کانکس چیست

برای تعریف کانکس مقالات و نظرهای مختلفی وجود دارداما در این مطلب سعی داریم شمارا با معانی و کاربردهای کانکس آشنا سازیم.درواقع کانکس به اتاقک های پیش ساخته ای اطلاق میشود که با تمام شرایط آب و هوایی سازگارباشد مانند خاصیت ضد زنگ زدگی دربرابر برف و باران.شما میتوانید برحسب شرایط آب و هوایی منطقه جغرافیایی خود کانکس مناسب را انتخاب و خریداری کنید.

انواع کانکس:

کانکس استاندارد، کانکس سالنی، کانکس دو اتاقه، کانکس دو اتاقه با آبدارخانه و سرویس بهداشتی، کانکسانو سه اتاقه، کانکس سرویس بهداشتی، کانکس نگهبانی، کانکس کیوسک نگهبانی، کانکس متحرک، کانکس چرخدار، کانکس پرتابل، کانکس حمام، کانکس سرویس بهداشتی، کانکس دو طبقه، کانکس ویلایی، کانکس مسکونی، کانکس کامپوزیت، کانکس ساندویچ پانل، کانکس دکوراتیو، کانکس آشپزخانه، کانکس غذاخوری، کانکس فروشگاهی، کانکس نمایشگاهی، کانکس اورژانس، کانکس هلال احمر، کانکس پیش ساخته، کانکس کارگری، کانکس مدیریتی، کانکس دفتر مهندسی و انواع متنوع دیگر تولید می شود

به موارد زیر دقت نمایید:

کاربرد کانکس ( کانکس را برای چه استفاده ای می خواهید )

شما بایستی مورد استفاده کانکسی که خریداری می کنید را بدانید. به عنوان مثال اگر شما نیاز به یک کانکس اسکان دارید باید بدانید که چه امکاناتی را می خواهید در داخل آن داشته باشید. یک کانکس اسکان بر اساس امکانات تعبیه شده در آن می توانید از یک کانکس ویلایی تا یک کانکس اسکان کارگری متغییر باشد.

ابعاد و اندازه کانکس

شما باید در هنگام خرید کانکس بایستی به ابعاد و اندازه آن دقت نمایید.

امکانات داخلی کانکس

هر کانکسی می تواند بر اساس نیاز شما امکانات متنوعی را در داخل خود داشته باشد. حتی شما می توانید در خصوص داشتن بالکن هم در کانکس تان تصمیم بگیرید. امکانات پیش بینی شده آسایش شما را تضمین خواهد کرد.

شاسی کانکس

شاسی کانکس باید برای مصارف مختلف پیش بینی شود. برای نوعی از کانکس احتمال دارد نیاز به شاسی قوی تری داشته باشیم.

جنس دیواره کانکس

دیواره کانکس نیز بایستی بر اساس شرایط آب و هوایی انتخاب شود. عایق بودن یک شرط اساسی برای هر نوع آب و هوای سرد و گرم است.

فروش کانکس

شرکت یکتا سازه با سال ها تجربه در زمینه طراحی و تولید کانکس توانسته است بعنوان یکی از برند های برتر درزمینه فروش کانکس بین رقبای خود پیشی بگیرد یکتاسازه دارای کادری مجرب و باسابقه در زمینه تولید کانکس است که توانسته است درزمینه فروش کانکس جزوبرترین کمپانی های کانکس باشد .

دیواره کانکس نیز بایستی بر اساس شرایط آب و هوایی انتخاب شود. عایق بودن یک شرط اساسی برای هر نوع آب و هوای سرد و گرم است.

انواع کانکس ویلایی

میتوان گفت کانکس ویلایی دارای قیمت نسبتا بالاتری بدلیل مدرن بودن آن ومتریال لوکس و مرغوب به کاررفته در آن است اما مشتریان میتوانندبسته به نیاز خود مواد به کارفته در کانکس ویلایی خود را انتخاب کنند تا از صرف هزینه های اضافی جلوگیری شود.

البته شرکت یکتاسازه نیز برای صرفه جویی در هزینه های مشتریان کانکس ویلایی با قیمت های پایینتری تحت عنوان کانکس دسته دوم برای مشتریان عزیز در نظر گرفته است.

کانکس ویلایی

انواع کانکس فروشگاهی

این گروه، کانکس با کاربری سوپرمارکت، فروشگاه، فست فود، رستوران، مغازه، کیوسک و … را با پلان و نقشه مورد درخواست مشتری را نیز تولید می نماید. این نوع کانکس فروشگاهی ها بسته به کاربری که دارند، شکل و متریال مخصوص خود را خواهند داشت.

کانکس یکتاسازه دارای مقاومت در برابر خوردگی، پوسیدگی، زلزله، تردد بسیار می باشد و در مقابل سرما، گرما و بو نیز عایق می باشد و با تغییراتی که در ساخت کانکس ایجاد می شود، کانکس را برای استفاده در هر نوع شرایط جوی آماده می نماید.

کانکس فروشگاهی

گروه صنعتی یکتا سازه جزو بهترین شرکت های تولید و عرضه انواع کانکس است:

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به سایت گروه صنعتی یکتا سازه مراجعه نمایید :

کانکس با سازه های اختصاصی ثابت و سیار

این ادعا به هیچ عنوان اغراق نیست ، بلکه یک فرایندیست که شما می توایند با 1/35 قیمت کاشت مو ، به اصطلاح امروزی مو دار شوید .

پکیج مو دکتر خوش رج سمت کاشت مو

این اتفاق مهم چند ماهیست که توسط محصولات دکتر خوش رج در ایران شروع شده است و امروز می خواهیم به معرفی این نابغه ایرانی بپردازیم

معرفی یک نابغه ، مبتکر و مخترع ایرانی دکتر خوش رج

جلال محمدی خوش رج نابغه ایرانی و متولد شهر تبریز است . ایشون دارای مدرک دکترای شیمی از دانشگاه لوکزامبورگ روسیه می باشد و توانسته است در چند سال گذشته با توجه به نیاز انسانها به سالم زیستن و زیبا شدن محصولات منحصر به فردی را اختراع کند . از جمله محصولاتی که وی اختراع کرده است می توان به :

پکیج رویش مجدد مو

صابون لایه بردار ( از نمک دریاچه ارومیه )

صابون ضد جوش ( مناسب برای جوش صورت )

کرم آبرسان بسیار قوی

صابون 14 گیاه ( رفع مو خوره ، رفع شوره سر ، رفع شپش ، سیاه شدن رنگ مو و رویش مجدد مو )

و همچنین تهیه فرمولاسیون اختصاصی در زمینه :

صابون شتر مرغ

پکیج ضد چین و چروک

پکیج تناسب اندام ( الخصوص لاغری شکم )

پکیج کبد چرب

پکیج دیابت

حجم دهنده عضله اشاره کرد

خداحافظی با کم مویی یا همون کچلی در 3 الی 8 ماه

اردیبهشت ماه سال 96 برای اولین بار که این پکیج به صورت گسترده شروع به معرفی به علاقندان شد و در همین راستا چندین نفر از مشتریان آنرا تست کردند و نتایج شگفت انگیزی ایجاد گردید

مشتریان از شهر های اصفهان ، اهواز ، اردبیل ، تهران ، مشهد ، بندرعباس ، شیراز ، کرمان ، ساری ، تبریز ، بروجرد و …. بودند.

توجه شما رو به 2 نمونه از صحبت های مشتریان جلب می کنیم :

آقای جعفر عباس زاده مشتری راضی پکیج رویش مو دکتر خوش رج از اردبیل

آقای مراد استوار مشتری راضی برگشت مو به رنگ طبیعی دکتر خوش رج از آب پخش

با قاتل جوش صورت آشنا شوید

با قاتل جوش صورت آشنا شوید

پکیج ضد جوش صورت با فرمولاسیون انحصاری و اختصاصی دکتر خوش رج توانسته به بیش از 1200 نفر کمک کند تا زیبایی صورت خود را بهبود ببخشند

این پکیج ابتدا جوش های پنهان و زیر پوستی شما را بیرون کشیده و سپس در طول 10 الی 40 روز شروع به درمان جوش و جای جوش های شما می پردازد

حتما شما هم می دانید که چقدر جوش و جای جوش عذاب آور است و همه ما دنبال یک راه مطمئن برای درمان و از بین بردن ان هستیم

با توجه به نتایج شگفت انگیزی که از اثر بخشی این پکیج دیدیم به طور قطع می توان یکی از راه های مطمئن برای نایل شدن به این هدف را استفاده از پکیج دکتر خوش رج نام برد

کرم ابرسان یا کرم معجزه گر

قبل از هر چیزی به این ویدئو توجه کنید

همانطور که متوجه شدید این کرم برای رفع خشکی دست و همینطور درمان اگزما به شدت مناسب است

در واقع این کرم همراه با صابون شتر مرغ برای رفع ترک پا نیز استفاده می شود

برای اینکه اطلاعات بیشتری از نحوه عملکرد محصولات دکتر خوش رج و همچنین در صورت تمایل به استفاده از آنها شما را دعوت می کنم به آدرس سایت زیر مراجعه کنید

www.drkhoshraj.com

طراحی جواهرات یکی از شغل های پولساز در دنیا محسوب می شود. از همه مهمتر، مدل ساز طلا و جواهر با کامپیوتر همیشه نیاز به ایده و خلاقیت ندارد. امروزه بیشتر کارخانه ها و کارگاه داران عکس و مدل های مورد نظر را به طراح می دهند و طراح فقط وظیفه تبدیل عکس به فایل سه بعدی را دارد. این نکته مهمی در طراحی جواهرات است که همیشه نیاز به خلق ایده و درگیر بودن در این جزییات نیست. طراحی جواهرات در ایران رو به گسترش است و این شغل با توجه به مدت زمان کم آموزش و درآمد بالایی که دارد، مورد توجه بسیاری از افراد جامعه قرار گرفته است. شما برای شروع فعالیت در در این شغل فقط به یک لب تاب نیاز دارید.

طراحان طلا و جواهر نیاز به دانش فنی و کارگاهی در زمینه طراحی های خود دارند. آنها باید در طراحی جواهرات، استانداردهای لازم را رعایت کنند. همه این نکات و اصول در خودآموز طراحی طلا و جواهر مفصل توضیح داده شده است. همچنین این خودآموز دارای پشتیبانی و رفع اشکال آنلاین است. سالار پورایمانی مدرس این بسته آموزشی بیش از 7 سال است در این رشته فعالیت می کند. همچنین شما بعد آموزش می توانید، از سازمان فنی و حرفه ای مدرک معتبر دریافت نمایید.

طراحی جواهرات با کامپیوتر

طراحی جواهرات با کامپیوتر در ایران رو به افزایش است. یک طراح طلا و جواهر می تواند هر کجای ایران که باشد و با هر میزان سرمایه شروع به کار کند. آموزش در این شغل بین 2 تا 3 ماه زمان می برد.طراحی نیاز به سرمایه زیادی ندارد و بازار بسیار خوبی در ایران برای آن وجود دارد.

از کجا باید طراحی جواهرات با کامپیوتر را شروع کرد؟ شما می توانید با شرکت در کلاس های حضوری و یا با استفاده از خودآموز طراحی طلا و جواهر آموزش ببینید.

اولین قدم برای کسب درآمد از طراحی چطور و چگونه؟ می توانید برای استخدام یا کارهای پروژه ای اقدام کنید.

چه شرکت ها و چه اشخاصی به طراحی جواهرات با کامپیوتر نیاز دارند؟ کارخانه ها و کارگاه های طلا و جواهر سازی – مغازه های طلا و جواهر سازی – مشتری های خانگی

چگونه می توانم درآمد زیادی داشته باشم؟ با فروش فایل های طراحی شده

در شهر ما کارگاه و مغازه های  جواهر فروشی کم است. آیا من هم می توانم طراحی جواهرات انجام دهم؟ می توانید به صورت آنلاین شروع به فعالیت کنید.

در طراحی جواهرات با کامپیوتر، نیاز به چه سیستمی دارم؟ برای مشاوره به آیدی مدرس در تلگرام پیام دهید

طراحی جواهرات با کامپیوتر می تواند شغل اصلی من باشد؟ بله طراحی جواهرات به دلیل درآمد خوب می تواند شغل اصلی شما باشد و به دلیل آنلاین بودن، می تواند شغل پاره وقت شما باشد.

آموزش طراحی طلا و جواهر, مغز متفکر صنف طلا و جواهر است. با به روز شدن کارگاه ها و نیاز روز افزون بازار، درخواست نیروی کار برای طراحان طلا و جواهر رو به افزایش است. کشور ایران به عنوان یکی از بزرگترین مصرف کنندگان طلا در خاورمیانه، بازار بسیار بزرگ و پرسودی برای این رشته شغلی فراهم نموده است. آموزش طراحی طلا و جواهر پیش نیاز طراحان برای ورود به بازار کار است. در این آموزش ها مباحث تئوری و فنی به صورت همزمان تدریس می شود. آموزش طراحی طلا و جواهر، در سه سطح مقدماتی، متوسط و پیشرفته دسته بندی می شود. دوره آموزش طراحی طلا و جواهر شامل هر سه سطح آموزش می باشد.

دوره آموزش طراحی طلا و جواهر

دوره آموزش طراحی طلا و جواهر, در سطح بین المللی، در شهر تهران برگزار می شود. این دوره ها پیش نیاز ورود هنرجویان به بازار کار است. در دوره آموزش طراحی طلا و جواهر هنرجویان با تمامی مباحث فنی و استانداردها آشنا می شوند. طراحی خطی، ترسیم سطوح و ایجاد حجم ها و سبک شناسی در طراحی، از جمله سرفصل های تدریس در دوره آموزش طراحی طلا و جواهر است. آموزش طراحی آویز های ساده و جواهر، طراحی انگشتر های ساده و توری و انگشترهای مدرن در دوره آموزش طراحی طلا و جواهر تدریس می شود.

9635

دوره آموزش طراحی طلا و جواهر, به سه نوع آموزش تقسیم بندی شده است. این دوره ها در تهران برگزار می شود و به هنرجویان در پایان دوره مدرکی از طرف آکادمی آکسفورد انگلستان اعطا می شود. ارائهمدرک طراحی طلا و جواهر با دریافت هزینه جدا امکان پذیر خواهد بود. دوره آموزش طراحی طلا و جواهر، فرصت مناسبی خواهد بود تا هنرجو با دیدن آموزش های حرفه ای وارد بازار کار شوند. تفاوت کلاس ها، در تعداد هنرجویان هر دوره است.

طراحی جواهرات مدرن, سبکی متفاوت از تلفیق سبک های کهن و خلق شیوه ای نوین در تفکر به جواهرات است. در طراحی جواهرات مدرن با پایبند بودن به اصول طراحی و رعایت استانداردها، طراح پا را از فضای سنتی بیرون می نهد. طراح اجازه خلق هر گونه زیبایی را دارد و در چهارچوب باید ها و نباید ها قرار نمی گیرد. چنین طرح هایی همیشه باعث آفرینش احساس آرامش و لذت برای همگانند. ما شیوه طراحی جواهرات مدرن را به شما آموزش می دهیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر ، دیدن نمونه ها و ثبت نام در دوره ها به وب سایت رسمی سالار پورایمانی  salarpurimani.com مراجعه نمایید

صنایع پیچ و مهره پایا در سال 1374 با هدف تولید روزه  External  به روش رولینگ شروع به کار نمود. تا آن زمان در داخل کشور رزوه پیچ­ها اکثرا به صورت براده برداری توسط حدیده و یا تراشکاری تولید می ­شد. صنایع پیچ و مهره پایا یکی از پیشگامان تولید رزوه با روش رولنیگ در کشور به شمار می ­آید. عمده فعالیت این مجموعه در زمینه تولید انواع استاد بولت، انکر بولت، پیچ، مهره، واشر، و اجزاء قیدوبستی می­ باشد.
با توجه به تنوع بسیار زیاد پیچ و مهره و عدم توجیه اقتصادی در زمینه تولید اقلام کم مصرف در داخل کشور، تامین نیاز مشتریان برای این گونه درخواست­ها از سال 1385 هدف گذاری شد. درحال حاضر این مجموعه قادر به تولید و تامین انواع پیچ و مهره از سایز 2mm الی 120mm و یا  (1/16 الی  “4 ) می­باشد.

کنترل کیفی محصولات تولیدی در صنایع پیچ و مهره پایا

تمامی فرآیند تولید و یا تامین در مجموعه پایا توسط کارشناسان واحد کنترل کیفی بازرسی شده تا از انطباق محصول با استاندارد مربوطه اطمینان حاصل گردد. جهت اطمینان خاطر مشتریان، قطعات قبل از تحویل، توسط خریدار یا بازرس شخص ثالث نمونه گیری شده و جهت انجام تستهای مربوطه به آزمایشگاه­ های معتبر کشور نظیر آزمایشگاه متالورژی رازی، امیر کبیر، و یا شریف  ارسال می­ گردد.

صنایع پیچ و مهره پایا با بیش از دو دهه فعالیت در زمینه تولید و تامین انواع پیچ و مهره همواره تلاش نموده تا با بکارگیری تیم فنی مهندسی مجرب و تولید با کیفیت  میزان رضایت مشتریان خود را افزایش دهد.

اطلاعات فنی درباره پیچ و مهره ها را می توانید از طریق لینک های زیر ببینید

مهره خروسی

واشر

واشر تخت DIN 125

واشر فنری DIN 127

واشر بشقابی DIN 6796

 

3-1تحلیل فضایی استان فارس

استان فارس با وسعت 122661 كيلومتر مربع بين 27 و10دقيقه تا 31 درجه و 42 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و50 درجه و  34دقيقه تا 55 درجه و44 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين استان پس از استان هاي سيستان و بلوچستان و كرمان،‌ سومين استان كشور از نظر وسعت است و در مجموع 6/7 درصد از كل مساحت كشور را به خود اختصاص داده است (عظيمي و ديگران،1385: 2).

3-2   موقعیت جغرافيايي شهرستان فیروزآباد

شهرستان فیروزآباد با مركزيت شهر فیروزآباد در غرب ناحیه مرکزی استان فارس قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستانهای کوار، شیراز و کازرون، از شرق به شهرستان جهرم، از جنوب شرقی و جنوب به شهرستان قیروکارزین و از غرب و جنوب غربی به شهرستان فراشبند متصل می‌باشد. این شهرستان با مرکزیت شهر فیروزآباد در فاصله 109 کیلومتری شهر شیراز و در  محدوده جغرافیایی 51 درجه و 47 دقیقه تا 53 درجه طول شرقی و 28درجه و 15دقيقه عرض شمالي واقع شده است. شهرستان فیروزآباد با وسعت 6/11270 كيلومتر مربع 1/9درصد از كل مساحت استان فارس را به خود اختصاص داده است. ارتفاع متوسط دشت فیروزآباد در حدود 1600متر از سطح آزاد دريا مي باشد و بلندترين قله آن در رشته کوههای پاداناه(پودنو) و با ارتفاع 2891 متردر  14 کیلومتری جنوب شرقی فیروزآباد قرارگرفته است.

3-3 مطالعات طبيعي و جغرافيايي

در این بخش به موقعیت جغرافیایی، زمین شناسی، هیدرولوژی و غیره منطقه پرداخته می‌شود.

شهر فيروزآباد در منطقة غرب فارس (52 درجه و 28 درجه(52ْ و 28َ) عرض شمالي و 52 درجه و 30 دقيقه (52ْ و 30َ) طول شرقي) در مرکزيت شهرستان فيروزآباد قرار دارد. از شرق و شمال شرقي به کوه ميمند، از غرب به شهر فراشبند، از جنوب به کوهستان‌هاي جنوبي شهر فيروزآباد و جايدشت و بخش دهرم محدود مي شود. ارتفاع شهر از سطح دريا 1330 متر است و فاصله آن از مرکز استان يعني شهر شيراز 109 کيلومتر است ( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 76)(شکل ‏4‑1).

شکل ‏4‑1- نقشة موقعيت جغرافيايي شهرستان فيروزآباد در استان

. ماخذ: اداره کل راه و شهرسازی استان فارس

3-3-1زمين شناسي

ریخت شناسی، چینه شناسی، تشکيلات زمين شناسي، گسلش و غیره، از جمله مطالعات زمین شناسی است که در این قسمت به انها پرداخته می شود.

3-3-2ريخت شناسي

شهر فيروزآباد در منطقة اصلي زاگرس چين خورده از واحدهاي ساختماني- رسوبي جنوب غربي ايران به شکل متوازي الاضلاع محصور درارتفاعات و بر روي دشت آبرفتي تنگاب با شيب ملايمي قرار گرفته است. ضلع شمالي دشت به طول تقريبي 16 کيلومتر در دامنه کوه پودنو- دادنجان قرار دارد و ضلع جنوبي و غربي آن به طول 27 کيلومتر، در دامنه کوه ده‌بين واقع شده است. ضلع شرقي به طول 20 کيلومتر در دامنة کوه نااورا و پودنو و بخش جنوبي دشت بين ارتفاعات ده بين و ارتفاعات مياني به نام جبال‌النارويه واقع شده است. در شمال شرقي کوه جبل‌النارويه ناوديس ديگري شکل گرفته که مواد فرسايشي کوههاي نااورا و جبل‌النارويه آن را انباشته‌اند. با توجه به دو ناوديس ياد شده، دشت فيروزآباد از نوع ناوديس باريک و کشيده است ( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 77).

3-3-3تشکيلات زمين شناسي منطقه

از نظر سني قديمي‌ترين واحدهاي سنگي منطقه متعلق به دورة کرتاسه و جديدترين آنها مربوط به دورة پليوس و پلئيوستوسن مي باشد. اين واحدهاي سنگي و تشکيلات زمين شناسي منطقه عبارتند از:

  • سري آهکي تنگستان: از دورة کرتاسه سري آهکي تنگستان که در بيشتر نقاط استان نيز بستر سفرة آبدار زيرزميني را تشکيل مي دهد، داراي گسترش بيشتري در جنوب منطقه مي باشد( متشکل از آهک و دولوميت و آهک دولوميتي).
  • سازند ايلام – سروک: درکوه ده بين، آهک ايلام- سروک از بالا به پايين با دو لايه آهک توده اي با لاية بينابيني مارن سبز خاکستري هوازده قرار دارد که ضخامت تقريبي آن 65 متر است.
  • سازند پابده – گورپي: از تشکيلات ديگر زمين شناسي دوران سوم سازند پابده – گورپي با سن نسبي پابده- گوربي کرتاسة بالايي تا پالئوسن مي باشد. در تماس گوربي با سروک با لايه هاي سبز رنگ گلوکونيت همراه با لکه هاي قرمز رنگ و گره هاي فسفات قابل تشخيص است.
  • سازندهاي آسماري- جهرم: جنس اين سازندها کربناتي بوده و مقاوم در برابر فرسايش مي باشند. سري آسماري بيشتر متشکل از آهک هاي دولوميتي دوره اليگوميوسن در زير تشکيلات گچساران به ضخامت حدود 500 متر مي باشد. بيشتر بيرون زدگي هاي اطراف دشت فيروزآباد را سازند آسماري تشکيل مي دهد. سازند جهرم با ضخامت تقريبي 400 متر از دولوميت هاي قهوه اي رنگ تشکيل شده است. به طور کلي اين سازند فاقد حفره بوده و به سبب وجود شکاف هايي در سطح لايه بندي داراي نماي قهوه اي است.
  • سازند رازک: که متعلق به دورة ميوسن زيرين تا مياني مي باشد. اين سازند دور تا دور منطقه را پوشانيده و شامل سيليت و مارن­هاي رنگين(خاکستري و قرمز) متعلق به دوره ميوسن پاييني است و در مسير جاده فيروزآباد به قير و کارزين در بخش شمال شرقي مي باشد.
  • سازند ميشان: اين سازند داراي دو بخش بالايي زيرين که آهک کوري به رنگ زرد بلوطي خاکستري روشن و با بافت ريزي بر روي آهک کوري تناوبي از مارن هاي خاکستري همراه با نوارهاي نازک آهک که اکثراً ماسه اي است قرار دارد. اين سازند در مقابل فرسايش مقاومتي نداشته و در نقاط پست گسترش دارد و زمان تشکيل آن به دورة ميوسن زيرين تا مياني مي رسد.
  • سازند آغاجاري: ماسه سنگ ها و کنگلومراهاي قرمز رنگي روي سازند ميشان قرار دارد که سازند آغاجاري ناميده مي شود. اين سازند بيشتر در اطراف دشت قير و کارزين بوده و متعلق به دورة ميوسن بالايي تا پليوسن زيرين مي باشد.
  • سازند بختياري: اين سازند که بازماندة دورة پليوسن تا پلئيوستوسن مي باشد در اطراف دشت قير و کارزين بوده که پادگانه هاي آبرفتي قديمي بر روي آن قرار دارد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 80).

    4-3-3-چينه شناسي

سازندهاي شهرستان به ترتيب قدمت شامل هرمز، گروه تنگستان، پابده، گوربي، آسماري، جهرم، رازک، ميشان و آغاجاري مي باشد که سازند هرمز در دورة پرکامبرين و سازند تنگستان در دوران دوم و بقيه سازندها در طي دوران سوم در شهرستان قابل مطالعه است. عهد حاضر نيز تغييراتي در چهرة شهرستان ايجاد نموده است که در زير اشاره کوتاهي به آنها مي شود:

1- دوران اول( دوران کهن زيست يا پالئوزوئيک)

قديمي ترين تشکيلات منطقه گنبدهاي نمکي است که مربوط به دوران پرکامبرين مي باشد که در قسمت جنوب غربي دشت فيروزآباد و منطقة کنار سياه مشاهده مي گردد. اين گنبدهاي نمكي در شور كردن آب و زمين هاي اطراف و دشت هاي حاصلخيز منطقه بسيار مؤثر بوده و آب قابل شرب و كشاورزي را تخريب مي نمايد.

2- دوران دوم( ميان زيست يا مزوزوئيك)

سلينگر و گريشتون آهك هاي بنگستان را به عنوان يك واحد چينه شناسي نامگذاري كرده اند. اين گروه شامل تشكيلات كژدمي، سروك، سورگاه و بالاخره تشكيلات ايلام است. اين تشكيلات را در كوههاي ده بين و نااورا در فيروزآباد مي توان يافت. از نظر ليتولوژي و مورفولوژي گروه بنگستان در بيرون زدگي هاي نامنظم قرمز رنگ، داراي گروه هاي كلوكونيت و هماتيت مي باشد. در كوه ده بين آهك ايلام – سروك از بالا به پايين با دو لايه آهك ماسيو(Massive) كه بين آنها يك لايه مارن سبز خاكستري هوازده قرار دارد، مشخص مي شود. گروه بنگستان به صورت ارتفاعات، ‌همراه برجستگي هاي مشخص و پيشاني مانند هوازده مانند لايه هاي هوازده در لايه هاي ماسيو با شكاف هاي بزرگ و غارهاي كوچك و بزرگ مي باشد كه در آهك ايلام – سروك كوه ده بين كيفيت انحلال در داخل لايه ها مشهود است.آهك هاي گروه بنگستان از تخلخل و نفوذ پذيري خوب برخوردار بوده و مساعد براي ذخيره و هدايت جريان آب مي باشد و به دليل داشتن درز و شكاف و حفرات و غارهاي ثانويه، مخازن آب مناسبي را تشكيل داده و يكي از مهمترين سازندهاي آبدار استان فارس و به ويژه شهرستان فيروزآباد است.

3- دوران سوم( دوران نو زيست يا نئوزوئيك)

سازندهاي اين دوران عبارتند از: سازندهاي پابده – گوربي، پالئوسن – ائوسن،‌سازندهاي آسماري، ‌اليگوسن – ميوسن تا زون انتقالي آن در اليگوسن و ميوسن زيرين و سازند رازك ميوسن و سازند ميشان در ميوسن بالايي و مياني كه درزير مي­آيد:

سازند پابده- گوربي: اين سازند در جنوب فيروزآباد گسترش يافته كه به صورت رنگ خاكستري فرسايش يافته و لايه بندي آن نازك است. اين تشكيلات از نظر موفولوژيكي به صورت ارتفاعات كوتاه فرسايش يافته و عموماً مسطح هوازده و بدون لايه بندي مي باشد. از نظر خواص هيدروديناميكي هر دو سازند غير قابل نفوذ و فاقد ارزش هدايت الكتريكي مي باشند. سن نسبي پابده- گوربي كرتاسه بالايي تا پالئوسن مي باشد.

سازند آسماري( اليگوسن- ميوسن): در شهرستان فيروزآباد اكثر برون زدگي هاي را سازند آسماري تشكيل مي دهد. ضخامت آسماري در كوه پودنو و نااورا از بقيه مناطق بيشتر است. آهك هاي آسماري داراي انواع تخلخل سوزني- بين دامنه اي و دانه اي هستند و يكي ازمهمترين سازندهاي آبدار منطقه بوده و در تغذيه دشت هاي حاصلخيز شهرستان نقش عمده­اي دارد.

زون انتقالي آسماري(اليگوسن- ميوسن زيرين): در فيروزآباد تغييرات رخساره­اي گچساران به رازک سبب گرديده در بالاي آسماري رسوباتي ته نشين گردد که از نظر فرم ساختماني و لايه­بندي متعلق به آسماري ولي از نقطه نظر ليتولوژي بين رازک و آسماري بوده و به همين ترتيب به عنوان سازند تدريجي اطلاق گرديده و با علامت t-z از آن نام برده مي­شود. اين تشکيلات در دامنه­هاي جنوبي شهر فيروزآباد گسترش خيلي زيادي دارد.

سازند رازک(ميوسن زيرين): بيشترين رخنمون رازک در نواحي غربي و شرقي و شمال کوه جبل النارويه است و به طور پراکنده در حاشية باريکي در شمال شرقي کوه پودنو، جاده فيروزآباد – قير و در دامنه هاي کوه نااورا ديده مي شود.در بخش شمال شرقي فيروزآباد جنس سازند رازک به ترتيب از بالا به پايين شامل مارن هاي قرمز، آهک و لايه هاي ژيپس مي باشد.

سازند ميشان: کوههاي جنوب فيروزآباد و کوه شمالي و شمال شرقي دشت فيروزآباد داراي چنين رسوباتي هستند( قانعي خو، 1380: 16).

4- رسوبات آبرفتي کواترنر

ستون چينه شناسي همه جا در سراسر کرة زمين با سيستم کواترنر پايان مي گيرد. حدود يک دوم از نهشته­هاي کشور از نهشته­هاي کواترنر پوشيده شده است که از جمله آنها آبرفت ها و واريزه هاست. دشت فيروزآباد از جمله دشت هايي است که از خرد شدن و ريز شدن ارتفاعات به وجود آمده است که امروزه مي تواند محل مناسبي براي سکونت و ذخيره آب هاي زير زميني به حساب آيد( قانعي خو، 1380: 18).

3-3-5گسل‌هاي موجود در منطقه

گسل عارضه اي است که از يک نيروي شکننده ناشي مي شود و ممکن است در هر نوع سنگي به وجود آيد( روژه کک، 1373: 23). هنگامي که بر اثر دخالت نيرو سنگ ها شکسته شده و قطعات مجاور آنها جابجا مي شوند، گسل به وجود مي آيد( محمودي، 1383: 35).

منطقة فيروزآباد از نظر تکتونيکي(زمين ساختي) داراي گسل هاي متعدد و ممتد شمال غربي – جنوب شرقي است( مهندسان مشاور فرنهاد، 1376: 127). گسل ها در ساختمان زمين شناسي منطقه نقش اساسي دارند. لذا همين امر سبب شده است که اين منطقه يکي از مناطق زلزله خيز به حساب آيد. اين گسل ها در جهات مختلف فعاليت داشته و اکثر گسل ها محور تاقديس­ها را قطع نموده اند. گسستگي­هاي حاصله در طبقات سخت شده فيروزآباد به صورت درزه­هاي مختلف ظاهر شده اند که خود نقش اساسي در نفوذپذيري طبقات آهکي داشته و تشکيل حفره هاي انحلالي به صورت غارهاي کوچک و بزرگ را داده اند. به تبعيت از گسل­هاي ايران، گسل هاي منطقه نيز در دورة کواترنري فعال بوده و در بعضي از آنها هنوز گاهگاهي حرکاتي رخ مي دهد که زمين لرزه هاي مهم را سبب مي شود( قانعي خو، 1380: 22).

به نظر مي رسد کانون اين زلزله ها در قاعدة پوسته زمين بوده و وقوع آنها ناشي از تغيير شکل فشار صفحات قاره اي از شمال شرق و فشارهاي وارده از سوي فلات عربستان( پليت عربستان) و مقاومت ايران مرکزي دائماً در حال حرکت و فرسايش( ريزش) مي باشد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 80).

مهمترين گسل هاي و درزه هاي شناخته شده منطقه عبارتند از:

1- گسل بزرگ و نسبتاً طويل غرب خواجه اي که کاملاً شناخته نشده ولي جهت آن شمال غربي – جنوب شرقي مي باشد.

2- گسل معروف کوه سفيدار که جهت آن غربي- شرقي است.

3- گسل بالا دست چشمة تنگاب

4- گسل معروف روزبدان در شمال شرقي فيروزآباد که ادامه آن تا چشمه جايدشت مي باشد( از غرب تنگ مهرک شروع و تا چشمه جايدشت کشيده شده است.

5- گسل معروف ده بين( قانعي خو، 1380: 22).

3-3-6زلزله

رشته کوه زاگرس که با جهت شمال غربي- جنوب شرقي در جنوب غربي کشور ما واقع شده از لحاظ ساختماني به سه زون زاگرس پست، زاگرس چين خورده و زاگرس مرتفع تقسيم مي شود. آمار و ارقام ناشي از وقوع زلزله ها نشان مي دهد که زاگرس چين خورده از لحاظ لرزه­خيزي فعال تر از بقية زون ها است. تقريباً اکثر زمين لرزه هاي واقع در کمربند غربي و جنوب غربي ايران در جنوب روراندگي زاگرس و در زاگرس چين خورده تمرکز يافته و گوياي رابطه ميان مناطق چين خورده و گسل خورده با نقاط فعال زلزله است. از مهمترين نقاط اصلي زلزله خيز اين کمربند مي توان به شمال شرقي بندر عباس، غرب کهنوج، شرق لار، منطقه فيروزآباد، منطقه قير و کارزين، کازرون تا بوشهر، گچساران، شمال دزفول، غرب همدان، کرمانشاه، مسجد سليمان و … اشاره نمود( نگارش، 1384: 99).

منطقة فيروزآباد در کمربند چين خوردگي ملايم تاقديس و ناوديس ها قرار دارد که تاقديس هاي جنوب شرقي دشت از سازندهاي ميشان و رازک تشکيل شده اند. در قسمت جنوبي – شمالي حرکات کوهزايي ميوسن عمان شديدتر اثر کرده و چين خوردگي بعدي زاگرس در پليوسن اتفاق افتاده که به جز کمي جابجايي تغيير عمده اي در جهت پيشين نداده است. فشارهايي که موجب چين خوردگي شده اند از نوع فشارهاي عادي در جهت افقي بوده است. حرکات گنبدهاي نمکي و کوهزايي مناطق جنوبي در عمان توأماً بر شکل تاقديس ها اثر گذاشته و آنها را به شکل امروزي( در روند شمال غربي – جنوب شرقي) در آورده است.

در تنگاب محور تاقديس پودنو پيچ خورده و امتداد شرقي- غربي در شمال دشت و در شمال غربي مجدداً به امتداد تاقديس دادنجان که همان جهت شمال غربي – جنوب شرقي مي باشد وصل مي شود. در محل ارتباط نااورا و پودنو، يک سري سيستم گسلي در جهات مختلف محور تاقديس ها را قطع کرده اند. سيستم گسلي ديگري در تنگاب، با فعاليت هاي شديدتري سبب شکستگي کامل و قطعه قطعه شدن طبقات آهکي در مسير کوار به فيروزآباد شده است. در شرق فيروزآباد سومين ناحية گسلي در کوه پودنو بوده و اکثراً گسل هاي امتداد شمال غربي – جنوب شرقي دارند که تعدادي گسل هاي فرعي کوچکتر نيز بر آنها عمود مي باشد. در جنوب غربي و غرب منطقة فيروزآباد امتداد محور تاقديس کوه با جهت شمال غربي – جنوب شرقي ده بين به صورت نيمه متقارن در ناحيه شمال غرب به ارتفاعات تاقديس نيمه متقارن دادنجان که درادامة تاقديس کوه پودنو قرار دارد، مي رسد.

به طور کلي مي توان گفت دراستان فارس، خط هرمز، جويم، لار، جهرم، قير، فيروزآباد و کازرون از زلزله خيزترين نقاط هستند که از بين اينها فيروزآباد – قير از زلزله خيزترين نقاط استان فارس مي باشد. شهر فيروزآباد در منطقة زاگرس چين خورده قرار گرفته است و فاصلة آن از گسل، 12 کيلومتر مي باشد. به عنوان مثال مي توان به زلزله ها و پس لرزه هاي سال هاي 1372 و 1373 و زلزلة شديد 21 فروردين ماه 1351 اشاره کرد که مساحت بيش از 150 هزار کيلومتر مربع را لرزاند و حدود 5000 نفر کشته شدند. در مجموع در طي 60 سال اخير نزديک به 200 زلزله با بزرگي بيش از 5/4 ( در مقياس ريشتر) به وقوع پيوسته که معياري بر زلزله خيزي منطقه مي تواند باشد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 84).

3-3-7هيدرولوژي

ميانگين بارش در سطح شهرستان فيروزآباد 450 ميليمتر مي باشد که به علت تابش شديد خورشيد قسمت اعظم آن تبخير شده و از دسترس خارج مي گردد و مقدار کمي از آن نفوذ نموده و بقيه آب هاي سطحي را تشکيل مي دهد اما با توجه به وضعيت آب و هوايي منطقة فيروزآباد و عواملي چون بارش مناسب، پوشش گياهي نسبتاً متراکم، عدم تبخير زياد به دليل درجه حرارت نسبتاً پايين و روي هم رفته حاکميت نوعي آب و هواي معتدل مديترانه اي باعث گرديده تا در اين قسمت منابع آب هاي سطحي و زير زميني وضعيتي به مراتب بهتر از ديگر نقاط شهرستان داشته باشند( دشتي، 1374: 97).

عمده منابع آب‌هاي سطحي و زيرزميني شهرستان را رودخانه تنگاب( فيروزآباد) و قره آغاج و چشمه‌ها و قنات‌ها تشکيل مي‌دهند که منابع کشاورزي منطقه را تشکيل مي‌دهد. بعد از آن استفاده از چاه‌هاي عميق و نيمه عميق در شهرستان بيشترين تأمين کنندة آب کشاورزي شهرستان مي‌باشد که در شهرستان قريب به 6683 حلقه چاه عميق و نيمه عميق وجود دارد( قانعي خو، 1380: 126). استفاده از آب رودهاي تنگاب و قره آغاج منحصراً محدود به مناطقي مي‌شود که رودخانه وارد دشت و زمين‌هاي هموارتر مي‌گردد و در قسمت اعظم مسير رودها که درنواحي کوهستاني است استفاده از آب رودها غير ممکن است.

مهمترين منبع جهت تأمين آب، آب هاي زيرزميني مي باشد که با برداشت سالانه در حدود 950 ميليون متر مکعب از طريق چاه، قنات و چشمه سهم مهمي در تأمين آب براي بخش هاي مختلف کشاورزي بر عهده دارد. به عبارتي منابع آب هاي زيرزميني بيش از 50 درصد نياز آبي بخش هاي مختلف شهرستان را تشکيل مي دهد. دراين مقوله سعي مي شود آب هاي سطحي و زيرزميني منطقه فيروزآباد مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد.

3-3-8آب هاي سطحي

همانگونه که گفته شد مهمترين منابع آب هاي سطحي منطقه، رودهاي تنگاب( فيروزآباد) و قره آغاج مي باشد که در اينجا مختصراً مشخصات اين دو رود بيان مي شود.

3-3-8-1رودخانة تنگاب( فيروزآباد)

اين رودخانه از چشمه‌هاي منطقة شورآب سرچشمه مي‌گيرد و در جهت شمال- جنوبي به طرف دشت جوکان جريان يافته و تا ابتداي دشت جوکان همانند يک سيل فصلي عمل مي­کند. به طوري که 65 درصد آب آن مربوط به فصل هاي زمستان و بهار مي‌باشد. در ابتداي دشت جوکان چشمه هاي حنيفقان (سرچشمه) با آبدهي زياد به آن مي پيوندد( علي‌برزي، 1375: 56).

بستر رودخانه در دشت جوکان زاينده است به طوري که آب رود در فصل تابستان به کشتزارهاي برنج در دشت به وسيله نهرهاي سنتي وارد مي شود ولي آب رود کاهش نمي يابد. در ميانة دشت، رود فصلي تنگ زنجيران وارد آن مي شود. اين رود از چشمه دائمي تنگ زنجيران تغذيه مي شود ولي به دليل استفاده مداوم شهرک زنجيران جهت کشاورزي و باغداري و شرب، يک رود فصلي قلمداد مي شود. رود کوچک مهکويه نيز شاخة فرعي ديگري است که در انتهاي دشت جوکان درتنگ هلالو از سمت راست وارد آن مي شود. در همين نقطه نيز رودخانه هاي فصلي ميمند و مرادآباد که بيشتر در فصل زمستان داراي آب است از سمت شرق وارد رودخانه مي شود. اين رودخانه پس از عبور از تنگ هلالو و سپس تنگ فيروزآباد( تنگاب) در قسمت خروجي تنگاب از سمت چپ چشمه اي با دبي متوسط 200 ليتر در ثانيه که به نام چشمة کتايون معروف است، وارد آن مي شود( قانعي خو، 1380: 127).

در ابتداي ورود به دشت فيروزآباد، چشمه هاي برم‌پير آتشکده، قمپ آتشکده و چشمة موردستان به آن مي پيوندد. در انتهاي دشت در جنوب روستاي دولت آباد( اسلام آباد) از سمت غرب آب قره‌له ( درة سياه) که در فصل زمستان پر آب مي شود وارد آن مي گردد. کمي پايين تر از اين نقطه زهکش شرقي و جنوبي دشت وارد آن مي شود. از اين نقطه به بعد به علت برخورد با کوه هاي ده بين جهت رودخانه غربي – شرقي مي گردد و پس از آبياري روستاهاي جنوب کوه هاي ده بين يعني سرتل، سرگر حسين آباد، رودبال، عرب و فتح آباد وارد تنگ هايقر مي شود و پس پيوستن رود هايقر به آن طرف دهرود جريان مي يابد و پس از مشروب کردن اراضي اين قسمت به دشت کنارسياه مي رسد. از اين نقطه به بعد به شدت شور مي شود. در شمال دژگاه رودخانه دشت پلنگ و چند رود فصلي ديگر وارد آن مي شود. درنزديکي هاي دژگاه به رودخانة قره آغاج پيوسته و رودخانة مند را تشکيل مي دهد که پس از آن از محدودة  شهرستان فيروزآباد خارج مي شود( قانعي خو، 1380: 128) (شکل ‏4‑2)، در شکل ‏4‑3 سد تنگاب که بر روی رودخانه تنگاب احداث شده، نشان داده شده است.

رودخانه تنگاب
شهر فیروزآباد

شکل ‏4‑2- رودخانه تنگاب در دشت فیروزاباد و موقعیت آن نسبت به شهر (برگرفته از گوگل ارث).

شکل ‏4‑3- سد و رودخانه تنگاب

3-3-8-2رودخانة قره آغاج

اين رودخانه از کوههاي انار ارتفاعات چهل چشمه در 40 کيلومتري غرب شيراز و 28 کيلومتري شمال شرقي کازرون سرچشمه مي گيرد. اين رودخانه در محدودة حوضة خليج فارس و به درازاي 685 کيلومتر و از حوضة آبخيز تا آبريز به اسامي محلي مختلفي مثل رودخانة قره آغاج، کازرين، باز، شيرين، دژگاه، کوار، سيمکان، خفر و در آثار قديمي به نام هاي زکان، ژگان يا سکان خوانده مي شود و در انتهاي حوضه آبريز پس از تلاقي با رودخانة فيروزآباد به نام مند خوانده مي شود( جعفري، 1369: 45).

اين رود با جذب چند رود و چشمه­هاي متعدد، پرآب تر شده و در طول مسير، اراضي و باغات زيادي را مشروب مي سازد و هر چه به خليج فارس نزديک تر مي شود به علت گذشتن از گنبدهاي نمکي و حل کردن نمک هاي در طول مسير، شورتر شده و کمتر براي آبياري مزارع و باغات استفاده مي شود. رودخانة قره آغاج با جهت شمالي – جنوبي از دشت کازرين و همچنين از دشت افزر مي گذرد و پس از گذشتن از چند روستا و نواحي حاصلخيز از نزديکي روستاي کالي گذشته و در نزديکي کردوان پايين به نام رود مند به خليج فارس وارد مي شود.

عرض رود در نواحي کوهستاني 20 متر و در نواحي جلگه اي حتي به 400 متر هم مي رسد. حجم کل آب اين رودخانه در تنگ کازرين در حدود 400 ميليون متر مکعب در سال بوده و متوسط دبي لحظه اي 70/12 متر مکعب در ثانيه مي باشد. در بعضي از منابع کل آب آن را 714/886 ميليون متر مکعب در سال نيز نوشته اند( محيط، 1375: 16). مساحت حوضه اي اين رودخانه 12360 کيلومتر مربع است که نقش مهمي در جريان آب هاي زيرزميني و تغذيه سفره هاي آبرفتي ايفا مي نمايد.کيفيت آب رودخانه قره آغاج بر اساس نتايج بدست آمده جهت آبياري مناسب است.

3-3-9آب‌هاي زيرزميني

3-3-9-1چاه

درحال حاضر نزديک به 810 حلقه چاه با تخلية سالانه 100 ميليون متر مکعب در دشت فيروزآباد وجود دارد.کيفيت آب چاه ها خوب است که EC (هدايت الکتريکي) آن بين 431 تا 2468 ميکرومهوس بر سانتي متر و ميزان کلر بين 6/10 تا 5/134 ميلي گرم در ليتر بوده است.

3-3-9-2قنات

تعداد 12 رشته قنات در دشت جريان دارد که آبدهي آن بين 20 تا 220 ليتر درثانيه و مجموع تخلية ساليانه از قنوات در حدود 2/31 ميليون متر مکعب است. کيفيت آب قنوات خوب و EC بين 413 تا 1030 ميکروموس بر سانتي متر مي باشد و ميزان کلر آن بين 6/10 تا 9/31 ميلي گرم در ليتر است( قانعي خو، 1380: 137).

3-3-9-3چشمه‌سارها

تعداد ده دهنه چشمه در منطقه وجود دارد که از تشکيلات آهکي تغذيه و عموماً پر آب بوده و به مصرف کشاورزي دشت مي‌رسد( پرآب‌ترين آنها برم‌پير با حداقل آبدهي 550 و حداکثر 3000 ليتر در ثانيه است). مجموع تخلية ساليانه چشمه ها 38 ميليون متر مکعب مي­باشد. کيفيت آب چشمه­ها خوب و EC 509 الي 883 ميکرومهوس بر سانتي متر و کلر به ميزان 7/17 تا 4/22 ميلي گرم در ليتر مي­باشد. بيلان آب زيرزميني دشت فيروزآباد طبق مطالعات انجام شده مثبت و تا 16 ميليون متر مکعب قابل توسعه بوده است ( سازمان آب شهرستان فيروزآباد).

3-3-10آب وهوا

امروزه نقش آب و هوا به عنوان يک عنصر اساسي در زندگي بشر بيش از پيش روشن مي باشد و در اين راستا مطالعات اقليمي به طور روزافزوني اهميت يافته است( دشتي، 1374: 40). از اين رو جغرافيدانان همواره به عنوان يک اجزاء اصلي چشم انداز جغرافيايي بدان نگريسته و مطالعه ويژگي هاي آن را به صورت يک علم دقيق، وجهة همت خويش قرار داده‌‎اند ( کاوياني، 1382: 1).

تاکنون تقسيم بندي‌هاي مختلفي در مورد وضعيت اقليمي ايران صورت گرفته است. مهندس عدل در کتاب آب و هواي ايران نقاطي مانند فيروزآباد را جزء نواحي کوهستاني معتدل قرار داده است. در اين نقاط با اينکه از لحاظ جغرافيايي در منطقه کوهستاني واقع شده­اند ولي نظر به کمي عرض جغرافيايي، با ارتفاع هوا ملايمتر مي شود. در اين نقاط گرما بيشتر از نواحي کوهستاني مرتفع و متوسط مي‌باشد و درجه سرما به شدت آنها نيست، برف خيلي کم باريده و چندان دوامي ندارد. اين نقاط آب و هواي معتدلي دارند که در آن مرکبات، زيتون، مورد و سرو يعني نباتات اقليم مديترانه نمو مي کنند( عدل، 1349: 66). بين مناطق مختلف اين ناحيه يک وجه مشترک وجود دارد و آن خشکي تابستان است ولي وضع بارندگي و تقسيم آن بين فصول مختلف نسبت به نواحي مختلف فرق مي­کند. شديدترين بارش­ها در دورة سرد سال اتفاق مي افتد و بارش هاي دوره گرم سال به مراتب کمتر از دورة سرد سال است( عليجاني، 1383: 183).

کوپن قسمت وسيعي از کشور ما را داراي اقليم C (مديترانه اي) تشخيص داده، در صورتي که با مطالعه و تطبيق آب وهواي مديترانه اي با وضع اقليمي نواحي مختلف ايران معلوم مي شود که فقط بعضي از مناطق محدود در کشور ما از جمله قسمتي از فارس شيراز، فسا، فيروزآباد و ميمند و امثال آن در اين اقليم قرار مي گيرند.

آب وهواي مديترانه اي داراي مشخصات زير است:

1ـ زمستان ملايم و بارندگي نسبتاً زياد در اين فصل؛

2ـ تابستان گرم يا خيلي گرم که جريان نسيم آن را تعديل مي کند؛

3ـ استراحت رستني ها به هنگام تابستان که بارندگي صورت نمي گيرد و هوا خشک است؛

4ـ وجود رستني هاي طبيعي معيني از جمله سرو و مورد و نباتات مزروعي مخصوصاً مرکبات و زيتون؛

5ـ حد متوسط درجه گرماي سردترين ماه بيش ار 6 درجه و در حدود 10 درجه بالاي صفر مي باشد( دشتي، 1374: 44).

با توجه به تقسيم بندي آب و هوايي کوپن، فيروزآباد در ناحية مرکزي و شمال از سمت غرب و شمال غرب تا شرق، داراي اقليم نيمه خشک(مديترانه‌اي بري) و درنواحي شمال غربي در ارتفاعات، اقليم نيمه خشک و مرطوب(مديترانه‌اي بحري) مشاهده مي‌گردد که جزء پرباران­ترين بخش­هاي استان محسوب مي­شود.

به منظور بررسي پارامترهاي اقليمي منطقه از ايستگاه­هاي کليماتولوژي و سينوپتيک فيروزآباد در دورة آماري(2009- 1995) استفاده شده است. در زير به بررسي اين پارامترها مي‌پردازيم:

3-3-10-1دماي هوا

دماي هوا، از مهمترين متغييرهاي جوي مي‌باشد، که بر تمامي  فعاليت‌هاي اقتصادي – اجتماعي جوامع، به طور مستقيم و غير مستقيم تأثير مي گذارد.

با توجه به آمار و اطلاعات موجود ، متوسط دماي هواي شهر فيروزآباد در طول ماه­هاي مختلف سال بيانگر آن است؛ که بهمن ماه به رقم 3/7 و مرداد ماه با رقم 96/25 درجه سانتي گراد به ترتيب کمترين و بيشترين ارقام ميانگين ماهيانه متوسط دماي را در طول سال­هاي مختلف سال در شهر فيروزآباد نشان مي­دهند. به عبارتي مي­توان گفت که متوسط دما در ايستگاه فيروزآباد در همة ماه­هاي سال بالاتر از صفر درجه سانتيگراد است. ميانگين حداکثرهاي دماي هوا در ماه هاي مختلف بين 94/12 در بهمن ماه و 62/33 در مرداد ماه در نوسان مي­باشد و روند تغييرات آن از دي بهمن ماه تا مرداد ماه افزايشي و از مرداد تا دي ماه از روند کاهشي تبعيت مي­کند. همچنين ميانگين حداقل دما در طول ماه­هاي مختلف نيز بيانگر آن است که بهمن ماه با 72/1 و مرداد ماه با 51/16 درجه سانتيگراد به ترتيب کمترين و بيشترين ميانگين حداقل­هاي دما را به خود اختصاص داده­اند.

بيشترين ميزان دماي هوا يا حداکثر مطلق دما که در ايستگاه فيروزآباد به ثبت رسيده است، دماي 14/33 و 03/33 درجه بوده است که به ترتيب مربوط به ماه­هاي مرداد و تير است و کمترين ميزان دماي هوا يا حداقل مطلق دما مربوط به ماه بهمن با دماي 4/2- درجه سانتيگراد است.

3-3-10-2بارندگي

جدول ‏4‑1، ميانگين ماهانة بارندگي و حداكثر بارندگي روزانه ايستگاه فيروزآباد را نشان مي دهد. همانطور كه ارقام بارندگي در اين ايستگاه نشان مي دهد، ميزان بارندگي ماهيانة فصول سرد آن به مراتب بيشتر از فصول گرم است. ميانگين ماهانة بارندگي در اين ايستگاه در طول دورة آماري 2009- 1995 برابر با 46/331 ميليمتر بوده است. طي اين دوره پربارانترين ماه سال دي ماه و كم باران ترين ماه سال شهريور ماه مي باشد كه به طور ميانگين در دي ماه 12/104 و در شهريور ماه 26/0 ميليمتر بارندگي صورت گرفته است. همچنين ارقام حداكثر بارندگي روزانه در ايستگاه فيروزآباد نشان مي دهد كه بيشترين بارندگي روزانه در فيروزآباد به دي ماه اختصاص دارد كه رقم حداكثر بارندگي روزانه در اين ماه 8/33 ميليمتر بوده است.

جدول ‏4‑1- ميانگين ماهيانه و حداکثر بارندگي روزانه ( ايستگاه فيروزآباد)(2009- 1995)

پارامترها دي بهمن اسفند فروردين اردیبهشت خرداد تير مرداد شهريور مهر آبان آذر ميانگين
ميانگين ماهانه بارندگي 1/104 3/60 3/59 5/27 4/4 6/0 4/2 6/3 3/0 1/4 5/23 4/63 5/331
حداکثر بارندگي روزانه 8/33 25 6/23 2/10 8/1 6/0 8/1 3/3 3/0 7/2 7/8 2/20 8/33

(مأخذ: سازمان هواشناسي کشور)

3-3-10-3رطوبت هوا

بررسي آمار مربوط به جدول ‏4‑2، نشان مي­دهد كه ميانگين ماهيانة نم نسبي فيروزآباد از دي ماه تا خرداد ماه داراي روند رو به كاهش بوده و از 8/64 درصد در دي ماه به 9/26 درصد در خرداد ماه مي رسد و از تير ماه تا دي ماه يك روند افزايشي به خود مي گيرد. به عبارت ديگر نم نسبي از 4/31 درصد در تير ماه به 8/64 درصد در دي ماه مي رسد. ميانگين سالانة نم نسبي در فيروزآباد 52/54 درصد بوده كه در حد اعتدال مي باشد. همچنين ميانگين سالانة بيشترين رطوبت در ايستگاه فيروزآباد برابر با 5/64 درصد است كه در طول سال بيشترين رطوبت مربوط به دي ماه با 7/83 درصد رطوبت است. ميانگين سالانه كمترين نم نسبي در فيروزآباد 4/29 درصد محاسبه شده است كه در طول ماه­هاي سال خرداد ماه با 3/14 درصد،‌كمترين نم نسبي رابه خود اختصاص داده است.

جدول ‏4‑2- ميانگين ماهانة پارامترهاي نم نسبي هوا بر حسب درصد(ايستگاه فيروزآباد)(2009- 1995)

پارامترها دي بهمن اسفند فروردين ارديبهشت خرداد تير مرداد شهريور مهر آبان آذر ميانگين
متوسط رطوبت 8/64 8/60 1/58 6/51 3/35 9/26 4/31 3/34 33 9/36 9/48 7/61 5/54
بيشترين رطوبت 7/83 4/80 6/75 3/72 8/53 9/43 3/50 2/53 8/53 7/55 6/67 2/82 5/64
کمترين رطوبت 4/48 4/43 3/42 33 8/19 3/14 8/14 7/18 6/17 3/20 8/31 1/44 4/29

(مأخذ: سازمان هواشناسي کشور)

3-3-10-4باد

همانطور که در جدول ‏4‑3، مشاهده مي شود بادهاي غالب شهر فيروزآباد در فصل زمستان، بادهاي غربي هستند. در فصل بهار جهت بادهاي غالب، شمال غربي و جنوب شرقي است اما در دو ماه از اين فصل يعني ماههاي ارديبهشت و خرداد، جهت بادهاي غالب جنوب شرقي است. در فصل تابستان جهت بادهاي غالب در شهر فيروزآباد عمدتاً شمال غربي است اما در تيره ماه، اين بادها از سمت شمال مي وزند. جهت بادهاي غالب در فصل پاييز عمدتاً جنوب غربي است و در دو ماه از اين فصل يعني ماههاي مهر و آبان بادها در جهت جنوب غربي مي وزند اما در آذر ماه جهت باد تغيير کرده و غربي مي شود.

جدول ‏4‑3- جهات وزش باد در شهر فيروزآباد

ماهها دي بهمن اسفند فروردين ارديبهشت خرداد تير مرداد شهريور مهر آبان آذر
بادهای غالب غربي غربي غربي شمال غربي جنوب شرقي جنوب شرقي شمالي شمال غربي شمال غربي جنوب غربي جنوب غربي غربي
بادهاي درجه دوم جنوب شرقي جنوب شرقي جنوب شرقي غربي شمال غربي غربي جنوب غربي شرقي جنوب شرقي جنوب شرقي جنوب شرقي شمال غربي

مأخذ: مهندسان مشاور فرنهاد

 

به طور کلي بادهاي غالب فيروزآباد از نظر تعداد فراواني وقوع، غربي و از نظر سرعت جنوب غربي است ولي در مجموع و بر اساس ميانگين سرعت، سريع ترين بادها از سمت جنوب غربي و شمال غربي گزارش شده­اند. همچنانکه جدول ‏4‑3، نشان مي­دهد بادهاي غالب فيروزآباد از سمت شرق اصلاً در منطقه نمي­وزند و به طور کلي مي­توان گفت که بادهاي جنوب غربي، غربي و شمال غربي داراي فراواني و همچنين سرعت بيشتري نيز هستند.

جدول ‏4‑4، ميانگين ماهيانة حداكثر سرعت وزش باد در ايستگاه فيروزآباد را نشان مي­دهد. در ايستگاه فيروزآباد، ميانگين ماهيانة حداكثر سرعت وزش باد 63/8 متر بر ثانيه گزارش شده است كه در طول سال حداكثر سرعت وزش باد مربوط به دي ماه بوده است كه حداكثر سرعت وزش باد در اين ماه 11 متر بر ثانيه بوده است. به طور كلي حداكثر سرعت وزش باد در فيروزآباد به ترتيب در ماه­هاي دي، مرداد، فروردين و خرداد بوده است.

جدول ‏4‑4- ميانگين ماهانة حداكثر سرعت وزش باد بر حسب متر بر ثانيه( ايستگاه فيروزآباد)

ماهها دي بهمن اسفند فروردين ارديبهشت خرداد تير مرداد شهريور مهر آبان آذر ميانگين
حداکثر سرعت وزش باد

(متر بر ثانيه)

11 7/6 3/8 9 3/9 9 10 3/10 3/8 7/6 7 8 6/8

مأخذ: سالنامة آماري استان فارس، 1388

3-3-5-10ساعات آفتابي و تعداد روزهاي يخبندان

در شهر فيروزآباد كل ساعات آفتابي در طول سال، 52/2446 ساعت مي باشد كه بيشترين ساعات آفتابي در شهريور ماه با 53/264 ساعت ‌و كمترين ساعات آفتابي در بهمن و اسفند ماه با 26/119 و 08/119 ساعت است. همچنين با توجه به آمار و اطلاعات و وي‍ژگي هاي شهر فيروزآباد،‌ مي توان گفت كه در شهر فيروزآباد و اطراف آن در طول هفت ماه از سال يخبندان مشاهده مي­گردد. به عبارت ديگر مي توان گفت كه در طول دوره آماري 2009- 1995 در ماه­هاي دي، بهمن، اسفند، فروردين، ارديبهشت، خرداد،‌آبان و آذر يخبندان مشاهده شده است و تعداد 22/25 روز از سال به صورت يخبندان بوده است. بيشترين تعداد روزهاي يخبندان نيز در بهمن ماه( 55/7 روز) بوده است (جدول ‏4‑5).

جدول ‏4‑5- ميانگين ماهانة ساعات آفتابي و تعداد روزهاي يخبندان(ايستگاه فيروزآباد)(2009- 1995)

پارامترها دي بهمن اسفند فروردين ارديبهشت خرداد تير مرداد شهريور مهر آبان آذر مجموع
ساعات آفتابي 1/150 3/119 1/119 7/159 4/176 5/260 252 260 5/264 252 229 204 2446
تعداد روزهاي يخبندان 9/6 5/7 1/2 5/3 8/1 2/0 0 0 0 0 5/0 3/2 2/25

مأخذ: سازمان هواشناسي کشور

3-3-11توپوگرافي( ناهمواري­ها)

در این بخش ارتفاعات، دشت ها و ناهمواری های منطقه بررسی شده است.

3-3-11-1ارتفاعات

رشته کوههاي گسترش يافته در اطراف شهر بيشتر مربوط به گنبدهاي نمکي قديمي( احتمالاً سري هرمز) مي باشد که زاگرس چين خورده در امتداد گسل هاي شمال غربي- جنوب شرقي( کوه ميمند در شرق و جنوب) فيروزآباد است که شامل دو گنبد ديگر به نام کانساز کوه سرمه( مادة اولية نوعي از انواع متعدد سرمه، سولفور، سرب يا گالن است) و آثار فراوان معدنکاري و ذوب فلزات در ناحيه کانساز از فعاليت هاي گسترده و درازمدت معدنکاري باستاني در اين بخش از کشور حکايت از سازندهاي زيرين منطقة معدني در چين خوردگي زاگرس دارد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 80).

اين سازندهاي گچي نمکي با لايه­بندي­هاي ميليمتري و سانتيمتري به رنگ­هاي سبز، آجري و خاکستري تيره در بين و زير لايه­هاي گچي نمکي موجودند که ساختمان واروي(Varve) را از خود نشان مي­دهند.

3-3-11-2تپه­ها

قسمت­هاي شمالي و شمال شرقي فيروزآباد از تپه­هايي پوشيده شده که از نظر ريخت­شناسي تپه ماهورهاي کم ارتفاع مدور در شمال شرقي و در قسمت شمالي به شکل بيضي مي­باشد که داراي آبراهه­هايي است که بر اثر هوازدگي به صورت فرسايش بر روي تپه­ها و دامنه آنها نقش آفريني کرده­اند.

3-3-11-3دشت

– رسوبات آبرفتي واريزه­اي: دشت آبرفتي دامنه­اي منطقة مورد مطالعه، در قسمت پاييني رسوبات آبرفتي واريزه‌اي بادبزني شکل قرار گرفته که داراي بافت ريزتر بدون سنگريزه و تقريباً مسطح است. در دشت هاي آبرفتي رودخانه اي که قسمت اعظم دشت مورد مطالعه را در بر مي گيرد، نتيجة عمل رسوب گذاري رودخانة تنگاب است که داراي شيب ملايم و جهت آن مطابق جهت رودخانه و شمالي – جنوبي است.

– رسوبات آبرفتي واريزه­اي بادبزني شکل: اين رسوبات نتيجة عمل مشترک نهرهاي کوچک و بزرگ جاري از کوههاي اطراف منطقه و واريزه کرن کوهها پس از متلاشي شدن و تخريب مي باشد که بسته به دور و نزديک بودن به کوه داراي مقداري سنگريزة گوشه دار در سطح و همين طور در طول پروفيل خاک مي باشد.

– دشت آبرفتي رودخانه­اي: که قسمت اعظم دشت فيروزآباد را تشکيل مي دهد و نتيجة عمل رسوب گذاري رودخانة تنگاب مي باشد. اين دشت داراي شيب ملايم و جهت آن مطابق رودخانه يعني شمالي – جنوبي است.

3-3-11-4شيب

از نظر شيب مي­توان گفت به طور کلي شيب منطقه از شمال و شمال غربي به سمت جنوب و جنوب غربي کم مي­شود. در دشت فيروزآباد شيب از اطراف به مرکز دشت مي باشد. اراضي کوهها داراي شيبي بسيار تند حتي به 50 تا 90 درصد مي رسد و به دليل عدم پوشش گياهي و يا با پوشش گياهي کم با خطر فرسايش بسيار روبرو است. شيب اراضي کوهپايه­اي بين 3 تا 10 درصد مي باشد و به دليل خطر فرسايش، کشاورزي بر روي اين اراضي مقرون به صرفه نيست( دامنه­هاي کوههاي سفيدار، پودنو و ده بين) چون موجب تخريب و فرسايش خاک مي گردد. شيب دشت­هاي دامنه­اي، رسوبي و رودخانه اي معمولاً کم و به صفر تا نيم درصد مي رسد و به دليل ته­نشين شدن رسوبات دانه ريز براي کشورزي مساعد است( قانعي خو، 1380: 30).

3-3-12خاک شناسي و قابليت اراضي

منطقة فيروزآباد به شش واحد فيزيوگرافي يا تيپ(دسته) اراضي تقسيم مي گردد:

–  گروه اراضي طبقه يک و دو منطقة فيروزآباد با اشغال 4/62 درصد از کل مساحت منطقه که داراي شيب کمتر از 2 درصد بوده و در ارتفاع تا 1350 متري از سطح دريا واقع شده­اند. بر اساس اطلاعات خاک شناسي در دشت فيروزآباد( شهر)، بعد از مناطق و اراضي مسکوني که مرکز شهر را تشکيل مي دهد، در ناحية جنوبي و غربي و قسمتي از شمال غرب شهر، خاک هاي سري فيروزآباد قرار دارد که خاک خيلي عميق به رنگ قهوه اي متمايل به خاکستري تيره با بافت رسي و شني است و جزء دشت آبرفتي رودخانه­اي مي باشد. اين اراضي از نظر طبقه بندي، جزو اراضي درجة يک يا کلاس يک مي باشد که شامل زمين هاي کشاورزي و اراضي مرغوب و بدون محدوديت براي زراعت هاي آبي است و مساحت آن 3350 هکتار يا 60/46 درصد کل اراضي فيروزآباد مي باشد. همچنين قسمت شمالي شهر فيروزآباد در قطعة مجزا شده سري سرميدان يا سري اصلي که از دشت هاي آبرفتي دامنه اي تشکيل شده و به رنگ قهوه­اي است نيز جزو اراضي درجة يک( طبقه يک) مي باشد.

اراضي درجة دو يا کلاس دو شامل زمين هاي مناسب براي آبياري که داراي کمي محدوديت براي زراعت هاي آبي است و بازده زراعي آن در شرايط مساوي کمتر از اراضي درجة يک مي باشد. مساحت اين دسته از اراضي 1140 هکتار يا 80/15 درصد از کل اراضي مورد مطالعه است. در غرب شهر فيروزآباد در ساحل شرقي رودخانه تنگاب تا حد دامنه هاي کوه ميمند، اراضي درجة 2، اراضي شيب دار(5-2 درصد) با کمي پستي و بلندي است که درقسمت شمال شرقي اين رودخانه داراي مقدار کمي سنگريزه(15- 3 درصد) در سطح خاک و قابليت نفوذ آهسته مي باشد.

– گروه اراضي طبقة سه و چهار که با اشغال 3/36 درصد از کل مساحت اراضي منطقه داراي شيب 2 تا 5 درصد و شيب جانبي يک تا دو درصد با کمي پستي و بلندي و فرسايش آبي است. اراضي طبقة سه، اراضي نسبتاً قابل کشت بوده که در آن اشکالات و محدوديت هاي آب براي زراعت آبي نسبتاً زياد است. مساحت اين نوع از اراضي 930 هکتار يا 9/12 درصد کل اراضي است. همچنين اراضي طبقة چهار شامل زمين هايي است که قابليت کشت آنها محدود و اشکالات زيادي براي آبياري دارند. مساحت اين اراضي 1690 هکتار است که 4/23 درصد کل اراضي است( قانعي­خو، 1380: 159).

در قسمت شمال شرقي و جنوب شرقي فيروزآباد قطعة مجزا شده سري جايدشت از دسته رسوبات آبرفتي واريزه اي بادبزني شکل به رنگ زرد تيره ديده مي شود. در اين ناحيه خاک نسبتاً عميقي به رنگ قهوه اي متمايل به رنگ زرد تيره با بافت رسي و شني سيلتدار قرار گرفته است. اين قسمت داراي اراضي درجة سه( کلاس سه) مي باشد که شامل زمين هاي نسبتاً قابل کشت، اراضي با محدوديت و اشکالات متوسط براي زراعت هاي آبي که فقط در شرايط به خصوص قابل آبياري مي باشد و اراضي کم عمق( Cm 50- 25) و کمي سنگريزه دار است.

در اراضي شمال شرقي به طرف شرق، قطعة مجزا شده سري جايدشت با مشخصات سري اصلي ولي کم عمق(50 تا 25 سانتيمتر) از رسوبات آبرفتي واريزه اي بادبزني شکل در دامنه هاي کوه ميمند قرار دارد. اين قسمت داراي اراضي درجة 4 يا طبقة چهار است، يعني زمين هايي که قابليت کشت آنها محدود و داراي محدوديت و اشکال خيلي زياد براي زراعت هاي آبي است. آبياري اين اراضي در شرايط به خصوص و براي کشت گياهان معدودي مناسب مي باشد. مساحت اين نوع از اراضي 1690 هکتار يا 40/23 درصد اراضي مورد مطالعه مي باشد و داراي شيب عمومي نسبتاً ملايم و شيب جانبي ملايم با کمي پستي و بلندي و فرسايش آبي است.

– گروه اراضي طبقة پنج و شش که مناطق مسکوني و ساخت و ساز شهري را تشکيل مي­دهد.  قابليت کشاورزي اين تيپ از اراضي بسيار محدود بوده و مراکز مسکوني شهري و مراکز مسکوني روستايي را در منطقه در بر مي گيرد. اين اراضي باقيماندة دهات مخروبه، اراضي مسکوني در دست ساختمان و بيرون زدگي هاي صخره­اي و بستر سنگلاخي رودخانه­اي و مسيل ها مي­باشد. مساحت اين نوع از اراضي 90 هکتار بوده که 3/1 درصد کل اراضي است( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 91).

به طور کلي 5420 هکتار از اراضي منطقه شامل اراضي درجة I و II و III و يا به عبارت ديگر 30/75 درصد کل اراضي، جزء اراضي قابل آبياري است و 1780 هکتار از اراضي، جزو اراضي درجة 4 و 5 است(70/24 درصد) که اين اراضي جزء اراضي غير قابل آبياري و يا در شرايط مخصوص قابل آبياري است. اراضي مذکور که به طور کلي در سراسر دامنه کوه ميمند در شمال شرقي، شرق و جنوب شرقي شهر فيروزآباد قرار دارد و جاده شيراز – فيروزآباد – قير آن را از دشت جدا نموده، تنها اراضي مناسب و مجاز جهت توسعة شهري است.

3-3-13پوشش گياهي

شهرنشيني و توسعة شهري از مهمترين پديده­هاي دوران اخير به شمار مي آيد. با افزايش جمعيت و توسعه و گسترش شهرنشيني، انسان­ها به تدريج از طبيعت دور شده­اند و تراکم بيش از حد جمعيت و دخالت در محيط طبيعي و ايجاد محيط­هاي انسان­ساخت، نيازهاي زيست محيطي، جسمي و روحي انسان را بيشتر بروز داده است( پوراحمد، 1388: 29). گياهان در اجتماع زيستي خود، يکي از مهمترين سيستم هاي حيات بخش انسان به شمار مي آيند. با توجه به اقليم و گياهان بومي و همچنين بررسي پوشش گياهي محدوده هاي شهري، مي توان جايگاه مناسبي براي به کارگيري انواع گياهان در فضاي سبز شهري پديد آورد. از اين رو بررسي پوشش گياهي و محيط آن، به منظور برقراري رابطه­اي معقول ميان شهروندان و طبيعت امري ضروري است.

در بررسي پوشش گياهي منطقة فيروزآباد، به جوامع گياهي کُنار، شوره، آترپيلکس، بادام کوهي، بَنه، ارژن و کيکم بر مي­خوريم. همچنين بايد به اين نکته توجه کرد که فيروزآباد با توجه به شرايط آب و هوايي داراي جامعة گياهي متنوعي بوده به طوري که پذيراي گونه هاي بسياري از گياهان چون چنار، بيد، کاج، سرو، زبان گنجشک، مرکبات، توت، اکاليپتوس، ابريشم، ختمي، ارغوان، انواع جوني پروس، پيراکانتا، زرشک، انواع رز و … مي باشد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 97).

در اراضي پايين دشت فيروزآباد گياه شيرين بيان که تا اندازه اي نشان دهندة اراضي شيرين با سطح آب زيرزميني نسبتاً بالاست، در سطح نسبتاً زيادي مشهود است. خارشتر از ديگر گياهاني است که در سطح وسيع خصوصاً در اراضي باير يا آيش ديده مي شود. در امتداد شمال شرقي تا جنوب شرقي اراضي واقع در رسوبات آبرفتي واريزه اي بادبزني شکل، گياهان طبيعي ديگري نظير مريم گلي و گون ديده مي شود.

به طور کلي بيشترين تيپ پوشش گياهي منطقه به تيپ گياهي کُنار، شوره، آترپيلکس اختصاص دارد که 57 درصد از کل مساحت مراتع منطقه را تشکيل مي دهد و کمترين گستردگي مربوط به تيپ گياهي بادام کوهي، بَنه، تنگسن، ارژن و کيکم است.

3-14مطالعات انساني

3-14-1خلاصه­­اي از وضعيت عمومي شهرستان فيروزآباد

شهرستان فيروزآباد به مرکزيت شهر فيروزآباد است؛ در حالي که بخش‌هاي قيروکارزين و فراشبند در سال 81 و 82 به شهرستان ارتقاء يافته و از مجموع اين شهرستان انتزاع گرديده است با مساحت معادل 3800 کيلومتر در فاصله 95 کيلومتري جنوب غربي مرکز استان و در طول جغرافيايي 52ْ و 36َ و عرض جغرافيايي 28ْ و 52َ از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين شهرستان با ارتفاعي معادل 1327 متر از سطح دريا، از شمال به شهرستان شيراز، از جنوب به شهرستان هاي قير و کارزين و لارستان، از شرق به شهرستان جهرم، از غرب به شهرستان فراشبند و استان بوشهر محدود مي شود. بر اساس آخرين تقسيمات کشوري، شهرستان فيروزآباد داراي دو مرکز شهري( فيروزآباد و ميمند)، پنج دهستان( جايدشت، احمدآباد، پرزيتون، خواجه­اي، دادنجان) و بالغ بر 114 روستا و آبادي مي باشد. از لحاظ بافت اجتماعي از سه قشر شهري، روستايي و عشايري تشکيل شده است.

اين شهرستان از طبيعي منطقه اي است کوهستاني که بلندترين نقطة آن کوه سفيدار با 3050 متر ارتفاع و پست ترين نقطة آن کنارسياه با 800 متر ارتفاع مي باشد و از نظر تنوع آب و هوايي به ناحية بياباني جنوب غربي آسيا تعلق دارد که با توجه به عوامل جغرافيايي از جمله ناهمواري ها، پوشش گياهي و بادهاي باران آور غربي داراي سه ناحية آب و هوايي( سرد کوهستاني، گرم و خشک، معتدل) با ميانگين بارندگي 450 ميليمتر در ده سال اخير مي باشد. جمعيت اين شهرستان در آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسکن در سال 1385 برابر با 116622 نفر بوده  است( فرمانداري شهرستان فيروزآباد).

3-14-2پيشينة تاريخي شهر

در فارس ميانه به واسطة شرايط اقليمي( اقليم مديترانه اي – بحري و بري)، ارتفاع مناسب دشت ها از سطح دريا( 1300 الي 1600 متر)، کيفيت مناسب خاک دشت ها، نزديکي به ساحل درياي آزاد، آنجا که آب رود بر دشت مسلط بوده است، پيدايش جماعت انساني به قبل از پيدايش خط باز مي گردد و دشت فيروزآياد نيز از اين نهاد مستثني نيست. تشکيل اولين حاکميت‌ها در استان فارس و تجلي کالبدي آن به شکل شهر در حوزة آبريز رودها و در دشت هاي مشرف به رود شکل گرفته است (شکل ‏4‑4).

شکل ‏4‑4- نقشه تاریخی منطقه پارس و فیروزاباد

به روايت کتاب­­هاي تاريخ ساسانيان و پژوهش­هاي باستان­شناسان، اردشير بابکان(والي دارابگرد)، بر حکمران فارس(گوزهر) مي­شورد و او را مي کشد و بتدريج تمامي نواحي فارس را تسخير مي کند. مکاني را که اردشير جهت استقرار حاکميت خويش به عنوان حکمران فارس بر مي گزيند، ارتفاعي است از رشته کوه ميمند مشرف به دشت فيروزآباد و مشرف بر مدخل آن( تنگاب)، که اردشير کاخ قلعه اي بر فراز کوه( قلعه دختر امروزي) بنا مي کند. سرانجام اردشير، اردوان پنجم را شکست داد و با انقراض حکومت اشکانيان، اردشير شاه ياغي، به شاه حاکم تبديل شد. تبلور کالبدي آن نيز درانتقال مقر حاکميت از فراز کوه به دشت در کنار چشمه و رود تنگاب تجلي يافت( کاخ اردشير و آتشکده) (شکل ‏4‑5)(شکل ‏4‑6). سپس اردشير تصميم به احداث شهري در دشت فيروزآباد مي گيرد.

شکل ‏4‑5- کاخ اردشیر بابکان در کنار قمپ آتشکده

شکل ‏4‑6- عکس هوایی از کاخ و آتشکده اردشیر بابکان و قمپ آتشکده

اردشير طرح شهر مورد نظر را به صورت دايره در نظر مي گيردکه نمادي از جهان و نشانگر فرمانروايي مطلق جهان باشد. قطر دايرة اين شهر حدود 450 متر است. اردشير بابکان نام اين شهر را اردشير کوره يعني( شکوه اردشير) مي گذارد سپس شهر را گسترش مي دهد و قطر آن را به دو کيلو متر مي رساند و 4 دروازه به نام هاي دروازه مهر( در مشرق)، دروازه بهرام( در خاور)، دروازه هرمز( در شمال) و دروازه اردشير( در جنوب) براي آنها مي سازد. اردشير با کشيدن دو قطر عمود بر هم از مرکز دايره، شهر را به 20 قسمت تقسيم و خيابان کشي مي کند، بعدها شهر گسترش مي يابد و قطر دايرة آن به 5/7 کيلومتر مي رسد( مهندسان مشاور فرنهاد، 1375: 4) (شکل ‏4‑7).

شکل ‏4‑7- عکس هوایی (گوگل ارث) از شهر گور و محوطه دایره‌ای شکل

در تحليل علل پيدايش شهر فيروزآباد، به جز انتخاب اردشير به عنوان يک انتخاب سياسي- نظامي، در مکانگزيني شهر بايد به يک عامل پايه که درطول تاريخ اين شهر همواره تعيين کننده بوده است، اشاره کرد و آن بازاري جهت تبادل محصول بين کشاورزان و دامدارن است. بازاري که بتواند از امنيت مناسب در دشت برخودار باشد و به طور طبيعي بتواند دشت و محيط دشت را تحت پوشش تبادل کالايي خود قرار دهد. لذ از اين زاويه انتخاب اردشير، تأمين امنيت اين بازار نيز محسوب مي شد. در دورة حکومت سلجوقيان و در ابتداي سلطنت ملکشاه سلجوقي، اين شهر توسط بهاءالدين اسماعيلي که يکي از سران طايفه شبانکاره بود به آتش کشيده شد و تمام آثار مدنيت و ابنيه و عمارات آن با خاک يکسان گرديد. مردم پس از اين حمله خرابه ها را ترک نموده و در محل فعلي، شهر فيروزآباد جديد را ساختند. نام کنوني اين شهر بر اساس گفته مقدسي مورخ قرن چهارم هجري، چون خوشايند امير عضدالدوله نبود که بگويند «مَلک به گور رفت» يعني به شهر گور رفت، به فيروزآباد تغيير نام يافت که ظاهراً اين نام از اسم جد انوشيروان يعني فيروز گرفته شده است.

3-14-3جمعيت

آگاهي از چند و چون جمعيت و شناخت ساختار جنسي و سني و ابعاد و گستردگي آن، از ابزارهاي کارساز در تصميم­گيري و برنامه­ريزي به شمار مي­آيد. چرا که هيچ گونه برنامه­ريزي آگاهانه، فارغ از شناخت کمي و کيفي جمعيت نه تنها در محدودة شهر، حتي در بُعد محله­اي نيز نمي­تواند انجام گيرد( فريد، 1372: 35). ليکن چون ماهيت سياست­ها و برنامه­ريزي ها عمدتاً مربوط به تعيين خط مشي آينده شهرها بر مي­گردد، لذا بايد به نحوي اين متغير و اجزاي آن را براي آينده پيش بيني نمود( زياري، 1384: 101). پيشنهاد طرح توسعة آتي شهر بر مبناي پيش بيني هاي جمعيت و اقتصاد و پس از آن نحوه کاربري زمين پيشنهادي قرار دارد( شيعه، 1384: 155). از اين رو لازم است که وضع موجود شهر فيروزآباد از لحاظ جمعيتي بررسي شده و بر مبناي آمار و اطلاعات جمعيتي موجود به پيش بيني­هاي جمعيتي آيندة شهر پرداخت.

3-14-3-1جمعيت شهر فيروزآباد

شهر فيروزآباد به عنوان مرکز شهرستان فيروزآباد، يکي از شهرهاي استان فارس مي باشد. استان فارس براساس نتايج آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسکن در سال 1385 داراي 24 شهرستان و تعداد 73 شهر بوده است ( مرکز آمار ايران). در زير به بررسي جمعيت شهر فيروزآباد مي پردازيم:

جمعيت شهر فيروزآباد در طي سرشماري­هاي جمعيتي ازسال 1335 تا 1385، فراز و فرودهاي زيادي را داشته است. بر اساس داده­هاي ارائه شده از سوي سازمان مرکز آمار ايران جمعيت شهر فيروزآباد در سال 1335 برابر با 5747 نفر بوده است که با 1222 خانوار، بعد خانوار آن برابر با 70/4 نفر بوده است. جمعيت شهر در دهة 1345- 1335 بالغ بر 8718 نفر شده است که با 1699 خانوار، بعد خانوار آن 13/5 نفر بوده است. نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد در اين دهه برابر با 25/4 درصد بوده است. افزايش جمعيت شهر فيروزآباد تا سال 1355 ادامه داشته و جمعيت شهر به 14164 نفر رسيده است. نرخ رشد جمعيت در دهة 1355- 1345 برابر با 97/4 درصد بوده است. جمعيت شهر فيروزآباد در سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1365 معادل 34312 نفر با 6318 خانوار برآورد گرديده است که بعد خانوار آن 43/5 نفر بوده است. دهة 1365- 1355 را مي توان دهه اي ناميد که رشد جمعيت شهر فيروزآباد به بالاترين درجه خود مي رسد، چرا که نرخ رشد اين دوره به 25/9 درصد رسيده و افزايشي در حدود 28/4 درصد را نشان مي دهد (جدول ‏4‑6). مهمترين عوامل مؤثر در اين نرخ رشد شديد جمعيتي را مي توان در هجوم بي روية جمعيت روستايي و افزايش نرخ رشد طبيعي جمعيت به سبب عواملي چون افزايش شديد درآمدهاي نفتي، افزايش اعتبارات عمران شهري، افزايش جاذبه­هاي شهر، بهبود وضعيت اقتصادي جامعه، پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357، جنگ تحميلي و آثار و عوارض ناشي از آن و غیره،  دانست.

در دهة 1375- 1365 شهر فيروزآباد به افزايش جمعيت خود ادامه داده و تعداد جمعيت اين شهر به 49457 نفر مي رسد که نرخ رشدي بالغ بر 72/3 درصد را نشان مي دهد. اين نرخ رشد نشان از تثبيت و کاهش بالنسبه روند مهاجرپذيري شهر فيروزآباد دارد. جمعيت شهر فيروزآباد در سال 1385 و در آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسکن معادل 62387 نفر با 12888خانوار برآورد گرديده است که بعد خانوار آن 84/4 نفر بوده است. نرخ رشد جمعيت برابر با 34/2 درصد بوده است که نسبت به دورة قبل حدود 38/1 درصد کاهش را نشان مي دهد. تقسيم شهرستان فيروزآباد به سه شهرستان( فيروزآباد، قير و کارزين، فراشبند) در سال 81 و 82  و ساير سياست­هاي جمعيتي دراين امر دخيل بوده است و باعث کاهش جمعيت شهر و شهرستان و نرخ رشد آن شده است(جدول ‏4‑6).

جدول ‏4‑6- بررسي جمعيت کشور، استان، شهرستان و شهر، طي دوره‌هاي سرشماري 1385- 1335

سال جمعيت کل

کشور

جمعيت شهري

کشور

جمعيت کل

استان فارس

جمعيت کل

شهرستان فيروزآباد

جمعيت

شهر فيروزآباد

تعداد خانوار

شهر فيروزآباد

بعد خانوار

شهر فيروزآباد

1335 18954704 6002621 884415 77403 5747 1222 70/4
1345 25788722 9795810 1462708 67325 8718 1699 13/5
1355 33708744 15854680 2035582 121548 14164 2727 19/5
1365 49445010 26844561 3193769 168339 34312 6318 43/5
1375 60055488 36817789 3817036 209007 49457 9435 24/5
1385 70495782 48259964 4336878 116622 62387 12888 84/4

مأخذ: سرشماري‌هاي عمومي نفوس و مسکن سالهاي 1335 تا 1385

3-14-3-2نسبت جنسي

نسبت جنسي عبارت است از نسبت تعداد مردان به زنان( زياري، 1385: 155). نسبت جنسي جمعيت که بر پاية مقايسه تعداد مردان در مقابل هر 100 نفر زن سنجيده مي شود، به لحاظ نقش­هاي متفاوت هر کدام از اين دو جنس بر ساختار اقتصادي و اجتماعي حائز اهميت است( مهدوي، 1374: 181).

بر اساس سرشماري سال 1335 از جمعيت 5747 نفري شهر فيروزآباد، 2867 نفر مرد و 2880 نفر زن بوده اند که در نتيجه نسبت جنسي در اين شهر برابر با 99 بدست مي آيد. به عبارت ديگر در اين شهر در مقابل هر 100 نفر زن، 99 مرد وجود داشته است. در سال 1345 از جمعيت 8718 نفري شهر فيروزآباد، 4439 نفر مرد و 4279 نفر زن بوده اند که در نتيجه نسبت جنسي در اين دوره افزايش يافته و به 103 رسيده است؛ يعني به ازاي هر 100 نفر زن، 103 نفر مرد وجود داشته است. بالاترين نسبت جنسي در شهر فيروزآباد در دهة 1355 بوده است. دراين دوره از جمعيت 14164 نفري اين شهر، 7433 نفر مرد و 6731 نفر زن بوده اند که درنتيجة آن نسبت جنسي اين شهر به 110 رسيده است. به عبارتي در اين دوره به ازاي هر 100 نفر زن، 110 نفر مرد وجود داشته است.

در سرشماري 1365 جمعيت شهر فيروزآباد به 34312 نفر مي رسد که از اين تعداد، 17650 نفر مرد و 16662 نفر زن بوده اند. به عبارتي نسبت جنسي در اين دوره 105 بوده است. در سرشماري 1375 نسبت جنسي در اين شهر کاهش يافته و به يک حالت تعادل مي رسد. جمعيت شهر دراين دوره 49457 نفر مي باشد که از اين تعداد، 24762 نفر مرد و 24695 نفر زن بوده اند که در نتيجه نسبت جنسي در اين شهر به 100 مي رسد. در آخرين سرشماري عمومي جمعيت در سال 1385، جمعيت شهر فيروزآباد به 62387 نفر مي رسد که از اين تعداد 31545 نفر مرد و 30842 نفر زن بوده اند که نسبت جنسي آنها برابر با 102 بوده است؛ يعني به ازاي هر 100 نفر زن، 102 نفر مرد وجود داشته است.

3-14-3 -3نرخ رشد جمعيت

يکي از اجزاي برنامه­ريزي شهري و به ويژه برنامه­ريزي توسعة فيزيکي شهرها، جمعيت و شاخص­هاي رشد و ترکيب آن است. از آنجا که برآورد نيازمندي­هاي آيندة يک شهر بستگي به پيش بيني صحيح جمعيت آن دارد، لذا بايد براي آن برنامه‌ريزي مفيد و مؤثري انجام گيرد تا بتوان عدالت اجتماعي را در آن پياده کرده و به توسعة پايدار منتهي شود. روش هاي گوناگوني براي تعيين نرخ رشد جمعيت وجود دارد. يکي از اين روش­ها مدل رشد نمايي است که به شرح زير مي­باشد( زنجاني، 1376: 259):

(فرمول ‏4‑1)

r- نرخ رشد جمعيت

P1- جمعيت در سال مورد نظر

Po- جمعيت در سال پايه

t- تعداد سال­هاي بين سال پايه و سال مورد نظر

جدول ‏4‑7، جمعيت و نرخ رشد آن را در کشور، استان فارس، شهرستان و شهر فيروزآباد از سال 1335 تا 1385 را نشان مي دهد. ارقام بدست آمده نشان مي­دهد که در دوره 45- 1335 نرخ رشد جمعيت شهري شهر فيروزآباد برابر با 25/4 درصد بوده است که بر خلاف نرخ رشد جمعيت شهرستان، نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد مثبت بوده است. نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد در دورة 55- 1345 به 97/4 درصد مي­رسد که نسبت به دوره قبل در حدود 72/0 درصد افزايش داشته است. اين نرخ رشد ادامه داشته و در دهة 65- 1355 به بيشترين مقدار خود رسيده است. در اين دوره نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد به 25/9 درصد رسيده است که افزايشي در حدود 28/4 درصد داشته است. اين نرخ رشد جمعيت زياد معلول عوامل متعددي از جمله افزايش طبيعي جمعيت، سياست هاي جمعيتي، مهاجرت هاي بي رويه روستايي وغیره، بوده است.

جدول ‏4‑7- نرخ رشد جمعيت در کشور، استان فارس، شهرستان و شهر فيروزآباد

سال 1335 1345 1355 1365 1375 1385
جمعيت کل کشور 18954704 25788722 33708744 49445010 60055488 70495782
نرخ رشد جمعيت کل کشور 12/3 71/2 90/3 96/1 61/1
جمعيت کل استان فارس 884415 1462708 2035582 3193769 3817036 4336878
نرخ رشد جمعيت استان فارس 15/5 36/3 60/4 79/1 28/1
جمعيت شهرستان فيروزآباد 77403 67325 121548 168339 209007 116622
نرخ رشد جمعيت شهرستان فيروزآباد 38/1- 08/6 31/3 18/2 66/5-
جمعيت شهر فيروزآباد 5747 8718 14164 34312 49457 62387
نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد 25/4 97/4 28/9 68/3 34/2

ماخذ:  سرشماري‌هاي عمومي نفوس و مسکن سالهاي 1335 تا 1385

نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد در دورة 75- 1365 کاهش چشم گيري داشته و به رقم 72/3 درصد رسيده است؛ يعني نرخ رشد جمعيت در اين دوره در حدود 53/5 درصد کاهش داشته است. اين کاهش نرخ رشد جمعيت در دورة 85- 1375 نيز ادامه داشته و نرخ رشد جمعيت شهر فيروزآباد در اين دوره به 34/2 درصد رسيده است که اين کاهش نرخ رشد به دلايل گوناگون از جمله سياست هاي جمعيتي دولت، افزايش آگاهي مردم از پيامدهاي افزايش جمعيت و غیره، بوده است.

1-1- معيار هاي عدالت فضايي

“نياز” به عنوان يك معيار مهم براي برابري مطرح است. يعني اينكه معيار”نياز”، هر منطقه بايد براساس سطح” نياز” آن منطقه تعيين شود( به اين معني كه نسبت هزينه ها به” نياز” در هر منطقه مساوي نسبت هزينه ها به نياز در مناطق ديگر باشد). معيار دوم “حقوق” است به اين معنا كه هر منطقه مستحق سطحي از هزينه ها در رابطه با سهم خود در توليد درآمد مي باشد. اين معيار در ارتباط با بازار و خدمات عمومي است و عميقا در مباحث “رفاه اجتماعي” مطرح مي شود. “تلاش” نيز معيار سوم عدالت فضايي است و خود نوعي از مفاهيم مربوط به استحقاق مي باشد كه توسط ميلر و هاروي مطرح شده اند. به اين معنا كه همه نواحي بايد بر اساس معيارهاي يكسان با تكيه بر نسبت يكسان ماليات (به لحاظ تاريخي، تفاوت هاي محلي هم نياز و هم توانايي) خدمات دريافت كنند.

بنابراين هر سه معيار عدالت بر تعديل (كاهش) اثرات موقعيت جغرافيايي از طريق موازنه مالياتي و هزينه سرمايه هاي دولتي تاكيد دارند. به گونه اي كه مردم نه برنده باشند و نه بازنده مي توان گفت، ‌معيار “حقوق” با ماليات (عوارض)، “تلاش” با توان پرداخت (درآمد و ثروت ها) و معيار “نياز” با خدمات در ارتباط هستند (مرصوصي، 1382: 44).

1-2- عدالت اجتماعي و مديريت شهري

مديريت شهري يعني برنامه ريزي كنترل شده براي دستيابي به كارآمدي و برابري توسعه شهري،‌ مردم در تمام بخش هاي مختلف فعاليت هاي اجتماعي با هم كار مي كنند و از طريق گروههاي اجتماعي، اهداف خود را دنبال مي كنند. بنابراين مديريت شهري نه تنها شامل مديريت تاسيسات و سازمانهاي شهري است بلكه مديريت برآيند شهر نشيني، توسعه شهري و اجراي امور شهري است به طوري كه در مديريت شهري بايد تاسيسات شهري به گونه اي هماهنگ با هم كار كنند كه كارآمدي واحد هاي فضايي شهري (پويايي شهر) در سطوح مختلف سيستم و بخش هاي شهري حفظ شود (B.K. chakrabarty,1998:98). پس مفهوم عدالت اجتماعي در شهر،‌ در حفظ گروههاي مختلف اجتماعي به طور عام و گروههاي هدف به طور خاص، از طريق توزيع بهينه منابع شهري،‌ درآمدها و هزينه ها مي باشد.

اكنون بحث عدالت محيطي تاكيد بر مترادف بودن عدالت محيطي با عدالت اجتماعي دارند و لزوم حسابرسي محيطي حياتي مي شمارند (براي رسيدن به توسعه پايدار و همه جانبه) با اين استدلال كه، اجتماع خود بخشي از محيط زيست محسوب مي شود (Gray,2002:45).

امروزه مباحث عدالت اجتماعي در علوم مختلف طوري افزايش يافته كه حتي مسير مطالعات بهداشتي جهت توجه به ويژگي هاي مكاني و اكولوژيكي مي باشد. زيرا ارتباط و ميزان زياد همبستگي، ميان نابرابري هاي درآمد و مرگ ومير، در مسكن و مرگ و مير كودكان، محروميت تا تسلب شرايين و … ثابت شده است به همين لحاظ مفهوم سرمايه اجتماعي كه توسط دوركيم در ارتباط با وجود رابطه معكوس ميان انسجام اجتماع(عدم تضاد و تناقض در اجتماع و عدم اختلاف طبقاتي) و كاهش تمايل به خودكشي دارد بطوريكه كنفرانس ریو (1994) با معناي توسعه پايدار در تحول پذيري شهرها با توجه به توسعه برابر در آينده آغاز و با ايجاد عدالت اجتماعي براي اقتصاد ناپايدار و محيط زيست پايدار پايان يافت (Burton,2001:108).

بنابراين با توجه به اهميت همه جانبه عدالت اجتماعي در مديريت و برنامه ريزي شهري،‌ رسالت پژوهشگران و محققان شهري را در اين زمينه،‌ بايد بسيار مهم و خطير دانست به طوري كه آنان نبايد خود را در توزيع غير عادلانه منابع شهري و افزايش نابرابري ها چندان بي گناه بدانند(مرصوصي، 1382: 96).

1-3- عدالت فضایی در شهر

مفهوم عدالت از منظرهای مختلف قابل تأمل است و مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، عدالت فضایی، عدالت جغرافیایی و عدالت محیطی نیز متأثر از چند بعدی بودن این مفهوم است. اما مطلب حائز اهمیت این است که اساس هر گونه تغییر در سازمان فضایی در روابط اقتصادی و اجتماعی و توزیع درآمد در جامعه اثر مستقیم می گذارد و مسلمأ استفاده از مکانیزم ها و برنامه ریزی های مختلف می تواند تاثیرات ضد و نقیضی در برقراری و یا عدم برقراری عدالت ایفا کنند (مرصوصی، 1383: 91). در اینجا آن چه که بیشتر مورد تأکید در این طرح است، بیان عدالت از از وجه فضایی است.

فرض کنید مجموعه معینی از امکانات و مواهب (مثل زمین، آب، کود، نیروی کار و …، به عنوان عوامل تولید) برای تولید دو کالا (مثلأ گندم و برنج) اختصاص یابد. برای سادگی، فرض می کنیم ارزش هر کیلو گندم و برنج برای جامعه یکسان باشد. اگر با آن مجموعه مواهب و امکانات معین بتوان گندم بیشتری تولید کرد ، عدالت تخصیصی حکم می کند که آن را به تولید گندم «اختصاص» دهیم. در واقع «کارایی اقتصادی»، بیان اقتصادی همان عدالت تخصیصی است.

بر اساس قاعده کارایی، باید عوامل تولید را در جایی به کار گرفت که تولید نهایی بالاتری دارند و این کار را تا جایی ادامه داد که تولید نهایی عوامل در کاربردهای مختلف، برابرشود. بنابراین بنگاه، سازمان و دولتی که به صورت کارا فعالیت می کند، عدالت تخصیصی را برقرار کرده است (ماسگریو، 1372: 314). اکنون فرض کنید با اجرای عدالت تخصیصی، با آن بسته مواهب و امکانات، حداکثر ممکن گندم به صورت کارا تولید شده است. در این صورت پیامدهای و نتایج این تولید (یعنی گندمهای تولیدی و یا درآمدهای حصل از آنها)، را چگونه میان صاحبان آن مواهب و امکانات (مالکان زمین، صاحبان آن و کود، کارگران و…) توزیع نمود؟ هر چه توزیع گندم میان صاحبان عوامل تولید، برابرتر باشد، «عدالت توزیعی» بیشتر شده است. در تقسیم بندی دیگری، عدالت به دو گونه عدالت افقی و عدالت عمودی قابل تقسیم است. عدالت افقی به معنی «برخورد برابر با افراد در موقعیتهای نابرابر» است. مثلأ دادن یک سکه به عنوان عیدی پایان سال به همه کارکنان دولت نوعی عدالت افقی است. یا توزیع کوپن مواد غذایی به صورت سرانه و نظایر آنها، عدالت عمودی به معنی «برخورد نابرابر اما نامتناسب با افراد در موقعیتهای نابرابر» است. مثلأ وضع مالیات تصاعدی بر درآمد، نوعی عدالت عمودی است. هر چه درآمد افراد بالاتر می رود، نرخ مالیات پرداختی آنها نیز افزایش می یابد. عدالت تخصیصی مورد نظر اقتصاد، از نوع عدالت عمودی است. اما عدالت توزیعی می تواند از نوع عمودی یا افقی باشد (ماسگریو، 1372 :316). اما عدالت، از منظر اجتماعی نیز قابل تأمل است. ماهیت عدالت اجتماعی را می توان در قالب سه معیار زیر عنوان نمود:

  • نیاز؛ افراد دارای حقوق مساویند در بهره برداری از منابع و امتیازات ولی نیاز همه مشابه نیست. تساوی در بهره برداری از دیدگاه نیاز افراد به صورت تخصیص نابرابر منافع جلوه گر می شود.
  • منفعت عمومی؛ مسلمأ افرادی که در ایجاد منافع عمومی برای شهروندان شرکت می کنند مدعی حق بیشتری می باشند نسبت به کسانی که منفعت عمومی کمتری برای افراد ایجاد می کنند.
  • استحقاق؛ مسلمأ افرادی که از نظر مشاغل با شغلهای سخت و پر مشقت در ارتباطند نسبت به سایر افراد حق بیشتری مطالبه می کنند (کلته، 1384: 48).

با تعریفی که از عدالت شد، باید دید عدالت فضایی در شهر چه چیزی است و در شهر چگونه اتفاق می افتد. از نظر دیوید هاروی عدالت اجتماعی در شهر باید به گونه ای باشد که نیازهای جمعیتی را پاسخگو باشد، تخصیص منطقه ای منابع را به گونه ای هدایت کند که افراد با کمترین شکاف و اعتراض نسبت به استحقاق حقوق خود مواجه باشند و در یک کلام عدالت اجتماعی یعنی «توزیع عادلانه از طریق عادلانه» (هاروی، 1379: 97). عدالت در شهر باید به گزاره های زیر پاسخگو باشد:

– تخصیص مناسب و متناسب، امکانات و خدمات

– استفاده از توانهای بالقوه و بالفعل در شهر

– از بین بردن شکاف بین فقیر و غنی در شهر

– جلوگیری از به وجود آمدن زاغه های فقر

عدالت اجتماعی باید در برگیرنده عدالت توزیعی و تخصیصی باشد. زیرا نمی توان منفعت عمومی، نیازها و استحقاق شهروندان را بدون معیارهای توزیعی و تخصیصی در نظر گرفت. بنابراین هر گونه برنامه ریزی شهری مبتنی بر عدالت اجتماعی در شهر باشد باید بتواند هم در توزیع نیازها، منافع عمکومی و استحقاق و هم در تخصیص آنها موثر باشد.

از مهمترین عوامل در برنامه ریزی شهری استفاده از فضاها و توزیع مناسب و به عبارتی کاملتر عدالت فضایی است. در این راستا کاربری ها و خدمات شهری از جمله عوامل موثر و مفیدند که با پاسخگویی به نیاز جمعیتی، افزایش منفعت عمومی و توجه به استحقاق و شایستگی افراد می توانند با برقراری عادلانه تر، ابعاد عدالت فضایی، عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی را برقرار نمایند.

بنابراین برهم خوردن توازن جمعیتی که مهمترین ریشه های آن، مهاجرتهای درون و برون شهری، تراکم بیش از حد کاربری ها در مناطق خاصند، می توانند فضاهای شهری را فضاهایی متناقض با عدالت از ابعاد اقتصادی و اجتماعی نمایند.

1-4- نظریه توسعه پایدارشهری

با اوج گرفتن نگرانی از عواقب فعالیتهای انسانی برای کره زمین بر پایه قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل در اواخر سال 1982 میلادی، کمیسیون جهانی به ریاست خانم برانت لند از نروژ، جهت بررسی جامع مسائل زیست محیطی و توسعه جهانی تشکیل شد. در پی پژوهشها و گفت و شنودهای وسیع بین المللی، این کمیسیون گزارش نهایی خود را تحت عنوان «آینده مشترک ما» در نیمه سال 1987 میلادی منتشر کرد و از آن پس واژه «توسعه پایدار» که بحث محوری این گزارش را تشکیل داد، مقبولیت و رواج گسترده ای یافت. «کنفرانس زمین» که با گردهایی بیشترین تعداد سران کشورهای جهان نسبت به هر کنفرانس دیگر در قرن حاضر، در سال 1992 میلادی در «ریودوژانیرو» برگزار شد، بازتاب طرح مسئله و پیشنهادهای همین گزارش بود.

کمیسیون برانت لند، توسعه پایدار را «نیازهای کنونی بدون کاهش توانایی نسلهای آتی در برآوردن نیازهایشان» تعریف نموده است. در این تعریف حق هر نسل در برخورداری از همان مقدار سرمایه طبیعی که در اختیار دیگر نسلهاست به رسمیت شناخته شده و استفاده از سرمایه طبیعی در حد بهره آن (و نه اصل آن که موجب نابودی سرمایه طبیعی است)، مجاز شمرده شده است. به بیان دیگر توسعه پایدار در بهره برداری از داده های طبیعی محدود به حد باز تولید و جبران طبیعی آنهاست. در غیر این صورت، موازنه منفی در بهره برداری از سرمایه طبیعی به کاهش تدریجی آن می انجامد و توسعه را ناپایدار می کند. این همان وضعی است که به اصطلاح توسعه کنونی با تکیه بر رشد اقتصادی بوجود آورده است.

البته دیدگاههای اقتصاد نئوکلاسیک و تفکرات فن گرایی که جایگزینی سرمایه طبیعی با سرمایه های مصنوع را ممکن می سازد، در مسیر توسعه کنونی مهم بوده است. که در این ارتباط هزینه های زیست محیطی و تخریب روند اکولوژیکی که اساسأ با هیچ منفعتی قابل جبران نیست نادیده گرفته شده بود. می توان گفت سیاستهای اصولی توسعه پایدار در چهار مقوله زیر قابل تقسیم است:

1- به حداقل رسانده مصرف منابع طبیعی تجدید ناپذیر(مانند سوختهای فسیلی و منابع کانی).

2- پایدار ساختن مصرف منابع طبیعی تجدید پذیر (مانند آبهای زیرزمینی، خاک و گیاهان).

3- نگهداشتن حد تولید ضایعات و آلودگیها در میزان ظرفیت جذب محلی و جهانی (مانند گازهای گلخانه ای مواد شیمیایی نابود کننده اوزون و زباله های سمی).

4- تأمین نیازهای پایه انسانی و اجتماعی (مانند دسترسی به ابزار معیشت، داشتن حق انتخاب، مشارکت در تعیین سرنوشت اجتماعی و دسترسی به محیط سالم و خدمات پایه).

نظریه توسعه پایدار جامه و مانع بوده، لذا در تمام ابعاد توسعه شهری، روستایی و منطقه ای و ملی مدنظر است. نظریه توسعه پایدار شهری، دلالت بر جلوگیری از آلودگیهای محیط شهری و منطقه ای، کاهش ظرفیتهای تولیدی محیط محلی، منطقه ای و ملی و حمایت از بازیافتها، عدم حمایت از توسعه های زیان آور و شکاف میان فقیر و غنی دارد و راه رسیدن به این الگوها را از طریق برنامه ریزی های شهری، روستایی، منطقه ای و ملی در راستای نقش قانون، کنترل کاربریها و کنترل بیشتر در شهر و روستا می داند. این نظریه به عنوان دیدگاهی استراتژیک به نقش دولت در این برنامه‌ریزیها اهمیت قائل است و معتقد است، دولتها باید از محیط زیست شهری حمایت گسترده ای نمایند. در این نظریه، پایداری شکل شهر، الگوی پایدار سکونتگاهها، الگوی موثر حمل و نقل در زمینه مصرف سوخت مورد بررسی قرار می گیرد و شهر را در ابعاد منطقه شهری به صورت منطقه شهر اجتماعی نگاه می کند.

1-5- توسعه پایدار و عدالت فضایی در شهر

توسعه پايدار كه امروزه يكي از موضوعات اصلي مورد بحث  محافل توسعه وبرنامه‌ريزي است، برآيند انگاره‌هاي مختلف توسعه است (حسين‌زاده دلير و ساسان‌پور، 1385 :86). اين مفهوم درسال 1972 در كنفرانس توسعه پايدار در استكهلم سوئد به كار برده شد (زياري، 1378: 17). و در سال 1987 در كنفرانس جهاني محيط زيست و توسعه سازمان ملل، در گزارش‌هارلم‌ براندتلند تحت عنوان “آينده مشترك ما”، توسعه پايدار به عنوان فرآيندي تعريف‌ شد كه نيازهاي فعلي، بدون تخريب توانايي‌هاي نسل آينده برآورده گردد (Tosun, 2001:289-303).

در حقيقت در گزاش برانت‌لند توجه به مقوله‌‌هاي برابري بين نسلها، برابري درون نسلها (شامل برابري اجتماعي و جغرافيايي)، حفاظت از محيط طبيعي، استفاده از حداقل منابع غيرقابل تجديد، بقاي اقتصادي وتنوع ، جامعه خود اتكا، رفاه فردي و ارضاي نيازهاي اساسي افراد جامعه مورد تاكيد قرار گرفته است (شكويي، موسي كاظمي، 1378: 124).

آنچه، كه مسلم است اين است كه پايداري شهري گونه‌اي از توسعه پايدار است كه در محيط‌ها و فضاهاي شهري را در بر مي‌گيرد. اين مقوله زماني تحقق خواهد يافت كه اصول و رهيافت‌هاي توسعه پايدار، به عنوان اصلي درمطالعات توسعه شهرها به كار گرفته شود (Drakakis Smith , 2000:8-9). به عبارت ديگر توزيع بهينه خدمات و امكانات به گونه‌اي هدايت شود كه به نفع تمامي اقشار وگروههاي اجتماعي جامعه گردد، و عدالت اجتماعي و فضائي تحقق يابد (پاك،1383: 195-193).

عدالت فضايي در شهرها بدان معناست كه مكان زندگي هر فرد- حاصل از تقسيم‌كار اجتماعي- وي را از استحقاق اجتماعي محروم نكند. نابرابري‌هاي فضايي، تنها هنگامي موجه باشد كه بهبود حيات همگاني  را در پي داشته باشد (اطهاري، 1381: 28). ديويدهاروي عدالت اجتماعي و فضايي درشهرها را تخصيص عادلانه منابع و امكانات شهري مي‌داند كه بتواند به گونه‌اي هدايت شود كه افراد با حداقل شكاف و اعتراض نسبت به حقوق خود مواجه باشند و نيازهاي جمعيتي آن در ابعاد مختلف برآورده گردد (هاروي، 1379: 97- 96).

پذيرش اين اصل، كه توسعه پايدار مستلزم برقراري عدالت اجتماعي و فضايي درشهرها است. رفع نابرابري‌هاي اجتماعي، اقتصادي، آسيب‌پذيري اقشار كم درآمد، توزيع بهينه خدمات وامكانات، توجه به نيازهاي اساسي شهروندان، هرچه بيشتر به اهميت نگرش به توسعه پايدار مي‌افزايد. از آنجايي كه روند شهري شدن جهان در كشورهاي در حال توسعه با عدم تعادلهاي خدماتي و پراكنش جمعيت و رشد بي‌قواره شهري مواجه بوده است. به طوري كه ناپایداري حاصل از اين رشد ناموزون به شكل عدم تعادلهاي فضايي- اجتماعي با نمودهاي فقر شهري، اسكان واشتغال غيررسمي، ضعف‌ حاكميت محلي، آلودگي‌هاي زيستي، نمايان شده است (بوچاني، 1385: 66).

اين امر پايداري شهرها را هرچه بيشتر مورد سوال قرار داده است و توجه به ديدگاههاي و رهيافت‌هاي اصول توسعه پايدار را پيش از بيش ضروروي ساخته است (حكمت‌نيا و دیگران 1385: 37-36)، بنابراين حركت و رسيدن به پايداري شهرها، زماني محقق خواهد شد كه تخصيص و توزيع خدمات وامكانات ميان واحدهاي فضايي و اجتماعي شهرها مطابق با نيازهاي جمعيتي و مساوات و برابري جغرافياي صورت بگيرد.

1-6- توسعه پایدار و عدالت اجتماعی

برنامه دیگری که از سوی برنامه ریزان و مسؤولان برای شهر ارائه می شود مبتنی بر اصول و ارزشهایی است که به منظور دستیابی به اهداف ایدئولوژی حاکم پایه ریزی می شود و در سیر تکاملی فضای درون و برون شهر موجبات رشد و توسعه پایدار را فراهم می سازد.

توانائیهای جدید علمی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره متناسب با شرایط زمان و مکان دائمأ در تقابل و رویارویی با این اصول و ارزشهاست. یکی از اصول بنیادین که در اغلب ایدئولوژیها از جمله دین اسلام مبنای برنامه‌ریزی محسوب می شود، اصل عدالت اجتماعی است که تفکر نهادها و برنامه‌ریزان بر مبنای آن شکل می گیرد و از اصولی است که به دلگرمی، انسجام روابط و توزیع عادلانه (و نه مساوی) دستاوردها و عواید بین شهر و روستا و شهروندان منجر خواهد شد.

اصولأ در برنامه ریزی هایی که بر مبنای تئوریهای غیر الهی هستند، عدالت اجتماعی در اولویت دوم و به عنوان یک موضوع فرعی قلمداد می شود. در اسلام و ادیان الهی مسأله عدالت اجتماعی یک اصل است. با توجه به این اصل نمی توان در یک بخش سرمایه گذاری کرد و منتظر ماند تا با سود حاصل در این بخش در دیگر بخشها سرمایه گذاری شود و امید داشت که آن بخشها به توسعه دست یابند. چنین سیاستی با ایدئولوژی الهی مغایر است.

از این رو می توان گفت برنامه ریزی بخشی- قطبی با ایدئولوژی اسلامی مغایرت دارد و ایدئولوژی اسلامی بیشتر به برنامه ریزی منطقه ای گرایش دارد. بزرگترین هدف از مبارزه در راه آزادی، برابری در پیشگاه قانون بوده است. این برابری بنا به قوانینی که دولت به اجرا می گذارد ممکن است مکملی هم داشته باشد و آن برابری مقررات و قواعد است که انسانها داوطلبانه در مناسبات خود با یکدیگر مراعات می کنند. گسترش دادن به اصل برابری و کشاندن آن به قلمروهای اخلاقی و اجتماعی عمده ترین جلوه روح دموکراسی است و شاید همان جنبه ای باشد که با حداکثر تلاش می کوشد نابرابریهای به ضرورت ایجاد شده در اثر آزادی را از خصلت تجاوزگرانه تهی سازد.

در کتاب نظریه عدالت، جان رالز در تعیین قاعده برای عدالت بعد از تأکید بر اصل اولیه برخورداری یکسان افراد از آزادیهای سیاسی، معتقد است نابرابرهای اجتماعی تنها در صورتی توجیه پذیر است که اول آنکه، بیشترین مزیت را به نفع محرومترین قشرهای جامعه حاصل کند: دوم آنکه، پیوستن به مناصب و موقعیتهای قابل دسترسی برای همه افراد، تحت شرایط برابری منصفانه فراهم آید. وی به این ترتیب معیار حداکثر سازی رفاه برای پایین ترین قشر مردم را معیار عدالت معرفی می کند.

به عبارت ساده توسعه پایدار در یک محیط یا کشور با در نظر گرفتن 1) توان اکولوژیک، 2) نیروی انسانی، 3) فناوری و 4) منابع مالی متعلق به آن محیط یا کشور می تواند تحقق یابد و انجام چنان توسعه ای تنها در محیط یاد شده ( با هماهنگی چهار پارامتر) پایدار خواهد بود.

توسعه پایدار چارچوب نظری برنامه ریزی محیط زیست، آمایش سرزمین، طرح ریزی کالبدی، طرح جامع سرزمین و برنامه ریزی منطقه ای است. اهداف همگی آنها ایجاد یکپارچگی، هماهنگی و ساماندهی استفاده از سرزمین در سطح ملی – منطقه ای در حول اهداف چهار پارامتر یاد شده است.

یکی از مباحث اصلی توسعه پایدار بحث پیش نیاز بودن توسعه محلی برای توسعه ملی است. طرفداران «توسعه درون زا»، قائل به توسعه از پایین به بالا هستند، بر اساس این بینش توسعه باید از درون جوامع بر اساس نیاز ها و استعداد های همان جامعه شروع شود تا بر مسأله وابستگی به عنوان عامل توسعه نیافتگی غلبه کند. در توسعه درون زا مردم بومی و محیط زیست آنها محور اصلی مطالعه و برنامه ریزی به شمار می روند.

در توسعه پایدار، سیستماتیک و درون زا همه چیز در محیط محلی به یکدیگر مرتبط است. به عبارت دیگر نیازهای انسانی در یک توسعه درون زا معقول و متکی به امکانات محیطی است. از زمینه های تحقق عدالت اجتماعی و توسعه پایدار مبتنی بر آن می توان به این موارد اشاره کرد: 1) لزوم صدقات و انفاقات، 2) رعایت اقتصاد (میانه روی) و عدم اسراف، 3) تشویق علم و فضیلت عالم و اهمیت دادن به نقش سرمایه انسانی، 4) تشویق کار و نکوهش تنبلی و تن پروری و قبول مالکیت ناشی از کار، 5) مخالف با فقر و مذمت آن، 6) تکافل اجتماعی و مسؤولیت افراد نسبت به یکدیگر، 7) وظیفه دولت و بیت المال نسبت به محرومان و ضعفا و تهیه امکانات کار و خدمات برای آنها، 8) اهمیت دادن به نظم و انظباط و 9) رعایت تقوا و وجدان کاری.

1-7- جمع بندي

اگرچه تعريف عدالت اجتماعي در ديدگاههاي مختلف متفاوت است ولي توجه تمامي گروهها به عدالت اجتماعي گوياي اهميت يافتن اين مفهوم در مديريت جامعه به عنوان يک رويکرد مي باشد.

بررسي ديدگاههاي چپ و راست در خصوص عدالت اجتماعي نشان مي دهد که افراط و تفريط هايي در آن ديده مي شود ولي ديدگاه انديشمنداني که اعتدال اختيار کرده اند مناسب تر بوده و قابليت اجرايي بيشتري دارد که از جمله آنها مي توان به نظرات راولز و گيدنز اشاره نمود. بررسي ديدگاههاي اسلام در خصوص مباحث مطروحه در عدالت اجتماعي نشان مي دهد که نظراتي که اين دانشمندان (متعادل) در خصوص چگونگي اجراي عدالت اجتماعي مطرح نموده اند، قرن هاي پيش توسط اسلام ارايه شده است.

از زماني که بروز شرايط جديد، دانشمندان علوم انساني را متوجه مفاهيم عدالت اجتماعي نمود، جغرافي دانان نيز آن را به عنوان يک رسالت علمي وارد مباحث جغرافيايي نمودند و يکي از شاخه هاي مهم آن در عرصه معاملات و برنامه ريزي شهري رشد يافت. شهرها در موقعيت کنوني وضعيت ويژه اي يافتند.

جهاني شدن و اثرپذيري شهرها از آن، مفهوم توسعه پايدار شهري، نگرش زيست محيطي به شهرها و شهرسازي انسان گرا و تداوم افق هاي تازه اي را در شهرسازي و برنامه ريزي شهري باز کرده اند که تمامي آنها در نگرش به شهر با ديدگاه عدالت اجتماعي افق جديدي به دست مي دهد. دسترسي به امکانات شهري، وضعيت مسکن، حاشيه نشيني، قيمت زمين و رانت هاي حاصله، ميزان برخورداري گروههاي مختلف از امکانات و فرصت ها به توزيع قدرت اقتصادي و سياسي، تأثير اقتصاد سياسي بر عدالت اجتماعي و ساير علل وجود يا فقدان عدالت اجتماعي از جمله محورهاي بررسي در عدالت اجتماعي و شهر مي باشد.

بررسي ها نشان مي دهد که دستيابي به عدالت اجتماعي در شهرها در تابعيت کامل از اقتصاد سياسي و مديريت کلان جامعه مي باشد. لذا وجود دولت هاي عدالت گرا شرط اول دستيابي به عدالت اجتماعي است. اجراي برنامه هاي توسعه کالبدي ملي بر اساس آمايش سرزمين و با رويکرد دستيابي به عدالت اجتماعي نيز مي تواند گام بعدي باشد. توزيع متوازن کاربري اراضي شهري و ايجاد تناسب منطقه اي در شهر، توزيع متناسب ارزش افزوده از طريق بازتوزيع (توزيع مجدد) ارزش افزوده زمين، ايجاد بانک زمين و مساعدت به رشد طبقات متوسط جامعه مواردي است که مي توان از طريق آن دستيابي به عدالت اجتماعي در شهرها را پي گيري نمود.

 

 

1-1- مفهوم عدالت در فضا

مفهوم عدالت در فرهنگهای مختلف معانی زیادی دارد که هر یک از این فرهنگها به معانیی از آن اشاره کرده اند. در فرهنگ فارسی عمید مفهوم عدالت به معنی عادل بودن، انصاف داشتن و دادگر بودن می باشد( عمید، 1375 : 1705). در فرهنگ جامع این واژه به معنی دادگری کردن و عدالت کردن آمده است (سیّاح، 1372 : 563). در فرهنگ گزیده فارسی به عنوان اسم به معنی دادگری و عادل بودن بیان شده است (صدری افشان حکمی، 1382 :  686).

برای دستیابی به مفهوم عدالت در فضا، ابتدا باید به تعریف عدالت بپردازیم: «آزادی» اجتماعی بر «حقوق» فرد در اجتماع دلالت دارد، اما «عدالت» به میزان دستیابی انسانها بر آنچه «استحقاق» آنهاست اطلاق می شود. به بیان دیگر، عدالت میزان یا پیمانه اندازه پاداشی است که انسانها از حضور و تلاش خود در جامعه باید برگیرند.

با قبول اینکه عدالت بر توزیع دستاوردهای فعالیت اجتماعی بر اساس استحقاق انسانها دلالت دارد، ابتدا باید دو مفهوم رسمی[1] و عینی یا مادی[2] عدالت را از هم تمیز دهیم. عدالت رسمی بیانگر میزان استحقاق هر یک از اعضای جامعه بر اساس قانون است. مثلأ، در اصل سی و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی است.» یا در بند دورازدهم اصل سوم، «برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه» هدف قرار گرفته است. تعریف این حقوق اجتماعی[3] برای شهروندان ایرانی در شمار عدالت رسمی قرار می گیرد، اما مسلم است که اینها تنها هدف رسمی یک نظام محسوب می شوند و برآوردن آن نیازمند زمان است و البته نه برای به دست فراموشی سپردنشان! هم اینجاست که مفهوم عینی عدالت مطرح می شود: عدالت عینی که به آن عدالت اجتماعی نیز گفته می شود، و یکی از پایه های توسعه پایدار نیز هست، بر تعریف مشخص ساز و کار تولید و توزیع فرصت بهرمندی، نیاز  و استحقاق هر فرد یا خانوار از محصول عمل اجتماعی دلالت دارد. به سخن دیگر، در چارچوب عدالت عینی باید به این پرسشها پاسخ داده شود: چه مواردی از دستاوردهای عمل اجتماعی (چه)، به چه مقدار (چند)، به چه کسانی (کدام)، در چه جایی (کجا)، در چه مدت زمانی (کی)، از چه راهی (چگونه)، باید یا می تواند تعلق گیرد یا توزیع شود؟

با پیدایش اقتصاد سیاسی، یا علم اقتصاد، در قرن هیجدهم میلادی بحث یافتن راه عادلانه از عرصه اخلاق به حوزه علم پا نهاد. اقتصاد سیاسی به عنوان علم تولید، مبادله و توزیع محصولات اجتماعی و تخصیص بهینه منابع این امکان را فراهم آورد که نظریه ها و برنامه های اجتماعی از اصول علمی برای تعریف و ارائه راه عادلانه برقراری عدالت بهره گیرند. بر همین اساس، مفاهیم عدالت رابطه ای[4]  و عدالت توزیعی[5] آشکار شدند.

اگر نابرابریها یا برابریهای اجتماعی را یکسره ناشی از نظام اقتصادی، اجتماعی حاکم بر جامعه بدانیم، به عدالت رابطه ای اعتقاد خواهیم داشت، و آنگاه برقراری عدالت از لحاظ عقلی و عملی تنها با برپایی یک نظام اقتصادی – اجتماعی معین ممکن خواهد بود. ولی اگر نابرابریها را به ساز و کار توزیعی محصولات اجتماعی نسبت دهیم، آنگاه عدالت توزیعی را ممکن خواهیم یافت. کسانی چون والرز[6]، تنها به عدالت توزیعی باور دارند، زیرا از نظر وی حتی تلاش برای کنترل ابزار تولید نیز یک فعالیت تولیدی است. در نتیجه تلاش بیشتری برای تحقق عدالت همواره از راه توزیعی می گذرد.

جان راولز[7]، فیلسوف فقیه عدالت، ارتباط مستقیم عدالت را با یک نظام اقتصادی- اجتماعی معین کنار می گذارد و در تعریفی که در سال 1971 ارائه داد و پس از کوتاه زمانی مقبولیت عظیم یافت، برای عدالت دو اصل ارائه داد: «نخست، هر کس که در فعالیتی مشارکت دارد. یا از آن تاثیر می پذیرد، حقی برابر برای دستیابی به نهایت آزادی سازگار با آزادی مشابه برای دیگران دارد؛ دوم، نابرابریها خودکامگی اند، مگر آنکه به طور منطقی انتظار برود که برآیندشان نفع همگانی باشد». در جایی دیگر، در تعریف عدالت به مثابه انصاف، وی می گوید، آن قراردادهای اجتماعی منصفانه اند که برآیندی نابرابر برای مردم نداشته باشند، مگر آنکه موجب ارتقاء وضعیت اکثریت جامعه شوند.

برابری در شرایط آغازین مانند مسابقه دو است که همگی در ابتدا در یک خط قرار داشته باشند، اما درست به این دلیل که در خط پایان چنین نباشد. اگر در جامعه ای نابرابری ها چنان باشند که انسانها در بدو تولد (خط آغاز) از بختهای هم تراز یا حداقل قابل قبول از لحاظ خوراک، مسکن، تحصیلات، بهداشت و …. بهرمند نباشند، و این نابرابریها به نفع اقلیت تداوم یابد، بازندگان اجتماعی از پیش معلوم خواهند بود و آن گاه اعضای جامعه قواعد این بازی را برنخواهند تافت.

در چنین شرایطی، نه تنها کرامت انسانی و انصاف اجتماعی رعایت نمی شود، یعنی از اکثریت جامعه امکان ارتقاء مساوی و معنوی سلب می شود؛ بلکه این محرومیت جلوی خلاقیتهای ذهنی و عینی افراد را می گیرد و تکامل اجتماعی را کند و یا متوقف کرده، آن را ناپایدار می کند. محدودیت یا ممنوعیت حضور در عرصه سیاسی، تبعیض طبقاتی، انحصارات اقتصادی، آزاد نبودن انحصار اطلاعات، نداشتن دسترسی به تحصیلات، محرومیتهای جغرافیای و ….  از زمره نابرابریها در شرایط آغازین اند که ایجادگر ناپایدارها به شمار می آیند (موسوي و دیگران، 1387: 17)

1-2- مفهوم عدالت اجتماعي در فضا

مفهوم عدالت اجتماعي از ديرباز مورد توجه انديشمندان بوده و يكي از مفاهيم محوري هر گونه انديشه سياسي،  اجتماعي و اقتصادي را تشكيل مي دهد. بخش مهمي از فلسفه سياسي از يونان باستان گرفته تا انديشه سياسي مدرن به موضوع عدالت توجه و تاكيد دارد. فلاسفه مهم يونان باستان افلاطون و ارسطو كوشيدند مفهوم عدالت را همانند ديگر مفاهيم بنيادي مربوط به سياست و جامعه، در چارچوب تفكر استدلالي مطرح سازند. آنها عدالت را با توسل به مفهوم مرتبت و تناسب توضيح مي دهند، عدالت از ديدگاه آنان عبارت است از قرار گرفتن موجودات در مرتبت و منزلت طبيعي آنها.

از ديدگاه ارسطو عدالت توزيعي زماني برقرار خواهد شد كه سهم هر كدام از اعضاي جامعه بر حسب منزلت و شايستگي هايش معين گردد و عدالت تعويضي به اين معناست كه هر مبادله بايد در عين حال يك معادله باشد. يعني آنچه داده مي شود بايد برابر باشد با آنچه ستانده مي شود(غني نژاد،‌ 1386: 74).

«عدالت اجتماعي» مصداق ظهور دوباره آرمان بسيار قوي عدالت توزيعي است. عدالت اجتماعي در واقع يكي از شعارهاي اصلي همه ايدئولوژيها نهضت هاي سوسياليستي و شبه سوسياليستي است. سوسياليست ها در انتقاد از جامعه مدرن (بورژوايي) يا نظام مبتني بر حكومت قانون (ليبراليسم) مي گويند آرمان عدالتخواهي اين نظام تنها محدود به جنبه هاي خاصي از زندگي سياسي يعني ناظر به لغو امتيازهاي طبقات اشراف و استقرار برابري قانون است. مسأله اجتماعي بسيار مهم و ديگر يعني نابرابري اقتصادي (درآمد و ثروت) ميان افراد و گروههاي گوناگون جامعه در آن جايي ندارد، سوسياليستها معتقدند كه عدالت سياسي (برابر همگان در برابر قانون) اگرچه لازم است ولي كافي نيست و براي تكميل آن جامعه عدالت اقتصادي يا به اصطلاح عدالت اجتماعي نيز تامين گردد. به سخن ديگر آنها بر اين رأي هستند كه آزادي سياسي (آزادي از قيد استبداد) بدون آزادي اقتصادي (آزادي از اضطرار و نياز معيشتي) شكل بدون محتواست. بنابراين تا زماني كه عدالت اجتماعي (اقتصادي) برقرار نشود عدالت به معناي واقعي آن تحقق نخواهد يافت (كلته، 1384: 69).

شايد بتوان راولز را معمار تئوري عدالت اجتماعي ناميد، او از مدافعان دموكراسي ليبرال، اقتصاد بازار و دولت رفاه باز توزيع كننده بود و هنر او تلفيق اين سه مفهوم با هم در «نظريه عدالت» خود مي باشد (ايج لسناف، 1378: 99).

1-3- ابعاد عدالت اجتماعی

در ادامه علاوه بر برشمردن ابعاد عدالت اجتماعی، توضیح مختصری در مورد هر یک از ابعاد ذکر شده، اورده ایم.

1-3-1- برابري و مساوات

برابري از مهمترين ابعاد بلكه يكي از اصلي ترين معناي عدالت است معناي برابري اين است كه همه افراد صرف نظر از مليت، جنس، نژاد و مذهب در ازاي كار انجام شده از حق برابر به منظور استفاده از نعمت هاي مادي و معنوي موجود در جامعه برخوردار باشند. مبناي برابري اين است كه انسان ها بر حسب گوهر ذات برابرند، از اين نظر دو گونه يا چند گونه آفريده نشده اند. اما آيا اين برابري ذاتي انسان ها سبب برابري آنها در همه زمينه ها مي باشد؟  آيا تفاوت استعدادها و شايستگي  ها افراد، سبب نابرابري آنها با سايرين نمي شود؟ ارسطو برابري را در لحاظ نمودن افراد در برخورداري از ثروت،‌ قدرت و احترام مي داند و معتقد است بايد به هر كس مطابق ويژگي هايش برخوردار كرد. از طرف ديگر عده اي برپايي مساوات عادلانه را در دادن ميزان آزادي، معتدل عادلانه شايسته اي براي فعاليت كليه افراد فراهم گردد. به موجب اين مقدار فعاليت ها و كوششها يكسان نيست، اختلاف و تفاوت به ميان مي آيد. يكي جلو مي افتد و ديگري عقب مي ماند،‌ يكي جلو تر مي رود و ديگري عقب تر،‌ به عبارتي معناي مساوات اين است كه هيچ ملاحظه شخصي در كار نباشد (مطهري، 1374:‌ 65).

1-3-2- قانونمندي

قانون مجموعه مقرراتي است كه براي استقرار نظم در جامعه وضع مي گردد. كارويژه اصلي قانون، تعيين شيوه هاي صحيح رفتاراجتماعي است و به اجبار از افراد مي خواهد مطابق قانون رفتار كنند، طبق اصول جامعه شناختي فردي بهنجار تلقي مي كند كه طبق قوانين جامعه عمل كنند اما آيا متابعت از هر قانوني سبب متصف شدن افراد به عدالت مي گردد؟ در پاسخ بايد گفت هر قانوني توان چنين كاري ندارد. قانون در صورتي تعادل بخش است كه خود عادلانه باشد و عادلانه بودن قانون به اين است كه منبع قانون، قانونگذاران و مجريان آن عادل باشند. تنها در چنين صورتي است كه قانونمند شدن افراد سبب عادل شدن آنها مي شود (رستمي، 1388: 37). در جامعه ديني كه اكثريت آن را مسلمانان تشكيل مي دهند، قانون حاكم اسلام است زيرا منبع آن را اسلام پذيرفته اند. لذا قانون مي تواند امر و نهي كند و عمل به آن عادلانه است. به طور كلي هماهنگي مستتر انسان با هنجارهاي اجتماعي و سنن و آداب منطقي جامعه،‌ از مظاهر عدالت انساني است و فرد را جامعه پسند معرفي مي كند (خامنه اي، 1374: 54).

1-3-3- اعطاي حقوق

منظور از حق، امتياز و نصيب بالقوه اي است كه براي شخص در نظر گرفته شده و بر اساس آن او اجازه و اختيار ايجاد چيزي را دارد يا آثاري از عمل او رفع شده و يا اولويتي براي او در قبال ديگران و در نظر گرفته شده است و به موجب اعتبار اين حق براي او و ديگران موظفند و اين شئون را محترم بشمارند و آثار تصرف او را بپذيرند (توسلي، 1380: 65). طبق تعريف مذكور عدالت زماني تحقق مي يابد كه به حقوق ديگران احترام گذاشته شود و اجازه و اختيار و يا تصرفي كه حق فرد است به  او داده شود و از تجاوز به حقوق فرد پرهيز گردد، حق در معناي آن چيزي است كه بايد باشد.

1-3-4- توازن

توازن با توزيع عادلانه ارتباط بسياري دارد نه تنها به  اين معنا كه امكانات به صورت شايسته و صحيح به افراد مستحق برسد علاوه بر آن امكانات به حد لازم و مورد نياز وجود داشته باشد هر چيزي كه اجتماع لازم دارد بايد با انداره كافي باشد، نكته ديگر در باب توازن، اينكه امكانات بطور مساوي و به نحو صحيح در جامعه تقسيم گردد (مطهري، 1375: 60).

1-4- تئوري های عدالت اجتماعي

در این بخش به تئوري های عدالت اجتماعي پرداخته و هسته های اصلی و علل شکل گرفتن تئوري هاي عدالت اجتماعي را بیان کرده ایم.

1-4-1- عدالت اجتماعی و عقلانیت

هسته اصلي تئوري هاي عدالت اجتماعي دو چيز است: 1- شرايط اجتماعي 2- تعهد افراد. به طور كلي تئوري هاي عدالت اجتماعي در پاسخ به دو سوال اساسي شكل گرفته اند: 1- عدالت چيست؟ 2- چرا باید عادل بود؟

از نظر بري بهترين دليل عمل عادلانه درك عدالت است. اما او در توضيح رابطه عقلانيت با عدالت، مسئله تضاد عقلانيت را در صورت تقابل عدالت با منافع (شخصي و گروهي) بيان مي كند. او به عنوان نمونه رفتار سياسي ايالت متحده آمريكا را با فلسطينيان و جنوب آفريقا مطرح مي كند و آن را ناشي از عقلانيتي مي داند كه هرگز نمي تواند ساير ملل جهان را درك كند. بري تاكيد مي نمايد كه راه حل مشكل، فقط در اتخاذ سيستمي است كه اجراي عدالت را تضمين كند. بري در كتاب تئوري هاي عدالت اجتماعي خود سعي دارد تا  نشان دهد تئوري عدالت اجتماعي راولز ليبراليستي است و بر اساس عقلانيت ليبراليستي بنا شده، پس اين تئوري نمي تواند جهان شمول باشد. در حقيقت تئوري هاي عدالت اجتماعي به دليل آنكه با ديدگاه منافع فردي ليبراليسم و تفكر سود فردي غرب پايه ريزي شده اند (مرصوصي، 1382: 38) در برخورد با منافع ساير ملل و يا اقليتها و گروه هاي نژادي و … حتي در داخل قلمرو ملي خود، دچار چنين تناقضاتي مي با شند. زيرا اين تئوري ها در درون خود درگير مسائل پيچيده اي هستند.

1-4-2- عدالت اجتماعی و عدالت معنوی

در فلسفه سياسي اسلام عدالت اجتماعي كه منشور آن را در نامه امام علي (ع) به مالك اشتر مي توان يافت، عدالت اجتماعي مفهومي معنوي و اجتماعي دارد و به جاي منافع فردي، اعتقاد به خدا و لزوم اجراي عدالت اجتماعي براي تكامل جوامع انساني در مسير توحيد و براي رسيدن به سعادت دنيا و آخرت مطرح است. به همين جهت در مكتب اسلام، برخي سازمانها و نهاد هاي اجتماعي مسئول ايجاد عدالت مفهوم  معنوي و برخي ديگر مسئوليت ايجاد عدالت اجتماعي را دارند. در نظام اسلامي مفهوم معنوي عدالت اجتماعي تغيير ناپذير است زيرا به اصول دين اسلام مربوط مي شود، در حاليكه مفهوم اجتماعي آن طبق شرايط زمان و ويژگي هاي اجتماعي– اقتصادي جامعه، در جهت تامين و حفظ منافع مردم قابل تغيير مي باشد (همان منبع: 39).

1-4-3- مطلق بودن عدالت اجتماعی

شهيد مطهري مسأله نسبيت اخلاق و عدالت اجتماعي را رد مي كند و معتقد به مطلق بودن اين دو مقوله است. شهيد مطهري، چنين استدلال مي كند كه، عدالت اجتماعي و ساير مفاهيم اخلاقي فقط در رابطه با اعتقاد به خالق يكتا معنا دارد. پس احساس مسئوليت فرد و جامعه نسبت به اجرای دستورات الهي و احساس مسئوليت نسبت به كل جهان هستي، به عنوان مخلوق پروردگار يكتا، معنا و مفهوم مي يابد. زيرا مسئوليت و عدالت در رابطه با حق بوجود مي آيند و چون در اعتقاد به توحيد، حق فقط خداست، انسان در رابطه با خود جامعه، نسل آينده، محيط زيست و سایر موارد كل جهان هستي، مسئوليت مي يابد.

از نظر مطهري عدالت نمي تواند به معناي مساوات در همه چيز باشد، زيرا به اين علت كه شايد تقسيم ثروت به طور مساوي امكان پذير باشد، اما موهبتهاي الهي و استعدادها، مقام و منزلتها را نمي توان به طور مساوي تقسيم كرد و اصولا اختلاف افراد از حيث موهبتهاي الهي و استعدادها، خود موجب اجتماعي بودن انسان و همگرايي آنها است. شهيد مطهري براي عدالت اجتماعي سه تعريف ارائه مي نمايد.

  • عدالت اجتماعي به معناي تساوي همه افراد در برابر قانون.
  • عدالت اجتماعي به معني اينكه افراد در شرايطي ناهمسان قرار دارند قانون نبايد در مورد آنها يكسان عمل كند.
  • از آنجايي كه اجتماع، خود تركيبي از افراد است و اين تركيب همانند تركيب هيدروژن و اكسيژن مي باشد كه محصول جديدي مانند آب بوجود مي آورد، اجتماع نيز تركيبي از افراد است كه خود داراي هويت مي باشد. يعني داراي عمر، حيات و خط سير است، پس اصالت دارد. بدين لحاظ معناي سوم عدالت اجتماعي ايجاد توازن اجتماعي مي باشد، يعني اعطاء كل ذي حق حقه، از آنجا كه عدالت، بر پايه حقوق واقعي و فطري استوار است، پس هم جامعه و هم فرد حق هستند و عدالت يك امر نسبي نيست (همان منبع: 40).

1-4-4- عدالت اجتماعي و رفاه عمومي

در ميان تئوري پردازان “عدالت اجتماعي” عده اي مانند راولز در جستجوي قوانيني براي نهاد هاي اجتماعي هستند كه عدالت را براي استعداد هاي افراد به طور مساوي ايجاد كند. چرا كه علت بيشتر تفاوت هاي ميان افراد به دليل “شرايط اجتماعي” مي دانند نه تفاوت در استعداد ها و تلاش ها و يا عوامل ديگر. دسته ديگر مانند دوركيم و رومر قوانيني را مي طلبند كه از طريق آنها تفاوتهاي موجود در استعدادها و موهبت هاي ذاتي افراد جبران شود و خواهان ايجاد برابري در موهبت هاي ذاتي يا به حداكثر رساندن موقعيت فردي محرومترين اقشار هستند (توزيع نابرابر و فرصتها براي حذف و يا كاهش نابرابريها).

لازم به ذكر است كه اصل مسئوليت فردي را دوركيم مطرح كرد و رومر آن را به عنوان شرايط اجتماعي در انتخاب فردي تفسير نمود و نتيجه آن ارائه نظريه فرصتهاي برابر و منافع رفاه اجتماعي است. پس مي توان گفت وضع رفاه بر اساس آن دسته از تئوري هاي عدالت اجتماعي مطرح مي شود كه مسئوليت فردي تاكيد دارند.

از طرفداران برابري فرصتها مي توان از آرنسون، كوهن و رومر نام برد كه معتقد به مداخله دولت براي ايجاد فرصت هاي برابر براي همه مردم در شرايطي كه بازار آزاد نتواند آن را فراهم كند، هستند.

نتيجه اينكه وضع رفاه، يكي از نهادهاي اصلي براي پي بردن به اهداف باز توزيع اجتماعي مي باشد، زيرا وضع رفاه در انتخاب اجتماعي افراد، نقش قاطع دارد. به طوري كه نظريه پردازان، نهادهاي اجتماعي را مسئول برخي از مؤلفه هاي اجتماعي، مانند بهداشت، سطح زندگي،‌ تحصيلات و … مي دانند. پس مي توان گفت نابرابري محصول جامعه اي است كه نسبت به هيچ طرحي، مسئوليت ندارد (مرصوصي، 1382: 41).

1-5- عدالت فضايي و عدالت جغرافيايي

عدالت اجتماعي يك مفهوم هنجاري است و با اين سوال كه چه كسي چه چيزي را در كجا به دست مي آورد و يا به طور دقيق تر بايد به دست آورد سر وكار دارد (كلته، 1384: 24).

همچنين عدالت اجتماعي به تخصيص عادلانه هزينه هاي اجتماعي و ظرفيت هاي محيطي توجه دارد،‌ بدين لحاظ جغرافيدانان شهري،‌ موضوع توزيع هزينه هاي اجتماعي يا سرمايه هاي اجتماعي را از چشم انداز عدالت اجتماعي تحقيق مي كنند تا بدين وسيله توزيع اجتماعي-  فضايي وضع موجود را با مفهوم هنجاري اخلاقي محاسبه نمايند. در اين مسير به معاني جبران يا تصحيح وضعيت هاي نابرابري توجه مي كنند،‌ در دهه هاي اخير جغرافيدانان شهري بحث هاي عدالت اجتماعي را از مطالعات اوليه قلمرو عدالت اجتماعي و رفاه اجتماعي تا تحليل هاي جديد بي عدالتي شهري را مهم و با اهميت مي شمارند.

درجغرافياي شهري نتايج فرايندهاي بازساخت اجتماعي- اقتصادي كه منجر به ايجاد مكانهاي خاص در داخل ساخت اجتماعي فضايي شهر است مورد تحلیل قرار مي گيرد (مرصوصی،1382: 68).  همچنين سهم توزيع رفاه انساني را در رابطه با سوال چه كسي چه چيزي را در كجا و چگونه بدست مي آورد در بعد فضايي تحليل مي كنند (کلته، 1384: 26).

در حقيقت علم جغرافيا در صدد يافتن نوعي سازمان يابي فضايي است كه سبب بهبود وضعيت مناطق محروم مي شود. شرط لازم و اوليه چنين كاري اين است كه معيار اجتماعي عادلانه اولاً براي تعيين حدود و مرزهاي مناطق و ثانياً براي تخصيص منابع به ا ندازه اين مناطق را در اختيار داشته باشيم. شرط اول مربوط به مطالعات سنتي جغرافيا يعني منطقه بندي است. با اين تفاوت كه در اين حالت بايد اصول عدالت اجتماعي را در منطقه بندي رعايت كرد. يعني تعيين حدود و مرزهاي مناطق بايد به نحوي باشد كه محرومترين اقشار در مقايسه با گروههاي ممتاز به طريقي در مناطقي توزيع شوند كه تدوين هر قانوني براي تخصيص منابع هميشه به گروههاي ممتاز تمام نشود. به قول راولز بايد بيشترين منابع به محرومترين مناطق اختصاص يابد،‌ چگونگي تحقق اين امر بسيار پيچيده و مشكل است.

زيرا مسير توزيع منابع در اختيار و كنترل قدرت مركزي است و از سوي ديگر نواحي فقير غالبا به لحاظ سياسي ضعيف هستند و بالاجبار بايد به جنبه اي از عدالت اجتماعي اميدوار باشيم كه همه جا رواج دارد و آن متكي بودن به وجود يك ديكتاتور خيرخواه يا يك ديوان سالار مركزي و يا به سازگاري هاي قانوني دل ببنديم كه در آن محرومترين گروهها در كليه تصميمات حق وتو داشته باشند. يعني اينكه در عدالت منطقه اي چگونگي تقاضاي مناطق سياسي گوناگون در مذاكره و ارتباط با قدرت مركزي كه مناطق تحت كنترل او هستند،‌ داراي اهميت حياتي است (هاروي، 1376: 70).

پس عدالت اجتماعي به لحاظ جغرافيايي و فضايي، توزيع منابع عمومي سياست ها و خط مشي هاي اجتماعي و جغرافيايي مي باشد. با وجود اين مي توان پژوهش هاي جغرافيايي در مورد نابرابري هاي فضايي به دو گروه تقسيم كرد. 1- دسته اي كه نابرابري هاي نواحي را با تعدادي از شاخص هاي برابري مثل هزينه، قوانين، دسترسي ها و … بررسي مي كنند.

نتيجه مهم اين پژوهش تشخيص توزيع نامساوي و تهيه نقشه هاي نابرابر است. ايراد مهم اين پژوهش ها در بررسي توزيع برابر منابع مي باشد. در حالي كه در برخي مناطق بر اساس معيار «نياز» كه از اصول پذيرفته شده تئوري هاي «عدالت اجتماعي» است بايد خدمات بيشتري دريافت كنند. يعني توزيع منابع بايد بيشتر بر مبناي عدالت باشد تا مساوات. 2- دسته ديگر پژوهش هايي هستند كه توزيع منابع را بر اساس معيار «نياز» انجام داده اند.

ديويس (1968) اولين كسي است كه اين نوع پژوهش ها را انجام داد، از نظر او عدالت اجتماعي هنگامي وجود دارد كه همبستگي مثبت با درجه زياد ميان شاخص خدمات ضروري و شرايط اجتماعي و اقتصادي مشاهده شود. از آن به بعد چارچوب كار ديويس، پايه و اساس پژوهش هاي عدالت اجتماعي كارشناسان محلي بريتانيا گرديد (کلته، 1384: 25).

از نظر بنت براي ايجاد برابري و فضايي سرمايه ها دولت هاي محلي دو شرط عام وجود دارد.

  1. نسبت هزينه ها به نيازها بايد به طور جغرافيايي هم شكل و مساوي باشد.
  2. نسبت مالياتها به توان پرداخت مردم بايد به طور هم شكل و مساوي باشد.

نتيجه اينكه هم هزينه ها و هم درآمد هاي دستگاههاي دولتي در نواحي مختلف جغرافيايي بايد به طور عادلانه باشد، يعني عدالت جغرافيايي در توزيع درآمدها و هزينه ها منطبق با نيازها و ويژگي هاي اقتصادي، ‌اجتماعي مردم نواحي مختلف باشد (مرصوصي، 1382: 45).

1-6- عدالت اجتماعي از نظر مكاتب و ديدگاههاي مختلف

در این بخش و در قسمت‌های جداگانه عدالت اجتماعی از نظر مکاتب مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.

1-6-1- مفهوم عدالت از ديدگاه اسلام

در تفكر اسلامي عدل بعنوان يكي از صفات بارز فعل الهي است چنانچه خداوند در سوره هود آيه 56 مي فرمايد: اِنَّ رَبّي عَليَ صِرَاطٍ مُستَقيِمٍ:‌ بدرستي كه پروردگار من بر صراط مستقيم است. يعني در همه صفات، كردار، گفتار، قضا و قدر و مشيت بر طريقه عدل و عدالت است و از افراط و تفريط جور و اعتساف منزه و بري مي باشد (دارابي كشفي، 1375: 42).

بنا به تعبير شهيد مطهري در آن از توحيد گرفته تا معاد، از نبوت گرفته تا امامت و زعامت از آرمانهاي فردي گرفته تا هدف هاي اجتماعي همه بر محور عدل استوار شده است. عدل قرآن همدوش توحيد،‌ معيار كمال فرد و مقياس سلامت اجتماع است (مطهري، 1375: 38).

برخي آيات كه در قرآن كريم،‌ مبين و مؤيد اهميت عدل در مقولات و مفاهيم گوناگون هستند عبارتند از:  آل عمران:17، رحمن: 9، حديد: 25، و اعراف: 29، عدل و وحدت با همديگر نسبت مستقيم دارند به گونه اي كه هر چه كه وحدت جامعه قوي تر باشد امكان بروز عدالت فراهم تر خواهد شد (دارابي كشفي، 1375: 46).

شهيد مطهري براي عدل چهار معنا يا مورد استعمال مطرح نموده است. موزون بودن، تساوي و نفي هرگونه تبعيض، رعايت حقوق افراد و عطا كردن به هر ذي حق، حق او را، رعايت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آن چه امكان وجود يا كمال وجود دارد (مطهري، 1375: 45). از مهمترین مسائلی که اسلام روی آن تکیه دارد، مسئله حفظ حقوق و اموال مردم و به طور کلی اجرای عدالت اجتماعی است. عدالت ورزی در همه شئون حکومت؛ حتی عدالت در توزیع امکانات و فرصتها (نبوی، 1381 :222).

احادیث مختلف از امامان معصوم و مصلحان اجتماعی وجود دارد که همواره به مفهوم عدالت اجتماعی تآکید فراوان کرده اند. امام علی(ع) در این باره می فرماید:

مَن عَدَلَ نَفَذَ حکمهُ ( کسی که عدالت بورزد؛ حکمش نافذ است).

یا در جایی دیگر می فرماید:

اعدِل تدم کُل القدرةُ ( عدالت بورز تا قدرت و حکومتت تداوم یابد).

اسلام در تحقق عدالت اجتماعی با دو اصل بزرگ وحدت همه جانبه، متعادل و متناسب و تکافل عمومی بین افراد و اجتماعات پیش می رود. البته عناصر اساسی فطرت انسانی را نیز در نظر داشته و طاقت و نیروی بشری را از نظر دور ننموده است. در نظر اسلام عدالت عبارت است از یک مساوات بزرگ انسانی که تعادل همه انسانها را که از جمله ارزش اقتصادی است در نظر دارد.

البته باید اضافه نمود که اسلام مساوات غیرمنطقی در مال را قانونی نمی داند. زیرا تحصیل مال تابع استعدادهای مختلفی است و عدل مطلق اقتضا می کند که روزیهای مردم مختلف باشد و گروهی برتر از گروه دیگر باشند. البته با تحقق عدالت انسانی، مهیا نمودن شرایط و امکانات مساوی برای همه، به طوری که پستی خانواده و طرز نشو و نما و ریشه و نژاد و هیچ قید از قیودی که مانع پیشرفت  کوشش است، جلوی فردی از افراد را نگیرد (سید قطب، 1352: 88-83). عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام می تواند به شکل نمودار زیر (شکل ‏2‑1)، تحقق یابد (مشرف جوادی، ، 1369: 306).

[1]- Formal

[2]- Material

[3]- Social right

[4]- Relational

[5]- Distributive

[6]- Michael Walzer

[7]- John Rawls

1-1-1- عدالت اجتماعي

يکي از اصول بنيادين که در اغلب ایدئولوژی‌ها از جمله دين اسلام مبناي برنامه‌ریزی محسوب می‌شود، اصل عدالت اجتماعي است که تفکر نهادها و برنامه‌ریزان بر مبناي آن شکل می‌گیرد و از اصولي است که به دلگرمي، انسجام روابط و توزيع عادلانه (و نه مساوي) دستاوردها و عوايد بين شهر و روستا منجر خواهد شد.

اصولاً در برنامه‌ریزی‌هایی که مبتني بر نظریه‌های غير الهي هستند، عدالت اجتماعي در اولويت دوم و به عنوان يک موضوع فرعي قلمداد می‌شود. در اسلام و اديان الهي مسئله عدالت اجتماعي يک اصل است.

در کتاب نظريه عدالت، جان رالز در تعيين قاعده براي عدالت بعد از تأکيد بر اصل اوليه برخورداري يکسان افراد از آزادی‌های سياسي، معتقد است نابرابری‌های اجتماعي تنها در صورتي توجیه‌پذیر است که اول آنکه، بیش‌ترین مزيت را به نفع محروم‌ترین قشرهاي جامعه حاصل کند؛ دوم آنکه، پيوستن به مناصب و موقعیت هاي قابل‌دسترسی براي همه افراد، تحت شرايط برابري منصفانه فراهم آيد. وي به اين ترتيب معيار حداکثرسازي رفاه براي پایین‌ترین قشر مردم را معيار عدالت معرفي می‌کند (پاپلي يزدي و ديگران، 1386: 19- 21).

1-1-2- فضا

فضا حجم مكاني و زماني مجموعه‌ای از تمام فعالیت‌هایی است كه انسان در راه تسلط بر طبيعت و براي بقاي خود انجام می‌دهد و به عبارتي ديگر منظور، فضايي اقتصادي-  اجتماعي است كه منعکس‌کننده تمام هستي جوامع انساني است (معصومي اشكوري،1387: 20). فضا مجموعه‌ای از كالبد و محتواست، هنگامي كه صفتي به فضا نسبت داده می‌شود بنابرآن كه كالبد يا محتوي را در نظر داشته باشد، حوزه يا قلمرو فضا را مشخص می‌سازد (معصومي اشكوري،1387: 21).

1-1-3- توزيع فضايي

چگونگي قرارگيري عناصر،‌ پدیده‌ها و مکان‌ها بر روي كره زمين، پراكندگي يا توزيع فضايي ناميده می‌شود (پوراحمد، 1385: 101). توزيع فضايي داراي 3 ويژگي به صورت زيراست:

الف) تراكم نسبي: شامل تعداد پدیده‌ها و تعداد عناصر مورد مطالعه،‌ تقسيم بر مساحت منطقه مورد مطالعه است.

ب) تفرق:‌ برخلاف تمركز شاخصي است كه مقدار پخش يك پديده و ميزان پراكندگي با تمركز آن را در منطقه يا مكان نشان می‌دهد.

ج) بافت:‌ طرز قرارگيري هندسي عناصر و پدیده‌ها را در فضا بافت گويند كه از جمله آن‌ها می‌توان بافت خطي، بافت متمركز و بافت متفرق را نام برد ( پوراحمد، 1385: 103).

1-1-4- توزيع خدمات شهری

از جمله عواملي که بايد در جهت اجراي عدالت اجتماعي و همراه با عدالت فضايي در برنامه‌ریزی شهري رعايت کرد توزيع مناسب خدمات شهري و استفاده صحيح از فضاها است. در اين خصوص کاربری‌ها و خدمات شهري عوامل مؤثري هستند که با ارضاي نيازهاي جمعيتي، افزايش منافع عمومي و توجه به استحقاق و لياقت افراد می‌توانند با برقراري عادلانه‌تر، عدالت اجتماعي و اقتصادي و فضايي را در نواحي شهر برقرار نمايند. لذا عدم توزيع خدمات شهري نه تنها می‌تواند در بر هم زدن جمعيت و عدم توازن آن در شهر بينجامد بلکه فضاهاي شهر را متناقض با عدالت از ابعاد اجتماعي و اقتصادي شکل دهد (وارثي و ديگران، 1387: 144).

1-1-5- خدمات اجتماعي

خدمات اجتماعي که طيف نسبتاً گسترده‌ای از خدمات عمومي را در برمی‌گیرد، از جمله شاخص‌های رفاه اجتماعي است که از تحولات شهرنشيني متأثر می‌شود و اثرات ناشي از رشد جمعيت شهري را به خوبي در خود منعکس می‌کند (علی‌اکبری، 1383: 58).

1-1-6- نابرابري

نابرابري، عدم شرايط برابر بين دو متغير است، به طوري که نبود شرايط مساوي باعث به وجود آمدن اختلاف سطح بين متغيرها می‌شود. آثار نابرابری‌های اقتصادي و اجتماعي در شکل استفاده از فضا بازتاب پيدا می‌کند (پوراحمد، 1385: 220).

وجود نابرابري بين مناطق شهري و روستايي، عموماً به وجود دوگانگي اقتصادي و در نتیجه آن نوعي دوگانگي اجتماعي نسبت داده مي‌شود. اين دو گانگي در مجموعة كلي تري قرار مي‌گيرد كه عبارت است از “شرايط ممالك جهان سوم و اقتصادي‌هاي بيروني”، يا به عبارت ديگر، ميان اقتصادهاي “مركزي” يعني اقتصادهاي مسلط و اقتصادهاي “پيراموني يا محيطي”. شهرهاي بزرگ محل استقرار “آنتن”هاي گيرندة اقتصادهاي خارجي به حساب مي‌آيند و در نظام‌هاي مناسباتي، نقش ارتباط دهنده و تقويت كننده اي بر عهده دارند. چنين نقشي موجبات تمركز درآمدها و منافع حاصل از فرآيند “ترانزيت” کالاها را فراهم مي آورد و حضور نمايندگان اقتصادهاي مرکزي را در خودشان ايجاب مي کند. حاصل اين تمرکز، استقرار جمعيت بهره ور از امكانات معاش مناسب با درآمدهاي فردي بالا مي باشد (زنجاني، 1371: 78) در مقابل، توده‌هاي محروم با حداقل امكانات زيستي پديد مي‌آيند و در فرآيند شكل گيري طبقات اجتماعي، نوعي بي عدالتي را به نمايش مي‌گذارند. بنابراين توزيع عادلانه درآمد، موثرترين راه براي رسيدن به توسعه انساني است (آسايش، 1371: 19).

وجود نابرابري و عدم تعادل فضايي در ساكنين نواحي مختلف يك شهر به هیچ‌وجه پدیده‌ای جديد در هيچ يك از شهرهاي جهان نيست، اما در كشورهاي در حال توسعه به دليل فاحش بودن تفاوت‌های اجتماعي- اقتصادي، نابرابري و عدم تعادل در توزيع خدمات شهري تفاوت‌های فضايي شهرها تشديد شده است (موسوي ، 1378: 14) زيرا كه ساختار فضايي يك شهر متشكل از اجزا و عناصري است كه با يكديگر در كنش متقابل هستند و ناپايداري هر كدام از اين اجزا به كل ساختار تأثیر خواهد گذاشت (ساوج، 1385: 90). در عصر حاضر اصلی‌ترین عامل بحران‌های جوامع بشري ريشه در نابرابری‌های اجتماعي و فقدان عدالت دارد (مرصوصي، 1383: 90).

مفهوم عدالت اجتماعي اصولاً آن قدر همه شمول نيست كه بتوان در قالب آن درباره يك اجتماع خوب قضاوت كرد. عدالت را اساساً می‌توان به عنوان اصل ( يا مجموعه‌ای از اصول) در نظر گرفت كه براي حل و فصل دعاوي متضاد به وجود آمده است،‌ عدالت اجتماعي(توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری) نيز در واقع كاربرد خاص اين اصول براي فائق آمدن بر تعارضاتي است كه لازمه همكاري براي افراد است. توليد را از طريق تقسيم كار می‌توان افزايش داد ليكن مسئله اين است كه حاصل توليد چگونه بين افرادي كه در فرآيند توليد شركت کرده‌اند توزيع شود. در اين مورد اصول اجتماعي بايد ناظر بر تقسيم ثمرات توليد و توزيع مسئولیت‌ها در فرآيند كار جمعي باشد. اين اصول همچنين شامل نهادها و سازمان‌های اجتماعي مرتبط با فعاليت توليد و توزيع نيز می‌شود (هاروي، 1379: 97).

اساس مفهوم عدالت اجتماعي بر اين است كه نابرابری‌های اقتصادي و اجتماعي جامعه بر سازمان فضايي آن تأثیر دارد و نيز هر گونه تغيير در سازمان فضايي در روابط اقتصادي- اجتماعي و توزيع درآمد در جامعه اثر مستقيم دارد (مرصوصي،1383: 91).

اصولاً عدالت اجتماعي در رابطه با شهر با دو نوع مفهوم مطرح شده است يكي عدالت اجتماعي متناسب با نسل آينده كه دراین‌باره نيازهاي اجتماعي- اقتصادي و كالبدي يك مجموعه شهري يا روستايي براي نسل آينده جماعت ساكن در آن مجموعه مورد توجه قرار می‌گیرد و ديگري عدالت اجتماعي متناسب با نسل موجود ساكن در آن مجموعه مورد توجه قرار می‌گیرد كه در اين مفهوم فقر را در نتيجه عدم توجه به معيارهاي پايدار می‌دانند (مجتهد زاده، 1378: 38).

امروزه توسعه شهرها و گسترش فيزيكي آن‌ها در كشورهاي جهان سوم بيشتر تحت تأثیر سیاست‌های تمركزگرا و اداري و روند معاملات قماري زمين قرار دارد، اصول توسعه شهر و نحوه توزيع خدمات و امكانات و تسهيلات شهري جهت دسترسي شهروندان به آنان از لحاظ پايداري و عدالت فضايي زير سؤال برده است. بنابراين طراحان و برنامه‌ریزان شهري اگر بخواهند امكانات رفاهي ساكنين و شهروندان شهرها را بهبود بخشند، بايد از جنبه‌های مختلف توسعه، پايدار بوده و عملكردي مناسبي داشته باشد.

شهر فیروزآباد به عنوان يك شهر كوچك در استان فارس، تحولات مختلف جمعيتي و كالبدي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را در خود ديده است. در اين تحقيق به دنبال آن هستيم تا عدالت اجتماعي (توزيع خدمات عمومي شهر) را در شهر فیروزآباد بررسي نموده و اثرات مثبت و منفي آن را بر زندگي شهروندان از جنبه‌های اجتماعي، اقتصادي و كالبدي تجزيه و تحليل نماييم و سپس ارتباط آن با نحوه پراكنش جمعيت مورد كنكاش قرار داده و در نهايت راهبردهایی را براي رسيدن به عدالت اجتماعي، فضايي و توسعه پايدار شهري فیروزآباد ارائه خواهيم داد.

1-1- سؤالات تحقیق

  • آيا بين عدالت اجتماعي (توزيع مناسب خدمات عمومي شهر) و پراكنش جمعيت در محلات مختلف شهر فیروزآباد رابطه‌ای وجود دارد؟
  • آیا بین محلات 12 گانه شهر فیروزآباد، نابرابری‌های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی وجود دارد؟

1-2- ضرورت و اهميت تحقیق

         مفهوم عدالت اجتماعي اصولاً آن قدر همه شمول نيست که بتوان در قالب آن در مورد رفاه يک اجتماع قضاوت کرد. عدالت را اساساً می‌توان به عنوان اصل در نظر گرفت که براي حل و فصل دعاوي متضاد به وجود آمده است. عدالت اجتماعي نيز در واقع کاربرد اين اصول خاص است (هاروي، 1376). در جهت رسيدن تمامي ساکنان شهرها به نيازهايشان به صورت يکسان مبحث عدالت اجتماعي در فضاي شهري به وجود می‌آید که عدم توجه به آن تبعات بسيار بدي همچون حاشیه‌نشینی و تراکم بيش از حد يک منطقه، توسعه يک جانبه شهرها، خالي از سکنه شدن برخي از محدوده‌های شهري، بورس‌بازی زمين و ده‌ها مسئله و مشکل ديگر را در پي خواهد داشت. بنابراين شناسايي اثرات مقوله عدالت اجتماعي جزء اساسي مطالعات شهري محسوب می‌شود و شهر زماني شهر انساني می‌شود که عدالت اجتماعي همه زواياي آن را بپوشاند (خوش روي، 1385: 12).

توجه به عدالت اجتماعي تا اندازه‌ای در شهرها حائز اهميت است که در هر يک از شاخص‌های تعیین‌کننده شهرهاي سالم، بستر مطالعات و نقش کليدي را ايفا می‌کند (شيخي، 1380: 264).

توزيع مناسب و بهينه امکانات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و بهداشتي در ميان مناطق و نواحي، يکي از مهم‌ترین عوامل جلوگيري از نابرابری‌ها و شکاف توسعه و توزيع فضايي مناسب جمعيت در پهنه سرزمين هست. مسئله مهم در برقراري توسعه پايدار شهری[1] توجه به شاخص‌های اقتصادي، محيطي و سلامت اجتماعي شهرها در بستر برنامه‌ریزی است (Marcotullio,2001:577).

         به عقيده صاحب‌نظران، شهر سالم شهري است که شرايط اقتصادي آن مطلوب باشد. فرصت‌های شغلي مناسب، واحدهاي مسکوني کافي، سيستم حمل‌ونقل خوب، بیمارستان‌های مجهز و کافي، سهولت دسترسي به مراکز خريد و در نهايت عدالت اجتماعي در آن حاکم باشد. پيچيده بودن مسائل شهري بر کسي پوشيده نيست و اين پيچيدگي با توجه به وضعيت امروزي شهرها بيشتر شده است. عدالت فضايي که يکي از اصول اساسي برنامه‌ریزی شهري است بايد توجه بررسی‌ها به اين موضوع بيشتر معطوف گردد و به نظر می‌رسد هدف اصلي برنامه‌ریزی شهري، عدالت در شهر باشد که دو هدف ديگر يعني کارآمدي و کيفيت محيطي تحت‌الشعاع آن قرار می‌گیرد. بنابراين بايد کنکاشي در مورد اين موضوع صورت گيرد و ابعاد آن شناخته شود تا بتوان در جهت تحقق آرمان ايده آل هر انسان قدمي هر چند کوچک برداشته شود. بدين منظور فضا در شهر شناسايي و ابعاد عدالت فضايي در جهت تحقق عدالت اجتماعي در مطالعات شهري از موضوعات اساسي و مباحث اين مطالعات هست که در چند سال گذشته از مباحث اصلي نظریه‌پردازان مسائل شهري در غرب می‌باشد.

         عده‌ای معتقدند که شرايط لازم و کافي براي رسيدن به يک توزيع عادلانه درآمد، ايجاد وسايل مبتني بر عدالت اجتماعي براي رسيدن به اين توزيع است (هاروي، 1376: 110). مطالعات انجام‌شده در زمينه نابرابری‌های ناحیه‌ای در شهر فیروزآباد ، بيانگر وجود نواحي فعال، کم فعال و محروم است. اهمیت تحقیق حاضر در موارد زیر خلاصه می‌شود:

  • وجود نابرابری‌ها سبب گرديده که شکاف توسعه بين نواحي شهري بيشتر شده و عدالت اجتماعي و اقتصادي، مفهوم خود را از دست بدهد.
  • شناسايي توان‌های مختلف نواحي شهري و به‌کارگیری پتانسیل‌های رشد[2] و توسعه[3] نواحي محروم جهت رسيدن به يک سطح قابل‌قبول رشد و توسعه ضروري است.
  • اهميت تحقيق حاضر در اين است که با شناخت وضعيت موجود و شناسايي نواحي محروم و کم فعال شهر ، فیروزآباد توجه برنامه‌ریزان و طراحان توسعه ناحیه‌ای را به اتخاذ سیاست‌ها و برنامه‌هایی جهت کاهش نابرابری‌های ناحیه‌ای با توزيع مناسب و بهينه امکانات رشد و توسعه جلب کند. در همين راستا، هدف قرار دادن توسعه نواحي محروم و کم فعال براي رسيدن به عدالت اجتماعي و اقتصادي ميان نواحي شهر در جهت کاهش نابرابری‌های ناحیه‌ای ضروري است.

[1]- Urban sustainable development

[2] – growth

[3]- development

به رغم اینکه وجود نابرابری در استاندارد زیست در بین ساکنین یک شهر پدیده جدیدی در هیچ یک از شهرهای جهان نیست اما در کشورهای کمتر توسعه‌یافته به دلیل فاحش تر بودن تفاوت‌های اجتماعی – اقتصادی و پیدایش سکونتگاه‌های زیر استاندارد و گسترش خوش‌نشینی، تفاوت‌های فضایی شهرها تشدید شده است(عبدی دانشپور، 1378: 37). سکونت اقشار کم درآمد در مکان‌هایی که جاذب سایر گروه‌ها اجتماعی نیست، به تمرکز فقر می‌انجامد و این فرآیند به جدایی گزینی طبقه کم درآمد از سایر گروه‌های اجتماعی منجرمی شود(شاه حسینی،1384: 185).

بنياد اسلام بر پايه عدالت استوار است چرا که عدل يکي از اصول دين و يکي از اصل دو مذهب می‌باشد (مطهري، 1360: 6). عدالت که خود نتيجه تکامل اجتماعي است (قربان نيا، 1380: 21)، به دو دسته الهي و غير الهي و عدالت غير الهي نيز به عدالت فردي و اجتماعي تقسيم می‌گردد. عدالت اجتماعي عبارت است از احترام به حقوق ديگران و رعايت مصالح عمومي (اخوان کاظمي،1381: 23). در ماده اول اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است که تمام افراد بشر از لحاظ حيثيت و حقوق باهم برابرند. در اصل سوم قانون اساسي نيز يکي از اساسی‌ترین اهداف دولت، رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه می‌باشد (قربان نيا، 1380: 227-281) از این رو دولت‌ها و دستگاه برنامه‌ریزی وظيفه سنگيني در خصوص ايجاد عدالت اجتماعي و اقتصادي به عهده دارند.

اشاعه قابل‌توجهی از ثروت مادي، و از سوي ديگر اقلیت‌هایی که در فقر زندگي می‌کنند، از ناکامی‌های خط مشي شهري قلمداد می‌شوند (هال، 1387: 311) البته در زمينه شهري دسترسي برابر به نيازهاي اوليه از تأمين آن مهم‌تر است (پاتر و ديگران، 1384: 147).

بررسی‌های تجربي روشن می‌کند که وجه مشخصه شهرنشيني جهان سومي فعلي، ناموزوني و بی‌عدالتی است (وارثي و همکاران،1386)، اين نابرابری‌ها در سه سطح متجلي می‌شوند:

  • نابرابری‌ها در فرصت‌های امرار معاش در بخش‌های شهري و روستايي؛
  • نابرابري از يک شهر تا شهر ديگر، به دليل تمرکز منابع محدود در پایتخت‌ها؛
  • نابرابري اقتصادي درون‌شهری ميان توده‌ها و يک گروه کوچک نخبه توانگر؛

اين عدم تعادل و نابرابری‌ها، به جز آسیب‌های ذاتي، ممکن است در کار آیی و انتظارات اقتصاد ملي نيز خلل ايجاد کند (اسميت، 1384: 11).

نابرابری‌های شهري عمدتاً در آفريقا، آسيا و آمريکاي لاتين به چشم می‌خورد. در چنين نقاطي طبقات بالاتر به لحاظ اقتصادي از سطح زندگي بالاتري برخوردار هستند در حاليکه طبقات پايين تر در معرض بیماری‌ها و محدودیت‌های مربوط به معيشت روزانه می‌باشند. در چنين شهرهايي حتي اميد به زندگي طبقات پايين اجتماعي از ميانگين پايين تري برخوردار است. در اين جوامع، خانوارها مجبورند بسياري از مشکلات و نابسامانی‌های اجتماعي و اقتصادي را تحمل نمايند (شيخي، 1380: 156)، بنابراين عدالت اجتماعي با مفهوم رفاه که عامل فقرزدايي است رابطه تنگاتنگي دارد (جاجرمي و همکاران، 1385: 6) رفاه جامعه در گرو اطمينان از اين نکته است که همه شهروندان آن احساس کنند سهمي در آن دارند و از جريان عادي جامعه کنار گذاشته نشده‌اند. براي اين منظور بايد همه گروه‌ها (به ویژه آسیب‌پذیرترین آن‌ها) موقعیت‌هایی براي دستيابي به رفاه و حفظ آن کسب کنند (برآبادي،1384: 127).

عدالت اجتماعي که مسائلي از قبيل رفاه اجتماعي، نابرابری‌های شديد، فقر و غيره را مورد بحث قرار می‌دهد، با لايه سوم مفهوم توسعه پايدار، برابري و مساوات ارتباط پيدا می‌کند (حکمت نيا، 1383: 42). اهداف پايداري اغلب در قالب سه واژه محيط، اقتصاد و عدالت بيان می‌شوند و در يک جامعه پايدار، تمام این‌ها بجاي اينکه به مرور زمان تخريب شوند، قوت و گسترش می‌یابند. از ميان اين سه واژه، واژه عدالت به مراتب در بحث‌های عمومي کمتر مطرح شده است. همچنين گروه‌های سازمان‌یافته کمي در حمايت از افراد کم درآمد و يا جوامع زیان‌دیده وجود دارند (روبرت بولارد، 1384: 230).

در جغرافياي سنتي روابط متقابل جوامع انساني با محيط مورد بررسي قرار می‌گیرد درحالی‌که در جغرافياي نوين، انسان در اين بررسي در کانون پژوهش‌ها قرار می‌گیرد (کلاول، 1373: 22). تلفيق اين دو رويکرد سنتي و مدرن موجب می‌شود پیچیدگی‌های ناشي از اين روابط شناسايي گردد و از اين ره آورد در حل مشکلات و بهينه کردن روابط در سکونت‌گاه‌های انساني بهره جست. امروزه در ارتباط با حل معضلات و مشکلات شهري ناشي از اين ارتباط پيچيده، توزيع خدمات عمومي، عدالت اجتماعي و رفاه شهروندان مورد تأکيد قرار می‌گیرد (قره نژاد، 1376: 92). زيرا تعادل فضايي در توزيع مراکز خدماتي در شهر و دستيابي به آن مقدمه توسعه پايدار شهري را فراهم می‌آورد و نابساماني در توزيع منطقه‌ای و محلي باعث دوري مناطق و محلات از عدالت اجتماعي می‌گردد (نسترن، 1380: 145). از این رو در بند اول از چشم‌انداز برنامه جمهوري اسلامي در افق 1404 به ايجاد جامعه شهري توسعه‌یافته، بر عدالت اجتماعي، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها تأکيد شده است.

در جهت رسيدن تمامي ساکنان شهرها به صورت يکسان مبحث عدالت اجتماعي در فضاي شهري به وجود می‌آید که عدم توجه به آن تبعات بسيار بدي همچون حاشیه‌نشینی  و به دنبال آن ناهنجاری‌های اجتماعي که شکل‌گیری حاشیه‌نشینی که معضل بزرگ جامعه ما می‌باشد و در شهرهاي کليه کشورهاي جهان به ويژه کشورهاي در حال توسعه نمود عيني دارد و شکل‌گیری فضا در شهر را تحت تأثير قرار می‌دهد و بسياري از نابرابری‌های اجتماعي در فضاي شهرها ممکن است در اثر اين عوامل باشد به وجود می‌آید و تراکم بيش از حد يک منطقه، توسعه يک جانبه شهرها، خالي از سکنه شدن برخي از محدوده‌های شهري، بورس‌بازی زمين و ده‌ها مسئله و مشکل را در پي خواهد داشت (خوش روي، 1385: 2)، و از طرف ديگر وجود نابرابري در کيفيت زندگي، گروه‌های محروم را متوجه گروه‌های مرجع نموده و مشکلات ديگري را ايجاد می‌کند (.(Runicima,1972

با توجه به جمعیت‌پذیری امروزي شهرها و به وجود آمدن شکل تازه‌ای از شهرها در قرن اخير روشن است که علم جغرافياي شهري و برنامه‌ریزی فضاهاي شهري بايد ابعاد و قلمروهاي تازه‌ای بيابد که يکي از ابعاد و موضوعات تازه که در بيست سال اخير توجه اکثر دانشمندان اين علم را به خود مشغول کرده، پرداختن به عدالت اجتماعي در مباحث شهري هست که از اين نظر بايد شهر با سیاست‌های کشوري و جهاني پيوند داده شود (شکويي، 1373: 9) و شرايط داخلي شهرها که متأثر از شرايط اجتماعي و اقتصادي حاکم بر کشورهاست و در نتيجه همين شرايط است که کيفيت فضاهاي شهري و سیاست‌های برنامه‌ریزی شهري معين می‌شود.

بنابراين نياز اساسي شناخت ساخت فضاي شهري است که ارزش‌های اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و در رأس آن‌ها توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری مورد تحليل و بررسي قرار می‌گیرد که در نتيجه اين تحلیل‌ها و بررسي معيارهاست که قدمي مؤثر در راه تحقق عدالت اجتماعي در جامعه برداشته خواهد شد. تحول در مفهوم فضا و توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری موافق با تغيير در نحوه برخورد با نظريه است. فضا، توزیع مناسب خدمات شهری و شهر بايستي به صورت پدیده‌ای جداگانه شناسایی و روابط مابين آن‌ها مورد بررسي قرار گيرد به این ترتیب با دريافت مفهوم فضا، عدالت شهر و محيط خواهيم توانست به تحليل رابطه فضاي شهر و توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری دست يابيم. امروزه تغييرات اجتماعي سریع‌تر از تغييرات فيزيکي است و شهر از تغييرات اجتماعي تأثير فوري می‌پذیرد، بنابراين مطالعه و تحليل تغييرات اجتماعي و اقتصادي و رابطه آن با ساخت فضايي شهر مورد تأکيد در مباحث شهر و شهرسازي است به همين دليل است که در چند سال اخير پيشگامان جغرافياي شهري جديد ساخت داخلي شهرها را با توجه به عدالت اجتماعي(توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری) که متأثر از سیاست‌های نظام حکومتي و اوضاع اجتماعي جامعه است به طور جدي مطالعه می‌کنند زيرا در شهرهاي امروزي مسائل اجتماعي را نمی‌توان تنها با احداث خيابان و ناحيه بندي شهري حل کرد (خوش روي، 1385: 3).