مي‌خواهيم ببينيم تا چه حد برداشت پاسخگويان از سؤالات يکسان بوده است. اساس اين ضريب بر پايه مقياسها است. مقياس عبارتند از دسته اي از اعداد که بر روي يک پيوستار به افراد، اشيا يا رفتارها در جهت به کميت کشاندن کيفيتها اختصاص داده ميشود. رايجترين مقياس که در تحقيقات اجتماعي بکار مي‌رود مقياس ليکرت است. در مقياس ليکرت اساس کار بر فرض هم وزن بودن گويه ها استوار است. بدين ترتيب به هر گويه نمراتي (مثلاً از 1 تا 5 براي مقياس ليکرت 5 گويه اي) داده مي‌شود که مجموع نمراتي که هر فرد از گويه ها مي‌گيرد نمايانگر گرايش او خواهد بود (صمدي، 1392، 78-77). در پژوهش حاضر نيز از اين مقياس به منظور سنجش اطلاعات پرسشنامه استفاده شده است.
آلفاي کرونباخ به طور کلي با استفاده از يکي روابط زير محاسبه مي‌شود.
يا
که در اين روابط k تعداد سؤالات، واريانس سؤال i ام، واريانس مجموع کلي سؤالات، ميانگين کوواريانس بين سؤالات و واريانس ميانگين سؤالات مي‌باشند (برگرفته شده از آلن و ين، 2002).
با استفاده از تعريف آلفاي کرونباخ مي‌توان نتيجه گرفت: (1) هر قدر همبستگي مثبت بين سؤالات بيشتر شود، ميزان آلفاي کرونباخ بيشتر خواهد شد و بالعکس، (2) هر قدر واريانس ميانگين سؤالات بيشتر شود آلفاي کرونباخ کاهش پيدا خواهد کرد، (3) افزايش تعداد سؤالات تأثير مثبت و يا منفي (بسته به نوع همبستگي بين سؤالات) بر ميزان آلفاي کرونباخ خواهد گذاشت، (4) افزايش حجم نمونه باعث کاهش واريانس ميانگين سؤالات در نتيجه باعث افزايش آلفاي کرونباخ خواهد شد. بديهي است هر قدر شاخص آلفاي کرونباخ به 1 نزديک‌تر با شد، همبستگي دروني بين سؤالات بيشتر و در نتيجه پرسش‌ها همگن‌تر خواهند بود. کرونباخ ضريب پايايي 45% را کم، 75% را متوسط و قابل قبول و ضريب 95% را زياد پيشنهاد کردهاند (کرونباخ، 1951). بديهي است در صورت پايين بودن مقدار آلفا، بايستي بررسي شود که با حذف کدام پرسشها مقدار آن را ميتوان افزايش داد؛ بنابراين با توجه به تعاريف فوق ميزان آلفاي کرونباخ براي پژوهش حاضر به اين صورت ميباشد.
اولين گروه از افراد مورد مطالعه شده، مسئولين درگير با امر گردشگري در شهرستان نير است. جدول (4-1) ميزان آلفاي کرونباخ را براي گويههاي اين گروه نشان ميدهد. با توجه به نتايج به دست آمده از جدول زير مشخص ميشود که معيارهاي مورد نظر از ديدگاه اين گروه از پايايي مورد قبولي برخوردار هستند.
جدول (‏4-7) آزمون آلفاي كرونباخ براي گويه هاي نظرات مسئولين نسبت به مؤلفههاي استعداد گردشگري روستايي
Reliability Statistics
جاذبه گردشگري
Cronbach’s Alpha
N of Items
طبيعي
97/0
74
زير ساخت
89/0
74
مديريتي
76/0
74
فرهنگي
85/0
74
توسعه گردشگري روستايي از بعد کلي
91/0
74

دومين گروه از نمونه مورد پژوهش، مردم محلي است که به عنوان ميزبانان گردشگران بوده و محدوده زندگي آن‌ها به عنوان مقصد اين گردشگران است. جدول (4-2) ميزان آلفاي کرونباخ را براي مؤلفههاي اين گروه نشان ميدهد. از ديدگاه مردم محلي، معيارهاي اصلي تحقيق داراي پايايي قابل قبولي بوده و ميتوان با استفاده از اين معيارها به تحليل توسعه گردشگري در شهرستان نير پرداخت.
جدول (‏4-8) آزمون آلفاي كرونباخ براي گويه هاي نظرات مردم نسبت به مؤلفههاي استعداد گردشگري روستايي
Reliability Statistics
جاذبه گردشگري
Cronbach’s Alpha
N of Items
طبيعي
83/0
100
زير ساخت
92/0
100
مديريتي
78/0
100
فرهنگي
74/0
100
توسعه گردشگري روستايي از بعد کلي
86/0
100

گروه ديگر از نمونه پژوهش حاضر گردشگران و نظرات آن‌ها نسبت به توسعه امکانات گردشگري در شهرستان نير و تأثير آن نسبت به توسعه اين شهرستان است. در جدول زير ميزان آلفاي کرونباخ براي اين گروه در خصوص مؤلفههاي مورد نظر نشان داده شده است. با توجه به نتايج به دست آمده از آلفاي کرونباخ براي معيارهاي اين گروه، مشخص ميشود که تمام اين معيارها از ديدگاه گروه مورد مطالعه شده از پايايي قابل قبولي برخوردار هستند.
جدول (‏4-9) آزمون آلفاي كرونباخ براي گويه هاي نظرات گردشگران نسبت به مؤلفههاي استعداد گردشگري روستايي
Reliability Statistics
جاذبه گردشگري
Cronbach’s Alpha
N of Items
طبيعي
82/0
200
زير ساخت
89/0
200
مديريتي
71/0
200
فرهنگي
85/0
200
توسعه گردشگري روستايي از بعد کلي
72/0
200

4-4- آمار استنباطي و تحليل استعداد گردشگري روستايي شهرستان نير
4-4-1- سنجش ديدگاه مسئولان نسبت به توان‌هاي گردشگري شهرستان نير
يکي از عوامل سنجش توانها و قابليتهاي توسعه گردشگري و تأثير آن بر زندگي ساکنان موجود در محدودههاي گردشگري، ديدگاه مسئولان و معرفي محدوده مورد مطالعه از نظر آن‌ها و همچنين تأثير قابليتهاي فوق بر روند توسعه و پيشرفت منطقه است. در پژوهش حاضر نيز قابليتها و جاذبههاي طبيعي، زيرساختها، سيستم مديريت اداري و فرهنگي و ارتباط آن در توسعه روستاهاي پيرامون از ديدگاه مسئولان مورد بررسي قرارگرفته است. جدول زير نتايج اين بررسي را نشان ميدهد.
جدول (‏4-10) آزمون T تک نمونه‌اي در بررسي مؤلفههاي پژوهش از ديدگاه مسئولان

اطلاعات، ابزارهاي مورد نياز براي جمعآوري آن‌ها، روشهاي ذخيرهسازي و مديريت آن‌ها و در نهايت روشهاي تجزيه و تحليل دادهها و اطلاعات مورد شناسايي و انتخاب ميشوند؛ بنابراين در اين مرحله ابتدا به نوع تحقيق و چگونگي استفاده از آن پرداخته ميشود. بعد از آن روشهاي جمعآوري دادهها و اطلاعات و همچنين منابعي که اين دادهها و اطلاعات در آن وجود دارند مورد شناسايي و معرفي قرار ميگيرند. بعد از فرايند فوق، در مرحله دوم از اين بخش، به معرفي محدوده مورد مطالعه تحقيق پرداخته شده و محدوده مورد نظر از تمام ابعاد جغرافيايي مورد شناسايي قرار ميگيرد.
3-1- روششناسي تحقيق
3-1-1- مدل تحليل SWOT
تحليل سوآت يک مدل کيفي و ابزار برنامهريزي استراتژيک است. اين مدل يکي از ابزار هاي استراتژيک تطابق با نقاط قوت و ضعف درون سيستمي با فرصت‌ها و تهديدات برون سيستمي است. مدل سوآت تحليل سيستماتيکي را براي شناسايي اين عوامل و انتخاب استراتژي که بهترين تطابق را بين آن‌ها ايجاد نمايد، ارائه مي‌دهد. از ديدگاه اين مدل، يک استراتژي مناسب، قوت‌ها و فرصت‌ها را به حداکثر و ضعف‌ها و تهديدها را به حداقل مي‌رساند. تجزيه و تحليل سوآت در تقسيمات مربوط به انتخاب راهبردي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. رايج‌ترين کاربرد آن، فراهم کردن يک چهارچوب منطقي براي هدايت نظاممند بحث‌هاي سيستم، راهبردهاي مختلف و در نهايت انتخاب راهبرد است؛ بنابراين به منظور ارائه راهبرد در شهرستان نير از طريق گسترش گردشگري منطقه، شناخت عوامل چهارگانه جهت شناسايي و بررسي عوامل موثر دروني شامل نقاط قوت و نقاط ضعف و عوامل تأثير گذار بيروني ناحيه همچون فرصت‌ها و تهديدات بر گردشگري امر ضروري است. در حقيقت از تحليل سوآت به عنوان ابزاري جهت شناسايي مسائل استراتژيک و ارائه راهبردها و استراتژي‌هاي مناسب استفاده مي‌گردد، ابتدا با سنجش محيط داخلي و محيط خارجي ناحيه فهرستي از نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهديدات مورد شناسايي قرار مي‌گيرد، سپس محاسبه و تحليل آن‌ها، اولويت‌ها را مشخص کرده و جهت برطرف نمودن يا تقليل نقاط ضعف و تهديدها و تقويت و بهبود نقاط قوت و فرصت‌هاي موجود در ارتباط با گسترش توريسم در منطقه مورد مطالعه، در اين بخش راهبردها و استراتژي‌هاي متنوع، مناسب و ماتريس نهايي ارائه مي‌گردد (صمدي، 1392: 93).
3-1-2- آزمون آماري اسپيرمن
براي محاسبه همبستگي و معنادار بودن ارتباط بين متغيرها در اين فرضيه از ضريب همبستگي رتبهاي اسپيرمن استفاده مي‌شود. اين ضريب همبستگي که آن را با rs يا گاهي p نمايش ميدهند زماني به کار ميرود که دادهها به صورت رتبهاي يا ترتيبي بوده و يا اينکه اگر دادهها به صورت فاصلهاي يا نسبي هستند، طي عملياتي به رتبه تبديل ميگردند. براي محاسبه ضريب همبستگي رتبهاي اسپيرمن از فرمول زير استفاده مي‌شود.
(فرمول 3-1)Rs =1- (6?d2/n (n2-1))
Rs: ضريب همبستگي رتبهاي اسپيرمن است؛
d2: مجذور تفاوت رتبهها باهم است که از طريق تفريق رتبهي متغير دوم (y) از متغير اول (x) و مجذور کردن نتيجهي به دست آمده حاصل ميگردد؛
N: تعداد آزمودنيها يا نمرهها است36.
3-1-3- آزمون T-Test
آزمون ميانگين يک جامعه بر مبناي توزيع T يک آزمون پارامتري است که در آن به اين موضوع پرداخته مي‌شود که ميانگين يک جامعه، به چه ميزان از يک مقدار ثابت بيش‌تر و يا کم‌تر است. از اين آزمون، از آن جايي که با يک متغير سرو کار داريم، براي آزمون فرضيه‌هاي توصيفي استفاده مي‌شود. براي نمونه، محققي مي‌خواهد دريابد که آيا عملکرد شغلي کارکنان يک سازمان بالا است يا خير. وي با طيف ليکرت ? گزينه‌اي، عملکرد شغلي کارکنان را سنجيده است. وي مي‌تواند با استفاده از اين آزمون، اين مسئله را بسنجد که آيا ميانگين جامعه? است يا خير. اگر استنباط کند که ميانگين ? نبوده و بيش‌تر از ? است، مي‌تواند استنباط کند که عملکرد شغلي در جامعه مورد نظرش بالاست. از اين آزمون مي‌توان، بسته به موضوع پژوهش، براي تحليل وجود يا عدم وجود يک متغير نيز استفاده نمود37.
3-2- آشنايي مقدماتي با شهرستان نير
شهرستان نير در 38 درجه و 2 دقيقه عرض شمالي و 47 درجه و 59 دقيقه طول شرقي قرار دارد و از طرف شمال و شرق به شهرستان اردبيل، از جنوب به شهرستان کوثر و از مغرب به شهرستان سراب و ميانه محدودمي شود. اين شهرستان در ناحيه غربي و کوهستاني استان اردبيل قرار دارد به طوري که در شمال غربي آن توده آتشفشان سبلان و در جنوب آن کوه هاي بزقوش واقع اند که در گردنه صائين با يکديگر پيوستگي و مجاورت پيداکرده اند. استان اردبيل در مجموع 17800 کيلومتر مربع مساحت دارد که شهرستان نير نيز با مساحت 1224 کيلومتر مربع، 6.87 درصد از مساحت استان را تشکيل داده است. شهرستان نير داراي 2 شهر (نير و کوراييم)،2 بخش (مرکزي و کوراييم)، 5 دهستان (دورسونخواجه، رضا قلي قشلاق، يورتچي شرقي، يورتچي غربي و مهماندوست) و 97 آبادي داراي سکنه مي‌باشد که در اين پژوهش ما به مطالعه بخش مرکزي شهرستان نير که شامل دو دهستان دورسونخواجه و رضا قلي قشلاق مي‌باشد، مي‌پردازيم (برگرفته از سايت فرمانداري شهرستان نير، 1392)38.

شکل (‏3-1) موقعيت شهرستان نير روي نقشه ايران و استان اردبيل (مأخذ: نگارنده، 1392)
توزيع جمعيت در آبادي‌ها متفاوت ميباشد به طوري که 37 آبادي کمتر از 100 نفر جمعيت، 35 آبادي 249-100 نفر جمعيت،21 آبادي 499-250 نفر و 5 آبادي بين 999-500 نفر جميعت دارند (گزارش سالانه استانداري اردبيل،
1392).
3-3- ويژگي‌هاي جمعيتي
ويژگي‌هاي اجتماعي و فرهنگي، از جمله بارزترين و مهم‌ترين خصوصيات هر منطقه محسوب شده و با توجه به اينكه تحول و دگرگوني در هر پهنه طبيعي بر سه اصل انسان، استقرار و فعاليت استوار است، توجه كافي به انسان و محيط انساني و دگرگوني‌هاي احتمالي آن در فرآيند توسعه، از اهميت زيادي برخوردار مي‌باشد. در فرآيند برنامهريزي توسعه در سطوح مختلف و در پي آن اجراي پروژه‌هاي گوناگون بر اساس اهدافي از پيش تعيين شده، بررسي شرايط موجود اجتماعي ـ فرهنگي حاكم بر منطقه مطالعاتي ضروري مي‌باشد. در حقيقت، مطالعاتي از اين حيث كه با هدف شناخت شرايط اجتماعي ـ فرهنگي موجود و اثرگذار بر طرحهاي توسعه انجام مي‌گيرد، ضمن ارائه تصويري گويا و روشن و تا حد امكان به هنگام از وضعيت اجتماعي و فرهنگي، شرايط را براي امكانسنجي، ظرفيت سنجي و ارائه برنامههاي راهبردي به صورت علمي و كارآمد مهيا ميسازد. در زير ويژگيهاي جمعيتي مرتبط با منطقه مورد نظر مورد بررسي قرارگرفته است.
3-3-1- جمعيت
شهرستان نير در دوره آماري سال 1385، 24288 نفر جمعيت با 5163 خانوار بوده است. در مجموع جمعيت شهرستان نير، 1441 خانوار ساکن در نقاط شهري و 3722 خانوار ساکن در نقاط روستايي بودهاند. به عبارتي 27.91 درصد از کل جمعيت اين شهرستان ساکن در نقاط شهري و 72.09 درصد نيز ساکن در نقاط روستايي ساکن بودهاند. همان طور که ملاحظه ميشود ميزان جمعيت روستايي در اين شهرستان به نسبت در حد بالايي ميباشد (جدول 3-1).
جدول (‏3-1) جمعيت ساکن در نقاط شهري و روستايي شهرستان نير در سال 1385
شرح
جمع
ساکن در نقاط شهري
ساکن در نقاط روستايي

خانوار
جمعيت
خانوار
جمعيت
خانوار
جمعيت
شهرستان نير
5163
24288
1441
6314
3722
17974
مأخذ: مرکز آمار ايران، 1385
سهم شهرستان نير از کل جمعيت استان در سرشماري سال 1385 بالغ بر 1.98 درصد بوده است (مرکز آمار ايران، 1385).
3-4- وجه تسميه نير
دوران ماقبل تاريخي نير از روي آثار بجا مانده در منطقه و دوران تاريخي منطقه (دهكده، معابد و دژهاي صخره‌اي كه در دل زمين كنده شده‌اند) قابل مطالعه است. به طور كلي كثرت معماري‌هاي صخره‌اي در منطقه كه يادمان‌هاي ماندگار و پايداري از زمان کهنند، اولين وسيله شناخت پيشينه تاريخي نير مي‌باشند و دوم متون تاريخي اعم از سالنامه‌هاي آشور و اوراتور و متون هخامنشي است كه نشانگر تحولات تاريخي در آن روزگار پرتلاطم هزار ساله است. اطلاق لفظ زيكرتو در عصر مادها و اوايل هزاره اول و لفظ ساكارتي در عصر هخامنشي به معني (سرزمين ساكنان در غارهاي سنگي)، وجود معابد ميترائيسم و نيز اشارات متون اوستا بر وجود بناهايي مثل دژ زير زميني و نيز متون شاهنامه كه سرشار از چنين اشاراتي است مؤيد قدمت اين منطقه است. متون دوران اسلامي نيز موضوع فوق را تاييد مي‌كند. چرا كه در صحبت از اردبيل در كتاب معتبري چون احسن التقاسيم (قرن 4 هجري) اشاره به اين نكته شده است كه “بيشتر خانه‌ها را در زير زمين ساخته‌اند”. بنا به نوشته بلاذري: ‍”نير دهي بود و كوشك كهنه و درهم شكسته‌اي داشت. مرّبن عمر موصلي طايي در آنجا فرود آمد و بنياد نهاد و پسرانش را در آن سكني داد كه به ظن قوي، اينان کوشک‌هايي در آن قريه بنا كردند و به صورت شهري درآوردند كه احتمالاً بايد همان قريه نير باشد (برگرفته از وب سايت بهراه، 1392)39.
يكي از پسران مرّبن علي از سركشان آذربايجان بود و در سال 212 هجري محمد بن حميد طوسي او را دستگير ساخته به بغداد فرستاد، ولي او بار ديگر به آذربايجان برگشته و به حكمراني خود پرداخت، ابن خردابه در كتاب مسالك و ممالك (تأليف سال‌هاي 230-234) او را خداوند جابروان و ني‌ريز مي‌خواند. جابروان يكي از شهرهاي آذربايجان بوده و ياقوت حموي مي‌نويسد كه در نزديكي نريز (نير فعلي) بوده ولي از بلاذري نقل شده كه در نريز و در نزديکي‌هاي اردبيل بوده است. طبق اظهار نظر مطلعين نام اصلي آن نرسي بوده است و چنين مشهور است كه نرسي پادشاه مشهور ساساني آن را آباد كرده است. اين نام در نوشته‌هاي قديمي اين شهر ديده شده است (سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري شهرستان نير، 1392).
3-4-1- فرهنگ، زبان و دين
زبان مردم شهرستان نير تركي آذري است و به لحاظ فرهنگ ساختار قبيله اي و عشيرهاي و بافت سنتي داراي قدرت و حاكميت قابل ملاحظه اي است و از جمله نکات قابل توجه پايبندي مردم محلي به سنتها ميباشد. از لحاظ ديني مردم منطقه معتقد به مذهب شيعه اثني‌عشري مي‌باشند (برگرفته از وب سايت استانداري اردبيل، 1392).
3-4-2- اوضاع اقتصادي شهرستان نير40
شهرستان نير با توجه به وضع كوهستاني و آب و هواي سرد در زمستان و آب و هواي معتدل در تابستان، شرايط اجتماعي و تاريخي و فرهنگي، داراي استعدادها و تنگناهاي اقتصادي مخصوص خودش است. مهم‌ترين بخش‌هاي اقتصادي قابل ذكر اين منطقه بدين ترتيب هستند:
1) زراعت و دامداري
2) شيلات
3) صنعت و معدن
4) خدمات و گردشگري
3-4-2-1- زراعت و دامداري
در اين شهرستان دامداري به دليل وجود شرايط مناسب آب و هوايي و طبيعي شغل اول مردم محسوب مي‌شود و اهالي اقبال بالايي به اين شغل نشان مي‌دهند، زراعت پس از دامداري در رتبه دوم قرار دارد و محصولات به خصوصي در سطح منطقه كشت مي‌شود و برخي از محصولات صنعتي زراعي قابل كشت و پرورش نمي‌باشد. در زمينه باغداري، فعاليت چنداني مشاهده نمي‌شود و اين به
دليل سرماي شديد هوا در فصل بهار و برخي ويژگي‌هاي طبيعي است. بر طبق آمار وسعت اراضي كشاورزي منطقه 47590 هكتار بوده كه شامل 39393 هكتار اراضي ديم و 8197 هكتار اراضي آبي و 257 هكتار باغات است. در سطح منطقه نير ظرفيت بسياري براي فعاليت پرواربندي گوساله گوشتي، گاوداري شيري، مراكز جمع آوري شير و مرغداري موجود است و سرمايه گذاري در اين واحدها داراي توجيه فني اقتصادي است. در قسمت زراعت، شهرستان نير با توليد محصولاتي همچون سيب زميني و چغندر قند در رتبه سوم استان جاي دارد و با توجه به بارش مناسب و آب و هواي كوهستاني توليد علوفه جهت تأمين نيازمندي‌هاي دامداري منطقه قابل توجه است. به طور كلي مهم‌ترين محصولات كشاورزي و دامي نير عبارت از غلات، علوفه دامي، لبنيات، اعم از گوشت گاوي،‌ گوسفندي (سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري شهرستان نير، 1392).
3-4-2-2- شيلات
فراواني بارش و به دنبال آن پرآب بودن رودها و چشمه‌ها،‌آب و هواي كوهستاني، زيربناي مناسبي را براي توسعه پرورش ماهيان سرد آبي فراهم نموده است. وجود چشمه سارهاي دايمي بولاخلار، برجلو و قينرجه، صندوقلو، آبشارلاي، رودخانه آغلاغان و بالخلو ازجمله اين استعدادها و زيربناها است (آمار اقتصادي شهرستان نير، 1392، فرمانداري نير).
3-4-2-3- صنعت و معدن
در بخش صنعت، شهرستان نير از مناطق محروم استان بوده و اين بخش سهم كوچكي از اشتغال و امرار معاش مردم را برعهده‌گرفته است، در حالي كه با توجه به دسترسي آسان منطقه به بازار مصرف در شهرستان‌ها و استان‌هاي مجاور توليدات صنعتي توجيه اقتصادي دارد. از مهم‌ترين كارخانه هاي اين شهرستان ميتوان به شركت فرآورده هاي لبني گلدشت سبلان نير، واشرسازي و کارخانه آسفالت شهرداري نير اشاره كرد و صنايع كوچكي همچون توليد ظروف پلاستيك، دستكش دوزي و چند واحد ديگر وجود دارند و از طرح‌هاي در دست اجراي مهم شهرك تخصصي آب در مسير روستاي اسلام آباد بخش مركزي و توليد انواع نخ ريسندگي در شهرك كارگاهي نير مطرح ميباشند كه با اجرا و راه اندازي آن‌ها اشتغال مناسبي ايجاد خواهد شد. در زمينه معدن، شهرستان استعداد مناسبي دارد و معادني از قبيل گچ خاكي، خاك رس، مرمريت، سنگ چيني، آهك، سنگ لاشه، خاك صنعتي و شن و ماسه قابل ذكر است. سنگ لاشه ايلانجيق به ميزان 4 ميليون تن، گچ خاكي اينانلو به ميزان 2/4 ميليون تن، سنگ لاشه قره تپه به ميزان 2 ميليون تن و سنگ چيني قره شيران به ميزان 35 هزار تن بخشي از استعداد منطقه است (شرکت آذران نير سقزچي، 1392، ص 121).
بر اساس آمارهاي موجود در سالنامه آماري سال 1387 در شهرستان اردبيل، 40.4 درصد از جمعيت فعال اين استان در بخش کشاورزي، 22.5 درصد از جمعيت فعال در بخش صنعت و 37.2 درصد از جمعيت فعال در بخش خدمات مشغول فعاليت بودهاند. نکته قابل توجه در رابطه با چگونگي توزيع نيروي فعال جمعيت در بخشهاي عمده اقتصادي و تفاوت آن در نقاط روستايي و شهري است. همان طور که از جدول (3-4) مشخص است در نقاط شهري بيشتر نيروي شاغل (61.4) درصد در بخش صنعت و تنها 5.9 درصد از نيروي شاغل در بخش کشاورزي مشغول فعاليت هستند اما در نقاط روستايي به گونهاي ديگر است و بيشترين نيروي شاغل در بخش کشاورزي (72.7) درصد و کمترين آن در بخش صنعت (13) درصد مشغول به فعاليت هستند (سالنامه آماري استان اردبيل، 1387).
جدول

تقريباً دو سوم گردشگران، سيدني را نيز در برنامه سفر خود مي‌گنجانند. گردشگران داخلي ايلوارا34 تقريباً همه از سيدني مي‌آيند كه براي تعطيلات با اتومبيل شخصي به منطقه مسافرت كرده و كمتر از 30 شب در آن اقامت مي‌نمايند. حدود 45% تعطيلات سپري شده در ايالت نيوساوت والز35 در بازديد از مناطق روستايي سپري مي‌شود. بخش‌هاي كليدي بازار متمايل به گردشگري روستايي شامل خانواده هاي جواني مي‌شود كه در جستجوي اقامت گاه‌هاي راحت براي كاهش اضطراب و سرگرم كردن بچه‌ها مي‌باشند و نيز زوج‌هاي سالخورده اي كه طالب بازديد از مناطق آرام و بدون استرس هستند و هر دو اين گروه‌ها تمايل دارند مدتي را در اين مناطق اقامت داشته باشند (حدود 1 هفته). پديده جالب توجهي كه در استراليا مشاهده شد، تقارن افزايش گردشگران با شروع فعاليت‌هاي زراعي است (از قبيل پرورش دام و فعاليت‌هاي زراعي در زمين‌هاي زرعي كوچك). به عنوان مثال، گوسفندهاي مورد نياز براي نمايش عمليات پشم چيني به طور معمول از بازار تهيه مي‌شوند و باغچه هاي كوچك براي افزايش انجام فعاليت كشاورزي در مزرعه ايجاد مي‌گردند.
مردمي كه به روستايي به دلايلي غير از تجارت سفر مي‌کنند، اين كار را براي تفرج در فضاي باز و گشت و گذار انجام مي‌دهند كه اين امر بر اهميت حفظ محيط‌هاي روستايي مي‌افزايند. در استراليا 66% مزرعه هاي گردشگري خانه هاي 3 خوابه را به عنوان اقامتگاه عرضه مي‌کنند، در حالي که 45% آن‌ها كلبه و 12% هم خانه هاي كارگري را در اختيار گردشگران مي‌گذارند. موفقيت اقامت گاه هاي مزرعه اي به شدت به ميزان رابطه بين ميزبان و ميهمان بستگي دارد. در ارزيابي موفقيت گردشگري روستايي، مزرعه داران منطقه ويكتوريا اذعان داشتند كه محل مزرعه (79%)، اراضي پيراموني (67%)، جاذبه هاي نزديك به محل (81%)، شخصيت متصدي محل (82%)، نوع اقامتگاه (72%) و نوع مزرعه (52%) از دلايل اصلي اين موفقيت بوده‌اند.
2-10- مطالعات انجام شده پيرامون موضوع تحقيق
با توجه به اهميتي كه در دهه اخير در اقتصاد كشورها بدست آورده و هم چنين پي آمدها و تأثيرات گوناگون اين صنعت بر روي ساختار اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و كالبدي اين كشورها، تحقيقات و مطالعات از سوي محققين و دانشمندان مختلف در اين زمينه رو به افزايش است لذا به منظور دستيابي به يافته‌ها و نتايج مرتبط با موضوع تحقيق، سابقه اين تحقيقات از کتاب‌ها، پايان نامه‌ها و جستجوهاي اينترنتي و مراكز مختلف مورد بررسي قرارگرفته است.
ناصري سيد مسعود، 1375؛ شناسايي موانع موثر توسعه صنعت توريسم ايران و طراحي الگوي تبييني براي گسترش جذب توريست؛ در اين پژوهش سعي شده است ضمن شناسايي موانع موثر بر گسترش صنعت گردشگري، الگوي مناسب بازاريابي جهت گسترش جذب گردشگر ارائه شود. با تجزيه و تحليل اطلاعات بدست آمده، فرضيات سنجش ارتباط بين تبليغات سوء غير واقع ايران و عدم استفاده از شيوه هاي مناسب بازاريابي با عدم جذب گردشگر به ايران مورد ارزيابي قرار گرفته است و در نتيجه اين ارتباط مورد قبول قرار گرفته است. فرضيات ديگر پژوهش که شامل وجود ارتباط بين عدم وجود قوانين و مقررات مناسب، عدم وجود امكانات اقامتي و رفاهي مناسب، هزينه هاي زندگي و اقامت، عدم برخورد مناسب با گردشگران با مانع جذب گردشگر به ايران مورد آزمون قرار گرفته و در نهايت نتيجه به دست آمده اين فرضيه را رد کرده است.
ركن الدين افتخاري و عبدالرضا قادري اسماعيل، 1381؛ نقش گردشگري روستايي در توسعه روستايي (نقد و تحليل چهارچوبهاي نظريهاي)؛ در اين پژوهش به مطالعات انجام شده در كشورهاي فرانسه، اتريش، سويس، انگلستان، ايرلند، تايلند و ژاپن پرداخته شده است و اين مطالعات نشان مي دهد كه گردشگري روستايي بسرعت در اقتصاد روستايي رشد كرده و مكمل فعاليتهاي كشاورزي شده است. ماهيت صنعت گردشگري ايجاد اشتغال و درامد، متنوع سازي اقتصاد، مشاركت اجتماعي و استفاده از منابع محلي است. از آنجا كه بخش اعظم مشكلات عقب ماندگي و توسعه نيافتگي روستايي نيز به فقدان اين صنعت برمي گردد، گردشگري روستايي با حل مسائل و مشكلات فوق مي تواند به توسعه روستايي كمك نمايد.
مهدوي داوود، 1382؛ نقش توريسم در توسعه نواحي پيرامون شهرها و ارائه مدل استراتژيك نمونه موردي، دهستان لواسان كوچك؛ هدف از اين پژوهش بررسي تأثيرات در توسعه نواحي روستايي و ارائه‌ي استراتژي‌هاي مناسب در جهت توسعه‌ي اين نواحي و در نهايت رسيدن به الگوي بهينه‌ي توسعه بوده است. بنابراين به منظور رسيدن به اين اهداف از دو روش اسنادي و ميداني استفاده شده است. آزمون فرضيات نشان داد كه از ديدگاه مردم از مجموع 26 شاخص مورد مطالعه تأثير گردشگري بر 16 شاخص اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و محيطي مورد تاييد قرارگرفته است و از ديدگاه مسئولان تأثير توسعه‌ي اين صنعت بر 18 شاخص از 29 شاخص اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و محيطي تاييد شده است، سپس با استفاده از تحليل SWOT نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهديدها شناسايي شده نشان مي‌دهد كه آستانه آسيب پذيري اين نواحي بسيار بالا بوده و نيازمند بازنگري و ارائه سياست‌هاي مناسب در جهت رفع ضعف و تهديدها با استفاده از نقاط قوت و فرصت‌ها است.
دخيلي كهنمويي اسماعيل، 1383؛ بررسي راهكارهاي توسعه توريسم در آذربايجان شرقي، در اين پژوهش ضمن بررسي قابليت‌هاي طبيعي و فرهنگي استان سه مركز مهم گردشگري استان يعني كندوان قلعه بابك و بندر شرفخانه به عنوان مورد نمونه
مورد مطالعه قرارگرفته است. ابزار مورد استفاده در مطالعه موردي اين پژوهش، پرسشنامه است و نتايج آزمون فرضيات نشان مي‌دهد كه بين تبليغات و گردشگران ورودي، بين محل سكونت (شهر يا روستا) و علاقه به طبيعت گردي (اكوتوريسم)، بين شهروندان با گردشگران و مقدار هزينه كردن توريست‌ها رابطه معناداري وجود دارد.
ولي زاده حميد، 1385؛ چالش‌هاي فراروي توسعه صنعت توريسم در ايران با تاكيد بر کلان شهر تبريز؛ در اين پژوهش ابتدا به اهميت صنعت گردشگري اشاره شده است و سپس ويژگي‌ها، شرايط و قابليت‌هاي صنعت گردشگري كشور مورد بررسي قرارگرفته است. پس از شناسايي چالش‌هاي موجود در راه توسعه گردشگري راهكارهايي براي كاهش تأثيرات منفي اين چالش‌ها و افزايش تأثيرات مثبت آن‌ها ارائه شده است.
پارسا بصير هديه، 1386؛ بررسي زمينه‌ها و راهكارهاي توسعه گردشگري روستايي بخش طالقان از شهرستان ساوجبلاغ؛ اهداف اين پژوهش بررسي زمينه‌ها و راهكارهاي توسعه گردشگري روستايي در بخش طالقان است. اين تحقيق از نوع پيمايشي است و به منظور ارائه راهكارهاي مناسب توسعه گردشگري روستايي در اين منطقه از تحليلSWOT (تحليل نقاط ضعف و قوت دروني و فرصت‌ها و تهديد هاي بيروني) و ترسيم ماتريس آن در قالب چهار طبقه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، محيطي و نهادي پرداخته شده است. نتايج تحليل عاملي اثرات مثبت گردشگري روستايي در منطقه طالقان نشان مي‌دهد كه سه عامل اثرات اجتماعي و فرهنگي، اثرات اقتصادي و اثرات زير ساختي (فيزيكي و رفاهي) در مجموع 75% واريانس را تبيين مي‌کنند. هم چنين تحليل عاملي اثرات منفي گردشگري روستايي در منطقه طالقان نشان داد كه سه عامل اثرات محيطي و كالبدي اثرات اجتماعي- فرهنگي و اثرات اقتصادي در مجموع 68% واريانس را تبيين مي‌نمايند. علاوه بر آن نتايج تحليل عاملي زمينه هاي گردشگري روستايي در خصوص نقش آن‌ها در توسعه گردشگري روستايي در منطقه طالقان نشان داد كه پنج عامل گردشگري كشاورزي و غذايي، اكوتوريسم ماجراجويانه و اكوتوريسم غير ماجراجويانه گردشگري به منظور تجارت و گردشگري تاريخي و مذهبي در مجموع 67% واريانس را نشان مي‌دهد كه نشان از درصد بالاي واريانس تبيين شده است؛ و هم چنين از مقايسه ديدگاه روستاييان و كارشناسان با استفاده از آزمون‌هاي من وايتني در خصوص آثار و پي آمدهاي مثبت و منفي گردشگري روستايي نشان داد كه اين دو گروه با يكديگر اختلاف نظر دارند و در كل روستاييان ديدگاه منفي‌تري نسبت به كارشناسان در مورد توسعه گردشگري دارند.
سجادي علي، 1387؛ بررسي عوامل بازدارنده توسعه گردشگري در شهر اصفهان؛ در كار پژوهشي انجام گرفته، پس از بررسي ادبيات موضوع، استعدادها و امكانات توسعه گردشگري در شهر اصفهان مورد بررسي قرارگرفته است. سپس به شناسايي و طبقه بندي موانع و مشكلات موجود بر سر راه توسعه گردشگري در شهر اصفهان پرداخته شده است و در نهايت راه حل‌هاي مناسب جهت توسعه گردشگري شهر اصفهان ارائه شده است. پژوهش فوق رويكردي توسعه اي به گردشگري دارد و ضمن بررسي مزاياي آن در پي يافتن عوامل بازدارنده توسعه گردشگري در شهر اصفهان است. جامعه آماري اين پژوهش را مديران هتل‌ها، آژانس‌هاي مسافرتي، مديران و كارشناسان ارشد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مديران كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اصفهان و گردشگران ورودي به اصفهان است.
سليماني هارون خديجه و همکاران، 1389؛ نگرش ساکنان مناطق گردشگري روستايي شهرستان ايذه؛ اين تحقيق حاضر از نوع پيمايشي و به روش توصيفي ـ همبستگي به بررسي نگرش ساکنان مناطق گردشگري روستايي شهرستان ايذه واقع در استان خوزستان نسبت به اثرات گردشگري روستايي در سال 1388پرداخته است. جامعه آماري اين پژوهش ساکنان مناطق روستايي در روستاهايي بوده‌اند که داراي جاذبه گردشگري بوده و اثرات گردشگري در اين روستاها توسط ساکنان درک شده‌اند که حجم نمونه آماري با استفاده از جدول تاکمن 335 و به روش تصادفي طبقه‌اي متناسب انتخاب شد. متغيرهاي مستقل اين پژوهش عبارتند از ويژگيهاي فردي و حرفه‌اي ساکنان، ميزان ارتباط آنان با گردشگران و وابستکي درآمد آنان به گردشگري، درک اثرات اقتصادي، اجتماعي- فرهنگي و زيست‌ محيطي گردشگري است و متغير وابسته آن نگرش ساکنان نسبت به توسعه فعاليت‌هاي گردشگري مي‌باشد. نتايج حاصل از همبستگي بين متغيرها، ارتباط مثبت و معني داري را بين متغير نگرش ساکنان با متغيرهاي سن، درآمد، ميزان وابستگي به گردشگري، ميزان ارتباط با گردشگران و درک اثرات را نشان داد.
خذرلي جبرائيل، 1389؛ مباني جغرافيايي توريسم و اکوتوريسم در استان آذربايجان غربي با رويکرد اقتصادي؛ ايشان در اين پژوهش به توضيح و توصيف برخي از جاذبه هاي توريستي و اکوتوريستي استان آذربايجان غربي و اردبيل و شناساندن آن‌ها به ديگران و رونق امر جهانگردي و گردشگري به لحاظ ايجاد شغل و درآمد بهتر مردم استان پرداخته است.
عبدالمنافي طاهره و ازکيا مصطفي، 1390؛ بررسي عوامل موثر بر صنعت گردشگري در منطقه روستايي كلاردشت؛ در اين پژوهش به بررسي عوامل موثر بر صنعت گردشگري در منطقه كلاردشت پرداخته شده است و روش آن به صورت اسنادي و ميداني است. در اين تحقيق توسعه صنعت گردشگري منوط به آموزش و اطلاع رساني به مردم و نحوه برخورد با گردشگر و از طريق توسعه نهادها و سازمان‌هاي مرتبط، توسعه برنامه هاي تبليغاتي براي معرفي جاذبه هاي طبيعي و تاريخي در منطقه اشاره شده است.< br /> قادري اسماعيل و همکاران، 1390؛ توسعه گردشگري روستايي در بخش آسارا شهرستان كرج؛ در اين پژوهش به توسعه گردشگري روستايي در بخش آسارا از شهرستان کرج پرداخته شده است. بخش آسارا عليرغم برخورداري از جاذبههاي متعدد، اقدامات مناسبي که بتواند موجبات توسعه نظام گردشگري و جلب رضايت گردشگران را فراهم آورد، صورت نگرفته است. بر اين اساس، وضعيت منطقه مورد مطالعه از نظر شرايط مقصد و فرصت هاي موجود در مبدا مورد مطالعه قرار گرفت و طي آن اثبات گرديد که بخش آسارا از جاذبه هاي بيشماري براي توسعه گردشگري برخوردار است ولي از عدم برنامه ريزي و در نتيجه ضعف امکاناتي در مراکز گردشگري موجود رنج مي برد. به همين منظور در اين تحقيق سعي گرديده است براي غلبه بر مشکلات نظام گردشگري در بخش آسارا امکانات و موانع توسعه گردشگري آن شناسايي و راهکارهاي مناسب ارائه گردد.
افتخاري عبدالرضا و همکاران، 1390، اولويت‌هاي ظرفيت گردشگري مناطق روستايي شهرستان نير؛ در اين پژوهش با استفاده از روش توصيفي تحليلي و استفاده از مدل Topsis به اين نتيجه رسيده‌اند كه از ميان 30 روستاي مورد مطالعه روستاهايي كه داراي جاذبه هاي محيطي بيشتري هستند از ارجحيت بيشتري برخوردارند.
سحر مشهدي، 1390، بررسي عوامل موثر بر توسعه صنعت گردشگري روستايي در روستاي گرمه، در اين پژوهش به عواملي در توسعه صنعت گردشگري روستايي ايران پرداخته شده است. بنابراين عوامل فرهنگي- اجتماعي عوامل اقتصادي، عوامل مديريتي و عوامل محيطي متغيرهايي هستند كه مي‌توانند بر توسعه صنعت گردشگري روستايي تأثير گذار باشند. روش مورد استفاده در اين پژوهش روش توصيفي- پيمايشي است و از نظر مقاصد تحقيق كاربردي است و ابزار جمع آوري داده‌ها پرسش نامه است كه به وسيله سه جامعه آماري صاحب نظران، مردم روستا، گردشگران داخلي و خارجي تكميل گرديده است. اين تحقيق با هدف شناخت عوامل موثر بر توسعه گردشگري روستايي روستاي گرمه واقع در استان اصفهان، صورت مي‌گيرد با توجه به اهداف متعالي نظام جمهوري اسلامي ايران براي خروج از مشكل اتكاي بيش از حد به درآمدهاي نفتي و حل مشكل اشتغال، مسئله اساسي اين تحقيق اين است كه چگونه صنعت گردشگري در بخش روستايي مي‌تواند به تحقق اين هدف كمك نمايد. بنابراين اين پژوهش نگاهي به عوامل و شاخص‌هاي موثر در توسعه صنعت گردشگري روستايي دارد كه بر مبناي نظرات كارشناسان و صاحب نظران مورد ارزيابي قرار گرفت. يافته هاي اين پژوهش حاكي از آن است كه عامل مديريتي بيشترين تأثير و عامل اقتصادي كمترين تأثير را در توسعه گردشگري منطقه مورد مطالعه داشته است.
توسعه گردشگري روستايي از جمله مسائلي است که پژوهشگران طي سالهاي اخير به آن توجه جدي داشتهاند. اما در کشورهاي در حال توسعه از جمله ايران اين علم قدمت زيادي نداشته و به صورت نوپا است. با وجود محدوديت منابع فکري و ديدگاههاي موجود در خصوص آن، باز پژوهشهايي چند انجام شده که به تعدادي محدود اشاره گرديد. اما نمي توان ادبيات پژوهش حاضر را به موارد ذکر شده در بالا محدود کرد و بنابر وسعت مطالعه و ميزان اطلاعات در دسترس، کميت آنها متفاوت خواهد بود.

فصل سوم:
روش تحقيق و محدوده مورد مطالعه

3- فصل سوم: روش‌شناسي تحقيق و معرفي محدوده مورد مطالعه
روششناسي تحقيق يکي از مراحل پژوهش است که بر اساس ماهيت و روش انجام آن، انتخاب و متدولوژي تحقيق را تشکيل ميدهد. در روششناسي تحقيق است که روشهاي جمعآوري دادهها و

به اين منطقه مراجعت مي‌کنند.
در مجموع از پارک‌هاي اين ايالت سالانه حدود 7 ميليون نفر بازديد مي‌کنند، اما به طور كلي به جز “پارك دولتي”، “درياچه بزرگ نمك” و “پارك دولتي خليج ويلارد” كه نزديك به مراكز اصلي جمعيت هستند و هر ساله بيش از يك ميليون نفر از آن جا ديدن مي‌کنند، ساير پارک‌ها از جاذبه هاي كمتري نسبت به پارک‌هاي ملي برخوردارند. هيچ آمار و ارقامي از سطوح مشاركت مردم در فعاليت‌هاي گردشگري روستايي “يوتا” در دست نيست با اين وجود گردش با خودروهاي سواري و ساير وسائط حمل و نقل چادر زدن و پياده روي، دوچرخه سواري، شكار، ماهي گيري (در اين ايالت بيش از 1000 درياچه قابل ماهيگيري وجود دارد) و اقسام ورزش‌هاي آبي مثل گردش با قايق بادباني و كلك سواري از فعاليت‌هاي مورد علاقه گردشگران مي‌باشند. بيشتر اين فعاليت‌ها توسط بازديد كنندگان محلي كه در يوتا زندگي مي‌کنند صورت مي‌گيرد ولي در سال 1994 بيش از 15 ميليون گردشگر از مناطق خارج از اين ايالت بودند. شايان ذكر است كه از اين رقم حدود 000/900 نفر از بازديد كنندگان خارجي بودند با توجه به اينكه 70% اقامت گردشگران در مناطق روستايي اين ايالت صورت مي‌گيرد، لذا گردشگري روستايي در اقتصاد ايالت يوتا نقش بسزايي ايفا مي‌نمايد.
2-9-1-2- گردشگري روستايي در روستاي “برونته” انگلستان
“ريورند پاتريك برونته”15 به همراه همسر و شش فرزندش به روستاي كوچكي از “هاورث”16 در “يورك شاير” انگلستان نقل مكان كردند. اين خانواده در روستا و در كليسايي در محله “جورچين” زندگي مي‌کردند و در همان مكان سه خواهر از اين خانواده به نام‌هاي آن17، شارلوت18 و اميلي19 رمان‌هاي مشهور خود را در دهه 1840 به رشته تحرير در آوردند. از آن زمان اين منطقه به دليل حضور خواهران برونته مشهور شده است. در حال حاضر خانه اين نويسندگان به موزه كليسا تبديل شده و سالانه پذيرايي بيش از 000/100 بازديد كننده است، “هاورث” سالانه پذيراي بيش از يك ميليون گردشگر است و درآمد اقتصادي حاصل از گردشگران اين روستا حدود 20 ميليون پوند است.
به منظور ارتقاي جايگاه اين روستا به عنوان مقصد گردشگران و جذب بيشتر آن‌ها در مارس سال 1996 سازماني براي بازاريابي گردشگران در اين روستا تشكيل و آغاز به كار نمود. هدف اصلي اين اقدام ارتقاي مشاركت جوامع محلي و سازمان بازاريابي منطقه بود تا بتواند زمينه توسعه گردشگري را به نحو مطلوبي فراهم نمايند. البته جاذبه هاي گردشگري ديگري نيز در اين منطقه وجود دارند كه مي‌توان به “كليساي بولتن”، “راه آهن بخار”، “دره كيلي وورث” و “روستاي سالتاير” در نزديك “برادفورد”20 اشاره نمود كه از معروفيت نسبتاً زيادي برخوردار بوده و تحت تأثير روستاي برونته قرار دارند عضويت در سازمان گردشگري روستاي برونته براي همه شرکت‌ها هتل‌ها، مهمان سراها، مغازه‌ها و رستوران‌ها آزاد است و اين سازمان در ازاي دريافت حق عضويت براي فعاليت‌هاي گوناگون بازاريابي انجام مي‌دهد اين فعاليت‌ها عبارتند از:
– ارتباط با رسانه هاي گروهي و تدارك بازديدهايي براي آشنايي با اين منطقه
– ايجاد يك پايگاه اطلاعاتي در مورد بازار گردشگري
– انتشار يك فصل نامه درباره سياحت و وسايل ارتباط جمعي
– بازاريابي روستاي “برونته” از طريق اينترنت
– توسعه تورهاي مرتبط با تعطيلات كوتاه مدت و ساير خدمات كه از طريق يك سازمان حمل و نقل محلي صورت مي‌گيرد.
– تبليغات براي منطقه از طريق نشريات منطقه اي
موفقيت گردشگري روستايي برونته تنها در دراز مدت حاصل مي‌شود. با اين وجود بسياري از مطالعات انجام شده به ويژه در سطح بين‌المللي نشان مي‌دهند كه استفاده از نام “برونته” مي‌تواند به طور معجزه آسايي بازديد كنندگان بيشتري را جذب كند.
2-9-1-3- طرح “تاركا” در انگلستان
طرح تاركا21 در سال 1989 به عنوان يك برنامه هماهنگ سازي و تعامل ميان حفظ محيط زيست، تفرج و گردشگري در شمال “دون”22 در انگلستان اجرا شد. هدف اصلي اين طرح اضافه نمودن منابع طبيعي بيشتر به مناطق حفاظت شده بود، بسياري از مجريان به اين موضوع واقف شده بودند كه تعامل ميان محيط زيست و توسعه گردشگري مي‌تواند بسيار سودمند باشد و نقش اساسي را در ارتقاي رفاه اجتماعي و اقتصادي ايفا نمايد. اين طرح قسمت وسيعي از مناطق روستايي شمال “دون” را در برگرفته و در ميان مراكز تفريحي ساحلي و پارک‌هاي ملي “دارتمور”23 و “اكسمور”24 گسترده شده است. علي رغم جذابيت‌هايي كه اين منطقه به عنوان يك مقصد گردشگري داشت به نظر مي‌رسيد اين منطقه از نبود يك هويت مشخص رنج مي‌برد و به همين دليل تنها 1% از گردشگران را جلب مي‌کرد. اين منطقه محل وقوع رمان كلاسيك “هنري ويليامسون” با عنوان “تاركا، سمورآبي” است كه در دهه 1920 منتشر شده است بنابراين طرح “تاركا” به عنوان مبنايي براي حفاظت از محيط زيست برنامه ريزي شده و به عنوان پيشگام در توسعه گردشگري مورد استفاده قرار گرفت اهداف اين طرح عبارت بودند از:
– حفظ و توسعه حيات وحش زيبا و ويژگي‌هاي منحصر به فرد شمال “دون”
– برانگيختن مردم در لذت بردن و درك اين منطقه
– توسعه و ارتقاي گردشگري در منطقه
اداره كل طرح مستلزم مشاركت سازمان‌هاي گوناگون قانوني و داوطلب محلي و ملي بود اين سازمان‌ها شامل شوراهاي محلي، انجمن‌هاي گردشگري منطقه اي، شوراي روستا و كميته توسعه روستايي است. بعد از 3 سال طرح “تاركا” انجمن گردشگري روستايي “تاركا” را به عنوان يك بخش خصوصي به عضويت پذيرفت
مدت كوتاهي پس از آن اين انجمن بيشتر كاركردهاي بازاريابي طرح “تاركا” را بدست گرفت و بيش از 150 سازمان خصوصي را تحت پوشش خود قرار داد.
اين طرح 3 مرحله متمايز داشت در مرحله اول تمام امكانات و تلاش‌ها به حفظ محيط زيست و توسعه پياده روي اختصاص داشت. مرحله دوم طرح بر توسعه صنعت گردشگري از طريق ايجاد انجمن گردشگري روستايي تاركا و ساير اقدامات بنا نهاده شده و مرحله نهايي اين طرح بر تحكيم دستاوردها از طريق بازاريابي و تجزيه و تحليل دقيق متمركز بود. طرح “تاركا” به اهداف اصلي‌اش دست يافت و به موازات حمايت جديد بخش‌هاي محلي تا سال 1997 سرمايه قابل ملاحظه اي را جذب نمود.
2-9-1-4- گردشگري روستايي در اسپانيا
محبوبيت اسپانيا به عنوان مقصد اكثر گردشگران ساحلي در ايام تعطيلات، مرهون وجود تعداد زياد اقامت گاه هاي گردشگري است كه در مناطق روستايي سواحل مديترانه پراكنده هستند. به طور مثال تقريباً اقامت گاه هاي ثبت شده در اسپانيا در جزاير “بالئاريك”25 قرار دارند، در حالي كه در منطقه “كاتالونيا”26 كه بخش معروف “كوستابراوا”27 در آن قرار دارد، تنها 20% اقامت گاه‌ها وجود دارند اگر چه گردشگري در اسپانيا صرفاً به مناطق ساحلي محدود نشده است و طيف گوناگوني از اقامت گاه هاي گردشگري در سراسر اين كشور را فرا مي‌گيرد كه از مهم‌ترين آن‌ها مي‌توان به هتل‌هاي مجلل گران قيمت، پانسيون‌ها يا خانه هاي شبانه روزي اشاره نمود اما قابل توجه ترين انواع اقامت گاه‌ها مخصوصاً در ارتباط با گردشگري روستايي شبكه گسترده “پارادورها”28 به معني مسافرخانه يا هر نوع اقامتگاه است و در گذشته اين لغت براي اتاق‌هاي كرايه اي شبانه استفاده مي‌شد كه به اغنياء و ثرومندان تعلق داشت و خدمات جانبي مثل اصطبل حيوانات نيز توسط “مسافرخانه دار” (posada) فراهم مي‌شد در سال 1926، نمايندگي توريست سلطنتي پيشنهاد داد كه مفهوم سنتي “پارادور” را مي‌توان به شبكه امكانات اقامتي در سراسر كشور تسري داد و دولت بايد مسئول ارايه تسهيلات براي توسعه هتل‌هاي اقامتي در آن مناطق شود زيرا واگذاري چنين فعاليت‌هايي به بخش خصوصي واقع‌بينانه و سودمند نبود. علاوه بر اين مقرر شد تا قلعه هاي قديمي، صومعه‌ها و قصرها در جهت توسعه “پارادورها” نقش مهم‌تري را ايفا نمايند.
اولين پارادور در رشته كوه “گردوس”29 براي گردشگراني كه به قصد شكار به منطقه مي‌آمدند، ساخته شد و از آن تاريخ زنجيره پارادورهايي كه توسط دولت اداره مي‌شوند به 86 اقامتگاه رسيده است كه 83 عدد از آن‌ها هتل و بقيه مهمانپذير يا رستوران است. از 35 بناي تاريخي كه بازسازي شده، 13 بنا قلعه هاي مربوط به قرون وسطي 8 بنا صومعه راهبه ها و بيمارستان‌ها 7 بنا متعلق به دوره “باروك”30 و قرون وسطي، 5 بنا کاخ‌هاي قديمي لردها و 2 بناي ديگر ساختمان‌هايي هستند كه در فضاي تاريخي احاطه شده‌اند. به طور كلي “پارادورها” 8500 تخت را در 4500 اتاق فراهم کرده‌اند و از سال 1990 هر ساله 2 ميليون گردشگر را جذب مي‌کنند.
2-9-1-5- گردشگري روستاي در استراليا و نيوزلند
گردشگري براي حل بسياري از معضلاتي كه روستاها با آن دست به گريبانند، بهترين گزينه محسوب مي‌شوند، اما چنانچه اين پديده به خوبي مديريت نشود موجب بروز برخي مشكلات بسيار پيچيده مي‌گردد. در واقع زماني كه روستاييان سعي مي‌کنند تعادلي بين تقاضاي گردشگري و فعاليت‌هاي كشاورزي خود ايجاد كنند به شدت دچار مشكل مي‌گردند. روستاها در موقعيتي ما بين اراضي باير و اراضي شهري به سر مي‌برند و اين مسئله محدوديت‌هايي را براي توسعه گردشگري به وجود مي‌آورد كه شهرها و مناطق شهري هرگز با آن مواجه نيستند. هم چنان مناطق روستايي بين طبيعت بكر و دست نخورده و جهان متمدن شهر يا شهرك قرار دارند كه طبيعت آن تحت كنترل درآمده است. گردشگري روستايي در استراليا عمدتاً در چشم‌اندازها و مناطق كشاورزي صورت گرفته و بر اساس بهره‌وري از طبيعت تعريف مي‌شود. رايج‌ترين گردشگري روستايي در استراليا عبارتند از گردشگري كشاورزي31 و گردشگري مزرعه32 گردشگري كشاورزي شامل فعاليت‌هاي “پذيرايي” و گذران تعطيلات در مزارع است، اما گردشگري مزرعه اي، تشكيل شده از مزارع در حال بهره برداري كه علاوه بر فعاليت‌هاي زراعي، جهت كسب درآمد مازاد به فعاليت‌هايي با اهميت گردشگري نيز مي‌پردازند.
چند مورد از محصولات گردشگري روستايي كه توسط وزارت كشاورزي و شيلات نيوزلند شرح داده شده‌اند عبارتند از:
– اقامتگاه مزرعه اي شامل جاي خواب، صبحانه و ساير وعده هاي غذايي، پذيرايي و شركت در فعاليت‌هاي متمركز در يك مزرعه سنتي ساده و بي پيرايه به طوري كه گردش گر خود را عضوي از خانواده احساس نمايد.
– هتل‌هاي روستايي، شامل جاي خواب و غذا اما مركز توجه برخي فعاليت‌هاي مربوط به مزرعه نيز است.
– واحدهاي اقامتي روستا33 شامل اتاقک‌هاي پشم چيني، انبار کاه، كلبه هاي کارگاه و… كه با تغييراتي آماده اقامت گردشگران شده‌اند.
– كمپ يا كاروان، مکان‌هاي پر جاذبه دسترسي مناسب و سايه‌بان يا سر پناه درختان و داراي تسهيلاتي براي تأمين نيازهاي گردشگران (مثل حمام، توالت و غيره)
– اقامت در هواي آزاد كه ممكن است سخت‌تر از انواع ديگر باشد و در فصول سرد تر طرفداران كمتري دارد.
فشارهاي عصبي ناشي از زندگي شهري و دور بودن از محيط زيست طبيعي تمايل به فرار از زندگي يكنواخت شهري را به وجود آورده است مناطق روستايي رهايي از اين فشارها را ممكن ساخته و فرصتي را
براي تجربه يك روش ساده تر و آرام‌تر زندگي در اختيار گردشگران قرار مي‌دهد بعد از جنگ دوم جهاني گردشگري كه موجب افزايش خود آگاهي و كمال طلبي انسان‌ها مي‌شد طرفداران بيشتري پيدا كرد. تبليغات گسترده رسانه هاي گروهي در مورد گردشگري نقش مهمي در توسعه اين پديده داشتند افزايش شناخت انسان از محيط زيست و رابطه بين انسان و محيط زندگي‌اش موجب شكل گيري “رويكرد سبز” گرديد و جاذبه هاي روستايي را به عنوان گردشگري پايدار اكولوژيكي مطرح ساخت. به موازات اين تحولات و با پيشرفت جوامع بشري و حذف موانع سياسي و اقتصادي گردشگري دسترسي به نواحي روستايي تسهيل گرديد؛ و به همين دليل امروزه تعداد مسافرت‌ها بيش از گذشته شده و اين پديده به تبعيت از افزايش درآمدها شتاب مضاعفي يافته است.
بسياري از جوامع روستايي در استراليا داراي تعاوني‌هاي روستايي هستند كه به ايجاد همكاري و ارتباط بين فعاليت‌هاي گردشگري منطقه اي مي‌پردازند. سهم گردشگري در اقتصاد استراليا حدود 5/4% توليد ناخالص داخلي در سال 2001 بوده است حدود يك سوم اين درآمدها از طريق هزينه هاي صرف شده براي غذا در رستوران‌ها، اقامت در محل خريد و شركت در کلوپ‌ها و جشن‌ها بدست آمده است البته كليه اين اقلام بخشي از اقتصاد گردشگري روستايي را شامل مي‌گردد. بدين ترتيب گردشگري قادر است اثرات مطلوبي بر اقتصاد روستاها داشته باشد.
لازم به توضيح است گردشگري مي‌تواند باعث بروز اختلاف نظرهاي اجتماعي در منطقه شود كه در نتيجه آن تنش‌هاي احتمالي در جامعه ايجاد نمايد. به خصوص در مورد توزيع درآمد اين مشكل بيشتر به چشم مي‌خورد چرا كه تنها خويشاوندان نزديك در وظايف مربوط به گردشگري به كار گرفته مي‌شوند گردشگري اثرات منفي هم دارد كه از ارزش آن به عنوان يك صفت جانبي و مكمل مي‌کاهد مسائلي مانند تابلوهاي تخريب شده زباله، رفتار نادرست، تخريب راه هاي جنگلي توسط وسائط نقليه، ترافيك فراوان، عدم رعايت حريم خصوصي اراضي، باز گذاردن درها و خلوت شكني و موارد مشابه از تبعات سوء گردشگري قلمداد مي‌گردند. يك بررسي در جوامع مناطق مرتفع جنوب استراليا در موارد اثرات سوء گردشگري، اثرات منفي زير را نشان داد:
– شلوغي منطقه (10%)
– مشكلات توقف اتومبيل (16%)
– خسارات محيط‌زيستي (10%)
– زباله/ پسماند برخورد نادرست با كاركنان بخش گردشگري (5/4%)
– مطالعه اي در منطقه ويكتوريا نشان داد كه 67% مزرعه داران از “مواجهه با مردم” به عنوان يكي از دلايل عمده آغاز حرفه گردشگري نام مي‌برند. متصديان اقامت گاه هاي مزرعه اي در نيوزيلند دريافتند كه مزاياي اجتماعي حاصل برقراري رابطه با گردشگران بسيار سودمند است. در منطقه ويكتوريا گردشگري روستايي به دو شكل انجام مي‌گرفت گردشگران داخلي كه در تعطيلات كوتاه مدت 2 تا 3 روزه به اين نواحي مي‌آيند و شمار كوچكي از گردشگران خارجي براي مدت 2 تا 30 روز در اين مکان‌ها اقامت مي‌نمودند. در سال 1994، 34% گردشگران به بازديد از نواحي و ايالات مختلف استراليا پرداختند، اما 3 منطقه بيشتر مورد توجه گردشگران قرار گرفت. گردشگران اروپايي و آمريكاي شمالي تمايل بيشتري به بازديد از مناطق داخلي استراليا داشتند در حالي که آسيايي‌ها علاقه چنداني به اين امر نشان نمي‌دادند.
منطقه سيدني در استراليا به دليل نقش مهمي كه به عنوان عمده‌ترين مقصد گردشگران در استراليا دارد، داراي بيشترين بازديد كننده است، در واقع

دورسون خواجه مي‌باشد، انجام شده است.
1-7- موانع و محدوديت
انجام اين گونه مطالعات و تحقيقات به ويژه در سطح روستا با محدوديت‌هاي خاصي مواجه است از مهم‌ترين محدوديت‌هاي اين تحقيق مي‌توان به مورد زير اشاره كرد:
– عدم وجود يا كمبود آمار و اطلاعات دقيق در مورد تعداد گردشگران بازديد كننده از منطقه
– محدوديت زماني انجام اين تحقيق و دسترسي به تعداد محدودي از گردشگران در فصل رکود گردشگري
1-8- بهرهوران تحقيق
با توجه به كاربردي بودن اين تحقيق در جهت ارائه راهكار براي توسعه گردشگري روستايي و جذب گردشگر مي‌توان مورد استفاده سازمان‌هاي ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان اردبيل و شهرستان نير و در راستاي برنامه ريزي مناسب و بهينه به منظور توسعه گردشگري مناسب با توانمندي‌هاي منطقه و جذب گردشگر متناسب با ظرفيت منطقه صورت بگيرد.
1-9- روش تحقيق
با توجه به موضوع، اهداف و فرضيه هاي اين پژوهش، اين تحقيق از نوع توصيفي- تحليلي است. به اين ترتيب در راستاي سؤالات و فرضيه هاي تحقيق، ابتدا با هدف توصيف عيني، واقعي يعني شرايطي كه در منطقه است پرداخته شده است و در مرحله بعد از روش تحليلي استفاده گرديده است. در عين حال اين تحقيق به لحاظ هدف جزو تحقيقات كاربردي است كه يافته هاي آن مي‌تواند در جهت توسعه گردشگري روستايي منطقه مورد مطالعه قابل استفاده باشد. براي تنظيم چارچوب نظري اين پژوهش از نظريات، مفاهيم مرتبط و مقالات مرتبط در رابطه با موضوع پژوهش استفاده شده است.
روش گردآوري اطلاعات، با توجه به ماهيت مطالعه تحقيق به دو صورت كتابخانه اي و ميداني بوده و با توجه به ضرورت در هر يك از مراحل تحقيق، يكي از اين دو روش و يا هر دو، مورد استفاده قرارگرفته است. در اين پژوهش براي دستيابي به اهداف مورد نظر پژوهش و جمع آوري اطلاعات مورد نياز از پرسش نامه استفاده گرديده است. پايايي پرسش نامه با استفاده از روش آلفاي کرونباخ مورد کنترل و ارزيابي قرار گرفته است. داده‌هاي بدست آمده در اين تحقيق با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و براي آزمون فرضيات از تکنيکهاي آماري T-Test و اسپيرمن استفاده شده است.
جامعه آماري مورد مطالعه در اين پژوهش شامل مردم محلي روستاهاي بخش مرکزي شهرستان نير، گردشگران و مسئولان مي‌باشد. با توجه به اينکه تعداد خانوارهاي اين بخش زياد بوده و امکان مطالعه تمام جامعه آماري ميسر نبوده، لذا از روش نمونه گيري شارل کوکران استفاده شده است. اين فرمول به صورت زير محاسبه ميشود:

n= حجم نمونه
N = حجم جمعيت آماري
t يا z = در صد خطاي معيار ضريب اطمينان قابل قبول
p = نسبتي از جمعيت فاقد صفت معين
q=1-p نسبتي از جمعيت فاقد صفت معين
d = درجه اطمينان يا دقت احتمالي مطلوب
طبق فرمول بالا حجم نمونه برابر با 374 نفر محاسبه شد ولي به دليل حجم آماري گروههاي مختلف، از مردم محلي 100 نفر، از مسئولان کل جامعه آماري 74 نفر و گردشگران 200 نفر، تصادفي انتخاب و پرسشنامه به صورت حضوري توزيع شد. مدل مورد استفاده در اين تحقيق SWOT است که با شناسايي نقاط قوت و ضعف محيط داخلي و فرصت‌ها و تهديدها به کمک ارزيابي محيط خارجي، به ارائه استراتژي‌هاي مناسب بر مبناي نقاط قوتي که ضعف‌هايش را حذف و يا کاهش و فرصت‌ها و تهديدها را به حداقل برساند، پرداخته شده است.
1-10- فرايند تحقيق
پژوهش حاضر در چهار مرحله به صورت زير انجام ميشود:
مرحله اول: اين مرحله به کليات تحقيق شامل شرح مسئله، ضرورت و اهداف پرداختن به موضوع تحقيق، فرضيات و سؤالات تحقيق و در نتيجه روششناسي و پيشينه پرداخته ميشود.
مرحله دوم: آن مباني نظري تحقيق است كه شامل بيان ديدگاه هاي دانشمندان مختلف در خصوص مباحث مرتبط با گردشگري روستايي و شامل تعاريف و مفاهيم مرتبط با گردشگري و گردشگري روستايي و انواع گردشگري و انواع گردشگري روستايي و اثرات و پي آمدهاي گردشگري روستايي است.
مرحله سوم: در اين مرحله به روششناسي تحقيق و معرفي محدوده مورد مطالعه و ويژگيهاي جغرافيايي آن از جمله ويژگيهاي طبيعي و انساني و همچنين توصيفي از وضع موجود توان‌هاي گردشگري روستايي آن پرداخته ميشود.
مرحله چهارم: در اين مرحله به يافتههاي تحقيق و چگونگي ارزيابي دادهها و اطلاعات بدست آمده و همچنين آزمون فرضيات و بحث و نتيجهگيري پرداخته ميشود (شکل 1-1).
نمودار (‏1-1) نمودار فرايند پژوهش حاضر

مراحل فوق مشتمل بر مرور ادبيات تحقيق و تدوين چهارچوب نظري، ليست شاخصهاي مربوطه، جمع آوري دادهها و اطلاعات، مقايسه تطبيقي وضعيت همکاري شهروندان و نحوه توجه مديريت شهري به مسئله رويکرد اجتماع محور ميباشد. اصلي‌ترين مراکز اطلاعاتي اين تحقيق شامل: نهادهاي علمي و تحقيقاتي، شهرداريها، سالنامههاي آماري و سرشماريهاي عمومي نفوس و مسکن، اطلاعات رسمي ادارات و سازمان‌هاي مربوطه، شبکه جهاني اينترنت و منابع معتبر آماري ملي و بينالمللي است.
1-11- مسائل، مشکلات و محدوديت‌هاي تحقيق
در طي مراحل تحقيق همواره يکسري مشکلات، محدوديتها و تنگناها بر سر راه قرار داشتند که اهم آن‌ها به شرح زير ميباشند:
– نبود آمار و ارقام در زمينههاي مختلف مربوط به موضوع؛
– ناقص بودن برخي از آمارها و ارقام و بعضاً عدم هم‌خواني آمار يک موضوع واحد در سازمانها و ادارات مختلف؛
– همکاري ضعيف يا بعضاً عدم همکاري بعضي
از مسئولان در تعدادي از ارگانها.

فصل دوم:
پيشينه و مباني نظري تحقيق

2- فصل دوم: پيشينه و مباني نظري تحقيق
در فصل دوم پايان نامه، محقق به بررسي و مرور ادبيات تحقيق مي‌پردازد، هر تحقيق و مطالعه اي گذشته اي دارد و مباحث گوناگوني در آن حوزه ارائه گرديده است. بخشي از اين مباحث به صورت تئوريك و نظري‌اند و برخي ديگر مطالعات تجربي هستند كه در آن حوزه انجام گرفته‌اند. محقق به هنگام بررسي ديدگاه‌ها و نظريه‌ها، بايد تلاش كند تا از ميان کتاب‌ها، گزارش‌هاي تحقيقاتي، مقاله‌ها و مطالعه‌هايي كه در گذشته در خصوص موضوع مورد نظر انجام گرفته، به جمع آوري ديدگاه‌ها و نظريه هاي مطرح در آن حوزه پرداخته و آن‌ها را به دقت مورد مطالعه قرار دهد. هنر محقق در اين است كه به جاي بررسي و مطالعه پراكنده اين ديدگاه‌ها، به دسته بندي و طبقه بندي آن‌ها بپردازد. در هنگام بررسي مطالعات تجربي انجام شده پيرامون موضوع تحقيق، محقق مجدداً به مطالعه و بررسي مقالات، گزارش‌ها، پايان نامه‌ها و تحقيقاتي كه به صورت تجربي در حوزه موضوع مورد مطالعه انجام گرفته است، پرداخته و اطلاعات مورد نياز را جمع آوري مي‌نمايد. تحقيقات پيشين در زمينه موضوع مورد نياز مي‌تواند منبع با ارزشي در هدايت تحقيق و تهيه پرسش نامه باشد. در اين فصل از پايان نامه به بررسي ديدگاه دانشمندان مختلف در خصوص مباحث مرتبط با توريسم (گردشگري) روستايي پرداخته شده است. اين مباحث شامل: تعاريف و مفاهيم مرتبط با گردشگري روستايي، انواع گردشگري روستايي، پيشينه تاريخي گردشگري روستايي، كاربرد گردشگري روستايي در برخي كشورها، اثرات و پي آمدهاي گردشگري در نواحي روستايي مي‌باشند و در انتهاي اين فصل به بررسي مطالعات تجربي انجام شده پيرامون موضوع تحقيق پرداخته شده است.
2-1- گردشگري روستايي
در حال حاضر انسان متمدن امروزي که از فشارهاي گوناگون شهرنشيني صنعتي و ماشيني شدن زندگي رنج ميبرد، تمايل فزاينده‌اي براي روي آوردن به آرامش طبيعي و ظرافت‌هاي فرهنگي جوامع روستايي دارد. گسترش خطوط حمل‌ونقل دريايي، زميني و هوايي بين مناطق مختلف روستايي و شهري جهان و هم چنين شکل‌گيري و گسترش سازمان‌هاي ارائه‌دهنده خدمات به گردشگران از عوامل عمده براي رونق گرفتن گردشگري روستايي به شمار مي‌آيد. خوشبختانه مناطق روستايي ايران از تنوع وسيع فرهنگي، آداب و رسوم و منابع طبيعي برخوردارند که آن‌ها را به منابع بسيار جذاب براي گردشگران تبديل کرده است. از لحاظ مفهومي به نظر ساده مي‌آيد که گردشگري روستايي را به عنوان گردشگري که مناطق روستايي را در بر مي‌گيرد تعريف کنيم. ولي اين تعريف نمي‌تواند شامل مجموعه‌اي از فعاليت‌ها و اشکال متنوع مديريتي و نهادهاي توسعه‌يافته تر کشورهاي مختلفي شود که در ارتباط با صنعت گردشگري فعاليت مي‌کنند. در اين قسمت به بيان تعاريف متعددي از گردشگران روستايي و پس از آن به بيان مفاهيم مرتبط با انواع گردشگري روستايي و اثرات مثبت و منفي توسعه گردشگري روستايي پرداخته مي‌شود.
2-2- تعريف گردشگري روستايي
با توجه به اينکه گردشگري روستايي مي‌تواند در برگيرنده گستره وسيعي از گونه‌هاي مختلف گردشگري باشد، مي‌توان تعاريف متعددي از گردشگري روستايي ارائه داد. “گردشگري روستايي عبارت از فعاليت‌ها و گونه‌هاي مختلف گردشگري در محيط‌هاي مختلف روستايي و پيرامون آن‌ها که دربردارنده آثار (مثبت- منفي) براي محيط زيست روستا (انساني- طبيعي) است. بديهي است اين‌چنين برداشتي از گردشگري روستايي مي‌تواند زمينه‌هاي مختلف فعاليت‌هاي گردشگري چون: سکونتگاه‌ها، رويدادها، جشنواره‌ها، ورزش‌ها و تفريحات گوناگون را در بر گيرد که در محيط روستا شکل مي‌گيرند. در اين بين شرايطي طبيعي، مورفولوژيکي و اقليمي همراه با ساختارهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي محيط روستا اشکال گوناگون و متنوعي از روستاها را به وجود مي‌آورند که هر کدام به لحاظ فيزيکي، تيپ معماري، نوع مسکن، الگوي سکونت، نوع معيشت، آداب و رسوم و سنت‌ها از يکديگر متمايز مي‌شوند. اين وجه تمايز و وجوه مختلف روستاها خود خالق جاذبه‌هايي است که گردشگران روستايي را به بازديد از اين مناطق علاقمند و آن‌ها را هراز گاهي به مسافرت به اين مناطق وامي‌دارد.
به طور کلي گردشگري روستايي را مي‌توان از دو ديدگاه مختلف مورد توجه قرار داد. از يک سو محيط‌هاي روستايي و پيرامون آن‌ها اين فرصت را مهيا مي‌کنند تا گردشگران فارغ از هياهوي شهري و سيطره تکنولوژي در بطن سنتي روستا زماني را به فراغت بگذرانند و از ديگر سو، در کنار آن اقتصاد روستايي وابسته به زمين مي‌تواند راه‌هاي تنفس ديگري را تجربه کند. اصطلاح جهانگردي روستايي اغلب به جاي مقوله هاي ديگري مانند جهانگردي بوم زيست1، جهانگردي سبز 2 يا جهانگردي طبيعت بکار مي‌رود (1991: Whelan) در بعضي موارد، اين به معني آن است که جهانگردي روستايي با فعاليت‌ها يا محل‌هاي مشخص برابر انگاشته مي‌شود در حالي که در ديگر موارد جهانگردي روستايي اغلب به عنوان رويکردي عام و جامع‌تر براي توسعه و ترويج جهانگردي تلقي مي‌شود. براي مثال در قبرس سازمان جهانگردي قبرس (CTO) براي حمايت از توسعه اجتماعي و اقتصادي مناطق دور از دريا که از گسترش سريع جهانگردي سنتي ساحلي سودي نبرده‌اند فعالانه به ترويج جهانگردي کشاورزي پرداخته است.
گردشگري روستايي شامل هر نوع
فعاليت تفريحي و گذران اوقات فراغت است. با دريافت خدماتي از قبيل غذا، محل اقامت و محصولات محلي از ساکنان محلي در مکاني که از نظر قوانين و مقررات جاري کشور يا از نظر ماهيت اقتصادي و فرهنگي روستا محسوب مي‌شود (افتخاري و قادري، 27:1381). نکته حائز اهميت آنکه گردشگري روستايي صرفاً به گردشگري کشاورزي، گردشگري سبز و جهانگردي بومي زيستي و… محدود نمي‌شود زيرا مناطق روستايي بعضاً واجد ارزش‌هاي فراوان تاريخي و فرهنگي و… نيز هستند بنابراين گردشگري‌هاي ديگر نيز مي‌تواند فضاي مناطق روستايي را در بر گيرد مثل گردشگري فرهنگي، گردشگري تاريخي، گردشگري مذهبي و … يکي از انواع گردشگري که ارتباطات تنگاتنگي با گردشگري روستايي دارد گردشگري عشايري است که به طور خلاصه در مورد آن توضيح داده مي‌شود.
2-2-1- گردشگري عشايري (يک الگوي فضايي)
يکي از انواع گردشگري که در ارتباط تنگاتنگ محيطي، اجتماعي و فرهنگي و حتي اقتصادي با روستا و پيرامون آن است و به نوعي مکمل گردشگري روستايي محسوب مي‌شود، گردشگري عشايري است. در عصر پسامدرنيسم، گردشگران ماجراجو و جستجوگر و برخوردار از حس دلتنگي تاريخي و باستاني، رو به گروه‌هاي ايلي و عشايري آورده‌اند و بدين ترتيب يکي ديگر از گونه هاي گردشگري عصر مدرنيسم شکل گرفته است. تجزيه و تحليل گردشگري پيرامون هر فضاي جغرافيايي در روندي از تطبيق پذيري جاذبه‌ها، سکونتگاه‌ها و تسهيلات مورد نياز، انجام مي‌گيرد. در اين نگرش، فضاي جغرافيايي وابسته به جرياني دو سويه است: در يک سو شناخت گردشگري و تقاضاهاي موجود در بازار و در سوي ديگر درک و سنجشي ژرفانگر پيرامون فضاي مربوط قرار دارد. از اين رو بررسي قابليت‌هاي گردشگري در مناطق عشايري وابسته به تجزيه و تحليل يک الگوي فضايي گردشگري است. بر اين مبنا مي‌توان گردشگري را در مناطق عشايري در دو بعد به هم پيوسته از پهنه فرهنگي و چشم انداز فرهنگي تجزيه و تحليل کرد. گردشگري و فضامندي آن (باز توليد فضاي عملکردي گردشگري) در روندي از انگيزه هاي فرهنگي، تقاضا براي چشم اندازهاي فرهنگي متفاوت را پيرامون شيوه زندگي کوچ نشيني شکل مي‌دهد. اين گونه شناسي فضايي در پي درک اصالت ميراث انساني در زندگي کوچ نشيني است. اصالت موجود در اين ميان وابسته به يک فضاي معنوي به يادگار مانده از گذشته باستاني زندگي انسان است. بر اين مبنا گردشگري عشايري جستجوي نهايي يکپارچه و وحدتي ساختاري در زندگي روزمره انسان است (پاپلي يزدي، سقايي، 35:1382). در شکل (2-3) مدلي از گردشگري عشايري آمده است.

شکل (‏2-1) مدل مفهومي از گردشگري عشايري
2-3- قلمرو گردشگري روستايي
تعريف سازمان همکاري‌هاي اقتصادي و توسعه2 از نواحي روستايي، مشخص کردن قلمرو جهانگردي روستايي را تا حدي دشوار مي‌نمايد. بر اساس تعريف اين سازمان، نواحي روستايي شامل مردم، زمين و ديگر منابع موجود در حومه شهر و مسکن‌هاي کوچکي مي‌شود که در خارج از دايره تأثير اقتصادي بلافصل مراکز شهري قرار دارند (رحيمي، 230:1381). بر اساس اين تعريف، فعاليت‌هاي تفريحي جهانگردان در مناطق حومه شهر مترادف با جهانگردي روستايي نيست. به عبارت ديگر بعضي از فعاليت‌هاي جهانگردي مانند ايجاد پارک‌ها يا شهرهاي بازي با جهانگردي روستايي رابطه اندکي دارند يا اين که با محيط روستايي تفاوتي آشکار دارند (1994 lane:1994 clarket). در جدول (2-3) فعاليت‌هايي که در حومه شهرها انجام مي‌گيرد بدان ها اشاره شده است.
جدول (‏2-1(گستره فعاليت‌هاي تفريحي جهانگردي در حومه شهر
رديف
نوع گردشگري
فعالي

ه تکمیل شده در طی همان روز از واحد های مورد پژوهش جمع آوری شد. مدت زمان تقریبی تکمیل پرسشنامه توسط هر کدام از واحد های مورد پژوهش 5 دقیقه بود. جمع آوری داده ها به مدت یک ماه از 28 فروردین ماه تا 28 اردیبهشت ماه 1393 انجام گرفت.
روش تجزیه و تحلیل داده ها:
یافته های پژوهش بر حسب نوع متغیر ها، کمی و کیفی می باشند. بدین ترتیب که متغیر های سن و شاخص توده بدنی (وزن و قد) به صورت متغیر “کمی-پیوسته” و متغیر سال تحصیلی به صورت متغیر “کمی-گسسته” در نظر گرفته شدند. متغیر های جنس، وضعیت تأهل، رشته تحصیلی، شغل پدر، شغل مادر، محل سکونت از نوع “کیفی اسمی” و متوسط درآمد ماهیانه خانواده تحصیلات پدر و مادر از نوع “کیفی رتبه ای” می‌باشند. متغیر اصلی این پژوهش، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت می‌باشد که جزء متغیرهای “کمی پیوسته” می‌باشد.
در ابزار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، پاسخ به سؤالات بر اساس مقیاس لیکرت چهارگزینه ای (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) می‌باشد که به ترتیب از 1 تا 4 نمره داده شد. بنابراین دامنه نمرات بین 208-52 بود.
جهت تجزیه و تحلیل، داده های جمع آوری شده پس از کد گذاری وارد نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 شده و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور دسته بندی و خلاصه نمودن داده ها از آمار توصیفی مانند جدول توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار استفاده شد. جهت انجام آزمون های استنباطی ابتدا با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف مشخص شد که داده ها از توزیع نرمال پیروی می‌کنند یا نه. سپس جداول توافقی تنظیم گردید و برای میانگین و انحراف معیار متغیر های اصلی و عوامل فردی – اجتماعی در صورت نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون های آماری t test و ANOVA و در صورت غیر نرمال بودن داده ها از آزمون های نان پارامتریک کروسکال والیس و من ویتنی یو استفاده شد. همچنین بین متغیر های اصلی و دموگرافیک با استفاده از رگرسیون چندگانه بررسی گردید. متغیر اصلی این پژوهش، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت به عنوان متغیر وابسته و عوامل فردی – اجتماعی به عنوان متغیر های مستقل مطرح بودند. سطح معنی داری در همه‌ی آزمون ها 05/0 در نظر گرفته شد.

ملاحظات اخلاقی:
کسب اجازه از معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی گیلان و کمیته اخلاق جهت اجرای پژوهش
کسب اجازه از رؤسای محترم دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه گیلان
ارائه توضیحات لازم به دانشجویان جهت اختیاری بودن شرکت در مطالعه
معرفی پژوهشگر به صورت رسمی و کتبی به مسئولین محیط های پژوهش و توضیح اهداف پژوهش
اختیاری بودن نمونه های پژوهش جهت شرکت در پژوهش
بیان این نکته که در صورت تمایل و درخواست مسئولین محیط های پژوهش و یا نمونه های مورد پژوهش، خلاصه ی نتایج این تحقیق در اختیارشان قرار خواهد گرفت.
دادن اطیمنان به واحد های مورد پژوهش جهت محرمانه ماندن اطلاعات شخصی و عدم ذکر نام و نام خانوادگی در پرسشنامه
تشکر و قدردانی از تمامی افراد شرکت کننده در پژوهش

یافته های پژوهش:
در این فصل یافته های پژوهش و تجزیه و تحلیل آماری در قالب جداول با توجه به اهداف پژوهش تنظیم شده است.
جداول شماره 1 تا 3 مربوط به توزیع فراوانی عوامل فردی اجتماعی واحد های مورد پژوهش شامل دانشکده های محل تحصیل، جنس، سال تحصیلی، وضعیت تأهل، شغل پدر، شغل مادر، تحصیلات پدر، تحصیلات مادر، محل سکونت، میزان درآمد ماهیانه خانواده، سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی می باشد.
جدول شماره 4 در ارتباط با هدف اول و دوم پژوهش” تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های علوم پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی و تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های غیر پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی ” تنظیم شده است و نشان دهنده مجموع میانگین نمره و انحراف معیار رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت واحدهای مورد پژوهش برحسب مشخصات فردی و اجتماعی می باشد.
جدول شماره 5 در ارتباط با هدف اول و دوم پژوهش” تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های علوم پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی و تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های غیر پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی ” تنظیم شده است و نشان دهنده وضعیت ابعاد رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در واحد های مورد پژوهش می باشد.
جداول 6 تا 11 در ارتباط با اهداف 6-1 هدف ویژه 1 ” تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های علوم پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی در حیطه های فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس” و نیز در ارتباط با اهداف 6-2 هدف ویژه 2 “تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های غیر علوم پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی در حیطه های فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس” تنظیم شده است و نشان دهنده میانگین و انحراف معیار واحدهای مورد پژوهش بر حسب وضعیت فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس
می باشد.
جدول شماره 12 در ارتباط با هدف سوم پژوهش” مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان رشته های علوم پزشکی و غیر پزشکی گیلان با کنترل مشخصات فردی و اجتماعی ” تنظیم شده است و نشان دهنده توزیع نرمال سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت می باشد.
جداول شماره 13 تا 18 در ارتباط با هدف سوم پژوهش ” مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان رشته های علوم پزشکی و غیر پزشکی گیلان با کنترل مشخصات فردی و اجتماعی” تنظیم شده است و نشان دهنده مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در حیطه های وضعیت فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس در دانشگاه های علوم پزشکی و دانشگاه گیلان می باشد.
جدول شماره 19 در ارتباط با هدف سوم پژوهش ” مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان رشته های علوم پزشکی و غیر پزشکی گیلان با کنترل مشخصات فردی و اجتماعی ” تنظیم شده است و نشان دهنده میانگین و انحراف معیار بعد کلی سبک زندگی سلامت در دو جامعه مورد مطالعه می باشد.
جدول شماره 20 به ارتباط ابعاد سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت با عوامل فردی و اجتماعی بر اساس مدل لوجستیک رگرسیون چندگانه می پردازد.

جدول شماره 1: توزیع فراوانی واحدهای مورد پژوهش بر حسب دانشکده های محل تحصیل
فراوانی
دانشگاه(دانشکده)

تعداد
درصد
پزشکی

دانشگاه علوم پزشکی گیلان
122
2/9
دندانپزشکی

23
7/1
بهداشت

37
8/2
پرستاری و مامایی رشت

66
5
پرستاری و مامایی لنگرود

23
7/1
پیراپزشکی لنگرود

63
8/4
جمع

334
3/25
ادبیات وعلوم انسانی

دانشگاه گیلان

290
22
علوم پایه

153
6/11
منابع طبیعی

51
9/3
علوم کشاورزی

89
7/6
تربیت بدنی و علوم ورزشی

49
7/3
فنی و مهندسی

254
3/19
معماری و هنر

53
4
علوم ریاضی

46
5/3
جمع
985
7/74
جمع کل
1319
100

جدول فوق نشان می دهد که اکثر واحدهای مورد پژوهش دانشگاه علوم پزشکی گیلان در دانشکده پزشکی (2/9 درصد) و دانشگاه گیلان در دانشکده ادبیات و علوم انسانی (22 درصد)مشغول به تحصیل بودند.

جدول شماره 2: توزیع فراوانی واحدهای مورد پژوهش بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی

درصد
تعداد
فراوانی
مشخصات فردی و اجتماعی
5/57
758
مونث
جنسیت

5/42
561
مذکر

100
1319

جمع
3/67
888
سوم
سال تحصیلی
7/32
431
چهارم

100
1319

جمع
6/91
1208
مجرد
وضعیت تأهل

4/8
111
متاهل

100
1319

جمع
2/38
504
کارمند

شغل پدر
8/5
76
کارگر

6/40
536
آزاد

3/3
43
بیکار

1/12
160
سایر

100
1319

جمع
5/14
191
کارمند

شغل مادر
4/0
5
کارگر

8/2
37
آزاد

4/80
1060
خانه دار

100
1319

جمع

3/4
57
بیسواد

تحصیلات پدر
3/22
294
زیر دیپلم

43
567
دیپلم

3/30
400
دانشگاهی

100
1319

جمع
2/9
122
بیسواد

تحصیلات مادر
9/29
395
زیر دیپلم

9/44
592
دیپلم

9/15
210
دانشگاهی

100
1319

جمع
7/50
669
با خانواده

محل سکونت

1/1
14
منزل اقوام و دوستان

5/42
560
خوابگاه

8/5
76
خانه مجردی

100
1319

جمع
7/12
167
زیر 500 هزار تومان

میزان درآمد ماهیانه خانواده
2/41
543
بین پانصد هزارتومان تا یک میلیون

2/46
609
بالاتر از یک میلیون

100
1319

جمع
ادامه جدول شماره 2 …

جدول فوق (شماره 2)نشان می دهد که اکثر واحدهای مورد پژوهش مؤنث( 5/57 درصد)، مجرد (6/91 درصد) و در سال سوم تحصیلی(3/67 درصد) مشغول به تحصیل بودند. شغل پدرشان آزاد ( 6/40 درصد) و مادران شان خانه دار (4/80 درصد) بود،تحصیلات پدر(43 درصد) و مادر (9/44 درصد) دیپلم و اکثراً همراه با خانواده شان (7/50 درصد) زندگی می کردند و میزان در آمد ماهیانه خانواده (2/46 درصد) نیز بالاتر از یک میلیون بود.
جدول شماره 3: میانگین و انحراف معیار متغیر های کمی واحدهای مورد پژوهش
بیشترین مقدار
کمترین مقدار
میانگین و انحراف معیار
مشخصات فردی و اجتماعی
33
20
61/1± 75/21
سن(سال)
210
148
35/9± 89/170
قد(سانتی متر)
115
40
94/11± 41/65
وزن(کیلوگرم)
09/38
34/11
10/3± 30/22
شاخص توده بدنی(BMI)
فراوانی

درصد
تعداد

3/8
109

زیر 5/18: لاغر

2/72
952

9/24-5/ 18: طبیعی

4/16
216

9/29-25: اضافه وزن

7/1
22

30 و بالاتر: چاق

5/1
20

عدم پاسخگویی
100
1319

جمع

جدول فوق نشان می دهد که واحدهای های مورد پژوهش در محدوده سنی 61/1± 75/21 قرار گرفته بودند. میانگین شاخص توده بدنی 10/3±30/22 بود که بر اساس تقسیم بندی وضعیت BMI، اکثریت (2/72 درصد) دارای شاخص توده بدنی طبیعی بودند.

جدول شماره 4: مقایسه میانگین و انحراف معیار نمره رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی

آزمون آنالیز
واریانس یکطرفه
نمره رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت
مشخصات فردی اج
تماعی

انحراف معیار
میانگین

df=1
F=5/347
P0/021
47/18
44/129
مؤنث

جنسیت

91/18
04/127
مذکر

df=1
F=2/569
P0/109
30/18
85/127
سوم

سال تحصیلی

43/19
60/129
چهارم

df=1
F=2/248
P0/134
60/18
19/128
مجرد

تأهل

57/19
96/130
متأهل

df=3
F=5/887
P0/001
06/17
12/123
بیسواد

تحصیلات پدر

90/17
41/125
زیر دیپلم

53/18
08/129
دیپلم

35/19
42/132
دانشگاهی

df=3
F=5/898
P0/001
07/16
80/121
بیسواد

تحصیلات مادر

94/18
78/128
زیر دیپلم

41/18
97/128
دیپلم

74/19
02/130
دانشگاهی

df=3
F=3/073
P0/027
09/19
87/129
خانواده

محل سکونت

87/12
29/129
منزل اقوام و دوستان

11/18
10/127
خوابگاه

43/19

16/125
خانه مجردی

df=2
F=19/129
P0/000
12/17
49/120
زیر 500 هزار تومان
میزان درآمد خانواده

16/18
59/128
500 هزار تا یک میلیون

02/19
44/130
بالاتر از یک میلیون

df=1
F=1/830
P0/176
74/19
02/130
خانه دار
شغل مادر

48/18
12/128
غیر خانه دار

df=3
F=2/701
P0/044
52/19
75/129
کارمند
شغل پدر

48/19
82/123
کارگر

72/17
28/128
آزاد

54/18
20/127
سایر

ادامه جدول شماره 4

ی واحد های مورد پژوهش 30/2 ± 44/20 با دامنه 27 – 18 سال بود. 5/95 درصد و 4/94 درصد از دانشجویان هیچگونه سابقه استعمال دخانیات و مصرف مواد مخدر را گزارش نکرده بودند. همچنین 9/65 درصد از شرکت کنندگان در پاسخ به سؤال “آیا شما در موضوعات مرتبط با سلامتی الگوی مناسب برای دیگران هستید؟” گزینه بله را انتخاب کردند. میانگین شاخص توده بدنی افراد 18/3 ± 17/21 بود. نمره میانگین ابزارHPLP 2 ، 36/0 ± 41/2 بود. برای تعیین بیشترین و کمترین خرده مقیاس ها از آزمون آنووا استفاده شد. نتایج این آزمون نشان داد که میانگین اختلاف خرده مقیاس ها از نظر آماری معنا دار بود ((p 0/001. سپس از آزمون کمترین اختلاف معنی دار برای مقایسه جفت52 استفاده شد که اختلاف معنی داری را بین همه خرده مقیاس ها (001/0p) به غیر از حیطه های رشد معنوی (54/0±80/2) و روابط بین فردی(46/0±79/2)، ( 75/0p=) بود. نتایج نشان داد که بیشترین نمره به حیطه های رشد معنوی و روابط بین فردی و کمترین نمره به حیطه فعالیت جسمانی مربوط می شد. در این مطالعه، پژوهشگران معتقدند که دانشجویان بدون شک نیروهای کار هر کشوری محسوب شده و بنابراین وضعیت سلامتی فعلی آن ها می تواند وضعیت بهداشتی آتی آنان و در نتیجه سلامت آینده کشور را تحت تاثیر قرار دهد. نتایج این مطالعه نشان داد که دانشجویان سبک زندگی نامطلوبی داشتند. این موضوع نشان می دهد که واحدهای مورد پژوهش و شاید سایر دانشجویان ایرانی نیاز به توجه ویژه به رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت داشته باشند. یکی از حیطه های نگران کننده سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان، فعالیت جسمانی بود که کمترین نمره را در این مطالعه به خود اختصاص داد. بنابراین توجه ویژه به این مقوله حیاتی به نظر می رسد. از این رو، امکانات ورزشی بیشتر بایستی برای این قشر فراهم شود و برنامه های آموزشی ویژه ای در خصوص ورزش و فعالیت های جسمانی بایستی طراحی شود تا دانش و نگرش دانشجویان در این حیطه مهم از رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت افزایش یابد(49).
از این رو عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت از اهمیت فراوانی برخوردار است که در مطالعه پکر و برمک53 با عنوان عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان جدیدالورود رشته دندانپزشکی در دانشگاه استانبول به آن توجه شده است. این پژوهش، یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بود که بر روی 111 نفر انجام شد. داده ها به وسیله نمونه گیری آسان جمع آوری شد. قبل از تکمیل پرسشنامه، اهداف پژوهش، مشارکت اختیاری در انجام پژوهش و محرمانه بودن اطلاعات بازگو و رضایت آگاهانه از افراد کسب شد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای استفاده شد که مشتمل بر دو بخش: بخش اول مشخصات فردی و اجتماعی(جنس، سن، محل سکونت، درآمد ماهیانه خانواده) و بخش دوم شامل پرسشنامه های؛ نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، مقیاس ارزش سلامتی، مقیاس خودکارآمدی عمومی ، مقیاس استرس درک شده و مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی درک شده بود.
ابزار نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت(HPLP2)، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی دانشجویان را می سنجید. این ابزار شامل 52 عبارت که شش زیر مقیاس: مسئولیت پذیری سلامتی، رشد معنوی، فعالیت جسمانی، روابط بین فردی، عادات تغذیه ای و مدیریت استرس را شامل می شد. پاسخگویی با مقیاس چهار گزینه ای لیکرت با دامنه 1 (هرگز) تا 4 (همیشه) انجام شد. امتیاز ابزار از طریق محاسبه میانگین پاسخ افراد به 52 سوال تعیین گردید. همچنین نمره زیرمقیاس ها با محاسبه میانگین پاسخ افراد انجام شد. ضریب آلفای این ابزار در این پژوهش، 89/0 بود. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 15 انجام شد. از آزمون های آماری توصیفی(درصد، میانگین، انحراف معیار، کمینه و بیشینه) برای محاسبه مشخصات فردی و اجتماعی و ابزار HPLP2 استفاده شد. نمرات بر شش زیرمقیاس و نمره کلی بر ابزار HPLP2، متغیر های پیوسته بودند. آزمون اسمیرنوف کولموگروف54 مشخص کرد که همه نمرات ابزارHPLP2، توزیع نرمالی داشتند. از آزمون تی مستقل برای تعیین هر نوع اختلاف بین جنس و محل سکونت انجام شد. ارتباط بین ابزارHPLP2 و عوامل تعدیل کننده(سن، محل سکونت، درآمد ماهیانه خانواده، حمایت اجتماعی درک شده و استرس درک شده) و عوامل شناختی ادراکی(ارزش سلامتی و خودکارآمدی درک شده) با آزمون همبستگی پیرسون انجام گردید.
از مجموع 165 دانشجو، 129 نفر(78 درصد)، پرسشنامه تحقیق را تکمیل کردند که 18 نفر به علت عدم تکمیل مشخصات فردی اجتماعی از ادامه تحقیق کنار گذاشته شدند. در آخر، 111 نفر وارد مطالعه شدند. از این تعداد، 56 نفر(5/50 درصد) مذکر و 55 نفر(5/49 درصد) مونث بودند. میانگین سنی افراد 89/0±43/19 و دامنه سنی آنها 18 تا 22 سال بود. صد درصد دانشجویان مجرد، میانگین درآمد خانواده ماهیانه 1523 دلار، 59 درصد(65 نفر) همراه با خانواده و 41 درصد (46 نفر) در خوابگاه ها و آپارتمان ها با دوستان شان زندگی می کردند.
میانگین نمره کلی ابزار HPLP2 برابر با 49/2 (دامنه=27/3-60/1 ، انحراف معیار=32/0) نشان دهنده سطح متوسط سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی در این دانشجویان بود. بالاترین نمره مربوط به زیر مقیاس رشد معنوی(میانگین=03/3، انحراف معیار 41/0 )، کمترین نمره را زیر مقیاس مسئولیت پذیری سلامتی(میانگین=12/2، انحراف معیار 48/0 )به خود اختصاص داد. نتایج این پژوهش، اختلاف آماری معنی داری را بین نمره کلی ابزار و جنس شرکت کنندگان نشان نداد. بین زیر مقیاس های رشد معنوی( P˂0/05) و فعالیت جسمانی(P˂0/05) اختلاف معنی داری وج
ود داشت. مردان در مقایسه با زنان، فعالیت جسمانی بیشتری را انجام می دادند. زنان نسبت به مردان در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی، بیشترین نمره را کسب کردند. بین نمره کلی ابزار و نمره های زیر مقیاس ها بر حسب محل سکونت و سن، اختلاف معنی داری یافت نشد. بین متغیر درآمد ماهیانه خانواده و زیر مقیاس فعالیت جسمانی ارتباط معنی داری وجود داشت(r=0/23, P˂0/05).
نتایج این پژوهش نشان داد که دانشجویان سال اول دندانپزشکی، کمترین نمره را در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی کسب کردند. این قضیه بازگو کننده کم توجهی برنامه های ارتقاء سلامت مدارس برای توسعه مهارت های حفظ و ارتقای سلامت دانشجویان و همچنین برای کاهش رفتارهای مخاطره آمیز بهداشتی در سطوح آموزشی بالاتر می باشد. دختران نسبت به پسران مسئولیت پذیری سلامتی بیشتری داشتند. پسران فعالیت جسمانی بیشتری در مقایسه با دختران داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد که خودکارآمدی درک شده، قوی ترین پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان می باشد. که حاکی از آن است دانشجویانی که سطح خودکارآمدی بیشتری داشتند تمایل بیشتری برای انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی دارند(10).
سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در کاهش اضطراب دانشجویان موثر می باشد لذا توجه به این امر و فراهم نمودن تمهیداتی برای ارتقاء آن در مطالعه نوروزی نیا و همکاران با هدف تعیین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و همبستگی آن با میزان اضطراب و برخی مشخصات جمعیت شناسی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی البرز توصیف شده است. این مطالعه توصیفی-همبستگی، 160 دانشجو با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند که از این تعداد، 151 نفر پرسشنامه ها را تکمیل و عودت دادند. معیار ورود به مطالعه، اشتغال دانشجو در زمان تحقیق و تمایل دانشجو به شرکت در مطالعه بود. ابزار این پژوهش شامل سه بخش بود، بخش اول، مشخصات جمعیت شناسی(جنس، بومی بودن، مطالعه کتب غیر درسی، وضعیت اقتصادی اجتماعی، محل زندگی دانشجو، وضعیت تأهل و میزان اضطراب)، بخش دوم، سیاهه اضطراب اشپیل برگر و بخش سوم، پرسشنامه 52 سؤالی نیمرخ سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بود که رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت را در شش حیطه مسئولیت پذیری سلامتی، فعالیت جسمانی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، مدیریت استرس و روابط بین فردی میسنجید که به صورت مقیاس چهار گزینه ای لیکرت (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) نمره دهی شد. محدوده نمره کل ابزار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بین 208-52 بود و برای هر بعد نمره جداگانه قابل محاسبه بود. ضریب آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه 92/0 بدست آمد که میزان پایایی این پرسشنامه را در حد بسیار مطلوب نشان داد. پژوهشگران جهت جمع آوری داده ها، به صورت حضوری به دانشجویان مراجعه و پس از بیان هدف از انجام پژوهش و اطمینان از محرمانه ماندن اطلاعات و با رضایت کامل دانشجو، پرسشنامه جهت تکمیل در اختیار آن ها قرار داده شد. داده ها وارد نرم افزار spss نسخه 18 شد و با استفاده از آزمون های آنالیز واریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان پاسخ دهی به سؤالات 4/94 درصد بود. 8/74 درصد (113 نفر) مؤنث، 7/88 درصد (133 نفر) مجرد بودند. 3/56 درصد (85 نفر) در مقطع کاردانی و 7/43 درصد (66 نفر) در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند. 68 درصد(102 نفر) با خانواده، 3/29 درصد (44 نفر) در خوابگاه و 6/2 درصد (4 نفر) با دوستان خود زندگی میکردند. 51 درصد (77 نفر) مطالعه غیر درسی داشتند. 54 درصد (79 نفر) وضعیت اقتصادی اجتماعی متوسط تا خوب داشتند. 4/91 درصد (128 نفر) بیکار و 3/48 درصد (73 نفر) بومی بودند. هیچکدام از واحد های پژوهش کشیدن سیگار را گزارش نکردند. میانگین و انحراف معیار شاخص کلی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت (41/0 ± 56/2) بود. بالاترین نمره کسب شده در حیطه رشد معنوی (99/2) و کمترین آن در حیطه فعالیت جسمانی(16/2) بود. نتایج مطالعه بر اساس آنالیز واریانس چند متغیره نشان داد که بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و متغیر های جنس، بومی بودن، مطالعه غیر درسی، محل سکونت فعلی دانشجو و میزان اضطراب همبستگی معنی داری وجود داشت و با وضعیت اقتصادی اجتماعی و وضعیت تأهل ارتباط معنی داری یافت نشد. در حیطه عادات تغذیه ای میانگین نمره دختران بیشتر از پسران بود و اختلاف آماری معنی داری بین دو جنس مشاهده شد (p0/001). در حیطه فعالیت جسمانی نمره دختران کمتر از پسران بود و تفاوت آماری بین دو جنس معنی دار بود (p=0/001). میانگین نمره دختران در مقایسه با پسران در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی بیشتر بود و از نظر آماری معنی دار نبود(p=0/021). در حیطه مدیریت استرس دانشجویانی که مطالعه غیر درسی داشتند، میانگین نمره بیشتری کسب کردند و اختلاف بین دو گروه هم، معنی دار بود(p=0/002). در حیطه روابط بین فردی میانگین نمره دختران بالاتر از پسران بود و اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد. در حیطه رشد معنوی میانگین نمره پسران بیشتر از دختران بود، اما اختلاف معنی داری وجود نداشت. یافته های این مطالعه نشان داد که دانشجویان در حیطه های رشد معنوی و روابط بین فردی وضعیت مطلوب داشتند و در حیطه های فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری سلامتی و عادات تغذیه ای دارای وضعیت نامناسب بودند. پژوهشگران در پایان پیشنهاد کردند که مسئولین دانشگاه تلاش بیشتری در جهت فراهم ساختن امکانات ورزشی، توجه بیشتر به برنامه تغذیه ای خوابگاه های دانشجویی، ایجاد مراکز مشاوره بهداشتی و برپایی همایش هایی در خصوص رفتارهای سالم و بهداشتی داشته
باشند. همچنین، انجام مطالعه به صورت کشوری در سایر دانشگاه ها پیشنهاد میشود(7).
بسیاری از دانشجویان در ایران در خوابگاه های دانشجویی سکونت داشته و زندگی در خوابگاه و شرایط حاکم بر آن در سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت بی تاثیر نخواهد بود ماهری و همکاران تحقیقی را با هدف وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان ساکن در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام دادند. این مطالعه به صورت مقطعی، توصیفی و تحلیلی بود که با نمونه گیری طبقه ای تصادفی بر روی 250 نفر(140 دختر، 110 پسر) که در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری عمومی انجام شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل دو بخش: بخش اول، مشخصات فردی و اجتماعی(سن، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال، مقطع تحصیلی و وضعی

گي ارتقاء دهنده سلامت و رابطه آن با كيفيت زندگي در دانشجويان مقطع كارشناسي دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي اصفهان انجام دادند. اين پژوهش یک مطالعه توصيفي تحليلي از نوع مقطعي بود. جمعيت مورد بررسي، كليه دانشجويان مقطع كارشناسي رشته هاي مرتبط بهداشتي (بهداشت عمومي، بهداشت محيط، بهداشت حرفه اي و تغذيه) در دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي اصفهان بودند.معيار خروج از مطالعه، داشتن سن بالاي 25 سال، ابتلاء به بيماري هاي مزمن، صعب العلاج و معلوليت و عدم تمايل دانشجو براي ادامه شركت در مطالعه بود. پرسشنامه این پژوهش شامل سه بخش: بخش اول شامل مشخصات فردی و اجتماعی حاوي شش سؤال (سن، جنس، رشته تحصيلي، ابتلاء به بيماري و وضعيت اقتصادي)، بخش دوم، مربوط به پرسشنامه استاندارد كيفيت زندگي سازمان جهانی بهداشت و بخش سوم، سؤالات مربوط به پرسشنامه نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت كه حاوي 46 سؤال كه در شش بعد و به صورت چهار گزينه اي (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) طراحي شده بود. ضریب آلفای کرونباخ برای این ابزار 78/0 بود.
پس از انجام هماهنگي با معاونت پژوهشي دانشكده، محقق با مراجعه به دانشجويان گروه هدف و معرفي خود و توجيه نمودن آن ها در مورد اهداف پژوهش، در صورت تمايل براي شركت در پژوهش، نسبت به تكميل پرسش نامه همراه با رعايت موازين اخلاقي و تحميلي نبودن تكميل پرسش نامه به دانشجويان و محرمانه بودن اطلاعات اقدام نمود.پس از تكميل پرسش نامه ها، داده ها وارد نرم افزار spss نسخه 16 شد و با كاربرد آزمون هاي آماري فیشر45 و کای اسکوئر46 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. مقدارp کمتراز 05/0 به عنوان سطح معني دار در نظر گرفته شد.
ميانگين سني شركت كنندگان 12/21 سال ، 3/54 درصد از آن ها خانم و 100 درصد آنان مجرد بودند. کیفیت زندگی عمومی7/40 درصد از دانشجویان خوب بود و تنها 8/19 درصد از آن ها کیفیت زندگی عمومی متوسط داشتند. از میان شش بعد رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت، حیطه های رشد معنوی و مسئولیت پذیری سلامتی به ترتیب با میانگین های 24/2±01/22 و 31/2±20 بیشترین و حیطه ی فعالیت جسمانی با میانگین 9/2±58/17 کمترین امتیاز را به خود اختصاص دادند. نتایج مطالعه نشان داد که بین مدیریت استرس و جنس دانشجویان ارتباط آماری معنا داری وجود دارد. دختران با احتمال بیشتری روش های آرام سازی و رفتارهای خود مراقبتی را نسبت به پسران انجام می دهند. بین حیطه های عادات تغذیه ای، روابط بین فردی و سن دانشجویان ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. بین روابط بین فردی و رشته تحصیلی دانشجویان و همچنین بین کیفیت زندگی عمومی و رشد معنوی دانشجویان ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. به علاوه بين كيفيت زندگي مرتبط با سلامت و مديريت استرس در دانشجويان ارتباط آماري معني دار وجود داشت. همچنين بين كيفيت زندگي كلي، وضعيت استرس و رشد روحي دانشجويان ارتباط آماري معني دار بود. این مقاله در پایان ابراز داشت که با توجه به هزينه بر بودن بيماري ها، بخش قابل ملاحظه اي از درآمد خانواده و در نهايت سرمايه كشور در مورد مشكلات سلامتي صرف مي شود. ضروري است كه توجه جدي به رويكردهاي استراتژيك مقابله با شرايط و عوامل خطر بيماري ها آغاز شود كه در اين رابطه توجه كافي به سبك زندگي ارتقاء دهنده سلامت و تعيين كننده ها، يك ضرورت به حساب مي آيد.(2)
لزوم توجه به رفتارهای ارتقا دهنده سلامت در دانشجویان حهت تعیین تاثیر تغییر در محیط و شرایط زندگی بر رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در مطالعه وی و همکاران47 با عنوان بررسی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت با هدف تعیین ارتباط بین سن و جنس دانشجویان، زندگی کردن با خانواده، شاخص توده بدنی48 و سال تحصیلی آنها با نمره کلی شان در ابزار نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بر روی دانشجویان ژاپنی انجام دادند. این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بود که بر روی 336 (161 نفر مرد، 175 نفر زن) دانشجوی دانشکده های پزشکی، داروسازی، آموزش، علوم، مهندسی، فرهنگ و حقوق ژاپن انجام شد. که از این تعداد 314 نفر، پرسشنامه را تکمیل کردند. میزان پاسخگویی به سؤالات 5/93 درصد بود. میانگین سنی افراد 5/1±1/20 و دامنه سنی آنها 34-18 سال بود.
جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای استفاده گردید که مشتمل بر دو بخش بود: بخش اول، ویژگی های فردی و اجتماعی شامل سن، جنس، سال تحصیلی، زندگی با خانواده، درآمد، قد و وزن و بخش دوم به تعیین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت با استفاده از ابزار نیمرخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت که توسط واکر و همکاران49 ساخته شده بود می پرداخت. روایی و پایایی نسخه ژاپنی ابزار HPLP 2 قبلاً مورد تایید قرار گرفته بود. این ابزار شامل 52 عبارت بود که 6 خرده مقیاس: مسئولیت پذیری سلامتی، رشد معنوی، فعالیت جسمانی، روابط بین فردی، عادات تغذیه ای و مدیریت استرس را اندازه گیری می کرد. پاسخگویی با مقیاس چهارگزینه ای لیکرت (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) انجام می شد. دانشجویان پس از آگاهی از اهداف پژوهش و با تکمیل فرم رضایت آگاهانه به روش خود ایفا به تکمیل پرسشنامه پرداختند.
این مطالعه پس از انجام ملاحظات اخلاقی انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار spssنسخه 17 تجزیه و تحلیل شد. روش های آنووا یک طرفه و همسانی چندگانه برای آزمون شفه50 انجام شد تا اختلاف معنی داری در سال های تحصیلی را تعیین نماید. از آزمون تی مستقل برای مقایسه نمرات حاصل از ابزار بر حسب جنس و زندگی با خانواده استفاده شد. آنالی
ز رگرسیون چندگانه برای بررسی تاثیرات شش متغیر مستقل(سن، جنس، زندگی با خانواده، درآمد، سال تحصیلی و شاخص توده بدنی) بر هفت متغیر وابسته (نمره کلی ابزار و شش خرده مقیاس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت) به کار گرفته شد. در تجزیه و تحلیل ابزار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، افرادی که گزینه های اغلب یا همیشه و گزینه های هرگز یا گاهی اوقات را برای هر سؤال انتخاب می کردند به ترتیب به منزله انجام دهنده رفتار بهداشتی و عدم پایبندی به آن رفتار در نظر گرفته می شدند. آزمونکای اسکوئر برای مقایسه درصد دانشجویان پسر و دختری که گزینه های اغلب یا همیشه را انتخاب می کردند، استفاده شد. ضریب همبستگی پیرسون برای تعیین ارتباط سطح سال تحصیلی با نمره کلی ابزار و شاخص توده بدنی به کار گمارده شد. تفاوت معنی داری بین سال تحصیلی و سن وجود داشت(F=45.77,p0/001). میانگین نمره کلی ابزار نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت ، 2/50±0/29بود. در بین شش خرده مقیاس این ابزار، بالاترین نمره و پایین ترین نمره به ترتیب به ابعاد روابط بین فردی و مسئولیت پذیری سلامتی مربوط می شد. دانشجویان سال اول نسبت به سایر سال های تحصیلی بیشترین نمره را از این ابزار کسب کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که دانشجویان در سال اول تحصیلی در مقایسه با سایر سال های تحصیلی، رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی را بیشتر انجام می دادند. بین نمره کلی ابزار و سال تحصیلی همبستگی منفی معنی داری وجود داشت. بین نمره کلی ابزار و سن رابطه معنی داری یافت نشد. یافته های این تحقیق پیشنهاد می کند که دانشجویان بایستی در ادامه دوران تحصیل، رفتارهای خودمراقبتی و آگاهی در مورد سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت را به طور مداوم داشته باشند.در این تحقیق، علاوه بر سن، سال تحصیلی هم ارتباط معنی داری با این ابزار نداشتند. نتایج این تحقیق پیشنهاد می کند که آموزش فعالیت ورزشی مداوم در دانشگاه می تواند تاثیر مثبتی بر ارتقاء سلامت و پیشگیری از بیماری ها داشته باشد. پژوهشگر خواستار تحقیقات بیشتری در زمینه رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و شیوه مطالعه، محیط اجتماعی و فعالیت های تفریحی در طول دوران تحصیل می باشد. همچنین پیشنهاد می شود که از سایر مراحل زندگی از جمله در مقاطع تحصیلی راهنمایی، دبیرستان، دانشجویان تحصیلات تکمیلی، جوانان و بزرگسالان مطالعاتی انجام گردد تا به طور واضح علل ایجاد تغییر در محیط یا شرایط زندگی بر رفتارهای ارتقاء دهنده و تأثیر برآن را نشان دهد(4).
توجه به اصل پیشگیری و برنامه ریزی های سیاست گزاران بهداشتی در افزایش ارتقاء رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، همواره باید مورد توجه قرار گیرد، در این رابطه یولا داییز و پرز-فورتیس51 نیز مطالعه ای با عنوان پیش بینی کننده های فردی و اجتماعی رفتارهای سلامتی در دانشجویان مکزیک انجام دادند. در این مطالعه توصیفی از نوع مقطعی، 307 نفر از دانشجویان سال اول دانشکده روانشناسی وارد مطالعه شدند. ابزار این پژوهش از دو بخش تشکیل شده بود. بخش اول، اطلاعات فردی و اجتماعی دانشجویان از قبیل جنس، سن، وضعیت تأهل، وضعیت استخدام، سطح اقتصادی اجتماعی، درآمد ماهیانه خانواده و سطح تحصیلات والدین را می سنجید. بخش دوم پرسشنامه، نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بود. که شش حیطه (مسئولیت پذیری سلامتی، رشد معنوی، فعالیت جسمانی، روابط بین فردی، عادات تغذیه ای و مدیریت استرس)، را می سنجید و با استفاده از مقیاس چهارگزینه ای لیکرت به صورت هرگز(1)، گاهی اوقات (2)، اغلب (3) و همیشه (4) نمره دهی شد. جهت تعیین پایایی این ابزار، آلفای کرونباخ 94/0 محاسبه شد. رضایت آگاهانه از دانشجویان کسب شد. داده ها وارد نرم افزار Spss شد و با استفاده از آزمون تی و آنووا یک طرفه و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این تحقیق نشان داد که میانگین سنی افراد، 91/19 سال با انحراف معیار 14/4 ، 5/93 درصد دانشجویان مجرد،3/67 درصد با سطح اقتصادی اجتماعی متوسط، 4/36 درصد از مادران و 27 درصد از پدران دانشجویان، سطح تحصیلات متوسطی داشتند. نمره کلی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت به طور معنا داری با جنس، سن، سطح اقتصادی اجتماعی، درآمد ماهیانه خانواده و سطح تحصیلات والدین مرتبط بود. در آنالیز تک متغیری، حیطه عادات تغذیه ای ارتباط معنا داری با سطح تحصیلات مادر داشت. حیطه فعالیت جسمانی دانشجویان نیز با جنس، وضعیت تأهل و سطح تحصیلات مادر مرتبط بود. در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی هیچ گونه ارتباطی یافت نشد. حیطه مدیریت استرس با همه عوامل فردی اجتماعی ارتباط داشت. حیطه روابط بین فردی به طور معنا داری با سن، سطح اقتصادی اجتماعی، درآمد ماهیانه خانواده و سطح تحصیلات والدین مرتبط بود. حیطه رشد معنوی با جنس و سطح تحصیلات پدر ارتباط معناداری وجود داشت. یافته های این پژوهش نشان داد که درصد بالایی از دانشجویان رفتارهای بهداشتی مناسبی نداشتند و سیاست مداران و برنامه ریزان بخش سلامت بایستی با درنظر گرفتن عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی در طراحی برنامه های ارتقای سلامت تأثیر بسزایی در کاهش بیماری های مزمن و ارتقاء سلامت جوامع داشته باشند(107).
دنیای ماشینی امروز منجر به افزایش بی حرکتی در بین دانشجویان شده است، فعالیت جسمانی مناسب یکی از ابعاد مهم در سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت است که نبود آن منجر به افزایش بیماری ها و هزینه خواهد شد رضایی آدریانی در مطالعه مقطعی از نوع
توصیفی تحلیلی با عنوان سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در گروهی از دانشجویان پزشکی، پرستاری و پیراپزشکی در یکی از دانشگاه های علوم پزشکی ایران انجام دادند. این مطالعه با نمونه گیری آسان بر روی 300 نفر انجام شد. در این پژوهش از پرسشنامه ای استفاده شد که شامل دو بخش بود. بخش اول، مشخصات فردی و اجتماعی و بخش دوم، پرسشنامه نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بود که شش حیطه ی مسئولیت پذیری سلامتی و عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی (9سوال)، فعالیت جسمانی و مدیریت استرس، 8 سوال را می سنجید. پاسخگویی با مقیاس چهار گزینه ای لیکرت با دامنه هرگز (1)، گاهی اوقات (2)، اغلب (3) و همیشه (4) انجام شد. ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های ابزار HPLP 2، 90/0 – 75/0 بود. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 5/11 انجام شد. از 300 دانشجوی مورد مطالعه، 267 نفر پرسشنامه را تکمیل کردند. میانگین سن

آمریکا محسوب می شود(91).
به منظور کاهش عواملی که موجب اضافه وزن می شوند، افراد بایستی میزان متعادلی از فعالیت جسمانی و عادات تغذیه ای داشته باشند. در طی سال اول دانشجویی، رژیم غذایی دانشجویان دستخوش تغییرات می شود. صرف صبحانه به عنوان یکی از مهمترین وعده های غذایی محسوب می شود و افرادی که صبحانه شان را میل می کنند به احتمال کمتری دچار اضافه وزن می شوند. طبق مطالعه ای، تنها 21 درصد دانشجویان مصرف صبحانه منظمی داشتند. همچنین مطالعه دیگری بیان کرد که حدود 31 درصد از 208 دانشجویان پسر و دختر مورد پژوهش بیشتر از 5 مرتبه میوه و سبزیجات در روز مصرف نموده و بیش از نیمی از دانشجویان غذاهای آماده41 با میزان چربی بالا حداقل سه بار در هفته مصرف می کردند. دختران عادات تغذیه ای بهتری از جمله مطالعه برچسب های غذایی نسبت به پسران داشتند. برخورداری از ارتباطات قوی در بهبود عادات تغذیه ای مؤثر است.(90). امروزه نقش عوامل تغذیه ای به عنوان عوامل خطر بیماری های غیر واگیر شناخته شده است(87). بررسی رژیم غذایی دانشجویان و عادات تغذیه ای آنان برای سلامتی زمان تحصیل و پس از آن اهمیت فراوانی دارد. بنابراین ضروری است که کلیه گروه های سنی به ویژه دانشجویان برای پیشگیری از بیماری های مزمن در سال های بعد، از نظر برنامه غذایی مورد توجه قرار گیرند.

استرس امروزه چنان همگانی و همه گیر شده است که آن را جزء لاینفک و مشخصه اصلی زندگی انسان ها دانسته اند، به طوری که همه انسان ها در زندگی روزمره خود و در تمام ابعاد و حوزه های حیات خود در معرض استرس های زیادی قرار دارند. استرس ذاتاً خوب یا بد نیست، بلکه ممکن است اثرات مثبت و منفی داشته باشد. استرس زمانی مفید تلقی می شود که سبب تسهیل هوشیاری شده و به رشد و تکامل شخصی فرد کمک نماید یا فرد را در برآوردن نیازهایش کمک کند و زمانی نامطلوب به شمار می آید که احساس بیچارگی را سبب شده و فرد را مستعد بیماری نماید(92). میزان استرس درک شده نه تنها با وخامت و مدت مواجهه، بلکه به شرطی شدن قبلی فرد نیز بستگی دارد. مثلاً افراد پرورش یافته در محیط های خانوادگی که تنش در آن ها سال ها ادامه یافته است، معمولاً در برابر موقعیت های استرس زا واکنش قوی تری نشان می دهند. استرس شدید و بلند مدت نظیر تغییرات زندگی می تواند توانایی سازگاری فرد را تحت تأثیر قرار دهد، موجب افسردگی شود و ضمن آسیب بدن، لذت زندگی را از بین ببرد(29). از نظر وایت42، زمانی که افراد تحت استرس هستند، باید مهارت های مقابله ای لازم را داشته باشند تا بتوانند اثر استرس را کاهش دهند. چنانچه استرس، مدیریت شود و مهارت های مقابله ای مؤثر واقع شود، فرد قادر خواهد بود تا با نیازها و چالش های زندگی خود به شیوه بهتری کنار آید(93). مدیریت استرس، توانایی افراد برای کاهش استرس و سازگاری مناسب با موقعیت های استرس زا تلقی می شود(57). مدیریت استرس، به مجموعه تکنیک ها و روش هایی اطلاق می شود که برای کاهش استرس تجربه شده توسط افراد یا افزایش توانایی آنان در مقابله با استرس های زندگی به کار گرفته می شوند(94). از آنجایی که گستره ی وسیعی از رفتارها می تواند بر استرس تأثیر بگذارد، می توان با یادگیری های لازم، اختلالات مرتبط با استرس را کنترل کرد(29). ورود به دانشگاه، تغییر عمده ای در زندگی اجتماعی، خانوادگی و فردی به وجود می آورد. در این دوره، فرد با تغییرات زیادی در روابط اجتماعی و انسانی روبرو می شود و با انتظارات و نقش های جدیدی مواجه می شود. قرار گرفتن در چنین شرایطی، غالباً با فشار و نگرانی توام بوده، عملکرد و بازده افراد را تحت تأثیر قرار می دهد(95). دانشجویان استرس زیادی را متحمل می شوند که جهت مقابله با آن نیازمند راهبردهای مقابله موفقیت آمیز با آن هستند. مطالعات نشان دادند که پاسخ های ناکافی در سازگاری با استرس در دانشجویان با مشکلات روانشناختی زیادی از قبیل کاهش عملکرد تحصیلی، اضطراب، افسردگی، اختلالات ذهنی و مشکلات تغذیه ای همراه است. فرآیند سازگاری در دوران دانشجویی به خاطر مواجهه با انواع مختلفی از استرسور ها از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. استرس در دانشجویان رشته های پزشکی می تواند تأثیر نا مطلوبی بر سلامت، عملکرد تحصیلی، حافظه و یادگیری، توانایی حل مسئله، تشخیص های پزشکی دانشجویان و مراقبت از بیماران داشته باشد(96). شیوع و شدت استرس در میان دانشجویان در مرز هشدار قرار دارد و سطح بالای استرس با پیامدهای منفی فراوانی مرتبط بوده که موجب کاهش عملکرد تحصیل، مشکلات سلامت جسمانی و سلامت روان می گردد(96).
در دوران دانشجویی، مشکلات مربوط به مرحله انتقال از نوجوانی به جوانی، آشنا نبودن با محیط دانشگاه، دوري و جدایی از خانواده، عدم علاقه به رشته تحصیلی، نا سازگاري با سایر افراد در محیط زندگی، کافی نبودن امکانات رفاهی و اقتصادي و مشکلاتی نظیر این ها از جمله شرایطی هستند که می توانند سبب ایجاد استرس و به خطر افتادن سلامت روانی دانشجویان گردند. لذا توجه به آن و پيامد هايش و نيز اتخاذ راهكارهاي مناسب براي رهايي از آن از اهميت خاصی برخوردار است(34).
امروزه پیشرفت سریع و مداوم تکنولوژی و تغییرات ابعاد اقتصادی و اجتماعی جوامع، منجر به ایجاد تغییرات شگرفی در شرایط محیطی و روابط بین فردی و در مجموع تغییرات اساسی در سبک زندگی انسان ها گردیده است. به گونه ای که انسان ها ناگزیر هستند برای داشتن زندگی مطلوب بر مجموعه ای از مهارت ها تسلط یابند تا توا
نایی انطباق و حل مسئله و مشکلات احتمالی پیش روی خود را داشته باشند(97). مهارت های اجتماعی از مهارت های ضروری زندگی روزمره انسان ها است. روزانه 70 درصد از وقت آدمی صرف ارتباطات می شود. اجتماعی شدن هر فرد، دستاورد مهارت های ارتباطی است که قبلاً آموخته است(98). مهارت های اجتماعی به رفتارهای آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق می شود، رفتارهایی که شخص می تواند با دیگران به نحوی ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی بیانجامد(99).
حمایت اجتماعی نقش مهمی در حفظ سلامتی افراد بازی می کند. همچنین حمایت اجتماعی موجب کاهش آثار منفی استرس های فراوان که از محیط و جامعه کسب می شود، می گردد و تبع آن بر کیفیت زندگی اثر مستقیم و مثبت خواهد داشت. حمایت اجتماعی، میزان برخورداری از محبت، توجه و مساعدت اعضاء خانواده و دوستان و سایر افرادی می باشد که فرد از آن ها برخوردار است. وجود حمایت اجتماعی در افراد باعث کاهش بیماری های قلبی، فشار خون، سردرد های عصبی، ناراحتی های گوارشی شده و منجر به افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس در افراد شود. افرادی که از حمایت اجتماعی بالایی برخوردار هستند، بهتر قادر خواهند بودند با رخداد های استرس زای زندگی سازگاری داشته باشند. حمایت اجتماعی، اثرات رویداد های استرس زا را تعدیل می کند و به تجربه عواطف مثبت می انجامد(100). حمایت اجتماعی با شادکامی و سلامت روانی رابطه مثبت دارد. ارتباطات نزدیک و حمایت اجتماعی که توسط خانواده، دوستان، همکاران و جامعه فراهم می شود، ارتباط مثبتی با بهبود عملکرد در محیط کار، مقابله بهتر با مشکلات زندگی، سازگاری عمومی و بهزیستی جسمانی و روان شناختی دارد. خانواده و دوستان، نقش مهمی در دلگرم کردن فرد برای رسیدن به اهداف بهداشتی ایفا می کنند. کمک آن ها، مهمترین جزء حمایت اجتماعی است(101). کسب و به کارگیری مهارت های اجتماعی و چگونگی برقراری ارتباط و تعامل با دیگران، یکی از مؤلفه های اصلی رشد اجتماعی به خصوص در جوانان محسوب می شود(97). دوره دانشجویی یکی از مراحل مهم رشد و تکامل انسان است که با رشد اجتماعی وی ارتباط تنگاتنگی دارد(98).

سازمان جهاني بهداشت در تعريف ابعاد وجودي انسان، به ابعاد جسماني، رواني، اجتماعي و معنوي اشاره مي كند و بعد چهارم، يعني بعد معنوی را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می سازد. معنویت بخش مهمی از زندگی مردم را تشکیل می دهد و تأثیر مهمی بر سلامتی و بهزیستی آنان دارد. افراد داراي زندگي معنوي فعال، بدون شك از نظر روان شناختي افراد سالمی هستند(102).
معنا و هدف در زندگی، خود آگاهی، اتصال به خود، دیگران و یک واقعیت برتر از اجزاء سلامت معنوی نیز شمرده شده اند(103). مطالعات نشان دادند که رشد معنوی می تواند در مواجهه با ضربه های روحی زندگی و پیشامد های استرس زا پرورش یابد. رشد معنوی از فرآیند درگیر شدن با تردید های مذهبی نمایان می شود. در مقابل، مطالعات نشان دادند که رشد معنوی می تواند در دامنه وسیعی از زمینه های اجتماعی رخ دهد. افرادی که تجربه رشد معنوی را دارند به احتمال زیاد از سلامتی بهتری برخوردار هستند چرا که رشد معنوی به آن ها در احساس معنی دار بودن زندگی کمک می کند. مطالعات نشان دادند، افرادی که احساس معنا داری نسبت به زندگی شان دارند در مقایسه با افرادی که چنین احساسی از زندگی ندارند از سلامت جسم و روان بهتری برخوردارند. مطالعه ای حاکی از آن است، داشتن احساس معنا داری در زندگی با خطر مرگ و میر پایین تری ارتباط دارد. مطالعه ای دیگر نشان داد که برخورداری از احساس معناداری عمیق در زندگی با دامنه وسیعی از رفتارهای بهداشتی مفیدی از قبیل انجام ورزش، تغذیه بهتر و اجتناب از دخانیات همراه می باشد(104).
امروزه جوانان و دانشجويان به دليل نقش مهمي كه در اداره آينده كشور به عهده دارند، يكي از قشرهاي مهم جامعه به حساب مي آيند. اهميت اين نقش در اين است كه دانشجويان نه تنها بخش اصلی متخصصان زمينه هاي گوناگون علمي، فني و هنري هر كشوري را تشكيل مي دهند، بلكه اين گروه، مديران اصلي در اداره آينده كشور و رهبر ساير اقشار جامعه در هدايت به سمت كمال و اهداف كشور مي باشند. از سوي ديگر بخشي از دانشجويان در آينده، عهده دار آموزش و پرورش نسل هاي بعد از خود خواهند بود و از اين طريق به طور غير مستقيم در كمال نسل هاي بعدي جامعه نيز دخالت دارند(30).
از آنجایی که ورود به دانشگاه، مقطع بسیار حساسی در زندگی نیروهای جوان، کارآمد و فعال هر کشوری محسوب می شود و غالباً با تغییرات زیادی در روابط اجتماعی و انسانی همراه است، باید به دقت مورد مراقبت قرار گیرند تا بتوانند نقش خود را به عنوان یک نیروی تحصیل کرده و متخصص به خوبی ایفا نمایند. لذا دانشجویان باید از سبک زندگی صحیح آگاه باشند تا بتوانند در جهت بهبود سلامتی و بهبود کیفیت زندگی خود اقدام کنند(105).
بنا به گفته معاون ساماندهی امور جوانان کشور، جمعیت جوان کشور بر اساس سرشماری سال 1390، بالغ بر 23 میلیون نفر (35 درصد) عنوان شد(50). دانشجويان بخش بزرگی از جمعيت جوان كشور را تشكيل مي دهند. و بر اساس گفته ی مشاور وزیر علوم، جمعیت دانشجویی کشور، 5/4 میلیون نفر است(51). شرايط سني و موقعيت اجتماعي دانشجویان به عنوان قشر تحصيل كرده جامعه ميتواند آن ها را به عنوان الگو براي سايرين قرار دهد. چراکه انتخاب هر نوع سبك زندگي به وسيله آن ها، نه تنها در زندگي شخصي خود آن ها اثرگذار است، بلكه بر رفتارها و سبك زندگي
ساير اقشار نيز تأثير مي گذارد. و با توجه به این که دانشجویان در موقعیت های مختلف در تماس با خانواده، جامعه و مردم هستند، میتوانند بیاموزند و آموخته های خود را به دیگران منتقل کنند. بدون شک دانشجویان علوم پزشکی با همان میزان اطلاعات، آگاهی ها و مهارت هایی که در دوران دانشجویی و تحصیل کسب می کنند به عنوان پرسنل گروه های مختلف بهداشت و درمان در این محیط حضور خواهند یافت و انتظار می رود این آموخته ها در رفتار و عملکرد آن ها تجلی پیدا کند. در حالی که دانشجویان غیر علوم پزشکی، واحد های بهداشتی را در برنامه آموزشی خود نداشته و معمولاً مسایل مرتبط با سلامتی را از طریق مطالعات شخصی، رسانه های ارتباط جمعی یا غیره بدست می آورند، بنابراین ممکن است اشراف چندانی به مسایل بهداشتی و سبک صحیح زندگی پیدا نکنند. هر چند که تحقیقات نشان داده است که با وجود برخورداری دانشجویان از مبانی علمی و نظری کافی در عمل از کارایی لازم برخوردار

نموده است که سلامتی، منبعی برای زندگی روزمره و نه هدف زندگی به حساب می آید. به بیان دیگر، سلامتی خوب، نباید به عنوان هدف زندگی مطرح گردد، بلکه به بیشتر وسیله ای است که فرد بواسطه آن به اهدافش در زندگی دست می یابد(60).
در مورد سلامتی تعاریف مختلفی ارائه شده است که به شرح آن می پردازیم:
مفهوم زیست پزشکی: سلامت به طور سنتی به عنوان فقدان بیماری در نظر گرفته شده است. این مفهوم زیست پزشکی، اساس نظریه میکروبی بیماری ها بود.
مفهوم بوم شناختی: این مفهوم سلامت را به عنوان تعادل بین انسان و محیط در نظر می گیرد.
مفهوم روانشناختی: سلامت نه تنها پدیده زیست پزشکی است بلکه تحت تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی، روانشناختی، اقتصادی و سیاسی هم می باشد.
مفهوم جامع: ترکیبی از همه مفاهیم نام برده است. این نظریه با نظریه باستانی که بیان می کند سلامت، نشانه ای از فکر سالم و عالی در بدن انسان، خانواده سالم و محیط سالم است، مرتبط است(65).
در اغلب تعاریفی که از سلامتی گردیده، بر چند بعدی بودن آن تأکید شده است. ابعاد مختلف سلامتی شامل بعد جسمانی، روانی، اجتماعی، احساسی ، عقلانی، روحی می باشد.
در بعد جسمانی، اندام های مختلف فرد از قبیل دستگاه گوارش، تنفس و قلب و عروق سالم بوده، فرد توان انجام فعالیت های روزانه را داشته و در مجموع عادات مثبت بهداشتی داشته باشد.
در بعد روانی، سلامت روانی تنها نداشتن بیماری روانی نیست بلکه توان واکنش در برابر انواع گوناگون تجربه های زندگی به صورت قابل انعطاف است(61).
در بعد اجتماعی، انسان قادر باشد به نحو مؤثر با جامعه ای که خود نیز عضو آن است ارتباط برقرار نموده روابط خود را با نزدیکان توسعه داده و توان تحمل نظرات دیگران را داشته و به آن ها احترام بگذارد(66).
در بعد احساسی، فرد توان مقابله با فشار و تنش های وارده را داشته و احساسات خود را به شیوه های درست و منطقی بروز دهد. علاوه بر آن فرد باید توانایی شناخت و پذیرش احساسات خود را دارا بوده و محدودیت های خود را بپذیرد(66).
در بعد عقلانی، شخص قادر به یادگیری بوده و از اطلاعاتی که دارد به نحو مؤثر در جهت تکامل فردی، خانوادگی و مراقبت از خود استفاده نماید و در عین حال آموخته های خود را به منظور مقابله با مشکلات جدید بکار گیرد(66).
و در بعد روحی، فرد دارای اعتقاداتی (در زمینه های مادی، علمی، مذهبی،…) باشد و این اعتقادات تمامیت وی را به عنوان یک موجود زنده واحد حفظ کرده و به زندگی وی معنا و مفهوم دهد. این جنبه از سلامتی، اخلاقیات و ارزش های مورد پذیرش فرد را در بر می گیرد(66).
برای سلامتی، ابعاد دیگری از جمله بعد فلسفی، فرهنگی، اقتصادی اجتماعی، زیست محیطی، تغذیه ای، درمانی و بعد پیشگیری نیز پیشنهاد شده است(61).
هر یک از ابعاد ذکر شده تا اندازه ای با سایر جوانب سلامتی همپوشانی داشته و اجزاء هر کدام از آن ها مستقیماً سایر ابعاد سلامتی را نیز تحت تأثیر قرار می دهند(66).
بر اساس دیدگاه های مختلف، در ارتباط با سلامتی و بهداشت، چهار الگو را می توان بیان کرد:
الگوی ایده آل21: در این الگو سلامتی به وضع ایده آلی اطلاق می شود که در آن فرد به خودیابی و حد کمال رسیده و توانایی خود را از قوه به فعل در می آورد و رفتارهای بهداشتی مناسبی دارد(66).
الگوی سازگاری22: به وضعیتی اتلاق می شود که انسان بطور مؤثر قادر به کنش با محیط فیزیکی و اجتماعی خود است و می تواند با محیط در حال تغییر خود، تطبیق یافته و از لحاظ بهداشتی در حد سازگاری با محیط باشد(66).
الگوی ایفای نقش23: سلامتی عبارت است از میزان توانایی فرد در ایفای نقش خود بطور مؤثر، توانایی فرد در انجام وظایف خود و در واقع رعایت رفتارهای بهداشتی است(66).
الگوی بالینی24: سلامتی را مترادف با فقدان علایم و نشانه های بیماری می داند(66).
الگوهای سلامتی، طیفی از دیدگاه های مختلف را درباره سلامتی تشکیل می دهد که سطحی ترین آن، الگوی بالینی و جامع ترین آن الگوی ایده آل است(66).
با توجه به دامنه گسترده تعاریف مربوط به سلامتی، تعیین کننده های سلامتی نیز بسیار وسیع و متنوع خواهد بود که در اینجا به مهمترین آن ها اشاره خواهد شد.
وراثت و عوامل فردی(بیولوژی انسانی): بسیاری از بیماری ها تحت تأثیر خصوصیات ژنتیکی هستند. اگر چه در مورد بیماری هایی که ظاهراً جنبه ژنتیکی ندارند نیز ممکن است خصوصیات ژنتیکی فرد، زمینه مساعد کننده ای برای بیماری فراهم کند. عوامل فردی نظیر سن و جنس نیز نقش مهمی در سلامت افراد جامعه خواهند داشت. به طوریکه بیشتر حالات مربوط به سلامتی و بیماری با سن مرتبط است. نوع بیماری ها، شدت بیماری و مرگ و میر ناشی از آن در سنین مختلف متفاوت است. از طرف دیگر به دلیل تفاوت های آناتومیک، فیزیولوژیک و اجتماعی زن و مرد، نوع و شدت فراوانی بیماری در دو جنس متفاوت است(67).
محیط: محیط شامل محیط فیزیکی، زیست شناختی، روانی اجتماعی و اقتصادی است. محیط نقش بسیار مهمی در وضعیت سلامتی و بیماری خواهد داشت. زیرا از یک طرف به عنوان یک عامل جداگانه بر سلامت افراد اثر میگذارد و از طرف دیگر روی خصوصیات فردی نظیر خصوصیات رفتاری و وضعیت ایمنی تأثیر دارد(67).
سبک زندگی: ترکیبی است از الگوهای رفتاری و عادات فردی در سراسر زندگی که در طی فرآیند اجتماعی شدن بوجود آمده است. نظیر عادات غذایی، تحرک و عدم تحرک، نوع تفریحات و سرگرمی ها، نحوه ارتباط با سایر افراد جامعه و … که میتواند در سلامت افراد مؤثر باشد
. برخی از شیوه های زندگی در ارتباط با محیط زندگی انسان شکل میگیرد(67).
وسعت و کیفیت ارائه خدمات: سیاست های بهداشتی جامعه و نحوه ارائه خدمات نیز در سلامت افراد جامعه نقش اساسی دارد. اقدامات پیشگیری از طریق افزایش پوشش واکسیناسیون، بهسازی محیط، تأمین آب آشامیدنی سالم، مراقبت از گروه های آسیب پذیر جامعه مثل مادران و کودکان و نظایر آن و نیز توزیع عادلانه خدمات، نقش عمده ای در سلامت کلی جامعه خواهد داشت. توانمند ساختن مردم برای ارتقای سلامت، یکی از وظایف عمده مسئولین بهداشتی کشور است(67).
عوامل متعدد دیگری نظیر سطح سواد، وضعیت کشاورزی و تغذیه، سیستم ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، وضعیت جاده ها و شرایط اقتصادی و اجتماعی در سلامت افراد جامعه نقش دارند. وضعیت سلامت به عوامل اثر گذار بر آن شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیط فیزیکی و عوامل ژنتیکی بستگی دارد(67).
در سال های اخیر، فلسفه ی تازه ای از سلامتی شکل گرفته که آن را می توان به این شرح بیان کرد:
سلامتی، حق اساسی انسان ها است.
سلامتی، یک موضوع بین بخشی است.
سلامتی، بخش تلفیق یافته ی توسعه و پیشرفت است.
سلامتی، در مرکز مفهوم کیفیت زندگی قرار دارد.
سلامتی، جزء مسئولیت های فردی، کشوری و بین المللی است.
سلامتی و حفظ سلامت، یک سرمایه گذاری عمده اجتماعی است.
سلامتی، یک هدف اجتماعی جهانی است(68).

در طی سال ها ثابت شده است که بهره گیری از مفهوم سلامت، بسیار سودمند بوده و بیشترین تأثیر را در توجه به مفهوم ارتقاء سلامت و پیشگیری از بیماری ها دارد. واژه رویکرد ارتقاء سلامت اولین بار در سال 1986 در کنفرانس اوتاوا25 کانادا مطرح گردید. ارتقاء سلامت عرصه ای نسبتاً جدید به شمار میرود، بنابراین تعاریف آن نیز متنوع است. اُدانل26 ، ارتقاء سلامت را به صورت ” علم و هنر کمک به افراد در جهت تغییر سبک زندگی شان به سمت حالتی از سلامت مطلوب ” تعریف کرده است. کروتر و دیور27، ارتقاء سلامت را فرآیند حمایت از سلامت به منظور افزایش این احتمال که حمایت شخصی، خصوصی و همگانی از کارهای مثبت در جهت سلامتی، به یک هنجار اجتماعی تبدیل گردد، تعریف نموده اند(60).
گرین و کروتر28، ارتقاء سلامت را بدین صورت تعریف مینماید: هرگونه ترکیب برنامه ریزی شده ای از حمایت های آموزشی، سیاسی، قانونگذاری و سازمانی برای اعمال و شرایط زندگی که منجر به سلامت افراد، گروه ها یا جوامع گردد. کمیتهی الحاقی واژه شناسی آموزش و ارتقاء سلامت در سال 2000، ارتقاء سلامت را به عنوان هرگونه ترکیب برنامه ریزی شده ای از ساز و کار های آموزشی، سیاسی، محیطی، قانونگذاری(نظارتی) یا سازمانی که از اعمال و شرایط زندگی منجر به سلامت افراد، گروه ها و جوامع حمایت میکند، تعریف نموده است(69).
سازمان جهانی بهداشت، ارتقاء سلامت را فرآیند توانمند سازی افراد برای افزایش کنترل بر سلامتی خود و بهبود آن تعریف کرده است. ارتقاء سلامت، فعالیت هایی هستند که منابع را در جهت سلامتی افزایش میدهند. در عوض پیشگیری از بیماری ها، فعالیت هایی هستند که افراد را از بیماری و اثرات ناشی از آن حفاظت می کند(70). ارتقاء سلامت بسیار پیچیده است و در واقع ترویج و اشاعه فعالیتی است که باید به صورت دقیق طراحی شده باشد و به ارزش های مختلفی که زیر ساز رویکردهای مختلفی هستند، توجه میکند. (71).
منشور اتاوا29 پنج موضوع کلیدی را برای کمک به تعریف ارتقاء سلامت به شرح زیر بیان میکند: ایجاد سیاست عمومی بهداشت، خلق محیط های فیزیکی و اجتماعی حمایت کننده از تغییر فرد، تقویت کنش اجتماعی، توسعه مهارت های شخصی و تقویت خدمات بهداشتی برای افراد
تعاریف ذکر شده در مورد ارتقاء سلامت دارای نکات مشترکی هستند. اول اینکه، ارتقاء سلامت یک رویکرد کاربردی منظم و برنامه ریزی شده است که صلاحیت علمی دارد. دوم اینکه، روش های فراتر از آموزش صرف را شامل میشود. چنین روش هایی میتواند مشتمل بر بسیج اجتماعی، سازماندهی جامعه، مشارکت اجتماعی، توسعه اجتماعی، توانمندسازی جامعه، ائتلاف سازی، حمایت، توسعه سیاسی، توسعه هنجارهای اجتماعی و نظایر آن باشد. سوم اینکه، برخلاف آموزش بهداشت، ارتقاء سلامت تغییر داوطلبانه در رفتار را تأیید نکرده و از اقداماتی بهره میبرد که شخص را وادار به تغییر رفتار مینماید. این اقدامات، به صورت یکپارچه و اجباری هستند. غالباً، تغییر رفتار در ارتقاء سلامت از اقداماتی ناشی می گردد که ممکن است شخص مایل به انجام آن ها نباشد و در نهایت اینکه، ارتقاء سلامت در سطح گروهی یا اجتماعی انجام می شود(69).
ارتقاء سلامت، موضوعی فراتر از فراهم نمودن اطلاعات است و پیش ساز تصمیم گیری فعال در تمام سطوح جامعه به حساب می آید. ارتقاء سلامت، بهترین تضمین را برای روش های کم هزینه تر جهت محدود نمودن افزایش یکنواخت هزینه های مراقبت از سلامت و توانمند ساختن افراد برای قبول مسئولیت جنبه هایی از زندگی شان که موجب ارتقاء رفاه می گردد، فراهم می آورد. با توجه به اهمیت فعالیت های ارتقاء سلامت در قالب سیستم مراقبت بهداشتی می بایست اقداماتی جهت شناسایی عوامل تعیین کننده سلامت، تعریف راهکارهای مربوط به ارتقاء سلامت و تشریح مسائل مرتبط با عدالت اجتماعی و دسترسی به مراقبت صورت پذیرد. افراد، خانواده ها و جوامع می بایست شرکت کنندگان فعال در این فرآیند باشند، به گونه ای که کارهای انجام گرفته در این زمینه از نظر اجتماعی مناسب و از نظر اقتصادی امکانپذیر باشد. ا
قدامات ارتقاء سلامت، بر خلاف اقدامات ویژه ای که در جهت حفاظت در برابر بیماری های خاص صورت می گیرند، بر حفظ و بهبود سلامت عمومی افراد، خانواده ها و جوامع تأکید دارند. راهبردهای ارتقاء سلامت فردی می توانند به صورت فعال یا غیر فعال (انفعالی) باشند. در راهبردهای فعال، فرد، شخصاً درگیر اتخاذ برنامه ارتقاء سلامت می گردد. تغییر در سبک زندگی از راهبردهای فعال به شمار می آید. در راهبردهای انفعالی، شخص، شرکت کننده غیرفعال یا گیرنده می باشد. نمونه هایی از راهبردهای غیر فعال شامل اقدامات بهداشت عمومی جهت تأمین آب پاکیزه و سیستم های فاضلاب بهداشتی به منظور کاهش میزان بیماری های عفونی و بهبود سلامت، اقداماتی جهت افزودن ویتامین D به شیر به منظور پیشگیری از ابتلا به راشیتیسم در کودکانی که در معرض ناکافی نور خورشید باشند. این راهبردها می بایست جهت ارتقاء سلامت همگانی در زمانی که پذیرش و تعهد شخصی پایین است به کار گرفته شوند. ترکیبی از راهبردهای فعال و غیر فعال، بهترین روش برا