دانلود پایان نامه

ارمنستان به دليل داشتن نقاط اشتراک ,سعي در گسترش روابط دارندتا بتوانند هرکدام به اهداف خاص خود برسند عامل اتحاد وائتلاف بين کشورهاي منطقه را مي توان از عوامل موثر در بهبود روابط بين دو کشور فرض کرد.

3-3-تاريخچه روابط ارمنستان وترکيه :
نخستين بار هزار سال پيش بود که پيش قراولان ترک به فلات ارمنستان پا گذاشتند,از آن تاريخ جنگ هاي متعدد ميان اين دو قوم در گرفته است .ارمنستان در آغاز قرن 19بين دو حکومت ترکيه ي عثماني وايران تقسيم شده بودکه ارمنستان شرقي تحت سلطه ي ايران بود وبه صورت فئودالي اداره مي شد.قسمت غربي نيز که در دست ترکيه بود به پاشا نشينها تقسيم مي شد.درمارس 1921در قراردادي که به امضاي ترکيه وروسيه مي رسدعلاوه برتقسيمات مناطق ,مرزارمنستان وترکيه رودخانه آخوريان تعيين مي شود .بعد از جنگ جهاني دوم وآغاز جنگ سرد وعضويت ترکيه در پيمان ناتو مرز آخوريان بصورت يکي از حساس ترين نقاط تلاقي نيروهاي شرق وغرب درآمد.از آن تاريخ در روابط ميان دو کشور ترکيه وارمنستان فراز ونشيب هاي چندي وجود داشته است که غالبا در مورد عضويت در پيمان ها ,سازمان هاي بين المللي مختلف وروابط دو کشور با کشورهاي ديگر بوده است.هر دو طرف به علت مشکلات ومنافع موجود سعي در عادي سازي روابط في مابين داشته اند,هرچند اين رابطه هيچ گاه دوستانه نبوده است .در اين ميان کشورهاي ديگر همچون روسيه ،فرانسه ،آمريکا در تعيين سطح روابط آنها تاثير بسزائي داشته اند.(www.anthropology.ir) .
با فرپاشي اتحا د جماهير شوروي در سال 1991 چشم انداز سياسي وژئو پليتيک اوراسيا دچار تغيير شگرفي شد.در منطقه قفقاز جنوبي به عنوان قلب اين پهنه جغرافيائي ،سه جمهوري ارمنستان ،آذربايجان وگرجستان متولد شدند. ترکيه به عنوان همسايه پرنفوذ اين جمهوري ها در9 نوامبر 1991 جمهوري آذربايجان را به رسميت شناخت ودو جمهوري ديگر را نيز يک ماه بعد يعني در 16دسامبر بدون هيچ تبعيضي ,مورد سناسائي قرارداد.همان سال اول ،اولين ارتباط سياسي وديپلماتيک دو کشور برقرار گرديد.بعد از اين ديدار هياتي بلندپايه از ارمنستان روانه ترکيه شد تا
راه هاي همکاري بيشتر در منطقه وبهره گيري ازظرفيت هاي موجود در بخش تجاري را بررسي کنند.بعد از ديدار سفير ترکيه از ارمنستان ،وي براي عضويت ارمنستان در سازمان همکاري اقتصادي درياي سياه از لئون ترپتروسيان ،رئيس جمهور ارمنستان دعوت به عمل آورد.حضور ترپتروسيان در نشست سازمان همکاري هاي اقتصادي منطقه درياي سياه در سال1992 نشان از عزم راسخ ارمنستان براي برقراري ارتباط سازنده با همسايه ترک خود داشت .زماني که ترپتروسيان ,وزير خارجه خود را به دليل سخن ضد ترکي برکنار کرد.فضاي مطلوبي ميان دو کشور ايجاد کرد وبه نظر مي رسيد روابط دو کشور همسايه به سطح بالائي از همکاري نزديک مي شود.اما با توجه به مناقشه قره باغ که طي آن نيروهاي ارمني ،منطقه قره باغ را اشغال کردند.اين وضعيت به يک باره روابط دو کشور را به بدترين شکل ممکن تغيير داد.سردي روابط دو کشور به حدي رسيد که ترک ها مرزهاي خود را با ارمنستان بستند وروابط ميان دو کشور بطور کامل قطع گرديد.
شروع مناسبات سياسي ودر واقع سنگ بناي عادي سازي روابط به 9 جولاي 2002باز مي گردد،زماني که کميسيون آشتي ترکيه وارمنستان متشکل از سياستمداراني از ارمنستان ،ترکيه ،روسيه،وامريکا درژنو سوئيس گرد هم آمدند تا به اختلافات ديرينه اين دوکشور همسايه پايان دهند.هرچند اين کميسيون به دلايلي مثل چالش زا بودن موضوعات اختلاف ,مراضع همسايگان ذي نفع مانند جمهوري آذربايجان ,افکار عمومي هردو کشور مخصوصا ارمنستان ,نتوانست انتظارات شرکت کنندگان را فراهم کند اما شروع خوبي براي رفت وآمدهاي ديپلماتيک به شمار مي آيدبه نحوي که بعد از اين کميسيون ،مراودات ديپلماتيک دلتمردان دو کشور بسيار افزايش يافت وسرانجام در سال2009به توافقنامه زوريخ انجاميد.سفر عبداله گل رئيس جمهور ترکيه به ايروان در سال 2008 که در چارچوب ديدارهاي مقدماتي جام جهاني 2010برگزار شد وبه ديپلماسي فوتبال معروف گرديد اين سفر به عنوان اولين سفر يک مسئول ارشد ترکيه به اين کشور,فصل جديدي را در مناسبات ترکيه وارمنستان گشوداوج روند عادي سازي روابط ،اقدام وزيران خارجه ترکيه وارمنستان در امضاي موافقتنامه پنج ماده اي با ميانجيگري سوئيس در سال2008بود که در آن بر عادي سازي مناسبات ،بازگشائي مرز،شناسائي قراردادقارص وبررسي مشترک مساله کشتار1915ارامنه تاکيد شده بود.موافقتنامه هاي امضا شده توسط ترکيه وارمنستان بايد توسط پارلمان هاي اين دو کشور مورد تائيد قرار گيرد که تاکنون به دليل اختلاف ديدگاه هاي دو طرف در مسائلي چون نسل کشي ومناقشه قره باغ مورد تصويب پارلمان هاي دو کشور قرار نگرفته است. ( کبريائي زاد، 1390: 56-53)
3-3-1مهمترين اختلافات دو کشور ترکيه وارمنستان :
1-مسئله قتل عام ارامنه :
قطعا طولاني ترين وجنجالي ترين اختلاف ميان ترکيه وارمنستان مسئله قتل عام ارامنه در سالهاي پاياني حکومت عثماني وسال هاي ابتدائي استقرار ترکان جوان در ترکيه است .اگرچه ترکيه در سال 1991به عنوان يکي از اولين کشورها استقلال ارمنستان را به رسميت شناخت ولي همواره تلاش ارمنستان براي شناسائي بين الملل
ي اين کشتار واقدامات ترکيه براي واداشتن ارمنستان ازاين تلاش ها چون بختکي برروي روابط دو کشور سايه افکنده است. (کاکائي ،50:1387).
در اين بين،تلاش لابي قدرتمند ارامنه در اروپا وامريکا براي تحت فشار قراردادن آنکاراوتلاش برخي از محافل غربي واروپائي براي ناکام گذاردن عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا واحتمالا امتياز گيري بيشتر از سران آنکارا بر شدت ودامنه ي اختلافات دو کشور افزوده است.درداخل دو کشور (بويژه جمهوري ارمنستان )نيز افکار عمومي وحزبي با باورهاي سنتي وملي گرايانه يکي از موانع اصلي در کاهش تنش ودرگيري ها محسوب مي گردند.(طباطبائي،105:1382-103). 2-مناقشه برسر منطقه ي قره باغ:
قفقاز جنوبي هم از بعد استراتژيک وهم از بعد قومي -سياسي وهمچنين از بعد فرهنگي به بي ثباتي معروف شده است .مسائل امنيتي متداخل موجود نه تنها سه دولت مهم در قفقاز جنوبي -آذربايجان ،گرجستان وارمنستان بلکه به منافع کشورهاي همسايه نيز مربوط مي شود.از جمله اين کشورها روسيه درشمال ايران در جنوب،ترکيه ،اکراين ،بلغارستان ويونان در غرب ،ترکمنستان ،ازبکستان،تاجيکستان وقزاقستان در شرق هستند.به اين آميختگي بايد منافع ايالات متحده ,اتحاديه اروپاوبدون شکمنافع چين را نيز افزود.در نتيجه قفقاز جنوبي بواسطه ي عوامل بي ثبات کننده که از خارج مرزها هدايت مي شود ،آسيب پذيرشده است.اختلاف قومي ،نژادي ،تنوع سنن فرهنگي وهويت متفاوت مردم ,مشخصه بارز کل منطقه است که ممکن است در هر زمان آغازگر اختلافات ومنازعاتي باشدکه پتانسيل تبديل شدن به مشکلات بزرگتر را دارا مي باشند(استريان،64:1383-63).
در ميان بحران هاي متعدد در اين منطقه ,منطقه تاريخي قره باغ که در قفقاز جنوبي ودر سرزمين جمهوري آذربايجان ودر شرق جمهوري ارمنستان واقع شده است يکي از بحراني ترين نقاط منطقه به شمار مي رود. ادامه ي اين بحران که خود ميراث زمان اتحاد جماهير شوروي ودوره ي پايان جنگ سرد است برعمق تنش ها در اين منطقه به شدت افزوده است.ادعاي ارضي ارمنستان نسبت به قره باغ کوهستاني مسئله اي است که طي دهه هاي متمادي دوران حکومت سوسياليستي اتحاد جماهير شوروي ،پنهاننگاه داشته شده بود.در اين دوران منطقه ي کوهستاني قره باغ که در شکل کنوني 2400کيلومتر مربع وسعت دارد،همواره موضوع کشمکش دائمي بين ارامنه وآذري هابوده است.(هاشمي،69:1384)
رخداد چنگ قره باغ وتصرف 20درصد از خاک جمهوري آذربايجان توسط ارمنستان که بدنبال فروپاشي شوروي در سال 1991م وپايان تسلط مسکو بر قفقاز صورت گرفت وتاکنون نيز ادامه دارد ,انگيزه وعامل ديگري شد تا رهبران آنکارا در حمايت از به اصطلاح هم زبانان وهم نژادان .آذربايجان خود يک گام به جلو برداشته وروابط رسمي وديپلماتيک خود را با ايروان قطع نمايد. از سال 1993م ودر روزهاي اوج جنگ قره باغ ترکيه در اعتراض به اشغال اراضي جمهوري آذربايجان مرزهاي خود با ارمنستان را بست وروابط سياسي خود را با ايروان قطع کرد بطوري که اين وضعيت تا حال پابرجاست (ميرمحمدي،29:1388).
3-3-2-موانع اصلي عادي سازي مناسبات بين ترکيه وارمنستان :
عواملي که کاملا رويکردهاي طرفين را تحت تاثير قرار مي دهد ودر حقيقت نوعي بن بست سياسي بين دوکشور بوجود آورده است به گونه اي که حتي به راحتي نمي توان در مورد آينده مناسبات دو جانبه طرفين با قطعيت نظر داد.اين بن بست سياسي وگرايش هاي سياسي موثر در آن را مي توان به شرح زير خلاصه کرد:
1-باتوجه به پيچيدگي واقعيت هاي ژئو پليتيکي قفقاز,شايد بتوان گفت که هيچ عاملي به اندازه موضوع قره باغ در مناسبات ژئوپليتيکي ارمنستان با ترکيه -آذربايجان مهم وتاثيرگذار نيست.موضوع قره باغ چنان با منافع ژئو پليتيکي هر سه دولت گره خورده است که نمي توان نقش آن را در بن بست سياسي بين آذربايجان -ترکيه با ارمنستان انکار کرد.به گونه اي که کيفيت مناسبات هريک از دو دولت آذربايجان وترکيه با ارمنستان مي تواند در کيفيت مناسبات دوجانبه آذربايجان -ترکيه نقش آفرين باشد
2-حکومت ارمنستان بصورت بي اساس رويدادهاي سال 1915 توسط عثماني رانسل کشي معرفي مي کند وهمواره در عرصه بين المللي براين موضوع تاکيد کرده است.اين تلاش ها که با استقبال برخي قدرت هاي اروپائي ومحافل آمريکائي همراه بوده ,هم پرستيژبين المللي ترکيه را در سطح جهاني خدشه دار کرده وهم روابط سياسي واقتصادي ترکيه را با هرکشوري که به شناسائي رسمي دعاوي ارانمنه اقدام کرده ،مختل نموده است.هدف اصلي شناسائي وپذيرش اين موضوع از جانب ترکيه است تا بدين وسيله ارمنستان با بهره گيري از تعهداتي قانوني که در قبال اين مسئله براي ترکيه قابل تصور است ،امتيازات مختلف اقتصادي وسياسي از اين کشور بگيرد.
3-ارمنستان,مرز خود با ترکيه را کاملا به رسميت نمي شناسد.علاوه براين،ظاهرا در اعلاميه استقلال وقانون اساسي ارمنستان ادعاهاي نسل کشي ومطالبات مربوط به سرزمين هاي شرق آناتولي ترکيه بيان شده است .در اين اسناد اصطلاح ارمنستان غربي نيز به چشم مي خوردواز همه مهمتر بيانيه اي درباره حقوق برون مرزي وروابط حسن همجواري وجود دارد که هنوز از جانب دولت ارمنستان به امضا نرسيده است.همچنين ارمنستان در تحقيقات رسمي دولتي از کوه آرارات (آغري داغي )که در داخل مرزهاي ترکيه قرار دارد به عنوان سمبل خود استفاده مي کند.حتي استفاده از اسم آرارات درزمينه هاي مختلفي چون عرصه سينماونام گذ
اري شهرها به وفور ديده مي شود.به عبارتي اين گرايش با نيت خالص همخواني ندارد.
4-اين عمل ورفتارهاي سياسي مشابه به نوعي باعث مي شود روابط ترکيه وارمنستان شکل نگيرد.نفوذ دياسپورا وگروههاي فشار در ارمنستان موجوديت خود را در اينجا نشان مي دهد.اين گروه هاي فشار در هر شرايطي از تلاش هاي دولت ارمنستان در راستاي نزديکي به ترکيه انتقاد کرده ودولت را مجبور به عقب نشيني کرده اندبه عمين نحو افزايش حساسيت اجتماعي نسبت به اين موضوع در ترکيه نيز مي تواند شرايط را براي تلاش هاي جديد دولت دشوارتر نمايد.اين شرايط دشوار اگرچه شايد به مانند شرايط موجود در ارمنستان نباشد ,اما ترکيه با مانع ديگري نيز روبرو است وآن دولت آذربايجان مي باشد.(وليقلي زاده ،ذوقي باراني : 99:1391-98)
درجمع بندي اين فصل بايد اشاره کرد که مناسبات ايران وارمنستان که از پيشينه دراز تاريخي برخوردار است ،بي ترديد کم حاشيه ترين رابطه ارمنستان با همسايگان خود است.براين اساس دوکشور به لحاظ منافع متقابل ،از کمترين تنش ونشيب وفراز در مناسبات دو جانبه برخوردار بوده به خصوص در شرايطي که ارمنستان در ميان مرزهاي بسته ي ترکيه ،مناقشه با آذربايجان وبي ثباتي هاي گرجستان محصور مانده است.ايران وارمنستان نه تنها هيچ مشکل تاريخي با يکديگر ندارند،بلکه اشتراکات فراوان فرهنگي نيز آنان را به هم پيوند داده است.در واقع برخلاف برخي از موارد که کشورهاي همسايه از مشکلات به ارث مانده از گذشته رنج مي برند ،مرز دو کشور در دوران سالهاي پس از فروپاشي شوروي عملا به ممر حيات ايروان مبدل شده است.بنابراين ارمنستان به ملاحظات جغرافيائي وتاريخي ،چاره اي جز برقراري روابط مستحکم با ايران وروسيه ندارد. روابط ايران وترکيه به جزءدر دوران امپراتوري عثماني در بقيه سالها روابط خوبي با هم داشته که اين نشان از ريشه هاي عميق ومشترکات فرهنگي بين دو کشور در طول تاريخ نشات گرفته است که تاکنون نيز اين روابط برقراربوده است .درمورد روابط ارمنستان وترکيه در اواخر دوران عثماني به علت نسل کشي ارامنه ودر حال حاضر در مناقشه قره باغ بدترين روابط را در طول تاريخ دارا بوده اند وفقط در يک مقطع نسبتا کوتاه هيچ گاه امکان برقراري روابط عادي بين دو کشور به علت مسائل تاريخي بسوي بهبودي پيش نرفته است.واين خود يکي از عوامل بلوک بندي بين کشور هاي منطقه در مقابل همديگر بوده است.

فصل چهارم
تجزيه وتحليل داده هاويافته هاي تحقيق

مقدمه:
در اين فصل در ابتدا به بررسي روابط سه کشور ايران -ارمنستان وروسيه با يکديگر پرداخته وعلل نزديکي اين کشورها اشاره گرديده وسپس در طرف مقابل نيز به بررسي عوامل وروابط استراتژيک سه کشور جمهوري آذربايجان -ترکيه واسرائيل وتاثير شکل گيري اين مثلت برروابط وهمکاري هاي استراتژيک ايران وروسيه در منطقه واز همه مهمتر نقش انرژي در توسعه هرچه بيشتر اين سه کشور ونيز به جذابيت