1-1-1- عدالت اجتماعي

يکي از اصول بنيادين که در اغلب ایدئولوژی‌ها از جمله دين اسلام مبناي برنامه‌ریزی محسوب می‌شود، اصل عدالت اجتماعي است که تفکر نهادها و برنامه‌ریزان بر مبناي آن شکل می‌گیرد و از اصولي است که به دلگرمي، انسجام روابط و توزيع عادلانه (و نه مساوي) دستاوردها و عوايد بين شهر و روستا منجر خواهد شد.

اصولاً در برنامه‌ریزی‌هایی که مبتني بر نظریه‌های غير الهي هستند، عدالت اجتماعي در اولويت دوم و به عنوان يک موضوع فرعي قلمداد می‌شود. در اسلام و اديان الهي مسئله عدالت اجتماعي يک اصل است.

در کتاب نظريه عدالت، جان رالز در تعيين قاعده براي عدالت بعد از تأکيد بر اصل اوليه برخورداري يکسان افراد از آزادی‌های سياسي، معتقد است نابرابری‌های اجتماعي تنها در صورتي توجیه‌پذیر است که اول آنکه، بیش‌ترین مزيت را به نفع محروم‌ترین قشرهاي جامعه حاصل کند؛ دوم آنکه، پيوستن به مناصب و موقعیت هاي قابل‌دسترسی براي همه افراد، تحت شرايط برابري منصفانه فراهم آيد. وي به اين ترتيب معيار حداکثرسازي رفاه براي پایین‌ترین قشر مردم را معيار عدالت معرفي می‌کند (پاپلي يزدي و ديگران، 1386: 19- 21).

1-1-2- فضا

فضا حجم مكاني و زماني مجموعه‌ای از تمام فعالیت‌هایی است كه انسان در راه تسلط بر طبيعت و براي بقاي خود انجام می‌دهد و به عبارتي ديگر منظور، فضايي اقتصادي-  اجتماعي است كه منعکس‌کننده تمام هستي جوامع انساني است (معصومي اشكوري،1387: 20). فضا مجموعه‌ای از كالبد و محتواست، هنگامي كه صفتي به فضا نسبت داده می‌شود بنابرآن كه كالبد يا محتوي را در نظر داشته باشد، حوزه يا قلمرو فضا را مشخص می‌سازد (معصومي اشكوري،1387: 21).

1-1-3- توزيع فضايي

چگونگي قرارگيري عناصر،‌ پدیده‌ها و مکان‌ها بر روي كره زمين، پراكندگي يا توزيع فضايي ناميده می‌شود (پوراحمد، 1385: 101). توزيع فضايي داراي 3 ويژگي به صورت زيراست:

الف) تراكم نسبي: شامل تعداد پدیده‌ها و تعداد عناصر مورد مطالعه،‌ تقسيم بر مساحت منطقه مورد مطالعه است.

ب) تفرق:‌ برخلاف تمركز شاخصي است كه مقدار پخش يك پديده و ميزان پراكندگي با تمركز آن را در منطقه يا مكان نشان می‌دهد.

ج) بافت:‌ طرز قرارگيري هندسي عناصر و پدیده‌ها را در فضا بافت گويند كه از جمله آن‌ها می‌توان بافت خطي، بافت متمركز و بافت متفرق را نام برد ( پوراحمد، 1385: 103).

1-1-4- توزيع خدمات شهری

از جمله عواملي که بايد در جهت اجراي عدالت اجتماعي و همراه با عدالت فضايي در برنامه‌ریزی شهري رعايت کرد توزيع مناسب خدمات شهري و استفاده صحيح از فضاها است. در اين خصوص کاربری‌ها و خدمات شهري عوامل مؤثري هستند که با ارضاي نيازهاي جمعيتي، افزايش منافع عمومي و توجه به استحقاق و لياقت افراد می‌توانند با برقراري عادلانه‌تر، عدالت اجتماعي و اقتصادي و فضايي را در نواحي شهر برقرار نمايند. لذا عدم توزيع خدمات شهري نه تنها می‌تواند در بر هم زدن جمعيت و عدم توازن آن در شهر بينجامد بلکه فضاهاي شهر را متناقض با عدالت از ابعاد اجتماعي و اقتصادي شکل دهد (وارثي و ديگران، 1387: 144).

1-1-5- خدمات اجتماعي

خدمات اجتماعي که طيف نسبتاً گسترده‌ای از خدمات عمومي را در برمی‌گیرد، از جمله شاخص‌های رفاه اجتماعي است که از تحولات شهرنشيني متأثر می‌شود و اثرات ناشي از رشد جمعيت شهري را به خوبي در خود منعکس می‌کند (علی‌اکبری، 1383: 58).

1-1-6- نابرابري

نابرابري، عدم شرايط برابر بين دو متغير است، به طوري که نبود شرايط مساوي باعث به وجود آمدن اختلاف سطح بين متغيرها می‌شود. آثار نابرابری‌های اقتصادي و اجتماعي در شکل استفاده از فضا بازتاب پيدا می‌کند (پوراحمد، 1385: 220).

وجود نابرابري بين مناطق شهري و روستايي، عموماً به وجود دوگانگي اقتصادي و در نتیجه آن نوعي دوگانگي اجتماعي نسبت داده مي‌شود. اين دو گانگي در مجموعة كلي تري قرار مي‌گيرد كه عبارت است از “شرايط ممالك جهان سوم و اقتصادي‌هاي بيروني”، يا به عبارت ديگر، ميان اقتصادهاي “مركزي” يعني اقتصادهاي مسلط و اقتصادهاي “پيراموني يا محيطي”. شهرهاي بزرگ محل استقرار “آنتن”هاي گيرندة اقتصادهاي خارجي به حساب مي‌آيند و در نظام‌هاي مناسباتي، نقش ارتباط دهنده و تقويت كننده اي بر عهده دارند. چنين نقشي موجبات تمركز درآمدها و منافع حاصل از فرآيند “ترانزيت” کالاها را فراهم مي آورد و حضور نمايندگان اقتصادهاي مرکزي را در خودشان ايجاب مي کند. حاصل اين تمرکز، استقرار جمعيت بهره ور از امكانات معاش مناسب با درآمدهاي فردي بالا مي باشد (زنجاني، 1371: 78) در مقابل، توده‌هاي محروم با حداقل امكانات زيستي پديد مي‌آيند و در فرآيند شكل گيري طبقات اجتماعي، نوعي بي عدالتي را به نمايش مي‌گذارند. بنابراين توزيع عادلانه درآمد، موثرترين راه براي رسيدن به توسعه انساني است (آسايش، 1371: 19).

وجود نابرابري و عدم تعادل فضايي در ساكنين نواحي مختلف يك شهر به هیچ‌وجه پدیده‌ای جديد در هيچ يك از شهرهاي جهان نيست، اما در كشورهاي در حال توسعه به دليل فاحش بودن تفاوت‌های اجتماعي- اقتصادي، نابرابري و عدم تعادل در توزيع خدمات شهري تفاوت‌های فضايي شهرها تشديد شده است (موسوي ، 1378: 14) زيرا كه ساختار فضايي يك شهر متشكل از اجزا و عناصري است كه با يكديگر در كنش متقابل هستند و ناپايداري هر كدام از اين اجزا به كل ساختار تأثیر خواهد گذاشت (ساوج، 1385: 90). در عصر حاضر اصلی‌ترین عامل بحران‌های جوامع بشري ريشه در نابرابری‌های اجتماعي و فقدان عدالت دارد (مرصوصي، 1383: 90).

مفهوم عدالت اجتماعي اصولاً آن قدر همه شمول نيست كه بتوان در قالب آن درباره يك اجتماع خوب قضاوت كرد. عدالت را اساساً می‌توان به عنوان اصل ( يا مجموعه‌ای از اصول) در نظر گرفت كه براي حل و فصل دعاوي متضاد به وجود آمده است،‌ عدالت اجتماعي(توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری) نيز در واقع كاربرد خاص اين اصول براي فائق آمدن بر تعارضاتي است كه لازمه همكاري براي افراد است. توليد را از طريق تقسيم كار می‌توان افزايش داد ليكن مسئله اين است كه حاصل توليد چگونه بين افرادي كه در فرآيند توليد شركت کرده‌اند توزيع شود. در اين مورد اصول اجتماعي بايد ناظر بر تقسيم ثمرات توليد و توزيع مسئولیت‌ها در فرآيند كار جمعي باشد. اين اصول همچنين شامل نهادها و سازمان‌های اجتماعي مرتبط با فعاليت توليد و توزيع نيز می‌شود (هاروي، 1379: 97).

اساس مفهوم عدالت اجتماعي بر اين است كه نابرابری‌های اقتصادي و اجتماعي جامعه بر سازمان فضايي آن تأثیر دارد و نيز هر گونه تغيير در سازمان فضايي در روابط اقتصادي- اجتماعي و توزيع درآمد در جامعه اثر مستقيم دارد (مرصوصي،1383: 91).

اصولاً عدالت اجتماعي در رابطه با شهر با دو نوع مفهوم مطرح شده است يكي عدالت اجتماعي متناسب با نسل آينده كه دراین‌باره نيازهاي اجتماعي- اقتصادي و كالبدي يك مجموعه شهري يا روستايي براي نسل آينده جماعت ساكن در آن مجموعه مورد توجه قرار می‌گیرد و ديگري عدالت اجتماعي متناسب با نسل موجود ساكن در آن مجموعه مورد توجه قرار می‌گیرد كه در اين مفهوم فقر را در نتيجه عدم توجه به معيارهاي پايدار می‌دانند (مجتهد زاده، 1378: 38).

امروزه توسعه شهرها و گسترش فيزيكي آن‌ها در كشورهاي جهان سوم بيشتر تحت تأثیر سیاست‌های تمركزگرا و اداري و روند معاملات قماري زمين قرار دارد، اصول توسعه شهر و نحوه توزيع خدمات و امكانات و تسهيلات شهري جهت دسترسي شهروندان به آنان از لحاظ پايداري و عدالت فضايي زير سؤال برده است. بنابراين طراحان و برنامه‌ریزان شهري اگر بخواهند امكانات رفاهي ساكنين و شهروندان شهرها را بهبود بخشند، بايد از جنبه‌های مختلف توسعه، پايدار بوده و عملكردي مناسبي داشته باشد.

شهر فیروزآباد به عنوان يك شهر كوچك در استان فارس، تحولات مختلف جمعيتي و كالبدي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را در خود ديده است. در اين تحقيق به دنبال آن هستيم تا عدالت اجتماعي (توزيع خدمات عمومي شهر) را در شهر فیروزآباد بررسي نموده و اثرات مثبت و منفي آن را بر زندگي شهروندان از جنبه‌های اجتماعي، اقتصادي و كالبدي تجزيه و تحليل نماييم و سپس ارتباط آن با نحوه پراكنش جمعيت مورد كنكاش قرار داده و در نهايت راهبردهایی را براي رسيدن به عدالت اجتماعي، فضايي و توسعه پايدار شهري فیروزآباد ارائه خواهيم داد.

1-1- سؤالات تحقیق

  • آيا بين عدالت اجتماعي (توزيع مناسب خدمات عمومي شهر) و پراكنش جمعيت در محلات مختلف شهر فیروزآباد رابطه‌ای وجود دارد؟
  • آیا بین محلات 12 گانه شهر فیروزآباد، نابرابری‌های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی وجود دارد؟

1-2- ضرورت و اهميت تحقیق

         مفهوم عدالت اجتماعي اصولاً آن قدر همه شمول نيست که بتوان در قالب آن در مورد رفاه يک اجتماع قضاوت کرد. عدالت را اساساً می‌توان به عنوان اصل در نظر گرفت که براي حل و فصل دعاوي متضاد به وجود آمده است. عدالت اجتماعي نيز در واقع کاربرد اين اصول خاص است (هاروي، 1376). در جهت رسيدن تمامي ساکنان شهرها به نيازهايشان به صورت يکسان مبحث عدالت اجتماعي در فضاي شهري به وجود می‌آید که عدم توجه به آن تبعات بسيار بدي همچون حاشیه‌نشینی و تراکم بيش از حد يک منطقه، توسعه يک جانبه شهرها، خالي از سکنه شدن برخي از محدوده‌های شهري، بورس‌بازی زمين و ده‌ها مسئله و مشکل ديگر را در پي خواهد داشت. بنابراين شناسايي اثرات مقوله عدالت اجتماعي جزء اساسي مطالعات شهري محسوب می‌شود و شهر زماني شهر انساني می‌شود که عدالت اجتماعي همه زواياي آن را بپوشاند (خوش روي، 1385: 12).

توجه به عدالت اجتماعي تا اندازه‌ای در شهرها حائز اهميت است که در هر يک از شاخص‌های تعیین‌کننده شهرهاي سالم، بستر مطالعات و نقش کليدي را ايفا می‌کند (شيخي، 1380: 264).

توزيع مناسب و بهينه امکانات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و بهداشتي در ميان مناطق و نواحي، يکي از مهم‌ترین عوامل جلوگيري از نابرابری‌ها و شکاف توسعه و توزيع فضايي مناسب جمعيت در پهنه سرزمين هست. مسئله مهم در برقراري توسعه پايدار شهری[1] توجه به شاخص‌های اقتصادي، محيطي و سلامت اجتماعي شهرها در بستر برنامه‌ریزی است (Marcotullio,2001:577).

         به عقيده صاحب‌نظران، شهر سالم شهري است که شرايط اقتصادي آن مطلوب باشد. فرصت‌های شغلي مناسب، واحدهاي مسکوني کافي، سيستم حمل‌ونقل خوب، بیمارستان‌های مجهز و کافي، سهولت دسترسي به مراکز خريد و در نهايت عدالت اجتماعي در آن حاکم باشد. پيچيده بودن مسائل شهري بر کسي پوشيده نيست و اين پيچيدگي با توجه به وضعيت امروزي شهرها بيشتر شده است. عدالت فضايي که يکي از اصول اساسي برنامه‌ریزی شهري است بايد توجه بررسی‌ها به اين موضوع بيشتر معطوف گردد و به نظر می‌رسد هدف اصلي برنامه‌ریزی شهري، عدالت در شهر باشد که دو هدف ديگر يعني کارآمدي و کيفيت محيطي تحت‌الشعاع آن قرار می‌گیرد. بنابراين بايد کنکاشي در مورد اين موضوع صورت گيرد و ابعاد آن شناخته شود تا بتوان در جهت تحقق آرمان ايده آل هر انسان قدمي هر چند کوچک برداشته شود. بدين منظور فضا در شهر شناسايي و ابعاد عدالت فضايي در جهت تحقق عدالت اجتماعي در مطالعات شهري از موضوعات اساسي و مباحث اين مطالعات هست که در چند سال گذشته از مباحث اصلي نظریه‌پردازان مسائل شهري در غرب می‌باشد.

         عده‌ای معتقدند که شرايط لازم و کافي براي رسيدن به يک توزيع عادلانه درآمد، ايجاد وسايل مبتني بر عدالت اجتماعي براي رسيدن به اين توزيع است (هاروي، 1376: 110). مطالعات انجام‌شده در زمينه نابرابری‌های ناحیه‌ای در شهر فیروزآباد ، بيانگر وجود نواحي فعال، کم فعال و محروم است. اهمیت تحقیق حاضر در موارد زیر خلاصه می‌شود:

  • وجود نابرابری‌ها سبب گرديده که شکاف توسعه بين نواحي شهري بيشتر شده و عدالت اجتماعي و اقتصادي، مفهوم خود را از دست بدهد.
  • شناسايي توان‌های مختلف نواحي شهري و به‌کارگیری پتانسیل‌های رشد[2] و توسعه[3] نواحي محروم جهت رسيدن به يک سطح قابل‌قبول رشد و توسعه ضروري است.
  • اهميت تحقيق حاضر در اين است که با شناخت وضعيت موجود و شناسايي نواحي محروم و کم فعال شهر ، فیروزآباد توجه برنامه‌ریزان و طراحان توسعه ناحیه‌ای را به اتخاذ سیاست‌ها و برنامه‌هایی جهت کاهش نابرابری‌های ناحیه‌ای با توزيع مناسب و بهينه امکانات رشد و توسعه جلب کند. در همين راستا، هدف قرار دادن توسعه نواحي محروم و کم فعال براي رسيدن به عدالت اجتماعي و اقتصادي ميان نواحي شهر در جهت کاهش نابرابری‌های ناحیه‌ای ضروري است.

[1]– Urban sustainable development

[2] – growth

[3]– development

به رغم اینکه وجود نابرابری در استاندارد زیست در بین ساکنین یک شهر پدیده جدیدی در هیچ یک از شهرهای جهان نیست اما در کشورهای کمتر توسعه‌یافته به دلیل فاحش تر بودن تفاوت‌های اجتماعی – اقتصادی و پیدایش سکونتگاه‌های زیر استاندارد و گسترش خوش‌نشینی، تفاوت‌های فضایی شهرها تشدید شده است(عبدی دانشپور، 1378: 37). سکونت اقشار کم درآمد در مکان‌هایی که جاذب سایر گروه‌ها اجتماعی نیست، به تمرکز فقر می‌انجامد و این فرآیند به جدایی گزینی طبقه کم درآمد از سایر گروه‌های اجتماعی منجرمی شود(شاه حسینی،1384: 185).

بنياد اسلام بر پايه عدالت استوار است چرا که عدل يکي از اصول دين و يکي از اصل دو مذهب می‌باشد (مطهري، 1360: 6). عدالت که خود نتيجه تکامل اجتماعي است (قربان نيا، 1380: 21)، به دو دسته الهي و غير الهي و عدالت غير الهي نيز به عدالت فردي و اجتماعي تقسيم می‌گردد. عدالت اجتماعي عبارت است از احترام به حقوق ديگران و رعايت مصالح عمومي (اخوان کاظمي،1381: 23). در ماده اول اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است که تمام افراد بشر از لحاظ حيثيت و حقوق باهم برابرند. در اصل سوم قانون اساسي نيز يکي از اساسی‌ترین اهداف دولت، رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه می‌باشد (قربان نيا، 1380: 227-281) از این رو دولت‌ها و دستگاه برنامه‌ریزی وظيفه سنگيني در خصوص ايجاد عدالت اجتماعي و اقتصادي به عهده دارند.

اشاعه قابل‌توجهی از ثروت مادي، و از سوي ديگر اقلیت‌هایی که در فقر زندگي می‌کنند، از ناکامی‌های خط مشي شهري قلمداد می‌شوند (هال، 1387: 311) البته در زمينه شهري دسترسي برابر به نيازهاي اوليه از تأمين آن مهم‌تر است (پاتر و ديگران، 1384: 147).

بررسی‌های تجربي روشن می‌کند که وجه مشخصه شهرنشيني جهان سومي فعلي، ناموزوني و بی‌عدالتی است (وارثي و همکاران،1386)، اين نابرابری‌ها در سه سطح متجلي می‌شوند:

  • نابرابری‌ها در فرصت‌های امرار معاش در بخش‌های شهري و روستايي؛
  • نابرابري از يک شهر تا شهر ديگر، به دليل تمرکز منابع محدود در پایتخت‌ها؛
  • نابرابري اقتصادي درون‌شهری ميان توده‌ها و يک گروه کوچک نخبه توانگر؛

اين عدم تعادل و نابرابری‌ها، به جز آسیب‌های ذاتي، ممکن است در کار آیی و انتظارات اقتصاد ملي نيز خلل ايجاد کند (اسميت، 1384: 11).

نابرابری‌های شهري عمدتاً در آفريقا، آسيا و آمريکاي لاتين به چشم می‌خورد. در چنين نقاطي طبقات بالاتر به لحاظ اقتصادي از سطح زندگي بالاتري برخوردار هستند در حاليکه طبقات پايين تر در معرض بیماری‌ها و محدودیت‌های مربوط به معيشت روزانه می‌باشند. در چنين شهرهايي حتي اميد به زندگي طبقات پايين اجتماعي از ميانگين پايين تري برخوردار است. در اين جوامع، خانوارها مجبورند بسياري از مشکلات و نابسامانی‌های اجتماعي و اقتصادي را تحمل نمايند (شيخي، 1380: 156)، بنابراين عدالت اجتماعي با مفهوم رفاه که عامل فقرزدايي است رابطه تنگاتنگي دارد (جاجرمي و همکاران، 1385: 6) رفاه جامعه در گرو اطمينان از اين نکته است که همه شهروندان آن احساس کنند سهمي در آن دارند و از جريان عادي جامعه کنار گذاشته نشده‌اند. براي اين منظور بايد همه گروه‌ها (به ویژه آسیب‌پذیرترین آن‌ها) موقعیت‌هایی براي دستيابي به رفاه و حفظ آن کسب کنند (برآبادي،1384: 127).

عدالت اجتماعي که مسائلي از قبيل رفاه اجتماعي، نابرابری‌های شديد، فقر و غيره را مورد بحث قرار می‌دهد، با لايه سوم مفهوم توسعه پايدار، برابري و مساوات ارتباط پيدا می‌کند (حکمت نيا، 1383: 42). اهداف پايداري اغلب در قالب سه واژه محيط، اقتصاد و عدالت بيان می‌شوند و در يک جامعه پايدار، تمام این‌ها بجاي اينکه به مرور زمان تخريب شوند، قوت و گسترش می‌یابند. از ميان اين سه واژه، واژه عدالت به مراتب در بحث‌های عمومي کمتر مطرح شده است. همچنين گروه‌های سازمان‌یافته کمي در حمايت از افراد کم درآمد و يا جوامع زیان‌دیده وجود دارند (روبرت بولارد، 1384: 230).

در جغرافياي سنتي روابط متقابل جوامع انساني با محيط مورد بررسي قرار می‌گیرد درحالی‌که در جغرافياي نوين، انسان در اين بررسي در کانون پژوهش‌ها قرار می‌گیرد (کلاول، 1373: 22). تلفيق اين دو رويکرد سنتي و مدرن موجب می‌شود پیچیدگی‌های ناشي از اين روابط شناسايي گردد و از اين ره آورد در حل مشکلات و بهينه کردن روابط در سکونت‌گاه‌های انساني بهره جست. امروزه در ارتباط با حل معضلات و مشکلات شهري ناشي از اين ارتباط پيچيده، توزيع خدمات عمومي، عدالت اجتماعي و رفاه شهروندان مورد تأکيد قرار می‌گیرد (قره نژاد، 1376: 92). زيرا تعادل فضايي در توزيع مراکز خدماتي در شهر و دستيابي به آن مقدمه توسعه پايدار شهري را فراهم می‌آورد و نابساماني در توزيع منطقه‌ای و محلي باعث دوري مناطق و محلات از عدالت اجتماعي می‌گردد (نسترن، 1380: 145). از این رو در بند اول از چشم‌انداز برنامه جمهوري اسلامي در افق 1404 به ايجاد جامعه شهري توسعه‌یافته، بر عدالت اجتماعي، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها تأکيد شده است.

در جهت رسيدن تمامي ساکنان شهرها به صورت يکسان مبحث عدالت اجتماعي در فضاي شهري به وجود می‌آید که عدم توجه به آن تبعات بسيار بدي همچون حاشیه‌نشینی  و به دنبال آن ناهنجاری‌های اجتماعي که شکل‌گیری حاشیه‌نشینی که معضل بزرگ جامعه ما می‌باشد و در شهرهاي کليه کشورهاي جهان به ويژه کشورهاي در حال توسعه نمود عيني دارد و شکل‌گیری فضا در شهر را تحت تأثير قرار می‌دهد و بسياري از نابرابری‌های اجتماعي در فضاي شهرها ممکن است در اثر اين عوامل باشد به وجود می‌آید و تراکم بيش از حد يک منطقه، توسعه يک جانبه شهرها، خالي از سکنه شدن برخي از محدوده‌های شهري، بورس‌بازی زمين و ده‌ها مسئله و مشکل را در پي خواهد داشت (خوش روي، 1385: 2)، و از طرف ديگر وجود نابرابري در کيفيت زندگي، گروه‌های محروم را متوجه گروه‌های مرجع نموده و مشکلات ديگري را ايجاد می‌کند (.(Runicima,1972

با توجه به جمعیت‌پذیری امروزي شهرها و به وجود آمدن شکل تازه‌ای از شهرها در قرن اخير روشن است که علم جغرافياي شهري و برنامه‌ریزی فضاهاي شهري بايد ابعاد و قلمروهاي تازه‌ای بيابد که يکي از ابعاد و موضوعات تازه که در بيست سال اخير توجه اکثر دانشمندان اين علم را به خود مشغول کرده، پرداختن به عدالت اجتماعي در مباحث شهري هست که از اين نظر بايد شهر با سیاست‌های کشوري و جهاني پيوند داده شود (شکويي، 1373: 9) و شرايط داخلي شهرها که متأثر از شرايط اجتماعي و اقتصادي حاکم بر کشورهاست و در نتيجه همين شرايط است که کيفيت فضاهاي شهري و سیاست‌های برنامه‌ریزی شهري معين می‌شود.

بنابراين نياز اساسي شناخت ساخت فضاي شهري است که ارزش‌های اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و در رأس آن‌ها توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری مورد تحليل و بررسي قرار می‌گیرد که در نتيجه اين تحلیل‌ها و بررسي معيارهاست که قدمي مؤثر در راه تحقق عدالت اجتماعي در جامعه برداشته خواهد شد. تحول در مفهوم فضا و توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری موافق با تغيير در نحوه برخورد با نظريه است. فضا، توزیع مناسب خدمات شهری و شهر بايستي به صورت پدیده‌ای جداگانه شناسایی و روابط مابين آن‌ها مورد بررسي قرار گيرد به این ترتیب با دريافت مفهوم فضا، عدالت شهر و محيط خواهيم توانست به تحليل رابطه فضاي شهر و توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری دست يابيم. امروزه تغييرات اجتماعي سریع‌تر از تغييرات فيزيکي است و شهر از تغييرات اجتماعي تأثير فوري می‌پذیرد، بنابراين مطالعه و تحليل تغييرات اجتماعي و اقتصادي و رابطه آن با ساخت فضايي شهر مورد تأکيد در مباحث شهر و شهرسازي است به همين دليل است که در چند سال اخير پيشگامان جغرافياي شهري جديد ساخت داخلي شهرها را با توجه به عدالت اجتماعي(توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری) که متأثر از سیاست‌های نظام حکومتي و اوضاع اجتماعي جامعه است به طور جدي مطالعه می‌کنند زيرا در شهرهاي امروزي مسائل اجتماعي را نمی‌توان تنها با احداث خيابان و ناحيه بندي شهري حل کرد (خوش روي، 1385: 3).