).
با در نظر گرفتن این ویژگی ها می باشد که سیستم بین الملل را یکپارچه، دارای انسجام می بینیم ضمن این که، والراشتاین به این ویژگی را مورد تاکید قرار می دهد براین اعتقاد است که : سیستم ها دارای حد ومرز مشخصی هستند. ونوع تعاملات در درون سیستم مختص همان سیستم می باشد. وقواعد حاکم بر هر نظام با سیستم دیگر متفاوت می باشد و در نهایت این که ساختار یا ترکیب بندی قدرت ونفوذ در هر سیستمی متفاوت از سیستم دیگر می باشد. بنابراین سیستم بین الملل به عنوان یک واقعیت، توانایی توفیق یا ناکامی بازیگران در تحقق بخشیدن به منافع ملی وعناصر تشکیل دهنده آن برخوردار می باشد. به عبارت دیگر میزان موفقعیت بازیگران در صحنه جهانی تاحدود زیادی بستگی به این دارد برداشتی که از منافع ملی می کنند تاچه حد در تطابق وبه موازات نیازها والزامات بین المللی می باشد.
سیستم ها برای بقاء ملزم هستند که، نظم متناسب با ماهیت خود را شکل دهند. و ارزش های سیستم همان ارزش های هستند که بازیگران برتر نظام بین المللی در قالب دوقطبی، چند قطبی، ویا تک قطبی به آن مشروعیت می بخشند. و از طرفی بازیگران برتر نظام بین الملل، از این رو دفاع از سیستم بین الملل را به دوش می گیرند که، عملکرد آن را به معنای جهانی نمودن هنجارها وارزش های مورد نظر خود می یابند .همچنین بازیگران برتر سیستم یا همان حافظان سیستم از تمامی ابزارهای در دسترس برای مجبور کردن بازیگران چالش گر به دنباله روی بهره می گیرند. واین به معنای این است سیستم در صورت احساس خطر یا اگاهی از نادیده انگا شتن هنجارهای خود به وسیله بازیگر یا بازیگران چالش گر تحقق منافع ملی آن ها را پرهزینه می سازد. به گونه ای که عملاٌ فرصت متجلی ساختن آن پیش نیاید . بنابراین سیستم بین المللی از ظرفیت تعیین توفیق یا عدم توفیق بازیگر در متجلی ساختن منافع ملی وعناصرشکل دهنده برخوردار است)دهشیار،77:1386).
سیستم ها از آن جهت مهم هستند که بعد بیرونی رفتار را شکل می دهند ودر واقع بعد بین المللی به رفتار بازیگران می دهند. وقوانین وقواعد لازم برای تعامل بین بازیگران فراهم می آورند واین قوانین معین می کند که چه فعالیت ها ورفتارهای مشروعیت دارد وچه فعالیت های مشروعیت ندارد. از این رو، ساختار سیستم بین المللی است که مشخص می کند که واحد های شکل دهنده آن چگونه قرار می گیرند وترتیب می یابند .واز طرفی این سیستم است محیط بیرونی را که رفتار بازیگران در آن هویت می یابد را به وجود می آورد (Waltz,1979:80).
با تعریفی در خصوص سیستم بین الملل عنوان شد ما درک می کنیم سیستم بین الملل یکی از مهمترین متغیرهای تأثیرگذار برای نقش آفرینی کشورها، درعرصه مناسبات وتعاملات بین الملل می باشد. نکته دیگر این که آن چه در سیستم بین الملل قابل تأمل می باشد جایگاه وترکیب بازیگران متأثر از عوامل وفاکتورهای داخلی می باشد. به طوری که توانمند بودن یا برعکس ضعیف بودن دولت ها دارای پیامدهای بین المللی می باشد. اگر بخواهیم به صورت وضوح به بررسی این مسئله بپردازیم; جایگاه بین المللی بازیگران بازتاب کیفیت حیات داخلی است و کیفیت حیات داخلی کشورها تحت تأثیر توانمندی های اقتصادی ، سیاسی، ونظامی وهمچنین سنخیت ارزش های حاکم بر جامعه با ارزش ها وهنجارها وارزش های سیستم بین الملل می باشد. واز آن جا که این قدرت های بزرگ هستند که قواعد بازی را تعیین می کنند وآن را تغییر می دهند برای دست یابی به اهداف شان نهادهای بین المللی را به تأسیس نه
ادها ورژیم های بین المللی مبادرت می ورزند که چه چیزی در سیاست بین الملل ممکن وچه چیزی غیر ممکن است و به واسطه این که یک نظام وابستگی متقابل قدرت وامنیت ایجاد می کنند. به همین علت این بازیگران برتر نقش عمده ای در مدیریت وحفظ نظم بین المللی دارند. وهمچنین این قدرت های بزرگ هستند که ساختار، روندهای عمده وتکامل عمومی نظام بین الملل را مشخص می سازند. بنابراین اگاهی وشناخت مؤلفه های که باعث تشکیل قدرت بزرگ وارتقاءآن ها در نظام بین الملل می شود حائز اهمیت می باشد .

2-1-مؤلفه ها وعوامل داخلی
در مورد عناصر متشکله قدرت اختلاف عقیده وجود دارد وهنوز دانشمندان این حیطه نتوانسته اند همان تعریفی که ار انرژی در مکانیک که 2E=MCرا ارائه داده است، تعریفی دقیقی ارائه دهند. با این حال، صرف نظر از این که بسیاری از نظریه پردازان این رشته، توانایی های نظامی وپیروزی درجنگ را شاخص قدرت بزرگ می دانند. در این جا تحلیل وتاکید ما از قدرت بزرگ مبتنی بر توانمندی می باشد که والتز به عنوان سرآمد نظریه پردازان واقع گرایی ساختاری، معتقداست: قدرت بزرگ قدرتی است که دارای پنج قابلیت کلی جمعیت، سرزمین، بسیج وثبات سیاسی، ظرفیت اقتصادی وسرانجام توانایی های نظامی می باشد (80: Waltz,1979).
در واقع هنگامی که صحبت از عوامل ومؤلفه های داخلی می کنیم منظور همان مقدورات می باشد. بنابراین کشورهای که می خواهند به عنوان بازیگران نافذ در نظام بین الملل نقش آفرینی کنند باید از یک سری قابلیت ها برخوردار باشند که، براین اساس ، ما تحلیل را براساس تعریف والتز مد نظر قرار دادیم اگرچه با افول وظهور قدرت ها وهمچنین موضوع تغییر درنظام بین الملل در هر دورهای ممکن است یک مؤلفه از شاخص های قدرت نمود بیشتری برای مانوردهی در مناسبات بین الملل وتأثیر گذاری بر روندهای جاری نظام بین الملل داشته باشد. واز لحاظ سیستمی یک قدرت بزرگ یک بازیگر دولتی است که چنان موقعیتی دارد که حذف آن از نظام به دگرگونی های ساختاری منجر می شود وکلاٌ ساختار نظام بین الملل متحول می گردد.
صرف نظر از مؤلفه های مورد نظر والتز برای تبدیل شدن به قدرت بزرگ عوامل عوامل نرم افزاری دیگری همچون بلند پروازی های معقول فلسفی جهت پیشرفت، نمی توان به پیشرفت وتوسعه امید داشت. با نگاهی گذرا به تاریخ قدرت های که در طول تاریخ ظهور کرده اند، درک خواهیم کرد که عوامل ومؤلفه های داخلی به صورت منسجم وسازمان یافته تا چه حد می تواند باعث تغییر جایگاه کشورها در سیستم بین المللی شود. و توانمند بودن در عرصه مناسبات بین المللی نیازمند یک سری مؤلفه های حیاتی، از جمله بستر داخلی مناسب است. به عبارت دیگر، جایگاه بین المللی بازیگران بازتاب کیفیت حیات داخلی می باشد .
با توضیحات فوق مشخص می شود که پیشبرد سیاست خارجی مبتنی بر میزان مقدورات داخلی ومحذورات خارجی آن کشور است. برای ابرقدرت ها و قدرت های بزرگ به ویژه قدرت فائقه، محذورات بین الملل در حداقل ومقدورات داخلی در حداکثر است.
2-جایگاه روسیه قبل از جنگ سرد
روسیه در چند قرن گذشته دارای یک سنت دیر پای سیاست “قدرت بزرگ”بوده است که فراتر ازدوره شوروی ومنازعات جنگ سرد به دوره تزار می رسد. روسیه به عنوان یک بازیگر عمده در سیاست بین الملل در دوران پطر کبیر در قرن 18ظاهر شد وبرای 250سال بعد نقش خود را درجهان گسترش داد. دولت روسیه هرگز یک قدرت امپریالیستی عمده با مستملکات ماورای دریاها نبود، اما این کشور به یکی از بزرگ ترین امپراتوری های سرزمین در سدهای 18و19تبدیل شد که تا پیش از آن سابقه نداشت. ونخست با دولت بریتانیا وسپس ژاپن برای برتری امپریالیستی در آسیا مبارزه کرد. روسیه همچنین در اروپا نقش مهمی بازی کرد ودریک سری جنگ ها با فرانسه، عثمانی، وانگلیس درگیر شد ونیز بر لهستان، فنلاند وبالکان مسلط شد. دولت تزار یک ابرقدرت منطقه ای بود که بر دولت های ضعیف همسایه مسلط بود. اما اتحاد جماهیر شوروی به یک قدرت جهانی تبدیل گردید .به طور کلی دولت روسیه برای 300سال یک قدرت بزرگ بود که در اروپا ویا جهان ایفای نقش می نمود .
همان گونه که گفته شد روسیه در قرن 19به عنوان یک قدرت بزرگ اروپایی عمل می کرد. وحتی درنیمه نخست این قرن، به ویژه در اتحاد چهارگانه( اتحادمقدس )نقش اصلی را به عنوان سنگر نظام های سنتی در مقابل افکار جدید بورژوازی بازی می کرد. در نیمه دوم این قرن، این نقش در محاق قرار گرفت. اما با این وجود، هنوز هم در معادلات نظامی وسیاسی مطرح بود. پس از انقلاب کمونیستی، مسکو در نقش رهبر جهانی کارگران ظاهر شد. اما در واقع ،در جریان جنگ جهانی دوم وپس از آن بود که اتحاد شوروی به عنوان یکی از دوقدرت اصلی پیروز سر برآورد ودر نقش یک ابر قدرت ورهبر یکی از دوبلوک قدرت تا سال 1991با رقابت با نظام سرمایه داری در سطح جهان پرداخت .
بنابراین مدلی که در دوره جنگ سرد بر نظام بین الملل حاکم بود، مدل دوقطبی منعطف مورد نظر کاپلان بود. که در این قطب بندی اختلافات چندان گسترده است که پذیرش نظام سیاسی یکی از گروه ها به وسیله گروه دیگر باعث دگرگون شدن توزیع قدرت در نظام بین المللی می شود .کاپلان روی اهمیت سلاح های هسته ای در این نظام تاکید می کند واشاره می کند که وضعیت دوقطبی ناشی از تملک زراد خانه اتمی قابل اعتماد از سوی دورهبری بلوک می باشد با این حال با وجود قدرت تخریبی سلاح های هسته ای از رویاروی نظامی یک جنگ تمام عیار جلوگیری می کند)دویچ وکوهن و
نای، 265-267:1375).
وهچنین والتز در کتاب پرنفوذ خود استدلال می کند که وضعیت دوقطبی معلول توانایی دولت ها است نه معلول عواملی چون جهت گیری های ایدئولوژیک واظهارات نخبگان به عبارت دیگر در وضعیت دوقطبی انحصار دوقطب در دست دودولت قدرتمند می باشد (1979:98،waltz). از این رو اتحاد جماهیر شوروی از جمله مهمترین بازیگران در عرصه مناسبات بین المللی بود وهرگونه کنش یا واکنش این کشور، معادلا ت در سطح نظام بین الملل را دگرگون می کرد. برای فهم ودرک کنش ها و واکنش اتحاد جماهیر شوروی در مناسبات بین الملل لازم است به عناصر تعیین کننده درسیاست خارجی شوروی نقش دارند را مورد بررسی قرار دهیم.
تردیدی نیست که بعضی عناصر سیاست خارجی شوروی تغییر ناپذیر هستند ودر ارتباط با جهان خارج نقش تعیین کننده ای داشتند این عناصر عبارتند از :
2-1)قدرت نظام سوسیالیستی;
2-2)وحدت جنبش کمونیستی

نظامی ایران و روسیه در خلال سال های 2000 تا 2005 بالغ بر 300 تا 400 میلیون دلار منهای همکاری در بخش فضا و تجهیزات ای بود. این ركود در روابط نظامی ایران و روسیه به طور ناگهانی در سال 2005 تغییر پیدا کرد. این تغییر بیشتر شامل خرید 29 مجموعه موشکی Tor-M1 /SA-15بود. بنا به شواهد مستدل 16 دستگاه از Tor-M1 /SA-15ایران برای فروش به یونان در نظر گرفته شده بودند اما محقق نشد( بارابانو،2007)

در حال حاضر روسیه علاقمند به ادامه همکاری های نظامی با ایران است ولی شرایط و موقعیت را با توجه به عوامل مختلف در نظر خواهد گرفت. با این که روسیه در زمینه مبادلات متعارف نظامی با ایران همکاری های گسترده ای انجام داده.به هرترتيب مطالعه و بررسی مسائل و واقعیات حاکم بر روابط ایران و روسیه و همچنین تحولات جاری مرتبط با این روابط می توان دو دسته از عوامل بازدارنده و پیش برنده روابط دفاعی را در پیش گرفت:
1-   عوامل بازدارنده:
الف) مخالفت آمریکا با این همکاری ;
ب) تشدید مناقشه هسته ای ایران;
 ج) تاخیر روسیه در اجرای تعهدات استراتژیکش در قبال ایران;
2-     عوامل پیش برنده:
الف) سیاست راهبردی روسیه در افزایش فروش تسلیحات نظامی ;
ب)تداوم محدودیت در روابط ایران و غرب که باعث تمایل بیشتر ایران به روسیه می شود.; 
با توجه به بیان عوامل بازدارنده و پیش برنده مهمترین موضوعی که شاید بتواند روند توسعه همکاری را متوقف سازدتداوم اوج گیری مناقشه کنونی برسر فعالیت های هسته ای ایران است. واین نیز با توجه به تاثیر عوامل پیش برنده و همچنین زمینه های موجود همکاری بعید به نظر می رسد که بطور کامل این همکاری ها قطع گردد ولی محدود شدن همکاری ها در این زمینه دور از انتظار نیست. در غیر این صورت همان طور که تجربه ثابت کرده سایر عوامل بازدارنده مانند مخالفت های آمریکا ظرفیت کاملی برای قطع همکاری های دفاعی ایران و روسیه ندارد.
2-2همکاری های هسته ای
درسراسر سال های پس از فروپاشی شوروی، روسیه از دیدگاه غرب مهم ترین متهم در خصوص تجهیز ایران به فناوری هسته ای ، موشک های دوربرد وهمچنین تسلیحات متعارف بوده است.برای قریب به یک دهه همکاری های تکنولوژیک ونظامی ایران وروسیه مهم ترین سرفصل گفت گوهای دوره ای رهبران امریکا وروسیه در فاصه سال ها1993 تا2003به شمار می رفت.طی این دوره روسای جمهور امریکا تلاش زیادی به خرج دادند تا رهبران روسیه را بهد قطع این همکاری ها متقاعدکنند.
واضح است که این سطح همکاری ها تاکنون مسئله برانگیز ترین ودرعین حال جدی ترین بخش همکاری های ایران وروسیه بوده است. وبه همین دلیل بسیاری متعقدند که سرنوشت این همکاری ها در نهایت می تواند روشن کننده مسائل زیادی در روابط دوکشور باشد.
از این رو،همکاری های هسته ای روسیه با ایران از اهمیت ویژه ای برخورداراست .رابرت فریدمن26 این مسأله را درچهار نکته مهم می داند :
1-فروش راکتورهسته ای، به ایران، درآمد ارزی بالایی برای روسیه در پی داشته ومقامات روسیه اطمینان ندارند که در صورت افزایش کسری بودجه در آمریکا حتی اگر رئیس جمهور امریکا وعده پرداخت های بالایی را در ازاء قطع همکاری های هسته ای به ایران بدهد ممکن است کنگره آمریکا با چنین تخصیصی موافقت نکنند;
2-ایران به طور مداوم به روسیه یادآور شده است که درصورت آغاز فعالیت رآکتور بوشهر ،این کشور آماده خرید حداکثر 5رآکتوراتمی دیگر از روسیه خواهد بود;
3-رآکتور بوشهر وکارخانه های روسی دخیل در ساخت این رآکتور باجلب فعالیت مهندسین وتکنسین های روسی در این عملیات ،باعث پویا یی هرچه بیشتر صعنت هسته ای در روسیه می شود;
4-مقامات کرملین با ایستادگی در مقابل فشارهای بین الملل درخصوص قطع همکاری های هسته ای ایران ،می توانند افکار عمومی داخل کشورش را نسبت به استقلال عمل روسیه در عرصه سیاست خارجی اقناع نماید (Freedman ,2004:11).
علی رغم نگرانی های مسکو در مورد برنامه هسته ای ایران به نظر می رسد کرملین مجبور به یک انتخاب استراتژیک جهت تقویت روابط اقتصادی ونظامی با ایران می شود.
هرچند همکاری هسته ای با ایران در برگیرنده منافع سرشار اقتصادی برای روس ها می باشد. اما قدر مسلم هرچه هست نباید این نکته را از نظر دور داشت که روسیه خود از ایران هسته ای می هراسد واین نگرانی ارتباطی با فشار های واشنگتن ندارد. از نگاه روس ها،امنیت مرز های جنوبی این کشوردرعدم محاط بودن به تهدید هسته ای، بسیار بر بستن قراردادهای متعدد باارزش چندصدمیلیون دلاری الویت دارد)کرمی ،199:1384). دقیقاٌ ازهمین روی بود که مسکو پس از افشای تصاویری از سایت های هسته ای ایران در اراک ونطنز بدون اطلاع قبلی روس ها، در ارتباط با تداوم همکاری هسته ای خود با ایران با تردید روبه رو شده وتا مدتی تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر را به عقب انداختند.
پوتین اندکی پس از اجلاس گروه 8کشور صنعتی درIsland sea در ژوئن 2004ودر پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران چنین اعلام نمود: چنان چه ایران تقاضای جامعه بین المللی را مبنی بر ارائه شفافیت بیشتر در برنامه هسته ای اش نادیده بگیرد وبه همکاری های گسترده با آژانس بین المللی انرژی اتمی نپردازد روسیه فعالیت های خود را دربوشهر متوقف خواهد. علاوه براین طی نشست مشترک بوش وپوتین در نوامبر2004در شیلی ، پوتین صریحاٌ تأکید نمود که در گفتگوهای دو طرف پیرامون فعالیت های هسته ای ایران پیشرفت چشم گیری حاصل شده است.سرگئی لاوروف با تصریح بیشتر در این زمینه اعلام نمود که هیچ اختلاف
نظری بین روسیه وآمریکا درخصوص برنامه هسته ای ایران وجود ندارد.وهمچنین لکساندر ورشباو ،سفیر امریکا در روسیه ضمن استقبال از این پیشرفت ها با همتا یی روسی خود اعلام نمود: اگرچه روس ها در گذشته پیرامون رژیم کنونی ایران سیاست های مبهمی از خود نشان می دادند،اما اکنون آن ها چشمان خود را در ارتباط با این خطر کاملا ٌباز کرده اند ….به طوری که همکاری ما بااین کشور در این رابطه روبه افزایش است Nartker,2005)) .
از طرفي موضع گیری روس ها ماه های اخیر بیش تر، قابل تأمل می باشد.پس از رأی مثبت روسیه به قطعنامه شماره1929 برضد فعالیت های هسته ایران ،”دمیتری مددوف “رئیس جمهور فدراسیون روسیه در جلسه سفرای روسیه در كشورهای خارجی  و نمایندگان دائمی روسیه در سازمان های بین المللی. مسكو، 12 جولای 2010.که به تشریح سیاست خارجی روسیه پرداخت وسخنان تأمل برانگیزی را در خصوص برنامه هسته ای ایران ایراد نمود که یکی از مباحث محوری سخنان اورا تشکیل می داد که مورد توجه محافل غربی قرار گرفت وی مسئله برنامه هسته ای ایران را اینگونه بیان کرد:«مایلم ‌به ‌صورت ‌جداگانه ‌به ‌یك ‌موضوع ‌پیچیده ‌دیگر ‌اشاره ‌كنم ‌و ‌آن ‌برنامه ‌هسته‌ای ‌ایران ‌است…. ‌باید ‌از ‌راه‌كار های ‌ساده ‌در ‌این ‌زمینه ‌فاصله ‌گرفت. ‌بدیهی ‌است ‌كه ‌ایران ‌به دریافت ‌توانی ‌نزدیك ‌می‌شود ‌كه ‌اصولاً ‌می‌‌تواند ‌برای ‌ساخت ‌سلاح‌‌های ‌هسته‌ای ‌مورد ‌استفاده ‌قرارگیرد. (مدودف،1389). او در بخش دیگر سخنرانیش به رفتار مقامات ایرانی پرداخت واین گونه بیان کرد«البته ‌نباید ‌فراموش ‌كرد ‌كه ‌رفتار ‌طرف ‌ایرانی ‌هم ‌بهترین ‌رفتار ‌ممكن ‌نیست. ‌ما ‌از ‌تهران ‌پیگیرانه ‌دعوت ‌كرده ‌و ‌می‌‌كنیم ‌كه ‌درجه ‌مطلوب ‌رفتار ‌باز ‌و ‌«همكاری‌پذیری» ‌با ‌آژانس ‌بین‌المللی ‌انرژی ‌اتمی ‌را ‌از ‌خود ‌نشان ‌دهد ‌و ‌همه ‌سئوالات ‌باقی ‌مانده ‌را ‌روشن ‌بكند.ولی ‌آن‌هایی ‌كه ‌در ‌جهت ‌جستجوی ‌راه ‌حل ‌قابل ‌قبول ‌تلاش ‌می‌كنند، ‌مسئولیت ‌بسیار ‌جدی ‌بر ‌دوش ‌خود ‌دارند. ‌همه ‌باید ‌فعالانه ‌و ‌با ‌هم ‌رفتار ‌كنند ‌و ‌نباید ‌به ‌اقدامات ‌یكجانبه ‌اكتفا ‌كنند. (مدودف،1389).
برخی ناظران معتقدندکه، مقامات روسیه نه تنها به دلیل ارجحیتی که برای روابط با ایالات متحده قایل اند بلکه در تلاش برای ارائه تصویری از خود به عنوان رهبران یک قدرت جهانی و دارای مسئولیت بین المللی27، ناگزیر از هماهنگی با مواضع کشورهای غربی در قبال بحران اتمی ایران بوده اند. روسیه در سال های اخیر در تلاش برای حفظ موقعیت خود به عنوان یک قدرت جهانی، در مواردی درگیر، اختلاف نظر هایی با ایالات متحده و سایر کشور های غربی بوده است. از این رو، روسیه پس از انتخاب اوباما به عنوان رئیس جمهورآمریکا سعی کرده است با همتايان آمريكايي خود به تعریف وسطح جدیدی از مناسبات با یکدیگر بپردازند وهمچنین روسیه وامریکا تصمیم گرفته اند برای کاهش مشکلات خود نقاط اختلاف واشتراک را از هم تفکیک کنند وبا تکیه برنقاط قابل مذاکره، اختلا ف های خود را حل وفصل نمایند. که یکی از مهم ترین اختلافات روسیه وآمریکاموضوع ایران وازجمله” پرونده هسته ای ايران” می باشد.
در اين مدت روس‌ها تلاش مي‌كردند به نوعي با تعديل مواضع امريكايي‌ها بدون اين كه بخواهند رو‌در‌رو با آن ها قرار گيرند، اختلاف ‌نظر خود را با آمريكا در این خصوص نشان دهند. تا بهره برداری لازم را در مناسبات با تهران داشته باشند.
به هرترتيب ،برخی از ناظران مسائل بین الملل روابط ایران وروسیه درچند ماه اخیر را به “زمستان هسته ای “تشبیه  کرده اند. اما قدر مسلم آن است با وجود موافقت نامه ها وتوافقات روس ها در زمینه هسته ای با ايران منعقد كرده اند ، اما آن ها منافع ملی خود را برهرگزینه ای دیگر ترجیح می دهند به عنوان مثال :مشاور رئیس جمهوری روسیه در واکنش به اظهارات رئیس جمهوری اسلامی ایران و انتقاد وی از موضع دوپهلوی مسکو در خصوص موضوع هسته ای تهران گفت: روسیه صرفاٌ در این مسئله به منافع خود می اندیشد.
سرگئی پریخودکو” در توجیه سیاست دوپهلوی روسیه در قبال موضوع هسته ای ایران و حمایت کشورش از قطعنامه هاي ضد ایرانی در شورای امنیت گفت: موضع روسیه درباره برنامه هسته ای ایران نه در راستای طرفداری از آمریکاست و نه جانبداری از ایران. پریخودکو گفت : روسیه بدون تردید از منافع ملی دراز مدت خود پیروی می کند. موضع ما دقیقا موضع روسیه است و در آن منافع ملت روسیه منعکس می شود به همین خاطر نمی تواند در طرفداری آمریکا و یا جانبداری ایران باشد.

اما در مجموع دلایل کمرنگ شدن حمایت روسیه از ایران در کشمکش هسته ای ایران وغرب این است که، قدرت های بزرگ جهانی بخشی از سیستم بین المللی هستند وقواعد حاکم برسیستم بین المللی بر رفتار آنها تاثیر می گذارد. روس ها در ازای عدم حمایت از ایران ،توانسته اند نصب سیستم دفاع موشکی آمریکا در لهستان وچک ملغی کنند وامتیازات اقتصادی قابل چشم گیر تری از امریکا بگیرند ودر مجموع جایگاه بهتری در نظام بین الملل به دست آورند. علاوه بر این، روسیه و آمریکا با امضای توافق های هسته ای جدید وارد یک دوره همکاری های استراتژیک می شوند و این آغاز یک دوره جدید در روابط بین الملل است .با توجه به جایگاه حدیدی که روسیه در سیستم بین المللی پیدا می کند، به نظر می رسد که هماهنگی اش با قدرت ها
ی محور در نظام بین المللی بیشتر می شود.

دولت روسيه در مورد برنامه هسته اي ايران با تناقض جدي روبه رو است. از يك سو، روسيه به هيچ وجه تمايل ندارد كه تهران به تسليحات هسته اي دست پيدا كندچون هم تهديدي براي براي روسيه مي تواند باشد وهم از اين جهت كه ممكن است موجب اشاعه اين سلاح به ساير كشورهاي خاورميانه از جمله كشورهاي شود كه با مسكو خصومت دارند.
از سوي ديگر ، روسيه به هيچ وجه تمايلي به ناتمام گذاردن ساخت نيروگاه بوشهر ندارد. چون در صورت ناتمام ماندن نيروگاه بوشهر، ايران وامريكا(همانند امريكا وليبي) نهايتاٌ در مورد تكميل آن توسط شركت هاي امريكايي به توافق دست يابند.
احتمال ديگري كه وجود دارد ، احتمال حمله نظامي به تأسيسات هسته اي ايران توسط امريكا ويا اسرائيل است.
هرگونه حمله به نيروگاه بوشهر وساير تأسيسات هسته اي شايد روس هارا از تناقضي كه در آن گرفتار آمده اند، رهايي بخشد. زيرا ضمن آن كه روس ها متهم به كوتاه آمدن در برابر فشارهاي غرب وبدقولي نخواهد شد، نگراني اين كشور در زمينه احتمال هسته اي شدن ايران

زاده،165:1384). دولت ها همواره از چگونگی توزیع عواید ناشی از همکاری نگرانند واز آن می ترسند که دیگران بیشتر از آن ها از همکاری سود ببرد. بنابراین آن چه اهمیت دارد دستاورد های نسبی20 است نه دستاورد های مطلق21 چون اگر به زیان آن ها باشد مانع از همکاری یا تداوم آن خواهد شد .پس آنارشی در میزان همکاری وحوزهای آن محدودیت ایجاد می کند.
مسلماٌ با وجود این که، هدف همه بازیگران در نظام بین الملل ، امنیت هستی شناسی یا بقاء می باشد. این هدف محقق نمی شود مگر این که دولت ها بهره مند از توانایی های گوناگون باشند. بنابراین نوواقع گرایان با مشاهده تغییرات حادث شده در نظام بین الملل مانند رشد روز افزون اهمیت تجارت واقتصاد در نظام بین الملل ومنافع اقتصادی وتکنولوژی سعی نمودند ضمن حفظ مفاهیم اصلی وبنیادین نوواقع گرایی ، با تغییرات حادث شده در نظام بین الملل نرمش وسازش بیشتری نشان دهند .
به اعتقاد نو واقع گرایان، این که واقع گرایی به نهاد توجه ندارند یک باور غلط می باشد. زیرا مسأله اصلی برای نوواقع گراها مطرح است، تاثیر نهاد به شکل مستقل می باشد. بنابراین نو واقع گرایان نهاد برای پیشبرد اهداف و ایجاد همکاری وتعامل میان دولت ها قبول دارند ولی نقش مستقلی برای آن قائل نیستند. چون به باور این نظریه پردازان از آن جا که قدرت های بزرگ عامل وموتور تحولات در عرصه بین الملل محسوب می شوند، نقش آفرینی قدرت ها بدون داشتن ابزارها از جمله نهاد محقق نمی شود .
به عنوان مثال گیلپین که، به عنوان نو واقع گرایان بررسی های اقتصادی را مد نظر قرار داده است با این وجود دولت ها را مهمترین وتعیین کننده ترین بازیگران در زمینه های همکاری وگسترش مبادلات تلقی می کند. او با توجه به این که به نقش ایده ها وعوامل فرهنگی وهمچنین اراده انسانی در متحول کردن عرصه جهانی واقف است. اما اذعان می کند که دولت ها اصلی ترین ومهم ترین بازیگر در صحنه جهانی می باشد. از نظر وی، علی رغم نقش تعیین کننده سیاست وتصمیمات سیاسی ای که در درون ساختار دولت ها، شکل می گیرد. مهم ترین عرصه بروز و ظهور این تصمیمات عرصه اقتصاد بین الملل است. به همین دلیل کانون توجه او چگونگی ادامه حیات نظام لیبرال اقتصاد بین الملل وتعاملات رایج در آن است. اما این نظام را حاصل دولت –ملت ها وقدرت های برتر می داند (سلیمی ،133:1386).
واقع گرایان ساختاری براین اعتقاد هستندکه، درست است دولت ها تنها کنش گران نظام بین الملل نیستند. اما مهمترین محسوب می شوند. وتعامل میان منافع ملی آن هاست که نقش آفرینی سایر بازیگران را تعیین می کند و به مانند فراملی گرایان به شکل گرفتن روابط فراملی میان کنش گران جدید توجه دارند و از این منظر، نقش کنش گران غیر دولتی در این چهارچوب مهم می باشد.طبق این دیدگاه، بازیگران غیر دولتی نمی توانند تأثیر تعیین کننده و مستقیم بر نظام بین الملل داشته باشد. بلکه تأثیرگذاری آن ها غیر مستقیم می باشد. شواهدی دال براین که، این کنش گران بتوانند در جایگزینی دولت- ملت به عنوان کنش گراصلی در سیاست بین الملل بسیار موفق می باشد وجود ندارد. اما رژیم ها باعث ایجاد منافع گوناگون برای دولت ها می شوند و در این راستا، قدرت را یکی از ویژگی ها و مختصات عمده شکل گیری و بقای رژیم ها تلقی می کنند. بنابراین کارکرد مهم کنش گران غیر دولتی به عنوان یک اهرم در دست دولت ها برای گسترش در حوزه های اقتصاد می باشد.
تحولات جدید در روابط بین الملل مبانی جهان شناختی واقع گرایی وروابط بین الملل را دگرگون کرده و نویسندگان نوواقع گرایی سعی می کنند ، ضمن حفظ مفروضه های نوواقع گرایی یعنی تاکید بر ساختار نظام بین الملل، تحولات عظیمی که واقع گرایی سنتی نسبت به آن بی توجه بود را مورد بررسی قرار دهند. و برای نهاد ها و بازیگران غیر دولتی و همچنین همکاری های اقتصادی نقش واهمیت قائل هستند.
از آن جا نقش آفرینی بازیگران در صحنه بین الملل و تعامل با دیگر واحد های سیاسی تابع قدرت ونفوذ آن ها می باشد. یعنی این که هیچ بازیگری قادر به تأمین خواسته های خود در محیط بین الملل نیست، مگر این که از درجه قدرت ونفوذ برخوردار باشد. از این رو یکی از مؤلفه های تشکیل دهنده قدرت ونفوذ دولت ها ظرفیت اقتصادی می باشد. چون ظرفیت اقتصادی از این رو مطرح است که، تنها کشورهای از این امکان برخوردار هستندکه در صحنه جهانی در راه تحقق منافع ملی به موفقیت دست یابند. که قادر به استفاد از ابزار های اقتصادی به عنوان اهرمی برای تنبیه وتشویق دیگر بازیگران باشند. با این اوصاف این گونه می توان نتیجه گیری کرد که، تحقق منافع ملی ودست یابی به قدرت اقتصادی نیز دولت ها را برآن وامی دارد که با یک دیگر همکاری داشته باشند و سود سرشار این همکاری را در راستای افزایش قدرت ونفوذ خود به کار گیرند

جمع بندی
در چهارچوب نظريه واقع گرايي ساختاری، اگرانگیزه روس ها را دربحث همکاری درخصوص پرونده هسته اي را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهيم، متوجه خواهيم شدكه، با فروپاشي شوروي وتغيير ساختار نظام بين الملل از دوقطبي به يك قطبي، آرايش قدرت هاي سياسي در جهان تغيير يافت .و روسيه آن جايگاه خود كه به عنوان يك كشور تاثير گذار در مسائل بين الملل از دست داد. بنابراين احساس بيشتري به همكاري وتعامل با ديگر كشور ها مخصوصا كشورهاي كه با آمريكا خصومت داشتند (مثل كوبا، كره شمالي ،ايرا
ن، عراق دوره صدام) را در دستور كار خود قرار داد. از طرفی روس ها بعد از فروپاشي ابرقدرت شوروي به شدت دچار يك” تحقير در سطح بين المللي “شدند. بنابراين با تعامل با دولت هاي مسئله دار تلاش براي احياء جايگاه خود در دوره جديد يكي از مؤلفه هاي اصلي سياست خارجي روسيه در هزاره سوم به شمار مي رود. به عبارت ديگر بعد از 1990جايگاه خود را درهرم قدرت از دست داد و به تبع آن قادر نبود به ايفاي نقش بازيگر درجه اول بپردازد. از اين رونقش آفريني روس ها در پرونده هسته اي هم منافع اقتصادي فوق العاده اي براي روس ها دارد وهم تلاشي است براي احياي نقش روسيه در مناسبات جهاني .
روسیه در برخورد با پرونده هسته ای ایران، بیشتر از آموزهای واقع گرایی بهره می گیرد. به عبارت دیگر تاکید روسیه بر نقش نهاد ها وسازمان ها بیشتر از آن که همانند اتحادیه اروپا، ناشی از رویکرد سیاست خارجی این کشور با شد، ناشی از منافع آن ها می باشد.

مقدمه
در شرايط عدم همكاري شركت هاي غربي ومخالفت امريكا واروپا با ادامه كار نيروگاه هسته اي بوشهر و در پرتو” دگرگوني در سياست خارجي روسيه”، قرارداد اتمام پروژه نيروگاه هسته اي بوشهر ميان دوكشور ایرن وروسیه به امضاءرسيد.مبلغ این قرارداد، 700ميليون دلاري كه در سال 1995/1374بود، که در نتیجه آن شرايط مناسبي را براي فعاليت هاي اقتصادي در روسيه به همراه آورد.
اين اقدام، در روسيه با مخالفت هاي جدي مواجه شد. مخالفين داخلی در روسیه، اين همكاري را با منافع روسيه در مغايرت مي دانستند. وكمك به ايران را در اين زمينه تهديدي براي روسيه از جانب امریکا قلمداد مي كردند. ولي موافقان بر كنترل بودن برنامه هسته اي ايران از سوي آژانس بين المللي انر‍ژي هسته اي تاكيد مي كردند (كولايي،218:1386).
بنابراين همكاري هاي روسيه در اين زمينه نه تنها مزاياي اقتصادي بلكه سياسي –امنيتي نيز در بر داشته كه اوراسياگرايان برآن تمركز داشته اند. بلکه براي روسيه اين همكاري فرصتي بود تا از همكاري باآژانس در زمينه ارتقاي كنترل ايمني در اين فعاليت ها بهره گيرد.از طرفی ، انفجار نيروگاه هسته اي چرنوبيل در 1375/1986وضربه شديد آن به فعاليت هاي هسته اي روسيه (شوروي )، عقب ماندگي هاي را در اين زمينه آشكار ساخته بود. از این رو، همکاری با ایران می توانست این خلاءرا جبران کند.بنابراین، پس از فروپاشی، صنایع روسیه به دلیل شرایط بین المللی با رکود ویران کننده ای روبه روشدند. واغلب بازارهای بالقوه آن ها از حیطه نفوذ این کشور خارج گردیدند. از سوی دیگر، کشورهای که احتمالاٌهمچنان می توانستند بازاری برای صنایع روسیه باشند نیز به دلیل مشکلات اقتصادی یا زیر بنایی قادر به تأمین هزینه های سیاسی واقتصادی انعقاد قراردادهای سنگین هسته ای نبودند.به همین دلیل، انعقاد قراردادساخت نیروگاه هسته ای بوشهر برای روسیه از اهمیت مضاعفی برخوردار بود.از آن جا که یکی از متغیرهای این پژوهش منافع اقتصادی می باشد در این جا به بررسی مطلوبیت اقتصادی ایران برای روسیه می پردازیم

مطلوبیت اقتصادی ایران برای روسیه
از نظر رهبران روسیه، ایران در تأمین اهداف این کشور در مذاکره وچانه زنی با امریکا ظرفیت زیادی داشته که باید از آن بهره برداری می شد. بنابراين در طول ساليان پس از فروپاشي شوروي همواره مسئله ايران، در دستور كار سران امريكا وروسيه قرار داشته است. واين مسئله براي رهبران كرملين به عنوان ابزاري قابل استفاده در سياست خارجي اوراسياگرايي آن ها تبديل شده است. روس ها از طریق مقاومت در برابر تقاضای قطع همکاری هسته ای با ایران از سوی امریکا، تلاش می کنند خود را از گردونه معادلات جهانی حفظ کنند ودر وهله بعد، در شرایط مقتضی امتیازاتی ار امریکا اخذ کنند.
بنابراین ، برای روسیه همکاری با ایران به نمادی از نقش موثرآن در روابط این منطقه تبدیل شده است. ولی بدون شک رهبران روسیه در این مسیر نیز تأمین منافع خود را جستجو می کنند. و با رسیدن شرایط لازم آن را انتخاب خواهند کرد. از طرفی موضع روسیه در قبال برنامه هسته ای ایران از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. به نحوی که علی رغم نگرانی های مسکو در مورد برنامه هسته ای ایران ، به نظرمی رسد کرملین مجبور به انتخاب استراتژیک در جهت تقویت روابط اقتصادی ونظامی- سیاسی با ایران می شود.
در اکتبر 2006یک مقام ارشد وزارت خارجه روسیه چنین استدلال می کند که، ایران تنها کشور در خاورمیانه بزرگ است که در حال افزایش ظرفیت های نظامی، فنی، علمی واقتصادی خود می باشد ایران با داشتن 11درصد منابع نفت جهان همین طور 18درصد منابع گاز جهانی ویک موقعیت ژئواستراتژیک با دسترسی به مسیرهای زمینی ودریای که آسیا واروپا را به هم متصل می کند، در سرزمین های وسیعی که از خاورمیانه به قفقاز وآسیای مرکزی امتداد دارد به رهبری منطقه ویک بازیگر مهم تبدیل خواهد شد در نتیجه” شراکت با ایران یکی از وظایف اساسی سیاست خارجی روسیه می شود” (Orlov and Vinnikov.2006:226-229).
از منظر روس ها ایران همسایه ای پراهمیت ودارای قدرت منطقه ای است که نفوذ فوق العاده ای در اسیای مرکزی، جهان اسلام وخاورمیانه دارد. ودر صورتی همکاری های امریکا –روسیه در قبال فعالیت های هسته ای ایران، تغییر شگرفی در «سیاست ایران»پدید آورد .پیامدهای کوتاه مدت ودراز مدت آن بر منافع ملی روسیه بسیار مملوس خواهد بود. برای مثال با توجه به بحران گازی اخیر میان روسیه واکراین وتنش ه
ای روسیه –ارمنستان در زمینه صادرات گاز، منابع گاز ایران می تواند به عنوان جایگزین گاز روسیه مورد استفاده اوکراین وارمنستان وحتی کشورهای اروپایی قرار گیرد (Sazhin,2005:24-26).
از سوی دیگر موضوع رقابت چین مطرح است و این احتمال وجود دارد که درصورت عقب نشینی روسیه (به عنوان بزرگ ترین شریک هسته ای ایران )،چین جایگزین روسیه شود. این کشور آسیایی هم اکنون بزرگ ترین شریک ایران در زمینه انرژی است. وقراردادهای هنگفتی در زمینه خرید گاز ونفت از ایران به امضاءرسانده است. به لحاظ ژئوپلیتیک با توجه به حمایت روسیه از نقش ایران به عنوان نیروی تعدیل کننده نفوذ امریکا در منطقه، روی برگرداندن از تهران به نفع مسکو نخواهد بود، زیرا روسیه همچنان از تهدید منافع ملی خود از طریق توسعه نظامی آمریکا در منطقه نگران است . استقرار نظامیان امریکایی در منطقه خزر نه تنها زمینه را برای نفوذ هر چه بیشتر آن ها در منابع انرژی این منطقه فراهم می کند، بلکه از اهمیت نقش