مکيندرقاره هاي اروپا,.اسياوافريقا را به عنوان جزيره جهاني مي شناخت وآن رابه همين نام معرفي کرد.(عزتي،12:1382). .به عقيده مکيندر اطراف هارتلند را دو ناحيه فرا گرفته اند :
1-هلال داخلي يا حاشيه اي که شامل سرزمين هائي است که پشت خشکي اروسياوکناراب قراردارند وقابل دسترسي قدرت دريائي هستند(موقعيت دريائي).
2-هلال خارجي يا جزيره اي که شامل جزاير بريتانيا ژاپن واستراليا است.
مکيندربراين باور بود که هارتلند اهميت اساسي دراوراسيا به عهده دارد.وي در1919چنين عنوان کرد کسي که برشرق اروپا تسلط يابد برهارتلندحاکم خواهد بود وکسي که برجزيره جهاني حاکم باشد بردنيا مسلط است.(عزتي،13:1382)
2-9-2- نظريه تئوري ريملنداسپايکمن :
نظريه ديگري که در مباحث ژئوپليتيک از اهميت ويژه اي برخوردار است، نظريه تئوري سرزمين حاشيه اي”ريميلند” از نيکلاس اسپايکمن مي باشد.
اين تئوري به سرزمين هاي حاشيه اي اروپا، خاورميانه، آسياي جنوبي و خاور دور اهميت بسيار مي دهد. و انها را همچون کليدهاي امنيت ايالات متحده آمريکا تلقي مي کند. به نظر اين دانشمند تسلط بر هر يک از اين مناطق، احاطه بر جهان جديد را به صورت يک امکان در مي اورد. (نورائي، شفائي، 1385: 117).اسپايکمن به ريملند که با تغيراتي همان هلال داخلي مکيندراسپايکمن به ريملند که با تغيراتي همان هلال داخلي مکيندر است اشاره مي کند و مي گويد سلطه بر هر يک از مناطق، امنيت امريکا را تهديد مي کند، زيرا از چنين موقعيتي محاصره دنياي جديد ممکن مي شود و مي گويد هرکه ريميلند را کنترل کند بر اوراسيا حکومت مي کند و هر کس اوراسيا را کنترل کند سرنوشت جهان را در اختيار دارد. (الهي، 1384: 22) . اسپايکمن با ارائه اين تئوري، نظرش اين بود که ايلالات متحده آمريکا نکات زير بپذيرد و به رسميت بشناسد.
1)مسوليت نهائي هر دولت در حفظ امنيت خودش
2) اهميت يک قدرت توازن جهاني
3)ضرورت استفاده از نيروي ايلات متحده آمريکابراي برقراري و تثبيت چنين توازني. (نورائي، شفائي، 1385: 117)
2-9-3- نظريه قدرت دريائي ماهان :
نظريه ديگري که در مباحث ژئوپليتيک حائز اهميت است، نظريه آدميرال آلفرد تاير ماهان آمريکايي مي باشد. اين افسر نيروي دريايي آمريکا نيروي دريايي را به عنوان کليد قدرت جهاني” مورد تاکيد قرار داده است. به نظر آلفرد ماهان “درياهاي جهان بيش از ان که سرزمين هاي جهان را از هم جدا کنند آنها را به پيوند مي دهند بنابراين تشکيل امپراتوري هاي ماوراي بحار ودفاع از آنها به قدرت تسلط بر دريا بستگي دارد. (نورائي، شفائي، 117: 1385)
ماهان براي تبديل شدن يک کشور به قدرت دريائي شرايط شش گانه زير را پيشنهاد کرد:
1-موقيعت جغرافيائي کشور:مجاورت يک کشور با يک يا چند دريا که بردسترسي براي حمل ونقل،کنترل راه هاي استراتژيک وپايگاه ها وغيره موثراست.
2-وضع طبيعي ساحل:ساحل داراي پناهگاه ،برتجارت دريائي ،ايجاد بندرگاه ،نيروي دريائي وغيره موثر است .
3-گسترش ساحل :باعث تماس بيشتر کشور با آب ها شده ودسترسي را افزايش مي دهدولي سواحل قابل دفاع وقابل بهره برداري اهميت دارند.
4-اندازه جمعيت:افرادکشور هرچه بيشتر باشند در تامين قدرت دريائي ونيروي سرباز موثراست.
5-شخصيت ملي:وجود روحيه دريانوردي ،علاقه به توسعه روابط با ساير ملل وتجارت گسترده وصلح آميز براي توسعه قدرت دريائي گام اساسي است.
6-وضع سياسي دولت:کيفيت نظام سياسي ودولت درتوجه به قدرت دريائي ،بهره برداري از جمعيت ،منابع وفرصت هاي موجود تاثير داشته ومي تواند به افزايش قدرت دريائي کمک کند.(حافظ نيا،28:1389).
2-9-4-نظريه فضاي حياتي : کارل هاووس هوفروپيروانش در موسسه جغرافيائي ضمن مطالعه علل شکست آلمان در جنگ جهاني اول به دنبال يافتن راههاي موفقيت ارتش آلمان درآينده بود يافته هاي اين گروه که تبلورآن راميتوان در توجيه فضاي حياتي مشاهده نمود(الهي ،21:1384).
وي براي ژئوپليتيک آلمان قائل به استراتژي خاصي بودوچنانچه استراتژي وي جامه عمل مي پوشاند شايد امروز دنيا وضع ديگري غير از وضع موجود داشت زيرا اساس استراتژِ ي براين اصل قرارداشت که دشمن اصلي قدرت بري درآينده انگلستان است پس بايد کشورهاي که صورت زنجيره اي وضعيت قدرت بري دراوراسيا دارند متحد شوند وبراي اين منظور اتحادبين آلمان وروسيه وژاپن ضروري است ودر نهايت ژاپن بوسيله اتحاد با ايالات متحده وکشورهاي جنوب وجنوب شرق آسياميتواند امنيت آسيا را تامين کند چنين پيوستگي ژئوپليتيکي ميتواند بزرگترين ضربه را برپيکر استعماري انگلستان باشد. (عزتي،27:1382).
اما به طور کلي اصول اساسي استراتژي هاووس هوفر عبارتند از:
1) اهداف نظامي دولت نياز به سياست اقتصاد خود کفا دارد.
2) نژاد برتر آلماني صلح جهاني را با تسلط بر جهان به ارمغان مي آورد و بنابراين بايد فضاي حياتي مورد نياز آلمان به وي داده شود.
3) فرمانروايي (حکومت) آلمان بايد ابتدا به همه سرزمين هايي که زبان، نژاد يا علايق اقتصادي آن آلمان است و سپس بر همه جهان گسترش يابد.
4) سلطه آلمان بر جزيره آفريقا – اورآسيا را مي توان با قائق آمدن بر قدرت دريايي از طريق گسترش در خشکي کامل کرد.
5) همه مرزهاي سرزميني براي نقطه شروع جنگ مهم هستند و بر اساس منافع آلمان مي توانند تغيير کنند.
مطالعات ژئوپليتيک به علت نژاد پرستانه شدن آن توسط هوفر و ساير نظريه پردازان اين دوره صدمه فراوان ديد. (الهي، 1
384: 21)
2-9-5-نظريه ارگانيکي فريدريک راتزل :
راتزل به دو عامل وسعت وموقعيت جغرافيائي اشاره کرده, معتقد بودکه وسعت خاک يک کشور نشان دهنده قدرت سياسي ونفوذ فرهنگي حکومت آن است .هرقدر خاک کشوري وسيعتر باشد قدرت سياسي وتمدن آن کشورگسترده تر خواهد بود.بنابراين مردم يک کشور بايداز نيازهاي فضايي خود آگاه باشندودر تامين آن بکوشند.به نظر او، باتوجه به نظريه رشد حکومتها (نظريه ارگانيسم)مرزهاي بين المللي نمي تواننددائمي باشند. بلکه فقط بطور موقت تعيين کننده اوضاع در نزاع قضائي حکومت ها محسوب مي شوند.وي مي گفت اگر کشورهاي کوچک به اندازه جمعيت خود فضاي کافي نداشته باشند ودر صدد توسعه ارضي برنيايند، نابودي آن حتمي است.راتزل پس از عامل وسعت به عامل موقعيت جغرافيائي وتاثيرآن در سياست حکومت ها اهميت ميداد,يعني موقعيت يک کشور در مجاورت يک حکومت قوي يا ضعيف ,اهميت راهبردي دارد.اواز اين بحث نتيجه ميگرفت که درکشمکش برسرقدرت حکومت هاي بزرگ پيروز شده ،کشورهاي کوچک راضميمه خاک خود ميکنند(www.bashgah.net).
2-10-علائق ژئوپليتيکي بازيگران مختلف در منطقه قفقاز :
کشورهاي روسيه ،ايران وترکيه از قدرت مانور بيشتري در منطقه برخوردار هستند ايران ،روسيه وترکيه سطح ادعاي ژئوپليتيک خود را در منطقه گسترش مي دهند .در حال حاضر مهمترين مشکلات امنيتي منطقه ،منازعات قومي،نفوذ روسيه برکشورهاي جديدالتاسيس ،تعارض منافع قدرت هاي منطقه وفرامنطقه اي ورقابت وکشمکش هاي سياسي ناشي از آن مي باشد لذا کشورهاي جديدالتاسيس که خواستار حفظ حاکميت خود بودند به لحاظ تهديدات امنيتي ،منازعات قومي ،نگراني از مداخلات کشورهاي همسايه ومشکلات اقتصادي به سمت کشورهاي فرامنطقه رفته وبه برقراري روابط با آنها پرداختند.
2-10-1- بازيگران داخلي :
-جمهوري آذربايجان:
-تقويت وتعقيق استقلال از سلطه روسيه
-استخراج وصدور منابع انرژي وحل معضلات اقتصادي
-حل وفصل مطلوب قره باغ ودستيابي به تماميت ارضي
-کاهش بحران در روابط با روسيه
-تلاش براي پيوستن به ناتو واتحاديه اروپا-کاهش بحران در روابط با ارمنستان
– نزديکي به ترکيه
– جمهوري ارمنستان:
– حرکت به سمت برقراري کامل صلح در بحران قره باغ با حفظ وضعيت موجود سرزميني والحاق قره باغ به ارمنستان
-کاهش خطرات وتهديدات از جانب ترکيه وآذربايجان
– خروج از انزوا وايجاد توازن در سياست خارجي
-رشد اقتصادر وجذب سرمايه خارجي
-تسريع در حرکت به سمت ساختارهاي اروپائي
-جمهوري گرجستان :
-کاهش فشار روسيه وتقويت وتعقيق استقلا ل کشور
-حل مشکلات امنيتي
-کاهش ورفع منازعات قومي ونژادي ودستيابي به تماميت ارضي
-بهره برداري از ترانزيت انرژي منطقه براي رشد اقتصادي وثبات کشور
-رشد اقتصادي وجذب سرمايه خارجي

2-10-2-بازيگران منطقه اي:
روسيه :
کنترل برحوزه نفوذ سنتي خود-در اختيار داشتن وکنترل خيزش هاي قومي -مذهبي
-کنترل وسهيم شدن درمنابع انرژي وخط انتقال آن به بازارهاي جهاني
-کنترل بازيکران منطقه اي (ايران وترکيه)وفرامنطقه اي (آمريکاواروپا)
-تاثيرگذاري بررفتار ديگران
-ترکيه :
گسترش حوزه نفوذ در قفقاز تقويت راه ارتباط زميني بلاواسطه به منطقه وشرکت فعال در سيستم دفاعي وامنيتي آذربايجان وگرجستان
_در اختيارگرفتن سهم بالا دربازارهاي منطقه
-کشاندن خطوط انتقال منابع انرژي از ترکيه
-کنترل وتهديد ايران
-محدود کردن نفوذ روسيه وکاهش فشار آن بر آذربايجان وارمنستان
-ايرا ن :
– احياي روابط سنتي با قفقاز با هدف جلوگيري از تهديدزائي منطقه برعليه امنيت ملي ايران وبهره اقتصادي وفرهنگي
-تحل منافع ايران در درياي خزر ومنابع نفت منطقه
-بهره گيري از موقعيت ارتباطي قفقاز به عنوان جايگزيني مسير ترکيه براي ارتباط با اروپا
-برگرداندن مسيرهاي انتقال انرژي به مسير طبيعي واقتصادي ايران با هدف تقويت ثبات وسود اقتصادي
-جلوگيري از شکل گيري روند هاي تعديد زا توسط امريکا -ناتو واسرائيل در قفقاز 2-10-3-بازيگران فرامنطقه اي :
آمريکا:
-تقسيم وتجزيه روسيه
-کنترل انرژي خزر وجلوگيري از شکل گيري هرگونه رقيب در حاکميت امريکا بر انرژي جهان
-کنترل ايران وجلوگيري از نفوذ ايران در منطقه
-کنترل اقتصاد وبازار منطقه
-تغيير وکنترل نخبگان حاکم برقدرت در منطقه
-بهره گيري از قفقاز براي ارتباط با آسياي مرکزي
-اسرائيل:
حضور در منطقه نزديک مرزهاي ايران وايجاد توانائي براي تهديد امنيتي ايران
-بهره گيري از ارتباط با کشورهاي منطقه براي تغييرانزواي بين المللي خود
-تقويت جايگاه يهوديان منطقه
-جلوگيري از حضور ونفوذ ايران در منطقه (حيدري(239-241:1390 .

درجمع بندي اين فصل مي توان گفت به علت موقعيت ژئوپليتيکي وژئواکونومي منطقه قفقاز ،سبب گرديده که توجه بازيگران منطقه اي وفرامنطقه اي به اين قسمت از جهان معطوف گردد وهريک از بازيگران به دنبال منافع خود در اين منطقه مي گردند وبه علت منافع مشترکي که در بعضي از بازيگران داخلي ؛منطقه اي وفرامنطقه اي وجود دارد باعث تشکيل دو بلوک شامل کشورهاي (روسيه -ايران وارمنستان )و(جمهوري آذربايجان -ترکيه واسرائيل )در منطقه قفقاز جنوبي براي رسيدن به اهداف خود گردند .

فصل سوم
روش شناسي وتکنيک تحقيق ،ويژگيهاي عرصه تحقيق

.

مقدمه:
دراين فصل در ابتدا تاريخچه روابط بين سه کشور جمهوري اسلامي ايران ،ارمنستان وترکيه در حوزه هاي مختلف سياسي ،امنيتي ،فرهنگي پرداخته شده وسپس به عوامل منطقه اي وفرامنطقه اي گسترش روابط بين دو کشور جمهوري اسلامي ايران وارمنستان که در بالاترين سطح از ديرباز تاکنون وجود داشته اشاره گرديده .نيز به اختلافات ديرينه دو کشور ارمنستان وترکيه در طول تاريخ وموانع اصلي عادي سازي دو کشور پرداخته شده است 3-1-تاريخچه روابط ايران وترکيه:
-دوران امپراتوري عثماني:
براي بررسي روابط ايران وترکيه به يک چشم انداز تاريخي نياز است .سيري کوتاه در گذشته دوکشور گوياي سابقه اي طولاني درمناسبات دو کشور است.تاريخ روابط ايران وامپراتوري عثماني همواره پرتنش بوده است.امپراتوري عثماني وايران در طي دوران طولاني به جنگ هاي فرقه اي وايدئولوژيک پرداختند.رقابت هاي دو کشور در دوران صفوي (1722-1486)شديدترين دوره رقابت بود.با از بين رفتن صفويان ,پس از يک دوره فراز وفرود در ساختارسياسي ايران,سلسله قاجار با امپراتوري عثماني سعي در دستيابي به ايجاد ثبات در مرزهاي بين دوکشور شدند.در اين دوران نيز اصطکاک هاي کوچکي بين طرفين شکل گرفت .با درگيري هاي بيشتر امپراتوري عثماني با روسيه ,زمينه بيشتر براي بهبود روابط با ايران مهيا شد
-دوران پهلوي :
.پس از فروپاشي امپراتوري وظهور رضا شاه وآتاتورک,بسياري از تنشهاي مرزي ومذهبي تقليل يافت وروابط دو کشور سروسامان جديدي پيدا کرد.سفر رضاشاه به ترکيه وتاثيرپذيري ازآتاتورک,وي را براصلاحات در درون

1800متر از سطح درياهاي آزاد در فلات ارمنستان واقع شده وکوهستاني ترين جمهوري ماوراء قفقاز است متوسط بلندي ارمنستان 2برابر متوسط بلندي قاره آسياست پست ترين نقطه ارمنستان 400متر از سطح درياي آزاد ارتفاع دارد).اميراحمديان،95:1376).
2-5-1-ساختار طبيعي :
ازنظر اوضاع طبيعي ,ارمنستان به علت قرار گرفتن بين سه درياي بزرگ ,از طرف غرب درياي سياه ومديترانه واز طرف شرق در ياي خزر,دارادي آب وهوائي سرد ومرطوب ودر زمستان تابستاني کوتاه وخشک وگرم وفصل پاييز وبهاري کوتاه است ارمنستان خود مرز دريائي ندارد.سرزمين ارمنستان از جنوب تا شمال دارادي جنگل هائي است ولي به علت عدم وجود خاک عميق در نقاط کوهستاني وخشک بودن تابستان ها درخت هاي جنگلي ارمنستان فاقد ارزش صنعتي است.ده درصد وسعت خاک ارمنستان را درياچه آب شيرين سوان در ارتفاع 2000متري اشغال نموده است .ارمنستان کلا 483000زمين زراعي دارد که زير کشت گندم وجو ،سيب زميني ،سبزيجات مختلف وعلوفه قرار دارد.ارمنستان از اولين جمهوري هاي جدا از اتحاد جماهير شوروي است که تقسيم ارضي شده ودر حال حاضر کشاورزي ودامداري در ارمنستان به دست خود مالکان اداره مي شود.( .(اميراحمديان،71:1380 ) 2-5-2-ساختار سياسي :
نظام حکومتي ارمنستان در طي يک دهه داراي سه سيستم سياسي متفاوت از يکديگر بوده است ،تا سال 1370ساختار حکومت تک حزبي وبراساس شکل بندي قدرت متمرکز در اتحاد شوروي هدايت مي شد.بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ،ساختاردوران انتقال پديدار گرديد.مرحله سوم از سال1374هجري شمسي آغاز شد که در اين مرحله ساختار ديوان سالار(بوروکراتيک)قدرت شکل گرفت .قانون اساسي ارمنستان در 1995ميلادي تصويب شد.با تصويب آن وظايف واختيارات مردم وحکومت ,نحوه رابطه ميان نهادهاي قدرت با يکديگر وميزان حقوق وآزادي هاي مردم مشخص شدوارمنستان براي اولين بار داراي قانون اساسي مستقلي شد.براساس قانون اساسي تصويب شده ,نام کشور ,جمهوري ارمنستان وساختار حکومتي آن رياستي مي باشد.ارمنستان داراي حکومت جمهوري ومجلس نمايندگان منتخب از طرف مردم با تعداد 260نماينده است .اين کشور داراي 22وزارتخانه مي باشد.انتخاب رياست جمهوري با راي مردم به تائيد مردم مي باشد وبراي يک دوره 5ساله انتخاب مي شوند.ونخست وزير توسط رئيس جمهور انتخاب مي شود که بايد به تائيد مجلس هم برسدوکشور ارمنستان به 37 منطقه تقسيم شده است که هرمنطقه داراي فرماندار است که از طرف دولت تعيين مي شود که براي اداره کردن جاري دولتي وکارهاي روزمره مردم انجام وظيفه مي کنند ولي حق تعيين وتدوين هيچگونه قانوني ندارند.
قوه مقننه براساس قانون شامل يک پارلمان است که تحت عنوان وشوراي ملي خوانده مي شود وبه مدت 5سال از طريق راي مستقيم مردم انتخاب مي شوند وشامل 131کرسي است .نمايندگان مجلس در چارچوب سيستم حزبي انتخاب مي شوند .75کرسي در مرحله اول وبراساس اکثريت آراءتوزيع مي گردد .56کرسي باقي مانده نيز بر اساس ميزان آراءکسب شده توسط احزاب تقسيم مي شود.مهمترين احزاب ارمنستان عبارتند از -جنبش ملي ارامنه ,فدراسيون انقلابي ارمني (داشناکسيون)،حزب کمونيسم ،اتحاديه دموکراتيک ملي ،اداره شهروندي وچند حزب ديگر.
قوه قضائيه ارمنستان مطابق قانون ،شامل دادگاه ،قانون اساسي ديوان عالي کشور ودادگاه هاي عادي مي باشد .در اين قانون شورائي نيز تحت عنوان شوراي عدالت در نظر گرفته شده که متشکل از رئيس جمهور ،وزير دادگستري ودو عضو منتخب از سوي رئيس جمهور وچهار عضو منتخب از سوي شوراي ملي است. ( صديق،77:1383 -75 ) 2 -5-3- ساختار اقتصادي :
قبل از استقلال ارمنستان در سال 1991،اين کشور يکي از مناطق صنعتي شوروي به حساب مي آمدوداراي صنايع توسعه يافته اي در بخش هاي مهندسي ,شيميائي ,متالوژي ,راديو الکترونيک وغيره …بوده استحدود 60درصد توليدات اين جمهوري را توليدات مربوط به بخش صنايع تشکيل مي دادوواردات وصادرات کالا بيش از 50درصد توليد ناخالص داخلي را در دهه 80شامل مي گرديد ارمنستان نخستين جمهوري عضو جامعه کشورهاي مشترک المنافع مي باشد که در سال 1994 ميلادي به نرخ رشد اقتصادي مثبت دست يافت .زمين هاي قابل کشت در ارمنستان به دلايل کوهستاني بودن اين کشور بسيار محدود است .اين جمهوري وارد کننده عمده مواد غذائي بشمار مي رود .تقريبا 60درصد از نان و65درصد از محصولات لبني اين کشور وارداتي مي باشد.زمين زير کشت بالغ بر697000هکتار ومعادل 16درصد از مساحت اين کشور مي باشد که منطقه حاصلخيز آن در دره آرارات قرار دارد.بين کشورهاي مشترک المنافع ,ارمنستان اولين جمهوري مي باشد که خصوصي سازي زمين هاي کشاورزي را در سال 1991 ميلادي شروع نمود و80درصد زمين هاي کشائرزي وتعداد 561مزرعه از 713مزرعه کشت دسته جمعي نمود /اين عامل توليد محصولات کشاورزي را 15درصد افزايش داد.اقتصاد ارمنستان با سرعت کم وبطور تدريجي رو به رشد است.برخي سرمايه گذاري ها بطور محدود آغاز شده که مي تواند در احياي اقتصاد نقش داشته باشد .ضعف اقتصادي مفرط ارمنستان در پذيرش طرح هاي تبادل سرزميني وانعطاف ارامنه نيز تاثير خواهد داشت.تذکر اين نکته نيز ضروري است که قره باغ به نسبت ارمنستان کمک خارجي بيشتري دريافت کرده ووضع نسبتا بهتري دارد .اين کمک ها از جانب دولت
هاي غربي وهم از جانب ارامنه ساکن در ساير کشورهاي جهان بوده است .با سرمايه هاي خارجي که حدود 3ميليارد دلار تضمين زده مي شود کارخانجاتي توسط سوئيسي ها ,آلماني ها وانگليسي ها در قره باغ احداث شده است. صديق،80:1383 -79 ).
2-6-جمهوريهاي خودمختار قفقاز جنوبي:
2-6-1-جمهوري خودمختارآبخازستان:
اين جمهوري خودمختار در شمال غربي گرجستان ودر ترکيب اداري آن قرار دارد.مساحت آن 02/866کيلومترمربع است وبيش از نيم ميليون نفرجمعيت دارددر1936به عنوان يک جمهوري خودمختار ضميمه گرجستان شد ودر اوت 1990شوراي عالي آبخازي اين جمهوري را مستقل اعلام کرد که موجب درگيري وجنگ تا1994گرديد وبا ميانجي گري روسيه سرانجام در اين سال به آتش بس انجاميددرحال حاضر نيز آبخازستان عملا از کشور جدا شده وحکومت گرجستان در آن قدرتي نداردودولت روسيه به همراه اوسيتياي جنوبي استقلال آن را به رسميت شناخته است وازآن حمايت مي نمايد. (اميراحمديان،165:1381)
2-6-2-جمهوري آجارستان:
جمهوري خودمختار آجارستان در جنوب غربي گرجستان وجنوب شرقي درياي سياه واقع شده واز جنوب با ترکيه هم مرز است آجارستان يک جمهوري خودمختار در ترکيب دولت گرجستان است که اکثريت ساکنان آن راگرجي ها تشکيل مي دهند مساحت آن 2900کيلومترمربع است آجارها داراي همان زبان وفرهنگ گرجي هستند واز نظر شکل ظاهري تفاوتي با گرجي ها ,ايمرتي ها يا گوري ندارند .(اميراحمديان:166:1381) .

2-6-3-اوستياي جنوبي :
استان خودمختاراوسيتياي جنوبي در دامنه هاي جنوبي رشته کوه هاي قفقاز مرکزي قرار داردوقسمتي از دشت کارتلي داخلي را تشکيل مي دهد.تاقبل از استقلالذ گرجستان در سال1991,اين ناحيه در دوران حکومت شوروي به عنوان استان خودمختار اوستياي جنوبي در ترکيب گرجستان شوروي قرارداشت.پس از استقلال وبروز نا آرامي هاي قومي ودر گيري نظامي با دولت مرکزي ,خودمختاري آن لغو وبه نام ناحيه تسخين والي ناميده مي شد.مساحت اوستياي جنوبي 3900کيلومتر مربع است که 4/5درصد از کل قلمرو گرجستان را شامل مي شود. (اميراحمديان،289:1381) 2-6-4-جمهوري خودمختار نخجوان:
در ترکيب دولت جمهوري آذربايجان قراردارد وبه علت فاصله وجدائي آن با خاک اصلي آذربايجان بصورت خودمختار اداره مي شود .جمهوري خودمختار نخجوان درتاريخ 9فوريه 1924تشکيل شده است مساحت آن 5500کيلومترمربع است واز نظر اداري به 5ناحيه تقسيم مي شودپس از شروع واوج گيري مناقشه قره باغ بين آذربايجان وارمنستان ودرگيري ها ارتباط زميني اين جمهوري با خاک اصلي آذربايجان قطع شده است . (اميراحمديان،234:1381)

2-7-استان خودمختار قره باغ کوهستاني:
2-7-1موقعيت جغرافيائي وطبيعي قره باغ: نقشه 2-3-نقشه سياسي قره باغ

دانشگاه آزاد اسلامي واحد رشت
عنوان
جايگاه ارمنستان در روابط ژئوپليتيک ايران وترکيه
نقشه
موقعيت جغرافيائي قره باغ
استاد راهنما
دکتر رضا سيمبر
نام دانشجو
حسين جهان طلب

www.rasanews.ir))
قره باغ (به زبان آذري به معناي باغ سياه )ولايتي تاريخي در جمهوري آذربايجان است .که قلمرو آن از کوه هاي قفقاز صغير آغاز مي شود وتا اراضي واقع در بين رودهاي کوراوارس امتداد مي يابد مرکز اين ولايت شهر اسپانکرت است که آذربايجاني ها آن را خان کندي مي نامند(راه ورزارع،1:1387).
اين منطقه که با مساحتي حدود 4400کيلومترمربع ،5/1درصداز کل مساحت آذربايجان را به خود اختصاص داده است در 7کيلومتري مرز ارمنستان و25کيلومتري شمال مرز ايران ودر غرب جمهوري آذربايجان قراردارد(افشردي،147:1381).
قره باغ براساس سرشماري سال 68ش(1989م)189هزار نفر جمعيت داشته است که 77درصد آن ها ارمني و5/21درصد آذري وبقيه از سايراقوام بوده اند.بعداز آغاز جنگ قره باغ در سال 1991تعداد زيادي از آذري زبان ها از اين منطقه وشهرهاي اطراف قره باغ آواره شده اند وهزاران نفر از آنها کشته شده اند وارامنه وتا حدودي کردها اکثريت مطلق قره باغ را تشکيل مي دهند.(کاظمي،411:1384)
2-7-2-تقسيمات اداري استان قره باغ :
از نظر تقسيمات اداري ,قره باغ استان خودمختاري است که در ترکيب جمهوري آذربايجان قراردارد.نام اداري آن استان خودمختار قره باغ کوهستاني است که هفتم ژوئن سال1923تشکيل شده است .از نظر تقسيمات داخلي اين استان به 5ناحيه (رايون)به نامهاي زير تقسيم مي شود عسگران-مارتوني -هادروت -شوشا ومارداکرت اين استان داراي دو شهر به نام هاي خان کندي وشوشا -5شهرک يک قصبه و220روستااست مرکز آن شهر خان کندي است. (اميراحمديان،151:1381)
2-8-موقعيت ژئوپليتيکي قفقاز:
قبل از فروپاشي اتحاد شوروي مهمترين اهميت ژئوپليتيکي وژئواکونوميکي اين منطقه نفش آفريني آن به عنوان بزرگترين معبر ارتباطي شوروي از طريق ايران وحوزه درياي سياه با دنياي خارج وهمچنين نقش آفريني استراتژيکي آن به عنوان سپر دفاعي جهان کمونيستي در مقابل کاپيتاليستي به شمار مي رفت.
پس از فروپاشي با توجه به واقعيت هاي ژئو پليتيکي منطقه وفضاهاي پيراموني از جمله رژيم حق
وقي درياي خزر ,نقش قفقاز در ارسال منابع انرژي درياي خزر وآسياي مرکزي به بازارهاي بين المللي ,موقعيت مواصلاتي وارتباطي در بين حوزه هاي ژئو پليتيکي آسياي مرکزي -خاورميانه -درياي سياه وآناتولي وبه تبع آن پيوستگي وتعلقات ژئوپليتيکي پيراموني ،تعلقات قدرت هاي منطقه اي وفرا منطقه اي در قفقاز ،جغرافياي سياسي پيچيده ودر هم آميخته قومي -زباني منطقه ونيز پيوستيگهاي فرهنگي آن با مناطق پيراموني ،مناقشات ژئو پليتيکي موجود در منطقه قدرتمندي نيروهاي واگراونوع رفتاري دولت هاي منطقه در مناسبات سياسي واقتصادي با يکديگر ونيز با دولت هاي منطقه اي وفرا منطقه اي وبه تبع همه اين ها نوع الگوي ژئوپليتيکي حاکم برمنطقه قفقاز نقش آفريني ويژه هاي در معادلات ژئو پليتيکي وژئواکونوميکي منطقه اي وجهاني بازي مي کند.( وليقلي زاده،456:1388) . يکي ازويژگيهاي ژئوپليتيکي کشورهاي قفقاز به جز گرجستان محصور بودن در خشکي وبه اصطلاح بري بودن آنها است.که براي جبران اين تنگناي جغرافيائي مي بايست از خاک کشورهاي همسايه به عنوان گذرگاه ومسير دسترسي به آبهاي آزاد استفاده کنندکه اين نياز ,مسائل بعدي از قبيل حق عبور ,مسائل حقوقي وغيره را مطرح مي کند.البته وضعيت سه کشور منطقه قفقازاز اين جهت يکسان نيست. گرجستان با دارا بودن سواحل طولاني در کنار درياي سياه نسبت به دو همسايه ديگر قفقازي وضعيت مناسب تري را دارا است .راه آذربايجان براي دستيابي به آبهاي آزاد عبور از گرجستان ورسيدن به درياي سياه يا عبور از گرجستان وترکيه واتصال به درياي مديترانه است .ارمنستان در ميان سه کشور منطقه قفقاز از اين جهت نامناسب ترين وضع را داراست وبطر کلي در خشکي محصور است .اين محاصره با رويکرد ناهماهنگ سياسي سه عمسايه عمده شرقي (آذربايجان)شمالي (گرجستان)وغربي (ترکيه )تشديد شده است ومسير ايران را تنها گزينه قابل بهره برداري ارمنستان تبديل نموده است (صديق،45:1383)

2-9-جايگاه قفقاز درنظريه هاي ژئوپليتيکي :
2-9-1-نظريه قدرت بري مکيندر :
مکيندر نظريه خود را براي اولين بار در سال 1904م طي مقاله اي تحت عنوان محور جغرافيائي تاريخ در محل انجمن سلطنتي جغرافيا در انگليس ارائه داد.او اصالت را به خشکي در توليد قدرت مي داد ودر تفسير اين امر چهارچوب نظري -فضائي از اوراسيا را ارائه کرد.براساس اين نظريه خشکي بزرگ اوراسيا داراي ناحيه غيرقابل دسترسي از سوي قدرت دريائي بود که نقش دژرا بازي مي کرد وبين رود ولگا در غرب ،سيبري در شرق،ارتفاعات البرز وهندوکش در جنوب واقيانوس منجمد شمالي در شمال قرارگرفته بود.(حافظ نيا،28-29:1389)

آن بود كه:
* معمولاً افراد كليدي و رابط‌ها در ساختار ارتباطي، كساني بودند كه در مراكز قدرت قرار داشتند مانند رئيس، معاونان دپارتمان‌ها و بخش‌ها.
* از ميان متغيرهاي مستقل ياد شده، جنسيت، عضويت در دپارتمان و موقعيت قرارگيري دپارتمان‌ها تأثير زيادي بر شكل‌گيري كانال‌هاي ارتباطي داشته است.
* نتايج حاصل از بررسي صفات شخصيت نشانگر آن بوده است كه بين صفات شخصيت ميان افراد منزوي و رابط‌ها در ارتباطات سازماني تفاوت معني‌داري (05/0 =?) وجود دارد. افرادي كه داراي نقش كليدي و رابط بودند داراي صفات اجتماعي مصر، وظيفه‌شناس، پوست كلفت و… شناخته مي‌شدند.
* به عبارتي نتايج اين پژوهش نشان داد كه شكل شبكه ارتباطي تابعي از چند عامل اصلي و اساسي است، نخست موقعيت قرارگيري فرد در ساختار سازمان و كانون‌هاي قدرت و دوم خصوصيات شخصيتي.
* همچنين همجواري فيزيكي و تنوع تكرار در ارتباطات به واسطه قلمرو جغرافيايي مشترك، مي‌تواند شكل شبكه ارتباطي را تحت تأثير خود قرار دهد.

فصل سوم
روش تحقيق

3-1. روش تحقيق
تحقيق مورد نظر از لحاظ هدف، کاربردي است و از نظر روش، توصيفي از نوع همبستگي است؛ از آنجا که در اين پژوهش مداخله يا دستکاري آزمايشي صورت نگرفته، طرح پژوهش در زمره طرحهاي توصيفي است.

3-2. جامعه، نمونه و روش نمونه گيري
جامعه آماري تحقيق حاضر عبارتست از کليه کارکنان اداري آموزش و پرورش شهرستان پيرانشهر که در سال 1393 مشغول به خدمت و فعاليت هستند که تعداد آنها بر اساس استعلام از اداره مذکور برابر 55 نفر مي باشد.
با توجه به محدود بودن حجم جامعه آماري، کل جامعه آماري به عنوان نمونه مورد بررسي در نظر گرفته مي شود. پس بر اين اساس، حجم نمونه در مطالعه حاضر برابر 55 نفر مي باشد که به اين حالت نمونه در دسترس مي گويند.

3-3. ابزار جمع آوري اطلاعات
براي جمع آوري اطلاعات از نمونه آماري و به منظور آزمون فرضيه هاي تنظيم شده اين تحقيق، از پرسشنامه ايي كه با توجه به متغيرهاي تحقيق و عملياتي نمودن آنها تنظيم شده، استفاده گرديده است.
پرسشنامه تحقيق متشكل از دو دسته سؤال است. دسته اول كه با حروف الفبا كدگذاري شده است به منظور تعيين و مشخص شدن مشخصات نمونه آماري از لحاظ جنسيت، سن، سطح تحصيلات و سابقه خدمت و دسته دوم به منظور آزمون فرضيه هاي تحقيق حاضر در دو بخش تنظيم گريده است. بخش اول شامل سؤالات ارتباطات سازماني است که در قالب مقياس پنج گزينه اي ليکرت مورد استفاده قرار گرفته است. اين بخش از پرسشنامه داراي 27 سؤال مي باشد. که به صورت جدول شماره 3-1 براي هر يک از مولفه ها در نظر گرفته شده است.
بخش دوم، پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندي سازماني پودساكف و همكاران (1990) در قالب 21 سؤال و در قالب مقياس پنج گزينه اي ليکرت تنظيم گرديده است.
پودساكف و همكاران (1990) مقياسي را براساس ابعاد پنجگانه اورگان (1988) يعني؛ نوع دوستي، وجدان كاري، جوانمردي، نزاكت و آداب اجتماعي ساخته اند. اين ابزار شامل 21 سوال است. نوع دوستي چهار سئوال، وجدان كاري چهار سئوال، جوانمردي چهار سئوال، نزاكت پنج سئوال، وآداب اجتماعي چهار سئوال را به خود اختصاص داده اند.
اين پرسشنامه توسط پژوهشگران معروف مانند پودساکف، مکنزي ومورمن(1990) ساخته شده و بارها توسط اين پژوهشگران و ساير پژوهشگران ديگر مورد استفاده قرارگرفته است. ضريب الفاي كرونباخ محاسبه شده براي نوع دوستي85/0، وجدانكاري82/0، جوانمردي 85/0، نزاكت 85/0، وآداب اجتماعي 70/0 گزارش شده است (نام،2003). در ايران نيز پايايي اين پرسشنامه توسط شكركن و همكاران (1383) 88/0 ؛ نعامي و شکرکن (1385) 92/0 و در تحقيق هويدا و همكاران ؛(1388) 89/0گزارش شده است. در پژوهش حاضر نيز پايايي پرسشنامه براساس ضريب آلفاي كرونباخ مورد محاسبه قرارگرفت كه 79/0 بدست آمد. جدول 3-2 ابعاد رفتار شهروندي سازماني را به تفکيک نشان مي دهد.
جدول شماره 3-1: ابعاد پرسشنامه ارتباطات سازماني و تعداد سؤالات مربوط به هر بعد در پرسشنامه
ابعاد ارتباطات سازماني
سوالات
مجموع سؤالات
کانال ارتباطات
1-8
8
مسير ارتباطات
9-12
4
محتواي ارتباطات
13-19
7
سبک ارتباطات
20-27
8
مجموع کل سؤالات ارتباطات سازماني
27

جدول شماره 3-2: پرسشنامه رفتار شهروندي سازماني و تعداد سؤالات مربوط به هر بعد آن
ابعاد پرسشنامه رفتار شهروندي سازماني
سوالات
مجموع سؤالات
نوع دوستي
1-2-3-4
4
وجدان كاري
5-6-7-8
4
جوانمردي
9-10-11-12
4
نزاكت
13-14-15-16-17
5
آداب اجتماعي
18-19-20-21
4
مجموع سؤالات رفتار شهروندي سازماني
21 سؤال

3-4. روايي86 و پايايي87 پرسشنامه
در اين تحقيق براي مشخص کردن روايي ابزار جمع آوري اطلاعات از روايي نمادي يا صوري استفاده گرديد، بدين ترتيب که پرسشنامه اوليه تنظيم شده در اختيار اساتيد و صاحبنظران دانشگاهي رشته مديريت قرار گرفت تا در رابطه با اينکه سئوالات مطرح شده، آنچه را که مد نظر است، اندازه گيري مي کند يا خير؟ اظهار نظر نمايند. سپس نظرات اساتيد و کارشناسان در پرسشنامه لحاظ و تغييرات لازم در سؤالات بوجود آمد.
براي آزمون پايايي پرسشنامه، از روش آلفاي کرونباخ استفاده گرديد. بر اساس اين روش با يک مطالعه مقدماتي روي 30 نفر از جامعه آماري(به روش تصادفي) و با
استفاده از نرم افزار آماري SPSS 22 ميزان پايايي سؤالات ارتباطات سازماني و رفتار شهروندي سازماني به ترتيب 821/0 و 794/0 بدست آمد(جدول شماره 3- 3 ).
مقدار اين آماره ها نشان مي دهدکه اولاً سؤالات پرسشنامه همبستگي بالايي با يکديگر دارند و ثانياً پرسشنامه تحقيق،‌ از پايايي بالايي برخوردار مي باشد.
جدول شماره 3-3: آزمون پايايي پرسشنامه ارتباطات سازماني و رفتار شهروندي سازماني
تعداد نمونه مورد بررسي
تعداد سؤالات پرسشنامه
آلفا گرونباخ برآورد شده
نام پرسشنامه
30
27
821/0
ارتباطات سازماني
30
21
794/0
رفتار شهروندي سازماني

3-5. روش تجزيه و تحليل داده هاي آماري
به منظور تجزيه و تحليل داده هاي بدست آمده از پرسشنامه هاي جمع آوري شده از روشهاي آماري توصيفي و استنباطي استفاده شده است. بدين ترتيب براي توصيف پاسخهاي داده شده به سؤالات پرسشنامه هاي تحقيق حاضر از جدول هاي توزيع فراواني و درصد پاسخهاي مربوط به هر يک از سؤالات استفاده شده است و براي نشان دادن داده هاي آماري سؤالات عمومي بصورت مجسم، از نمودارهاي ستوني استفاده گرديده است. و در سطح استنباطي براي آزمون فرضيه ها از آزمون کولموگروف اسميرنف و تحليل رگرسيون ساده و چندگانه استفاده شده است. لازم به ذکر است کليه عمليات آماري در تحقيق حاضـر از طـريق نرم افزار آماريSPSS. 22 انجام شده است.

فصل چهارم
تجزيه و تحليل داده هاي آماري
(يافته هاي تحقيق)

4-1. مقدمه
در اين فصل داده هايي که از طريق پرسشنامه هاي جمع آوري شده به دست آمده اند، با استفاده از آمار توصيفي و آمار استنباطي در دو بخش مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است. بدين ترتيب که ابتدا در بخش اول فصل حاضر براي توصيف سؤالات دموگرافيک نمونه آماري از جدول هاي توزيع فراواني و درصد پاسخ هاي مربوط استفاده گرديد. سپس در بخش دوم فرضيه هاي تحقيق براساس نتايج به دست آمده از بررسي سؤالات، با استفاده از آمار استنباطي(آزمون کولموگروف اسميرنف و تحليل رگرسيون ساده و چندگانه) مورد آزمون قرار گرفتند.

4-2. بخش اول: يافته هاي توصيفي
4-2-1. جنسيت پاسخگويان:
مرد ( زن (
پاسخ هاي بدست آمده از پرسشنامه هاي جمع آوري شده، براي سؤال فوق به صورت جدول شماره 4- 1 مي باشد:
جدول شماره 4-1: توزيع فراواني و درصد پاسخ هاي نمونه آماري به جنسيت پاسخگويان
نوع پاسخ ها
کميت پاسخ ها
مرد
زن
جمع
فراواني
49
6
55
درصد
89
11
100

نمودار ميله اي شماره 4-1:درصد پاسخ هاي نمونه آماري به جنسيت پاسخگويان

بر اساس جدول و نمودار شماره 4-1، مشاهده مي شود که، 49 نفراز پاسخگويان (89 درصد نمونه آماري) را کارکنان مرد و 6 نفر از پاسخگويان (11 درصد نمونه آماري) را کارکنان زن تشکيل داده است.

4-2-2. سن
زير 30 سال 40-30 سال 50- 41 سال بالاتراز 51 سال
پاسخ هاي به دست آمده از پرسشنامه هاي جمع آوري شده براي سؤال فوق به صورت جدول شماره4-2 مي باشد:
جدول شماره 4-2: توزيع فراواني و درصد پاسخ هاي نمونه آماري به ميزان سن
نوع پاسخ
کميت پاسخ
کمتر از 30 سال
30 تا 40 سال
41 تا 50 سال
بيشتر از 51 سال
جمع
فراواني
1
22
22
10
55
درصد
8/1
40
40
2/18
100

بر اساس جدول شماره4-2، 1 نفر از پاسخگويان(8/1 درصد نمونه آماري) کمتر از 30 سال، 22 نفر از پاسخگويان (40 درصد نمونه آماري) بين 30 تا 40 سال، 22 نفر از پاسخگويان (40 درصد نمونه آماري) 41 تا 50 سال و 10 نفر از پاسخگويان (2/18 درصد نمونه آماري ) بالاي 51 سال سن دارند.
نمودار ميله اي در صفحه بعدي نيز اين نتايج را به وضوح نشان مي دهد.

نمودار شماره 4-2: درصد پاسخ هاي نمونه آماري به ميزان سن

4-2-3. ميزان تحصيلات
ديپلم فوق ديپلم ليسانس فوق ليسانس دکتري
پاسخ هاي به دست آمده از پرسشنامه هاي جمع آوري شده، براي سؤال فوق به صورت جدول شماره 4-3 مي باشد:

جدول شماره 4-3 : توزيع فراواني و درصد پاسخ هاي نمونه آماري به ميزان تحصيلات
نوع پاسخ
کميت پاسخ
ديپلم
فوق ديپلم
ليسانس
فوق ليسانس
دکتري
جمع
فراواني
11
9
29
6
0
55
درصد
20
4/16
7/52
9/10
0
100
بر اساس جدول شماره 4-3، 11 نفر از پاسخگويان (20 درصد نمونه آماري) را ديپلم، 9 نفر از پاسخگويان (4/16 درصد نمونه آماري) را فوق ديپلم، 29 نفر از پاسخگويان (7/52 درصد نمونه آماري) را ليسانس و 6 نفر از پاسخگويان (9/10 درصد نمونه آماري) را فوق ليسانس تشکيل داده اند. در مجموع مي توان گفت که تعداد قابل توجهي از پاسخگويان(53 %) در تحقيق حاضر داراي مدرک تحصيلي ليسانس هستند.
نمودار ميله اي در صفحه بعدي نيز نتيجه به دست آمده را تأييد مي نمايد.

نمودار شماره 4-3: درصد پاسخ هاي نمونه آماري به ميزان تحصيلات پاسخگويان

4-2-4. سابقه خدمت
کمتر 5 سال ( 5 تا 10 سال ( 11 تا 15 سال ( 16 تا 20 سال (
21 تا 25 سال ( بيشتر از 26 سال (

پاسخ هاي به دست آمده از پرسشنامه هاي جمع آوري شده براي سؤال فوق به صورت جدول شماره 4-4 مي باشد:
جدول شماره 4-4 : توزيع فراواني و درصد پاسخ هاي نمونه
آماري به سؤال سابقه خدمت
نوع پاسخ
کميت پاسخ
کمتر از 5 سال
5-10 سال
11-15 سال
16-20 سال
21 تا 25 سال
بيش از 20 سال
جمع
فراواني
1
14
17
11
12
0
55
درصد
8/1
5/25
9/30
20
8/21
0
100
بر اساس جدول شماره 4-4، 1 نفر از پاسخگويان( 8/1 درصد نمونه مورد بررسي) داراي سابقه ي خدمتي کمتر از 5 سال، 14 نفر از پاسخگويان(5/25 درصد نمونه مورد بررسي) بين 5-10 سال، 17 نفر از پاسخگويان(9/30 درصد نمونه مورد بررسي) بين 11-15 سال، 11 نفر از پاسخگويان(20 درصد نمونه مورد بررسي) بين 16 تا 20 سال و 12 نفر از آنان( 8/21 درصد نمونه آماري) بالاي 20 سال سابقه ي خدمت دارند.
نمودار ميله اي در صفحه بعدي نيز اين نتايج را به وضوح نشان مي دهد.

نمودار شماره 4-4: درصد پاسخ هاي نمونه آماري به سؤال سابقه خدمت

4-3. بخش دوم:
تجزيه و تحليل استنباطي داده هاي آماري(آزمون آماري فرضيه هاي تحقيق)
4-3-1. بررسي نرمال بودن دادهها
با استفاده از آزمون کولموگروف اسميرنف نرمال بودن دادهها را ميتوان بررسي کرد که ما در اينجا اين آزمون را براي کل دادهها و نيز تک تک متغيرها انجام دادهايم که نتايج آن به صورت جداول نشان داده شده است. اين آزمون در سطح اطمينان 95% انجام ميگيرد به عبارتي سطح معناداري ما 05/0= ? ميباشد. در اين آزمون ما دو فرض زير را داريم:
دادهها از توزيع نرمال پيروي ميکنند. :H0
دادهها از توزيع نرمال پيروي نميکنند. :H1
اگر p- مقدار بدست آمده (همان sig جدول) بزرگتر از 05/0= ? باشد نرمال بودن دادهها را نتيجه ميگيريم و درغير اينصورت به نرمال بودن دادهها شک ميکنيم.
جدول شماره 4-5 : نتايج آزمون نرمال بودن مربوط به متغير هاي تحقيق
متغيرها
تعداد دادهها
آماره کولموگروف اسميرنف
p- مقدار
ارتباطات سازماني
55
034/1
235/0
کانال ارتباطي
55
721/0
677/0
مسير ارتباطي
55
932/0
350/0
محتواي ارتباطي
55
814/0
521/0
سبک ارتباطي
55
560/0
912/0
رفتار شهروندي سازماني
55
466/0
982/0
با توجه به نتايج بدستآمده در جدول 4-5 و از آنجائيکه p- مقدار بدست آمده براي آزمونها بزرگتر از سطح معناداري ما يعني 05/0= ? ميباشد، فرض نرمالبودن دادهها را پذيرفته و ميتوان براي بررسي فرضيهها از روشهاي پارامتري استفاده کرد که ما در اينجا از روش تحليل رگرسيون خطي استفاده خواهيم کرد.

4-3-2. آزمون فرضيه اصلي :
ارتباطات سازماني بر رفتار شهروندي سازماني کارکنان آموزش و پرورش شهرستان پيرانشهر تأثير دارد.
براي بررسي تأثير مؤلفه هاي ارتباطات سازماني (کانال، مسير، محتوا و سبک ارتباطي) بر رفتار شهروندي سازماني کارکنان از تحليل رگرسيون چندگانه استفاده شده است.
جدول شماره 4- 6: نتايج آزمون همبستگي بين متغيرهاي مستقل و وابسته

متغير مستقل
متغير وابسته(رفتار شهروندي سازماني)

سطح معني داري
ضريب همبستگي
کانال ارتباطات
002/0
374/0
مسير ارتباطات
006/0
339/0
محتواي ارتباطات
000/0
505/0
سبک ارتباطات
000/0
581/0

جدول شماره 4- 7: نتايج ضريب همبستگي، ضريب تعيين و آماره دوربين واتسون
R
(ضريب همبستگي)
R2
(ضريب تعيين)
ضريب تعيين تعديل شده
مقدار خطا
دوربين واتسون
670/0
449/0
405/0
27/0
560/1

ي فراهم شده ناشي از جريانات ارتباطي، بدواً اعمال شده سپس گسترش يافته و نهايتا به متن سازمان اضافه و حفظ مي‌شود . (فخيمي 1379).
ارتباط موثر به دو دليل براي مديران اهميت دارد. اول، ارتباط فرآيندي است که به وسيله آن مديران به ساختار برنامه‌ريزي، رهبري و کنترل دست مي‌يابند. دوم، ارتباط فعاليتي است که مديران بخش اعظمي از وقتشان را صرف آن مي‌کنند.
بندرت مديران در ميز کارشان به تنهايي فکر يا برنامه‌ريزي مي‌کنند. در حقيقت زمان مديريت به طور عمده زماني براي ارتباط رو در رو، الکترونيکي يا تلفني با افراد، همتايان، ناظرين، تهيه کنندگان يا مشتريان است. به هنگام برخورد نداشتن با ديگران به صورت حضوري يا تلفني، مديران ممکن است يادداشت، گزارش يا نامه‌اي را بنويسند يا بخوانند.
در تحقيقي، بررسي مديران رده بالا و مياني سازمان نشان داد که آنها در هر دو روز تنها نيم ساعت با آرامش کامل، بدون داشتن هيچ نوعي ارتباط يا بر هم خوردن سکوت، به سر مي‌برند. (استونر و فري من، 1992، ص 530)
ارتباطات به اعضاء سازمان براي دستيابي به اهداف فردي و سازماني و نيز استفاده و پاسخ به تغيير سازماني، ايجاد فعاليتهاي سازماني هماهنگ و براي وارد شدن در تمامي رفتارهاي مرتبط سازماني کمک مي‌کند. (ايوانويچ 6 و ماتسون 7،‌2002، ص 492).
چندين نشريه به عنوان آثاري مي‌باشند که اهميت ارتباط در فرآيند سازماني را مورد توجه قرار مي‌دهند. هربرت سيمون 8 (1945) در نشريه‌اي با نام نوبل 9 راجع به سيستمهاي ارتباطات سازماني بحث مي‌کند و عنوان مي‌کند که در سازمانها ارتباط کاملا الزامي است. باولاس و بارت 10 (1951) در کتابشان آورده‌اند که ارتباط ماهيت فعاليتهاي سازماندهي شده است. در سال 1954، جواني به نام کريس آرگريس11، کتابي تحت عنوان “شخصيت و سازمان” را منتشر کرد. اين کتاب که حاوي مطالب دقيق و تحقيق شده است، ارتباطات سازماني را بخاطر اهميت ويژه و بخصوصش مجزا نموده است. آرگريس زماني به اين موضوع پرداخت که در ارتباطات سازماني شرايط ناعادلانه‌اي حکمفرما بود، مثلا اينکه “مدير همه چيز را خوب مي‌داند و کارگردان به طور ذاتي احمق و نادان هستند.”. وي اين وضعيت را که مبتني بر تحميل خواسته‌هاي مدير بر کارکنان بود بشدت متهم کرد. 12
ارتباطات، براي مديران سازمان و کاري که انجام مي‌دهند نقش حياتي دارد. کانتر (1977) به اين نتيجه رسيد که مديران درصد بالايي از وقت خود را‌ صرف ارتباطات مي‌کنند. معمولا اين ارتباطات به صورت تماس‌ها به صورت برگزاري شوراها برقرار مي‌گردد. مديران بايد به پيام‌هاي تلفني و نامه‌هاي ارسالي پاسخ دهند. کوتاه سخن اينکه، کار مدير در ارتباط خلاصه مي‌شود. (پارسائيان و اعرابي، 1376)
گوئل کهن (1376) در زمينه نقش و جايگاه ارتباط در سازمان‌ها اظهار مي‌دارد که سازمان‌ها به منظور رسيدن به اهدافي مشخص طرح ريزي شده‌اند. در اين ساختار مديران، کارکنان، ‌کارفرمايان، متخصصان و محيط بروني سازمان،‌لزوما به وسيله‌ي فرآيندهاي ارتباطات سازماني به يکديگر وابسته‌اند. افزون بر اين براي رسيدن به اهداف، ‌سازمان مي‌طلبد که رهبراني کوشا و پرتلاش داشته باشد، مردم انگيزش يابند، تلاش‌ها هماهنگ شود، تصميم‌گيري‌ها انجام پذيرد و عمليات کنترل و هدايت شوند. هر يک از اين وظايف،‌مستلزم کنش و واکنش متقابل بين افراد و در نتيجه مستلزم وجود ارتباط است.

ارتباطات در پيشبرد اهداف سازمان و همچنين در ايجاد احساس هويت و وابستگي کارکنان به سازمان و همکاران و نهايتا نهادينه کردن وفاداري آنان به سازمان بسيار مهم و مورد توجه فراوان مديران با تجربه و تحصيل کرده مي‌باشد. به عقيده ونريل 13 ارتباطات مي‌تواند وسيله‌اي براي احساس هويت و احراز شخصيت فرد در سازمان تلقي گردد.
امروزه به قول وايت و مازور 14 يکي از مسائل مهم و مبتلا به سازمان‌ها، مديريت ارتباطات عمومي است که کليه سازمانها به گونه‌اي در راه‌اندازي، کنترل و بهره‌گيري از آن دخالت دارند. براي اين کار مديران و کارشناسان به زعم ويندهال و سيگنيتزر 15 بايد با آگاهي از بکارگيري تئوري‌هاي ارتباطات اقدام و برنامه‌ريزي در هرچه مؤثرتر نمودن اين عنصر مهم مديريت در جهان امروز که به گونه غيرقابل پيش‌بيني در حال گستردگي و کم کردن فاصله‌ها و خارج نمودن انسان از مرزهاي انزوا و پرتاب او به اقصي نقاط جهان است، بنمايند. (فخيمي، 1379).

2-2-5. تعاريف ارتباطات
محققين غربي که پايه‌گذاران ديدگاه‌هاي جديد ور وش‌ها و فنون ارتباطي موجود مي‌باشند، بر اين عقيده‌اند که کلمه ارتباطات 16 از لغت لاتين (Communication) مشتق شده است که اين لغت خود در زبان لاتين به معناي(To Make Common) يا عمومي کردن و يا به عبارت ديگر در معرض عموم قرار دادن است. اين بدين معني است که مفهومي از درون فردي برخاسته است، به ميان ديگران راه يافته و به ديگران انتقال يافته است. پس در اصل اعتقاد بر اين است که ارتباطات، برخي ازمفاهيم و تفکرات و معاني و يا به عبارت بهتر پيام‌ها 17 را به ديگران و يا ميان عموم گسترش مي‌دهد. تعاريف جديد‌تر آن را “انتقال مفاهيم” و يا “انتقال معاني”18 و نيز “انتقال و يا تبادل پيام‌ها” 19 مي‌دانند.
ارتباط به گونه‌اي وسيع و گسترده “تسهيم تجارب”20 نيز تعريف شده است. در اين معني هر موجود زنده‌اي تجارب و آنچه در درون خود دارد با ديگران چه همنوعان خودو چه با انواع ديگر در ميان مي‌گذارد (فرهنگي، 1373).
بنا به تع
ريف ارائه شده در فرهنگستان جامع انگليسي آکسفورد، ارتباطات عبارت مي‌باشد از: “فرستادن، انتقال دادن و تبادل عقايد، دانش و غيره ….” (فخيمي، 1379، 408).
فرهنگ وبستر 21 در تعريف لغت ارتباط آورده است: “ارتباط عبارتست از عمل انتقال، اظهار، بيان و گفتگو، بين يک فرد با فرد ديگر” (مشبکي، 1377، 211). در مديريت، ارتباط را انتقال اطلاعات 22، مفاهيم و معاني بين افراد سازمان تعريف مي‌کنيم و منظور از اطلاعات تنها وقايع و نظرات نبوده بلکه احساسات و عواطف را نيز شامل مي‌شود. بنابراين زماني که اطلاع يا خبري را به فردي مي‌دهيم. يا نظرمان را برايش بازگو مي‌کنيم، با او ارتباط برقرار کرده‌ايم. همين طور زماني که در نگاه، حالات چهره، طرز رفتار يا لحن گفتارمان نکته‌اي هست که بازگو کننده احساسات و عواطف مناسب مي‌باشد، بدون اينکه صريحا خواسته باشيم نشان دهيم، باز ارتباط برقرار کرده‌ايم. بدين ترتيب ارتباطات عبارتست از “انتقال و تبادل اطلاعات، معاني و مفاهيم و احساسات بين افراد در سازمان با واسطه يا بلاواسطه (ميرآبي، 1380، 230).
به زعم ولنس و مک ويليام23:
“…. ارتباطات پايه کليه روابط مراوده‌اي مي‌باشد. از طريق ارتباطات با يکديگر به تفاهيم مي‌رسيم و دوست داشتن همديگر را مي‌آموزيم، در يکديگر نفوذ مي‌نمائيم، به هم اعتماد مي‌کنيم، راجع به خودمان چيزي آموخته و به ديگران که چگونه ما را مي‌بينند توجه مي‌نمائيم ….” (فخيمي، 1379، 408).

به عقيده مورفي و هيندبرانت 24 :
“…. ارتباطات فرآيندي است براي انتقال و دريافت پيام‌هاي کتبي و شفاهي که منتج به جواب و پاسخ مي‌شود…” (همان منبع، 408).
از طرفي باگلي 25 نظر ديگري اظهار مي‌دارد. او مي‌گويد:
“… ارتباطات فرآيندي است که به هنگام انتقال فکر، عقيده، اطلاعات، احساس بين افراد و يا گروه و افراد براي مقاصد سنجيده شده‌اي واقع مي‌شود….”.
نظر ليتل 26 مشابه نظر فوق است. به زعم او : “… ارتباطات فرايندي است که به وسيله آن اطلاعات بين افرادو يا سازمان‌ها از طريق نمادهادي مورد توافق قبلي برقرار مي‌شود….” (همان منبع،408).
ارتباط عبارتست از فرايند انتقال پيام و برقراري تفاهم بين دو نفر يا بيشتر مشروط بر آنکه معناي مورد نظر فرستنده پيام را، گيرنده نيز دريافت کند (صائميان، 1377، 76).
دنسل لانگلي و ميشل شين اظهار مي‌دارند که: ارتباط عبارتست از “فرايند انتقال اطلاعات با وسايل ارتباطي گوناگون از يک نقطه، يک شخص يا يک دستگاه به ديگري” (رئوفي، 1381، 167).
ارتباطات يک فرايند شخصي است که درگير تبادل رفتار مي‌باشد (حقيقي و همکاران، 1380، 224).
ارتباطات – تبادل اطلاعات و انتقال معني- بخشي از هر کاري است که مديران انجام مي‌دهند(دسلر، 2001).27
ارتباطات مبين نحوه و چگونگي توزيع و تبادل عقايد، افکار و اطلاعات از طريق کتبي، شفاهي، علامات و حرکات به منظور راهنمايي و هدايت رفتار کارکنان سازمان در مبادله پيام مي‌باشد(فخيمي، 1379، 407).
تبادل کلام، پيام و يا مبادله افکار و عقايد يا “فراگرد تفهيم و تفاهم و تسهيم معني” را اصطلاحاً‌ برقراري ارتباط ناميده‌اند و يا فرآيند انتقال اطلاعات و مفاهيم فکري انسان. بنابراين هر واقعه‌اي که روي دهد يا اصواتي که به گوش رسد و يا ايماء و اشاراتي که به عمل آيد، مي‌تواند نوعي ارتباط بين افراد باشد(مسعودي ندوشن، 1376، 483).
هارودلويت در کتاب روانشناسي مديريتي چنين بيان داشته است که “ارتباطات عبارت است از ارسال و شليک اطلاعات و اصابت آن به هدف که براي اطلاع از اثربخشي آن بايد بازخورد اطلاعات از گيرنده (هدف) گرفته شود”(کوکلان، 1378، 84).
کليت28 در کتاب مديريت منابع انساني، ارتباطات را به معني توزيع اطلاعات در سطوح مختلف سازماني به منظور هدايت رفتار افراددر تصميم‌گيري‌هاي سازماني، حل مشکلات و نوآوري، ايجاد هماهنگي، ارزيابي عملکرد و رهبري تعريف کرده است(مسعودي ندوشن، 1376،‌ 484).
فيليپ کوميز، ارتباطات را “جابه‌جا شدن اطلاعات از سوي فرستنده (اطلاعات) به گيرنده (اطلاعات) به اين شرط که هر دو، هم فرستنده و هم گيرنده، اطلاعات جابجا شده را درک نموده و بفهمند” تعريف کرده است(طوسي و همکاران، 1378، 330).
ارتباطات فرايندي است پويا که زيربناي بقا و رشد و تحولات تمام سيستمهاي زنده در سازمان است(عباس زادگان، 1379، 43).
ارتباطات عبارتست از “مبادله اطلاعات بين دو يا چند نفر از طريق علائم مشترک.” (مقيمي، 1376، 42).
از نظر ويليام گيوليک، ارتباط سازماني فرآيندي است که مديران به وسيله آن سيستمي براي گرفتن اطلاعات و تبادل معاني از او به افراد و ارگان‌هاي فراوان داخل و خارج سازمان برقرار مي‌سازند(مسعودي ندوشن، 1376، 484).

2-2-6. ارکان اصلي فرايند ارتباطات
جان کاتر29 ارتباطات را به صورت زير تعريف کرده است: يک فرستنده پيام، پيامي را از طريق وسيله يا ابزاري به گيرنده پيام مي فرستد که او به آن پاسخ مي دهد. در اين شکل ساده مي توان الگويي به طريق زير ارائه کرد.
فرستنده پيام ? پيام ? گيرنده پيام. الگوي مزبور نشان مي دهد که در يک ارتباط سه رکن اصلي وجود دارد. بديهي است که اگر يکي از آنها حذف شود، ارتباط برقرار نمي گردد. در يک فرآيند ارتباط هفت بخش وجود دارد:
– فرستنده پيام يا منبع پيام:30 آغازگر ارتباط است. در يک سازمان، فرستنده پيام کسي است که داراي اطلاعات است و هدف وي اين است که آن را به يک يا چند نفر اطلاع دهد.
– به رمز درآوردن پيام31: زماني انج
ام مي شود که فرستنده پيام، اطلاعات را به صورت يک رشته علامت يا نماد درآورد. به رمز درآوردن پيام از آن جهت لازم است که اطلاعات تنها بايد بين يک نفر و نفر ديگر از طريق علامت و نشانه مبادله شود.
– پيام32: اطلاعاتي است که فرستنده پيام آن را از نظر فيزيکي به صورت رمز درآورده است. پيام ممکن است به هر شکل و صورتي باشد و فرد ديگري آن را دريافت و درك کند.
– کانال يا مجراي ارتباطي33: وسيله اي است براي ايجاد ارتباط بين فرستنده و گيرنده پيام( مثل هوا براي انتقال صوت) غالبا نمي توان کانال ارتباطي را از پيام جدا کرد.
– دريافت کننده يا گيرنده پيام:34 شخصي است که اندام هاي حسي او احساس مي کنند که پيام را دريافت کرده اند. امکان دارد گيرنده پيام، يک يا چند نفر باشند.
از رمز خارج کردن پيام35: فرايندي است که به وسيله آن گيرنده پيام، پيام را تفسير مي کند. گيرنده بايد ابتدا پيام را دريافت کند سپس آن را تفسير کند.
بازخورد نمودن نتيجه36: مسيري دارد که در جهت عکس فرايند ارتباط است که در آن واکنش گيرنده پيام به فرستنده پيام داده مي شود. بازخورد ممکن است مستقيم و يا به صورت غير مستقيم باشد.
پارازيت: پارازيت را مي توان عاملي تعريف کرد که پيام را تحريف مي کند. وجود پارازيت ممکن است از فرستنده، وسيله ارتباط و يا گيرنده باشد.

2-2-7. ارتباطات سازماني
از ترکيب دو واژه ارتباط و سازمان م يتوان به مفهوم جديدي دست يافت که ارتباط يا ارتباطات سازماني نام دارد. در ارتباط سازماني که يکي از انواع ارتباطات انساني است، چهار ويژگي هدفمندي، ساختارمندي، وظيفه مداري و محاط بودن در يک سازمان، در مقايسه با انواع ديگر ارتباط بيشتر مورد توجه است. در رويکردهاي گوناگون علم مديريت در مفهوم ارتباطات سازماني با توجه به تعريف هر يک از سازمان، تفاوتهاي محسوسي ديده مي شود. براي مثال در مکتب کلاسيک که سازمان به عنوان ماشين در نظر گرفته مي شود، عناصر ارتباط به اين صورت است: ارتباط يک وظيفه است، مسير ارتباطي به صورت عمودي است، کانال ارتباطي همواره به صورت کتبي و سبک ارتباط به صورت رسمي است. در دو رويکرد ديگر يعني روابط انساني و منابع انساني که به نيازهاي کارکنان و تاثير رضايتمندي بر ميزان بهره وري توجه مي شود؛ ارتباط علاوه بر وظيفه، وضعيتي اجتماعي و ابتکاري دارد. مسير ارتباط به صورت عمودي، افقي و يا گروهي مي باشد. در اين جا کانال ارتباط نيز اغلب حالت رودررو و بدون محدوديت را دارد و سبک ارتباط شکل غير رسمي را دارا مي باشد. در مقابل اين مکتب مي توان به رويکردهاي سيستمي، فرهنگي و انتقادي اشاره کرد.
براي مثال در رويکرد سيستمي، سازمان به عنوان يک موجود زنده ديده مي شود که هم بر محيط اثر مي گذارد و هم از آن تاثير مي پذيرد و اين ديدگاه که متاثر از نظريه عمومي سيستم هاست، هر مجموعه را داراي اجزايي مي داند که وجه اشتراك آنها نظم سلسله مراتبي، وابستگي به يکديگر و مرزهاي نفوذپذيري است. به علاوه، نظام داراي فرايند داده و ستاده و بازخورد است.
نوربرت ونيرا(1969) در کتاب سايبرنتيک يا کنترل، ويژگي هاي هر نظام را به چهار دسته کلي مجموعه، هم پاياني، آنتروپي منفي و تنوع الزامي، تقسيم بندي مي کند. در اين رويکرد، سازمان عبارت از يک کل با اجزاي پيوسته و متشکل از افراد انساني، سازمانهاي رسمي و غير رسمي، روشهاي

سطح دقیقه منجر به رفتارهای نوساناتی بسیار شدیدی می‌شود که اطلاعات مفیدی را در اختیار نخواهند گذاشت. به بیانی دیگر، بدیهی است که رفتار جریان‌های ترافیکی در طی چند دقیقه‌ی متوالی، تغییر بخصوصی نخواهند داشت. بر همین اساس، در دیگر تحقیقات نیز پارامترهای ترافیکی را در بازه‌های زمانی طولانی‌تری در نظر می‌گیرند. بنابراین، در اینجا نیز لازم است یک مرحله گردآمدگی روی داده‌ی اولیه انجام می‌شود. در این راستا، تعیین سایز گردآمدگی باید نَه بقدری بزرگ باشد که منجر به از دست رفتن اطلاعات مفید میشود و نه به اندازه‌ای کوچک باشد که منجر به تولید اطلاعات تکراری و افزایش بُعد شود.
از آنجا قرار است از هر پنجره 30-دقیقه‌ای، یک نمونه( یک بردار ویژگی) استخراج شود، سایز گردآمدگی میتواند مقادیر 3، 5، 6 ،10، 15و 30 ( مقسوم 30) باشند که به ترتیب منجر به تولید بردارهای ویژگی با اندازههای 200، 120، 100، 60، 40و 20 مقداری میشوند [18]. بنابراین سایز بردار ویژگی وابسته به سایز گردآمدگی است. به منظور درک بیشتر توضیحات گفته شده در خصوص اعمال سایزهای مختلف گردآمدگی، در شکل (5-1) مراحل استخراج ویژگی برای سایز گردآمدگی 15=s که منجر به ساخت بردار ویژگی 40-مقداری می‌شود، به صورت نمادین آورده شده است.

شکل5-1 .مثالی از چگونگی اعمال مراحل گردآمدگی با سایز15=s و استخراج بردار ویژگی با سایز 40.

به بیانی دقیق‌تر، برای اعمال گردآمدگی با سایز 15=s بر روی یک پنجره 30-دقیقه‌ای، رکوردهای 1 تا 15 ( مربوط به 20 مسیر) و رکوردهای 16 تا 30 ( مربوط به 20 مسیر) با هم جمع بسته میشوند و 2 بردار 20 مقداری تولید میکنند که با کنار هم قرار دادن آنها یک بردار ویژگی 40-مقداری برای پنجره مربوطه بدست خواهد آمد. اعمال سایزهای مختلف گردآمدگی، نتایج متفاوتی را در میزان خطا ایجاد می‌کند. شکل (5-2) نیز روند تغییرات میانگین RMSE را با توجه به سایزهای مختلف گردآمدگی نشان می‌دهد. همانطور که در شکل (5-2) مشخص است، کمترین خطا مربوط به اعمال سایز گردآمدگی 10-دقیقه‌ای است. هرچند که کمترین خطا در روش RF Ensemble of با سطح گردآمدگی s=15 بدست آمده است.

شکل 5-2. مقایسه میانگین RMSE روش پیشنهادی و روش Of RF Ensemble با اعمال سایزهای گردآمدگی متفاوت. سایز گردآمدگی از 3 تا 30 دقیقه، متغیر است.

در راستای توجیه بهترین نتیجه که حاصل اعمال سایز گردآمدگی 10=s است، می‌توان گفت که در واقع با اعمال این سایز، مقادیر بردار ویژگی هم Horizen با بردارهای هدف است. به بیانی دقیق‌تر، چون قرار است بردارهای هدف، جمع نرخ ترافیکی مسیرها در بازه‌ی زمانی 41-50 (10-دقیقه‌ای) باشند، پس در نظر گرفتن نرخهای ترافیکی مربوط به جمع 10-دقیقه‌ای در بردارهای ویژگی، تطابق بیشتری با بردارهای هدف داشته و منجر به یادگیری بهتر و خطای کمتر میشود.

استخراج مجموعه‌های نمونه‌های آموزشی

نظر به حجم بالای داده ترافیکی ، مقیاس پذیری متدهای ارائه شده ، از مسائل مطرح در این حوزه است . در روش [18]، مجموعه نمونه‌های آموزشی (ماتریس‌های ویژگی) با سایزهای متفاوتی، از فایل پایگاه داده استخراج شد . این مجموعه‌ها با عنوان A ، B وC به ترتیب شامل 1000 ،11000 و 55000 نمونه‌ی آموزشی هستند. همانطور که مشخص است، یادگیری با استفاده از هر کدام از مجموعه‌ها، مقیاس‌پذیری متفاوتی را در اختیار می‌گذارد. از آنجا که در نهایت، قرار است تکنیک پیشنهادی با این الگوریتم مقایسه شود، بنابراین ما نیز این مجموعه‌های آموزشی را استخراج و برای یادگیری بکار گرفتیم. در این زیر فصل، به بیان چگونگی استخراج این مجموعه‌های آموزشی می‌پردازیم.
در بخش پایگاه داده توضیح داده شد که داده‌ی ارائه شده بعنوان داده‌ی آموزشی، شامل 60000 رکورد یعنی 100 سایکل 10- ساعته میباشد . با توجه به این که قرار است با داشتن نیم ساعت اول هر پنجره ، نیم ساعت بعدی را پیشبینی کرد ، بنابراین از هر پنجره 60- دقیقهای باید یک نمونه استخراج کرد. اگر پنجرههای استخراج نمونه را بدون overlap در نظر بگیریم و از هر 60-دقیقه، یک نمونه (یک بردار ویژگی) مطابق با روش توضیح داده شده در بخش 4 ، استخراج کنیم، در نهایت به ازای 60000 رکورد (دقیقه) (کل داده آموزشی)، 1000 نمونه‌ی آموزشی خواهیم داشت که بعنوان مجموعه نمونه‌های آموزشیA (یا Set A) در نظر گرفته میشود.
با حرکت دادن پنجره‌ی استخراج نمونه و تغییر نقطه‌ی شروع و پایان این پنجره میتوان تعداد نمونه‌های آموزشی متفاوتی را از فایل داده های آموزشی استخراج کرد. واضح است که در این صورت پنجرههای استخراج نمونه با هم overlap خواهند داشت. برای بدست آوردن مجموعه نمونه‌های آموزشی B یا (Set B) ، به جای استخراج یک نمونه از یک بازه 60-دقیقه‌ای، پنجره‌ی استخراج ویژگی را روی این بازه حرکت میدهیم که در این صورت 11 نمونه‌ی آموزشی از هر یک ساعت استخراج خواهند شد. بدین ترتیب، برای 1000 بازه‌ی یک ساعته، 11000=1000ₓ11 نمونه بدست خواهد آمد. به منظور درک بیشتر نحوه‌ی ساخت مجموعه‌های نمونه آموزشی، مرحله‌ی استخراج نمونه مجموعه آموزشی B بطور مثال در شکل (5-3) بصورت نمادین آمده است.

شکل 5-3- مراحل نمادین استخراج مجموعه نمونهی آموزشی B.

در حالتی دیگر اگر پنجره استخراج ویژگی را روی بازه‌ی مربوط به یک سایکل که 600 دقیقه است، حرکت دهیم (با شیفت 1-دقیقه‌ای پنجره استخراج ویژگی)، به ازای هر سایکل 550 نمونه‌ی آموزشی و در نهایت به ازای 100 سایکل 55000=1000ₓ55 نمونه‌ی آموزشی خواهیم داشت که مج
موعه‌ی نمونه‌های آموزشی C را تشکیل می‌دهند[18]. در زیر فصل بعد، نتایج یادگیری الگوریتم‌های متفاوت بر روی این مجموعه‌ها آورده شده است.

نتایج یادگیری الگوریتم بر روی مجموعه‌های نمونه‌های آموزشیA,B,C

در شکل (5-4) کارایی تکنیک پیشنهادی بر روی داده‌ی آزمایشی در مقایسه با نتایج پیاده سازی ما از روش Ensemble Rf را می‌بینیم.

شکل 5-4- مقایسه خطای RMSE مربوط به تکنیک پیشنهادی و روش Ensemble RF، که برای مجموعه نمونه‌های آموزشی A,Bو C که به‌ترتیب شامل 1000, 11000 و 55000 نمونه‌ی آموزشی هستند. تکنیک پیشنهادی کاهش خطای چشمگیری بر روی مقیاس‌پذیرترین مجموعه یعنی مجموعه A داشته است.

لازم به ذکر است که روش Ensemble RF در مسابقه ICDM سال 2010 مقام سوم را کسب کرد. همانطور که در شکل واضح است، تکنیک پیشنهادی قادر به کاهش خطای چشمگیری، خصوصا بر روی مجموعه‌ی A شده است که کوچکترین سایز را در مقایسه با دیگر مجموعه‌های B و C دارد. اهمیت این نتیجه بدین دلیل است که سایز مجموعه‌های B و C، همانطور که در [18] مورد نقد و اشاره قرار گرفته، از جمله محدودیت‌های آن روش بحساب می‌آید، چرا که با افزایش تعداد مسیرها (ATRs) احتمالا متد ارائه شده در [18] مقیاس‌پذیری مناسبی نخواهد داشت. با این حال، برای رسیدن به کارایی بالاتر، تکنیک پیشنهادی بر روی مجموعه‌های B و C و ترکیب B و C اعمال شد که نتایج آن را در شکل (5-4) می‌بینیم. واضح است که بر روی 4 مجموعه، تکنیک پیشنهادی، کاهش خطای قابل ملاحظه‌ای دارد. هرچند بهترین نتایج هر دو روش از اعمال الگوریتم بر روی ترکیب مجموعه (B & C) می‌باشد. لازم به ذکر است که این میزان خطا در مقایسه با برترین نتایج مربوط به مسابقه ICDM(2010)، نتایج قابل مقایسه‌ای دارد.

فصل ششم

بنابراین، این سایکلها در این پایگاه داده‌ی مصنوعی میتوانند معادل با روزهای متفاوت در پایگاه دادههای واقعی در نظر گرفته شوند.
نکته قابل اشاره دیگر اینست که، همانطور که می‌دانیم و همچنین در تحقیقات مرتبط با این حوزه اشاره شده است، ساعت‌های اوج ترافیکی، ساعتهای همزمان با شروع فعالیت های روزانه، همچون رفتن به سر کار، مدارس و … تعریف می‌شوند. همچنین، مسئله وقوع اوج ترافیک، تقریباً 2 بار در طول روز تکرار میشود که بسته به کشور و شهر و فرهنگ آنها، ساعت‌های رخداد آنها متفاوت می‌باشند. بطور مثال در [22] ساعت‌های رخداد پیک صبحگاهی165(6 تا 9) و پیک عصر166 (15:30 تا 18:30) در نظرگرفته‌شده‌است. همچنین در [43] این ساعات به ترتیب (8 تا 9:30) و (16 تا 18) ، در [44] پیک صبحگاهی (6 تا 10) و در دیگر تحقیقات این پریود (7:15 تا 9:15) گزارش شده‌اند. هرچند وجه مشترک همه‌ی جریان‌های ترافیکی، وقوع 2 بار اوج ترافیکی است که به ساعات هجوم167 مشهورند (صبح و عصر) . بنابراین در طی 24 ساعت معمولاً دو پیک در رفتار جریانهای ترافیکی مشاهده میشود. هرچند، داده‌ی مورد بررسی حاصل اجرای سایکلهای به طول 10ساعت هستند، بنابراین احتمال وجود 1 پیک در طول بازه 10 ساعته، مطابق با انتظار است. چرا که در داده‌های واقعی نیز غالباً، فاصله‌ی شروع پیک صبحگاهی تا پیک عصر، بیش از ده ساعت میباشد. مطابقاً در نمودار (4-5) نیز در طی یک سایکل، یک پیک مشاهده میشود.

مرحله پیش پردازش و استخراج ویژگی

همان طور که در قسمت توضیح پایگاه داده، اشاره شد، دادههای نرخ ترافیکی در بازههای 1-دقیقهای ثبت شده‌اند. هرچند ارائهی داده در این سطح، علاوه بر افزایش بُعد منجر به نوسانات رفتاری شدید و جریانهای ترافیکی میشود (این موضوع نیز در نمودار (4-4) به وضوح دیده می‌شود). از طرف دیگر، در اکثر تحقیقات، داده‌ها در غالب بازه‌های 3-دقیقه‌ای یا بازه‌های طولانی‌تر ارائه شده‌اند. بنابراین یک مرحله گردآمدگی نیاز است، تا دادهها به بلاک های طولانیتر تبدیل شوند [19]. در تعیین سایز گردآمدگی باید نکاتی لحاظ شود. در واقع سایز گردآمدگی باید بقدری طولانی باشد که منجر به اطلاعات تکراری نشود، اما طول آن نباید بقدری بزرگ باد که موجب از بین رفتن اطلاعات مفید شود. در طی آزمایشات مختلف، مرحله‌ی گردآمدگی با سایزهای ممکن انجام شد که از میان آنها سایز 10 و 15-دقیقهای کارآیی بهتری نسبت به دیگر سایزها داشت. به بیانی دقیق‌تر، هر 10 یا 15 رکورد (دقیقه)های پشت سر هم با هم جمع بسته شده ودر غالب یک رکورد یا بردار نمایش داده میشوند.
در نهایت، با اعمال این مرحله بطور نمونه می‌توان، داده‌های هر یک ساعت را با 6 رکورد به جای 60 رکورد نمایش داد. در نموادر شکل (4-6) نمایی از این مرحله را میبینیم.

شکل 4-6. نمایش نمادین روند انجام مرحله گردآمدگی با سایز نمونه‌ی 10-دقیقه‌ای. در این مرحله، جلوگیری از افزایش بُعد و رفتارهای نوساناتی شدید که حاوی اطلاعات مفید نیستند.
پس از اعمال پیش پردازش با هدف کاهش بُعد، لازم است برای آموزش مدل از دادههای موجود، خصیصه168 استخراج کنیم. در این راستا از هر پنجره‌ی 60-دقیقهای مربوط به داده‌های آموزشی، نیم ساعت اول به منظور ساختن بردار خصیصه‌ها و نیم ساعت دوم برای ساختن بردار هدف در نظر گرفته میشود. همانطور که مشخص است، از 6 بردار حاصل از گردآمدگی دادههای یک ساعت، بردار پنجم که جمع رکوردهای 41-50 است، بعنوان بردار هدف و بردار اول، دوم و سوم بعنوان بردارهای خصیصه در نظر گرفته می‌شوند. از آنجا که بطور معمول یک نمونهِ آموزشی، تحت تنها یک بردار ارائه میشود، پس بردار یکم و دوم و سوم را به دنبال هم قرار داده و یک بردار ویژگی 60 =20×3 مقداری تشکیل می‌دهیم. فرمت بردارهای هدف و خصیصه را در غالب فرمول‌های (4-5) و (4-6) به ترتیب می‌بینیم.

(4-5)

(4-6)

بدین ترتیب، اگر همین روند را بر روی دادههای هر ساعت دنبال کنیم و از هر ساعت یک نمونه آموزشی استخراج کنیم، از کل مجموع داده های آموزشی که 100 سایکل 10-ساعته بود، 1000 نمونه حاصل خواهد شد. بدین طریق، ماتریس خصیصه‌ی X یک ماتریس 60×1000 و ماتریس هدف Y یک ماتریس 20×1000 خواهد بود که هر ستونِ آن معادل با نرخ ترافیک در خیابان معادل آن ستون است.
مرحله‌ی پیش پردازش (شامل کاهش بُعد و استخراج خصیصه) نیز با همین روند، بر روی دادههای خام آزمایشی نیز اعمال شده است. در واقع از هر پنجره 30-دقیقه‌ای، 3 بردار (رکورد) حاصل و یک نمونه‌ی آزمایشی 60 =20×3 بدست میآید. بدین ترتیب، 1000 پنجره 30 دقیقهای آزمایشی، منجر به تشکیل 1000 نمونه‌ی آزمایشی خواهند شد.
مرحله تقسیم بندی به context های مختلف
در مراحل ابتدایی به بررسی رفتار جریان‌های ترافیکی قبل از انجام پیش پردازشها و نمونه برداری از داده‌ها، پرداختیم و روند تغییرات ما را به این نتیجه رساند که در مدلسازیها، از تأثیر تغییرات این روندها استفاده کنیم. آنچه واضح است این است که مدل‌های نهایی روی مشاهدات (نمونههای) حاصل از مرحله پیشپردازش آموزش داده خواهند شد، بنابراین اعمال نتایج بررسی رفتارها، عملاً در این فاز باید تزریق شود که در این راستا، مرحله گروهبندی مشاهدات اعمال خواهد شد. طبیعتاً اساس گروهبندی بر مبنای شباهت رفتاری جریان‌ها، صورت می‌گیرد.
آنچه در ابتدای گروه بندی لازم به تعیین است، مشخص کردن تعداد گروهها میباشد. بطور معمول در دیگر تحقیقات یک فاز کلاستربند
ی بصورت کامل انجام می‌شود که منجر به تولید تعداد زیادی گروه می‌شود و معمولاً در هر گروه مشاهدات 1-ساعتی یا نیم ساعتی مشابه قرار می‌گیرند. اعمال مشابه این روند و قرار دادن مشاهدات یک ساعتی در گروه‌ها در خصوص داده مورد استفاده، در نهایت منجر به تولید 10 گروه می‌شد. هرچند آزمایشات نشان داد، که تنها متمایز کردن مشاهدات مربوط به ساعات اوج پیک از دیگر مشاهدات کافیست و نتایج بهتری با در نظرگرفتن تنها 2 context، بدست خواهد آمد. در واقع همانطور که در شکل می‌بینیم، تقریباً در همه خیابانها، پیک اول در ساعتهای یکسانی وجود دارد. هرچند رفتارهای مشابه دیگری نیز در ساعتهای بعدی مشاهده میشود، اما در خیابانهای مختلف در ساعات مختلف رخ میدهد. بنابراین به این نتیجه رسیدیم که مشاهدات مربوط به ساعات اولیه سایکلها که مربوط به پریود اوج پیک میشوند را در یک گروه و مشاهدات 9 ساعت باقیمانده از سایکلها را در یک گروه قرار دهیم.
در مورد دادههای آموزشی، چون دادهها از اجرای 10-ساعت پشت سر هم بوجود آمده اند، لذا جدا کردن ساعات اولیه سایکلها به سادگی صورت میگیرد. اما از آنجا که دادههای آزمایشی مستقل هستند و ترتیب آنها و اینکه متعلق به کدام ساعت از اجرای سایکل‌ها هستند، مشخص نیست، لازم است تا معیار شباهت مناسبی تعیین شود تا قادر به متمایز کردن و مشخص کردن تعلق مشاهدات بهcontext های مختلف باشد. همان طور که میدانیم تعیین معیار سنجش فاصله مناسب به (1) ماهیت داده‌ی و (2) مسئلهی مورد بررسی، بستگی دارد که برای تعیین این موضوع، آزمایشاتی صورت گرفت و قابلیت معیارهای سنجش فاصله مختلف، بر روی جریانهای ترافیکی بررسی شد.
نتایج حاصل حاکی از آن بود که، بر خلاف آنکه از جمله خصوصیات مطلوب یک معیار سنجش فاصله در اکثریت کاربردها، حساس نبودن آن معیار نسبت به مسئله شیفت169 است، اما در این مسئله‌ی بخصوص، (1) معیار مناسب باید نسبت به مسئله شیفت حساس باشد. در واقع از آنجا که هدف این مرحله تمیز دادن مشاهدات مربوط به پریود پیک و غیرپیک است و تفاوت این مشاهدات نرخ ترافیکی متفاوت می‌باشد، پس اگر معیار مورد استفاده به مسئله شیفت حساسیت نداشته باشد، قادر به متمایز کردن مشاهدات این دو context نمیباشد. بعنوان مثال، در نمودار الف از شکل (4-7) ،پترن‌های (مشاهدات) 1 و 2 به نظر یکسان میرسند، هرچند معیار مورد استفاده نباید آنها را در یک context قرار دهد.

(الف)
(ب)
شکل 4-7. نمودار الزامات لازمِ یک معیار شباهت مناسب برای این مسئله. طبق (الف) معیار باید حساس به شیفت و طبق (ب) معیار نباید تطابق جزئی انجام دهد تا بتواند پترهای 1و2و3و4 را در context های مجزا قرار دهد.

از طرف دیگر (2) معیار اعمالی نباید تطابق جزئی170 انجام دهد. دلیل اصلی آن، این است که محدوده‌ی تغییرات نرخ ترافیک هر خیابان، رنجِ مشخصی دارد که حتی در زمان اوج ترافیک با ضریب معینی افزایش می‌یابد. برای وضوح بیشتر نمودار (ب) در شکل (4-7)، دو پترن را نشان میدهد که نباید توسط معیار اعمالی در یک contex یکسان قرار گیرد.
از آنجا که زمان مربوط به دادههای آزمایشی مشخص نیست ، به منظور مقایسه‌ی معیارهای سنجش فاصله مختلف ، آزمایشاتی روی دادههای آموزشی که زمان رخداد آنها در طول سایکل مشخص است، انجام شد و تعیین شد که هر کدام از معیارها تا چه حد میتوانند زمان مربوط به رخداد مشاهدات را درست تعیین کنند و مشاهدات را در context درست دستهبندی کنند. از میان آنها، دو معیار اقلیدسی171 و همچنین Kullback–Leibler divergence، بهتر از دیگر معیارها عمل کردند که نتایج مربوطه را دفصل بعد خواهیم دید.
همانطور که می‌دانیم، معیار اقلیدسی، فاصله‌ی دو مشاهده‌ی Y و X با طول n را بصورت فرمول (4-7) محاسبه میکنند:
(4-7)

که در این فرمول i نشان دهنده iاَمین مقدار از بردارهای مشاهدات ترافیکی است.
در دیگر تحقیقات [45] و [46] نیز همین نتیجه گیری تأیید شد که برای تعیین شباهت مشاهدات، معیارهای دیگر بهبود قابل ملاحظهای در مقایسه با معیار اقلیدسی ایجاد نمی‌کنند. در واقع، همانطور که توضیح دادیم، دلیل اصلی این است که معیار اقلیدسی از جمله معیارهایی است که نسبت به هرگونه تغییرات در مقیاس172 و شیفتِ مسئله، حساس هست. اما این خصوصیت از جمله ویژگیهای مطلوب یک معیار کاربردی در زمینه‌ی جداسازی مشاهدات ترافیکی بحساب می‌آید. در کنار معیار اقلیدسی، معیار مناسب دیگر Kullback–Leibler divergence هست که تفاوت بین دو توزیع اجتماعی Q,P را بصورت فرمول (4-8) محاسبه می‌کند:
(4-8)
KL(p,q)= ∑_i▒(p_i log⁡〖p_i/q_i 〗+q_i log⁡〖q_i/p_i 〗 )
که i نشان دهنده iاُمین مقدار از بردار مشاهدات است. در راستای اعمال این معیار به مسئله‌ی مورد نظر، مشاهدات ترافیکی باید به برداری از احتمال نرخ ترافیک در خیابانها، تبدیل می‌شدند. در نهایت و با توجه به نتایج فصل بعد، می‌توان گفت که از این دو معیار می‌توان در کنار هم، در جهت گروه بندی و تشخیص context مربوط به مشاهدات ترافیکی استفاده کرد. با اعمال معیار فاصله اقلیدسی، دوcontext حاصل بصورت نمودارهای شکل (4-8) بدست می‌آیند.

(الف)
(ب)
شکل 4-8. جریانهای ترافیکی مشاهده شده‌ی20 مسیر، تقسیم شده به دو context (الف) جریانهای مربوط به پریودهای اوج و (ب)پریودهای غیر اوج. غالب مشاهدات مربوط به contextِ پیک، رفتار بسیار مشابهی دارند. رنگ‌های مختلف در شکل بیانگر مشاهدات مختلف است.

نمودار الف در شکل (4-8) مربوط به گروهی است که مشاهدات مربوط به پریود اوج ترافیکی(peack
context) را در بر می گیرد و نمودار ب در شکل (4-8)، مشاهدات مربوط به پریودهای غیرپیک non-pank context را شامل میشود. در این نمودارها، هرکدام از توزیع‌های رنگی، نمایانگر یک مشاهده -شامل نرخ ترافیکی 20 مسیر- است. همان طور که در نمودار الف از شکل (4-8) میبینید، مشاهداتِ مربوط به گروه پیک، رفتار بسیار مشابهی دارند، بطوریکه تقریباً منحنی 100 مشاهده‌ی موجود در این گروه، روی هم قرار گرفته اند. این موضوع بیانگر این است که در پریود زمانی اوج ترافیک، نرخ ترافیکی مربوط به هرکدام از خیابانها رنج محدود و مشخصی دارد. هرچند رفتارهای متفاوتی در میان مشاهدات مربوط به گروه غیرپیک در نمودار ب شکل (4-8) دیده میشود. بطور مثال، خیابان 3 در هر دو گروه را در نظر بگیرید، در گروه پیک، رنجِ نرخ ترافیک مربوط به مشاهدات مختلف ، بسیار محدود (24-19) است. هرچند، در دسته‌ی غیرپیک، همین خیابان نرخِ ترافیکی مختلفی را تجربه میکند که در رنج محدودی ومعینی قرار نمیگیرد. این رفتار در مورد دیگر خیابان‌ها نیز صدق می‌کند. برهمین اساس و با توجه به تفاوتهای قابل ملاحظه‌ی این دو گروه، پیشنهاد می‌شود که مشاهدات مربوط به پریودهای زمان اوج پیک از دیگر مشاهدات متمایز و تفکیک شده و بصورت جداگانه آموزش داده شوند. با این کار مشاهدات شبیه هم در یک گروه قرار گرفته و سپس با هم آموزش داده میشوند. علاوه بر این، از تأثیر مشاهدات غیر مرتبط با آن پریود زمانی، بر روی پروسه‌ی یادگیری کاسته میشود.
بدین ترتیب، با مشخص شدن گروه‌ها، مدل آموزشی هنگام یادگیری، از context مجموعه‌ی آموزشی خود باخبر بوده و در نتیجه مدلسازی با دقت بالاتری صورت خواهد گرفت.

مرحله یادگیری با Context-Aware Random Forest
در این مرحله، ابتدا گروههای متمایز شده از دادههای آموزشی، بطور جداگانه با استفاده از الگوریتم RF آموزش داده میشوند و دو مدل RF2 , RF1 که متعلق به پریودهای زمانی پیک و غیرپیک هست، ساخته میشوند.
پس از آن، با آمدن هر نمونه‌ی آزمایشی، شباهت آن با مشاهدات موجود در گروههای دادههای آموزشی سنجیده شده و به هرکدام که نزدیکتر بود، با مدل ساخته شده روی آن گروه، پیشبینی میشود. بدین ترتیب پیشبینی در دو سطح صورت میگیرد: (1) در سطح اول مشخص میشود که جریان ترافیکی متعلق به کدام context است و در سطح بعد (2) نرخ ترافیک مربوط به دقایق آینده پیشبینی میشود. بطور واضحتر، اگر قرار باشد نرخ ترافیکی مربوط به نمونهای که زمان رخداد آن در پریودهای پیک بود، پیشبینی شود، بهتر است از مدلی استفاده شود که روی نمونههایی که در همان پریود زمانی در دیگر روزها ثبت شده، آموزش داده شده‌اند. همچنین اگر زمان رخداد نمونه‌ی آزمایشی مربوط به پریودهای غیرپیک باشد، بهتر است مدل آموزشی مورد استفاده، مشاهدات ترافیکی که متعلق به پریودهای اوج پیک هستند را شامل نشود. با اعمال این مراحل میتوان رفتار و روند جریانهای ترافیکی را در ساخت مدل آموزشی، تأثیر داد.
همان طور که در فصل 2 توضیح داده شد، رندوم فارست از جمله الگوریتمهای داده کاری محسوب میشود که امروزه گرایش زیادی به سمت آن دیده میشود. کاربرد این متد اغلب در خصوص دادههای با سایز بزرگ، ماننده داده‌های مربوط به بازار سهام، بازار بورس و به خصوص داده های حجیم

یانگین خطای الکوریتمهای مختلف weka 64
جدول شماره 5-2: مقایسه خطای الگوریتم بگینگ و رندوم فارست 66

فهرست شکل‌ها

عنوان صفحه
شکل 1-1: معماری کلی مربوط به متدهای یادگیری تجمعی 6
شکل 2-1: معماری کلی الگوریتم بگینگ 14
شکل 2-2: نمایی کلی از الگوریتم رندوم فارست 16
شکل 2-3: معماری کلی مربوط به الگوریتم رندوم فارست 20
شکل 4-1: صفحه‌ی نمایش شبیه ساز ترافیک TSF 42
شکل 4-2: نقشه‌ی شهر Warsaw، اعمال شده بهTSF 43
شکل 4-3: نمایش نمادین اعمال تکنیک پیشنهادی 46
شکل 4-4: توزیع جریان‌های ترافیکی مسیرها 47
شکل 4-5: ارائه‌ی دید دقیق‌تر در خصوص رفتار جریان‌های ترافیکی 48
شکل 4-6: نمایش نمادین روند انجام مرحله گردآمدگی 50
شکل 4-7: نمودار الزامات معیار شباهت مناسب 53
شکل 4-8: جریانهای ترافیکی مسیرها مربوط به دو context 55
شکل 5-1: مثالی از چگونگی اعمال مراحل گردآمدگی 68
شکل 5-2: مقایسهی خطا روشها با اعمال سایزهای مختلف گردآمدگی 69
شکل 5-3: مراحل نمادین استخراج مجموعه نمونه آموزشی 71
شکل 5-4: مقایسه خطای تکنیک پیشنهادی و روش Ensemble RF 72

فصل اول

مقدمه

تعریف مسئله

امروزه، با توجه به گسترش روزافزون مطالبات حمل‌ونقل و بروز مشکلات ناشی از افزایش ترافیک شهری، ازجمله آلودگی هوا، آلودگی صوتی، مصرف سوخت، اتلاف وقت و انرژی و هزینه‌های تحمیلی آنها، ارائه راهکار مناسب درجهت روان شدن ترافیک از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از طرفی باتوجه به محدودیت‌های امکانات شهرسازی در مقابل تقاضای انبوه وسایل نقلیه، لازم است تا تمهیداتی کاربردی و امکان‌پذیر برای حل این معضل درنظر گرفته ‌شود. ازآنجا که تاکنون فناوری اطلاعات1 نقش مؤثری درعرصه‌های مختلف صنعتی ایفا کرده است، ورود این تکنولوژی در زمینه‌ی سیستم‌های حمل‌ونقل نیز بعنوان راهکاری مناسب مورد توجه قرارگرفت و منجر به پدیدآمدن سیستم‌های حمل‌ونقل هوشمند2 شد. در واقع تکنولوژی فناوری اطلاعات به عناصر سیستم حمل‌ونقل این امکان را می‌دهد تا با بکارگیری حسگر3ها و میکروچیپ‌ها و ارتباط آنها از طریق تکنولوژی بیسیم4، تبدیل به یک سیستم هوشمند شوند. امروزه سیستم حمل‌ونقل هوشمند با تشکیل سامانه‌ای متشکل از حسگرهای دریافت داده، سامانه‌های پردازش اطلاعات و سامانه‌های ارائه‌ی اطلاعات به استفاده کنندگان، گامی مؤثر در راستای مدیریت سیستم حمل‌ونقل و استفاده هوشمندانه از زیرساختارهای موجود، برداشته است [1]. بطور مثال این سیستم با بکارگیری فناوری‌های متفاوتی همچون هدایت خودرو و سیستم کنترل چراغ‌های راهنمایی، تابلوهای اعلان ترافیک، دوربین سرعت‌سنج و سیستم خودکار شناسایی شماره‌ی خودرو گرفته تا سیستم‌های پیشرفته و پیچیده‌تری که بطور همزمان اطلاعات متفاوتی مانند وضعیت آب و هوا، وضعیت ترافیک، وضعیت جاده‌ها را از منابع متفاوت یکپارچه میکند، کنترل این حوزه را بدست‌ گرفته‌ است. از جمله دستاوردهای مهم بکارگیری سیستم حمل‌ونقل هوشمند می‌توان به کاهش ترافیک، کاهش حوادث و تصادفات، امکان انتخاب مسیرهای بهینه با توجه به وضعیت مسیرها، مدیریت حمل‌ونقل عمومی و وسائل نقلیه‌ی امدادی و همچنین امکان اخذ الکترونیکی مواردی همچون عوارض، هزینه‌ی پارکینگ و خرید بلیط که منجر به صرفه جویی در سوخت وانرژی و کاهش هزینه‌های تحمیلی میشود، اشاره کرد. عموماً سیستم‌های حمل ونقل هوشمند را تحت عنوان پنج گروه اصلی بررسی میکنند که هرکدام حوزه‌های مختلف از این سامانه را شامل میشوند؛
الف) سامانه‌های پیشرفته‌ی اطلاعات مسافرتی5(ATIS) که وظیفه‌ی آن فراهم آوردن اطلاعات وضعیت فعلی ترافیکی و جوّی جاده‌ها، تصادفات و تعمیرات جاده‌ای و همچنین اطلاع رسانی به مسافران و کاربران بمنظور استفاده‌ی بهینه از مسیرهای موجود و برقراری تعادل ترافیکی می‌باشد.
ب) سامانه‌های پیشرفته‌ی مدیریت ترافیک6 (ATMS)که اطلاعات ترافیکی جمعآوری شده از منابع مختلف را بررسی و یکپارچه کرده و از طریق ابزارهای کنترل ترافیک مانند سینگال‌های ترافیکی، کنترل رمپ7 ورودی بزرگراه ها به منظور حفظ تراکم و تابلوهای اطلاع رسانی متغیر موجود در جاده‌ها، کنترل جریان ترافیکی را در دست می‌گیرند.
ج) سامانه‌های پرداخت الکترونیکی8 (EPS) که شامل سیستم جمع‌آوری الکترونیکی عوارض9(ETC)، سامانه‌های پرداخت عوارض بمنظور استفاده از خطوط ویژه‌ی وسایل نقلیه پرسرنشین10 توسط وسایل تک سرنشین و همچنین قیمت‌گذاری مسیر11 و خطوط پرترافیک می‌باشد.
د) سامانه‌های پیشرفته و هوشمند حمل‌ونقل همگانی12 (APTS)اموری در جهت تسهیل ارائه‌ی خدمات حمل‌ونقل عمومی همچون تعیین موقعیت خودکار13 وسیله نقلیه و اطلاع رسانی به مسافران، خدمات رزرو و تعیین کرایه را نیز شامل می‌شود.
ه) سامانه‌های پیشرفته‌ی کنترل وسائل نقلیه(AVCS)14 که شامل سامانهی انطباق هوشمند سرعت15(ISA)، سامانه‌های هشدار و پیشگیری از تصادفات می‌شوند.
در حوزه‌یAITS وATMS، پیش‌بینی کوتاه مدت ترافیک از عناصر مهم موفقیت سیستم‌های حمل‌ونقل هوشمند محسوب می‌شود، چرا که در راستای کنترل ترافیک نه تنها وضعیت فعلی ترافیک بلکه وضعیت آینده‌ی ترافیک نیز حائز اهمیت است. از این رو الگوریتم‌های پیش‌بینی ترافیک مورد توجه ویژه‌ای در میان مح
ققان این حوزه قرار گرفتند.

چالش‌های مسئله

همانطور که پیشتر بیان شد، مراکز کنترل ترافیک بر اساس جمعآوری آمار و اطلاعات ترافیکی، پردازش و یکپارچه سازی آنها، تصمیمات لازم جهت مدیریت و کنترل ترافیک را اتخاذ می‌کنند. در راستای بهبود کنترل ترافیک، ATIS و ATMS بعنوان اصلیترین اجزاء سیستم حملونقل هوشمند، علاوه بر وضعیت فعلی ترافیک، به وضعیت آینده ترافیک نیز احتیاج دارند. ازین‌رو پیشبینی وضعیت آینده ترافیک از جمله مباحث مهم برای این مراکز به حساب می‌آید تا با استفاده از آن استراتژی‌های لازم جهت جلوگیری از تراکم و هشدار به رانندگان جهت انتخاب مسیر بهینه، صورت گیرد. تاکنون تحقیقات متعددی در خصوص پیش‌بینی وضعیت ترافیکی آینده انجام شده است که در واقع با استفاده از داده‌های ثبت شده از وضعیت فعلی ترافیک، ترافیک مربوط به زمان‌های آتی را پیش‌بینی می‌کنند.
بطور معمول داده‌های جمع‌آوری شده در حوزه‌ی ترافیک، بصورت سری‌های زمانی16 در اختیار ما قرار می‌گیرند که در واقع شامل رکوردهای مختلفی هستند که در بازه های زمانی مساوی و در طی اندازه‌گیری‌های متوالی بدست می‌آیند. با استفاده از داده‌های فعلی و گذشته، مقادیر آن‌ها در آینده پیش‌بینی می‌شوند [2]. تاکنون تکنیک‌های متفاوتی در زمینه‌ی پیش‌بینی ترافیک بکار گرفته شده است که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به روش‌های کالمن فیلترینگ17 [4,3]، متدهای آماری غیرپارامتریک [5,6] 18، روش‌های یادگیری متوالی[7] 19، مدل‌های شبکه‌عصبی20 [8-11] و آنالیزهای سری‌های زمانی[13-17] اشاره کرد. از مهمترین چالش‌های اعمال این الگوریتم‌ها، حجم بالای داده‌های ترافیکی است که منجر شده تا اخیراً گرایش تحقیقات به سمت استفاده از الگوریتم‌های داده کاوی21 باشد.
همانطور که می‌دانیم تکنیک‌های داده کاوی قابلیت استخراج اطلاعات از داده‌هایی با حجم بسیار بالا همچون داده‌های ترافیکی را دارا هستند. از میان آن‌ها روش‌های مبتنی بر درختهای تصمیم‌گیری22 بطور گسترده‌ای در حوزه‌ی ترافیک مورد استفاده قرار گرفته است[18,19]. همچنین متدهای یادگیری تجمعی23 همانند بگینگ و بوستینگ با توجه به کارایی بالا، مورد توجه ویژه‌ای واقع شدند. ایده‌ی اصلی آن‌ها ساخت مجموعه‌ای از مدل‌ها و ترکیب نتایج آن‌ها با هدف بهبود دقت24 یادگیری می‌باشد[47]. در شکل -11 معماری کلی الگوریتم‌های یادگیری تجمعی را می‌بینیم که از کتاب [20] آورده شده است.

شکل 1-1. معماری کلی مربوط به متدهای یادگیری تجمعی. در این متدها، مجموعه‌ای از کلاسه‌بندها یا مدل‌های پیش‌بینی کننده M1, M2, …, Mk تولید می‌شوند و نهایتاً با ورود نمونه‌ی ناشناخته25 ، استراتژی‌های رأی‌گیری برای ترکیب پیش‌بینی‌های مختلف مدل‌ها استفاده می‌شوند.
رندوم فارست26 یکی از مشهورترین و کاراترین متدهای مبتنی بر یادگیری تجمعی در زمینه پیش‌بینی است که توسط Leo Brieman در سال 2001 ارائه شد. رندوم فارست در واقع حالتی عمومی از متدهای بگینگ به حساب می‌آید که از مجموعه‌ای از درخت‌هایCART 27 غیر هرس شده28، تشکیل شده است [21]. در حالت رگرسیون29، جواب نهایی میانگین جواب‌های درختان و در حالت کلاسه بندی30، کلاس نهایی با توجه به اکثریت آرا تعیین می‌شود. درخت‌های CART در واقع درخت‌های تصمیم‌گیری هستند که در آن‌ها هر گره31ی والد تنها به دو بچه تقسیم می‌شود و همچنین از معیار Gini به منظور ارزیابی ویژگی ها استفاده می‌کند [20].
بطور خلاصه، اغلب روش‌های اعمال شده ، تنها بر روی اعمال الگوریتم‌های مختلف داده کاوی به مدل‌های یادگرفته شده از داده‌های پیشین32 هستند، حال آنکه با توجه به ماهیت ناپایداری و وابسته به زمان بودن جریان‌های ترافیکی33، لازم است تا قبل از یادگیری این مدل‌ها، رفتار جریان‌های ترافیکی نیز بررسی شوند. در این راستا، آنالیزهای مختلف کلاسترینگ34 نیز با هدف ثبت رفتارها و روند تغیرات جریان‌های ترافیکی انجام شد تا جریان‌های با رفتارهای مشابه قبل از یادگیری، دسته بندی شوند[22, 23]. اکثریت این دسته‌بندی‌ها بر اساس زمان‌های پُرترافیک وکم‌ترافیک صورت می‌گیرد. همانطور که می‌دانیم در طی روزهای مختلف، رفتارهای ویژه‌ای در ساعات معینی از روز دنبال می‌کنند. بنابراین تفکیک و جداسازی و یادگیری مدل‌های متفاوت بر مبنای این رفتارها، نقش مؤثری در دقت الگوریتم‌های پیش‌بینی خواهد داشت. نکته‌ی حائز اهمیت در اینجا این‌است که اغلب روش‌هایی که رفتارهای جریان‌های ترافیکی را بررسی می‌کنند تنها بر روی داده‌های واقعی یا داده‌هایی که زمان رخدادشان مشخص است، قابل اعمالند. هرچند در برخی از داده‌های جمع‌آوری شده، زمان جمع‌آوری آنها مشخص نیست. بنابراین، با توجه به اهمیت موضوع، هدف این پایان‌نامه ارائه‌ی روشی مبتنی بر الگوریتم رندوم فارست است که بدون در اختیار داشتن زمان واقعی جمع آوری داده، توزیع داده را بررسی، رفتارهای ترافیکی را تشخیص و در مرحله یادگیری از آنها استفاده می‌کند.

نگاهی به فصول پایان نامه

ادامه‌ی مطالب عنوان شده در این پایان نامه در قالب چهار فصل و بصورت زیر سازماندهی شده‌اند؛ فصل دوم با عنوان مبانی نظری تحقیق، ضمن ارائه‌ی چهارچوب‌های نظری مورد استفاده، قالب ریاضی مسئله‌ی پیش‌بینی ترافیک را مورد مطالعه قرار می‌دهد و مفاهیم اولیه و متغیرهای مسئله را مطرح می‌کند. فصل سوم نیز با عنوان پیشینه تحقیقات، ش
امل خلاصه‌ای از نظریات و مطالعات پیشین انجام شده در حوزه‌ی این پایان نامه می‌باشد که در آن متدهایی که تاکنون کاربرد گسترده‌تری داشته‌اند، در قالب سه گروه تقسیم بندی و مطالعه می‌شوند.
فصل چهارم نیز تحت عنوان معرفی تکنیک پیشنهادی، مباحثی همچون آنالیز داده‌ی مورد استفاده، ارائه توصیف کلی از هدف اصلی متد و مراحل اعمال تکنیک ارائه شده را شامل می‌شود. در راستای مطالعه و بررسی عملکرد تکنیک پیشنهادی، آزمایش‌های متعددی صورت گرفته که در فصل پنجم با نام نتایج تجربی، تحلیل ها و نتایج حاصل از اعمال این تکنیک‌ها در مقایسه با دیگر روش‌ها مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
در نهایت، نتیجه‌گیری و خلاصه‌ای از تحلیل‌های حاصل از انجام این مطالعات، در فصل ششم ارائه خواهد شد و علاوه بر آن گام‌هایی در راستای گسترش و ادامه این تحقیق در کارهای آینده، پیشنهاد می‌شوند.

فصل دوم

مبانی نظری تحقیق

مقدمه

پیش‌بینی دقیق وضعیت ترافیکی، امری لازم و تأثیرگذار در مدیریت مؤثر سیستم‌های حمل‌ونقل هوشمند به حساب می‌آید. از آنجا که داده‌های ترافیکی معمولاً داده‌هایی با حجم بالا هستند، تکنیک‌های کاربردی و جدیدی را برای پردازش نیاز دارند. داده کاوی بعنوان یک شاخه از علم کامپیوتر اخیراً توجه زیادی را به خود جلب کرده است که در نتیجه‌ی اعمال آن، آنالیز و پردازش پایگاه داده35 های بزرگ فراهم می‌شود. در واقع متدهای داده کاوی معمولاً با هدف استخراج دانش36 و ساخت مدل از داده‌های حجیم بکار گرفته می‌شوند[24]. از میان روش‌های گوناگون داده کاوی، تمرکز تعداد قابل توجهی از تحقیقات به روی یادگیری یادگیری تجمعی 37 ، درخت‌های تصمیم‌گیری و بطور ویژه رندوم فارست38 می‌باشد که در ادامه توضیح داده خواهند شد[25].

متدهای یادگیری تجمعی

در سال‌های اخیر گرایش زیادی به سمت تکنیک‌های یادگیری تجمعی مشاهده می‌شود که ایده‌ی اصلی آن‌ها استفاده از ترکیبی از مدل‌ها به جای استفاده از یک مدل است. در واقع این متدها با هدف بهبود کارایی مدل نهایی M، مجموعه‌ای از K مدل (کلاسه‌بند یا پیش‌بینی‌کننده39) شامل را ترکیب می‌کنند[20].

تعاریف مفاهیم اولیه
کلاسه بند: فرآیند پیدا کردن یک مدل (یا یک تابع) که قابلیت توصیف داده‌ای که توسط آن آموزش دیده را دارد، می‌باشد. در نهایت از این مدل می‌توان برای پیش‌بینی کلاس مربوط به نمونه‌هایی که برچسب40 کلاس آنها مشخص نیست، استفاده کرد. مدل بدست آمده می‌تواند با فرم‌های متفاوتی از جمله قوانین کلاسه بندی (IF-THEN)41 ، درخت های تصمیم‌گیری، فرمول‌های ریاضی42، شبکه های عصبی و … ارائه شود [20].
درخت تصمیم‌گیری: در واقع یک ساختار درختی شبه فلوچارت43 می‌باشد که هر گره44ی تصمیم، نمایانگر یک تصمیم‌گیری روی مقادیر یک ویژگی است و هر شاخه45 بیانگر نتیجه آن تصمیم‌گیری است. همچنین برگ46های یک درخت، برچسب کلاس‌ها یا توزیع‌های کلاسی47 را نشان می‌دهند .[20]
شبکه عصبی مصنوعی: یک مدل ریاضی الهام گرفته از شبکه عصبی انسان است که از گروه‌هایی از نِرون‌های48 مصنوعی تشکیل شده است. اساس محاسبات در این روش بر مبنای اتصال بهم پیوسته49 چندین واحد پردازشی می‌باشد و می‌تواند ساختار خود را در طی مرحله یادگیری تغییر دهد که این موضوع را با تنظیم وزن50 اتصال‌ها انجام می‌دهد [26].
پیش‌بینی کننده: بر خلاف کلاسه‌بند که برچسب‌های گسسته51 را پیش‌بینی می‌کند، پیش‌بینی‌کننده، توابع با مقادیر پیوسته52 را مدل می‌کند، یعنی به جای برچسب کلاس، مقادیر عددی53 را پیش‌بینی می‌کند.

در فصل بهار علارغم تراکم بالا اجتناب نسبي شده است. و در فصل تابستان با اينکه تراکم آنها کم بوده است نسبت به برخي اجتناب نسبي شده و نسبت به برخي اين گونه نبوده است. اما در مورد گونه ي Allium akaka که تنها در فصل بهار وجود دارد بيشترين ارجحيت نشان داده شده است. در حالي که در مورد گونه هاي درختي و درختچه اي مانند تنگرس و ميوه پسته وحشي نيز در فصل بهار و تابستان رفتارهاي متفاوتي با توجه به وضعيت رويشي نشان داده شده است. به طوريکه نسبت به تنگرس در فصل بهار اجتناب نسبي وجود دارد (احتملاً به دليل رشد اندک) در حالي که نسبت به اين گونه در فصل تابستان ارجحيت بيشتري نشان داده شده است. در مورد گونه پسته وحشي نيز وضعيت تا حدودي مشابه تنگرس بوده است به گونه اي که نسبت به اين گونه در فصل بهار توجه اندکي نموده است در حالي که در فصل تابستان علاوه بر توجه بيشتر به برگها، ميوه که رشدشان کامل شده است نيز از ارجحيتبالايي برخوردارند به طوريکه بيشترين ارجحيت را در اين فصل در ميان موارد تغذيه اي داشته است. در مورد ساير گونه که در قالب گونه هاي ناشناس و ساقه ها تعريف شده اند در فصل بهار توجه بيشتري نسبت به فصل تابستان شده است. البته اين موارد را مي توان به صورت تفکيک زيستگاهي نيز ارائه نمود.

4-1-3- آزمون هاي آماري (شاخص هاي انتخاب فصل بهار)
به طور کلي آزمون هاي آماري متعددي تاکنون براي مبحث شاخص انتخاب مورد استفاده قرار گرفته اند (Manley et al, 2002). يکي از اين آزمون ها آزمون نيکي برازش کاي اسکوئر مي باشد(Neu et al, 1974).
آزمون کاي اسکوئر: آزمون هاي آماري اي که براي شاخص هاي انتخاب استفاده مي شوند بسته به اينکه منابع در دسترس کاملاٌ سرشماري شده باشند يا با استفاده از نمونه برداري برآورد شده باشند فرق دارند (Krebs, 1999). آزمون نيکي برزاش کاي اسکوئر يک ديدگاه آماري رايج است، براي آزمون اينکه آيا مقدار استفاده شده از زيستگاه که مشاهده شده با مقدار استفاده پيش بيني شده برابر است (Alldredge & Ratti 1986) بکار مي رود. يک مشکل در استفاده از اين آزمون زماني رخ مي دهد که فرضيه ي صفر رد مي شود و يک اختلاف معني دار بين فراواني مشاهده شده و مورد انتظار از منابع استفاده شده مشاهده مي شود، و همچنين کاي اسکوئر قادر نيست ارجحيت يا اجتناب را براي موارد منفرد مشخص کند، از اين رو داده ها بايد براي تعيين پيوستگي مشاهادات به منظور محاسبه ي مقادير کاي اسکوئر بازرسي شوند (Neu et al, 1974). منلي و همکارانش (1993) براي مواردي که به طور کامل سرشماري مي شوند پيشنهاد کرده اند؛ با توجه به عدم وجود خطا (البته با فرض عدم وجود خطا) در اين موارد به منظور آزمون فرض صفر (جانوران از منابع به صورت تصادفي استفاده مي کنند) از آزمونG استفاده شود. البته در مورد منابع در دسترسي که از طريق نمونه برداري برآورد مي شوند نيز منلي و همکارانش (1993) به استفاده از آزمون G توصيه کرده اند، اما با اندکي تغيير در فرمول که به شرح زير است:
(4-1)

که در اين معادله:
ui = تعداد مشاهداتي که از منبع i استفاده مي کنند
mi = تعداد مشاهدات منبع قابل دسترس از نوع i
U= تعداد کل مشاهدات استفاده کننده =
M= تعداد کل مشاهدات از منابع قابل دسترس=
X2= مقدار کاي مربع با درجه آزادي (n-1)
( =H0انتخاب تصادفي)
n= تعداد انواع منابع
از آنجائيکه هر يک گونه هاي گياهي داراي شاخص هاي ارجحيت متفاوتي هستند لذا بايد براي هر کدام از آنها آزمون G را به صورت جداگانه انجام داد، خلاصه اين آزمون ها در جدول 4-3 آورده شده است.
از آنجائيکه محاسبات مربوط به اين روش طولاني بوده و اشکالاتي در محاسبات ممکن است روي دهد، لذا اين آزمون بر اساس معادله زير، با استفاده از نرم افزار R (Version 2.15.0) انجام شد (Murray Logan, 2010):
(4-2) G2=2?o.ln (o/e)
در اين معادله:
o: فراواني هاي مشاهده شده
e: فراواني مورد انتظار
اين آزمون به منظور بررسي فرض هاي زير طراحي شده است:
H0= داده ها از يک جامعه با توزيع غير نرمال گرفته شده اند
H1= داده ها از جامعه اي با توزيع نرمال گرفته شده اند

جدول 4-3: خلاصه ي نتايج آزمون G(X2)، در مورد گونه هاي داراي ارجحيت گوزن زرد ايراني در بهار 1390
X2 جدول

ديگر به گوزن ماده در حال آب خوردن با برخورد جدي از سوي نر مواجه خواهند شد.

تصوير 3-4: سيماي بهاره زيستگاه گوزن زرد در جزيره اشک(بهار 1390)

تصوير 3-5: سيماي تابستانه زيستگاه گوزن زرد در جزيره اشک (تابستان 1390)

3-2-5- تغذيه و عادات غذايي گوزن زرد ايراني
در مورد عادات غذايي گوزن زرد ايراني با توجه به اينکه اين گونه درحال حاضر در زيستگاه اصلي خود حضور ندارد نمي توان نظري داد (حداقل تحقيقاتي در مورد اينکه آيا گوزن زرد ايراني در دز و کرخه وجود دارد يا خير صورت نگرفته است). لذا بايد به رژيم غذايي اين گونه در مناطقي که در حال حاضر وجود دارد توجه بيشتري داشت. اما با اين حال در منابع در مورد رژيم آنها اشاراتي صورت گرفته اما اشاره نشده که چه گونه هاي گياهي مورد تغذيه اين گونه هستند اما با اين حال ضيايي(1387) عقيده دارد که بيشتر گياهان علفي و سرشاخه ها و همچنين ميوه ها را ترجيح مي دهد. اما کليمين و همکارانش عقيده دارند کمتر از برگ ها و ميوه ها تغذيه مي کند (Hutchins et al, 2003) و بيشتر از گياهان علفي و بوته اي تغذيه مي کنند. که البته به نظر مي رسد عقيده ضيايي با توجه به زيستگاه هاي موجود در ايران به خصوص جزيره اشک صحت بيشتري داشته باشد. به دليل اينکه بر اساس شواهد موجود سرشاخه خواري در اين گونه بخصوص در فصل تابستان و همين طور استفاده از ميوه ها به وفور مشاهده مي شود. به نظر مي رسد Hutchins و همکارانش در مورد زير گونه ي اروپايي چنين عقيده اي را داشته باشند و در مورد زير گونه ايراني اطلاعاتي نداشته باشند.

3-3- روش پژوهش
فرايند اجراي پژوهش به شرح زير است:
1- مشخص نمودن تيپ هاي پوشش گياهي و يا زيستگاه هاي موجود درجزيره اشک،
2- مشخص نمودن عادات غذايي گوزن زرد ايراني در فصول بهار و تابستان و تعيين ارزش رجحاني گونه هاي گياهي مورد تغذيه ي،
3- مشخص نمودن کيفيت علوفه مورد تغذيه از نظر ميزان پروتئين در دو فصل بهار و تابستان،
4- برآورد ميزان علوفه در دسترس زيستگاه گوزن زرد با روش قطع و توزين،
5- مشخص نمودن نياز روزانه گوزن زرد ايراني،
6- مشخص نمودن حد مجاز بهره برداري از گونه هاي گياهي،
7- برآورد گنجايش برد تغذيه اي زيستگاه گوزن زرد ايراني،

3-3-1- تعيين تيپ هاي پوشش گياهي
با اينکه در بين سال هاي 1364 تا 1366 پوشش گياهي جزيره اشک به عنوان زيستگاه گوزن زرد ايراني از سوي زهزاد و به حمايت سازمان حفاظت محيط زيست شناسايي شده است اما به عقيده ي مسؤلين سازمان حفاظت محيط زيست نقشه ي پوشش گياهي اين جزيره تاکنون بعد از گذشت 25 سال از ارائه ي فهرست گياهان و تيپ هاي گياهي جزيره اشک هنوز تهيه نشده است. اما بر طبق مقاله زهزاد که در سال 1368 منتشر شده است، فلور اين جزيره مشتمل بر 198 گونه متعلق به 149 جنس از 46 خانواده بوده است، که 1% گونه ها باز دانه 14% تک لپه، و 85% متعلق به دو لپه اي ها مي باشد (زهزاد، 1368). تيپ هاي گياهي ارائه شده به همان صورتي که در بخش 3-1-4 آورده شده ارائه شده است. لذا با توجه به عدم مشخص بودن و وجود نقشه تيپ هاي گياهي تصميم گرفته شد که جزيره را بر اساس شيب و وجود آب به چهار زيستگاه تقسيم نمائيم. که اين چهار زيستگاه عبارتند از: مناطق دشتي، دامنه پرشيب و سنگلاخي، چشمه و دامنه شرقي، دامنه شمالي. و بر اين اساس پلات هاي نمونه برداري را در زيستگاه هاي مختلف به صورت تصادفي- سيستماتيک پراکنده نموديم.

3-3-2- مشخص نمودن عادات غذايي گوزن زرد در جزره اشک
تعيين عادات غذايي گونه هاي وحشي به منظور مطالعه حيات وحش ضروري است. و لذ به طور کلي سه عرصه ي اصلي مديريت حيات وحش (حفاظت، محصول پايدار، و کنترل) به شناسايي غذا و تغذيه ي جمعيت هاي جانوري نياز دارند (Sinclair et al, 2006).
مشخص نمودن رژيم غذايي گوزن زرد ايراني در بهار و تابستان
روش هاي مورد استفاده براي مطالعه ي رژيم غذايي مهره داران را مي توان در سه دسته اصلي تقسيم نمود:
آنهايي که شامل گردآوري جانوران منفرد است؛
آنهايي که شامل گرفتن يا ديگر اختلالات موقتي در جانوران منفرد هستند؛
و آنهايي که نياز کمي به اختلالات انفرادي دارند و يا اصلاً نياز ندارند.
مقدار غذاي در دسترس جانوران ممکن است به صورت مستقيم اندازه گيري شود. در مورد سرشاخه خواري علفخواران، مي توان به پژوهشي کهMcNaughton در سال 1976 بر روي گرامينه ها در پلات هاي بسته به منظور اندازه گيري توليد در دسترس براي آهوي توماسون در دشت هاي سرنگيتي از طريق قطع نمودن آنها انجام داده اشاره نمود (Sinclair et al,2006).

از روش هايي که براي تعيين عادات غذايي علفخواران بزرگ وحشي به وفور در منابع ذکر و استفاده شده مي توان به موارد زير اشاره نمود:
1- آزمايش محتويات معده؛ امتياز اين روش اين است که تعداد مناسب معده به آساني بدست مي آيد و جانوران را مي توان از طريق تله گزاري و يا تير اندازي جمع آوري نمود. البته براي شکار جانوران، محققان اغلب معده ها را از نمونه هاي موجود در ايستگاه هاي شکار مخصوص شکارچيان تهيه مي کنند البته اين روش اشکلاتي هم دارد: جانوراني که مورد بررسي قرار مي گيرند ديگر نمي توان بعداً بررسي کرد، و تغييرات در رژيم غذايي در آنها را مورد بررسي قرار داد (Morrison et al, 2006). در مورد گونه هايي که از نظر جمعيتي جزء گونه هاي کمياب و در خطر هستند اين روش غير قابل استفاده است. و لذا استفاده از اين روش در مورد پژوهش حاضر منتفي است.
2- روش هاي غير مخرب ديگر نيز در حيات وحش مورد استفاده قرار مي گيرد، مانن
د استفاده از برخي مواد اسفراغ آور32 در برخي گونه هاي گرفته شده به صورت زنده که با خوراندن اين مواد شيميايي آنها را مجبور مي کنيم که آنچه را خورده اند برگردانند. البته اين روش ممکن است موجب مرگ گونه شود (Morrison et al, 2006). لذا اين روش نيز با توجه به در خطر بودن گوزن زرد ايراني مورد استفاده قرار نگرفت.
3- روش تجزيه سرگين؛ روشهاي ديگري نيز وجود دارد که حداقل تلفات را در پي دارند، مانند روش تجزيه سرگين (عجمي، 1381؛ Morrison et al, 2006). نمونه ها در اين روش به آساني قابل جمع آوري از محيط يا در طول زنده گيري مي باشند. در مطالعات زنده گيري، سرگين ها مي توانند در طول سال از جانوران هر گروه سني يا هر وضعيت محصولي بدست آيند، و نمونه هاي افراد مشخص قابل تکرار هستند (Morrison et al, 2006). با توجه به اينکه گوزن زرد جزء نشخوار کنندگان است، لذا استفاده از اين روش نيازمند مجموعه هاي مرجع در مورد بافت هاي اپيدرمي گياهان منطقه مطالعاتي به منظور شناخت بافت هاي موجود در سرگين و همچنين ميکروسکوپهاي با دقت بالا است (عجمي، 1381)، که متأسفانه در حال حاضر اين امکانات در مراکز تحقيقاتي ما وجود ندارد.
4- روش مشاهده مستقيم؛ روش ديگر از روش هاي غير مخرب مشخص نمودن عادات غذايي از طريق مشاهده ي رفتار تغذيه اي جانوران و تجزيه و تحليل نسبت هاي مربوط به حذف غذا است
(Morrison et al, 2006؛ عجمي، 1381). به نظر مي رسد اين روش در مناطق دشتي براي گونه اي مانند آهو مناسب نباشد، با توجه به اينکه زيستگاه اين گونه داراي مناطقي که بتوان در آنجا مخفي شد و گونه را زير نظر گرفت وجود ندارد (عجمي، 1381)، اما در مورد گوزن زرد در جزيره اشک اين کار در فصل تابستان به آساني قابل انجام است، زيرا گوزن هاي زرد در فصل تابستان به خصوص فصل جفت گيري (شهريور) تحت تأثير شرايط به راحتي مي توان آنها را زير نظر گرفت، بنابر اين از اين روش براي مشخص نمودن عادات غذايي گوزن زرد در جزيره اشک استفاده شد. محققان در اين روش در تمام دوره زماني و سپس گزارش نتايج به نوع و مقدار غذاي مصرف شده و البته به موقعيت قطع شدن يا خورده شدن گياه (قطر و اندازه) توجه دارند. متأسفانه روش هاي غير مخرب سنجش عادات غذايي نمي توانند نياز هاي تحقيقاتي را به دقت ارائه کنند. چونکه با اين روش ما قادرنيستيم به طور دقيق تمام تغذيه ي گونه ها را مشاهده کنيم (Morrison et al, 2006). لذا به نظر مي رسد بايد روش مکملي نيز در کنار اين روش داشته باشيم تا نتايج کار از دقت کافي برخوردار باشند.
5- روش فيلم برداري؛ اين روش نيز مانند روش مشاهده مستقيم است و با استفاده از يک دوربين فيلمبرداري قوي عمليات فيلم برداري بايد انجام شود (عجمي، 1381). البته اين روش با توجه به اينکه در حال حاضر دوربين هايي که بتوان با استفاده از آن از فاصله دور از گوزن ها در جزيره اشک فيلمبرداري نمود در دسترس نيست و لذا استفاده از اين روش نيز رد مي شود.
6- روش فيستولا گذاري؛ در اين روش بايد گونه جانوري زنده گيري و بيهوش شود (عجمي، 1381). و اين روش نيز به دليل نبود امکانات بيهوشي و عدم صدور مجوز از سوي سازمان محيط زيست منتفي است. علاوه بر اين در صورت وجود اين مجوز نيز اعمال اين روش معمولاً در مورد گونه هاي اهلي انجام مي شود که ميزان استرس در آنها بسيار کمتر است در حالي که در مورد گونه هاي وحشي ميزان استرس وارد شده براي گونه حتي ممکن است موجب مرگ گونه شود.
7- روش کافه تريا؛ اين روش با توجه به کم بودن منابع در جزيره و نبود علوفه کافي قابل انجام نبود.
8- اندازه گيري ميزان بهره برداري از گياهان؛ اين روش يکي از شاخص ترين روش ها در برآورد ظرفيت برد زيستگاه ها است (عجمي، 1381). با توجه به اينکه برآورد نيازهاي تغذيه اي امتيازهاي بيشتري را به منظور درک منابع تغذيه اي در دسترس که با نيازهاي جانوري مطابقت دارد به همراه دارد (Beck et al, 2006). لذا به منظور دستيابي به اين هدف بايد به اندازه گيري زيست توده گياهي در دسترس و داراي ارجحيت اهميت ويژه اي داده شود. زيست توده غذايي در دسترس بوته ها نقش مهمي در کنترل کاهش وزن بدني گوزن درطول زمستان (White et al, 2009) و تابستان دارد. در اين روش ظرفيت برد از تقسيم زيست توده علوفه مورد تغذيه بر ميزان ماده خشک مورد مصرف روزانه به دست مي آيد (عجمي، 1381).
(3-1) (طول فصل) A/B× K=
که در اين رابطه:
K= ظرفيت برد
A= علوفه قابل مصرف (کيلوگرم بر هکتار)
B= نياز متوسط روزانه (کيلوگرم بر روز)
Days= طول فصل (تعداد روزهاي استفاده از مرتع)
در اين پژوهش به منظور اندازه گيري ميزان بهره برداري از گياهان در فصل بهار از کوادرات هايي با طول و عرض 10 متر استفاده شد. با توجه به اينکه نقشه ي تيپ هاي پوشش گياهي جزيره موجود نبود، لذا نقشه 1:50000 جزيره را که در دسترس بود به صورت سولول هاي 10 متر مربعي شبکه بندي شد، و از ميان اين سلول ها به صورت تصادفي با استفاده از نرم افزار R، 15 نقطه انتخاب شد. سپس طول و عرض چهار گوشه ي اين سلول ها به GPS داده شد تا دستيابي به آن ها راحت تر باشد. به منظور مشخص نمودن درصد بهره برداري گياهان، از روش شمارش ساقه در کوادرات استفاده شد. به اين صورت که گونه هاي گياهي موجود در کوادرات شناسايي شد و براي هر گونه تعداد ساقه هاي چرا شده و تعداد کل ساقه و همچنين تاج پوشش هر کدام اندازه گيري شد. و بعد از مشخص نمودن ميزان بهره برداري از هر گياه به همان مقدار از گياهان خورده نشده قطع و بعد از انتقال به آزمايشگاه توزين شد (وزن تر) و بعد از گذشت يک هفته که گونه ها در هواي آزاد قرار
گرفتند دوباره وزن شدند (وزن خشک) و اعداد بدست آمده در فرم شماره 1 ثبت شد (ضميمه 4) سپس با توجه به اعداد بدست آمده درصد بهره برداري و درصد پوشش تاجي گونه ها و همچنين ارجحيت تغذيه اي مشخص شد. و با استفاده از فرمول نسبت علوفه (درصد گونه موجود در رژيم غذايي/درصد گونه موجود در محيط) شاخص نسبت علوفه يا نسبت انتخاب براي هر گونه محاسبه شد.

* روش مورد استفاده در اين پژوهش
باتوجه به اينکه در جزيره مکان هايي براي مخفي شدن و ديد زدن گوزن ها وجود دارد. لذا مشاهده مستقيم تغذيه گوزن در بهار و تابستان کار چندان سختي نيست. لذا در اين فصول به منظور مشخص نمودن رژيم غذايي گوزن از روش مشاهده مستقيم و البته بررسي آثار چراي بجا مانده استفاده شد. بعد از مشاهده تغذيه گوزن و تعيين گونه با نزديک شدن به محل چرا و مشاهد ي آثار چرا بر روي گونه هاي گياهي به اندازه گيري مقدار قطع شده و قطر قطع شدن گياه پرداخته مي شد. و سپس برداشت از گياهان مشابه به همان اندازه ي تغذيه شده توسط گوزن انجام مي شد. و با تکرار اين عمل گونه هاي مورد تغذيه مشخص شد. که اين گونه هاي مورد تغذيه در پلات ها مورد اندازه گيري قرار مي گرفت (وزن تک پايه مورد تغذيه، شمارش پايه هاي موجود در پلات هاي نمونه برداري).

3-3-2- تعيين ارزش رجحاني گونه هاي گياهي (شاخص انتخاب)
به منظور مشخص نمودن ارزش رجحاني گونه ها در فصل بهار و تابستان ميزان بهره برداري از گياهان به ترتيب با استفاده از روش شمارش ساقه در داخل کوادارات هاي 10 متر مربعي(بهار) و ترانسکت هاي 100 متري (تابستان) که 10 کوادرات در طول اين ترانسکت ها به صورت تصادفي قرار گرفته بود برآورد شد. و سپس با استفاده از انواع شاخص هاي علوفه، وضعيت انتخاب غذا در انواع زيستگاه هاي موجود در جزيره اشک مشخص گرديد. و با استفاده از روش هاي آماري مناسب به آزمون فرضيه ها و ارائه ي حدود اعتماد براي شاخص هاي انتخاب محاسبه شده در دو فصل بهار و تابستان پرداخته شد. و در ادامه شاخص آلفاي منلي نيز براي تک تک گونه هاي داراي ارجحيت تعيين شد.

3-3-4- کيفيت علوفه مورد تغذيه از نظر ميزان پروتئين در بهار و تابستان
به منظور مشخص نمودن ميزان پروتئين گياهان مورد تغذيه، نمونه هاي گياهي از زيستگاه هاي مختلف که پلات هاي نمونه برداري در آنها واقع شده بودند تهيه شد. سپس وزن تر نمونه هايي که تهيه شده بود با استفاده از ترازوي ديجيتالي در محل اندازه گيري شد. وبعد از قرار گرفتن در معرض هواي آزاد به مدت يک هفته وزن خشک نيز اندازه گيري شد. و سپس نمونه ها براي انجام آزمايش ها آماده شدند.

3-3-4-1- اندازه گيري درصد ماده خشک
به منظور مشخص نمودن درصد ماده خشک نمونه هاي گياهي مورد تغذيه، دو گرم از هر نمونه آسياب شده را در سه تکرار، در بوته ريخته و با ترازويي به دقت 0.001 گرم وزن شد. سپس نمونه ها را در آون در دماي 105 درجه سانتي گراد به مدت 48 ساعت قرار داده شدند. پس از گذشت 48 ساعت نمونه ها را از آون خارج نموده و در درون دسيکاتور قرار داده شدند تا سرد شوند و رطوبت را دريافت نکنند. پس از سر شدن نمونه ها وزن شدند. و درصد ماده خشک با توجه به ميزان

ه عبارت ديگر نسبت حضور گونه هاي گياهي موجود در هر تيپ متفاوت است (ارزاني، 1388). لذا مي توان مدل هاي تغذيه اي را به انواع مختلفي تقسيم نمود که اين تقسيم بندي بر اساس نوع متغيري که براي تعيين ارزش غذايي استفاده مي شود صورت مي گيرد. که اين متغيرها عبارتند از: درصد نيتروژن، پروتئين خام، خاکستر، مواد آلي، چربي خام، انرژي خام، الياف نامحلول در شوينده خنثي (ديوراه سلولي)، الياف نامحلول در شوينده اسيدي (ديواره سلولي منهاي همي سلولز)، انرژي قابل هضم، انرژي متابوليسمي و … (ارزاني، 1388). از روش هايي که براي تعيين ظرفيت برد تغذيه اي تاکنون در منابع مورد استفاده قرار گرفته مي توان به موارد زير اشاره نمود:
– احتمالات انتخاب زيستگاه، ظرفيت برد تغذيه اي بازگو کننده ي يکسري از نيازهاي تغذيه اي ويژه براي مواد غذايي اي است که در زيستگاه در دسترس جانور موجود است (Beck et al, 2006 ; MacLeod, 1997).
– مدل هاي مبتني بر ميزان علوفه يا ميزان زيتوده ، که به عنوان اساسي ترين مدل تعيين گنجايش برد مع روف است. در اين روش گنجايش برد از از تقسيم زيست توده علوفه مورد مصرف بر ميزان ماده خشک مورد مصرف روزانه به دست مي آيد ( عجمي، 1381).
– مدل هايي که مبتني بر برآورد هاي مربوط به انرژي و نيتروژن در دسترس (Hobbs et al., 1982; McCall et al., 1997) و نياز هاي روزانه ي جانور مورد مطالعه هستند.

1-8- تعيين ارزش رجحاني گونه هاي مصرفي
اغلب صاحب نظران ارزش رجحاني و خوشخوراکي را به يک معني مي دانند (ارزاني، 1388؛ عجمي، 1381). خوشخوراکي يکي از ويژگي هاي مهم گياهان مرتعي است، که منظور از آن انتخاب گياه توسط دام است (ارزاني، 1388). کيفيت مواد غذايي (گياهان) به حضور تراکم هاي نسبي از مواد مغذي مختلف از قبيل پروتئين ها، چربي ها، کربوهيدارت ها، ويتامين ها و مواد معدني است (Seal, 2011). و درک محتوي ساختار گياهي يک راه مفيد براي تعيين ظرفيت مراتع است(Asaadi & Dadkhah, 2010). به طور کلي عوامل متعددي هستند که بر خوشخوراکي گياه اثر مي گذارند:
– ويژگي هاي فيزيکي گياه: از جمله اين ويژگي ها ميتوان به آبدار و گوشتي بودن (ارزاني، 1388)، وجود تيغ، خار، کرک و زبري سطح برگ (عجمي، 1381) اشاره نمود.
– ويژگي هاي محيط زيستي: مانند شرايط اقليمي، پستي و بلندي، و فاکتورهاي مربوط به خاک و همچنين حشرات و بيماري ها (عجمي، 1381).
– ويژگي هاي شيميايي گياه: ترکيبات شيميايي گياهان از مهمترين عوامل تعيين کننده خوشخوراکي هستند (ارزاني، 1388). از اين ويژگي ها مي توان به مواردي از قبيل پروتئين، قند، فيبر، ليگنين، سيليس، اسانسها و ترکيبات ثانويه گياهي اشاره نمود (عجمي، 1381).
– مرحله رشد گياه (عجمي، 1381؛ ارزاني، 1388): اين مورد مهمترين عامل در خوشخوراکي گونه هاي گياهي است. به طوري که با پيشرفت در مراحل رشد بخش هاي کربوهيدراتي(سلولزي) گياه زيادتر شده و لذا خوشخوراکي گياه کاهش مي يابد.
– فراواني گونه هاي همراه
– قابليت استفاده

1-8-1- شاخص هاي ارجحيت تغذيه اي
کوک(1978) پيشنهاد کرده که سه موضوع بايد در تصميم گيري در مورد شاخص ارجحيت مناسب توجه شود (Krebs, 1999):
1. مقياس شاخص: بهتر است که هر دو مقياس ارجحيت مثبت و منفي اندازه برابري داشته باشند، نزديک به صفر(0).
2. قابليت سازگاري شاخص: بهتر است که قابليت دربرگرفتن بيش از دو نوع غذا را در شاخص داشته باشيم.
3. حيطه ي يک شاخص: بهتر است مقدار شاخص حداکثر در همه ي تراکم هاي غذايي قابل استفاده باشد.
به طور کلي سه گروه مطالعات براي اندازه گيري ارجحيت توسط منلي و همکارانش در سال 1993 و 2002 مورد بررسي قرار گرفته است. بايستي توجه داشت که اين ارجحيت ها مي تواند در سطح زيستگاه، مکان هاي آشيانه گذاري و يا ارجحيت غذايي مطرح شود.
طرح نوع I: مطالعاتي که در آنها تمام اندازه گيري ها در سطح جمعيت انجام مي شود نه در سطح فرد. و از منابع مصرف شده و مصرف نشده در کل منطقه مورد مطالعه نمونه برداري انجام مي شود. به عنوان مثال، حضور يا عدم حضور گروه هاي سرگين در هر کوادارت ثبت شود (Krebs, 1999 ; Manley, 2002؛ عجمي، 1381).
طرح نوع II: در اين نوع از مطالعه افراد شناسايي شده و منابع استفاده شده براي هر فرد اندازه گيري مي شود. اما موجوديت منابع در سطح جمعيت و براي کل منطقه مورد مطالعه اندازه گيري مي شود. مثلاٌ مي توان محتوي نمونه هاي شکمبه جانور را بررسي کرده و آنرا با غذاي قابل دسترس در منطقه مقايسه کرد (Krebs, 1999 ; Manley, 2002؛ عجمي، 1381).
طرح نوع III: مانند طرح نوع II افراد مورد اندازه گيري واقع مي شوند، اما علاوه برآن قابليت در دسترسي منابع براي هر فرد اندازه گيري مي شود. بعنوان مثال مکان هاي زيستگاه را مي توان توسط گروهي از افراد که به فرستنده هاي راديويي مجهز شده اند، اندازه گيري کرد و اين اندازه گيري ها را با زيستگاه هي قابل دسترس در داخل گستره ي خانگي هر فرد مقايسه نمود (Krebs, 1999; Manley, 2002؛ عجمي، 1381).

1-8-2- شاخص هاي انتخاب
شاخص هاي ارجحيت متنوعي تاکنون در منابع ذکر شده است که از آن ميان مي توان به موارد زير اشاره نمود:
1. شاخص نسبت علوفه
ساده ترين سنجنده ي ارجحيت، نسبت علوفه است که براي اولين بار توسط Savage(1931) و Williams & Marshall(1938) ارائه شده است (Krebs, 1999; Manly et al., 2002):

(1-1)
که در اين معادله:
wi= نسبت علوفه براي گونه ي i (شاخص 2 Cock13 1978)
oi= نسبت يا درصد گونه هاي i در رژيم غذايي
pi= نسبت يا درصد گونهi دردسترس در محيط
نسبت هاي علوفه محاسبه شده مربوط به گونه هاي گياهي مورد تغذيه
در جدول 4-1 آورده شده است.
نکته قابل توجه در اين جدول اين است که تنها شاخص نسبت علوفه در مورد گونه هاي مورد تغذيه ارائه شده است.
روزيري و همکاران14 (1975) مقادير شاخص انتخاب را به منظور مشخص نمودن ارزش رجحاني بدين گونه تقسيم نموده اند (عجمي ،1381):
بيشتر از 2.1 نشان دهنده ي رجحان کامل،
2- 1.4 نشان دهنده ي رجحان نسبي،
1.3- 0.7 ارجحيت متوسط،
0.6- 0.3 اجتناب نسبي،
کمتر از 0.2 اجتناب کامل.

2. شاخص انتخاب استاندارد شده
به عقيده Krebs(1999) در روش تعيين شاخص انتخاب (نسبت علوفه) شاخص هاي انتخاب بالاي 1.0 نشان دهنده ارجحيت گونه و شاخص هاي کمتر از 1.0 نشان دهنده ي اجتناب هستند. در حالي که شاخص هاي انتخاب ممکن است از 0 تا ? باشند، که اين امر مسئله اي است که اختلال ايجاد مي کند. در اين مورد منلي و همکارانش (1993) نسبت هاي علوفه يا شاخص هاي انتخابي تحت عنوان نسبت هاي استاندارد شده را ارائه نموده اند (که همان شاخص چيسون15 است که در سال 1978 ارائه شده است (Manly et al, 2002) البته با جايگزيني wi به جاي (oi /pi)) :
(1-2)
که در اين معادله:
Bi = شاخص استاندارد شده براي گونه i
= wi نسبت علوفه براي گونه i
نسبت هاي استاندارد شده پايين تر از اين مقدار (تعداد منابع/1) نشان دهنده ي اجتناب نسبي، و مقادير بالاتر از آن نشان دهنده ارجحيت نسبي هستند (Krebs, 1999).
3. شاخص مورداک16
برخي از شاخص هاي ارجحيت تنها دو گونه را مورد مقايسه قرار مي دهند (Krebs, 1999؛ عجمي، 1381).مورداک در سال 1969 شاخص C را به صوزت زير ارائه نمود:
(1-3)
که در اين رابطه
= نمايه مورداک براي برآورد ارجحيت
= نسبت گونه طعمه a وb در رژيم غذايي
= نسبت گونه طعمه aوb در محيط
در اين شاخص نيز مانند شاخص نسبت علوفه مسئله ي مقياس وجود دارد: بطوريکه محدوده ي 0 تا 1/0 را بعنوان ارجحيت منفي و 1/0 تا بي نهايت ارجحيت مثبت قلمداد مي شود (Krebs, 1999).
قابليت در دسترسي منابع متفاوت به طور کلي در طبيعت يکسان نيست، و استفاده از آنها ممکن است از طريق تغيير در قابليت در دسترسي تغيير نمايد، از اينرو، منابع استفاده شده بايد با استفاده از قابليت در دسترسي (يا عدم استفاده) مقايسه شوند (Manly et al., 2002).
از شاخص هاي ديگري که تاکنون براي مشخص نمودن انتخاب استفاده شده است مي توان به موارد زير اشاره نمود (Manly et al., 2002):
(برخي از اين شاخص هاي انتخاب براي داده هاي مربوط به جزيره اشک براي گوزن زرد در جدول 4-6 (فصل بهار) و جدول 4-7 (فصل تابستان) آورده شده است).
4. شاخص گزينش Ivlev (1961)
(1-4) Ei= (oi-pi )/(oi+pi)
5. شاخص خطي Strauss (1966)
(1-5) Li=oi-pi
6. شاخص Jacobs (1974)
7. شاخص Chesson (1978) و Paloheimo (1979)
(1-6) i=(oi/pi) / ?(oi / pi )?
8. شاخص منلي Manly et al. (1972) و Manly (1973، 1974)
9. شاخص Vanderploeg و Scavia (1979)
10. شاخص Bowyer و Bleich (1984)
(1-7) Importance=oi×pi
11. شاخص Rondorff et al. (1990)
12. شاخص Durbin (1998)
13. شاخص راجرز17
کربس(1999) يک سري توصيه ها در مورد شاخص انتخابي براي مشخص نمودن ارجحيت غذايي نموده است. وي عنوان نموده است که به نظر مي رسد شاخص انتخاب (نسبت علوفه)، آلفاي منلي، و شاخص رتبه اي ارجحيت بهترين شاخص هاي ارجحيت در اکثر مواقع هستند. و شاخص راجرز يا روش منلي و همکاران براي آزمايش کافه تريا مناسب هستند (Krebs, 1999). در آزمون هاي کافه تريا تعدادي از انواع غذا براي يک جانور با فراواني برابر ارائه مي شود، بنابراين دسترس پذيري به صورت مستقيم تأثير بسزايي بر مقدار ارجحيت نخواهد داشت.

1-9- آزمون فرضيه ها و حدود اعتمادها
آزمون ها در مطالعات انتخاب منبع مي توانند براي تعيين اينکه آيا حقيقتاٌ منابع انتخاب شده استفاده شده اند، و همچنين به منظور مقايسه ي استعداد انتخاب در ميان منابع استفاده شوند. به طور کلي آزمون هاي آماري متعددي براي ارزيابي کلي فرايند انتخاب منبع استفاده شده است، همچنين در زمينه ي فرايندهاي مربوط به تعيين حدود اعتماد و مشخص نمودن اينکه يک منبع در يک زمان به چه صورت استفاده شده به منظور ارزيابي فرايند انتخاب منبع نيز روش هاي متعددي بکار رفته است (Manly et al., 2002).
از آزمون هاي آماري استفاده شده براي ارزيابي انتخاب منبع مي توان به: آزمون نيکي برازش کاي مربع18، لگاريتم احتمال کاي مربع براساس ساختار معماري سيماي سرزمين19، روش ارجحيت جانسون20، آزمون فريدمن21، کاي مربع چند متغيره22، آزمون کاي مربع شده همگن23، آزمون کوئد24، مدل هاي لگاريتم خطي25، آزمون ويل کاکسون26، تحليل ترکيب بندي27، و مدل هاي انتخاب گسسته28 اشاره نمود (Manly et al., 2002).

1-10- واحد دامي و نيازهاي روزانه غذايي
از آنجا که پيش بيني يا برآورد نياز روزانه دام به مواد غذايي و عوامل مؤثر بر آن يک جزء کليدي در برآورد ظرفيت برد زيستگاه مي باشد، از اين رو، لازم است که داده هاي دقيقي از عوامل مؤثر بر نياز دام را داشته باشيم. روش هاي مختلفي براي تعيين ميزان انرژي مورد نياز پستان دارن بزرگ جثه وجود دارد (عجمي، 1381؛ Valentine, 2001). از آنجا که انجام اين گونه مطالعات به تجهيزات آزمايشگاهي و صرف هزينه هاي زياد بويژه در مورد گونه هاي حيات وحش نياز دارد، بناراين در اين پژوهش به اين مسئله پرداخته نشده است. و در اين گونه موارد مي توان از واحد دامي معادل استفاده نمود.

متخصصين علم مرتعداري تعاريف مختلفي را در مورد واحد دامي ارائه نموده اند. انجمن مرتعداران ايالات متحده در سال 1974 يک گاو ماده بالغ 453/7 کيلوگرمي با نياز روزانه برابر Kg 12 ماده خشک را بعنوان واحد دامي معرفي نموده اند (Valentine, 2001). در ايران واحد دامي بر حسب وزن زنده در برخي منابع آمده است. ميانگين اندازه واحد دامي در کشور يک ميش بالغ به وزن 45-35 کيلوگرم که به 1/5 تا 1/6 کيلوگرم علوفه در شبانه روز نياز دارد، در نظر گرفته شده است (مقدم، 1377).
به منظور مشخص نمودن واحد هاي دامي معادل، تنها کافي است که وزن متابوليک حيوان مورد نظر (W0.75) را بر وزن واحد متابوليک واحد دامي کشور تقسيم نمائيم. عدد بدست آمده واحد دامي معادل خواهد بود (عجمي، 1381).
AUE= W1 0.75/ W2 0.75 (1-8)
در اين رابطه W1 وزن حيوان مورد نظر بر حسب کيلوگرم و W2 وزن واحد دامي استاندارد کشور يا منطقه مي باشد (Valentine, 2001).
از آنجائيکه ميزان مصرف ماده خشک با وزن متابوليک دام رابطه نزديکي دارد (Sinclair et al, 2006; Valentine, 2001؛ عجمي، 1381). از اين رو با استفاده از واحد دامي معادل مي توان مقدار علوفه مورد نياز يک جانور را نسبت به علوفه مورد نياز يک واحد دامي محاسبه نمود (Valentine, 2001).

1-11- حد بهره برداري مجاز
حد بهره برداري مجاز عبارت است ازآن قسمت يا نسبت از گياه که مي توان مورد استفاده قرار داد بدون آنکه موجب خسارت و صدمه بر رشد و زندگي گياه شده باعث کاهش قدرت رقابت آن گياه با گياهان ديگر شود. بنابراين، مشخص کردن حد بهره برداري مجاز از لحاظ اينکه کمترين مقدار علوفه هدر رفته و ايجاد خسارت در گياه ننمايد يکي از اصول اساسي در برنامه هاي مرتعداري است. حد بهره برداري مجاز تحت شرايطي نظير تغييرات آب و هوايي منطقه، شرايط خاک فصل چرا و وضعيت مرتع تغيير مي کند. مشخص نمودن حد بهره برداري مجار از گونه هاي مرتعي منوط به بررسي هاي انجام شده در محل خواهد بود. درصد حد بهره برداري مجاز بسته به گونه تغيير خواهد کرد (مقدم، 1377؛ عجمي، 1381).
در مورد اکثر گياهان بومي در صورتي که ميزان بهره برداري در طول فصل بهره برداري بيش از 40 تا 50 % وزن توليد سالانه نباشد، اين گونه گياهان قادر به حفظ قدرت رويشي و سلامتي خود خواهند بود، بديهي است در مراتعي که شيب زياد و يا خاک ناپايدار داشته باشند بايد ميزان حد بهره برداري کاهش يابد، ام از آنجائيکه در مورد گياهان مرتعي ايران و در مناطق مختلف حد بهره برداري مجاز اندازه گيري