منبع پایان نامه درمورد سبک زندگی، تغییر رفتار، قانونگذاری

دانلود پایان نامه

نموده است که سلامتی، منبعی برای زندگی روزمره و نه هدف زندگی به حساب می آید. به بیان دیگر، سلامتی خوب، نباید به عنوان هدف زندگی مطرح گردد، بلکه به بیشتر وسیله ای است که فرد بواسطه آن به اهدافش در زندگی دست می یابد(60).
در مورد سلامتی تعاریف مختلفی ارائه شده است که به شرح آن می پردازیم:
مفهوم زیست پزشکی: سلامت به طور سنتی به عنوان فقدان بیماری در نظر گرفته شده است. این مفهوم زیست پزشکی، اساس نظریه میکروبی بیماری ها بود.
مفهوم بوم شناختی: این مفهوم سلامت را به عنوان تعادل بین انسان و محیط در نظر می گیرد.
مفهوم روانشناختی: سلامت نه تنها پدیده زیست پزشکی است بلکه تحت تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی، روانشناختی، اقتصادی و سیاسی هم می باشد.
مفهوم جامع: ترکیبی از همه مفاهیم نام برده است. این نظریه با نظریه باستانی که بیان می کند سلامت، نشانه ای از فکر سالم و عالی در بدن انسان، خانواده سالم و محیط سالم است، مرتبط است(65).
در اغلب تعاریفی که از سلامتی گردیده، بر چند بعدی بودن آن تأکید شده است. ابعاد مختلف سلامتی شامل بعد جسمانی، روانی، اجتماعی، احساسی ، عقلانی، روحی می باشد.
در بعد جسمانی، اندام های مختلف فرد از قبیل دستگاه گوارش، تنفس و قلب و عروق سالم بوده، فرد توان انجام فعالیت های روزانه را داشته و در مجموع عادات مثبت بهداشتی داشته باشد.
در بعد روانی، سلامت روانی تنها نداشتن بیماری روانی نیست بلکه توان واکنش در برابر انواع گوناگون تجربه های زندگی به صورت قابل انعطاف است(61).
در بعد اجتماعی، انسان قادر باشد به نحو مؤثر با جامعه ای که خود نیز عضو آن است ارتباط برقرار نموده روابط خود را با نزدیکان توسعه داده و توان تحمل نظرات دیگران را داشته و به آن ها احترام بگذارد(66).
در بعد احساسی، فرد توان مقابله با فشار و تنش های وارده را داشته و احساسات خود را به شیوه های درست و منطقی بروز دهد. علاوه بر آن فرد باید توانایی شناخت و پذیرش احساسات خود را دارا بوده و محدودیت های خود را بپذیرد(66).
در بعد عقلانی، شخص قادر به یادگیری بوده و از اطلاعاتی که دارد به نحو مؤثر در جهت تکامل فردی، خانوادگی و مراقبت از خود استفاده نماید و در عین حال آموخته های خود را به منظور مقابله با مشکلات جدید بکار گیرد(66).
و در بعد روحی، فرد دارای اعتقاداتی (در زمینه های مادی، علمی، مذهبی،…) باشد و این اعتقادات تمامیت وی را به عنوان یک موجود زنده واحد حفظ کرده و به زندگی وی معنا و مفهوم دهد. این جنبه از سلامتی، اخلاقیات و ارزش های مورد پذیرش فرد را در بر می گیرد(66).
برای سلامتی، ابعاد دیگری از جمله بعد فلسفی، فرهنگی، اقتصادی اجتماعی، زیست محیطی، تغذیه ای، درمانی و بعد پیشگیری نیز پیشنهاد شده است(61).
هر یک از ابعاد ذکر شده تا اندازه ای با سایر جوانب سلامتی همپوشانی داشته و اجزاء هر کدام از آن ها مستقیماً سایر ابعاد سلامتی را نیز تحت تأثیر قرار می دهند(66).
بر اساس دیدگاه های مختلف، در ارتباط با سلامتی و بهداشت، چهار الگو را می توان بیان کرد:
الگوی ایده آل21: در این الگو سلامتی به وضع ایده آلی اطلاق می شود که در آن فرد به خودیابی و حد کمال رسیده و توانایی خود را از قوه به فعل در می آورد و رفتارهای بهداشتی مناسبی دارد(66).
الگوی سازگاری22: به وضعیتی اتلاق می شود که انسان بطور مؤثر قادر به کنش با محیط فیزیکی و اجتماعی خود است و می تواند با محیط در حال تغییر خود، تطبیق یافته و از لحاظ بهداشتی در حد سازگاری با محیط باشد(66).
الگوی ایفای نقش23: سلامتی عبارت است از میزان توانایی فرد در ایفای نقش خود بطور مؤثر، توانایی فرد در انجام وظایف خود و در واقع رعایت رفتارهای بهداشتی است(66).
الگوی بالینی24: سلامتی را مترادف با فقدان علایم و نشانه های بیماری می داند(66).
الگوهای سلامتی، طیفی از دیدگاه های مختلف را درباره سلامتی تشکیل می دهد که سطحی ترین آن، الگوی بالینی و جامع ترین آن الگوی ایده آل است(66).
با توجه به دامنه گسترده تعاریف مربوط به سلامتی، تعیین کننده های سلامتی نیز بسیار وسیع و متنوع خواهد بود که در اینجا به مهمترین آن ها اشاره خواهد شد.
وراثت و عوامل فردی(بیولوژی انسانی): بسیاری از بیماری ها تحت تأثیر خصوصیات ژنتیکی هستند. اگر چه در مورد بیماری هایی که ظاهراً جنبه ژنتیکی ندارند نیز ممکن است خصوصیات ژنتیکی فرد، زمینه مساعد کننده ای برای بیماری فراهم کند. عوامل فردی نظیر سن و جنس نیز نقش مهمی در سلامت افراد جامعه خواهند داشت. به طوریکه بیشتر حالات مربوط به سلامتی و بیماری با سن مرتبط است. نوع بیماری ها، شدت بیماری و مرگ و میر ناشی از آن در سنین مختلف متفاوت است. از طرف دیگر به دلیل تفاوت های آناتومیک، فیزیولوژیک و اجتماعی زن و مرد، نوع و شدت فراوانی بیماری در دو جنس متفاوت است(67).
محیط: محیط شامل محیط فیزیکی، زیست شناختی، روانی اجتماعی و اقتصادی است. محیط نقش بسیار مهمی در وضعیت سلامتی و بیماری خواهد داشت. زیرا از یک طرف به عنوان یک عامل جداگانه بر سلامت افراد اثر میگذارد و از طرف دیگر روی خصوصیات فردی نظیر خصوصیات رفتاری و وضعیت ایمنی تأثیر دارد(67).
سبک زندگی: ترکیبی است از الگوهای رفتاری و عادات فردی در سراسر زندگی که در طی فرآیند اجتماعی شدن بوجود آمده است. نظیر عادات غذایی، تحرک و عدم تحرک، نوع تفریحات و سرگرمی ها، نحوه ارتباط با سایر افراد جامعه و … که میتواند در سلامت افراد مؤثر باشد
. برخی از شیوه های زندگی در ارتباط با محیط زندگی انسان شکل میگیرد(67).
وسعت و کیفیت ارائه خدمات: سیاست های بهداشتی جامعه و نحوه ارائه خدمات نیز در سلامت افراد جامعه نقش اساسی دارد. اقدامات پیشگیری از طریق افزایش پوشش واکسیناسیون، بهسازی محیط، تأمین آب آشامیدنی سالم، مراقبت از گروه های آسیب پذیر جامعه مثل مادران و کودکان و نظایر آن و نیز توزیع عادلانه خدمات، نقش عمده ای در سلامت کلی جامعه خواهد داشت. توانمند ساختن مردم برای ارتقای سلامت، یکی از وظایف عمده مسئولین بهداشتی کشور است(67).
عوامل متعدد دیگری نظیر سطح سواد، وضعیت کشاورزی و تغذیه، سیستم ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، وضعیت جاده ها و شرایط اقتصادی و اجتماعی در سلامت افراد جامعه نقش دارند. وضعیت سلامت به عوامل اثر گذار بر آن شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیط فیزیکی و عوامل ژنتیکی بستگی دارد(67).
در سال های اخیر، فلسفه ی تازه ای از سلامتی شکل گرفته که آن را می توان به این شرح بیان کرد:
سلامتی، حق اساسی انسان ها است.
سلامتی، یک موضوع بین بخشی است.
سلامتی، بخش تلفیق یافته ی توسعه و پیشرفت است.
سلامتی، در مرکز مفهوم کیفیت زندگی قرار دارد.
سلامتی، جزء مسئولیت های فردی، کشوری و بین المللی است.
سلامتی و حفظ سلامت، یک سرمایه گذاری عمده اجتماعی است.
سلامتی، یک هدف اجتماعی جهانی است(68).

در طی سال ها ثابت شده است که بهره گیری از مفهوم سلامت، بسیار سودمند بوده و بیشترین تأثیر را در توجه به مفهوم ارتقاء سلامت و پیشگیری از بیماری ها دارد. واژه رویکرد ارتقاء سلامت اولین بار در سال 1986 در کنفرانس اوتاوا25 کانادا مطرح گردید. ارتقاء سلامت عرصه ای نسبتاً جدید به شمار میرود، بنابراین تعاریف آن نیز متنوع است. اُدانل26 ، ارتقاء سلامت را به صورت ” علم و هنر کمک به افراد در جهت تغییر سبک زندگی شان به سمت حالتی از سلامت مطلوب ” تعریف کرده است. کروتر و دیور27، ارتقاء سلامت را فرآیند حمایت از سلامت به منظور افزایش این احتمال که حمایت شخصی، خصوصی و همگانی از کارهای مثبت در جهت سلامتی، به یک هنجار اجتماعی تبدیل گردد، تعریف نموده اند(60).
گرین و کروتر28، ارتقاء سلامت را بدین صورت تعریف مینماید: هرگونه ترکیب برنامه ریزی شده ای از حمایت های آموزشی، سیاسی، قانونگذاری و سازمانی برای اعمال و شرایط زندگی که منجر به سلامت افراد، گروه ها یا جوامع گردد. کمیتهی الحاقی واژه شناسی آموزش و ارتقاء سلامت در سال 2000، ارتقاء سلامت را به عنوان هرگونه ترکیب برنامه ریزی شده ای از ساز و کار های آموزشی، سیاسی، محیطی، قانونگذاری(نظارتی) یا سازمانی که از اعمال و شرایط زندگی منجر به سلامت افراد، گروه ها و جوامع حمایت میکند، تعریف نموده است(69).
سازمان جهانی بهداشت، ارتقاء سلامت را فرآیند توانمند سازی افراد برای افزایش کنترل بر سلامتی خود و بهبود آن تعریف کرده است. ارتقاء سلامت، فعالیت هایی هستند که منابع را در جهت سلامتی افزایش میدهند. در عوض پیشگیری از بیماری ها، فعالیت هایی هستند که افراد را از بیماری و اثرات ناشی از آن حفاظت می کند(70). ارتقاء سلامت بسیار پیچیده است و در واقع ترویج و اشاعه فعالیتی است که باید به صورت دقیق طراحی شده باشد و به ارزش های مختلفی که زیر ساز رویکردهای مختلفی هستند، توجه میکند. (71).
منشور اتاوا29 پنج موضوع کلیدی را برای کمک به تعریف ارتقاء سلامت به شرح زیر بیان میکند: ایجاد سیاست عمومی بهداشت، خلق محیط های فیزیکی و اجتماعی حمایت کننده از تغییر فرد، تقویت کنش اجتماعی، توسعه مهارت های شخصی و تقویت خدمات بهداشتی برای افراد
تعاریف ذکر شده در مورد ارتقاء سلامت دارای نکات مشترکی هستند. اول اینکه، ارتقاء سلامت یک رویکرد کاربردی منظم و برنامه ریزی شده است که صلاحیت علمی دارد. دوم اینکه، روش های فراتر از آموزش صرف را شامل میشود. چنین روش هایی میتواند مشتمل بر بسیج اجتماعی، سازماندهی جامعه، مشارکت اجتماعی، توسعه اجتماعی، توانمندسازی جامعه، ائتلاف سازی، حمایت، توسعه سیاسی، توسعه هنجارهای اجتماعی و نظایر آن باشد. سوم اینکه، برخلاف آموزش بهداشت، ارتقاء سلامت تغییر داوطلبانه در رفتار را تأیید نکرده و از اقداماتی بهره میبرد که شخص را وادار به تغییر رفتار مینماید. این اقدامات، به صورت یکپارچه و اجباری هستند. غالباً، تغییر رفتار در ارتقاء سلامت از اقداماتی ناشی می گردد که ممکن است شخص مایل به انجام آن ها نباشد و در نهایت اینکه، ارتقاء سلامت در سطح گروهی یا اجتماعی انجام می شود(69).
ارتقاء سلامت، موضوعی فراتر از فراهم نمودن اطلاعات است و پیش ساز تصمیم گیری فعال در تمام سطوح جامعه به حساب می آید. ارتقاء سلامت، بهترین تضمین را برای روش های کم هزینه تر جهت محدود نمودن افزایش یکنواخت هزینه های مراقبت از سلامت و توانمند ساختن افراد برای قبول مسئولیت جنبه هایی از زندگی شان که موجب ارتقاء رفاه می گردد، فراهم می آورد. با توجه به اهمیت فعالیت های ارتقاء سلامت در قالب سیستم مراقبت بهداشتی می بایست اقداماتی جهت شناسایی عوامل تعیین کننده سلامت، تعریف راهکارهای مربوط به ارتقاء سلامت و تشریح مسائل مرتبط با عدالت اجتماعی و دسترسی به مراقبت صورت پذیرد. افراد، خانواده ها و جوامع می بایست شرکت کنندگان فعال در این فرآیند باشند، به گونه ای که کارهای انجام گرفته در این زمینه از نظر اجتماعی مناسب و از نظر اقتصادی امکانپذیر باشد. ا
قدامات ارتقاء سلامت، بر خلاف اقدامات ویژه ای که در جهت حفاظت در برابر بیماری های خاص صورت می گیرند، بر حفظ و بهبود سلامت عمومی افراد، خانواده ها و جوامع تأکید دارند. راهبردهای ارتقاء سلامت فردی می توانند به صورت فعال یا غیر فعال (انفعالی) باشند. در راهبردهای فعال، فرد، شخصاً درگیر اتخاذ برنامه ارتقاء سلامت می گردد. تغییر در سبک زندگی از راهبردهای فعال به شمار می آید. در راهبردهای انفعالی، شخص، شرکت کننده غیرفعال یا گیرنده می باشد. نمونه هایی از راهبردهای غیر فعال شامل اقدامات بهداشت عمومی جهت تأمین آب پاکیزه و سیستم های فاضلاب بهداشتی به منظور کاهش میزان بیماری های عفونی و بهبود سلامت، اقداماتی جهت افزودن ویتامین D به شیر به منظور پیشگیری از ابتلا به راشیتیسم در کودکانی که در معرض ناکافی نور خورشید باشند. این راهبردها می بایست جهت ارتقاء سلامت همگانی در زمانی که پذیرش و تعهد شخصی پایین است به کار گرفته شوند. ترکیبی از راهبردهای فعال و غیر فعال، بهترین روش برا